چرا امام خمینی به ترکیه تبعیدشد؟۱۳آبان۴۳

چرا امام خمینی به ترکیه تبعیدشد؟13آبان43
چرا امام خمینی به ترکیه تبعیدشد؟۱۳آبان۴۳

احیای امتیاز کاپیتولاسیون در ایران و اعطای آن به آمریکایی‌ها یکی از اقدامات ننگین رژیم پهلوی بود که با این عمل دستگاه قضایی ایران استقلال خود را از دست داده و در حقیقت بازیچه دست بیگانگان شد ، عمال و اتباع خارجی آزادانه مرتکب جرم جنایت می‌شدند و ترسی از ارتکاب این اعمال نداشتند زیرا امید داشتند که پس از ارتکاب جرم در کشور خودشان محاکمه می‌شوند و در حقیقت مجازاتی در کار نخواهد بود و دولت ایران حق تعقیب و مجازات مجرمان را نداشت ! (۱)

کاپیتولاسیون زمینه تبعید به بورسا

۱٫اعطای حق کاپیتولاسیون تأثیرات مخربی بر جامعه ایران داشت و آثار از خود به جای گذاشت از جمله : ۱٫ اولین تأثیر آن از بین رفتن استقلال قضایی ایران

۲٫ کشورهایی که دارای حق کاپیتولاسیون در ایران بودند – با توجه به امتیازات بدست آورده – سعی می‌کردند که میراث فرهنگی و اشیاء نفیس تاریخ ایران را که سرمایه فرهنگی و نمودار تمدن یک ملت است با مصونیت ناشی از حق کاپیتولاسیون به یغما برند و این از نتایج فرهنگی این امتیاز است .

۳٫ این قرارداد موجب شد که از لحاظ روحی و اخلاقی تأثیرات منفی و نامطلوبی در روحیه بعضی از مردم بر جای گذارد و روحیه خیانت و وابستگی به بیگانگان را در این دسته به وجود آورده بود .

۴٫ قرارداد کاپیتولاسیون سبب گردید که به تدریج ملت ایران در مقابل غرب احساس حقارت نمایند و تصور کنند که فرهنگی‌ها تافته جدا بافته هستند …. کاپیتولاسیون بر خلاف خواست ایران و به نحوی تحمیلی بود، و این اساسا ره‌آورد کشورهای استعماری است که تحت پوشش آن می‌خواستند در تمام شئون مختلف کشور اعم از ؛ سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی دخالت کنند ، و مهمترین دلیل کشورهای غربی بر تحمیل و ادامه کاپیتولاسیون این بود که در ایران تشکیلات منظم قضایی مطابق با غرب وجود ندارد . (۲)

در دهه چهل تقریبا همان مواد مندرج در قرارداد ترکمنچای و دیگر قراردادها به آمریکا داده شد و آنان نیز از حقوق کاپیتولاسیون برخوردار شدند و آمریکایی‌ها به جای انگلیسی‌ها – به دلیل آن که در صحنه سیاسی ایران صاحب نفوذ بودند – از ایران تقاضای حقوق ویژه کاپیتولاسیون برای اتباع عادی و مستشاران نظامی خود در ایران می‌کنند و مجلس شورای ملی و سنا نیز آن را تصویب نمود و تقریبا همان امتیازات که دول اروپایی در قرن نوزدهم از ایران گرفتند ،

مجلسین در سال ۱۳۴۳ تحت عنوان الحاق مستشاران نظامی و کارمندان آمریکایی به مصونیت‌های کنوانسیون وین به آمریکایی‌ها می‌دهند و به موجب این قانون دادگاههای ایران حق نداشتند به جرایم و تخلفات مستشاران و نظامیان آمریکایی در ایران رسیدگی کنند بلکه لازم است در دادگاههای کشور آمریکا به جرایم آنان رسیدگی می‌شود.(۳)

رژیم پهلوی سعی کرد با ایجاد سانسور شدید در رسانه‌ها جلوی انتشار خبر در مورد تصویب لایحه کاپیتولاسیون را بگیرد و خبری به بیرون درز پیدا نکند ولی چند روز از تصویب لایحه نگذشته بود که متن کامل مذاکرات مجلس به دست امام خمینی رسید و امام تصمیم گرفتند که طی نطقی ، این عمل رژیم را به اطلاع عموم برسانند و امام ابتدا برای آگاه ساختن علما و روحانیون مرکز و شهرستان‌ها ، پیک‌هایی به همراه نامه به اطراف و اکناف کشور روانه نمودند و در مرحله بعد خود ایشان با مقامات روحانی در قم به گفتگو نشستند و به تدریج تعداد کثیری از مردم ایران روانه قم شدند تا شاهد سخنرانی تاریخی امام باشند.

هشدار رژیم  به امام خمینی ازاینکه  امریکاناراحت است قبل ازسخنرانی۴آبان-کاپیتولاسیون

رژیم زمانی که از برنامه سخنرانی امام اطلاع حاصل کرد برای جلوگیری از اجرای برنامه نماینده‌ای به قم فرستاد ، اما این فرد هر چه تلاش کرد ، نتوانست به دیدار امام نایل آید ولی توانست به وسیله حاج آقا مصطفی خمینی پیامی را به امام برساند ، وی در آن پیام به خطر قدرت آمریکا اشاره داشته و نیز اینکه از حمله به شخص اول مملکت خطرناک‌تر است . اما این تهدیدات کوچکترین اثری در عزم راسخ امام نداشت و امام خمینی در ۴ آبان ۱۳۴۳ سخنرانی آتشین خود را ایراد نمود و بیانات خود را با آیه « انا لله و انا الیه راجعون» آغاز نمود و طی آن شدیدترین حملات را علیه آمریکا و شخص شاه وارد نمود .(۴)

امام در بخشی از سخنان خود فرمودند : « قانونی را به مجلس بردند در آن قانون اول ما را ملحق به پیمان وین و ثانیا الحاق کردند به پیمان وین که تمام مستشتاران نظامی با خانواده‌هایشان با کارمندهای فنی‌شان … با هر کسی که بستگی دارند اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند . پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد دادگاه‌های ایران حق ندارند محاکمه بکنند . دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد … اگر این مملکت اشغال آمریکاست چرا اینقدر عربده می کشید ، چرا اینقدر دم از ترقی می‌زنید ؟ ما این قانون واقع شده را ، قانون نمی‌دانیم ، این مجلس را مجلس نمی‌دانیم ، ما این دولت را دولت نمی‌دانیم . این‌ها خائنند به مملکت ایران ، خائنند . (۵)

امام علاوه بر سخنرانی فوق اعلامیه‌ای علیه احیای کاپیتولاسیون صادر کردند و در آن بیان داشتند که مجلس با تصویب آن سند بردگی ملت یران را امضا نموده است و ملت ایران را تحت اسارت آمریکا قرار داد . (۶) بعد از موضع گیری تند امام علیه کاپیتولاسیون ، دولت آمریکا دریافت برای حفظ نفوذ و سلطه خود باید رابطه میان امام و مردم را از بین ببرد

سرانجام در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ رژیم ایشان را دستگیر و به شهر بورسا در غرب ترکیه تبعید کردند ، شهر قم هم به تصرف نیروهای شاه درآمد تا جلوی هر گونه قیامی گرفته شود و حاج آقا مصطفی خمینی هم دستگیر و بازداشت شد .

عصر همان روز از طرف ساواک اطلاعیه‌ای به شرح ذیل در روزنامه‌های تهران به چاپ رسید که در آن اشاره شده :

در طبق اطلاع موثق و دلایل و شواهد کافی ، چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد . لذا در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۴۳ از ایران تبعید گردیده . سازمان اطلاعات و امنیت کشور .» (7)

دولت آمریکا از تبعید امام خمینی – که ایشان را سدی در مقابل خود در ایران می‌دید – راضی و خشنود بود به طوری که کاردار سفارت آمریکا دو روز پس از تبعید امام در نامه‌ای به یکی از دوستان خود چنین می‌نویسد : « وقایع اخیر … موجب خشنودی من شده است و سرانجام توانستیم از شر آن پیرمرد …. که چوب لای چرخ ما می‌گذاشت راحت شویم . » (8)

چراترکیه؟

[نماینده ساواک در آنکارا] در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۴۳ در خصوص چگونگی انتقال امام خمینی به شهر آنکارا و اظهارات ایشان راجع به تبعید خود و نیز مراقبت‌های امنیتی جهت انتقال امام به شهر بورسا چنین گزارش می‌دهد : « در اجرای امر ساعت ۸ صبح چهارشنبه ۱۳ آبان به اتفاق شخص مورد نظر [به] وسیله هواپیما به طرف آنکارا پرواز نموده اولین صحبت ایشان خطاب به اینجانب در هواپیما این بود که من برای دفاع از وطنم تبعید شدم پس از سه ساعت و سی دقیقه پرواز در فرودگاه آنکارا پیاده شدیم و در سالن فرودگاه یکی از مأمورین امنیتی ترکیه جلو آمده پس از بیان نام اینجانب و معرفی خود به نام مأمور ، ابتدا به زبان ترکی بعد به زبان آلمانی صحبت نمود در فاصله کوتاهی به اتفاق شخص مورد نظر و مأمور معرفی شده با اتومبیل پس از طی ۳۵ کیلومتر به آنکارا رسیده مستقیما به هتل … که قبلا آمده شده بود مستقر شدیم پس از ۲۴ ساعت توقف چون محل استقرار مشکوک به نظر می‌رسید طبق طرح قبلی به وسیله مأمورین ابتدا محل دیگری انتخاب شد سپس ….. بعدازظهر پنج شنبه ۱۴ آبان به وقت آنکارا با مراقبت کامل [به] وسیله دو مأمور ترک به محل جدید طبقه ۸ واقع در خیابانی که اسم آنرا نمی‌دانم منتقل گردیده ، وسایل استراحت کاملا مهیاست و نسبت به مکان اول دارای حفاظت بیشتری است ، روحیه شخص مورد نظر نسبت به روز اول بهتر است و در محل جدید برنامه روزانه‌اش بیشتر استراحت و تلاوت قرآن و ادای نماز و صرف غذا است « گاهگاهی کلمات ترکی یادداشت می‌نماید ولی نباید وی را تنها گذاشت بعلت کنجکاوی جراید ترکیه و خبر منتشر شده از رادیوی ایران و انتشار خبری دیگری در روزنامه مورخه ۵ نوامبر … در نظر است تا چند روز دیگر به بورسا یکی از شهرهای ترکیه که در سیصد و بیست کیلومتری غرب آنکارا می‌باشد منتقل گردد و جریان کتبا تقدیم خواهد شد .»(9)

افضلی نماینده ساواک در ترکیه در خصوص عزیمت امام به بورسا گزارش می‌دهد که : « برابر تصمیم ماخ ساعت ۶ صبح روز پنج شنبه شخص نامبرده به شهر بورسا اعزام اینجانب هم در معیت نامبرده خواهم بود مستدعی است ادامه مأموریت اینجانب را در شهر بورسا اعلام فرمایید » (10) در گزارشی دیگر به تاریخ ۲۱/۸/۱۳۴۳ در مورد وضعیت امام در آن کشور بعد از تبعید چنین عنوان شده:

« بعدازظهر پنج شنبه ۲۱ آبان به اتفاق شخص مزبور وارد شهر بورسا که در نزدیکی دریای مرمره میباشد گردیده و پس از استقرار در محلی که قبلا تهیه شده بود نامبرده در اختیار مأموران ماخ قرار گرفت مستدعی است در مورد حرکت اینجانب به تهران نظریه امروز ابلاغ فرمایند ضمنا مأمور ماخ فارسی نمی‌داند.» (11)

بنا بر اسناد موجود به نظر می‌رسد که تغییر مکان و محل اقامت امام از آنکارا به بورسا به دلیل امنیت این شهر است و ساواک تلاش می‌کرد که شخص بیگانه‌ای با ایشان تماس ننماید ؟! (۱۲) ساواک در خصوص وضعیت امام خمینی در ادامه گزارشات خود عنوان می‌کند

%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b3%d8%a7-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c %d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87

 شرط "تردد"امام خمینی"شهر"

« به علت یک نواخت بودن لباس روحانیون در ترکیه به نامبرده توصیه گردید در صورتی می‌تواند در شهر گردش کند که مانند آنان لباس و کلاه مربوط استفاده نمایند مشارالیه ابتدا ناراضی بود … ضمنا بنا به تقاضای وی از ساعت ۱۳ بعدازظهر به وقت آنکارا به مدت ۵۰ دقیقه با اتومبیل به اتفاق اینجانب و دو مأمور از آنکارا دیدن نمود ، روحیه‌اش خوب است روز از یک ساعت به نوشتن کلمات"یادگیری" ترکی مشغول است . (۱۳)

نماینده ساواک در ترکیه در تاریخ ۱۸/۱۰/۱۳۴۳ در خصوص ملاقات فضل‌الله خوانساری با امام خمینی و تلاش دولت ترکیه برای جلب رضایت خاطره امام و معرفی ترکیه به عنوان کشور مترقی و احتمال تأثیر این تبلیغات در ایجاد کاهش روابط بین دو کشور ایران و ترکیه گزارش می‌دهد : « تا آنجا که اینجانب اطلاع دارد تا کنون به استثنای آقای خوانساری که از تهران بنا به دستور آمده‌اند شخصی دیگر آقای خمینی را ملاقات نکرده است و علمای ترک چون مجاز به دخالت در امور سیاسی نیستند و هر نوع اقدام در این مورد بر خلاف قوانین موجود در ترکیه است تا کنون اقدامی ننموده‌اند …. ولی در مورد آنکه آیا مصلحت در آن است که خمینی در ترکیه باقی بماند یا خیر …. از ابتدای امر عزیمت آقای خمینی به ترکیه به اطلاع اینجانب نرسیده و بعد از یک ماه و اندی غیر مستقیم وجود ایشان را در ترکیه اطلاع دادند ولی از همان روز ورود به علت تلفن شخصی که سمت محافظ ایشان را داشت به سفارت کبرا و تلفن ریاست شرکت ،‌ اینجانب از هویت شخصی که از تهران به ترکیه اعزام شده آگاه گردیدم …. به هر حال در مدت ۲ ماهی که آقای خمینی ترکیه هستند از صحبت‌های ریاست شرکت و سایر اعضای آن و بخصوص مسافرت اخیر آقای وثوقی به استانبول و فراهم کردن وسیله ملاقات آقای خوانساری با امام چنین استنباط گردید که :

۱- مقامات ترک نهایت تلاش کرده‌اند که رضایت خاطر آقای خمینی را فراهم کنند اگر چه قسمتی از این تلاش‌ها را می‌توان به میهمان نوازی تعبیر کرد ولی قسمت اعظم آن در تبلیغ به نفع خود که شاید در آینده مورد استفاده قرار گیرد منظور داشت .

۲- مأموری که از طرف شرکت سرویس برای مراقبت از آقای خمینی تعیین شده به زبان فارسی آشنایی کامل داشته و بسیار ورزیده و این مأمور در نهایت زیرکی در تمام روز تلاش دارد که ضمن انجام خواسته‌های آقای خمینی ترکیه را یک کشور کاملا اسلامی و طرفدار کشورهای اسلامی معرفی نموده و در نتیجه بدون حمله مستقیم به کشور ، ایران را مخالف اسلام وانمود نماید .

۳- با تهیه برنامه‌های گردش در نقاط مترقی و جلو افتاده چه در بورسا و چه در آنکارا و استانبول ، توضیحات بر خلاف حقیقت درباره میزان درآمد عمومی و بودجه کشور و غیره در روحیه آقای خمینی تأثیر کرده‌اند نامبرده معتقد است که این کشور بدون داشتن منابع طبیعی مانند نفت یکی از کشورهای مترقی جهان است .»

اگر چه روابط دو کشور ایران و ترکیه دوستانه بود و آرزوی هر فرد ایرانی است که در آینده نیز دوستانه تر و نزدیک تر گردد ولی شک نیست چنانکه بعللی در این روابط نقصانی حاصل گردد شخصی مانند آقای خمینی با [اطلاعی] که ؟ نسبت به ترکیه و ترک پیدا کرده است می‌تواند رل مهمی در راه تبلیغ و تحریک مردم بازی کند . (۱۴)

کنترل نامه ها ورفت وآمدها

ساواک تمام نامه‌های که برای امام فرستاده می‌شد کنترل می‌نمود و پس از بررسی آنها به ایشان تحویل دهد و جواب نامه‌ها را پس از ملاحظه به صاحبان آن تسلیم می‌نمود .(۱۵) ساواک تمام تلاش خود را به کار می‌بست که تمام رفتار و اعمال کسانی که به دیدار امام می‌رفتند زیر نظر بگیرد و تمهیدات لازم را بعمل آورد .

ملاقانهای امام خمینی درشهردیگرباشد نه بورسا

به عنوان نمونه در مکاتبه ساواک استان مرکز ، اداره دوم ساواک و نمایندگی ساواک در ترکیه در خصوص سفر محمدعلی صفایی و مهدی فقیه موسوی گلپایگانی به ترکیه برای ملاقات با امام و پیش بینی اقدامات امینتی در این زمینه اینطور اعلام می‌کند : در مراتب با مقامات سرویس دوستان مذاکره گردید اظهار می‌دارند چون بورسا شهر کوچکی است و ورود آقایان جلب توجه خواهد کرد بهتر است که ملاقات در استانبول به عمل آید .

ضمنا چون پوشیدن لباس روحانیت در ترکیه معمول نیست طبعا صرف نظر از جلب انظار بر خلاف قوانین موجود درترکیه میباشد … علیهذا دستور فرمایند : ۱- آقایان لباس عادی بپوشند ۲- مستقیما به استانبول بروند ۳- تاریخ دقیق ورود شماره پرواز دو هفته قبل اعلام گردد که ترتیب ملاقات نامبردگان در فرودگاه و حرکت آیت‌الله خمینی از بورسا به استانبول داده شود . شائق مدیر کل اداره دوم . » (16)

مصطفی گلپایگانی که برای ملاقات با امام خمینی به ترکیه رفته بود ، برای طلاب جریان مسافرت خود را تشریح و اظهار داشته که وقتی ما به فرودگاه اسلامبول رسیدیم یک نفر مأمور سازمان ترکیه در فرودگاه از ما استقبال کرد و ما را به وسیله اتومبیلی که متعلق به سازمان امنیت ترکیه بود به هتلی برد و در آنجا به ما گفت که آقای خمینی پس از چند ساعت برای دیدن شما خواهد آمد و پس از چهار ساعت آقای خمینی به اتفاق دو نفر که یکی از آنها مأمور سازمان امنیت ایران و دیگری مأمور سازمان امنیت ترکیه بود به هتل محل اقامت ما آمدند و

آقای خمینی اظهار داشتند من در شهر بورسا اقامت دارم و این دو مأمور همیشه همراه من است و وسایل آسایش مرا فراهم می‌کنند وضع آب و هوای شهر بد نیست و رو به هم رفته از لحاظ زندگی به من بد نمی‌گذرد آقای مصطفی گلپایگانی در ادامه اظهار نموده که حامل نامه‌هایی از بسیاری از روحانیون برای امام بودم که در مراجعت نیز جواب آن نامه‌ها را از آیت‌الله خمینی دریافت نمودم در ایران به صاحبان آنان دادم . (۱۷)

از مطالعه اسناد فوق نکات ذیل قابل توجه است :

۱- بنابر اظهارات خود امام تبعید ایشان از طرف رژیم به دلیل دفاع از وطن بوده است .

برنامه های روزانه امام خمینی دربورسا

۲- امام در هنگام تبعید به ترکیه (بورسا) ، برنامه روزانه‌اش را به چهار بخش تقسیم نموده است : الف :عبادت ( تلاوت قرآن و ادای نماز ) ب : مطالعه ج : استراحت د : تفریح سالم

۳- کنترل شدید اعمال و رفتارهای امام و جلوگیری از تماس افراد ناشناس با ایشان

علت تبعیدامام خمینی به سهر"بورسا"ترکیه

۴- انتقال امام خمینی به بورسا به آن دلیل بود که این شهر نسبت به شهرهای بزرگ مانند آنکار و استانبول امنیت بیشتری داشت و کنترل امام در این شهر راحت‌تر بود، در حالی که در شهرهای بزرگ مراقبت‌های امنیتی به سادگی امکان پذیر نبود .

۵- عدم ملاقات علمای ترک با امام : علمای ترک مجاز به دخالت در امور سیاسی نیستند و دخالت آنان بر خلاف قوانین ترکیه است .

۶- تلاش مقامات ترکیه برای جلب رضایت امام

۷- نظارت و کنترل اعمال ملاقات کنندگان با امام

۸- ملاقات‌های امام در شهر بورسا صورت نمی‌گرفت به دلیل اینکه چون این شهر کوچک بود و ممکن بود این دیدارها جلب توجه نماید و آثار سویی برای رژیم داشته باشد و ملاقات‌ها در شهرهای بزرگ چون استانبول انجام می‌شد .

۹- کنترل مکاتبات امام

۱۰- اظهار رضایت امام از زندگی در بورسا و آب و هوای خوب این شهر

۱۱- روشن بینی امام به عنوان یک رهبر دینی در دیدار با ملاقات کنندگان چرا که وقتی کسانی به دیدار امام می‌آمدند ایشان بیان می‌نمود که دو مأمور همیشه همراه من است که با این گفته مخاطب را متوجه می‌کرد که در گفتگوی با امام مراقب رفتار و اعمال خود باشند .

پی نوشت :

۱- چلونگی ، محمدعلی ، کاپیتولاسیون در تاریخ ایران ، نشر مرکز ، تهران ،‌

۲- همان ، صص ۲۰۵ و ۲۰۱ و ۲۰۰ چ

۳- همان ص ۲۰۶

۴- اسدالهی ، مسعود ، احیای کاپیتولاسیون و پیامدهای آن ، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی تهران ، ۱۳۷۳ ، صص ۹۰-۸۸

۵- صحیفه نور ، جلد اول ، صص ۴۱۰ و ۴۱۶ ، اسدالهی ، مسعود ، پیشین ، صص ۹۲-۹۱

۶- اسدالهی ، مسعود ، پیشین ، ص ۹۳

۷- همان ، صص ۹۷-۹۸

۸- همان ، ص ۹۸

۹- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۶۷۱ ، ص ۹۴ ۱

۱۰- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۸۲۳ ، ص ۷۲ ( تاریخ این گزارش ۲۱/۸/۱۳۴۳ می‌باشد)

۱۱- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۸۲۳ ، ص ۷۱

۱۲- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی۸۲۳ ، ص ۷۴

۱۳- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۸۲۳ ، ص ۷۰

۱۴- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۸۲۶ ، ص ۷۶-۷۵

۱۵- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۸۳۰ ، ص۷

۱۶- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۸۳۰ ، ص ۳۶

۱۷- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی ۶۷۶ ، ص ۵۶-۵۵ (تاریخ این سند ۱۶/۴/۱۳۴۴ می‌باشد)

منبع:خبرگزاری فارس۱۶مهر۹۱ بااندکی اصلاحات وافزودن عکس

  

چهارده سال و۳ماه"نبعید"دوری ازوطن

 

خلاصه رویدادهای واتفاقات  امام وانقلاب اسلامی

چهارده۱۴سال ۳ماه دوری ازوطن/۲+ماه زندان۸ماه حصر

خلاصه مهاجرت امام خمینی

یازده ماه ترکیه+۱۳سال عراق+۴ماه فرانسه

سیزده ۱۳آبان۱۳۴۳تیعیدامام خمینی  به ترکیه

سیزده۱۳مهر۱۳۴۴تبعیدازترکیه به عراق"نجف"

دوازده۱۲مهر۱۳۵۷تبعیدازنجف به کویت

کویت اجازه حضوربه خاکش رانداد،بناچارامام چندساعت بعدبه عراق(بصره)برگشت وروزبعد۱۳مهر۵۷ازطریق فرودگاه بغدادمنتقل شد.

چهارده۱۴مهر۱۳۵۷وارد"پاریس"شد.

دو۲روزبعد(۱۶مهر)به حومه پاریس(نوفل لوشاتو)منتقل شد.

دوازده۱۲بهمن۱۳۵۷واردکشورایران شد.

ده۱۰روز(دهه فجر)هنوزتفاله های شاه "بختیار"حکومت متزلزلی داشتند.

بیست ودو۲۲بهمن حکومت شاه به زانودرآمد وحکومت بدست عاشقان خمینی درآمد.پیروزی انقلاب

                                                                  ***

اهداف عمده رژیم پهلوی از تبعید ایشان به ترکیه و پس از آن عراق عبارت بود از: قطع رابطه با مردم، مقلدین و مبارزان مذهبی؛ همچنین اوضاع اجتماعی و فرهنگی آن کشورها که از نظر زبان، فرهنگ و مذهب با ایشان تفاوت داشتند و احتمال گرایش مردم آن کشورها به سوی ایشان کم بود و نیز بی تفاوتی و عدم حساسیت مردم آن کشورها به مسائل سیاسی و فقدان فضای باز سیاسی و اجتماعی در آن کشورها و حاکمیت اهل سنت بر نهادهای سیاسی و مذهبی عراق و به انزوا کشانیدن و تحت الشعاع قرار دادن جایگاه مرجعیت. اما گذشت زمان اثبات کرد که بسیاری از این پیش بینی ها اشتباه بوده و امام خمینی به تدریج توانست هم موقعیت خود را در جایگاه مرجعیت تثبیت کند وهم ضمن ارتباط با گروه های مختلف مردم ایران نهضت اسلامی را هدایت کند و آن را فراتر از مرزها برده و جهانی کند؛ چنانچه در این باره عبدالرضا آقایی می نویسد: پیروزی انقلاب اسلامی ایران به علل و عوامل متعددی وابسته بود. اما سه علت اصلی که مورد تأکید محققان است، در این زمینه بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند. نخست باورهای دینی و اعتقادات اسلامی مردم ایران، دوم وحدت مردم و مبارزات سیاسی آن ها و سوم رهبری قاطع و بی نظیر امام خمینی (ره). این سه عامل پس از آن که در کنار یکدیگر قرار گرفتند و یک مثلث را تشکیل دادند و به نیروی قدرتمندی تبدیل شدند که رژیم پهلوی را سرنگون ساخت.

از میان سه عامل فوق رهبری امام خمینی (ره) تأثیر فوق العاده ای در به ثمر رسیدن مبارزات مردم مسلمان ایران، علیه دستگاه پهلوی ایفا کرد. فاصله ی زمانی ۱۳ آبان ۱۳۴۳ تا خروج امام از ترکیه، یکی از فصول مهم تاریخ نهضت اسلامی به حساب می آید، اما باید دانست که این تبعید در پی اعتراض امام به سیاست های حکومت پهلوی و از جمله تصویب لایحه کاپیتولاسیون به وقوع پیوست.

 کاپیتولاسیون چیست

کاپیتولاسیون به قراردادهایی اطلاق می شود که به موجب آن ها، شهروندان یک دولت در قلمرو دولت دیگر، از نظر امور حقوقی و کیفری تابع قانون های کشور خود هستند و آن قانون ها را کنسول آن دولت در محل اجرا می کند. از این رو، آن را در فارسی حق قضاوت کنسولی نیز گفته اند. وزارت دفاع آمریکا مدت ها بود که ایران را برای بستن چنین قراردادی تحت فشار گذاشته بود.

البته باید توجه داشت که تصویب کاپیتولاسیون محرمانه نبود و مشروح مذاکرات آن در روزنامه ی رسمی که متن کامل جلسات علنی مجلس را درج می کرد، چاپ شده بود. اما تیراژ این نشریه محدود و جواب­گوی نیاز متقاضیان نبود.

محمد حسن رجبی در کتاب خود می نویسد: امام چند روز پس از تصویب لایحه ی کاپیتولاسیون برای نظامیان امریکایی در مجلس شورای ملی (۲۱ مهر ۱۳۴۳) از ماجرا اطلاع یافت؛ البته توسط یکی از کارکنان مجلس که دوست امام بود. امام با مطالعه ی متن صورت مذاکرات مجلس از جزئیات آن آگاه شد. ایشان بلافاصله مراجع و علمای قم را به تشکیل جلسه ی هفتگی فراخواند و با ارسال پیام، علمای سایر شهرها را در جریان امر قرار داد.

سپس امام اعلام کرد که در ۴ آبان، مصادف با ۲۰ جمادی الثانی، در منزل خود سخنرانی خواهد کرد. رژیم پیکی به قم فرستاد تا با امام خمینی دیدار کند و ایشان را از تصمیم خود منصرف کند، ولی امام حاضر به دیدار نشد و به ناچار با فرزند امام، حاج مصطفی ملاقات کرد و به او گفت که اگر می خواهد صحبت کند، مواظب باشد علیه امریکا سخن نگوید و هرچه بگوید چندان مهم نیست (حتی حمله به شخص شاه).

بنابراین، تصویب کاپیتولاسیون در ۲۱ مهرماه ۱۳۴۳ بود و سخنرانی امام در چهارم آبان که مصادف با ولادت حضرت فاطمه (س) انجام گرفت.

امام سخنرانی خود را با نام خدا و آیه ی «استرجاع» شروع کرد که نشان دهنده ی وارد شدن مصیبت بزرگی بر اسلام و مسلمین بود. تأثر قلبی خود را از این مصیبت بیان و اعلام عزای عمومی کرد. سپس به شرح لایحه ی کاپیتولاسیون پرداخت و نتایج سیاسی- اجتماعی آن را بیان داشت. همچنین در مورد بدبختی مردم و قروض خارجی دولت و وابستگی به امریکا سخن گفت. پس از این سخنرانی، امام اعلامیه ای منتشر کرد و اقدام دولت و مجلس را در تصویب کاپیتولاسیون  محکوم نمود و آن را سند بردگی ملت ایران، اقرار به مستعمره بودن ایران و ننگین ترین و موهن ترین تصویب نامه ی غلط دولت های بی حیثیت نامید.

اعلامیه و سخنرانی امام بازتاب های متفاوتی داشت؛ برخی از علما اقدام مجلس را شرح دادند و عواقب آن را اعلام کردند که ساواک آن ها را بلافاصله دستگیر کرد. هم چنین، جمعی از علمای قم، از جمله آقایان شریعتمداری، حائری، سید صادق، سید ابوالقاسم روحانی و زاهدی، در این خصوص با ایراد سخنرانی، واگذاری این امتیاز سیاسی به دولت بیگانه را محکوم کردند.

مهم این بود که با وجود هشدار امام در مورد کاپیتولاسیون، تا نه روز پس از سخنرانی ایشان، هیچ یک از مراجع و علمای بزرگ ایران و عراق اعلامیه ای در محکومیت کاپیتولاسیون و حمایت از ایشان صادر نکردند. این سکوت علما و مراجع نشان دهنده ی این بود که آن ها تمایلی به درگیری و رویارویی با رژیم شاه ندارند. زیرا دولت جدید شعار سازش و تفاهم با روحانیت را به کار برده بود. دیگر این که شاید عواقب کاپیتولاسیون و بُعد ضددینی و ملی آن (برخلاف انجمن های ایالتی و ولایتی)، برای علما و مردم روشن نبود. لذا چندان واکنشی نشان ندادند.

به هر روی، امام پس از سکوت و بی تفاوتی اکثر قریب به اتفاق مراجع و علما، دریافت که کوله بار مبارزه با رژیم را خود باید یک تنه بر دوش بکشد. هم چنین، باید گفته شود که دولت امریکا بلافاصله پس از تصویب کاپیتولاسیون، ۲۰۰ میلیون دلار وام برای خرید اسلحه و تجهیزات از امریکا به ایران داد.

بعد از سخنرانی امام این بار رژیم تصمیم گرفت او را به ترکیه تبعید کند. هدف رژیم از تبعید امام عبارت بود از: ۱٫ جدایی میان رهبری و مردم، ۲٫ تضعیف روحیه ی رهبری، ۳٫ فراموش شدن رهبر، ۴٫ شکست نهضت اسلامی. علت های انتخاب کشور ترکیه به عنوان محل تبعید عبارت بود از: غیر مذهبی و لائیک بودن کشور ترکیه، منافع مشترک ایران و ترکیه دیگر اعمال نفوذ امریکا در هر دو کشور.

چگونگی دستگیری و تبعید امام به ترکیه

شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳، صدها کماندو و چترباز مسلح، خانه ی امام را در قم محاصره کردند و از بام و دیوار وارد خانه ی امام شدند. برای پیدا کردن امام به جست و جو و ضرب و شتم خادم امام پرداختند. امام که در آن ساعت در یکی از اتاق های اندرونی به نماز و دعا مشغول بود، با سروصدای به وجود آمده فهمید که سربازهای رژیم به منزل یورش برده اند. امام که در آن لحظه نمی دانست کلید اندرونی را کجا گذاشته است، از در دیگر اندرونی که به کوچه باز می شد، خارج شد. وقت بیرون رفتن مهر و امضای خود را به رسم امانت به همسرش داد و فرمود: شما را به خدا می سپارم.

امام را از خانه سوار ماشین فولکس و سپس سرکوچه سوار ماشین شورلت کردند و به سمت تهران بردند. بین راه قم به تهران، حضرت امام اعلام می کند که می خواهد نماز بخواند. بنابراین نماز صبح را در صحرا خواندند. هنوز آفتاب روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳ از افق بیرون نیامده بود که امام سوار هواپیما شد. سرهنگ افضلی نیز همراه امام بود و هواپیما ساعت ۳۰/ ۱۱ دقیقه در فرودگاه آنکارا به زمین نشست. امام خمینی هنگام تبعید به ترکیه به افسر مأمور در هواپیما گفت: من برای دفاع از وطنم تبعید شدم.

در ادامه عبدالرضا آقایی می نویسد: در هواپیما یکی از خدمتکاران برای امام چای آورد که امام بعد از مطمئن شدن از مسلمان بودن او، چای را نوشید. سپس به پیشنهاد سرهنگ افضلی، برای دیدن قسمت های متفاوت هواپیما و کابین خلبان رفتند و تا فرودگاه آنکارا، امام در کابین خلبان نشست. امام از وسایل و لوازم هواپیما دیدن کرد و درباره ی دستگاه های مربوطه و نحوه ی عمل آن ها پرسید. این برخورد و رفتار امام مربوط به روحیه ی انقلابی و از خصایل ارزنده ی رهبری بود و رمز موفقیت ایشان در ادامه ی نهضت نیز در همین نکته نهفته است.

حاج آقا مصطفی خمینی، فرزند بزرگ امام، هنگام دستگیری امام برای مذاکره با مراجع روانه ی منزل آن ها شده بود. در منزل آیت­الله مرعشی نجفی، مأمورین ساواک از دیوار بالا آمدند و ایشان را دستگیر کردند و از شهربانی و قم به زندان قزل قلعه تحویل دادند. وی ۵۷ روز زندانی بود و پس از آن در ۸ دی ۱۳۴۳ از زندان آزاد شد. برای بار دوم به او اعلام کردند به ترکیه برود و با پدرش ملاقات کند. هدف آن ها این بود که حاج آقا مصطفی در ایران نباشد و به بهانه ی ملاقات با پدر، او را هم تبعید کنند. بنابراین حاج مصطفی خمینی را دستگیر و به ترکیه فرستادند. یورش ناگهانی ساواکی ها به منزل امام برای دستگیری حاج مصطفی سبب ترس و وحشت همسر او شد که با سقط جنین و کسالت همراه بود.

امام در ترکیه

بعد از ورود امام به ترکیه، مأموران امنیتی دولت ترکیه امام را از فرودگاه به هتل بلوار پالاس، طبقه ی چهارم، اتاق شماره ی ۵۱۴ که قبلاً آماده کرده بودند، بردند. چون هتل محل اقامت امام در مرکز شهر بود و خبرنگاران داخلی و خارجی کنجکاو شده بودند، مأموران امام را به یکی از ساختمان های فرعی خیابان آتاتورک منتقل کردند. امام بعد از ورود به ترکیه به آموختن زبان ترکی پرداخت. توجه و کوشش او برای یادگیری زبان ترکی به حدی بود که سرهنگ افضلی را به وحشت انداخت که مبادا با آموختن زبان بتواند با مردم ترک ارتباط برقرار کند و مبارزه را در تبعیدگاه ادامه دهد. از این رو در گزارشی به تهران نوشت: «نباید وی را تنها گذاشت».

رژیم های ترکیه و ایران، از امام وحشت داشتند، و مرتب محل اقامت او را تغییر می دادند. حتی مقامات ساواک به مأمورین ترکیه اعتماد نکردند و خود نیز برای او مأمور ویژه گماشتند. نگرانی مقامات ایران و ترکیه زمانی بیشتر شد که دیدند، امام خمینی حاضر نیست در محل تبعید به صورت زندانی باشد و مرتب پیشنهاد بیرون رفتن و بازدید از خیابان ها و مراکز دیدنی شهر را می دهد.

روز ۱۶ آبان، امام حدود ۴۰ دقیقه با اتومبیل از شهر آنکارا دیدن کرد. او می خواست دوران تبعید را بدون نتیجه از دست ندهد و در مورد افراد و کشور ترکیه تجربه کسب کند. حتی بر مزار ۴۰ تن از عالمان شهید که به دست آتاتورک کشته شده بودند، حضور یافت. ساواک از بازدید امام از نقاط متفاوت شهر جلوگیری کرد و حتی به بهانه ی این که پوشیدن لباس روحانیون ایران در ترکیه ممنوع است، می خواستند امام را خلع لباس کنند. علی­رغم مخالفت امام، مأموران امام را از پوشیدن لباس خود منع کردند و او را مجبور کردند که لباس روحانیون ترکیه را بر تن کند. البته زمانی که علمایی از ایران برای دیدن امام به ترکیه می رفتند، به امام اجازه می دادند که لباس خود را بر تن کند. این رفتار نه تنها نتوانست روح امام را در هم بشکند، بلکه باعث بردباری و ایستادگی و مقاومت امام خمینی شد.

سپس در ۲۱ آبان امام به شهر «بورسا» در ۴۶۰ کیلومتری غرب آنکارا و در کنار دریای مرمره منتقل کردند.

علت فرستادن ایشان به بورسا این بود که پخش خبر تبعید از رادیو و انعکاس آن بین مردم، باعث وحشت مقامات ترکیه شده بود و می خواستند تا به این وسیله از ارتباط مردم ترکیه با امام جلوگیری کنند. در این مدت اهداف مأمورین هر دو کشور این بود که: ۱٫ موضوع تبعید امام به ترکیه و محل اقامت ایشان مخفی بماند؛ ۲٫ از ارتباط امام با مردم ترکیه جلوگیری شود؛ ۳٫ با ایجاد محدودیت برای امام، ایشان را تحت فشارهای روحی قرار دهند. اما روحیه ی امام در دوران تبعید بسیار عالی بوده است: «مأمورین ساواک در گزارش های خود اعلام کردند: روحیه ی شخص مورد نظر نسبت به روز اول بهتر است. در محل جدید برنامه ی روزانه اش بیشتر استراحت، تلاوت قرآن، اَدای نماز و صرف غذاست. گاه گاهی هم کلمات ترکی را یادداشت می کند.»

امام بعد از رسیدن به ترکیه تلگرافی به حاج مصطفی خمینی زد و در این تلگراف، سلامتی خود را به خانواده خبر داد و او را سفارش به احترام به مادر، خواهر، برادران و بستگان کرد. هم چنین خواست که وسایل شخصی اش را بفرستند؛ از جمله کتاب هایی مثل مفاتیح، صحیفه ی سجادیه، مکاسب و حواشی. امام به خانواده اش توصیه می کند که به ترکیه نیایند، زیرا رژیم می خواست با آوردن خانواده ی امام به ترکیه، او را برای همیشه از ملت و کشورش دور کند. حتی امام سفارش می کند که شهریه ها را بپردازند.

بازتاب تبعید امام در داخل کشور

رژیم پهلوی پس از تبعید امام خمینی، از آن جا که از تکرار قیام ۱۵ خرداد و واکنش خشونت بار ملت مسلمان ایران در برابر تبعید امام وحشت داشت، بی­درنگ به نیروهای نظامی و انتظامی به منظور سرکوبی هرگونه حرکت مخالف، فرمان آماده باش داد. رییس ساواک، تیمسار پاکروان، طی تلگرافی رمزی به کلیه ی شعبه های ساواک در سراسر کشور دستور داد، مراقبت کامل داشته باشند. از هر تحرک  مخالفتی جلوگیری کنند و هرگونه رویدادی را فوراً به مرکز گزارش دهند.

برخی مبارزات داخل کشور عبارت بودند از:

۱٫ فعالیت حاج آقا مصطفی خمینی علیه رژیم پهلوی (قبل از تبعید به ترکیه).

۲٫ فعالیت علمای تراز اول؛ اولین فرد بین علما، آیت ­الله میلانی بود که سکوت حاکم بر فضای حوزه های علمیه را شکست.

۳٫ واکنش بازار؛ بازاریان که پیوندهای دیرینه ای با روحانیت دارند: در حرکت اصلاحی و انقلاب در ایران از زمان مشروطیت نقش مؤثری بر عهده داشتند و در نهضت امام خمینی یکی از ارکان مبارزه بودند. زیرا تعطیلی بازار، هم از لحاظ اقتصادی و از لحاظ تبلیغی، برای رژیم گران تمام می شد.

۴٫ بهره گیری از مراسم و شعائر مذهبی (مثل دعای ندبه، دعای توسل و…) که در این مراسم ها از امام خمینی یاد می شد.

۵٫ نوشتن و چاپ و تکثیر اعلامیه علیه رژیم پهلوی.

۶٫ تهیه ی طومارهایی که برای دولت و سفارت ترکیه ارسال می شدند تا آن ها تحت فشار قرار گیرند و به تبعید امام خمینی پایان دهند.

۷٫ برگزاری میتینگ. یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین این تجمعات، میتینگ مسجد سید عزیزالله بود که در ۲۱ آذر ۱۳۴۳ به کوشش جمعیت مؤتلفه برگزار شد. این اجتماع بزرگترین گردهمایی و اجتماع بعد از تبعید امام خمینی بود.

۸٫ سرودن شعر، چاپ کتاب کشف الاسرار، چاپ و توزیع، توضیح المسائل امام خمینی و پخش کارت تبریک منقوش به عکس امام.

۹٫ مراجعه ی علما و طلبه های حوزه ی علمیه قم به علمای تراز اول و تحت فشار قرار دادن آن ها تا برای آزادی امام اقداماتی انجام دهند.

۱۰٫ حرکت های مسلحانه؛ مهم ترین اقدام هیئت های مؤتلفه، ترور حسنعلی منصور بود. منصور بانی تصویب کاپیتولاسیون و تبعید امام محسوب می شد که توسط محمد بخارایی ترور شد.

سید فضل الله خوانساری کیست؟علت ملاقات باامام خمینی

چراشاه بافرستادن برادرامام"پسندیده"مخالفت کرد؟

بعد از تبعید امام به ترکیه، علمای تراز اول قم و تهران به این نتیجه رسیدند که از محل تبعید امام اطلاعاتی کسب کنند و وسایل آسایش را تا آن جا که ممکن است، برای امام فراهم کنند.

بنابراین روز پنج شنبه ۲۱ آبان ۱۳۴۳، آقایان حاج میرزا احمد آشتیانی، حاج سید احمد خوانساری، حاج شیخ حسین تنکابنی، در منزل آقای آشتیانی نشستی تشکیل دادند و وزیر دربار، آقای قدس نخعی بنا به دعوت آقایان در این نشست شرکت کرد.

علما اعلام کردند که آقای پسندیده (برادر امام) به ترکیه برود و از وضعیت امام اطلاعاتی کسب کند.

وزیر دربار گفت که پس از گفت­گو با مقامات بالاتر نتیجه به حضور آقایان ابلاغ خواهد شد. این سیاست علمای تهران تا حدودی موافق نظر شاه نیز بود، زیرا این کار باعث می شد، موجبات آرامش خاطر و رفع نگرانی ملت ایران فراهم شود.

رژیم با پیشنهاد علما موافقت کرد، ولی آقای پسندیده را مناسب این کار نمی دانست؛ زیرا ممکن بود امام به وسیله ی او پیامی را به ایران بفرستد و پیام هایی از ایران دریافت کند.

بعد از آن، علمای تهران حاج سید فضل الله خوانساری را پیشنهاد کردند که مورد پذیرش قرار گرفت و قرار شد ساواک وسایل سفر او را فراهم کند.

رژیم پهلوی برای این که نماینده ی علما امام را در بورسا ملاقات نکند، محل اقامت و ملاقات با امام را استانبول قرار داد و قرار شد که ملاقات با امام تحت مراقبت شدید مأمورین انجام شود. سید فضل الله خوانساری روز ۲۹ آذر ۱۳۴۳ وارد استانبول شد و در «پارک هتل» اسکان یافت. فردای آن روز ۳۰ آذرماه به دیدار امام رفت که او را به استانبول آورده بودند.

ملاقات آیت الله خوانساری باامام خمینی-درحضورمأمورساواک بود

در چندین جلسه، بین آقای خوانساری و امام گفت­و­گو صورت گرفت و یکی از مأمورین ساواک که در جلسه ی ملاقات حضور داشت، گفت­و­گوها را ثبت می کرد.

آنچه در این گفت­و­گوها درخور توجه بود، زبان دیپلماسی و تاکتیک های سیاسی بود که امام به کار می برد. مثلاً، امام در گفتگو به مأموران ترکیه اشاره و طوری صحبت می کرد که گویا مأمورین ترکیه با او کنار آمده و به تفاهم رسیده اند. حتی گفت­گوی امام در مورد رفتار خوب مأمورین ترکیه باعث نگرانی مقامات ایرانی شده بود.

بعد از مدتی که رژیم، حاج مصطفی خمینی را به ترکیه تبعید کرد و وی به ملاقات امام رفت، به وضع نامناسب امام پی برد. حاج مصطفی می گوید: آن گاه که به حضور امام رسیدم، از نظر غذایی، وضع او به حدی بود که اگر دیرتر می رسیدم، امام مریض می شد. هر خوراکی که برای او می آوردند، بدون آن که خم به ابرو بیاورد، می خورد و بر اساس ویژگی های اخلاقی اش، هرگز خوراک مورد علاقه ی خود را طلب نمی کرد. با توجه به شرایط سنی و تفاوت آب و هوا معلوم بوده که بر امام چه می گذشته است.

ملاقات نمایندگان آیت الله گلپایگانی( آقایان شیخ محمدعلی صفایی و سید مهدی گلپایگانی)باامام خمینی

در ملاقات بعدی، نمایندگان ایت الله گلپایگانی، یعنی آقایان شیخ محمدعلی صفایی و سید مهدی گلپایگانی در تاریخ ۲۲ خردادماه ۱۳۴۴ به استانبول عزیمت کردند. در زمان ملاقات، امام لباس روحانیون ترکیه را بر تن داشت و وضع ایشان طوری بود که آقای صفایی به گریه افتاد.

قبل از تبعید امام به عراق نیز، آقای حاج شیخ عبدالجلیل جلیلی کرمانشاهی، یکی از روحانیون سرشناس کرمانشاه، برای ملاقات با امام به استانبول رفت.

اتفاقات درکشورایران-زمان تبعید امام 

در بعد داخلی، مخالفت های زیادی با تبعید امام شد؛ مانند ترور حسنعلی منصور و سوءقصد به جان شاه. در سال ۱۳۴۴، اعضای حزب ملل اسلامی دستگیر شدند. این ها نشان می دهند که تبعید امام باعث تشدید مبارزات شد. در بعد خارجی نیز مخالفت های زیادی انجام گرفت. حتی نمایندگان علوی (نیروهای اسلامی) در مجلس ترکیه نیز به تبعید امام اعتراض کردند.

تبعیدازترکیه به عراق

در نتیجه ی این اقدامات، ترکیه و ایران تحت فشارهای داخلی و خارجی قرار گرفتند و دولت ترکیه متوجه شد، امام شخصیتی با نفوذ و مورد احترام در میان مردم ایران و خارج از کشور است. از طرف دیگر، دولت ترکیه نسبت به عواقب این اقدام خود بیمناک بود و هر گونه اتفاقی برای امام، عواقب وخیمی برای آن کشور ایجاد کرد.

فعالیت و اقدامات نیروهای داخل و خارج کشور برای پایان دادن به این تبعید غیرقانونی، حتی به مجامع بین المللی کشیده شد و آن ها نسبت به این اوضاع حساس شدند؛

شخصیت های بین المللی و اتحادیه های دانشجویی خارج از کشور با ارسال نامه و تلگراف به سازمان های بین المللی، از جمله «سازمان حقوق بشر»، «سازمان عفو بین الملل» و شخص دبیر کل سازمان ملل، آقای اوتانت، به وضعیت نامطلوب حقوق زندانیان کشور به ویژه تبعید امام اعتراض کردند. حتی دبیر کل سازمان ملل نامه ای برای دولت ایران نوشت و از آن درباره ی این اقدامات پاسخ قانع کننده خواست.

نامه ی دبیر کل سازمان ملل به وزارت خارجه ی ایران هرچند پی گیری نشد، ولی در نقشه ی رژیم در مورد امام و محل تبعید او تأثیر بسیاری داشت.

در داخل کشور ترکیه نیز مقالاتی انتقادی نسبت به اقدام دولت ترکیه منتشر شد و دولت لائیک ترکیه تحت فشار نیروهای اسلامی (علوی) این کشور قرار گرفت. سرانجام هم با ارسال پیامی به دولت ایران، خواستند که امام را از آن کشور منتقل کنند.

%d9%85%d9%86%d8%b2%d9%84-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-13%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%af %d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%b9%d9%87

چراعراق(نجف)برای تبعیدانتخاب شد؟

آیت­الله پسندیده می گوید: در نتیجه ی این عوامل، محمدرضاشاه با دکتر پیراسته( سفیر ایران در عراق) مشورت می کند. شاه از او می پرسد اعزام ایشان (امام) به نجف صلاح است یا خیر. دکتر پیراسته که فردی با فهم و فراست بود، به شاه می گوید:

اگر امام به نجف برود، به دهن شیر خواهد افتاد. با وجود آقای حکیم، ایشان به اندازه ی یک طلبه بیشتر نمی تواند کاری بکند.

 «تصور رژیم شاه از این که فضای ساکت و سیاست ستیز آن ایام در حوزه ی نجف و وضعیت رژیم حاکم بر بغداد، خود مانعی بزرگ برای محدود نمودن فعالیت های امام خمینی خواهد بود».

بنابراین، دولت وانمود کرد که اوضاع داخلی آرام شده و زمینه برای اصلاحات آماده است و برای رهایی از فشار افکار عمومی و جلوگیری از شعله ور شدن مبارزات، امام را طی یک نقشه ی کاملاً حساب شده، روز ۱۳ مهرماه ۱۳۴۴ به کشور عراق تبعید کرد./۱۳آبان۹۳قدس آنلاین

درباره نویسنده

1174مطلب نوشته است .

One Comment on “چرا امام خمینی به ترکیه تبعیدشد؟۱۳آبان۴۳”

Trackbacks

  1. می‌خواستند آثار تاریخی عراق را به ایران بفرستند | سایت خبری آیفیدو

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما