همسران پیامبراسلام-۵تاهمسرشهیدبودند

همسران پیامبر

همسر رسول خدا مادران مؤمنان هستند،  «ام المؤمنین» 

خداوند در قرآن کریم همسران رسولش را مادران مؤمنان معرفی کرده است

النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ. الأحزاب/۶٫

پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران وی، مادران آنها [مؤمنان ] محسوب می شوند.

حرمت ازدواج بازنان پیامبر(ص)بخاطرهمین حکم “مادر”بودن آنهابرای مؤمنان است.

یعنی کسی نمی تواندبعدازرحلت پیامبرباآنهاازدواج کند

پیامبر(ص) تاسن ۲۵ سالگی مجرد بودند و درهمین سن با حضرت خدیجه(س) ازدواج کردند(۲۵سال زندگی مشترک) و تا پنجاه سالگی تنها یک همسر داشتند. و بعد رحلت حضرت خدیجه، بنابه مصالحی که ذکرمی شودازدواج های متعددی داشتند.
۱- حضرت خدیجه، ایشان اولین همسر پیامبر(ص) بود و تا زمانی که زنده بودند پیامبر با زن دیگری ازدواج نکردند. 

شوهران سابق حضرت  خدیجه

خدیجه(س) افضل زنان رسول(ص):خدیجه دختر خویلد بن اسد،مادرش دختر زائده بن اصم بود.او قبل از ازدواج با رسول (ص) با ابو هاله بن زراره تمیمی و عقیق بن مخزومی ازدواج کرده بود.زمانی که خدیجه چهل سال داشت و پیامبر در سن ۲۵ ساله بود، در مکه به عقد پیامبر در آمد و ۲۴ سال و چند ماه زندگی مشترک داشتند.

حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت(سال دهم بعثت)  در سن ۶۵ سالگی در مکه درگذشت

۲- سوده دختر زمعه بن قیس بن عبدشمس. وی همسر پسر عمویش سکران بن عمرو بود که از دنیا رفته بود وسوده تنها وبی سرپرست وبا رنج زندگی می کرد.
۳- عایشه دختر ابوبکر، وی تنها دختری بود که پیامبر با اوازدواج کرد. عایشه هم زن دائمی پیامبر(ص)بود.
۴- زینب امّ المساکین، همسرعبیده بن حارث پسرعموی پیامبر(ص) بود که درجنگ بدر به شهادت رسید و پیامبر با زینب که پیرزن هفتاد ساله ای بود در رمضان سال سوم هجری ازدواج کرد که زینب بعد ازدو ماه ازدنیا رفت.همسرشهید
۵- حفصه، دختر عمر بن خطاب و همسر خنیس بن حذافه سهمی بود که پس ازجنگ بدر بر اثر جراحات وارده از دنیا رفت.
۶- امّ سلمه، هند دختر ابی امیه مخزومی و شوهرش ابوسلمه عبدالله بن عبدالاسد مخزومی بود که درجنگ احد مجروح شد وبعد ازمدتی ازدنیا رفت. وقتی پیامبر به وی پیشنهادازدواج داد وی بعلت داشتن فرزندان وسن بالا امتناع کرد و به سفارش فرزندش سلمه پذیرفت.همسرشهید
۷- زینب دختر جحش اسدی و دخترعمه پیامبر بود که ازهمسرش زید طلاق گرفته بود.
۸- جویریه دختر حارث بن ابی ضرار، رئیس قبیله بنی المصطلق بود. شوهر سابق وی پسرعمویش مسافع بن صفوان مصطلقی بود.
۹- صفیّه دخترحییّ بن اخطب وشوهرش کنانه بن الربیع بن ابی الحقیق بود که درجنگ خیبرکشته شد. و صفیه به اسارت مسلمانان درآمد و اسلام را پذیرفت ولذا پیامبر او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد. وی دختر رئیس قبیله بنی نضیر بود.همسرشهید
۱۰- امّ حبیبه دخترابوسفیان بود. شوهرش عبیدالله بن جحش درحبشه از دنیا رفته بود.
۱۱- میمونه دخترحارث بن حزن، شوهر اولش مسعود بن عمروبن عمیرثقفی بود که او را طلاق داده بود. و سپس با ابورهم بن عبدالعزی ازدواج کرد که ازدنیا رفت.
۱۲ماریه قبطیه. مقومس حاکم اسکندریه او را برای پیامبر هدیه فرستاده بود.

۱۳– ام شریک همسر ابوعکر که بعدازمسلمان شدن باشکنچه مشرکین شهیدشد

***

پیامبر (ص) یک سال بعد از رحلت خدیجه (س) در سال یازدهم بعثتبا زن بیوه ای به نام سوده دختر ذمعه ازدواج کرد، این زن شوهری به نام سکران بن عمر داشت که در صدر اسلام، مسلمان شده بود، و بر اثر فشار مشرکان، همراه عده ای به حبشه هجرت کرد، ولی در حبشه مسیحی شد، سپس در همانجا از دنیا رفت، سوده بی سرپرست ماند، شرایط به گونه ای بود که بی سرپرستی این زن آبرومند مهاجر، به شخصیت و کرامت او لطمه می زد، پیامبر(ص) برای جبران این چالش با او ازدواج کرد، و در حقیقت سرپرستی او را بر عهده گرفت، پس از مدتی پیامبر (ص) با عایشه دختر ابوبکر،ازدواج کردکه وصلت با او یک نوع رابطه خویشاوندی با قبیله تیم می شد، و همین موجب پیشرفت اسلام می گردید.

و در میان همسران پیامبر(ص)تنهابانویی که دوشیزه بودعایشه بود بود، او وقتی که همسر پیامبر(ص) شد بسیار کم سن و سال بود،حدود۷ساله بود.

پیامبر (ص) در راستای تثبیت اسلام در شرایطی قرار داشت که لازم بود از تمام وسایل برای شکستن اتحاد و نا مقدس دشمنان استفاده کند، که یکی از آنها ایجاد رابطه خویشاوندی از طریق ازدواج با قبایل طوایف مختلف بود، زیرا محکم ترین رابطه در میان عرب جاهلی، رابطه خویشاوندی به حساب می آمد، و داماد قبیله را همواره از خود می دانستند، و دفاع از او را لازم، و تنها گذاشتن او را گناه می شمردند. رسوبات این تعصب حتی سال ها بعد از اسلام ادامه داشت، تا آنجا که در سال ۶۱ هجری در ماجرای کربلا، شمربن ذی الجوشن که با امّ البنین مادر حضرت ابوالفضل(ع) خویشاوندی داشت، در روز تاسوعا برای حضرت عباس و برادران مادریش، امان نامه آورد(نتیجه ازدواج باعایشه)، اگرچه ابوالفضل اماننامه رانپذیرفت.

پیامبر (ص) تا در مکه بود همین دو همسر (عایشه و سوده) را داشت، با توجه به این که از هیچ کدام از آنها دارای فرزند نشد. پس از آن که آن حضرت به مدینه هجرت کرد، در سال چهارم یک حادثه ای که بیشتر جنبه عاطفی و رعایت حریم کرامت زن بود، باعث گردید که پیامبر(ص) با زن شهیدی به نام ام سلمه(همسرشهید)  ازدواج کرد. ماجرا چنین بود که ام سلمه (هند دختر امیه مخزومی) دختر عاتکه عمّه پیامبر(ص) بود، او که دختر عمه پیامبر (ص) بود با ابوسلمه بن عبدالاسد ازدواج کرد، ابوسلمه در جنگ احد که در رکاب پیامبر(ص) با دشمن می جنگید به سختی مجروح شد، و پس از گذشت هشت ماه از جنگ احد، بر اثر همان جراحات به شهادت رسید، روزی پیامبر(ص) به عنوان تسلیت به ام سلمه و بچه هایش، به خاطر شهادت شوهرش ابوسلمه، به خانه ام سلمه آمد، و او را دلداری داده و به او تسلیت گفت. و در حق او چنین دعا کرد: «خدایا اندوه ام سلمه را برطرف ساز، و مصیبت او را (در مورد از دست دادن شوهرش) به برتر از آن عوض بده.»

وقتی که عدّه ام سلمه (چهار ماه و ده روز) تمام شد، عده ای از او خواستگاری کردند، جواب منفی داد، تا این که رسول خدا (ص) از او خواستگاری کرد، او که مایل به رسول خدا (ص) بود، گفت: «من یک زن سالمند هستم، به علاوه چند یتیم دارم…» پیامبر(ص) در مورد سن و سال او فرمود: سن من بیشتر از تو است، و در مورد یتیمان، از آنها سرپرستی می کنم، غصه آنها را نخور. سرانجام ام سلمه با پیامبر (ص) ازدواج کرد، و همسر پیامبر(ص) گردید بنابراین ازدواج پیامبر(ص) با ام سلمه، جنبه عاطفی و سرپرستی، و حفظ کرامت و شخصیت دختر عمه اش ام سلمه را داشت.

یکی از ازدواج های پیامبر(ص) ازدواج با حفصه دختر عمربن خطاب (همسرشهید)بود، که در سال سوم یا چهارم هجرت رخ داد، او قبلاً همسر خنیس بن خدانه، هم سوگند و هم پیمان با آل خطّاب بود، با حفصه دختر عمر ازدواج کرد، او از مسلمانان صدر اسلام بود، و همراه مهاجران به حبشه هجرت کرد، سپس همراه همسرش پس از هجرت رسول خدا (ص) به مدینه، هجرت به مدینه کرد، و در جنگ بدر حضور داشت، و در جنگ احد که در سال سوم هجرت رخ داد از مجاهدان پر تلاش بود، مجروح شد، سپس بر اثر همین جراحت جنگی به شهادت رسید.

 ازدواج آن حضرت با حفصه، به عمر بن خطاب آرامش داد، و موجب پیوستگی پیامبر(ص) به دودمان عدی شد، که از نظر سیاسی نقش مهمی در پیشرفت اسلام، و نابودی موانع سر راه آن حضرت گردید.

 خنیس شوهر حفصه در سال سوم هجرت در مدینه از دنیا رفت(شهیدشد)، پس از اتمام عدّه حفصه، عمر ازدواج او را به ابوبکر پیشنهاد کرد، ابوبکر جواب منفی داد، سپس به عثمان پیشنهاد کرد، عثمان نیز جواب مثبت نداد، عمر به عنوان شکایت به مجضر پیامبر (ص) آمد، پیامبر(ص) برای آرامش عمر (و جذب او و دودمانش) به او فرمود: «شخصی بهتر از عثمان با حفصه ازدواج می کند.» آنگاه دستور داد تا حفصه را برایش خواستگاری نمودندبنابراین ازدواج پیامبر (ص) با حفصه نیز جنبه سیاسی عاطفی داشت، و با پیشنهاد و درخواست خود عمر، و برای آرامش او انجام پذیرفت.

یکی دیگر از ازدواج های پیامبر(ص) که آن هم جنبه عاطفی و سیاسی داشت، ازدواج آن حضرت با ام حبیبه دختر ابوسفیان بود. توضیح این که ام حبیبه که نامش رمله بود، با این که دختر ابوسفیان ، خواهر معاویه بود، در همان سال های اول بعثت، اسلام را پذیرفت، و با شوهرش عبیدالله که او نیز مسلمان شده بود، بر اثر فشار و آزار مشرکان، همراه گروهی به حبشه هجرت نموده و به پادشاه حبشه به نام نجاشی پناهنده شدند. ولی پس از مدتی شوهرش عبیدالله در حبشه به مسیحیت گروید و مسیحی شد، سرانجام در همان حبشه از دنیا رفت، ام حبیبه بی سرپرست ماند، پیامبر(ص) از بی سرپرستی و رنج های ام حبیبه در راه اسلام، آگاه شد، و دریافت که او نیاز به سرپرست مهربان دارد، تا چالش رنج های او جبران گردد، نامه ای برای نجاشی شاه حبشه نوشت، و از او خواست که ام حبیبه را برایش خواستگاری کند.

نجاشی که پادشاه عادل بود و در باطن مسلمان شده بود، به نامه پیامبر(ص) احترام کرد، و ام حبیبه را برای پیامبر(ص) خواستگاری نمود. ام حبیبه با کمال میل پاسخ مثبت داد، و خالدبن سعید یکی از مسلمانان را وکیل نمود که او را به عقد ازدواج پیامبر (ص) در آورد، عقد اجرا شد، و نجاشی در مراسم عقد به مسلمانان مهاجر ولیمه داد. وقتی این خبر به ابوسفیان رسید گفت: «محمد(ص) دامادی است که او را رد نمی کنند.»

جالب این که ام حبیبه به قدری شیفته اسلام و پیامبر(ص) بود، وقتی که به مدینه به محضر رسول خدا (ص) آمد و به او پیوست، پس از مدتی در ماجرای صلح حُدیبیّه (که در سال ششم هجرت رخ داد) ابوسفیان برای تمدید

صلح، به مدینه به خانه پیامبر(ص) آمد، خواست بر روی تشک پیامبر(ص) بنشیند، ام حبیبه از او جلوگیری کرد، و گفت: «تو مشرک و نجس هستی و نمی توانی در این مسند بنشینی، زیرا این مسند جایگاه پاک ترین افراد است»

آیا به راستی رواست چنین بانویی رها شود و بر گرامتش ضربه برسد، با این که او افتخار می کرد که به چنین موقعیتی رسیده و همسر پیامبر (ص) شده است، به علاوه این ازدواج می توانست زمینه ای برای جذب خاندان ابوسفیان به اسلام گردد، و دست کم آزار و کارشکنی این خاندان را نسبت به آن حضرت و آیین اسلام کاهش دهد.

یکی دیگر از ازدواج های پیامبر(ص) با جُویْریه بود، توضیح این که در سال ششم هجرت به پیامبر(ص) خبر رسید حارث بن ابی ضرار (پدر جویریه) رییس قبیله بنی مصطلق در صدد جمع آوری اسلحه و سرباز، برای یورش به مدینه است، پیامبر اکرم (ص) با یاران خود به سوی آن قبیله برای جلوگیری از گزند آنها حرکت کرد، و در کنار چاه مریسیع به جنگ با آنها پرداخت، آنها با دادن ده نفر کشته و مقداری غنائم جنگی و چند اسیر، عقب نشینی کردند.

در میان اسیران بانویی به نام جویریه دختر حارث به عنوان کنیز، سهمیه یکی از رزمندگان به نام ثابت بن قیس شد. ثابت با جویریه مکاتبه کرد، یعنی قراردادی بست که اگر فلان مبلغ پول به اقساط بپردازد، قیس او را آزاد خواهد کرد. او مقداری از مبلغ مورد مکاتبه را پرداخت، و از دادن بقیه درمانده شد، به محضر پیامبر مهربان (ص) رسید، و از او تقاضای کمک برای آزادی کامل خود کرد. حضرت به او قول مساعد داد که هم با دادن بقیه بدهکاری او، وی را آزاد سازد، و پس از آزادی، با او ازدواج کند، او خوشحال شد، و همین پیشنهاد تحقق یافت. مسلمانان وقتی که دیدند جویریه همسر پیامبر(ص) شده به احترام او هر کس سهمیه خود از اسیران طایفه او را آزاد نموده، و در نتیجه صد نفر دودمان بنی مصطلق آزاد شدند، پدر جویریه که برای آزادسازی دخترش به مدینه رهسپار می شد، پس از دیدن معجزه ای (که یک خبر غیبی بود) به اسلام گروید، و به طفیل او و دخترش گروهی از طایفه بنی مصطلق مسلمان شدند.

چنانکه ملاحظه می کنید این ازدواج نیز پربرکت برای مسلمین و دودمان بنی مصطلق بود، همین وصلت باعث گرایش جمعی به اسلام، و رفع و دفع شورش گروهی به اسلام

گردید. هم جنبه عاطفی و سیاسی داشت و هم جنبه نظامی و آتش بس و صلح. یکی دیگر از ازدواج های پیامبر(ص) ازدواج با ماریه قبطیه (به عنوان ملک یمین و کنیز) بود، توضیح این که پیامبر اعظم (ص) در سال هفتم هجرت برای شاهان و رؤسای کشورها نامه نوشت و آنها را دعوت به اسلام نمود، یکی از این نامه ها را برای مقوقس رئیس قبطیان که مسیحی بود و در اسکندریه مصر سکونت داشت نوشت، او به نامه پیامبر(ص) و نامه رسان آن حضرت، حاطب بن ابی بلْتعه احترام شایان کرد، ولی برای حفظ سلطنتش، اسلام را نپذیرفت، و به جای آن هدایای بسیار نفیس از جمله سه کنیز که یکی از آنها ماریه قبطیه بود به محضر پیامبر(ص) فرستاد، پیامبر(ص) هدایای او را پذیرفت.

پیامبر(ص) با ماریه که با برادرش مسلمان شده بود، و افتخار ازدواج با آن حضرت را داشت، ازدواج کرد، و با این ازدواج شخصیت او را بالا برد، و از کنیزی، به عنوان همسر رسول خدا(ص) ارتقاء یافت و در ماه ذیحجه سال هشتم هجرت از آن پسری به نام ابراهیم شد، ولی ابراهیم یک سال و دو ماه یا یک سال و شش ماه بیشتر عمر نکرد، و در سال دهم هجرت از دنیا رفت. بنابراین ازدواج با ماریه نیز به عنوان کنیز بود، موجب حفظ کرامت ماریه می شد، که از دیار مصر به مدینه آمده بود، و نیاز شدید به پناهگاه مطمئن و آرام بخشی داشت.

پیامبرباعمویش “باجناغ”بود

یکی از ازدواج های پیامبر(ص) با میمونه دختر حارث بن حزن هلالی، خواهر ام الفضل همسر عباس عموی پیامبر(ص) بود. توضیح این که میمونه بیوه ای بود که قبلاً دو شوهر کرده بود، و آخرین بانویی بود که در سال هفتم هجرت در حالی که آن حضرت حدود ۵۹ سال داشت، همسر پیامبر(ص) گردید. او در مکه می زیست، و عباس عموی پیامبر(ص) عقد او را برای پیامبر(ص) اجرا نمود. میمونه و خواهرانش از زنان با ایمان بودند، پیامبر(ص) آنها را اهل بهشت معرفی کرد. میمونه از محبان حضرت علی (ع) بود و روایاتی در شأن آن حضرت، از پیامبر(ص) نقل کرده است.

ام شریک هم همسرشهیدبود

از قرائن و شواهد استفاده می شود که میمونه پس از مرگ شوهران سابقش، بی سرپرست بود، و نیاز به پناهگاهی داشت، عباسعموی پیامبر(ص) او را که خواهر همسرش بود، به عقد ازدواج پیامبر(ص) درآورد، تا زندگیش سروسامان یابد. یکی از همسران پیامبر(ص) که در قرآن در شأن او آیه ای نازل شد، ام شریک است، این بانو که در صفاء می زیست، بعد از شوهرش ابوعکر مسلمان شد، ابوعکر به مدینه هجرت کرد، ولی از دنیا رفت، او که تنها مانده بود، و مشرکان فهمیده بودند که ام شریک نیز مسلمان شده، بسیار او را مورد آزار و شکنجه قرار دادند که داستان طولانی است، سرانجام خود را که بیوه ای بی سرپرست بود، و نیاز شدید به پناهگاه داشت، به مدینه رسانید، و خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض کرد: «من مدتی است که شوهر ندارم، اینک به محضرت آمده ام تا خود را به تو ببخشم.»

پیامبر(ص) فرمود: «فعلاً صبر کن تا از طرف خداوند دستوری برسد» طولی نکشید که آیه ۵۰ سوره احزاب نازل شد، که بخشی از آن چنین است: «و امْرأهً مؤمنهً انْ وهبتْ نفسها للنّبیّ انْ اراد النّبیُّ انْ یستنْکحها خالصهً من دون المؤمنین ؛ هرگاه زن با ایمانی خود را به پیامبر(ص) ببخشد (و مهری برای خود قائل نشود) چنانچه پیامبر(ص) بخواهد، می تواند با او ازدواج کند، اما چنین ازدواجی تنها برای تو (ای پیامبر) مجاز است، نه سایر مؤمنان.»

در پایان آیه می فرماید: «لکیْلا یکون علیک حرج ؛ این برای آن است که (در راه رسالت) مشکلی برای تو (ای پیامبر) نبوده باشد. و بتوانی مسؤولیت های خود را ادا کنی.» «و دستت برای تأمین نیاز نیازمندان، و جواب شادآفرین به آنها باز باشد، و در این جهت محدودیتی نداشته باشی. البته این موضوع از مختصات پیامبر(ص) است.»

بدون شک این گونه زنان می خواستند به افتخار معنوی همسری پیامبر(ص) برسند، و این موضوع تنها برای پیامبر(ص) مجاز شد، که بیشتر جنبه عاطفی و حفظ کرامت زن را داشته است.

یکی دیگر از ازدواج های پیامبر(ص) ازدواج با زینب دختر جحش، دختر عمه پیامبر(ص) است، که در قرآن به آن اشاره شده است، او بانویی با جمال و با کمالی بود، همراه پیامبر(ص) از مکه به مدینه هجرت نمود. روزی خواهرش را نزد رسول خدا (ص) فرستاد و توسط او به پیامبر(ص) پیشنهاد ازدواج کرد، ولی پیامبر(ص) زیدبن حازثه غلام آزاد شده خود را برای ازدواج با او پیشنهاد کرد. زینب نخست تمایل به ازدواج با زید را نداشت، ولی پس از نزول آیه ۳۶ احزاب که بیانگر اطاعت از پیامبر(ص) است، زینب پیشنهاد پیامبر (ص) را پذیرفت، پیامبر(ص) او را به عقد ازدواج زیدبن حارثه درآورد. ولی طولی نکشید که زینب که از خاندان قریش بود، با زید که سابقه بردگی داشت، نتوانست زندگی کند، و ناسازگاری بین آنها آشکار گردید. و زید خواهان طلاق او شد، چنان که آیه شریفه «فلمّا قضی زیدٌ منها وطراً؛هنگامی که زید به طور کامل از زینب، کامیاب و سیر شد و بی نیاز گردید.» به این مطلب دلالت دارد.سرانجام زید، زینب را طلاق داد. پس از آن که عده او گذشت، پیامبر(ص) با او ازدواج کرد. قرآن فلسفه ازدواج پیامبر (ص) با زینب را چنین بیان می کند: «زوّجنا کها لکیلا یکون علی المؤمنین حرج فی ازواج ادعیائهم…؛ او را به همسری تو در آوردیم تا مشکل برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان هنگامی که طلاق گیرند نباشد.»

بنابراین با توجه به اینکه زید پسر خوانده پیامبر(ص) بود، و مردم خیال می کردند که پسر خوانده در احکام مانند پسر حقیقی است، و نمی توان با زن طلاق داده او ازدواج کرد. پیامبر(ص) برای شکستن این سنّت خیالی جاهلی، با زینب ازدواج کرد، تا سنت شکنی کرده باشد.

در عین حال یهودیان به پیامبر(ص) تهمت زدند که خود می گوید ازدواج زن پسر حرام است، ولی خودش با زینب زن پسر خوانده اش ازدواج نموده است، در رد آنها آیه ۴ و ۵ سوره احزاب نازل گردید، که ترجمه اش این است: «خداوند فرزند خوانده های شما را فرزند حقیقی شما قرار نداده است، این سخن شما است که به دهان خود می گویید (سخنی بی پایه و باطل) اما خداوند حق را می گوید و به سوی حق هدایت می کند، آنها را به نام پدرانشان بخوانید، که این کار نزد خدا عادلانه تر است…»

ازدواج های دیگری نیز پیامبر(ص) داشته که خداوند به خاطر مصالح و اموری به او چنین اجازه ای داده بود، و هیچ کدام به خاطر مسایل جنسی و امور شهوانی نبوده است، بلکه جنبه انسانی، فرهنگی، عاطفی، سیاسی، شکستن سنت های باطل، و سرپرستی ایتام و ضعیف نوازی و اموری از این قبیل بوده است. حتی در بعضی از تواریخ می خوانیم که پیامبر(ص) با زنان متعددی ازدواج کرد، و جز مراسم عقد، و یا صرف خواستگاری چیزی انجام نشد، و این امور به خاطر آن بود که زنان بی نوا با همین اندازه با پیامبر(ص) احساس افتخار و شخصیت کنند، و روحیه عزّتمندی خود را حفظ نمایند.

منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه قم+بااصلاحات

***

 همسران شهداء وخانمهای بیوه ازدواج بکنند

ازدواج پاهمسران شهیدسنت پیامبراست ۵نفراززنان پیامیر –همسرشهیدبودند

حضرت علی هم باهمسرشهیدازدواج کرد

ازدواج محدد”لبابه”(همسرحضرت ابوالفضل)بابرادرزاده شوهرش

دختران آرایش بکنند،زنان بیوه ازدواج بکنند:قرائتی

امام خمینی:هم اکنون یک نصیحت مخلصانه و پدرانه به بانوانی که جوانند و همسران شان به لقاء الله پیوسته‌اند، می‌نمایم که از ازدواج، این سنت ارزنده الهی سر باز نزنند و با ازدواج خود یادگارهایی چون خود، مقاوم و ارزنده به جای گذارند و به وسوسه بعضی اشخاص بی توجه به صلاح‌ها و فسادها گوش فرا ندهند.

 و نیز به پاسداران و سربازان و جوانان عزیز تذکر می‌دهم که ازدواج با این بانوان راغنیمت شمرده و با انتخاب همسرانی چنین ارزنده به زندگی شرافتمندانه خویش ادامه دهند. –روح الله الموسوی الخمینی

پیام امام خمینی بمناسبت روززن: (چهارشنبه، ۲۵ فروردین ۱۳۶۱) ۱۹ جمادی الثانی ۱۴۰۲

جلد ۱۶ – صفحه ۱۹۵-صحیفه امام خمینی

***

ازمیان  همسران پیامیراسلام حضرت محمد(ص)۵نفرهمسران شهداءبودند

۱- زینب امّ المساکین، همسرعبیده بن حارث پسرعموی پیامبر(ص) بود که درجنگ بدر به شهادت رسید و پیامبر با زینب که پیرزن هفتاد ساله ای بود در رمضان سال سوم هجری ازدواج کرد که زینب بعد ازدو ماه ازدنیا رفت.همسرشهید

۲- امّ سلمه، هند دختر ابی امیه مخزومی و شوهرش ابوسلمه عبدالله بن عبدالاسد مخزومی بود که درجنگ احد مجروح شد وبعد ازمدتی ازدنیا رفت. وقتی پیامبر به وی پیشنهادازدواج داد وی بعلت داشتن فرزندان وسن بالا امتناع کرد و به سفارش فرزندش سلمه پذیرفت.همسرشهید

۳- صفیّه دخترحییّ بن اخطب وشوهرش کنانه بن الربیع بن ابی الحقیق بود که درجنگ خیبرکشته شد. و صفیه به اسارت مسلمانان درآمد و اسلام را پذیرفت ولذا پیامبر او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد. وی دختر رئیس قبیله بنی نضیر بود.همسرشهید

۴– ام شریک همسر ابوعکر که بعدازمسلمان شدن باشکنچه مشرکین شهیدشد-همسرشهید

۵- حفصه، دختر عمر بن خطاب و همسر خنیس بن حذافه سهمی بود که پس ازجنگ بدر بر اثر جراحات وارده از دنیا رفت.همسرشهید

خنیس شوهر حفصه در سال سوم هجرت در مدینه از دنیا رفت(شهیدشد)، پس از اتمام عدّه حفصه، عمر ازدواج او را به ابوبکر پیشنهاد کرد، ابوبکر جواب منفی داد، سپس به عثمان پیشنهاد کرد، عثمان نیز جواب مثبت نداد، عمر به عنوان شکایت به مجضر پیامبر (ص) آمد، پیامبر(ص) برای آرامش عمر (و جذب او و دودمانش) به او فرمود: «شخصی بهتر از عثمان با حفصه ازدواج می کند.» آنگاه دستور داد تا حفصه را برایش خواستگاری نمودندبنابراین ازدواج پیامبر (ص) با حفصه نیز جنبه سیاسی عاطفی داشت، و با پیشنهاد و درخواست خود عمر، و برای آرامش او انجام پذیرفت.

***

همسرحضرت

 همسر وفرزندان حضرت عباس

حضرت ابوالفضل العباس  با دختری به نام «لبابه» ازدواج نمود.

«لُبابَه» دختر «عبیدالله بن عباس»، پسر عموی پیامبر اکرم(ص) بود. مادر لبابه، «ام حکیم جویری» نام داشت که «دختر خالد بن قرظ کنانی» بود.
سال ازدواج
حضرت عباس در سن بیست سالگی با خانم لبابه ازدواج کردند.

حاصل این ازدواج دو پسر به نام‌های «عبیدالله و فضل» بود
 البته در برخی تواریخ از دو فرزند دیگر به نام‌های «محمد و قاسم» نیز نام برده‌اند. و اسنادی دال بر شهادت محمد در کربلا وجود دارد. و برخی اقوال دیگر تأکید دارند که فرزندان ایشان هیچ کدام در کربلا حضور نداشتند.
***

حضرت علی هم باهمسرشهیدازدواج کرد

ازدواج حضرت علی (ع) با اسماء بنت عمیس که همسر “جعفر بن ابی طالب” وی بعدازشهادت شوهرش به همسری ابوبکر درآمد،بعدازفوت ابوبکر ،حضرت علی  او را به همسری گرفت

اسماء  سه فرزند( عبدالله، محمد و عون) از همسر اولش جعفر بن ابی طالب داشت.

از همسر دومش ابوبکر، “محمد” را در سال حجه الوداع به دنیا آورد و از  امام علی(ع) دو فرزند به نام‌های یحیی و عون به دنیا آورد

ازدواج محدد”لبابه”بابرادرزاده شوهرش

لبابه سال‌ها پس از شهادت همسرش، به عقد فرزند امام حسن (ع)به نام «زید» درآمد و از این ازدواج فرزند دختری به نام «نفیسه» به دنیا آمد

 برخی اقوال فرزندی به نام «حسن» را حاصل دیگر این ازدواج می‌دانند و معتقدند «حسن بن زید» فرزند حضرت عباس (ع) نیست، بلکه نوه‌ی امام حسن است.

در هر حال در اقوال مستند تاریخی آمده است: عبید الله فرزند عباس که کنیه اش ابومحمد بود، شخصیتی با کمال ، ورع ، سخی، شجاع و بامروت به حساب می آمد که در سن ۵۵ سالگی درگذشت و فرزندان حضرت عباس نسبشان به او می رسد. و ملاقات ایشان با امام سجاد (ع) نیز دلیل دیگری بر زنده بودن این فرزند پس از واقعه‌ی کربلا دارد.

 دکترعلیرضا زاکانی (نماینده سابق “تهران”مجلس شورای اسلامی)باهمسرشهیدازدواج کرد

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه، از دوران خواستگاری چه خاطره ای دارید گفت: بنده در دوران دفاع مقدس تصمیم به با همسر یک شهید که یک فرزند داشت گرفتم .

زاکانی با بیان اینکه، با خانم شهید که صحبت شده بود یک نکته را بیان کرد که من دیگر تحمل شهید شدن همسرم را ندارم .وی با بیان اینکه، ۵۰ مثقال نقره مهره تعیین کردم اظهار داشت: بنده به ایشان اعلام کردم که هر وقت کار اجتماعی پیش بیاید که به مردم و انقلاب مرتبط شود از من توقع نداشته باشید که شما را مقدم بر مردم و اسلام بدانم.

            *****

امام حسین هم با همسرشهیدازدواج کرد

امّ اسحاق( مادر حضرت رقیه) که همسر امام حسن مجتبى (ع) بوده و پس از شهادت امام حسن،بنابه وصیت آنحضرت به عقد امام حسین (ع) درآمد.

پایگاه‌های خبری فلسطینی اعلام کردند، جنبش مقاومت اسلامی حماس در یک ابتکار عمل جدیدی اعلام کرده هر کس با یک زن شهید ازدواج کند، پاداش دریافت خواهد کرد.
 این پایگاه‌های خبری فلسطینی در ادامه افزودند: جنبش حماس با این کار قصد دارد اولا زنان بیوه و کودکان یتیم را از بی سرپرست بودن نجات دهد و دوما جوانان را به ازدواج ترغیب و تشویق کند.

این پایگاه‌های فلسطینی در ادامه نوشتند: البته حماس برای مردان و جوانانی که قصد انجام چنین ازدواجی را دارند، تعدادی شرط قرار داده است. یکی از این شروط این است که اگر ازدواج با زن شهید ازدواج دوم فرد است، باید حتما ثابت شود که توانایی اداره و سرپرستی دو خانواده را دارد. شرط دوم این است که او فردی با اخلاق و مؤمن باشد تا از روی هوس این کار را انجام ندهد.

کارشناسان مسائل اجتماعی در این باره می‌گویند: چنین طرحی می‌تواند به عدم فاسد شدن جامعه غزه کمک کند به ویژه اینکه تعداد زنان بیوه در جنگ اخیر ۲۲ روزه ارتش صهیونیستی علیه غزه به شدت افزایش یافته است./۲۶ اسفند ۱۳۸۷تابناک
***

دختران آرایش بکنند،زنان بیوه ازدواج بکنند:قرائتی

برنامه درسهایی ازقرآن حجت الاسلام قرائتی شبکه یک تلویزیون-که در ماه رمضان “هرروز”درآستانه افطار  ازتلویزیون پخش می شود ،درهفدهمین روز رمضان١۴٣٢چهارشنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۹۰)گفت:

 زن ذاتاً دوست دارد آرایش کند. و این جزء ذات زن است. متأسفانه بعضی از این حاج‌خانم‌های پیرزن در خانه تا می‌بیند دخترش آرایش می‌کند، یا عروسش، یک تعبیرات زشتی می‌کند. خانم! تو پیری؟

خجالت نمی‌کشند، طوری نیست خجالت نکشند. مگر می‌خواهد بیرون برود خودش را نشان جوان‌ها بدهد. خودش را آرایش می‌کند. ما زن داریم دو لیتر گریه می‌کند برای امام حسین(ع). اما اگر بفهمد پسرش با عروسش یک بستنی خورده کودتا می‌کند. روضه هفتگی، ختم انعام، ختم قرآن، همه‌ی دعاها و نمی‌دانم «امن یجیب» مهرش، جانمازش اندازه‌ یک بقچه‌ی حمام است. اما اگر بفهمد که این مثلاً با عروسش رفته فرض کنید حالا بگردند، دری وری می‌گوید. زن نژادش این است.

شما یاد بگیرید از امیرالمؤمنین(ع)، با غلامش رفتند پیراهن بخرند، پیراهن قشنگ را داد به غلامش، گفت: آقا من قنبر غلام هستم. فرمود: مگر جوان نیستی؟ خوب جوان دوست دارد شیک بپوشد. سر به سر بچه‌ها نگذارید. در آرایش حلال، وقتی به آرایش حلال گیر دادی، آنها سمت آرایش حرام می‌روند. خیلی از گیرهایی که می‌دهند اینها ضررش به خودشان برمی‌گردد.

بعضی از جوان‌ها تا حالا چند مورد آمدند، به من گفتند: حاج آقای قرائتی من به خاطر شما یک سیلی خوردم. گفتم: چرا؟ گفته: من می‌خواستم آن کانال فوتبال ببینم، پدرم گفت: آن کانال قرائتی را ببینیم. من هی زدم فوتبال، او هی زد قرائتی! آخرش یک سیلی به من زد. من از همه‌ اینهایی که از پدرشان یا پدر بزرگشان کتک خوردند، معذرت می‌خواهم.

اسلام بنایش بر آزادی است، حتی اگر آمدی پشت سر این آقا نماز خواندی، رکعت دوم آزادی! قصد فرادی کن برو. اصلاً نماز مغرب را خواندی، نماز عشا را آزاد هستی، رها کن برو. اسلام به ما آزادی داده است. اگر ما به حلال‌ها قناعت کنیم، همه‌ی مردم مسلمان می‌شوند. گیر اینکه بعضی‌ها اسلام به آنها سنگین است، در همین نماز جمعه دیروز، نماز جمعه گذشته رفتیم، به ما گفتند: بین دو نماز صحبت کن. گفتم:

سخنرانی بین دو نماز گروگان گیری است.

گفت: فرار می‌کنند. گفتم: خوب فرار کنند. مگر میخواهی مردم را اسیر کنی؟ کم حرف بزن، خوب حرف بزنی فرار نمی‌کنند، حالا فرار هم کردند، کردند.

توجه به دستورات دین، نه سلیقه‌های شخصی

ما مثل بت‌پرست‌ها در بعضی کارها هستیم. بت‌پرست‌ها با دست خودشان یک بت می‌تراشیدند، راستش گریه می‌کردند. قرآن می‌گوید: «أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ» (صافات/۹۵) با دست خودت سنگ تراشیدی حالا راستش گریه می‌کنی؟ ماهم با دست خودمان آداب و رسوم را درست کردیم، خودمان در آداب و رسوم خودمان ماندیم.

آرایش یک ارزش است. دختر و پسرها در آرایش حلال نباید مزاحم داشته باشند. مثل اینکه یک کسی شوهرش مرده اسلام گفته چهار ماه و ده روز فاصله بگیرد. “اگر”بعد از چهار ماه و ده روز، قرآن آیه دارد می‌گوید: اگر خانم خواست عقد کند، کسی حق ندارد جلوی او را بگیرد.

آیه‌ قرآن است. متن قرآن است. زن بیوه! خواهند گفت عجب زن بی‌حیایی بودچه زود شوهر کرد. تو که می‌گویی: فلان زن بی‌حیا است، قطعاً غیبت کردی و گناه کبیره کردی. تو گناه کبیره کردی که گفتی فلانی بی‌حیا است. اما او ثواب کرد. این خانم به هوای… نه خواهند گفت: این به شوهر اولش وفادار نیست. چه کسی گفت: معنای وفا یعنی عقد نکن؟ چه کسی گفت: عقد نکن.

زنان بیوه یک چیز غلطی در سرشان است. می‌گوید: من می‌خواهم وفادار باشم. چون می‌خواهد وفادار باشد، ازدواج نمی‌کند. اصلاً قاطی کرده والله نمی‌دانم قاطی کرده، اینها جزء دین نیست. جزء لغت نیست. جزء قرآن نیست. بالاخره حالا من ۵۰ سال است دیگر آخوند هستم. ۱۵ سالگی آخوند شدم. حالا ۶۵ سالم است. بعد از ۵۰ سال آخوندی، ۳۲ سال برای شما حرف می‌زنم.

وفا این نیست که انسان ازدواج نکند. تقوا این نیست که انسان برای شوهرش آرایش نکند. به خانم می‌گوییم: آخر این چه قیافه‌ای است؟

یک مردی در کوچه می‌دوید. گفتند: کجا می‌دوی؟ گفت: می‌روم خانه زنم از عروسی می‌آید، چون تا از عروسی می‌آید، لباس‌های خوبش را کنار می‌گذارد و آشغال‌هایش را خواهد پوشید. من می‌خواهم یک لحظه‌ای که لباسش را می‌کند، من هم یک نگاهی به این لباس بکنم. خوب این چه، کجایش مثلاً چرا چنین است؟ کهه مرد باید بدود، آرزو، آه بکشد که یکبار هم… هرچه آرایش دارید «وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِن» (نور/۳۱)‏ آرایشش مخصوص زن است. بیرون خانه آرایش نباشد.

حدیث داریم پیغمبر برای خانم‌هایش آرایش می‌کرد.

پولی که پیغمبر برای عطر می‌داد بیش از پولی بود که برای غذا می‌داد.

زن و شوهر باید چطور باشد؟ قرآن می‌گوید: «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» (بقره/۱۸۷).

١٧ رمضان ١۴٣٢(چهارشنبه، ۲۶ مرداد ۱۳۹۰)

***

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:

ازمیان  همسران پیامیراسلام حضرت محمد(ص)۵نفرهمسران شهداءبودند

۱- زینب امّ المساکین، همسرعبیده بن حارث پسرعموی پیامبر(ص) بود که درجنگ بدر به شهادت رسید و پیامبر با زینب که پیرزن هفتاد ساله ای بود در رمضان سال سوم هجری ازدواج کرد که زینب بعد ازدو ماه ازدنیا رفت.همسرشهید

۲- امّ سلمه، هند دختر ابی امیه مخزومی و شوهرش ابوسلمه عبدالله بن عبدالاسد مخزومی بود که درجنگ احد مجروح شد وبعد ازمدتی ازدنیا رفت. وقتی پیامبر به وی پیشنهادازدواج داد وی بعلت داشتن فرزندان وسن بالا امتناع کرد و به سفارش فرزندش سلمه پذیرفت.همسرشهید

۳- صفیّه دخترحییّ بن اخطب وشوهرش کنانه بن الربیع بن ابی الحقیق بود که درجنگ خیبرکشته شد. و صفیه به اسارت مسلمانان درآمد و اسلام را پذیرفت ولذا پیامبر او را آزاد کرد و با او ازدواج کرد. وی دختر رئیس قبیله بنی نضیر بود.همسرشهید

۴– ام شریک همسر ابوعکر که بعدازمسلمان شدن باشکنچه مشرکین شهیدشد-همسرشهید

۵- حفصه، دختر عمر بن خطاب و همسر خنیس بن حذافه سهمی بود که پس ازجنگ بدر بر اثر جراحات وارده از دنیا رفت.همسرشهید

خنیس شوهر حفصه در سال سوم هجرت در مدینه از دنیا رفت(شهیدشد)، پس از اتمام عدّه حفصه، عمر ازدواج او را به ابوبکر پیشنهاد کرد، ابوبکر جواب منفی داد، سپس به عثمان پیشنهاد کرد، عثمان نیز جواب مثبت نداد، عمر به عنوان شکایت به مجضر پیامبر (ص) آمد، پیامبر(ص) برای آرامش عمر (و جذب او و دودمانش) به او فرمود: «شخصی بهتر از عثمان با حفصه ازدواج می کند.» آنگاه دستور داد تا حفصه را برایش خواستگاری نمودندبنابراین ازدواج پیامبر (ص) با حفصه نیز جنبه سیاسی عاطفی داشت، و با پیشنهاد و درخواست خود عمر، و برای آرامش او انجام پذیرفت.

خَدیجَه دختر خُوَیلِد مشهور به خدیجه کبری (س)، ام المؤمنین، نخستین همسر پیامبر اکرم (ص) و مادر حضرت زهرا (س). خدیجه (س) قبل از بعثت با حضرت محمد (ص) ازدواج کرد و اولین زن و به عقیده برخی اولین کسی است که به وی ایمان آورد. خدیجه همه ثروت خود را در راه نشر اسلام به کار گرفت. پیامبر (ص) در طول حیات او همسری دیگر برنگزید و پس از درگذشت وی همواره از او با نیکی بسیار یاد می‌کرد.

پیامبر از خدیجه دو پسر به نام‌های قاسم و عبدالله و چهار دختر به نام‌های زینب، رقیه، ام کلثوم و فاطمه (س) داشت. با این وصف همه فرزندان پیامبر اسلام(ص) به جز ابراهیم، از خدیجه (س) بودند./پایان توضیحات

قبرحضرت خدیجه

خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت(دهم بعثت) در ۶۵ سالگی در مکه درگذشت. پیامبر او را در قبرستان معلاه به خاک سپرد.

خدیجه (س) که کنیه‌اش ام هند بود دختر خویلد بن أسد بن عبدالعزی بن قصی القرشیه الاسدیه و نام مادرش فاطمه بنت زائدهاست.

کمک‌های مالی حضرت خدیجه (س) موجب غنای نسبی پیامبر (ص) شد؛ به گونه‌ای که پیامبر (ص) را بی‌نیاز ساخت. خداوند در مقام بیان نعمت‌های خود به پیامبراکرم (ص) می‌فرماید: «خداوند تو را فقیر یافت و بی‌نیاز نمود.»  رسول خدا (ص) نیز همواره می‌فرمودند: «هیچ مالی به من سود نبخشید، آنگونه که ثروت خدیجه(س) به من سود بخشید». بنابر رویات اسلامی، پیامبر (ص) از اموال خدیجه (س) در راه کمک به آزادی بدهکاران، یتیمان، و بینوایان استفاده می‌کرد.

در ماجرای محاصره شعب ابی طالب، اموال حضرت خدیجه (س) در حمایت از بنی‌هاشم مصرف شد، تا آنجا که در روایت آمده است: «‌ابوطالب و خدیجه (س) همه اموال خود را برای حفظ اسلام و محاصره‌شدگان انفاق نمودند.»  در جریان محاصره شعب ابی طالب، حکیم بن حزام برادرزاده خدیجه (س)، شترها را می‌آورد و با آن شترها، گندم و خرما را حمل می‌کرد و با زحمت و خطر زیاد، آنها را به بنی هاشم می‌رساند.

معروف است اولین کسی که به خواستگاری خدیحه (س) آمد یکی از بزرگان عرب به نام “عتیق بن عائذ مخزومی” بود. او پس از ازدواج با خدیجه(س)، در جوانی درگذشت و اموال بسیاری را برای خدیجه(س) به ارث گذاشت. پس از او “ابی هاله بن المنذر الاسدی” که یکی از بزرگان قبیله خود بود، با وی ازدواج کرد. ثمره این پیوند، فرزندی به نام “هند”بود که در کودکی درگذشت. ابی هاله نیز پس از چندی، وفات یافت وثروت بسیار از خویش بر جای گذاشت. (بحار الانوار، ج۱۶، ص۱۰تنقیح المقال، ج۳، ص۷۷ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۲)

آیاحضرت خدیجه باکره بوده؟

مدیریت سایت-پیراسته فر:عده ای ازمورخین خدیجه کبری را هنگام ازدواج باکره”دوشیزه”دانسته اند که بسیارعجیب است!باتوجه به اینکه این خانم بزرگوارقبل ازازدواج باپیامبراکرم ۲بارازدواج کرده،اسم ۲شوهرش معلوم مشخص است وازشوهردومش”ابو هاله”صاحب فرزندی بوده”هاله وهندداشته،حال چگونه هنوزدوشیزه بوده ،اسامی دختران  خانم خدیجه را بنام خواهرانش جازده اند،کنیه شوهرش را که نتوانستند حذف کنند،وادعای دیگرشان بعنوان دوشیزگی صرفاً بخاطراین بوده که تصوری که خودراویان ازیک زن بیوه داند،ناخوشایندبوده که خواستندبدینصورت رفع ابهام کنند،الله اعلم

 جمعی از مورخان چون “ابوالقاسم کوفی”، “احمدبلاذری”، “علم الهدی”، (سید مرتضی) در کتاب “شافی” و “شیخ طوسی” در “تلخیص شافی”  می گویند که خدیجه (س) هنگام ازدواج با پیامبر، “عذرا” بوده است. این معنا را علامه مجلسی نیز تایید کرده است. او می نویسد: “صاحب کتاب انوار والبدء” گفته است که زینب و رقیه دختران هاله، خواهران خدیجه(س) بودند (تنقیح المقال، ج۳، ص۷۷).

 ابن حبیب ( در کتاب المنمّق ص۲۴۷.ص۴۵۲)، در معرفی «نباش» او را مکنّی به ابوهاله و شوهر خدیجه(س) قبل از پیامبر (ص) معرفی کرده است.  ابن حبیب همچنین در «المحبّر» در بیان اسامی کسانی که سه بار ازدواج نموده‌اند، نام حضرت خدیجه را نیز آورده و در این باره به ازدواج حضرت خدیجه (س) با «اباهاله النباش الاسیدی» و «عتیق بن عابد بن عبدالله بن عمر بن مخزوم» قبل از ازدواج با پیامبر (ص) تصریح کرده است.

ازدواج خدیجه

 ازدواج حضرت خدیجه (س) با حضرت محمد (ص) ۲ ماه و ۷۵ روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام تحقق یافت. (همان، ص۲۰) در آن زمان، حضرت محمد(ص ۲۵ سال داشت. (زندگانی فاطمه زهرا(س)، حسین عمادزاده، ص۲۹) و خدیجه(س) چهل ساله بود. (بحارالانوار، ج۱۶، ص۳). ابن عباس سن ایشان را ۲۸ سال نقل (بحارالانوار، ج۱۶، ص۳) می کند. (زندگانی فاطمه زهرا(س)، ص۲۹)

با وجودی که مردان ثروتمندی از قریش چون “ابوجهل بن هشام” و -عقبه بن ابی معیط-از او خواستگاری کرده بودند ولی خدیجه که شیفته درستکاری و امانتداری و مکارم اخلاقی و جهات معنوی او شده بود، خود، پیشنهاد ازدواج داد و برخلاف سنت های ازدواج در میان اعراب جاهلی آن زمان، مال و ثروت زیادی از دارائیش را به محمد، هدیه کرد. محمدامین نیز این پیشنهاد را پذیرفت و مراسم عقد آنها با حضور عموهای پیامبر و بستگان خدیجه ،پسرعموی او “ورقه بن نوفل”بود انجام و خطبه عقد توسط “ابوطالب” که بزرگ بنی هاشم و عمو و کفیل پیامبر بود، اجرا شد. مهریه آن حضرت بنا به نقل برخی تاریخ ۲۰ شتر و بنا به نقل بعضی ۱۲ اوقیه و نیم که پانصد درهم می شود، بود. بر سر این جریان زنان مکه رابطه شان را با خدیجه قطع و او را تنها گذاشتند.

خدیجه زن دانشمندوعاقله واندیشمندی بود

از نظر عقل و زیرکی نیز برتری فوق العاده ای داشت و مهمتر اینکه حتی قبل از اسلام وی را “طاهره” و “مبارکه” و “سیده زنان” می خواندند. (ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۷؛ سیرالاعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱)

یکی ازشاخصه های اهل وخردودانش درآن زمان سرودن اشعاربود که حضرت خدیجه ازاین استعدادبرخوردداربوده

خدیجه از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر جدید را می کشید و همیشه از ورقه بن نوفل و دیگر علماء جویای نشانه های نبوت می شد. اشعار فصیحی که برای پیامبر اکرم(ص) می سرود، از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت می کند. (بحارالانوار، ج۱۶، ص۵۲).

اگر تمام نعمت های دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها و پادشاهان را داشته باشم،

در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشمم به چشم تو نیافتد.

اسلام رهین اخلاق پیامبر ، شمشیر علی ، و اموال خدیجه است،(الصحیح فی سیره النبی الاعظم ، علامه سید جعفر مرتضی عاملی، ج۳، ص۱۹۸۸٫

دیگر خصوصیت خدیجه این است که او دارای شمّ اقتصادی و روح بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این زمینه به شام هم رسیده بود. (زندگانی فاطمه زهرا(س)، ص۳۱). البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه(س) چنان زیاد است که قلم از بیان آن ناتوان است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “افضل نساء أهل الجنه خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد و مریم بنت عمران وآسیه بنت مزاحم. ” (ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۴).

چه می توان گفت در شأن کسی که مایه آرامش و تسلای خاطر رسول خدا بود؟! در تاریخ می خوانیم:

“حضرت محمد (ص) هر وقت از تکذیب قریش و اذیت های ایشان محزون و آزرده می شدند، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمی کرد مگر یاد خدیجه و هرگاه خدیجه را می دید، مسرور می شد.” (همان، ص۲۵).

ذهبی می گوید: مناقب و فضایل خدیجه بسیار است. او از جمله زنان کامل، عاقل، والا، پای بند به دیانت و عفیف و کریم و از اهل بهشت بود. پیامبر اکرم (ص) کراراً او را مدح و ثنا می گفت و بر سایر امّهات مؤمنین ترجیح می داد و او را بسیار تجلیل می کرد. به حدی که عایشه می گفت: بر هیچ یک از زنان پیامبر به اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر(ص) بسیار او را یاد کرد. (سیر الاعلام النبلاء، ج۲، ص۱۱۱)

فرزندان خدیجه

در تعداد فرزندان خدیجه، میان مورّخان اختلاف است. به گفته مشهور: ثمره ازدواج رسول خدا(ص) و خدیجه(س)، شش فرزند بود. ۱- هاشم. ۲- عبدالله. به این دو “طاهر” و “طیّب” می گفتند. بعضی مدعی هستندکه پیامبر ازخدیجه دو پسر به نام قاسم و عبدالله داشت که ملقّب به طیّب و طاهر بودند نه این که غیر از قاسم و عبدالله فرزندانی به نام طیّب و طاهر باشد. (ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۶۷). ۳- رقیّه. ۴- زینب. ۵- ام کلثوم. ۶- فاطمه. رقیّه بزرگترین دخترانش بود و زینب، ام کلثوم و فاطمه به ترتیب پس از رقیّه قرار داشتند. پسران خدیجه(س) پیش از بعثت پیامبر(ص) بدرود زندگی گفتند. ولی دخترانش، نبوت پیامبر(ص) را درک کردند. (فروغ ابدیّت، ج۱، ص۱۶۷). گروهی از محققان معتقدند: قاسم و همه دختران رسول خدا(ص) پس از بعثت به دنیا آمدند و چند روز پس از بعثت پیامبر(ص) به مدینه هجرت کردند. (تنقیح المقال، ج۳، ص۷۷).

«اربع‌ نسوه‌ سیدات‌ سادات‌ عالمهن‌ مریم‌ بنت‌ عمران‌، و آسیه‌ بنت‌ مزاحم‌، و خدیجه‌ بنت‌ خویلد، و فاطمه‌ بنت‌ محمد، و افضلهن‌ عالما فاطمه‌؛ چهار زن‌ سرور زنان‌ جهان‌ خود می‌باشند که‌ عبارتند از: مریم‌ دختر عمران‌، آسیه‌ دختر مزاحم‌، خدیجه‌ دختر خویلد و فاطمه‌ دختر محمد (ص‌)، و بهترین‌ آنها در جهان‌ فاطمه‌ (ع‌) است‌»
«حسبک‌ من‌ نساء العالمین‌ مریم‌ بنت‌ عمران‌، و خدیجه‌ بنت‌ خویلد، و فاطمه‌ بنت‌ محمد (ص‌) و آسیه‌ بنت‌ مزاحم‌.
درمیان‌ بانوان‌ دو جهان‌، در فضیلت‌ و کمال‌ کافی‌ است‌: مریم‌، خدیجه‌، فاطمه‌ و آسیه‌ (ع)»(کشف‌ الغمه‌، ج‌ ۲)

گرامی داشت پیامبرازخدیجه درمناسبتهای مختلف

ابو العاص یکی ازهمکاران حضرت خدیجه بود،وی ازتاجران امین ومشهور مکه بود بطوریکه مورداعتمادحضرت خدیجه بود،خدیجه به شوهرش(حضرت محمد) پیشنهاددادکه اورابه دامادی بپذیریم، پیامبر(ص) هیچگاه با خدیجه مخالفت نمی‌کردموافقت کردوبدینصورت با زینب دختر بزرگ آن حضرت ازدواج کرد/تاریخ الطبری،ج۲

ابوالعاص پیش از بعثت پیامبر(ص)، با زینب  ازدواج کرده بود.اماهمچنان ازمشرکان بود  در جنگ بدر(سال دوم هجری)ازاسرابود

هنگامی که مردم مکه برای آزادی اسیران، به تأدیه فدیه پرداختند، زینب هم فدیه‌ای برای ابوالعاص به مدینه فرستاد که  آن گردن‌بندی که مادرش” خدیجه”آن رابعنوان جهیزیه به دخترش داده بود،وقتی چشم پیامبر(ص) بر آن افتاد، متاثر شد وبه یاد فداکاری های حضرت خدیجه افتاد و خدماتی که به اسلام و مسلمین کرده است و حق بزرگی بر گردن مسلمانان دارد. با رقت و تأثر شدید فرمود: خدا خدیجه را رحمت کند. این گردنبند اوست که به دخترم بابت جهیزیه داده بود. پس از کسب موافقت مسلمانان، ابوالعاص را آزاد ساخت و گردنبد زینب را پسس فرستاد ولی از ابوالعاص پیمان گرفت که زینب را آزاد گذارد،او نیز پس از بازگشت به مکه، زینب را همراه با یارانن پیامبر(ص) به مدینه فرستاد

ابوالعاص سال ۶ قمری، اسلام آورد و از مکه به مدینه مهاجرت کرد.

همسران رسول الله ازمنابع مختلف

علامه طباطبایی  تعداد زنان محمد پیامبر اسلام را ۱۱ تن می‌داند 

خدیجه/زینب بنت جحش/سوده/عایشه بنت ابی بکر/زینب بنت خزیمه/هند مشهور به ام سلمه/صفیه بنت حیی/جویریه/میمونه بنت حارث/رمله، مشهور به ام حبیبه/حفصه

علامه جعفری تعداد زنان پیامبر را ۹ نفر می‌داند.

  درتاریخ طبری این ۱۱نفربعنوان همسران پیامبرمعرفی شده اند

فاطمه دختر سریح/هند دختر یزید/عصما دختر سیاء/زینب دختر یزید/هبله دختر قیس/لیلی بنت الخطیم /ملائکه دخترکعب /شنباء دختر عمر الغفریه/ملائکه دختر داوود/دختر الجهال/تکانه

دربعضی ازمنابع تعدادهمسران پیامبررا۱۷نفرداسته اند

  1. خدیجه دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزی
  2. عایشه دختر ابوبکر
  3. صفیه دختر حیی بن اخطب
  4. زینب دختر خزیمه
  5. زینب دختر جحش
  6. ام سلمه دختر امیه بن المغیره
  7. سوده دختر زمعه بن قیس
  8. ام حبیبه دختر ابوسفیان بن الحرب
  9. حفصه دختر عمر بن الخطاب
  10. جویریه دختر حارث بن ابوضرار
  11. میمونه دختر حارث الهلالیه
  12. زینب دختر عمیس
  13. خوله دختر حکیم سلمی
  14. ماریه دختر شمعون قبطی
  15. ریحانه خندفیه
  16. عمره دختر یزید
  17. سناء بنت سفیاندختر کعب

درباره نویسنده

2090مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما