گفتگوبعداز۱۶سال با “مأمورساواکی” که امام را شبانه دستگیر کردومنجربه١۴سال و۳ماه”نبعید-بعداز۱۶سال

گفتگوبعداز۱۶سال با

مصاحبه با “سرهنگ عصاری”مأمورساواک که درشب سال۴٢امام رادستگیرکرد 

ماه محرّم۱۳۸۳(خرداد سال١٣۴٢ )،امام خمینی این فرصت را برای دعوت مردم به قیام علیه رژیم مستبد شاه غنیمت شمرد. روز عاشورا جمعیت صدهزار نفری در تهران با داشتن عکسهایی از امام به تظاهرات پرداختند و در مقابل کاخ مرمر (محل استقرار شاه) برای اوّلین بار در پایتخت شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. روزهای بعد نیز در دانشگاه و بازار و مقابل سفارت انگلیس تظاهرات گسترده‏ای در حمایت از قیام امام برپا بود.

امام خمینی عصر عاشورای سال ۱۳۸۳ هجری قمری (۱۳ خرداد ۱۳۴۲ شمسی) در مدرسۀ فیضیه نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام ۱۵ خرداد بود ایراد کرد. بخش عمده‏ای از سخنان امام در بیان نتایج زیانبار سلطنت دودمان پهلوی و افشای روابط پنهانی شاه و اسرائیل اختصاص داشت. در همین سخنرانی بود که امام خمینی با صدای بلندخطاب به شاه گفت:

آقا! من به شما نصیحت می‏کنم؛ ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‏کنم؛ دست بردار از این کارها. آقا! اغفال دارند می‏کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند… اگر دیکته می‏دهند دستت و می‏گویند بخوان، در اطرافش فکر کن… نصیحت مرا بشنو… ربط مابین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت می‏گوید: از اسرائیل حرف نزنید… مگر شاهْ اسرائیلی است؟

سخنان امام خمینی همچون پتکی بر روح شاه که جنون قدرت و تکبّر فرعونی او زبانزد خاص و عام بود فرود آمد. شاه فرمان خاموش کردن صدای قیام را صادر کرد. نخست جمع زیادی از یاران امام خمینی در شامگاه ۱۴ خرداد دستگیر و ساعت سه نیمه شب (سحرگاه پانزده خرداد ۴۲) صدها کماندوی اعزامی از مرکز، منزل حضرت امام را محاصره کردند و ایشان را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر و سراسیمه به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران زندانی کردند و غروب آن روز به زندان قصر منتقل نمودند.

وسرانجام در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۴۳ از ایران تبعید گردید

گفتگوی یک ایرانی با مأمورساواکی که امام را شبانه بازداشت کردبعداز۱۶سال

…سال ۵۹ در خیابانهای پاریس می شد به راحتی فارسی شنید. یکی از آنها سرهنگ عصاری بود. در سال ۵۹ در پاریس با فردی به نام سرهنگ سیف الدین عصار برخورد کردم. او همان کسی است که در سال ۴۲ امام را ازز قم بازداشت و به تهران منتقل کرد. در مترو با او برخورد کردم. پیرمرد بود، از ما پرسید دانشکده دندانپزشکیی کجاست؟ او را به دانشکده راهنمایی کردم و کم کم با هم آشنا شدیم و فهمیدم او سرهنگ عصاری است. بعدها هم همانجا در فرانسه فوت کرد.

در مورد امام چه نظری داشت؟
او به موضوع ابهت امام اشاره می کرد. برایمان تعریف کرد: وقتی برای دستگیری امام وارد خانه شدیم یک کلفتی روبرویمان ایستاد. چارقدش را کشیدم و داد زدم روح ا… خمینی کجاست؟

همان موقع یک دفعه درب یکی از اتاقها باز شد و امام ظاهر شد و گفت

آقای نظامی! روح ا… خمینی منم.

امام را سوار ماشین کردیم. آن موقع ساواک ماشین آریا داشت. سروانی همراه ما بود به نام جوراب بافسه چهار ماشین هم دنبال ماوسط راه قم به تهران که هوا نزدیک به روشن شدن بود

امام خطاب به راننده یکدفعه گفت نگه دار.

راننده بدون اختیار یک مرتبه پایش را گذاشت روی ترمزسروان جوراب باف هم پرید و درب سمت امام را باز کرد.

امام تیمم کرد و عبایش را انداخت و همانجا نماز خواند.

در این فاصله بود که راننده عذرخواهی کرد که بدون اجازه ترمز کرده و گفت دست خودم نبود.

من هم گفتم ایرادی ندارد سروان جوراب باف هم بی اختیار درب را باز کرد!

سرهنگ «سیف الدین عصار»  آخرین رییس زندان قزل قلعه در زمان شاه، مامور ارتش در ساواک و  همان افسری بود که در ۱۳آبان سال ۴۳ مامور بازداشت حضرت امام شد.

سرگرد جانب، سروان آشتیانی نسب، سرگرد خلج هدایتی و سرهنگ سیف الدین عصار از جمله رؤسای زندان قزل قلعه بودند. سرگرد سیف الدین عصار مامور خدمت از ارتش شاه به ساواک طی چند سال در بسیاری از دستگیری ها مشارکت داشت.

حدود دو هفته پس از دستگیری و تبعید امام خمینی به ترکیه تنظیم شده است. فحوای سند، معرفی فرمانده عملیاتِ دستگیری حضرت امام و درخواست تشویق و درج در سوابق خدمتی برائ این فرمانده ی غیور!! است. نمی دانیم این سروانِ سریع و دقیق!! کە مورد تشویق هم قرار گرفته، امروز در قید حیات است یا خیر و یا این برگ درخشان در پرونده اش، سرانجام درجه ی تیمساری را برائش به ارمغان آورد یا نه، اما هر چه هست، تاریخ ، از اربابانِ «سروان عصار»برای داشتن «روحیه ی قوی» در دستگیری یک مرجع تقلید، هیچ تقدیری نکرد.
در زمان تنظیم سند مزبور، ریاست ساواک بر عهده ی «حسن پاکروان» بوده است. پاکروان، در روز ۲۲ فروردینن ۱۳۵۸ (یعنی دو ماه پس از اعدام نعمت الله نصیری) در زندان قصر تهران به اتهام خیانت و افساد فی الارض به درک واصل شد.

 

[متن سند]
محرمانه
گیرنده: تیمسار ریاست ساواک
تاریخ:۲۵/۸/۴۳
شماره:۲۰۲۷ ر ق م
موضوع: سرکار سروان سیف الدین عصار
نامبرده بالا در مورد دستگیری خمینی (روز ۱۳/۸/۴۳) با سرعت و دقت کامل انجام وظیفه نموده و در مدت توقف درر قم با روحیه ای قوی وظایف محوله را به نحو احسن انجام داده است.به طوری کە از بدو آغاز عملیات از شهربانیی تا خاتمه دستگیری با اشخاص خود در مدت ۱۵ دقیقه متهم را دستگیر و به شهربانی تحویل نموده . علی هذاا بدین وسیله از فعالیت های مشارالیه تقدیر می گردد. مستدعی است امر و مقرر فرمایند مراتب را در سوابق باا پرونده کارگزینی وی منعکس فرمایند/پ
رییس سازمان اطلاعات و امنیت قم
جهت استحضار به عرض مبارم می رسد
[نامفهوم] تقدیر شده است

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درمنابع مورداستفاده اصلاحاتی داده شده(درتطبیق بامنابع مختلف)حذف واضافاتی انجام گرفته است ،همچنین ذرتصاویر

درباره نویسنده

2050مطلب نوشته است .

One Comment on “گفتگوبعداز۱۶سال با “مأمورساواکی” که امام را شبانه دستگیر کردومنجربه١۴سال و۳ماه”نبعید-بعداز۱۶سال”

Trackbacks

  1. علت انتخاب”نوفل لوشاتو”برای اقامت امام خمینی118روز-پاریس

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما