زندگینامه محقق حلی وعلامه حلی

زندگینامه علامه حلی

حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى ملقب به علامه حلّى

نجم الدین جعفر بن حسن بن یحیى بن سعید هذلی حلی، معروف به «محقق»، «محقق اول» و «محقق حلى» 

شیخ جمال الدین، ابو منصور، حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى ملقب به علامه حلّى در ۲۹ رمضان سال ۶۴۸ق در شهر حلّه‌ عراق به دنیا آمد و در ۲۷محرم سال ۷۲۶ق در همان شهر از دنیا رفت و در یکى از صحن‌هاى روضه امیر المؤمنین على(ع) در نجف اشرف دفن گردید

مادرش بانویی نیکوکار و عفیفه ، دختر حسن بن یحیی بن حسن حلی “محقق حلی” است و پدرش شیخ یوسف سدیدالدین از دانشمندان و فقهای عصر خویش در شهر فقاهت حله است .

علامه حلی از طرف پدر به “آل مطهر” پیوند می خورد که خاندانی مقدس ‍ و بزرگ و همه اهل دانش و فضیلت و تقوا بودند. از آنها آثار و نوشته های گرانقدر به یادگار مانده که تا به امروز و در امتداد تاریخ مورد استفاده دانش ‍ پژوهان قرار گرفته است . آل مطهر به قبیله بنی اسد که بزرگترین قبیله عرب در شهر حله است پویند می خوردند که مدت زمانی حکومت و سیادت از آنها بود.

فرزند شیخ نوشتن را در مکتب خانه آموخت ولی به این مقدار راضی نشد. از این رو نزد معلم خصوصی خد رفت و در محضر شخصی به نام «محرم » با تلاش و جدیت فراوان در اندک زمان نوشتن را بخوبی فرا گرفت .

حسن بن یوسف پس از آموختن قرآن و  مراحل اولیه تحصیل مقدمات و مبادی علوم را در محضر پدر فاضل و فقیه خود آموخت و به سبب کسب این همه فضیلتها  در سنین کودکی به لقب “جمال الدین”  مشهور گشت .

جمال الدین در شهر حله و در محضر فقها، متکلمان و فلاسفه دانش آنان بهره کافی بردو به تمام فنون و علوم مسلح گردید و از دست آنان به دریافت اجازه نامه اجتهادی و نقل حدیث مفتخر گردید وبه همین علت به علامه شهرت یافت

ازجمله اساتید حسن:

شیخ یوسف سدیدالدین (پدر)، محقق حلی (۶۰۲ – ۶۷۶ ق )، خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷ – ۶۷۲ ق.) سید رضی الدین علی بن طاووس (۵۹۷ – ۶۶۴ ق .)، سید احمد بن طاووس (متوفا به سال ۶۷۳ ق.) یحیی بن سعید حلی (متوفا به سال ۶۹۰ ق .) مفیدالدین محمد بن جهم حلی ، علی بن سلیان بحرانی ، ابن میثم بحرانی (۶۲۶ – ۶۷۹ ق.)، جمال الدین حسین بن ایاز نحوی (متوفای ۶۸۱ ق .)، محمد بن محمد بن احمد کشی (۶۱۵ – ۶۹۵ ق )، نجم الدین علی بن عمر کاتبی (متوفا به سال ۶۷۵ ق )، برهان الدین نسفی ، شیخ فاروقی واسطی و شیخ تقی الدین عبدالله بن جعفر کوفی.

 

شاگردان علامه حلی

فرزندش محمد بن حسن بن یوسف حلی معروف به “فخر المحققین” (۶۲۸ – ۷۷۱ ق )، سید عمیدالدین عبدالمطلب و سید ضیا الدین عبدالله حسینی اعرجی حلی (خواهرزادگان علامه حلی ) تاج الدین سید محمد بن قاسم حسنی معروف به “ابن معیه” (متوفی ۷۷۶ ق )، رضی الدین ابوالحسن علی بن احمد حلی (متوفی ۷۵۷ ق )، قطب الدین رازی (متوفی ۷۷۶ ق .)، سید نجم الدین مهنا بن سنان مدنی ، تاج الدین محمود بن مولا، تقی الدین ابراهیم بن حسین آملی و محمد بن علی جرجانی .

عنوان”آیت الله“ازچه زمانی داب شد

بعد از رحلت محقق حلی در سال ۶۷۶ ق زعامت و مرجعیت شیعیان به علامه حلی منتقل گردید و او در آن زمان ۲۸ ساله بود که این بار امانت الهی بر دوش با کفایت او گذاشته شد. بدین سبب به لقب مقدس و شریف “آیه الله” مشهور گردید، که در آن روزگار تنها او به این لقب خوانده می شد و هر کس آیه الله می‌گفت منظورش علامه حلی بود.

 تشیع درزمان علامه حلی

حضور فقیه یگانه عصر علامه حلی در ایران و مرکز حکومت مغولان خیر و برکت بود و با زمینه هایی که حاکم مغول برای وی به وجود آورده بود کمال بهره را برد و به دفاع از امامت و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام برخاست . از این رو بزرگترین جلسه مناظره با حضور اندیشمندان شیعی و علمای مذاهب مختلف برگزار شد. از طرف علمای اهل سنت خواجه نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای که از علمای شافعی و داناترین آنها بود برگزیده شد. علامه حلی با وی در بحث امامت مناظره کرد و خلافت بلا فصل مولا علی علیه السلام بعد از رسالت پیامبر اسلام را ثابت نمود و با دلیلهای بسیار محکم برتری مذهب شیعه امامیه را چنان روشن ساخت که جای هیچ گونه تردید و شبهه ای برای حاضران باقی نماند.

پس از جلسات بحث و مناظره و اثبات حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اولجایتو مذهب  شیعه را انتخاب کرد و به لقب «سلطان محمد خدابنده» معروف گشت. پس از اعلان تشیع وی ، در سراسر ایران مذهب اهل بیت منتشر شد و سلطان به نام دوازده امام خطبه خواند و دستور داد در تمام شهرها به نام مقدس ائمه معصومین علیهم السلام سکه زنند و سر در مساجد و اماکن مشرفه به نام ائمه مزین گردد.

تاقبل ازاین سکه‌ها به نام خلفا رایج بود،بدین ترتیب مذهب تشیع اگرچه از زمان حکومت شیعی آل بویه در بخشی از مناطق ایران ریشه دوانده بود، ولی در دوران حاکمیت مغولان، به همت فقهای بزرگی چون علامه حلی روند رشد و شکوفایی آن شتاب گرفت و در بیشتر مناطق این سرزمین گسترش یافت.

یکی از دانشمندان می نویسد: اگر برای علامه حلی منقبت و فضیلتی غیر از شیعه شدن سلطان محمدخدابنده به دست او نبود، همین برای برتری و افتخار علامه بر دانشمندان و فقها بس بود حال آنکه مناقب و خوبیهای وی شمارش یافتنی نیست و آثار ارزنده اش بی نهایت است .

آیه الله علامه حلی ، در ایران باقی ماند و حدود یک دهم از عمر شریفش در این خطه گذشت . او در این مدت خدمات بسیار ارزنده ای نمود و در نشر علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام کوشش فراوان نمود و شاگردان زیادی را تربیت کرد.

حوزه علمیه سیار

علامه چه در شهر سلطانیه و چه در مسافرتها به دیگر شهرهای ایران پیوسته ملازم با سلطان بود به پیشنهاد وی سلطان دستور داد مدرسه سیاری را از خیمه و چادر، دارای حجره و مدرس آماده کنند تا با کاروان حمل گردد و در هر منزلی که کاروان رحل اقامت کرد خیمه مدرسه در بالاترین و بهترین نقطه منزل بر پا شود.

او علاوه بر تدریس و بحث و مناظره با دانشمندان اهل سنت و تربیت شاگردان ، به نوشتن کتابهای فقهی ، کلامی و اعتقادی مشغول بود، چنانکه در پایان بعضی از کتابهای خود نگاشته است : این نوشته در مدرسه سیار سلطانیه در کرمانشاهان به اتمام رسید. وی کتاب ارزشمند «منهاج الکرامه» را که در موضوع امامت است برای سلطان نوشت و در همان زمان پخش گردید.

علامه حلی پس از یک دهه تلاش و خدمات ارزنده فرهنگی و به اهتزاز در آوردن پرچم ولایت و عشق و محبت خاندان طهارت علهیم السلام در سراسر قلمرو مغولان در ایران ، در سال ۷۱۶ ق . بعد از مرگ سلطان محمد خدابنده ، به وطن خویش سرزمین حله برگشت و در آنجا به تدریس و تالیف مشغول گردید و تا آخر عمر منصب مرجعیت و فتوا و زعامت شیعیان را به عهده داشت.

پر کردن چاه قبل از فتوا
شهید مطهری نقل می‌کند: «معروف است که علامه حلّى براى اولین بار در تاریخ فقه شیعه معتقد شد که این که مى‏‌‌گویند [اگر نجاستى در چاه بیفتد] چاه نجس مى‏‌شود، اگر مرغى بیفتد چند دلو آب باید کشید، اگر الاغى بیفتد چقدر و اگر انسانى در آن بمیرد چقدر کشیدن این آبها مستحب است، واجب نیست و حال آنکه تا عصر او تمام فقهاى شیعه اتفاق داشتند که اینها واجب است.

قضیه این بود که در خانه خودش این ابتلا پیدا شد. یک نجاستى در چاه افتاده بود و خواست نظر بدهد. آمد از نو مستقل روى این مساله فکر کند. کتاب ها و مدارک را جلوى خودش گذاشت که درباره این مسأله قضاوت کند، فتواى واقعى خودش را به دست بیاورد که واقعا این کار واجب است یا واجب نیست. مطالعه کرد، یک دفعه دید آن گوشه دلش تمایل به این است که فتوایش این باشد که واجب نیست چون الان منفعتش ایجاب مى‏کند که واجب نباشد.

ترسید که این منفعت‌‏طلبى، فکرش را بدزدد و بعد فتوایى بدهد که این فتوا زبان فقه و فکر و استدلال و زبان یک فکر بى‏‌طرف نباشد، زبان یک فکر طرفدار باشد. مى‏‌گویند دستور داد چاه را پر کردند. خودش را از این منفعت طلبى آزاد کرد، بعد نشست فکر کردن، دید الان هم عقیده‌‏اش همین است، آن وقت فتوا داد.

دیدگاه علما وشخصیتهادرباره مقام علامه حلی 
علامه سید محمدحسین طهرانی می‌گوید: علامه حلى که به حق مى‌‏توان او را همچون شیخ مفید از ارکان پاسداران امّت و مدافعین آن براساس تعقل و برهان از متکلمین و باحثین درجه اول مذهب به شمار آورد، کتاب «منهاج الکرامه» خود را به تقاضاى الجایتو (سلطان محمد خدابنده) که مرد سنى حنفى بود، و با مجلس و برهان علامه مذهب تشیع را برگزید نگاشت. و این کتاب پس از آن مجلس انتشار یافت، و الحق کتابى است نفیس و سزاوار است طلاب مبتدى در ضمن دروس کلامى خود، آن را نیز نزد استاد بخوانند.

سید مصطفی تفرشی، صاحب کتاب «نقد الرجال »می گوید: علامه آن قدر فضیلت و شان و اعتبار دارد که بهتر آن است که توصیف نشود، چون توصیف ها و تعریف های من چیزی بر شان او نمی افزاید. او بیش از ۷۰ جلد کتاب دارد که هر کدام نشانگر نوعی از فضیلت و نبوغ و علم و دانش اوست.

محدث نوری در کتاب مستدرک وسائل الشیعه در مورد می نویسد: علامه حلی شیخ بزرگوار و جلیل القدر اقیانوس علوم، و غواص فضائل و حکمت ها، حافظ ناموس هدایت و ارشاد و شکننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل کننده آثار فسادگران. او در جمع علماء و دانشمندان اسلام، همانند بدر(ماه شب چهارده) در میان ستارگان می درخشد و نسبت به دشمنان و بدخواهان سیاه دل، شدیدتر از عذاب زهرناک و برنده تر از شمشیر مسموم است. او دارنده مقامات فاخره و کرامات درخشان و سعادت های ظاهری است. او زبان گویای فقهاء و متکلمین، محدثین، مفسرین و ترجمان حکماء و عرفای سالکین متبحر است. او فردی است که لقب «آیه الله »تام و کامل، شایسته اوست. رحمت ها و عنایات خاص خدا شامل حال او باد.

امام خمینی در کتاب ولایت فقیه، درباره علامه حلی نوشته است: کسانى که حافظ عقاید و قوانین و نظام اجتماعى اسلام هستند، مانند -خواجه نصیر و علامه- که خدمت شایان و نمایانى کرده‏‌اند، اگر بمیرند خلئى به وجود مى‏‌آید. اما من و جنابعالى براى اسلام چه کرده‏‌ایم !که اگر مردیم مصداق این روایت باشد؟ هزار نفر از ما بمیرد، هیچ خبرى نمى‏‌شود! ما یا فقیه نیستیم به مانند حق فقه، یعنى آن طور که باید بود؛ و یا مؤمن نیستیم به مانند حق ایمان.

بعد از رحلت محقق حلی در سال ۶۷۶ ق زعامت و مرجعیت شیعیان به علامه حلی منتقل گردید و او در آن زمان ۲۸ ساله بود که این بار امانت الهی بر دوش با کفایت او گذاشته شد. بدین سبب به لقب مقدس و شریف “آیه الله” مشهور گردید، که در آن روزگار تنها او به این لقب خوانده می شد و هر کس آیه الله می گفت منظورش علامه حلی بود.

ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن حسن بن یحیی بن سعید حلی(۶۰۲-۶۷۶ق)، مشهور به محقق حلی و محقق اول، فقیه، اصولی و شاعر شیعه در قرن هفتم. هرگاه در آثار فقها، کلمه «محقق» بدون قرینه و نشانه‌ای ذکر شود، او مورد نظر است.

در شب جمعه ۲۹ رمضان ۶۴۸ قمری، برابر ۹ دی ۶۲۹، در شهر حله به دنیا آمد.

علمایی چون علامه حلی، ابن داود حلی، سید عبدالکریم بن طاووس و ابن سعید حلی از شاگردان اویند. وی مورد احترام خواجه نصیرالدین طوسی بود. شرایع الاسلام و المختصر النافع فی فقه الامامیه از آثار اوست.

***

زندگینامه علامه حلی،حسن بن یوسف بن على

شیخ جمال الدین، ابو منصور، حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى ملقب به علامه حلّى در ماه رمضان سال ۶۴۸ق در شهر حلّه‌ عراق به دنیا آمد و در ماه محرم سال ۷۲۶ق در همان شهر از دنیا رفت و در یکى از صحن‌هاى روضه امیر المؤمنین على(ع) در نجف اشرف دفن گردید. او از علمای برجسته و نامدار جهان اسلام و مذهب شیعه است.عمر۷۴سال
پدر او شیخ سدید الدین یوسف بن على بن مطهر حلّى از علماى برجسته و نامدار و داراى مقام علمى و اجتماعى بود.
تحصیلات و شخصیت علمی‌
علامه حلى ادبیات عرب، علم فقه، اصول، حدیث و کلام را نزد اساتید بزرگ و نامداری آموخت تا این‌که در زُمره دانشمندان قرار گرفت. او هیچ فرصتى را براى تحصیل علم از دست نمی‌داد و بیشتر وقت خود را صرف تدریس و تألیف می‌کرد و حتى زمانى که حوادث روزگار او را در کنار سلطان محمد خدابنده قرار داد، تدریس و تألیف او متوقف نکرد
شرح‌هاى او بر سه کتاب «منطق تجرید»، «حکمت تجرید» و «شرح اشارات» خواجه نصیر الدین طوسى و نیز دیگر تألیفاتش نشانگر برجستگی علمی او می‌باشد.
علامه حلی از نگاه علمای اسلام

خواجه نصیر الدین طوسى 
۱٫ وقتى از خواجه نصیر الدین طوسى(متوفای ۶۷۲ق) هنگام بازگشت از حلّه درباره مشاهداتش سؤال کردند در جواب گفت: رأیت خرّیتاً ماهراً و عالماً إذا جاهد فاق-که مقصودش از راهنمای زبردست، «محقق حلّى» و از دانشمند پیروز، «علامه حلّى» بود.
۲٫ ابن حجر عسقلانی(متوفای ۸۵۲ق): ابن یوسف بن مطهر حلّی، عالم شیعه و پیشوا و مؤلف آنان است. او نشانه خدا در تیزهوشی بود. کتاب المختصر ابن حاجب را شرح زیبایی نمود… او بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود.
۳٫ سید مصطفی تفرشی(متوفای ۱۰۴۴ق)علامه حلی آن قدر فضیلت و شأن و اعتبار دارد که بهتر آن است که توصیف نشود، چون توصیف‌ها و تعریف‌های من چیزی بر شأن او نمی‌افزاید! او بیش از ۷۰ جلد کتاب دارد که هر کدام نشانگر نوعی از فضیلت و نبوغ و علم و دانش اوست.
۴٫ صاحب روضات الجنات (متوفای ۱۳۱۳ق) می‌گوید: چشم زمان به مثل و مانند او مزیّن نگشته است و بال‌هاى امکان به سطح بیان فضائل بسیارش نمی‌رسد. از اندیشمندان قبل و بعد او، هیچ کس شبیه او نبوده است و تاکنون کسى ثناى لایق به حال او را نگفته است اگر چه همه ثناهایى که براى دیگران گفته شده از لقب‌هاى زیبا و علوم شریف همه را براى او نیز گفته‌اند پس سزاوار است که از توصیف او چشم بپوشیم.
۵٫ محدّث نوری(متوفای ۱۳۲۰ق): علامه حلی شیخ بزرگوار و جلیل القدر، اقیانوس علوم، غواص فضائل و حکمت‌ها، حافظ ناموس هدایت و ارشاد، شکننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل کننده آثار فسادگران. او در جمع علما و دانشمندان اسلام، همانند بدر (ماه شب چهارده) در میان ستارگان می‌درخشد و نسبت به دشمنان و بدخواهان سیاه‌دل، شدیدتر از عذاب زهرناک و برنده‌تر از شمشیر مسموم است. او دارنده مقامات فاخره و کرامات درخشان و سعادت‌های ظاهری است. او زبان گویای فقها و متکلمین، محدّثین، مفسرین و ترجمان حکما و عرفای سالکین متبحر است. او فردی است که لقب آیت الله تام و کامل، شایسته اوست. رحمت‌ها و عنایات خاص خدا شامل حال او باد.
۶٫ سید محسن امین عاملی(متوفی۱۳۷۷ق‏): علامه حلّى، ملقب به -علاّمه على الإطلاق- گشته است و هیچ‌کس در هیچ زمانى چنین لقبى را که مورد اتفاق جمیع علما باشد به‌دست نیاورده است. لقب -آیه اللّه- را نیز علما به او داده‌اند.
اساتید‌ علامه حلی
۱٫ شیخ سدید الدین حلّى(پدر علامه)
۲٫ محقق حلّى(دایى علامه)
۳٫ خواجه نصیر الدین طوسى‌
۴٫ ابن میثم بحرانى (شارح نهج البلاغه)
۵٫ على بن موسی بن طاوس
۶٫ احمد بن موسی بن طاوس
۷٫ نجم الدین جعفر بن محمد بن جعفر، معروف به ابن نماى حلّى.
شاگردان‌ علامه حلی
۱٫ فخر المحققین( فرزند علامه)

۲٫ قطب الدین رازى(شارح شمسیه)

۳٫ تاج الدین محمد بن قاسم بن معیۀ حسنى حلّى‌

۴٫ محمد بن على جرجانى‌

۵٫ تقى الدین ابراهیم بن حسین بن على عاملى‌

۶٫ جمال الدین حسینى مرعشى.

علامه حلی دردربارسلطان محمد خدابنده

سلطان خدابنده برای علم ارزش قائل بود وبه  علما احترام  می‌ گذاشت. علامه حلّى فرصت خوبى براى نشر معارف اهل بیت پیدا کردند؛ از این‌رو در زمان این سلطان، علم و دانش رونق تام و رواج بسیارى یافت.
علامه حلی وقتی از حلّه به بغداد می‌آید، سلطان محمد به دنبال ملاقاتی که با او داشته و پس از گفت‌وگوهای علمی، شیعه می‌شود. از آن به بعد سلطان شیفته او می‌گردد. در این مدت ظاهراً به خواهش و ابتکار علامه دو مدرسه به دستور سلطان ساخته شد؛ یکى در شهر سلطانیه در کنار قبه عظیم مشهور به قبه سلطانى که هنوز باقى است و دیگرى مدرسه سیّار که در ایام مسافرت سلطان همراه او حمل می‌شد و علامه و سایر اساتید نیز همراه او در تمام مسافرت‌هایش حضور داشتند و در این مدرسه به تدریس و تألیف اشتغال داشتند.(تاریخ مغول از حمله چنگیز تا تشکیل دولت تیموری- عباس اقبال آشتیانی)
در اثر تلاش‌هاى علامه حلی، حلّه در این زمان مرکز تشیع شد و علم آن‌قدر شکوفا گردید که گفته‌اند در آن زمان، در این شهر چهارصد مجتهد وجود داشته است.
پس از مرگ سلطان محمد خدابنده، علامه به حلّه بازگشت و مشغول تألیف و تدریس و تربیت علما و تقویت مذهب و ارشاد مردم شد.
تألیفات‌
تألیفات علامه حلی
۱٫إرشاد الأذهان إلى أحکام الإیمان
۲٫ تبصره المتعلمین فی أحکام الدین
۳٫ تحریر الأحکام الشرعیه على مذهب الإمامیه
۴٫ تذکره الفقهاء – درباره فقه مقارن -تحلیلی درباره علماى اهل تسنن است.
۵٫أجوبه المسائل المهنائیه-
۶٫ الألفین
۷٫ منهاج الکرامه فی معرفه الإمامه-  اثبات حقانیت مذهب شیعه

زندگینامه محقق کرکی

شیخ علی بن عبد العالی کرکی،معروف به محقق کرکی یا محقق ثانی،از فقهای جبل عامل و از اکابر فقهاء شیعه است.در شام و عراق”نجف” تحصیلات خود را تکمیل کرده و سپس بدعوت شاه اسماعیل به ایران آمدودر زمان شاه طهماسب  منصب شیخ الاسلامی برای نخستین بار در ایران به او تفویض شد.منصب شیخ الاسلامی بعد از محقق کرکی به شاگردش شیخ علی منشار،پدر زن شیخ بهایی رسید و بعد از او،این منصب به شیخ بهایی واگذار شد.فرمانی که شاه طهماسب به نام او نوشته و به اواختیارات تام داده،در حقیقت او را صاحب اختیار واقعی و خود را نماینده اودانسته است،معروف است.

آمدن محقق ثانی به ایران و تشکیل حوزه درسی در قزوین و سپس در اصفهان،وپرورش شاگردانی مبرز در فقه،سبب شده که برای نخستین بار پس از دوره صدوقین(پدروپسر)(۱)،ایران مرکز فقه شیعه بشود.محقق کرکی میان سالهای ۹۳۷-۹۴۱درگذشته است.محقق کرکی شاگرد علی بن هلال جزائری و او شاگرد ابن فهدحلی بوده است.ابن فهد شاگرد شاگردان شهید اول از قبیل فاضل مقداد بوده.

محقق کرکی درنگاه علماء

میرزا محمد باقر موسوی خوانساری (متولد ۱۳۱۳هـ ق) درکتاب صاحب روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات:

پیشوای محقق،یکتای عصر خویش،شیخ نور الدین علی بن عبد العالی کرکی عاملی،از علمای دوره شاه طهماسب صفوی است که شاه امور مملکتی را در اختیار اونهاده بود و دستور العملی به تمام نقاط کشور صادر نموده بود که از او به عنوان فقیه بزرگوار امتثال و اطاعت نمایند و اعتقاد داشت که حکومت از آن او است،از آن جهت که او نایب امام زمان(عج) می باشد و پادشاه نماینده و نایب او می باشد،چون اساس حکومت از آن خدا و رسول(ع)و جانشینان بر حق اوست.این فقیه بزرگواردستور العملهایی به شهرها و مناطق در مورد امور مردم و مالیات می نوشت و در پاره ای از مناطق کشور، قبله ها را که بر اساس نادرست تنظیم گردیده بود،تغییر می داد.

سید نعمت الله جزائری در کتاب-غوالی اللئالی-می گوید:

شیخ علی بن عبد العالی،هنگامی که بنا به درخواست شاه طهماسب به قزوین و سپس اصفهان قدم گذاشت،او دستور العملهای متعددی به اطراف و اکناف نوشت و من برخی از این احکام و دستورها را دیده ام که متضمن نحوه رفتار با مردم و کمیت و مقدار خراج مالیات،امر به اقامه شعائر دین مانند نماز جماعت و تعیین امام جمعه و جماعت و…می باشد.

 

تالیفات محقق کرکی

۱-اثبات الرجعه

۲-احکام الارضین یا اقسام الارضین

۳-اسرار اللاهوت فی وجوب لعن الجبت و الطاغوت

۴-ترجمه الجزیره الخضراء

۵-جامع المقاصد فی شرح القواعد

۶-الجعفریه فی الصلوه و مقدماتها

۷-حاشیه ارشاد علامه حلی

۸-حاشیه الفیه شهید

۹-حاشیه قواعد

۱۰-حاشیه دروس و حاشیه ذکری شهید اول

۱۱-حاشیه بر شرائع الاسلام

۱۲-حاشیه المختصر النافع محقق اول

۱۳-حاشیه مختلف علامه حلی

۱۴-شرح ارشاد علامه

۱۵-صیغ العقود و الایقاعات

۱۶-قاطعه اللجاج فی حل الخراج

۱۷-النجمیه در کلام

۱۸-نفحات اللاهوت

۱۹-رساله السجود علی التربه

فرزندان محقق کرکی

وی۲دختر ویک پسر(شیخ عبد العالی بن علی)،از بزرگان فقهاء بوده،ایشان  معاصر با مقدس اردبیلی و وفاتش نیز در سال ۹۹۳ هجری بوده است.

شاگردان محقق کرکی

۱-شیخ زین الدین فقعانی

۲-شیخ احمد بن محمد بن ابی جامع

۳-شیخ نعمت الله بن شیخ جمال الدین

۴-احمد بن الشیخ شمس الدین

۵-شیخ عبد النبی الجزائری،صاحب رجال

۶-شیخ علی منشار زین الدین العاملی

۷-کمال الدین درویش محمد بن الشیخ کمال الدین درویش محمد بن شیخ حسن عاملی.

۸-نطنزی جد موسی استاد صاحب استناد

۹-سید امیر محمود بن ابی طالب استر آبادی حسینی موسوی شارح جعفریه ومترجم نفحات اللاهوت استاد خویش

۱۰-سید شرف الدین علی الحسن استر آبادی نجفی

۱۱-شیخ علی بن عبد العالی عاملی کرکی شیخ الاسلام و المسلمین مؤلف۶جلدی شرح القواعد

وفات محقق کرکی

وفات او روز شنبه عید غدیر خم هجدهم ذی الحجه،به سال ۹۴۰ هجری درنجف اشرف واقع گردید و ماده تاریخ او در این شعر گنجانده شده است:

ثم علی بن عبد العالی محقق ثان و ذو المعالی بالحق امحی السنه الشنیعه للفوت قیل «مقتدای شیعه »

(مقتدای شیعه ۹۴۰

بعد از وفات محقق مذکور،شیخ علی منشار پدر زن شیخ بهائی که از افاضل حوزه درسی او بود،جانشین وی گردید و مقرب تشکیلات حکومتی صفوی شد و دراصفهان شیخ الاسلام رسمی گردید و بعد از وفات او نیز همین منصب عالی به شیخ بهایی داماد او منتقل شده است.محقق کرکی مسموما درگذشته است و ظاهر آن است که مسمومیت وی از سوی برخی از امنای دولت صورت گرفته باشد.

۱-صدوقین:

 شیخ صدوق پدر با دعای امام حسن عسکری و صدوق پسر با دعای امام زمان(عج) متولد شدند.

 این دو عالم بزرگوار در هر دوره بزرگترین خدمات را به این مکتب ارایه کردند؛ صدوق پدر شخصیتی از نظر علمی و اخلاقی و تقوا سرآمد اعصار بود؛ ایشان به قدری تفوق علمی داشت که بزرگان و علما فتوای ایشان را عین اخبار می‌دانستند.

 ایشان به حدی بزرگ و با کرامت بودند که علی بن محمد نائب امام زمان(عج) اززمان و لحظه مرگ ایشان خبرداده بودند؛ بزرگان اهل علم اعتماد بسیاری به احادیث نقل شده توسط ایشان داشتند که این امر در تاریخ به روشنی گواهی داده شده است.

شیخ صدوق پسر در ری میزیست ولی ۲۰ سال در خدمت پدر علوم اهل بیت(ع) رافراگرفت؛عظمت علمی ایشان به حدی بود که بزرگان علم ایشان را دانشگاه سیار می‌نامیدند؛ ایشان برای کسب علم و دانش و جمع آوری احادیث سفرهای عجیب و خاصی را تجربه کردند؛ ایشان از شهر ری به مشهد و نیشابور، مرو، بغداد، کوفه، حمدان، دوباره مشهد، بلخ، ایلاف، سمرقند، فرغانیه و… انجام داد که هر کدام از این سفرها به نیت جمع آوری علوم و احادیث اهل بیت(ع) بود./آیت الله ممدوحی

درباره نویسنده

1273مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما