خاطرات واحساسات یک تغییرجنسیتی(Transexual)

خاطرات واحساسات یک تغییرجنسیتی(Transexual)

مردی که زن شد/زنی که مردشد(Transexual)

سامان ارسطو

« من «ترانس‌سکشوال»هستم، نه بیمارم و نه اختلال دارم. من این طوری به دنیا آمده‌ام. من با جسمی به دنیا آمدم که متعلق به من نبود.»

“تغییر جنس” در ایران بر خلاف دیگر کشورهای اسلامی مجاز محسوب می‌شود و این پیشگامی را مدیون فتوای امام خمینی (ره) هستیم. ایشان سال‌ها پیش در سال ۱۳۴۳ به روا بودن اصل تغییر جنس فتوا دادند؛ البته اظهارنظر از سوی فقها درباره آن همچنان مسکوت بود تا اینکه «فریدون ملک‌آرا» در سال ۱۳۶۴ نزد آیت‌الله خمینی (ره) رفت و با بیان این استدلال که از نظر روانی خود را یک زن می‌داند، از او برای تغییر جنس کسب تکلیف کرد و امام خمینی (ره) پس از تأیید پزشکان متخصص مورد اعتمادش به او اجازه چنین کاری را داد. از آن پس مساله تغییر جنس از نظر  فقهی در این کشور مسلمان تسهیل شد و باب گفت‌وگوی حقوقی و فقهی درباره آن باز شد.

هویت جنسیتی اما به معنای تشخیص ذهنی فرد از خود به عنوان مرد یا زن است. تشخیص هویت جنسیتی از کودکی شروع می‌شود و در نوجوانی تقویت می‌شود و به ثبات می‌رسد. هویت جنسیتی فرد در واقع شامل رفتارهای بیرونی فرد در جامعه، خانواده و یا در ذهن خود فرد است که ممکن است مردانه یا زنانه باشد و ممکن است رفتار بیرونی فرد با اندام‌های جنسی زمان تولدش سازگار و یکسان نباشد. به عنوان مثال ممکن است فردی با اندام جنسی زنانه متولد شود اما رفتار مردانه داشته باشد و هویت جنسیتی فرد مردانه باشد. اختلال هویت جنسیتی  زمانی رخ می‌دهد که ذهنیت فرد از جنسیت خویش با اندام جنسی زمان تولد خود متفاوت است (مثلاً فرد با اندام جنسی مردانه متولد شده اما خود را زن تصور می‌کند و رفتار زنانه می‌کند). به این افراد به اصطلاح «دگرجنس‌گونه» یا (trans sexual) گفته می‌شود . گرچه برخی درباره اختلال‌نامیدن این مساله حرفهایی دارند اما نهایتا می‌توان گفت که این مشکل ممکن است در کودکی و یا در زمان بلوغ رخ دهد.

من یک ترانس‌سکشوال هستم

نامش «فرزانه» بود. «فرزانه ارسطو». اما روزی رسید که احساس کرد با بقیه فرق داد، احساس کرد کالبدش متعلق به خودش نیست و باید یک تغییر اساسی به وجود بیاورد؛ هر چند این روند ۱۷ سال طول کشید اما فرزانه سرانجام سال ۸۷ موفق به جراحی تغییر جنس شد و با نام «سامان ارسطو» زندگی را از سر گرفت.

از همان سال به صورت شخصی در راستای معالجات روحی و جسمی به حمایت افراد ترنس‌سکشوال در تهران و شهرستان‌ها پرداخت و نمایش «همان باش که نیستی» را هم با همین مضمون روی صحنه برد. چهره سامان ارسطو طبعا برای شما آشناست؛ چون او را بارها در سینما و تلویزیون دیده‌اید.

آنچه می‌خوانید، گفتگوی ما با سامان ارسطو درباره زندگی شخصی‌اش است. از روزهای «فرزانه» بودن تا «سامان» شدن و همه احساسات و دردهایش…

آقای ارسطو! طبعا شما یک روزی احساس کردید که با سایر دوستانتان فرق دارید؛ حالا از سر کنجکاوی دوران کودکی یا هرچیز دیگر. چه زمانی احساس تفاوت کردید؟

فکر می‌کنم، شش یا هفت ساله بودم که احساس کردم متفاوتم و با دختربچه‌های دیگر که اطرافم هستند، همسو نیستم. من از همان اول همیشه تی‌شرت و شلوارک می‌پوشیدم؛ در حالی که اکثر دختربچه‌ها دنبال دامن‌ کوتاه و کفش تق‌تقی بودند. هیچ‌وقت یادم نمی‌آید پشت ویترین یک مغازه به کفش‌های پاشنه‌بلند چشم دوخته باشم، اصلا همیشه کفش‌ها و لباس‌های پدرم را می‌پوشیدم؛ اما هیچ‌گاه سر کمد لباس‌های مادرم نمی‌رفتم؛ با این حال در این باره با کسی صحبت نمی‌کردم. زمانی هم که به این حس متفاوت بودن رسیدم، هنوز با واژه «ترانس‌سکشوال» آشنا نبودم؛ البته این را هم بگویم که پدرم جراح بود و همیشه به من می‌گفت تو متفاوتی! پدرم با من مدارا می‌کرد و همراه بود.

بعدتر فهمیدم که من یک «ترانس» هستم؛ البته بعد از جراحی هم باز یک ترانس هستم. می‌خواهم بگویم ما ترانس‌سکشوال‌ها باید اول خودمان را خوب بشناسیم. معتقدم ما زن یا مرد به دنیا نمی‌آییم. بچه که به دنیا می‌آید به خاطر آناتومی و فیزیکش نام او را دختر یا پسر می‌گذارند؛ در صورتی که این نام‌گذاری فقط بر مبنای ظاهر است و نه برمبنای هویت. به نظر من وقتی پنج سالگی را رد می‌کنیم، تازه به این مفهوم زن یا مرد پی می‌بریم. من در ابتدا باید به عنوان یک انسان روی خودم کار کنم؛ حالا مهم نیست زن هستم یا مرد، مهم این است که من یک انسانم. وقتی این موضوع را درک کنیم، می‌توانیم روی خودمان کار کنیم. برای من مهم این است که انسانم. با این دیدگاه است که می‌توانم با جامعه درست برخورد کنم؛ اما  وقتی به عنوان یک ترانس خودم را جدا از دیگران ببینم و اگزجره (بزرگ‌نمایی بیش از حد) هویت جنسی‌ام را نشان دهم، جامعه نسبت به من حالت دافعه نشان می‌دهد.

می‌شود کمی این موضوع اگزجره کردن را باز کنید و بیشتر در درباره‌اش حرف بزنید؟

ترانس‌سکشوال بیماری نیست؛ حتی اتفاق هم نیست، اختلال هم نیست. یک آدمی ترانس به دنیا می‌آید. اگر بین اعداد ۱ تا ۶ بگوییم که مثلا عدد ۱ مرد کامل و عدد ۶ زن کامل است، می‌توان گفت که ۸۰ درصد نه زن کامل و نه مرد کامل هستند به خاطر تمایلاتشان. من معتقدم وزارت بهداشت باید بستری را برای ترانس‌ها فراهم کند.

آنچه شما به عنوان ترانس از آن یاد می‌کنید، همان چیزی است که آن را به عنوان اختلال هویتی جنسیتی می‌شناسند.

این جمله غلط است. «اختلال هویت جنسیتی» غلط‌ترین جمله ممکن است. این موضوع اختلال که نیست هیچ، هویت ما و  آنچه درون ماست، محسوب می‌شود. من جسمم را تغییر دادم تا با هویتم تطبیق پیدا کند. ترانس سکشوال نه اختلال است و نه بیماری.

اما در حیطه روانشناسی جایی به ترانس‌سکشوال می‌گویند «اختلال» که فرد هنوز هویت جنسیتی‌اش را پیدا نکرده است.

اشتباه ما همین است. متاسفانه حتی دانشجویان روانشناسی ما هم اصلا نمی‌دانند سامان ارسطو یعنی چه؟ آن‌وقت یک کلمه اختلال هم به آن چسبانده‌اند. متاسفانه جریانی هم هست که از این سیستم حمایت می‌کند.

شما می‌گویید، درستش چیست؟

«انجمن ترانس‌سکشوال‌ها». مثل «انجمن کودکان کار». من ترانس‌سکشوال هستم؛ نه بیمارم و نه اختلال دارم. من این طوری به دنیا آمده‌ام. من با جسمی به دنیا آمدم که متعلق به من نبوده.

از زمانی که متوجه این تفاوت شدید، چقدر طول کشید که موضوع را بپذیرید و با آن کنار بیایید؟

من همان اول با این موضوع کنار آمدم و شروع کردم به تربیت خودم.

خانواده‌تان هم متوجه بودند؟

آن‌ها متوجه بودند اما من بروز نمی‌دادم. مرد و زن فقط یک واژه است. مثلا این لیوان را از اول به شما یاد دادند که بگویید، لیوان. نامش می‌توانست چیز دیگری باشد. ما نباید انقدر درگیر واژه‌ها باشیم. آن هم واژه‌هایی که بی‌تاثیرند.

ببینید، ترنسی که با یک خروار آرایش بیرون می‌آید، در واقع روحش «زن» است. این روح مهم است، جسم که ارزشی ندارد. متاسفانه برخی ترانس‌ها به علت عدم آگاهی از خود و جامعه‌شان در  آرایش‌کردن، راه رفتن و … اگزجره رفتار می‌کنند، یا بارها این بچه‌ها را مجبور به ازدواج می‌کنند. آن‌قدر روند مجوز گرفتن برای جراحی سخت است و پزشکی‌قانونی سنگ می‌اندازد که این‌ها چنین رفتارهایی از خود نشان می‌دهند. می‌خواهند بگویند: «من هستم، من را ببینید!» ما باید بار این افراد را سبک کنیم.  مگر در کشور بیمارستان تخصصی قلب نداریم؟ خب، برای این بچه‌ها هم بیمارستان تخصصی داشته باشیم. برای این بچه‌ها فقط یک انستیتو روانشناسی تاسیس کرده‌اند که چند روانشناس آنجا نشسته‌اند و فقط سوال‌های الکی می‌پرسند. انقدر سوال‌ها پیش پا افتاده است که حد ندارد. در آن انستیتو به بچه‌ها تلقین بیماری‌ می‌کنند و باعث افسردگی آن‌ها می‌شوند.

شما هم درگیر این پروسه و این انستیتو شده‌اید؟

من نگذاشتم درگیرم کنند. این همان بحث شناخت از خود است. من تمام تلاشم این است که یک مجوز به من بدهند تا بچه‌های ترانس را جمع کنم و بتوانم راجع به این بحث شناخت از خود آگاهشان کنم.

فکر می‌کنم، در جامعه ما ترانس‌هایی که ظاهر مردانه با هویت زنانه دارند، مشکلشان بیشتر است.

بله. مشکلاتشان بیشتر است؛ چون جامعه مردسالار است. البته نه فقط در ایران بلکه در اروپا و آمریکا هم همین‌طور است.

تجربه خودتان چطور بود؟

سال ۶۷ بود که با دکتر محرابی آشنا شدم. آن زمان ۲۲ ساله بودم. نظرم عوض شد و سال ۷۱ دیگر روند جراحی را پیگیری نکردم؛ چون تصمیم گرفتم برای خودم پایگاه اجتماعی بسازم. مثلا کار و سوادم را ارتقا دهم. کار تئاتر را قوی‌تر پیش گرفتم و پرقدرت جلو رفتم.

موفق هم بودید؟

خیلی. همین الانم موفقم. من اساسا آدم موفقی هستم.

قرار بود راجع به تجربه شخصی خودتان بگویید؟ بعدش چه شد؟

بله. آن ۹ روانشناس را می‌گفتم که سوال‌های عجیب می‌پرسیدند. از من هم ازآن سوال‌ها پرسیدند اما آنقدر سوال‌هایشان عجیب بود که دوست داشتم میز را بردارم و بکوبم روی سرشان.

مگر سوال‌هایشان چه بود؟

مثلا می‌پرسیدند شما نسبتا به یک خانم چه حسی دارید؟ گفتم مثل همان حسی که شما دارید. حس، حس است دیگر! به آن‌ها گفتم سوال‌های چرت می‌پرسید. دوباره رفتم پیش دکتر محرابی و گفتم من نیاز به روانکاوی ندارم. دکتر محرابی قبول کرد و مجوز داد برای جراحی.

این را هم بگویم که من در سال ۷۰ یک ازدواج اجباری داشتم. نمایش «همان باش که نیستی» که روی صحنه بردم روایت همین اتفاق است.

چرا خانواده‌ات این کار را کردند؟

خب! شما یک پدر و مادر دارید و یک خواهر و برادر. ممکن است مثلا پدر و مادرتان با موضوع کنار بیایند اما خواهر و برادرتان نه.

چه شد که ازدواج کردید؟

من فقط یک روز در این ازدواج ماندم. یکسال و نیم هم طول کشید تا جدا شدم.

خب! آن زمان این برایتان موضوع خیلی دردناکی بوده است.

خیلی. اما بعضی وقت‌ها تجربه‌های تلخ باعث می‌شوند تو خودت را پیدا کنی.

شما چطور از این تجربه تلخ عبور کردید؟

با مطالعه. با رفتن به یک روستا و درس دادن به بچه‌های آن‌ها. مساله این است که تو راه عبور را چطور پیدا کنی؟ من روی موضوع آگاهی پافشاری می‌کنم. وقتی به خودت آگاه شوی خیلی مسائل حل است. مهم‌ترینش این است که کسی را قضاوت نمی‌کنی. بعضی آدم‌ها خودشان را نمی‌شناسند اما دکتری دارند و ۱۰ کتاب هم نوشته‌اند.

از وقتی ازدواج کردید تا زمان جراحی چقدر طول کشید؟

۱۷ سال.

خیلی طولانی است.

اما من در این ۱۷ سال بهترین مقاله‌هایم را نوشتم. روی کارهای “برتولت برشت” تحقیق کردم. به بچه‌های روستا درس دادم. ۸ جایزه بازیگری گرفتم و بهترین اجراهایم را روی صحنه بردم.

اما به هر حال همواره با این موضوع درگیر بودید. مثلا در کارهای تئاتر مجبور بودید، نقش زن بازی کنید؛ چیزی که نیستید.

مهم نیست؛ من بازیگرم. روی صحنه نقش زن بازی کردم و مهم نیست. اساسا خودم را اذیت نمی‌کردم. آن زمان مانتوی ساده می‌پوشیدم. همه هم می‌دانستند من متفاوتم. اتفاقا وزارت ارشاد که می‌رفتم با مردها دست می‌دادم اما حراست ایراد نمی‌گرفت. بعد از جراحی حراست گفت ما می‌دانستیم تو با بقیه فرق داری، برای همین جلویت را نمی‌گرفتیم.

این تجربه‌ها خیلی شگفت‌انگیز و خاص‌اند. می‌خواهم سراغ تجربه شخصی در جراحی برویم. نامه گرفتید، بعدش چه شد؟

زنگ زدم به مهتاب کرامتی. سر فیلمبرداری «بیست» بود. گفتم  مهتاب باید ببینمت. او دوست دوران دانشگاهم بود. رفتم پیشش و گفتم که مجوز جراحی گرفتم. او راحت پذیرفت و حتی یک جراح خوب به من معرفی کرد. رفتم پیش دکتر مهدی‌زاده برای جراحی رحم و تخم‌دان که در بیمارستان «رسول (ص)» انجام شد. جالب است بدانید بیمارستان «رسول (ص)» برای اولین‌بار این جراحی را روی من انجام داد. دکتر مهدی‌زاده یک جراح فوق‌العاده و انسان شریفی بود. پرستارهای آنجا هم هوایم را داشت.

بعد از جراحی چه حسی داشتی؟

عالی. بهترین احساس بود. باز هم به کمک مهتاب به دکتر حسینی معرفی شدم تا جراحی سینه انجام دهم. من هزینه‌ای پرداخت نکردم. مهتاب کرامتی تقبل کرد. اما برای جراحی آخر باید می‌رفتم سراغ دکتر کهن‌زاد در بیمارستان «پارس». آنجا خیلی گران بود. بهزیستی هم فقط یک میلیون تومان کمک می‌کرد و من حقوق چندانی نداشتم که بتوانم دستمزد دکتر کهن‌زاد را پرداخت کنم.

جراحی‌تان چند مرحله بود؟

سه جراحی که برای من در یک پروسه سه ماهه انجام شد. جراحی آخر خیلی سخت و مهم است. یعنی همان جراحی که اندام جنسی را تغییر می‌دهد. همان جراحی قرار بود دکتر کهن‌زاد انجام دهد. بیمارستان «پارس»  که اصلا بیمه قبول نمی‌کند. برای همین با مائده طهماسبی صحبت کردم. او گفت نگران نباش با دکتر صحبت کردم که تخفیف دهد و البته این را هم گفت که چهل نفر از بچه‌های بازیگر به حسابم پول ریختند. جالب بود همه بازیگرهای خانم برای جراحی من پول واریز کرده بودند. هدیه تهرانی، کتایون ریاحی و… خیلی احساس شعف کردم. هنوز هم شعف دارم. جراحی‌ام آن زمان توسط دکتر کهن‌زاد، خیلی خوب انجام شد.

نقاهت طولانی بود؟

دکتر کهن‌زاد فکر نمی‌کرد برای من که در ۴۲ سالگی جراحی کردم، دوران نقاهت انقدر کوتاه باشد. خب! ‌۴۲ سالگی خیلی برای این عمل دیر است. هرچند که جراحی برای ترانس‌ها اجباری نیست اما من دوست داشتم بدنم را تطبیق دهم.

درصد خانواده‌هایی که با این موضوع کنار می‌آیند، چقدر است؟ به ویژه با جراحی.

درصد خانواده‌ها خیلی کم است. البته مشکل خانواده نیست؛ مشکل آموزش است. آگاهی به مردم نمی‌دهند. مثلا فیلم «آیینه‌های روبرو» فیلم خوبی بود اما مگر در چند سینما پخش شد؟ باید بودجه باید صرف آگاه‌سازی شود. یک نامه به من بدهند، خانواده‌ها را جمع کنم، آگاهی بدهم. کتاب وفیلم به آن‌ها نشان دهیم. کاری ندارد. من فقط مجوز می‌خواهم؛ نه پول و نه هیچ چیز دیگر.

من سال ۸۷ جراحی کردم اما می‌دانید، پس از آن چند فیلم کار کردم؟ حتی دوست‌های صمیمی‌ام به من نقش نمی‌دهند و می‌گویند که نمی‌شود، کار کنی. چرا؟ حتی چند نفر زنگ زدند، برنامه «ماه عسل» و گفتند، سامان ارسطو را به برنامه‌تان دعوت کنید تا در این باره صحبت کند اما آن‌ها گفتند، این موضوع خط قرمز صدا و سیما است. خط قرمز یعنی چه؟ حتی نمایشم را هم هیچ‌کس حمایت نکرد؛ هر چند که خیلی خوب دیده شد. بالغ بر ۵۰ خانواده با این کار آگاه شدند که اگر پول جراحی فرزندانشان را ندارند، حداقل آن‌ها را بفهمند. حالا ببینید، اگر این کار حمایت می‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد؟

من ۱۱۵ قصه نوشته‌ام. این قصه‌ها قصه خیلی‌از آدم‌هاست.

حس و حال شما برای من جالب است. وقتی حرف‌های شما را مرور می‌کنم آن ۱۷ سال در ذهنم می آید. اما شما در صحبت‌هایتان راحت از آن عبور می‌کنید.

۱۷ سال خیلی سخت.

شما شانس آوردید. بعضی‌ها این شانس را ندارند و تا آخر عمر مثل همان ۱۷ سال شما زندگی می‌کنند.

نباید این طور باشد. اتفاقا خواهش کردم، وزیر بهداشت بیاید نمایش ما را ببیند تا این ۱۷ سالی را که من تجربه کردم کسی تجربه نکند.

پس مرور این ۱۷ سال اهمیت دارد. ما برای اینکه این تلخی را نشان دهیم باید بیشتر راجع به آن حرف بزنیم.

این ۱۷ سال تلخ‌ترین قسمتش تنهایی بود. واقعا تنها بودم. تنهایی درونی خیلی تلخ‌تر از تنهایی بیرونی است. تو نمی‌توانی به بهترین رفیقت هم توضیح دهی که چه مساله‌ای داری. این دردآور است.

روابط عاطفی‌ات چطور بود؟

خیلی سخت بود. به چه کسی می‌توانستم اعتماد کنم؟  تجربه دست یکی را گرفتن و با او بستنی خوردن یک رویای همیشگی بود برایم. همه رویاهای من به حقیقت پیوسته‌اند جز رویای جوانی‌ام؛ من جوانی نکردم. در جامعه‌ای بودم که به سطحی از آگاهی نرسیده بود که به من کمک کند اما امروز رسیده است. رویاهای من هیچ‌گاه تحقق پیدا نکرد.

هنوز هم؟

نه! دیگر  کنار آمده‌ام. دو سال است ازدواج کرده‌ام.

ازدواج کردنتان هم باید تجربه جالبی باشد.

آره جالب است. خیلی. آن آدم می‌دانست من چه کسی هستم و مرا پذیرفت.

راستی این را نگفتم. یکی از خاطرات تلخ من این است که چهار بار به من شوک الکتریکی دادند. به من گفتند روانی! و در بیمارستان «روزبه» بستری‌ام کردند. من حتی دارو درمانی شدم البته خودم به شدت جلوی این موضوع را گرفتم. بر اثر این شوک من ماه‌ها فراموشی داشتم. مثلا می‌دانستم این لیوان است اما نمی‌توانستم اسمش را بگویم.

با چه تشخیصی شوک الکتریکی دادند؟

گفتند توهم زدی.

تشخیص اسکیزوفرنی داده بودند؟

بله! و گفتند افسردگی داری. هرچند که من بعد از آن موضوع افسردگی شدید گرفتم.

وقتی از فرزانه به سامان تبدیل شدی،‌ روابط دوستانه‌ات چه شد؟

یک‌سری رابطه‌شان را با من قطع کردند و بعضی‌ها هم ماندند.

روابط‌ میان‌فردی دچار اختلال نشد؟

نه. می‌خواستم همه آن‌طور که من هستم، دوستم داشته باشند نه آنطور که خودشان دوست دارند. اما در حیطه کاری بی‌مهری زیاد به من شد. مثلا در مجموعه محله «گل و بلبل» کار کردم و قرارداد بستم. یک سکانس هم گرفتند اما بعد گفتند نمی‌توانی بیایی. پولم را هم ندادند. آن کار می‌توانست، شروع خوبی در تلویزیون برای من باشد. توضیحی هم ندادند.

در واقع بر اساس یک نامه نوشته نشده ممنوع‌التصویر شدی؟

می‌شود گفت. با من برخورد شخصی شد. از وزیر نامه دارم که ممنوع‌الکار نیستم.

خوب شد که به انزوا نرفتی.

خواستند مرا منزوی کنند اما نتوانستند.

منبع:ایسناخرداد۱۳۹۶

****

حرفهای سامان ارسطو گرچه دربردارنده تجربه‌های شخصی ارزشمندی است اما همچنان به تبیین و نگاه علمی بیشتری نیاز دارد. دکتر «شهریار کهن‌زاد» که در این زمینه تخصص و شهرت زیادی دارد و همان پزشک معالج سامان ارسطوست، در پاسخ به این پرسش که علت اختلال هویت جنسیتی چیست؟ می‌گوید: در کتاب‌های مرجع،‌ عمده علل این بیماری را تنها در حد اختلال کروموزمی و هورمونی به ویژه در دوران جنینی می‌دانند. هیچ شاهدی در اثبات این فرضیه‌ها وجود ندارد. من چندان این توضیح‌ها را کافی و قانع‌کننده نمی‌بینم. بر این باورم در شیوه نگرش فلسفی شرق توجیهی قانع‌کننده‌تر وجود دارد. نگاه شرقی در تکوین انسان برای روح، جنسیت قائل است. در این شیوه نگرش روح انسان، بدوا زن یا مرد است. از این رو در رستاخیز ارواح انسان‌ها با جنسیت‌های پیشین خود برانگیخته می‌شوند؛ بنابرین روح باید با جنسیت مشخصی در کالبد آدمی شکل گیرد.

او ادامه می‌دهد: در ظاهر و بر اساس واقعیت‌های علمی هر یک از ما از منظر جسمی چهار سطح جنسی داریم. اولی جنسیت کروموزومی است. دوم جنسیت غددی است که دستور ساخت غدد جنسی را صادر می‌کنند. سوم جنسیت ظاهری است و چهارم جنسیت اجتماعی . به نظر من اختلال هویت جنسی ایرادی است که در هیچ‌ یک از این موارد به تنهایی قرار نمی‌گیرد. این کیفیت پیچیده را تنها با توجیه‌ها و تبیین‌های فلسفی می‌شود تعریف کرد.

وقتی از او می‌پرسیم نشانه‌های این مساله کدام‌اند؟ پاسخ می‌دهد: این نشانه‌ها در کودکان این‌گونه است که بسیاری از این افراد، برای خود نام جنس مقابل را می‌پسندند. از اندام تناسلی خود انزجار دارند. مثلا پسرها وجود آلت جنسی خود را نفی می‌کنند و دخترها از نشسته ادرار کردن پرهیز می‌کنند و از رشد سینه‌ها هراسان می‌شوند. آن‌ها عمدتا بر این باورند که وقتی بزرگ شوند جنس دیگری پیدا خواهند کرد. پوشش‌هایی که به جنس مقابل تعلق دارند، استفاده می‌کنند. احساس اضطراب و افسردگی و…

او معتقد است:‌ این اختلال اصلا شایع نیست. دلیل رواج زیادی که در برخی گزارش‌ها در مناطق مختلف دنیا وجود دارد، عمدتا ناشی از خطای تشخیصی است. در صورتی که به آن دقت کافی نشود، بسیاری از بیماران همجنس‌گرا با این گروه اشتباه شده و مشکل‌های درمانی زیادی بروز می‌کند.

دکتر کهن‌زاد درباره چگونگی تشخیص نیز می‌گوید: برای تشخیص درست، دقت، زمان و تخصص لازم است. علاوه بر این همجنس‌گرایی، افسردگی و اضطراب، اختلال‌های هورمونی و نقصان‌های روحی و روانی نیز باید در نظر گرفته شوند. به یاد داشته باشیم که اختلال هویت جنسی با روان‌درمانی معالجه نمی‌شود. تنها راه درمان این افراد، جراحی و تامین جنسیتی است که بیمار در خود سراغ دارد.

او همچنین تاکید می‌کند: این بیماران، پس از گذران یکی از سخت‌ترین درمان‌های موجود در طب، وقتی بالاخره از زیر تیغ عمل طولانی چند ساعته جراحی چون من به در آمدند، با حضوری بدون تجربه، شکننده و نو در اجتماع هم‌شاگردی، همسایه و همکار شما خواهند شد. در نظر داشته باشید که این درست لحظه سنجش انسانیت شماست!/ایسنا

***

سالن همایش‌های موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی‌(ره) هفته گذشته شاهد برگزاری نشستی با عنوان تغییر جنسیت و مسائل فرارو بود که اخبار آن در حوزه نیوز درج شد، با عنایت به اهمیت مسئله، گزارشی تفصیلی این نشست تقدیم می‌گردد.

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین محمد مهدی کریمی‌نیا، معاون پژوهش مرکز حقوق و قضا حوزه علمیه قم در نشست «تغییر جنسیت، مسایل فرارو» که از سوی گروه حقوق موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی‌(ره) در سالن همایش‌های این موسسه، برگزار شده بود به بیان دیدگاه فقهی این مسئله پرداخت، گزارش کامل این نشست از سوی سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه، تقدیم می‌شود.

«علت اهمیت مساله تغییر جنسیت»
آنچه که باعث اهمیت مساله تغییر جنسیت شده این است که در هر هفته، یک تغییر جنسیت در ایران اتفاق می‌افتد، یعنی با عمل جراحی، مرد تبدیل به زن یا زن تبدیل به مرد می‌شود.

به ادعای یکی از پزشکان، تاکنون تنها ۶۵۰ عمل تغییر جنسیت در ایران به توسط او انجام گرفته که اگر آمار دیگر پزشکان، به این رقم اضافه شود، تقریبا ۳هزار تغییر جنسیت در ایران اتفاق افتاده است و اگر آمار دیگر کشورها، نیز به این رقم اضافه شود، نشان از اهمیت موضوع می‌دهد که باید از حیث فقهی و حقوقی به این مسئله پرداخته شود.

در کشور عربستان،‌با اینکه این عمل، از طرف علمای آن کشور حرام اعلام شده است، باز هم عمل تغییر جنسیت رخ داده است و یک بیمارستان ویژه به این عمل اختصاص داده شده است.

«مساله مستحدثه»
تغییر جنسیت، از مسایل مستحدثه می‌باشد که سابقاً وجود نداشته و در کتاب‌های فقهی علمای قدیم، نیز بحثی در این رابطه مطرح نشده است.

« بحث خنثی و تشبیه به تغییر جنسیت»
مبحث خنثی، از مباحث نزدیک به تغییر جنسیت می‌باشد؛ البته در بحث خنثی، دو جنسی بودن مطرح شده است که این بحث در «کتاب الارث» یا «کتاب‌النکاح» به صورت مفصل بیان شده است، مثلا ارث خنثی چه مقدار است؟ آیا می‌تواند ازدواج کند؟ و بعد هم، بحث خنثای مشکله و غیر مشله را بیان می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که خنثای مشکله نمی‌تواند ازدواج کند.

همچنین در فقه ما، بحثی به نام «تشبه» وجود دارد که افرادی خود را شبیه جنس مخالف می‌کنند، مثلا مردان ظاهر خود را شبیه زنان درست می‌کنند، لباس زنانه، می‌پوشند و یا بالعکس.

«سوالاتی که پیرامون تغییر جنسیت مطرح است»
آیا کسی تغییر جنسیت داده است بر فرزندان خود ولایت دارد؟
آیا تغییر جنسیت زن یا مرد، بعد از ازدواج، در حضانت آنها نسبت به فرزندان خود تاثیرگذار است؟ آیا پدر، بعد از تغییر جنسیت، همچنان عنوان پدر را دارا می‌باشد؟ و بالعکس.
آیا سهم‌الارث کسانی که تغییر جنسیت داده‌اند، بر اساس وضعیت فعلی آنها محاسبه می‌شود؟
شاید در بحث مسئولیت کیفری، این مساله بیشتر نمود پیدا کند، مثلا در فقه، گفته شده است که اگر مردی قاتل زنی باشد و حکمش قصاص باشد، خانواده مقتول باید نصف دیه را به خانواده قاتل بدهند تا حکم قصاص اجرا شود، حال، اگر قاتل بعد از قتل، تغییر جنسیت داده است و زن شده است، آیا باید، نصف دیه را به خانواده قاتل تحویل دهد یا این حکم ملغی می‌شود.

و نیز در بحث ارتداد، اگر مردی مرتد شود، حکم آن اعدام است و اگر چنانچه زنی مرتد شود به حبس ابد محکوم می‌شود، حال، سوال این است مرد یا زنی که مرتد شده‌اند و بعد از ارتداد، تغییر جنسیت داده‌اند، حکم این افراد چگونه است؟

و یا اینکه مردی قبل از تغییر جنسیت، اسپرم خود را در بانک اسپرم، قرار می‌دهد، و بعد تغییر جنسیت می‌دهد و خود را به زن تبدیل می‌کند و اسپرم خودش را در رحم خود قرار می‌دهد در نتیجه این شخص صاحب فرزند می‌شود که در واقع، پدر و مادر او یکی می‌باشد، چونکه صاحب اسپرم و صاحب رحم، خود او است و… دهها فرض فقهی دیگر.

«تاریخچه بحث فقهی تغییر جنسیت»
حضرت امام در دوران تبعید خود در کشور ترکیه در سال ۱۳۴۳ کتاب تحریرالوسیله را در دو جلد نوشتند و در انتهای جلد دوم، احکام مسئله را به مباحث تغییر جنسیت اختصاص دادند.

قبل از حضرت امام، هیچ فقیهی در باب این مسئله، مطلبی را بیان نکرده بود. ایشان در سال ۱۳۴۷، کتاب تحریرالوسیله را در نجف اشرف به چاپ رساندند تا سال ۱۳۶۴ هیچ بحث فقهی در این زمینه، از سوی هیچ یک از فقها مطرح نشده است.

«اولین سوال از امام در مورد تغییر جنسیت»
در سال ۱۳۶۴، شخصی به نام «فریدون» به علت بیماری روحی، از حضرت امام‌(ره) در مورد تغییر جنسیت، استفتاء می‌کند و حضرت امام در پاسخ او می‌نویسند: «تغییر جنسیت با تجویز طبیب مورد اعتماد، اشکال شرعی ندارد انشالله در امان بوده باشید و کسانی را که شما ذکر کرده‌اید، امید است مراعات حال شما را بکنند.»

«نظر حضرت امام در تحریرالوسیله»
حضرت امام‌(ره) در تحریرالوسلیه، حکم به جواز تغییر جنسیت داده‌اند و این حکم را به افراد خنثی و دیگران، تسری می‌دهند.

«الظاهر عدم حرمه تغییر جنس الرجل باالمرأه باالعمل و باالعکس و کذا لا یحرم العمل فی‌الخنثی لیصیر ملحقا باحد الجنسین» ظاهر، این است که تغییر جنسیت مرد به زن و باالعکس حرام نیست و همچنین خنثی، در صورت عمل جراحی، به یکی از دو جنس مرد یازن، ملحق شود، حرام نمی‌باشد.»

«مباحث و مقالات ارائه شده در باب تغییر جنسیت»
از سال ۱۳۶۴ تا امروز، یک تحول فقهی،‌حقوقی و پزشکی در مورد این موضوع اتفاق افتاده است و مباحث و مقالات زیادی از سوی فقها در این زمینه ارائه شده است.

بزرگانی همچون آیات اعلام مومن، خرازی، مشکینی، سید محمد صادق صدر، محمد آصف محسنی، بجنوردی و دوزدوزانی، در این موضوع به طرح دیدگاه فقهی، حقوقی و پزشکی پرداخته‌اند. همچنین، حدود ۲۵۰ استفتاء در این زمینه از مراجع عظام صادر شده است.

«مقایسه‌ای بین علمای شیعه و علما اهل تسنن»
اگر مقایسه‌ای در باب این موضوع، بین فقهای شیعه و اهل تسنن، داشته باشیم، خواهیم دید که علمای اهل تسنن، با اینکه در خیلی از مباحث مستحدثه، احکامی را صادر کرده‌اند، در این موضوع کمترین مباحث را داشته‌اند و تنها دو مقاله و چند فتوای را ارائه داده‌اند.

مثلا در کشور عربستان، کتابی به نام فقه‌النواظر، چاپ شده است که تنها به دو استفتاء اکتفا می‌کند که آن هم اعلام حرام بودن تغییر جنسیت می‌باشد و در مورد آثار این مساله، مثل ازدواج، ولایت، ارث و عناوین خانوادگی، هیچ بحثی از طرف علمای اهل تسنن بیان نشده است.

علمای اهل تسنن با اینکه در مورد استنساخ و شبیه‌سازی، بیش از بیست کتاب، نگاشته‌اند، در مورد تغییر جنسیت، فقط فتوا به تحریم آن داده‌اند.

«آیا تغییر جنسیت جایز است؟»
در مورد جواز یا عدم جواز تغییر جنسیت به صورت کلی، نمی‌توان، جواب مثبت و یا جواب منفی داد، چون که تغییر جنسیت، دارای انواع و اقسامی است که حکم هر کدام نیز متفاوت می‌باشد؛ بنابراین باید، ابتدا، انواع تغییر جنسیت را شناخت تا حکم آن را نیز بیان کرد.

«اقسام تغییر جنسیت»
اولین مورد کسانی هستند که از هر حیث سالم هستند، کسانی که هیچ مشکل و بیماری جسمی و روحی ندارند و با انگیزه‌های واهی، دوست دارند تغییر جنسیت دهند، طبیعی است که متخصصین پزشک روانی، به این افراد، جواز تغییر جنسیت نخواهند داد.

دومین قسم کسانی هستند که دارای جنسیت پنهان هستند، مثلا فردی در ظاهر زن هست، اما حقیقتا مرد، می‌باشدو آلت تناسلی مردانه در حفره شکمی، پنها است، این افراد قابلیت تغییر جنسیت را دارند و به آنها اجازه این کار داده خواهد شد.

سومین نوع، افراد خنثی یا دو جنسی هستند که این افراد، هر دو آلت تناسلی مرد و زن را دارا می‌باشد که عمدتا در این حالت، آلت تناسلی مردانه از آنها برداشته می‌شود و شخص ملحق به زنان می‌شود و فقها نیز در مورد جواز تغییر جنسیت این افراد حکم داده‌اند.

چهارمین مورد، که محل نزاع و اختلاف می‌باشد، افرادی هستند که خود را از لحاظ روحی، متعلق به جنس مخالف می‌دانند؛ یعنی مردی که از نظر ظاهر، هیچ مشکلی ندارد، فقط از حیث روانی، خود را متعلق به جنس مخالف می‌داند یا زنی که چنین مشکلی دارد، از بیماری‌های سخت روحی و روانی به حساب می‌آید، چون‌ روح و جسم این افراد با هم تطابق ندارد و در واقع دچار اختلال هویت جنسی هستند، این افراد در صورت مراجعه به پزشک متخصص، و تایید آن، جواز تغییر جنسیت را از پزشک مربوطه دریافت می‌کنند و یا تغییر جنسیت، جسم خود را با روح و اعتقادش یکسان می‌کنند.

اگر کسانی که دچار اختلال هویت جنسی هستند، درمان نشوند، چه بسا راه‌های خطرناکی مثل خودکشی را تجربه خواهند کرد.

مراجع تقلید مانند (امام‌(ره)، مقام‌معظم‌رهبری، آیت‌الله ا‌لعظمی سیستانی و دیگران به افرادی که روح و روان آنها با جسمشان، تطابق ندارند و دچار اختلاف هویت جنسی هستند، اجازه تغییر جنسیت داده‌اند، اما فقهای اهل سنت و کلیسای مسیحیت، تغییر جنسیت، را برای افراد حرام دانسته و دلیل آن را تغییر در خلقت خدا می‌پندارند.

«دلیل اهل سنت درباره تحریم تغییر جنسیت»
اهل تسنن به آیه ۱۱۹ سوره نسا، استناد کرده‌اند در این آیه خداوند از قول شیطان می‌فرماید: به آنها دستور می‌دهم، خلق خدا را تغییر دهند.»

اما آن چه درباره شان نزول این آیه وارد شده این است که در صدر اسلام، در میان عرب جاهلیت رسم بوده اگر حیوانی مثل شتر، مثلا پنج‌بار بچه به دنیا بیاورد، بعد از دنیا آمدن پنجمین بچه، دیگر سوار آن شتر نمی‌شدند و یا از گوشت آن نمی‌خوردند و با بریدن گوش و بیرون آوردن چشم حیوان، آن را در راه بت خود، قرار می‌دادند. آیه در بیان این است که این کار شما، تغییر در کار خداست، چون این حیوان برای استفاده بردن و سواری دادن آفریده شده است.

نه اینکه شما این حیوان را در راه بت خود قرار دهید، که این کار شما تغییر در کار خداست.

در واقع آن چه از آیه برداشت می‌شود؛ این است آیه شریفه، ناظر به بدعت و تشریع می‌باشد، یعنی اگر حلال خدا، حرام و حرام خدا حلال شود، بدعت محسوب می‌شو و مصداق تغییر خلق خدا است.

«دلیل فقهای شیعه برای جواز تغییر جنسیت»
فقهای، امامیه، معتقدند چون ما دلیلی برای تحریم این موضوع نداریم، اصل اباحه و اصل جواز، اجازه تغییر جنسیت را صادر می‌کند.

حتی اگر گفته شود، تغییر جنسیت حرام است، در مورد افرادی که دچار اختلال هویت جنسی هستد به خاطر تداوی و درمان، تغییر جنسیت، جایز می‌باشد.

البته لازم به ذکر است که چون تغییر جنسیت، مستلزم مقدمات حرام، مثل (نگاه و لمس کردن) می‌باشد، تا حالت اضطرار محرز و محقق نشود، جواز این کار صادر نخواهد شد. ۹۰ درصد افرادی که دچار اختلاف هویت جنسی هستند، مرد می‌باشند./شهریور۹۰فرارو

***

عمل جراحی تغییرجنسیت درایران

در مترو، خیابان، پارک، مراکز خرید و خیلی جاهای دیگر او را دیده اید. شاید اولش باورتان نشود. این دختری که موهای سشوار کشیده و رخساری آرایش کرده و جامه ای دخترانه پوشیده، صدا و اندامی مردانه دارد. رفتاری که از او می بینید کاملا دخترانه است. از رفتارش عطر زن می تراود و دوست داردو او را با اسمی دخترانه صدا کنند. اگر او را ندیده اید و نمی دانید «ترانس سکشوال» کیست با من بیایید تا شما را از دالان های تاریک و رازناک تابوها به جایی برم که چنین رازهایی برای شما رمزگشایی خواهد شد.

هموسکسوال با ترنس چه فرقی دارد، هرمافرودیت ها چه کسانی هستند.  مراحل جراحی تبدیل شدن زن به مرد و برعکس .. و از قوانین حقوقی زنی که مرد شده یا مردی که زن شده، مطلع خواهیدشد

وارد اتاق ویزیت پروفسور میرجلالی شدم. حدسم درست بود. نگاهی بسیار نافذ و باشکوه و هوشیار داشت و من سراپا چشم و گوش شدم تا این اعجوبه دنیای ترنس سکشوال را دریابم. اتاقش بسیار کوچک بود. در حد شش یا هشت متر. او که ظاهر ترنس ها را زیبا و خوشگل و جذاب می کند، به ظاهر خودش چندان وقعی نگذاشته بود. گفت: «بشین و کارتو شروع کن که خیلی کار داریم». نشستم و گفتم:

عمل های جراحی تغییر جنسیت در ایران و مراحل درمان

از حرف شما نتیجه گرفتم که ممکن است هموسکسوئل ها بعدا تغییر کنند، درست است؟

– بله… دیده ام که مادری با پسرش آمده و نگران بوده که ای وای پسرم چه سرنوشتی دارد و با همان دیدی به پسرش نگاه می کند که عوام به آن می نگرند. من به او می گویم ممکن است پسرت تغییر کند. بوده اند هموسکسوئل هایی که خود به خود تغییر کرده اند و با غیرهمجنس خودشان ازدواج کرده اند و بچه دار شده اند. این را هم بگویم که این دلیل نمی شود که بگویم همه هموها تغییر خواهند کرد. اراده و اختیار خودشان در این موضوع بسیار اهمیت دارد ولی ترانس ها اگر با اراده خودشان بخواهند تغییر کنند، بعدا پشیمان می شوند. این یکی از رفرق های ترنس است با همو.

شنیده ام از کشورهای دیگر هم به شما مراجعه می کنند.

– بله… از پاکستان، تونس، مصر و جاهای دیگر. یکی شان خیلی گرفتاری پیدا کرد. برای من هم از طریق کنسول (سفارت) نامه نگاری هایی شد. او مردی بود با قالب دختر. اینجا او را عمل کردیم و هورمون زدیم و با ظاهر مردانه به کشور خودش برگشت. او را در فرودگاه کشورش بازداشت کردند که تو وقتی که می رفتی زن بودی و حالا مرد هستی و ریش و سبیل داری؟ او را به دادگاه بردنده و گفتند که این از نظر مذهبی اشکال دارد.

من شنیدم می خواستند او را سنگسار کنند و شما در پرونده های پزشکی او اصلاحاتی انجام دادید و گفتید او از اولش مرد بود و تنها کاری که شما کرده اید، آلت مردانه او را از شکمش بیرون اورده اید.

– [با خنده] به هر حال گرفتاری هایی داشت و ما هم همکاری هایی کردیم و نجات پیدا کرد. البته اینها معمولا در کشور خودشان نمی مانند. من بیش از پانزده ترنس عمل کرده ام که در تورنتوی کانادا زندگی می کنند. همه شان هم ایرانی هستند. البته چون خودم در سال گاهی آنجا زندگی می کنم، ترنس ها به آنجا می آیند و آنها را عمل می کنم. من اینها را دختر و پسرهای خودم می دانم. خیلی هایشان هم وقتی ایران هستم می آیند عمل شوند زیرا هزینه جراحی و درمان آنها در ایران ارزان تر از جاهای دیگر است.

هزینه تغییرجنسیستی چقدر است؟

– اگر بخواهیم با دلار کانادا حساب کنیم، در ایران خیلی کم می شود. حدود هفت هشت هزار دلار کانادا. در خودکانادا کمتر از بیست هزار دلار نیست.

(دلارکانادا۲۸۴۷تومان)۱۳خرداد۹۶

حدود۲۰میلیون تومان درایران

۶۰میلیون تومان درکانادا

چه اطلاعاتی باید به مردم داد تا این موضوعی که طبیعی است و به فرمان آفرینش انجام شده، در جامعه به شکل گرفتاری بروز نکند.

– به مردم بگوییداینها موجوداتی هستندکه هیچ عیب و علتی ندارند. اینها وقتی که جنینی سه ماهه هستند، نقطه کوچکی در مغزشان هست که به جای اینکه پسرانه رشد کند، دخترانه رشد می کند یا برعکس. رشد این نقطه کوچک مغزشان برعکس جنس بدینی آنهاست. من کلمه «واژگونی» را مناسب می دانم. آن نقطه مغز طوری شده که در آینده آن جنین اثر می گذارد. وقتی که به سه چهار سالگی می رسد متوجه می شود که با جنس خودش فرق دارد.

رفتار ما باید طوری باشد که این حالت اینها به بیماری تبدیل نشود. خانواده و جامعه است که اینها را بیمار می کند. باید بفهمانیم که فقط زن و مرد نداریم. ما دست کم پنج جنس داریم. جنسی هم داریم که نه زن است و نه مرد است. یکی هموسکسوئل است. کنارش ترانس سکشوال است. کنار آنها اتسکشوال است. مُخَنّث (خواجه) هست و حتی جنس های دیگر. هرمافرودیت ها هم هستند. آنها گرفتاری جسمی هم دارند و شناسایی شان آسان تر است. هرمافرودیت واقعی هم داریم که جنسش هم زن است هم مرد. بدنش هر دو هورمون زنانه و مردانه را ترشح می کند. یک هرمافرودیت هم داریم که تمایلات بیشتری به سمت مونث بودن دارد یا برعکس آنها خودشان هم انتخاب می کنند که به کدام سمت بروند.

اگر سمت مذکر را انتخاب کنند، یک مذکر واقعی می شوند. اگر هم بخواهند برای مونث شدن عمل جراحی کنند، مونث واقعی می شوند اما تعدادشان کم است. مردم باید این حقیقت علمی را قبول کنند که ما فقط در دوو جنس مذکر و مونث آفریده نشده ایم. انسان ها در پنج جنس مختلف آفریده می شوند که تمایلات و احساسات خودشان را دارند و سرزنش بار و کریه نیستند. اگر مشکلی هست، در آفرینش نیست. قواعد و قوانین جامعه مشکل دارد زیرا دنبال این موضوع نرفته که بفهمد این خلقتی طبیعی است و به خود آن شخص ربط ندارد.

بنابراین ایرادی که افراد جامعه به انواع دیگر می گیرند، ایرادی است که به آفرینش می گیرند و حقیقت همان است که «خطا بر قلم صُنع نرفت!»

– خوب گفتید… بله همینطور است. ما دو جنس نیستیم. پنج جنسیم و باید به بقیه جنس ها همان احترامی با بگذاریم که به جنس زن و مرد می گذاریم. این دو جنس را خدا آفریده، بقیه را هم خدا آفریده. پس بحثی باقی نمی ماند. قانونگذاران باید برای اینها قوانینی وضع کنند که بتوانند مانند افراد دیگر حقوقی محترمانه داشته باشند و ایران اولین کشور اسلامی است که امام خمینی (ره) فتوا داده اند این گروه اجازه عمل جراحی دارند.

ترنس ها وقتی که عمل می شوند ظاهری کاملا جدید پیدا می کنند؟ مثلا آقایی که خانم شده، صدایش مانند خانم ها لطیف می شود؟

– صدایشان… اگر خودشان اراده کنند کمی لطیف تر می شود. عمل هایی هم برای این کار هست. عمل های ترانس سکس ها تمام شدنی نیست چون اینها وقتی که عمل می شوند ظاهر آنها تا حدودی شبیه همان جنسی می شود که در مغز آنهاست اما آن حد و آن مقدار از تغییر ظاهری، برای خودشان کافی نیست و عطشی دارند که برای مثال بیشتر شبیه زن شوند.

چانه، فک، صدا یا اگر ظاهرش را مردانه کردیه ایم و سینه هایش را برداشته ایم، نگران جای عمل هستند و آن را دوست ندارند زیرا نشانه ای است از زمانی که ظاهر زنانه داشته اند. عمل هایی هم در منطقه جنسی آنها انجام می دهیم و ظاهر آنها را کمی زنانه یا مردانه می کنیم. آنها مدام عمل های بیشتری تقاضا می کنند. ته مغز آنها از اینکه دارند شبیه زن می شوند لذت می برند. از خودشان می پرسند زن کیه؟ جواب می شنوند مادرشان زن است؟ زن کیه؟ خواهرشان.

می خواهند آنطوری شوند و مدام پول خرج می کنند و عمل می شوند. من ساعت ها با ترنس ها حرف می زنم و می گویم تو چیز خاصتی هستی، طور خاصی آفریده شده ای. تو نمی توانی مثل مادرت یا خواهرت شوی. تو فرق داری. تو جنس دیگری هستی که باید در اجتماع راه خودت را پیدا کنی.

به اینها کارت مخصوصی می دهند؟

– نه! قبلا می دادند، حتی شناسنامه اینها را که عوض می کردند، در آن می نوشتند این چه بوده و چه شده. من هفت هشت سال برای اینکه موضوع تغییر آنها را در شناسنامه ننویسند، جنگیدم. مدت ها با رییس بهزیستی بحث کردم. آدم خوب و باهوشی بود و موضوع را درک کرد. حالا آخر شناسنامه یک کد می نویسند که کسی از آن خبر ندارد و فقط مراجع قانونی مرتبط آن را می فهمند؛ بنابراین دیگر اینطور نیست که اگر ترنسی خواست فتوکپی شناسنامه بگیرد، خجالت بکشد. حالا یک شناسنامه تمیز و پاک با یک عکس خوشگل به او می دهند و آن روز را به عنوان تولد اجتماعی جشن می گیرند. یک تولد هم با عمل من پیدا می کنند که تولد جسمی است. چند روز پس از عمل می آیند و خوشحالند و شیرینی می دهند.

برای گرفتن شناسنامه مشکلی ندارند؟

– تا چند وقت پیش مشکلی نبود ولی حالا مشکل دار شده و کار به گرفتن وکیل کشیده.

چرا؟

– خب… چون شخصی را که عمل می کنیم، به عنوان تیپ خاصی می خواهد وارد جامعه شود و باید کارها قانونی شود و البته دلایل خودش را دارد که باید از حقوقدان ها بپرسید. به هر حال او برای گرفتن شناسنامه به مجوز نیاز دارد و باید وکیل بگیرد.

آیا اگر شما گواهی بدهید کافی نیست؟

– قبلا اینطوری بود حالا نیست. حالا باید درخواست قانونی بنویسد و این کار را باید وکیل انجام بدهد. قبلا من و یک روانشناس گواهی می نوشتیم که این شخص وَجَناتش از مرد به زن یا برعکس تغییر کرده، آنها هم شناسنامه صادر می کردند. هنوز هم بعضی جاها به همین دو گواهی بستنده می کنندن اما جاهایی هم هست که قبول نمی کنند.

از قانون گفتید. این سوال برایم پیش آمد که وقتی که ظاهر پسر یا دختری تغییر می کند، برای مثال اگر دختر باشد و پسر شود از نظر ارث و قوانین دیگر تکلیفش چه می شود؟ آیا حالا که پسر شده دو برابر ارث می برد؟

– این را هم باید از حقوق دان ها بپرسید. فکر کنم باید به قم بروید و با حجت الاسلام «کریمی نیا» مصاحبه کنید. ایشان دکترای حقوق هم دارند و با کارهای ما بسیار آشنا هستند اما برای اینکه از من هم جوابی گرفته باشید می گویم که ترنس ها وقتی که می خواهند عمل شوند، اقرار کتبی می دهند که توقعی ندارند و دنبال ارث و میراث نیستند.

کسانی که عمل می کنند بچه دار می شوند؟

– نه… عملی که ما انجام می دهیم، فقط ظاهر زنانهای را مردانه می کنیم یا برعکس. برای منطقه جنسی او کارهایی می کنیم که از نظر آناتومیک شبیه مرد می شود. از پوست دست و کشاله ران و جاهای دیگر برایش دستگاه جنسی می سازیم ولی فقط ظاهری است و هیچ فعالیتی نمی تواند انجام بدهد. ضمنا چیزی که ما برایش می سازیم، آنطورها هم به واقعیت شباهت ندارد. کارآیی هم ندارد. نمایشی است حالا دیگر مرسوم شده و عمل می کنند.

ترنس ها از همین دستگاه جنسی نمایشی هم رضایت دارند. من با هورمون تراپی کاری می کنم که این دستگاه خودش را بیشتر نشان بدهد. در واقع کاری که ما می کنیم، تقویت دستگاه جنسی زنانه آنهاست در دستگاهی که ظاهری مردانه دارد و دارای حس جنسی است. با آن زندگی می کنند و راضی هستند.

در ایران چند نفر عمل شده اند؟

– من آمار ایران را ندارم. امروز بعضی از پزشکان جوان هم عمل می کنند. من خودم بیش از ششصد نفر را عمل کرده ام. این که در دنیا به من احترام می گذارند و حرفم را سند می دانند، همین آمار بالای کسانی است که عمل کرده ام و این یعنی تجربه. فعلا در دنیا جراحی را نمی شناسیم که چنین آماری داشته باشد.

آیا مدرک یا آماری هست که بگوید در مناطق خاصی تعداد ترنس ها بیشتر است؟

– نه… آماری نداریم. اصولا شرایط خارجی و جغرافیایی و تربیتی و تغذیه و … هیچ تاثیری بر ترنس شدن ندارد. وقتی که می گوییم این حالتی طبیعی است که طبیعت آن را به این شکل درست کرده، دیگر نمی توانیم بگوییم شرایط جغرافیایی و سیاسی و اقتصادی دخیل بوده اند.

قوانین شرعی و حقوقی ترانس ها

حالا شما را به قم می برم تا پاسخ برخی از پرسش های شما را از «حجت الاسلام دکتر محمد مهدی کریم نیا» بگیرم. ایشان دکترای حقوق نیز دارند و به مسائلی که در این مصاحبه مطرح شده اشراف دارند. کتابی به نام «تغییر جنسیت از منظر فقه و حقوق» و کتابی به نام «تغییر جنسیت از منظر امام خمینی (ره)» نوشته اند کهه در آنها به تمام مسائل شرعی و حقوقی این افراد پرداخته.

برایم این سوال پیش آمده که وقتی دختری با عمل جراحی پسر می شود، تکلیف ارثیه ای که پس از مرگ پدرش نصیبش می شود چیست؛ آیا دو سهم می برد یا یک سهم؟

– خوشحالم که شما به این موضوع مهم توجه کرده و قصد اطلاع رسانی دارید. در پاسخ شما می گویم که اگر تغییر جنسیت واقعی باشد، وضعیت حقوقی و شرعی او متناسب با وضع فعلی او تعیین می شود. ارثی که بهه او خواهد رسید اگر پسر شده باشد دو برابر دختر ارث می برد و برعکس. براساس فتوای امام خمینی (ره) و رهبرر معظم انقلاب، احکام تابع جنسیت جدید است زیرا تبدیل موضوع انجام شده است.

مراحل قانونی تثبیت هویتی جدید یک ترانس چیست؟

– مراحل قانونی از طریق پزشکی قانونی انجام می شود. پس از تایید آنها نامه ای به دادگستری می دهند. دادگستری پس از بررسی، آن را به ثبت احوال می فرستد تا اسم و شناسنامه و کارت ملی جدید صادر کنند و تمام مدارکش تغاییر می کند. گواهی نامه، کارت بانکی، مدارک تحصیلی و …

آیا وقتی که کسی تغییر جنسیت پیدا کرد، مسئله محرم و نامحرم هم تغییر می کند؟

– بله، همینطور است. برای مثال اگر پسر شد از نظر شرعی و قانونی می تواند با دختری ازدواج کند.

وقتی شخص متاهلی تغییر جنسیت می دهد، تکلیف همسرش چه می شود؟

– ازدواج آنها بدون خطبه طلاق و محضر، باطل می شود زیرا قانون ازدواج الهی این است که زن با مرد ازدواج کند. اگر یکی شان تغییر جنسیت داد و زن شد، چون زندگی زن با زن حرام است خود به خود ازدواج شان باطل می شود. به دادگستری می روند و به آنها اعلام می شود که ازدواج باطل شده. حتی اگر دو نفر ازدواج کنند و بعدا معلوم شود که یکی از اینها ظاهرا خود را زنانه کرده و به عنوان زن با مردی ازدواج کرده، در این حالت وقتی که کشف خلاف می شود، ازدواج خود به خود باطل می شود.

اگر زن و شوهر باشند و بچه ای هم داشته باشند، بعد پدر آن بچه تغییر جنسیت بدهد، تکلیف چه می شود؟ آیا آن بچه دوتا مادر دارد؟ اگر آن بچه دختر باشد و بخواهد ازدواج کند یا به خارج برود، کدام یک از این دو مادر قیم او محسوب می شوند؟

– چون آن بچه از اسپرم زنی که قبلا مرد بوده تشکیل شده، آن زن، پدر آن بچه محسوب می شود و وظایف پدری از او ساقط نمی شود. نفقه و دیگر مسئولیت هایش را همچنان دارد. اجازه ازدواج یا سفر خارج را هم همان پدر سابق باید بدهد.

پس از باطل شدن طلاق، تکلیف مهریه چه می شود؟

– مهریه، قرضی است که به عهده اوست. تغییر جنسیت باعث نمی شود که او از دیون مادی خودش معاف شود. اگر قبل از تغییر جنسیت به کسی بدهکار بوده، بعد از عمل هم بدهکار است. مهریه هم همین حکم را دارد.

ایران اولین کشوری است که برای این موضوع قانون وضع کرده. تارخچه اش را می گویید؟

– در سال ۱۳۴۳ امام خمینی (ره) در کتاب «تحریرالوسیله» فتوا دادند که «تغییر جنسیت مرد به زن و مرد به زن حرام نیست». در سال ۱۳۶۴ مردی به نام «فریدون» خدمت امام رفت و برای تغییر جنسیتش فتوا خواست.

حضرت امام (ره) برای او فتوا دادند که «تغییر جنسیت زیر نظر پزشک متخصص اشکال شرعی ندارد» او هم رفت و زن شد. بعد شاهد مقالات و فتواهای زیادی از سوی مراجع تقلید شدیم. تا امروز ۳۱ نفر از فقها بیش از ۳۰۰ فتوا داده اند که منبعی غنی است در فقه شیعه برای تغییر جنسیت. این فتواها درباره ترنس ها و مخنث ها و هرمافرودیت هاست.

نظر شما درباره هموسکسوئل ها چیست؟

– رفتار هموسکسوئل ها رفتاری غیراخلاقی و مخالف نظم عمومی است. در قرآن تقبیح شده. اگر رفتار آنها عیان باشد مجرمانه تلقی می کنیم و مجازات می شوند. حداقل صد ضربه شلاق زیرا اینها اینطور خلق نشده اند و رفتارشان اکتسابی و ارادی است. خود همجنس گراها معتقدند رفتارشان طبیعی است اما اینطور نیست زیرا در کودکی قابل علاج هستند در حالی که ترنس ها درمانپذیر نیستند. هموسکسوئل ها پس از بلوغ نیز درمان می شوند که یکی از شرایط درمان آنها این است که خودشان بخواهند و اراده کنند.

همجنس گرایی خلاف آفرینش است اما انواع دیگری که هویت های جنسی خودشان را دارند، کار آفرینش است؛ بنابراین نباید آنها را تقبیح کرد.

از شما بسیار متشکرم که در این کار تحقیقی شرکت کردید و اطلاعاتی به ما دادید.

– من هم دوباره از شما تشکر می کنم که در خدمت مردم هستید.

دختری که دو مادر دارد!

در مترو، خیابان، پارک، مراکز خرید و خیلی جاهای دیگر او را دیده اید. شاید اولش باورتان نشود. این دختری که موهای سشوار کشیده و رخساری آرایش کرده و جامه ای دخترانه پوشیده، صدا و اندامی مردانه دارد. رفتاری که از او می بینید کاملا دخترانه است. از رفتارش عطر زن می تراود و دوست داردو او را با اسمی دخترانه صدا کنند. اگر او را ندیده اید و نمی دانید «ترنس سکشوال» کیست با من بیایید تا شما را از دالان های تاریک و رازناک تابوها به جایی برم که چنین رازهایی برای شما رمزگشایی خواهد شد.

در این سفر رازناک، خواهید دانست هموسکسوال با ترنس چه فرقی دارد، هرمافرودیت ها چه کسانی هستند. من شما را با مراحل جراحی تبدیل شدن زن به مرد و برعکس آشنا خواهم کرد و از قوانین حقوقی زنی که مرد شده یا مردی که زن شده، حرف های جالبی به شما خواهم گفت.

راستی؟ تکلیف بچه ای که پدرش بعد از تولد او تغییر جنسیت داده چیست؟ آیا او حالا دیگر پدر ندارد و دو مادر دارد؟ قانون در این باره چه می گوید؟

پاسخ های علمی را از پروفسور میرجلالی و پاسخ های حقوقی و شرعی را از دکتر حجت الاسلام کریمی نیا گرفته ام.

 عمل های جراحی تغییر جنسیت در ایران و مراحل درمان

تهدیدهای متعصبانه!

برای این مصاحبه می خواستم با یکی از کسانی که عمل جراحی کرده و از ظاهر مردانه به ظاهر زنانه تغییر یافته، گفتگو کنم ولی به دلایلی که «افتد و دانی» نشد. خواستم با یکی از همکاران گرامی پروفسور نیز گفتگو کنیم، لذت دیدار و گفتگو حاصل شد اما ایشان اجازه ندادند حرف هایمان عنوان مصاحبه داشته باشد و نخواستند نام شان در نشریات نوشته شود.

ایشان می گفت: «من قبلا حاضر به مصاحبه بودم تا به مردم اطلاع رسانی کنم ولی از وقتی که بارها به مرگ و ضرب و جرح تهدید شدم، راستش دیگه چشمم ترسیده و تصمیم گرفتم دیگه در این زمینه مصاحبه نکنم و هر کمکی که می خواهم به افراد ترنس بکنم، همینجا توی کلینیک و اتاق عمل جراحی باشه؛ یا به خودشون و خونواده هاشون مشاوره بدم.»

دکتر «ایکس» می گفت حتی برخی از خانواده های متعصب ما را تهدید می کنند که وای به حالتان اگر در بچه ماتغییر جنسیت ایجاد کنید! خیلی ها هم فکر می کنند ما پول زیادی از مردم می گیریم در حالی که اگر دنبالل پول بودیم به یکی از کشورهای خارجی می رفتیم و دو سه برابر اینجا پول می گرفتیم!»

ملاقات با مرد اول جراحی ترنس سکشوال در ایران

وارد اتاق ویزیت پروفسور میرجلالی شدم. حدسم درست بود. نگاهی بسیار نافذ و باشکوه و هوشیار داشت و من سراپا چشم و گوش شدم تا این اعجوبه دنیای ترنس سکشوال را دریابم. اتاقش بسیار کوچک بود. در حد شش یا هشت متر. او که ظاهر ترنس ها را زیبا و خوشگل و جذاب می کند، به ظاهر خودش چندان وقعی نگذاشته بود. گفت: «بشین و کارتو شروع کن که خیلی کار داریم». نشستم و گفتم:

اول از خودتون بگین!

– درباره خودم نمی خواهم صحبت کنم. جراحی هستم که ۳۰ سال در فرانسه بودم و تمام کارهایم را همانجا کردم. تخصص گرفتم و بعد آمدم به مملکت خودم برای خدمت به مردم اینجا. بیست و پنج، شش سال در دانشگاه تهران بودم. در فرانسه جراحی عمومی خواندم آن هم جراحی عمومی آن دوران که جراحانی تربیت می کردند که نسبت به امروز، جراح های عمومی واقعا کارکشته تری بودند.

چرا آن موقع کارکشته تر بودند؟

– چون باید سه چهار سال در تمام تخصص های جراحی کار می کردند تا مدرک جراحی عمومی بگیرند. جراح عمومی آن زمان ارتوپدی می کرد، عمل های کلیه و مجاری ادراری خانم ها را انجام می داد و … تا در نهایت به او مدرک جراحی عمومی می دادند. ورق برگشت. گرفتن تخصص آبکی شد. طولانی ترین دوران تخصص، تخصص جراحی عمومی در کشور فرانسه بود. ده دوازده سال زمان می برد. من به استناد همان مدارک و تخصصی که داشتم، آمدم ایران. عشق به مملکت و فامیل مرا کشید اینجا و وارد ایران که شدم، دوست و رفقایی که قبلا در پاریس بودند و به آنجا سر زده بودند و مرا می شناختند، بنده را به دانشگاه تهران معرفی کردند.

در دانشگاه تهران پذیرفته شدم و مسئول بخش اورژانس بیمارستان دکتر شریعتی شدم و شدم یکی از ۴ جراحی که در آن بیمارستان جراحی می کردند. بیش از ۲۵ سال در آنجا خدمت کردم. بعد جنگ شد. ما پزشک ها باید سالی یک ماه به جبهه می رفتیم. من هم که مسئول بخش اورژانس بودم و با مسائل جنگ و مصدومین آشنایی داشتم، به جای یک ماه، ۴۵ روز در جبهه می ماندم. شش هفت سال به جنگ رفتم تا اینکه سال هفتم، در بانه و خط مقدم مجروح شدم.

دو سه سال نتوانستم کار کنم و بعد از آن وارد کارهای دانشگاهی شدم و مسئولیت دادند که بروم بیمارستان سینا. در آنجا اولین بار یک «بیمار ترانسیک» دیدم. هیچ کس شناختی از این افراد نداشت و نمی دانست چنین موجوداتی هم هستند. آنهارا معمولا با «هموسکشوال ها» اشتباه می گرفتند و قاطی می کردند و به آنها اکراه داشتند و طرد می کردند. خلاصه این بیمار شانس آورد که روزی که من در درمانگاه بودم، آمد و توانستم تشخیص بدهم که او درست است که یک گرفتاری هویتی جنسی دارد ولی ممکن است هموسکشوال نباشد. من اولین عمل جراحی را آنجا بعد از تشخیص و مشورت با روانپزشکان محل انجام دادم.

فکر می کنم این عمل، در سطح دانشگاه تهران، اولین عمل بود. سابقه داشته اشخاصی بودند که چنین عمل هایی انجام داده بودند اما به طور علمی تر و در محیط علمی و دانشگاهی، این نخستین عمل بود که بنده آن را انجام دادم.

 عمل های جراحی تغییر جنسیت در ایران و مراحل درمان

عملش چه بود؟

– این فرد یک ترانس سکشوال xy بود، یعنی مرد جوانی بود که مغز و روح و روانش دختر بود و تا آن موقع به صورت نیمه دختر نیمه پسر زندگی کرده بود و حالا آمده بود تکلیفش را روشن کند و خودش را به چیزی تبدیل کند که فکر می کرد حقش است یعنی یک جسم زنانه. این یکی از گروه هاست که یک male در female قرار دارد. یعنی مذکر است اما مغازش زنانه و مونث است و می خواهد به طرف زنانگی اش برود. این فرد را عمل کردیم و به یک خانم معمولی تر تبدیل شد و البته حالا یک خانم مسن است. این عمل را حدود ۲۴ سال پیش انجام دادم.

آیا این افراد می توانند ازدواج کنند؟

– بله حتما اما عمل ما به هیچ وجه جسم یا بدن یا مشخصات عمیق جنسی را عوض نمی کند. آنهایی که XY هستند، یعنی کروموزم شان XY است و پسر هستند، پسر به دنیا می آیند و نمی توانند دارای رحم شوند. آنها نمی توانند بعد از عمل بچه دار شوند چون رحم ندارند یا برعکس، نمی توانند خانمی را باردار کنند. عمل ما فقط ظاهر بدنی آنها را تا حدی که می شود، تغییر می دهد تا جنسی شوند که در مغزشان هستند. آن جنسی که اینها فکر می کنند مال خودشان است و حقیقتا این حس را می کنند با جنسی که دارند، فرق می کند. عمل جراحی باعث می شود فقط ظاهر آنها تغییر کند و خودشان از این تغییر رضایت دارند. در حقیقت عمل جراحی، تسکین دهنده روح و روان آنها می شود.

شنیده ام که چند نفر از ترنس هایی که جراحی شده اند، ازدواج کرده اند، وضعیت آنها پس از ازدواج چطور است؟

– ازدواج که می توانند بکنند. می توانند با هم آمیزش کنند و کاملا از هم لذت ببرند اما مرد عقیم عقیم است چون ما برایش بیضه مصنوعی می گذاریم. خانم هایی هم که قبلا مرد بوده اند به جای رحم و تخمدان، بیضه و رجولیت داشته اند. او را از این مشخصات مردانه نجات می دهیم و همه را برمی داریم. بعدا در همان نقطه یک واژن و مجرای زنانه درست می کنیم.

آن هم تکنیک های متفاوتی دارد. با پوست، روده و … بدن آنها ۶۰، ۷۰ یا ۸۰ درصد شبیه بدن یک زن می شود اما کارایی بدن زنانه را ندارد. یعنی نمی تواند حامله شود، عادت ماهیانه ندارد، تخمدان ندارد و ما به جای تمام اینها به جای آن چیزی که تخمدان به عنوان هورمون زنانه در خانم های معمولی ترشح می کند، به اینها هورمون زنانه می دهیم.

مراحل درمانی این افراد فقط جراحی است؟

– نه؛ این افراد به جراحی، هورمون تراپی، رفتار اجتماعی و مسائل روانی نیاز دارند تا به چیزی که دلشان می خواهد برسند. اگر این چهار بخش با هم و به موقع پیش نروند، این افراد در نهایت آدم هایی می شوند که آرام و قرار ندارند. کار و برخورد اینها چهار قسمت دارد. اولین قسمت مسئله اجتماعی و خانوادگی است. یعنی وقتی سه چهار ساله هستند، از همان بچگی علائمی از خودنشان می دهند.

با نشن دادن این علائم خانواده باید خیلی آگاهی داشته باشد و چون معمولا خانواده ها چنین دانشی ندارند، باید حتما به یک روانپزشک حاذق مراجعه کنند. روانپزشک باید به آنها یاد بدهد که با او چگونه برخورد و رفتار کنند. مثلا یک پسر پنج ساله کفش پاشنه بلند می پوشد، دامن مادرش را تن خود می کند و آرایش می کند. بعضی ها می گویند بزرگ می شود درست می شود اما نه. اینها علائم اولیه هستند که بعدا می توانند به علائم یک ترنس سکشوال تبدیل شوند.

آیا آماری از این افراد در ایران داریم؟

– ارائه آمار در این زمینه در ایران سخت است اما می توانم آمار دنیا را به شما بدهم. در دنیا می گویند یک ترانس اولیه وقتی از پنج شش سالگی مشخص می شود که از لحاظ هویتی واژگون است، می توان برایش کاری کرد ولی من به طور قاطع می گویم خیر! مطالعات چندین ساله بنده در تمام دانشگاه های دنیا این را به من ثابت کرده. خیلی از روانپزشک ها در ایران این حرف من را قبول ندارند و می گویند ما این کار را کرده ایم و می دانیم.

به اینها می گویم آنهایی که تغییر کرده اند، ترانس اولیه نبوده اند. آنها بچه هایی بودند که ایرادهای دیگری داشته اند و گرفتاری های هویتی پیدا کرده اند. آنها شاید تا حدودی تغییرپذیر باشند ولی ترانس اولیه را نمی شند تغییر داد چون اصولا منشأ این حالت در مادرش و مغز اوست و این دو را نمی توان تغییر داد. نه وقتی که در شکم مادر هستند با کارهای پزشکی می توان آنها را تغییر داد نه قبل از بلوغ و نه پس از آن. آمار موثقی داریم که در سال ۹۸ و ۹۹ میلادی در هاپکینز آمریکا منتشر شد و گفتند ۴۵ هزار عمل انجام دادند تا تا آنها برگردند ولی هیچ کدام شان برنگشتند و در همان حالت خودشان ماندند.

خیلی زحمت کشیدند که یک ترنس را به حالت ظاهر خودش برگردانند. آمارش صفر است. بارها شده که یک روانشناس حتی تا ۱۰ سال با یک ترنس کار کرده ولی آخرش ترانس به او گفته خیلی زحمت کشیدید ولی من فکر می کنم من همان زن یا مردی هستم که در مغزم زندگی می کند. این نشان می دهد که منشأ این گرفتاری پایه و اساس مغی دارد و فقط روحی و فکری و تربیتی نیست.

آیا روح و مغز با هم فرق می کنند؟

– خیر! هر دو یک منشأ آناتومیک دارند. مسائل ما در آن نقطه متمرکز می شوند. یک نقطه در هیپوتالاموس هست که در افراد ترانس فرق می کند. دانشگاه های معتبر توانستند با آنژیوگرافی این نقطه را نشان بدهند و بفهمند که این ترانس جسما پسر است ولی روحا دختر است. یعنی نقطه هیپوتالاموسش دخترانه است. آنجا مُهر خورده که این دختر است. حدود ۱۰ سال است که این موضوع را کشف کرده ایم و آن نقطه را شناخته ایم.

ترجمه فارسی ترنس سکشوال چیست؟

– روانشناسان خودمان برای اینها اسم «دگرجنس جویان» را گذاشته اند اما من موافق نیستم و می گویم اینها «روان دگرجنسی» هستند. در اسمی که به فارسی گذاشته اند، آن کلمه «جویان» اشکال دارد زیرا در کلمه «جویان» اراده وجود دارد در حالی که اینها ارادی و اختیاری به چنین وضعی دچار نشده اند. آنها همینطور خلق شده اند. در اسمی که من گذاشته ام، این تعریف هست که روان آنها با جنسیتیکه دارند یکی نیست.

روانش دختر است، ظاهر جسمش پسر است. اینها چیزی را نمی جویند. از شکم مادر که زاده شده اند، مغزشان با جسم شان یکی نیست. این از سه چهار سالگی خودش را دختر می دانسته. هیچ چیز فرهنگی و تربیتی در آنها اثر نداشته و نمی توانیم بگوییم چون مادرش فلان غذا را خورده یا چون اعصاب مادرش خراب بوده یا چون پس از تولد با آنها طور ناجوری رفتار شده، بنابراین مغز و جسم شان با هم فرق دارد. نه اینها ذاتا و به شکل خدادادی اینطور خلق شده اند.

جنس و جنسیت چه فرقی با هم دارند؟

– جنس انسان با همکاری کروموزوم های جنسی تشکیل می شود. انسان چهل و شش کروموزوم دارد که دوتا از این کروموزوم ها جنسی هستند. کروموزومی که مال مرد است، XY است و کروموزوم زن XX است. اگر کروموزومی که وارد اوول می شود X باشد، با کروموزوم زن که X است تشکیل جنس مونث می دهد. اگر کروموزم Y وارد شود، با کروموزوم زن تشکیل جنس مذکر می دهد. این جنس است. جنسیت چیست؟ جنسیت از هفته هفتم هشتم حاملگی تعیین می شود و بدن شروع می کند به جنسیت پیدا کردن و دارای دستگاه جنسی می شود. بعد از تولدش می بینند پسر است، اسم پسرانه می گذارند.

اگر دختر است اسمش دخترانه می شود. همین اسم گذاری در کودکانی که ترنس هستند، ایجاد اشکال می کند زیرا جامعه مدام به او می گوید تو پسری اما مغزش می گوید نخیر! تو دختری. او در سه چهارسالگی متوجه بدن خودش می شود و می بیند مثل پدرش است اما دوست دارد مثل مادرش رفتار کند. اینجاست که رفتار پدر و مادر بسیار مهم است. باید توجه کنند که چرا فرزندشان دوست دارد رفتارش مثل جنس مخالفش باشد. باید بدانند مشاوره چیست. بسیار دیده شده که وقتی والدینی چنین فرزندی دارند او را به شدت هورمون تراپی می کنند. اگر ظاهرش دختر است به او هورموندخترانه و اگر پسر است هورمون مردانه می دهند.

ما می بینیم کلا در زمینه اختلالات جنسی، درمان را بد تعیین کرده اند. برخورد پزشکی با چنین افرادی به تخصص بالا نیاز دارد. این افراد هفت هشت درصد جامعه را تشکیل می دهند که رقم بالایی است. هموسکسوال، ترانسکشوال، هرمافرودیت و دیگرانی که گرفتاری هویتی و جنسیتی دارند تعدادشان زیاد است. در فرانسه ۹ درصد افراد اختلال هویتی جنسیتی دارند و باید متخصص خاص خودشان را داشته باشند و خوشبختانه برای اینها درمان مشخصی پیدا شده.

در ایران وضع چطور است؟

– اولین تحولی که در ایران شد این بود که ترانس سکس را بشناسند. البته بالا پایین دارد ولی همین که قبول کرده اند که گروهی هستند که طبیعی و خنثی و هموسکسوال و همافرودیت نیستند و ترنس هستند، قدم مهمی است. جامعه ما باید درک کند که اینها بدنشان یک چیز است، روح و روانشان چیزی دیگر است و می خواهد رفتار و کردار و جسمش را عوض کند و بشود جنس مخالف خودش. در کشور ما پانزده سال است که به این موضوع توجه شده اما هنوز گروهی از روانشناسان هستند که ترنس سکس را کلا انکار می کنند و می گویند چنین چیزی وجود ندارد.

این گروه روانشناس «شی میل» را هم هموسکسوئل می دانند؟

– بله… لزبین ها را هم هموسکسوئل می دانند. این موضوع در ایران برای خود من مشکلاتی ایجاد کرد و جمعی از روانپزشکان و حتی پزشکان گفتند شما اشتباه می کنید و چیزی به اسم ترنس سکس وجود ندارد و همه اینها هموسکسوال هستند. حتی به من گفتند این ترانس را ساخته ای که عمل جراحی کنی و پول دربیاوری. جنگ و دعوا داشتیم در بیمارستان که باید قسمت عاقل اجتماع باشد. دو سوم شان مخالف بودند. دکتر بیهوشی می گفت من اکراه دارم که به این بیمار (ترانس) دست بزنم. می گفتند این را ببرید به بیمارستان دیگری عمل کنید. آنها و کلا کسانی که مخالفت می کنند، اینها را به عنوان کسی که به شکل طبیعی و مادرزاد چنین شده اند، قبول نداشتند و ندارند.

منظور شما این است که این واکنش افرادی بودند که پزشکند و با مسائل علمی آشنا هستند، بنابراین از جامعه که اطلاعات علمی کافی ندارند، چه انتظاری می توان داشت.

– بله… ترنس ها حتی بیمار هم نیستند. همانطور که توضیح دادم، حالتی شخصیتی دارند. زن است اما قیافه و اندامش مرد است. او در تعیین این سرنوشت دخالتی نداشته و نباید خودش را مقصر بدانیم یا سرزنشش کنیم. جوان بیست و سه چهار ساله ای که رفتارهای دخترانه دارد، صددرصد زن است. ترنس ها با هموها فرق اساسی دارند. من نمی دانم چرا برخی از پزشکان و روانشناسان آنها را هموسکسوال می دانند. من در طول مدتی که کارم این است، با اینها و خانواده هایشان رفت و آمد داشته ام.

رفتارشان کلا مشابه جنس مخالف ظاهری خودشان است. یک پزشک حاذق با یک نگاه می فهمد این پسر، دختر است یا آن دختر، پسر است. از طرز راه رفتن، ایستادن، نشستن، نگاه کردن و کلا از Body Language یعنی از زبان بدنشان می شود فهمید که زنی است در قالب مرد یا مردی است در پیکر زن. این دوستان پزشک ما به اندازه کافی ترنس و همو ندیده اند. یک گروه از هموسکسوئل های خیلی خیلی پیشرفته، یعنی درجه شش به دلایل خاصی مثل اجتماعی، خانوادگی، زناشویی، شاید بیایند و خودشان را ترنس جا بزنند تا عمل شوند. این را من دیده ام و خودشان به من گفته اند.

این تا حدی ممکن است ولی در واقع تصمیم گیری برای جراحی اینها کار بسیار دشواری است زیرا هویت شان تکان نخورده و همان هویت ظاهری خود را دارند. اینها جاذبه شان واژگون شده و به سوی همجنس خود کشش دارند اما در ذهن خودشان می گویند من مرد هستم. زن نیستم. این از فرق های ترنس و همو است. هموسکسوال می گوید من مرد هستم یا من زن هستم اما به همجنسم گرایش دارم. همین تفکر برایش جذاب است و اگر آن هویت جنسی را از او بگیرند دیگر نمی تواند لذتی ببرد. من دو نفر را دیده ام که در تشخیص ترانس سکسوالیته او اشتباه شده و پس از عمل ناراضی بوده در حالی که تمام ترنس ها پس از عمل احساس رضایت دارند.

یکی را هم می شناسم که شش سال بود تشخیص داده بودند ترانس است و به او کارت هویتی و مجوز داده بودند. شش سال که گذشت، تغییر کرد و به همان هویتی برگشت که مردانه خلق شده بود. ببینید! جنس ثابت است. همان کروموزوم است ولی جنسیت ثابت نیست. امروز ثابت شده که جنسیت انسان قابل تغییر است.

مجله سرزمین ما

***

   بازیگر زن ایرانی از تغییر جنسیت و دنیای مردانه‌اش می‌گوید

این بازیگر می‌گوید: ترس از تنها شدن باعث شد ۲۰ سال طول بکشد تا من تصمیم بگیرم جنسیتم را تغییر بدهم اما سال ۸۵ دیگر مطمئن شدم که می‌خواهم این کار را انجام بدهم و اقدام کردم. همان موقع خیلی‌ها گفتند باید بازیگری را ببوسی و کنار بگذاری‌؛ گفتند کار و زندگی‌ات رو جمع کن و برو خارج اما می‌بینید که هنوز هم اینجا هستم و به کارم ادامه می‌دهم.

چهره‌اش برای خیلی‌ها آشناست؛ خیلی‌ها هنوز نقش‌آفرینی‌اش را در فیلم‌های «سربازهای جمعه»، «تیغ‌زن»، «تسویه حساب» و «استشهادی برای خدا» به خاطر دارند. خیلی‌ها هم او را با « آناهیتا» و «سرزمین کهن» به یاد می‌آورند. او در سال ۱۳۸۷، در سن ۴۱ سالگی، تغییر جنسیت داد و از آن پس نام او از فرزانه به سامان تغییر کرد.

سامان ارسطو (متولد ۱۵ خرداد ۱۳۴۶) بازیگر، کارگردان، نمایش‌نامه و فیلم‌نامه‌نویس، و مدرس تئاتر اهل ایران است. او کار بازیگری تئاتر خود را در سال ۱۳۶۴ آغاز کرد، و از آن پس پیوسته تا کنون به این حرفه مشغول بودهه است.

بازیگر زن ایرانی از تغییر جنسیت و دنیای مردانه‌اش می‌گوید(عکس)

در سال ۱۳۶۷ با نویسندگی و کارگردانی نمایش‌نامه‌ی «سلول هیجده» حرفه‌ی کارگردانی تئاتر و نمایش‌نامه‌نویسی را هم تجربه کرد که البته این نمایش‌نامه‌ی خاص بعد از یک شب اجرا توقیف شد. عضویت در هیأت مدیره‌ی انجمن نمایش شاهرود از دیگر فعالیت‌های وی در همان سال است.

۱۱ سال بعد از شروع به کار در زمینه‌ی بازیگری حرفه‌ای در تئاتر، ارسطو با بازی در سریال «سفره‌ی عقد» پا به عرصه‌ی بازیگری در سینما و تلویزیون نیز گذاشت.

فیلم کوتاه «یک روز بالاخره ما رو از کافه می‌ندازن بیرون» در سال ۱۳۸۵ به کارگردانی وی ساخته شد و این آغاز فعالیت او در زمینه‌ی فیلم‌سازی است. به علاوه او تا کنون ۱۰ فیلم‌نامه نوشته است.

او در سال ۱۳۸۷، در سن ۴۱ سالگی، تغییر جنسیت داد و از آن پس نام او از فرزانه به سامان تغییر کرد. وی در همان سال ازدواج کرد و در سال ۱۳٩۰ از همسرش جدا شد. سامان ارسطو دیپلم علوم انسانی دارد. او همچنین دارای گواهینامه‌ی درجه‌ دو هنری (معادل فوق لیسانس) در زمینه تئاتر است.

بازیگر زن ایرانی از تغییر جنسیت و دنیای مردانه‌اش می‌گوید(عکس)

چهره ارسطو نقطه مشترک همه این فیلم‌ها و سریال‌هاست؛ چه در روزهایی که فرزانه بود و با هویتی زنانه نقش بازی می‌کرد و چه حالا که سامان است و در قالب یک مرد در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف بازی می‌کند.

او یکی از قدیمی‌ترین بازیگران حیطه بازیگری و یکی از مشهورترین ترنسکشوال‌های کشورمان است که بعد از ۴۲ سال تغییر جنسیت داده؛ خودش که می‌گوید: «نه چیزی برای پنهان کردن دارم و نه ترسی از حرف زدن درباره گذشته‌ام» شاهد این ادعا عکس‌های دوران فرزانگی‌اش است که در گوشه و کنار خانه‌اش دیده می‌شوند؛ عکس‌هایی که سامان آنها را دور نینداخته است.

ارسطو درباره هزینه جراحی‌اش اینگونه توضیح داده است: دو تا جراحی اولم نزدیک به ۹ میلیون تومان هزینه داشت که با کمک مهتاب کرامتی و پادرمیانی‌هایش به ۴۰۰ هزار تومان رسید و این واقعاً کمک بزرگی بود که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. جراحی دوم که مهم‌ترین و اصلی‌ترین جراحی بود پول زیادی می‌خواست؛ چیزی حدود ۲۰ میلیون تومان که با کمک ۳۰ نفر از همکارانم این مبلغ تهیه شد.

این بازیگر می‌گوید: ترس از تنها شدن باعث شد ۲۰ سال طول بکشد تا من تصمیم بگیرم جنسیتم را تغییر بدهم اما سال ۸۵ دیگر مطمئن شدم که می‌خواهم این کار را انجام بدهم و اقدام کردم. همان موقع خیلی‌ها گفتند باید بازیگری را ببوسی و کنار بگذاری‌؛ گفتند کار و زندگی‌ات رو جمع کن و برو خارج اما می‌بینید که هنوز هم اینجا هستم و به کارم ادامه می‌دهم.

بازیگر زن ایرانی از تغییر جنسیت و دنیای مردانه‌اش می‌گوید(عکس)

ارسطو در پاسخ به این سوال که چطور از فرزانه به سامان رسیدید، تاکید می‌کند: وقتی تغییر جنسیت دادم، با همسرم اسم‌هایی مثل فرزین، بردیا و سامان را انتخاب کردیم، هرکدام را چند روز صدا زدیم؛ سامان بیشتر از همه اینها به من می‌آمد و دوستش داشتم. سال ۸۷ با همسرم نامزد کردیم، ۹ تیر ۸۸ تاریخ عقدمان بود و اردیبهشت ۹۰ از هم جدا شدیم. قسمت این بود که اینطوری زندگی کنم./آدر۹۳عصرایران بنقل ازروزگار نو

***

بازیگر زیبای ترکیه ای که تغییر جنسیت داد و مرد شد! + عکس قبل و بعد جراحی

بازیگر زیبای ترکیه ای که تغییر جنسیت داد و مرد شد! + عکس قبل و بعد جراحی - آکا

Nil Erkoclar بازیگر سریال و تلویزیون ترکیه که ۲۶ سال دارد درحالی که دختری بسیار زیبا بود حال تغییر جنسیت داده و به پسری بنام روزگار خودش را تغییر داده است.

Nil Erkoclar بازیگر سریال و تلویزیون ترکیه که ۲۶ سال دارد درحالی که دختری بسیار زیبا بود حال تغییر جنسیت داده و به پسری بنام روزگار جنسیت خودش را تغییر داده است.
بعدازجراحی
***

نوجوانی که دختر به دنیا آمد ولی مانند یک مرد زندگی می کند، در برنامه ای حضور پیدا کرد تا از اینکه عاشق بهترین دوست مادرش که یک زن ۳۱ ساله است ،دفاع کند.

ازدواج <a target=

بابی فرانسیس ۱۹ ساله اهل ورکستر، عاشق پرستار کودکی اش،دونا پرایس شده است که خودش سه فرزند دارد.

بابی آرایشگر بوده و در انتظار آن است که هر چه زودتر عمل های تغییر جنسیت را انجام دهد. در کودکی او همیشه موهای بافته شده اش را قیچی و لباس های دخترانه اش را پاره می کرد چرا که از درون می دانست پسر است.

 ازدواج <a target=

او درباره تمسخر بچه ها در مدرسه می گوید:” من همیشه در مدرسه دعوا می کردم و مرتب مادرم به مدرسه می آمد. سعی می کردم عصبانیتم را کنترل کنم ولی دوباره به نقطه اول بر می گشتم ”

“مادرم به خاطر من خیلی ریسک ها را پذیرفت و اگر او نبود سختی من بیشتر هم می شد.”

بابی که ۱۰ برادر و خواهر دارد می گوید در دبیرستان توانست اجازه بگیرد در بازی های مدرسه با پسران همبازی شود ولی بچه ها او را مسخره می کردند وتا الان مرتب افراد عبارت های زشتی نثار او می کنند.

بابی و مادرش تریسی وود و دونا پرایس در یک برنامه حضور پیدا کرده و درباره داستان زندگی خود صحبت کردند.

ازدواج <a target=

بابی و مادرش تریسی

او دو سال است که درمان هورمونی را شروع کرده و صدایش مردانه شده است ولی عمل های دیگری نیز از روند تغییر جنسیت او باقی مانده است!

دونا که اکنون نامزد بابی است ، گفت او مدتی با مادر بابی که دوست قدیمی اش است در ارتباط نبود ، ولی پس از دیدار با آنها عشق آنها شکل گرفت و در ابتدا از اینکه دوستش ناراحت شود ترسید ولی مادر بابی از آنها حمایت کرد.

 ازدواج <a target=

بابی به همراه مادر و نامزدش در یک برنامه تلویزیونی

این پسر اکنون یک صفحه در شبکه اجتماعی به همین منظور باز کرده است تا به بقیه مردم در مورد شرایط خود و افرادی که وضعیت مشابه دارند آگاهی بدهد.

ازدواج <a target=

فتاوای آیت الله العظمی مکارم شیرازی 

١ – حکم تغییر جنسیت

سؤال: تغییر جنسیت چه حکمى دارد؟

جواب: تغییر جنسیت و ظاهر ساختن جنسیت واقعى ذاتا خلاف شرع نیست ولى باید از مقدمات مشروع استفاده شود یعنى نظر و لمس حرام در آن نباشد، مگر اینکه به حد ضرورت برسد

٢ – تغییر جنسیت همزمان زوجین

سؤال: اگر زن و شوهر با هم در یک زمان تغییر جنسیّت دهند، حکم ازدواج قبلى آنها چیست؟

جواب: اگر تغییر حقیقى باشد زوجیّت بلافاصله فسخ مى شود، و مى توانند مجدّداً عقد ازدواج در شکل جدید بخوانند; ولى احتیاط آن است که زمان عدّه بگذرد.

٣ – حکم مهریه پس از تغییر جنسیت

سؤال: اگر یکى از زوجین تغییر جنسیّت دهد لطفاً بفرمایید:
۱٫ حکم ازدواج آنها چیست؟
۲٫ مهریّه زوجه چه حکمى دارد؟

جواب: اگر تغییر جنس واقعى باشد نه صورى، ازدواج آنها باطل مى شود، ولى مهریّه مربوط به زمان قبل به قوّت خود باقى است.

وظایف پزشکان در قبال دو جنسی های کاذب

سؤال: دو جنسى هاى کاذب از لحاظ پزشکى بر دو دسته اند: دسته اوّل دو جنسى هاىِ کاذبِ مؤنّث اند، که از لحاظ کروموزومى مؤنّث، ولى ظاهرى کاملاً مردانه دارند. دسته دوّم دو جنسى هاىِ کاذب مذکّر هستند، که وضعیّت کروموزومى آنان مذکّر، ولى داراى ظاهرى کاملاً زنانه هستند. ضمناً دو جنسى هاى حقیقى (که در فقه به آنها خنثاى مشکل مى گویند) داراى دو گناد (بیضه و تخمدان) هستند، و ممکن است هر دو فعّال باشد. (ممکن است تخمدان در یک طرف و بیضه ها در طرف دیگر باشد، یا مخلوطى از بافت بیضه و تخمدان در یک طرف، یا در هر دو طرف باشد. خلاصه داراى اندام تناسلى، به اشکال گوناگون هستند.)

باتوجّه به مطالب بالا بفرمایید

۱٫ آیا پزشک در دو جنسى هاى کاذب مؤنّث، مجاز است، در صورت تمایل فرد و علیرغم ماهیّت زنانه، اقدامى کند که ظاهر مردانه وى حفظ شود؟
۲٫ اگر دوجنسى کاذب مؤنّث ـ که ماهیّتش زنانه است ـ با زن سالم ازدواج کرده باشد، تکلیف شرعى پزشک در اقدام به عمل جرّاحى براى حفظ ظاهر مردانه وى چیست؟
۳٫ اگر دو جنسى کاذب مؤنّث هنوز ازدواج نکرده باشد، با توجّه به اینکه اگر ازدواج کند ـ هرچند ظاهرش بر اثر عمل جرّاحى باقى مى ماند ـ دو زن با هم ازدواج کرده اند، تکلیف پزشک در انجام عمل جرّاحى براى ظاهر مردانه چیست؟
۴٫ در مواردى که دو جنسى کاذب مؤنّث با زن ازدواج کرده باشد، و پزشک متوجّه دو جنسى بودن وى شود، وظیفه اش در کتمان یا افشاى اسرار چیست؟ (کتمان سر موجب ازدواج یا ادامه ازدواج دو زن مى شود، و افشاى سرّ نیز کار ناشایستى است، چون صاحب آن راضى به افشا نیست.) پزشک چه کند؟
۵٫ آیا پزشک مجاز است در مورد دو جنسى هاى کاذب مذکّر، که على رغم ظاهر زنانه از لحاظ ماهیّت مرد هستند، براى حفظ ظاهر زنانه آنها، عمل جرّاحى انجام دهد؟

جواب: ۱٫ جایز نیست.
۲٫ باید سفارش کند آنها از هم جدا شوند، زیرا ازدواج آنها باطل است.
۳٫ جایز نیست.
۴٫ سزاوار است خود آنها را از نامشروع بودن این کار با خبر سازد.
۵ . جایز نیست.

۵ – تغییر جنسیت در افراد دو جنسی

سؤال: دخترى از کودکى لباس مردانه مى پوشیده و حالا که بزرگ شده خود را مرد مى داند و با استفاده از داروهاى شیمیایى حالت مردانه در او ایجاد شده و با مراجعه به پزشک، درخواست تغییر جنسیّت خود را نموده است، آیا پزشک مجاز به تغییر جنسیّت مى باشد؟

جواب: تغییر جنسیّت اگر صورى باشد جایز نیست و اگر واقعى باشد (این امر در افراد دو جنسى واقع مى شود) به عنوان درمان و ظاهر شدن جنسیّت واقعى جایز و گاه واجب است.

تغییر جنسیت در غیر خنثی

سؤال: با توجّه به این که تغییر جنسیّت از نظر طبّى در غیر از خنثى (دو جنسى) به تعبیر اطبا تنقیص جنسیّت محسوب مى شود، بعضاً اطبا با مواردى مواجهند که شخص از نظر ظاهر بدن بدون هیچ شبهه اى یا مرد است یا زن، ولى داراى تمایلات، احساسات و عواطف جنس مخالف است. بسیارى از این افراد مى گویند اگر این تغییر ولو به طور صورى و ظاهرى صورت نگیرد، انتحار خواهیم کرد (تا به حال دو بار این مسأله پیش آمده) و با توجّه به این که آمارهاى علمى نشان مى دهد، این گونه افراد شش الى شانزده ماه بعد از وضعیّت جدید پشیمان خواهند شد، آیا اطبا در این گونه موارد که با تهدید انتحار مواجهند، مى توانند

از باب این که حفظ نفس مقدّم بر حفظ عضو است، این عمل را انجام دهند؟

جواب: تغییر جنسیّت دو صورت دارد،گاهى صرفاً ظاهرى و صورى است یعنى اثرى از آلت جنس مخالف در او نیست فقط یک جرّاحى صورى در او انجام مى گیرد و چیزى شبیه آلت جنس مخالف ظاهر مى گردد، این کار جایز نمى باشد و گاه واقعى است، یعنى با جرّاحى کردن عضو تناسلى مخالف ظاهر مى شود، این کار ذاتاً جایز است و محذور شرعى ندارد، مخصوصاً در مواردى که آثار جنس مخالف در او باشد، امّا چون این جرّاحى نیاز به نظر و لمس دارد تنها در موارد ضرورت مانند آنچه ذکر کرده اید مجاز است

درباره نویسنده

1180مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما