زندگینامه امام محمدتقی(جواد)

زندگینامه  امام محمدتقی(جواد)

امامت:۸سالگی-مدت امامت۱۷سال

مدت عمر۲۵سال

  تولد- نهم شیعیان درنیمه ماه مبارک رمضان(آخر ذى قعده) سال ۱۹۵ق درمدینه

 پدر:امام رضا                        نام مادر:  سبیکه نوبیه بود

نام مبارک امام نهم محمّد وکنیه ایشان: ابو علی است ، مختار، متوکل، متقى، زکى ، تقى، منتجب ، مرتضى ،قانع ، جواد،عالم ، صادق، صابر، فاضل

 امام جواددر۵سالگی همراه پدرازمدینه به ایران آمدند

دراوائل  سال۲۰۱هجری قمری‏ که‏ امام‏ رضا (علیه السلام) قصد سفر به‏ خراسان‏ داشتند و حج‏ وداع‏ به جاى‏ آوردند بنده‏ در خدمتشان‏ بودم‏، فرزند ایشان‏ ابو جعفر الجواد (کودکی۵ساله بود) نیز همراهشان‏ بودند، حضرت‏ وداع‏ از خانه‏ خدا را به جاى‏ آوردند و در آنجا نماز گزاردند. امام‏ جواد (ع) به‏ گردن‏ یکى‏ از غلامان‏ آن‏ حضرت‏ آویخته‏ بودند و غلام‏ ایشان‏ را مى‏گرداند، در این‏ هنگام‏ امام‏ جواد (ع) پایین‏ آمدند و در حجر ابراهیم‏ نشستند‏ و نشستن‏ ایشان‏ به درازا کشید، موفق‏ (غلام‏) به‏ ایشان‏ گفت‏: فدایتان‏ شوم‏ برخیزید. امام‏ جواد (ع) برنخاستند‏ و فرمودند: از این‏ جایم‏ تکان‏ نمى‏خورم‏ مگر آن که‏ خداوند خواسته‏ باشد و غم‏ چهره‏ ایشان‏ را فرا گرفت‏. موفق‏ خدمت کار پیش‏ امام‏ رضا (ع) آمده‏ و جریان‏ فرزندشان‏ امام‏ جواد (ع) را با ایشان‏ در میان‏ گذارد، امام‏ رضا (ع) خود نزد وى‏ آمدند و‏ به‏ ایشان‏ گفتند: فرزندم‏ برخیز، خوددارى‏ ورزید و گفت‏: من از جایم تکان نمى‏خورم در حالى که شما با این خانه (خانه خدا) وداعى گفتى که دیگر بدان باز نخواهى گشت و سرانجام همراه پدر برخاستند و به آنجا که پدر مى‏خواست همراه پدرشان رفتند./اعیان‏ الشیعه به‏ نقل‏ از امیه بن‏ على

همسران امام جواد 

از مطالعۀ کتب تاریخی و روایی فهمیده می شود که امام جواد (علیه السلام) دارای دو همسر بودند به نام های سمانه مغربیه مادر امام هادی (ع) و ام الفضل  که امام از او صاحب فرزند نشدند

امام رضا وامام جواد(پدروفرزند)دامادخلیفه عباسی”مأمون”بودند

ازدواج امام رضا ( ع )  یا خواهر مأمون 
صدوق در عیون اخبار الرضا روایت کرده است که مأمون پس از آن که امام رضا رابه ولی عهدی خود منصوب کرد  “خواهرش”ام حبیبه را در آغاز سال ۲۰۲به ازدواج وی در آورد  و دخترش” ام الفضل “را برای امام جواد ( ع ) نامزد کرد. مسعودی در اثبات الوصیه گوید : مأمون خواهرش ” ام ابیها”را بهه همسری امام رضا ( ع ) در آورد . وی می گوید : روایت صحیح  آن است که ام حبیبه خواهر مأمون بود . زیرا مأمون از امام خواست که از وی خواستگاری کند.

فرزندان امام جواد 

دربارۀ فرزندان امام جواد (ع) بین منابع و کتب انساب  اختلاف وجود دارد. شیخ طبرسی می گوید: امام‏ جواد (علیه السلام) دو پسر و سه دختر از خود به جاى گذاردند که یکى از آنان حضرت هادى (ع) است و دومى هم به نام موسى می باشد و دختران آن جناب هم حکیمه، خدیجه و ام کلثوم نام داشته‏اند، و بعضى هم گفته‏اند: که ایشان دو دختر بنام فاطمه و امامه از خود باقى گذاشته اند. در برخی منابع دیگر نیز تا پنج پسر نیز به ایشان نسبت داده شده است، اما آنچه همۀ منابع درباره‌اش اتفاق نظر دارند، این است که فرزندان ذکور ایشان دو نفر بوده‌اند: امام علی الهادی (علیه السلام) و موسی مبرقع. به این دو فرزند ایشان در همه منابع اشاره شده است.

با این حال در منابع قدیمی تنها “ابن عنبه” در کتاب “عمده الطالب” چهار پسر برای ایشان بیان کرده است: امام هادی(علیه السلام) ، موسی مبرقع، حسن و محمد

در برخی کتاب‌های انساب که در دورۀ اخیر نوشته شده است، می‌توان به نام پنج فرزند پسر برای امام جواد رسید: امام هادی (علیه السلام)، موسی مبرقع، محمد، علی و یحیی.

***

امام جواد در سال ۲۰۳ هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا به امامت رسید. دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.

هنگامی که امام رضا به دعوت مأمون از مدینه به توس رفت امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا در مدینه ماند و در سال ۲۰۲ هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.

پس از شهادت امام رضا مأمون به بغداد رفت. او که از کمالات علمی و معنوی امام جواد آگاه بود ایشان را از مدینه به بغداد دعوت کرد اما دولتمردان حکومت عباسی و اطرافیان مأمون از این اقدام ناخشنود بودند، به‌ویژه آنکه مأمون تصمیم داشت دختر خود، ام الفضل را به همسری امام جواد (ع) در آورد.

مأمون برای آنکه آنها را از مقام علمی و فضل آن حضرت آگاه کند، در بغداد مجلس بحثی میان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار ترتیب داد.

در این مجلس، امام به پرسشهای علما پاسخ گفت و میزان دانش و هوش وی بر آنان آشکار شد. پس از آن مأمون دختر خود را به همسری امام درآورد.

حضرت جواد بر این باور بود که آیات الهى باید در جامعه فراگیر شوند و تمام مسلمانان در گفتار و رفتار و استدلال‌ روزمره خود از قرآن و معارف بلند آن بهره گیرند، به همین جهت‏ سعى مى‏ کرد در گفتگوها و معاشرت و برخورد با مردم از آیات قرآن استفاده کند.

طعنه  بزرگان دربار- به مأمون از دامادی  یک کودک

از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا علیه السلام هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.[۱] ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که :” لَم یتَفَقَّهُ فی دینِ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاً من سنّته”؛کودکی که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد.
مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد علیه السلام را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم،، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند.[۲] این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام هنوز به آن حضرت ” صبی” اطلاق می شده است

شاگردان وراویان 

در زمان امام باقر و امام صادق علیهما السلام شرائط اجتماعى مساعد بود و تعداد شاگردان و راویان حضرت صادق (ع) بالغ برچهار هزار نفر مى  رسید، ولى از دوره امام جواد تا امام عسکرى علیه السلام به دلیل فشارهاى سیاسى وشدیداً کنترل می شدند ، اصحاب علمی راویان نیزکم بودند
تعداد راویان و اصحاب حضرت جوادعلیه السلام قریب صد و ده نفر بوده اند و جمعا ۲۵۰ حدیث از آن حضرت نقل شده[۳] در میان همین تعداد محدود اصحاب و راویان آن حضرت، چهره هاى درخشان و شخصیتهاى برجسته اى مانند: على بن مهزیار، احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى، زکریا بن آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع، حسین بن سعید اهوازى، احمد بن محمد بن خالد برقى بودند ،تعدادی ازآنها اهل تسنن بودند. مثل ،خطیب بغدادى ،عبد العزیز بن اخضر جنابذى ، ابو بکر احمد بن ثابت، ابواسحاق ثعلبى، و محمد بن منده بن مهربذ

شهادت 
درباره آمد و شد امام در مدینه و احترام مردم نسبت به آن حضرت، اطلاعات مختصری در پاره ای از روایات آمدهه است.[۴]
فراخوانی آن حضرت به بغداد، در سال ۲۲۰، توسط معتصم عباسی، آن هم درست در همان اولین سال حکومتت خود، نمی توانست بی ارتباط با جنبه های سیاسی قضیه باشد. به ویژه که درست همان سال که حضرت جواد علیه السلام به بغداد آمد، رحلت کرد؛ این در حالی بود که تنها ۲۵ سال از عمر شریفش می گذشت. عناد عباسیان با آل علی علیه السلام به ویژه با امام شیعیان که در آن زمان جمعیت متنابهی تابعیت مستقل آنها را پذیرفته بودند، شاهدی است بر توطئه حکومت در شهادت امام جواد علیه السلام. همچنین خواستن آن حضرت به بغداد و درگذشت وی در همان سال در بغداد، همگی شواهد غیرقابل انکاری بر شهادت آن بزرگوار به دست عوامل عباسی می باشد.
مرحوم شیخ مفید، با اشاره به روایتی درباره مسمومیت و شهادت امام جواد علیه السلام، رحلت آن حضرت راا مشکوک دانسته است.[۵] بنا به روایت مستوفی، عقیده شیعه بر این است که معتصم آن حضرت را مسموم نموده است.[۶]
پاره ای از منابع اهل تسنن، اشاره بر این دارند که امام جواد علیه السلام به میل خود و برای دیداری از معتصمم عازم بغداد شده است.[۷] در حالی که منابع دیگر، حاکی از آنند که معتصم به ابن زیات مأموریت داد تا کسی را برای آوردن امام به بغداد بفرستد.[۸] ابن صبّاغ نیز با عبارت” اِشخاص المعتصم له من المدینه”[۹] این مطلب را تأیید کرده است.
مسعودی روایتی نقل کرده که بنابر آن، شهادت آن حضرت به دست ام فضل، در زمانی رخ داده که امام از مدینه بهه بغداد نزد معتصم آمده بود.[۱۰]

مأمون پس از ورود به بغداد- در سال۲۰۴- بلافاصله امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد فراخواند.[۱۱]

پی نوشت:

[۱] الارشاد، ص ۳۱۹٫
[۲] همان، صص۳۱۹-۳۲۰٫
[۳] شیخ طوسى، رجال،
[۴] تاریخ بغداد،ج۳، صص۵۴ و۵۵٫
[۵] الارشاد، ص ۳۲۶٫
[۶] تاریخ گزیده ، صص ۲۰۵-۲۰۶٫
۷۱] الائمه الاثنی عشر، ابن طولون، ص ۱۰۳؛ شذرات الذهب، ج۲، ص ۴۸٫
[۸] بحارالانوار، ج۵۰، ص۸٫
[۹] الفصول المهمه، ص ۲۷۵٫
[۱۰] مروج الذهب، ج۳، ص ۴۶۴٫

[۱۱] الحیاه السیاسیه للامام الجوادعلیه السلام، ص ۶۵٫

بنقل ازضیاءالحق

***

خلفای عباسی معاصر امام جواد 

دوران امامت شان با دو خلیفۀ عباسی، یعنی مأمون (۱۹۳-۲۱۸) و معتصم (۲۱۸-۲۲۷) معاصر بودند و هر دو نفر، حضرت  جواد (ع) را به اجبار از مدینه به بغداد احضار کردند و طبق شیوۀ سیاسی ای که مأمون در مورد امام رضاا (ع) به کار برده بود، آن حضرت را در پایتخت زیر نظر قرار دادند.

کیفیت شهادت امام جواد

در بارۀ این که امام جواد (علیه السلام) به چه نحوی به شهادت رسیدند، اقوال مختلفی وجود دارد که در این جا به دو قول مشهور اشاره می شود:

الف: معتصم خلیفۀ  عباسی برادر مأمون و عموی ام فضل( دختر مأمون)، پیوسته نقشه هایی را برای به شهادت رساندن امام جواد درسرداشت و در این زمینه با ام فضل نیز همدست شده بود که سرانجام گزینه مسمومیتت رادنبال کردند زیرا معتصم می دانست که ام فضل از آن حضرت کینه دارد،بر این اساس ام فضل نیز در خواست معتصم را پاسخ مثبت داد و سمیّ را در انگور جا سازی کرد و در پیش روی آن حضرت نهاد و وقتی که امام جواد (ع) از آن انگور خورد،حالش متغیرشد، ام فضل پشیمان شد و شروع به گریه کرد حضرت فرمودند: گریه ات برای چیست؟ سوگند به خدا، خداوند آن چنان تو را به دردی در ناحیه رحم دچار سازد که جبران پذیر نباشد و به بلایی گرفتارت کند که قابل کتمان نباشد. بر اثر همین نفرین ام فضل بیمار شد و از دنیا رفت.

ابن ابی دؤاد، یکی از قاضیان معروف زمان معتصم، می‌گوید:

امام جواد (ع) در مجلسی با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر خدا (ص) برای معتصم ثابت کرد که حد دزدی، قطع انگشتان دست است. سپس انگشتان شخصی که اعتراف به دزدی کرده بود، طبق حکم امام جواد (ع) و به فرمان معتصم قطع شد.

سه روز پس از این ماجرا نزد معتصم رفتم و گفتم: « خیر خواهی برای امیر المؤمنین امری واجب است.» بعد به او گفتم در مجلسی که همه فقها و دانشمندان، وزیران، نویسندگان و فرماندهان جمع شده اند و اخبار آن به گوش مردم می رسد، صلاح نیست خلیفه همه نظرها را رد کند و نظر فردی را که فقط عده‌ای از مردم معتقد به امامتش هستند، بپذیرد. معتصم از شنیدن این حرف رنگ به رنگ شد و تازه فهمید چه اشتباهی کرده. فردای آن روز به یکی از وزیرانش دستور داد امام جواد  را به منزل خودش دعوت کند و به او غذای زهرآلود بدهد. امام  گفتند: « می‌دانید که من در مجالس شما حاضر نمی‌شوم».

وزیر گفت: «من فقط شما را دعوت کرده‌ام. دوست دارم پا روی چشم من بگذارید و داخل خانه من بشوید. این را مایه برکت خانه‌ام می دانم». امام جواد  با اصرار صاحب خانه و بدون تمایل قلبی، دعوتش را پذیرفتند.

امام وقتی وارد منزل او شدند و قدری از غذایش را تناول فرمودند، احساس مسمومیت کردند. مرکب سواری خود را طلب کردند و در پاسخ صاحب خانه که گفت « تشریف داشته باشید»، فرمودند:« از خانه‌ات خارج شوم، برای خودت بهتر است.»

پس از آن شب، امام جواد (ع) پیوسته در حال بیماری و تهوع به سر می‌بردند تا از دنیا رحلت فرمودند.

مرقد امام جواد 

حضرت امام جواد (ع)در قبرستان قریش در بغداد (کاظمین) در کنار قبر جدشان، حضرت موسى بن جعفر (ع) به خاک سپرده شدند./منبع:راسخون

درباره نویسنده

1828مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما