ماجرای کودتای”نوژه”بطورخلاصه

خلاصه ماجرای کودتا”نوژه”

 

روز ۱۷ تیر ماه ۱۳۵۹ یکی از افسران خلبان که در این عملیات مأمور بمب‌باران بیت حضرت امام بود خود را تسلیم و ماجرای کودتا را تشریح می‌کند.

فرماندهی کل کودتا به دست ژنرال سعید مهدیون (فرمانده سابق نیروی هوایی ایران)

رهبری قسمت نیروی هوایی  کودتا بر عهده ژنرال احمد محققی( فرمانده سابق ژاندارمری) بود.

هدف اولیه کودتا حمله هوایی به بیت امام  در تهران و  کشتن امام خمینی بود،

حمله به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد،

دفتر نخست وزیری

ستاد مرکزی سپاه پاسداران

ستاد مرکزی کمیته‌های انقلاب

و بمباران چند نقطه دیگر از اهداف بعدی کودتاچیان به شمار می‌رفت.

بنا بود پس از بمباران هوایی، هواپیماها با شکستن دیوار صوتی به نیروی زمینی علامت بدهند که مرحله دوم کودتا را آغاز کند.

در این مرحله باید صداوسیما، فرودگاه مهرآباد، ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، پادگان حر، پادگان قصر و پادگان جمشیدیه به تسخیر نیروهای کودتا درآید و در سطح شهر تهران با اعمال خشونت و ارعاب حالت نظامی ایجاد شود. بازگشت بختیار آخرین حلقه اهداف این کودتای شکست خورده بود.
حدود ۶۰۰ نفر در رابطه با این کودتا در سراسر ایران دستگیر شدند که ۵۰۰ نفر از آن‌ها نیروهای نظامی بودند.

پنج نفر از سران کودتا که در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شده و به مرگ محکوم شدند عبارت بودند از

آیت محققی (ژنرال و یکی از طراحان اصلی)، بیژن ایران‌نژاد، فرخزاد جهانگیری، محمد مالک و یوسف پوررضایی.

***

درکودتای نوژه “خلبانان کودتاچی” به بهانه حمله به عراق ،قراربودبیایند”تهران“بیت امام خمینی ومراکزمهم رابمباران کنند.سرتیپ دوم خلبان اسماعیل موسوی-مصاحبه باخبرآنلاین/۱۱ آذر ۱۳۹۶

***

امام خمینی در تاریخ بیستم تیر‌ماه طی سخنان بلندی به یاری و نصرت خدا در حفظ و پیشبرد انقلاب اسلامی اشاره کردند که فرازی از بیانات امام چنین است:
«مگر ملت ما حالا دیگر نشسته آنجا که یک فانتوم و دو فانتوم کارى انجام بدهد.

این احمق‌ها نفهمیدند این را که با چهار تا مثلًا سرباز- سربازها که با اینها موافق نیستند– با چهار نفر از این درجه‌دارها مثلًا و امثال اینها می‌‏شود یک مملکت ۳۵ میلیونى که همه مجهز هستند، اینها بتوانند فتح کنند. اینها غلط فکر کردند. این‌ها نفهمیدند که شوروى با همه قدرتى که دارد و با همه ابزارى که دارد و با همه سلاح‌هاى مدرنى که دارد، در افغانستان پوزه‏ اش به خاک مالیده شده. در عین حالى که اینها یک حماقتى است، منتها بعضى جوان‌ها، بیچاره‏ ها، نفهم‌ها اینها را وادار می‌‏کنند یک همچو کارى بکنند. یک همچو کارهایى که همین دو- سه روز مثلًا [بود]. خوب، اینها نمى فهمند که اگر فرضاً هم شما از پایگاه همدان پا شده بودید و آمده بودید و فرض کنید چند تا جا [را] هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیایید یا همان آسمان می‌‏مانید؟ ما از این امور نمی‌‏ترسیم‏»(صحیفه امام، ج۱۳، ص۱۸)

فرمان امام درباره نحوه رفتار با بازماندگان کودتای نوژه

سال ۵۹ سال کلکسیون بحران ها است. تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بحران های بزرگی یکی پس از دیگری دامان جمهوری تازه نفس را می‌گیرد. بحران هایی همچون کودتای نوژه، جنگ تحمیلی، اغتشاشات قومی و شورش‌های مسلحانه ایران همه یکجا بر کشور تحمیل می‌شود. مدیر مقابله با همه این بحران ها، امام خمینی است. او در کنار صدور فرمان‌های قاطع برای رفع مشکلات، به رحمت و عطوفت اسلامی توجه ویژه‌ای نشان می‌دهد.

نمونه‌ای از این توجهات ویژه را می‌توان در پاسخ امام به نامه شهید جواد فکوری وزیر دفاع وقت در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۵۹ یافت. امام در این نامه کوتاه می‌نویسد خانواده کودتاچیان نوژه در دامان و ملت اسلامی با رفاه زندگی کنند.

خدمات ویژه باخانواده های کودتاچیان

نامه وزیر دفاع، سرهنگ خلبان جواد فکورى
بسمه تعالى
پیشگاه امام خمینى رهبر و بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران.
پیرو اوامر آن رهبر در مورد بررسى وضع بازماندگان معدومین کودتاى نافرجام، به سه نفر از پرسنل نیروى هوایى، تیپ نوهد و نیروى زمینى جمهورى اسلامى مأموریت داده شد که به پیگیرى این امر بپردازند. اینک خلاصه اقدامات انجام شده و پیشنهادها را به عرض می‌‏رساند: ….
پیشنهادها:
۱- چون سکونت این عده در خانه‏‌هاى سازمانى مغایر با اصول حفاظتى بوده، براى سهولت بیشتر آنان قرار شد منازل سازمانى آنها تخلیه گردد.
۲- با توجه به هزینه زندگى و مسکن، به هر خانواده با یک فرزند مبلغ سى هزار ریال و در ازاى هر فرزند اضافى مبلغ پنج هزار ریال به خانواده‏‌ها پرداخت شود.
۳- وامى جهت خرید خانه به خانواده‏‌ها پرداخت و در ازاى بازپرداخت این وام مقدار کمى از مستمرى آنها کم شود.
ضمناً گزارش هیأت بررسى مشکلات خانواده‏‌هاى معدومین به پیوست جهت مقتضیات اوامر عالى تقدیم می‌‏گردد.
وزیر دفاع جمهورى اسلامى ایران- سرهنگ خلبان جواد فکورى

پاسخ امام خمینی:
بسم الله الرحمن الرحیم
مراتب فوق مورد موافقت است. امید است خانواده این اشخاص در دامان اسلام و ملت اسلامى با رفاه زندگى کنند و سعادت خویش را در دنیا و آخرت تأمین نمایند. از خداوند تعالى سعادت و سلامت ملت مسلمان را خواهانم.
۱۲ بهمن ۱۳۵۹-روح الله الموسوى الخمینى (صحیفه امام، ج‏۱۴، ص ۴۴)

منبع:جماران

یازده(۱۱)فرماندهی که اعدام شدند

سرانجام در ۶ اسفند ۱۳۶۲ماه، ناخدا “بهرام افضلی” فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش

فرماندهی کل کودتا به دست ژنرال سعید مهدیون (فرمانده سابق نیروی هوایی ایران)

رهبری قسمت نیروی هوایی این کودتا بر عهده ژنرال احمد محققی (فرمانده سابق ژاندارمری) بود

سرهنگ “بیژن کبیری” فرمانده نیروهای هوابرد

سرهنگ “هوشنگ عطاریان” مشاور وزیر دفاع

سرهنگ “حسن آذرفر” استاد دانشکده‌ی افسری و معاون پرسنلی نیروی زمینی

شاهرخجهانگیری” عضو مشاور کمیته‌ی مرکزی حزب و از مسئولان سازمان اطلاعاتی نوید

ابوالفضل بهرامی‌نژاد“- “محمد بهرامی‌نژاد“-“فرزادجهاد“-“رضا خاضعی” و “خسرو لطفی

از کادرهای ورزیده و باسابقه‌ی حزب توده، به‌جرم طراحی کودتا و جاسوسی برای دشمن (اتحادجماهیر شوروی که اطلاعات جمع آوری شده توسط عوامل نفوذی حزب توده را به عراق منتقل می‌کرد و باعث لو رفتن برخی عملیات جنگ نیزشده بود) اعدام شدند

 روزنامه کیهان روز شنبه ۲۱ تیرماه  ۱۳۵۹(۴روزبعدازکشف توطئه) در گزارشی با عنوان «۲۰ عامل کودتا دستگیر شدند» از شکست کودتای نوژه خبر داد و نوشت: «در جریان مقابله با توطئه کودتای ضدانقلاب در ایران، ۶ تن از افراد توطئه‌گر تیپ هوابرد تهران در نزدیکی پایگاه هوایی (حر) نوژه همدان کشته شدند و دو تن دیگر به تهران اعزام شدند. این عده قرار بود خود را به پایگاه هوایی «حر» برسانند و با کمک عوامل خود، پایگاه را در اختیار گیرند. همچنین در ارتباط با این توطئه ۱۷ افسر از جمله فرمانده لشکر ۹۲ زرهی اهواز نیز دستگیر شدند و مدارکی از فرمانده پادگان لشکر اهواز بدست آمد که حاوی اسامی ماموران قتل امام بوده است.»

خبرنگار کیهان در همدان به نقل از قشمی سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همدان گزارش داد: «ساعت ۶ صبح چهارشنبه گذشته با اعلام قبلی، سپاه پاسداران همدان به صورت آماده‌باش درآمد و در ساعت ۹ صبح‌‌‌ همان روز طرح و نقشه تصرف پایگاه حر در دست ما بود که بلافاصله افراد سپاه به محل اجرای نقشه حرکت کردند و تا ساعت ۱۱ چهارشنبه شب، آن منطقه را به محاصره خود درآوردند.» سخنگوی سپاه پاسداران همدان افزود: «طرح یادشده به این ترتیب بود که افراد هوابرد تهران که تعداد آن‌ها ۸ نفر بود و با شش دستگاه اتومبیل استیشن و سواری عازم همدان بودند قصد داشتند ابتدا در محلی واقع در یک کیلومتری پایگاه «حر» اجتماع کنند و پس از آمادگی جنگی کامل و توجیه نقشه خائنانه خود و سازماندهی افراد به طرف پایگاه «حر» حرکت کنند که ما قبلا سه راهی تهران، همدان و پایگاه را تحت نظر گرفتیم و در

حدود ساعت ۳ بامداد روز پنج‌شنبه ۸ نفر توطئه‌گر به سه‌راهی پایگاه رسیدند و بلافاصله درگیری این افراد با سپاه پاسداران همدان آغاز شد که شش نفر کشته و دو نفر دیگر پس از چند ساعت خودشان را تسلیم کردند که با هواپیما به تهران اعزام شدند. در داخل اتومبیل‌ها مقداری لباس نظامی قرار داشت که قصد داشتند قبل از ورود به پایگاه از آن‌ها استفاده کنند.»

سخنگوی سپاه پاسداران همدان ضمن قدردانی از فداکاری و از خود گذشتگی گروه ضربت پایگاه «حر» گفت: در بین راه با یکی از دستگیرشدگان صحبت کردم و علت ارتکاب به این عمل خائنانه را از او سوال کردم که وی در پاسخ گفت:

هدف ما انجام کودتای نظامی بود و زمانی که انگیزه کودتا را سوال کردم جواب داد ما برای خودمان عقایدی داریم و شما هم عقایدی برای خودتان.

در نقاط دیگر کشور، از جمله در اصفهان، دو مینی‌بوس و یک دستگاه اتوبوس که حامل هفتاد نفر بودند در مسیر حرکت به سمت همدان با نیروهای سپاه درگیر که در نتیجه تعدادی کشته و زخمی و تعدادی بازداشت می‌شونددر اهواز، در لشگر ۹۲ زرهی اهواز، یکی دیگر از مکان‌های تجمع کودتاگران که با اقدام به موقع، توطئه‌گران در اهواز نیز دستگیر شدند.

با این حال بعضی ازسران اصلی کودتا و رؤسای سه شاخه آن موفق شدند از کشور فرار کنند

بیشتر کسانی که دستگیر شدند، از شاخه نظامی کودتا بودند، در جریان دستگیری‌ها دو نفر از نیروهای سپاه به نام‌های استوار یکم قربانی اصل و گروهبان اصغرخانی به شهادت رسیدند.

فرماندهان نظامی-مهره های اصلی کودتای نوژه

در مجموع ۱۲۱ نفر به اتهام مشارکت در عملیات کودتای نوژه بازداشت شدند که از آن جمله

۱-تیمسار سعید مهدیون

۲-تیمسار آیت محققی

۳-سرهنگ احمد آزموده

۴-سرهنگ هادی ایزدی(از نیروی زمینی به عنوان هماهنگ کننده )

۵- سرهنگ سعید امیری

۶-ستوان ناصر رکنی *

۷-سرهنگ رحمت‌الله خلیفه‌بیگی

۸-سرهنگ منوچهر صادقی

۹-سرهنگ علی فاریا

۱۰-سرهنگ حسین مصطفوی قزوینی

۱۱-سرهنگ محمدرضا نادری

۱۲-سرهنگ ایرج خلف بیگی

۱۳-سرهنگ غلامحسن بیگدلو

۱۴-سروان محمد ملک

۱۵-سرهنگ داریوش جلالی

۱۶-استوار عبدالعلی سلامت

۱۷-استوار غلامحسین قایق‌ور

۱۸-سرهنگ رحمت‌الله خلیفه سلطانی

۱۹-سرگرد کوروش آذرتاش

۲۰-ستوان امید علی بویری

و تعدادی دیگر به حکم حجت‌الاسلام محمدی ری‌شهری رییس وقت دادگاه ارتش به اعدام محکوم شده و تیرباران شدند.(بنقل ازتاریخ ایرانی)

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:*ناصررکنی آنقدرمهم بوده که تنهافردی است که توسط رئیس اطلاعات نخست وزیری(سعیدحجاریان) بازجویی شد

حجاریان:من مدیریت بازجویی‌ها را برعهده داشتم و البته خودم مسوول بازجویی ناصر رکنی هم بودم./۳ مرداد ۱۳۹۶عصرایران

***

ازخاطرات محمدی ریشهری رئیس دادگاههای انقلاب :

رکنی در قسمتی دیگر از بازجویی‌های خود ، به نقل از «مرزبان» طراح سیاسی کودتا، چنین اظهار می‌دارد:

«مهندس مرزبان که تئوریسین سازمان بختیار بود و خودش اظهار می‌داشت که من به صورت یک ADVISOR (راهنما) کار می‌کنم، اظهار می‌داشت که سازمان به صورت شبکه می‌باشد؛ یعنی هر نفر بایستی با دو نفر زیر دست خود و یک نفر بالا دست خود، فقط در تماس باشد تا چنان‌ چه احیاناً قسمتی از شبکه لو رفت، همه‌ی افراد به سرعت دستگیر نشوند و فرصت جهت جابجایی، وجود داشته بشد. شمای شبکه‌ی او، بدین ترتیب بود و هر نفر در هفته دو روز بایستی در جلسات شرکت کند، یک بار در جلسات با زیر دست و یک بار در جلسات با بالا دست، تا تبادل افکار و ایده به سرعت و راحتی و بدون این که همه‌ی افراد هم‌دیگر را بشناسند، انجام  پذیرد.»

اظهارات سروان نعمتی که سال‌ها پس از کشف کودتا دستگیر شد، درباره‌ی محتوای جلسات کودتاچیان و چارت تشکیلاتی کودتا بدین شرح است:

«در جلسه‌ی اول که در همان ساختمان دو طبقه، در طبقه‌ی دوم بود که بنی‌عامری در بالای پلکان خارج از درب ایستاده بود که با دیدن ما به داخل رفت و من و عباس دهقانی و احتمالاً خالصی به داخل رفتیم و احتمالی ناصر رکنی نیز وجود داشت که در این جلسه، سخنگوی اصلی من بودم و طرح را که  تقریباً در مغزم جا انداخته بودم، بدین صورت مطرح می‌کردم: حدود ۵/۵ سال در جمع، در پایگاه نوژه خدمت کردم و … البته نمی‌ دانم که کروکی پایگاه را قبلاً کشیده بودم یا در آن جا کشیدم.»

در این جلسه من نقاط حساس را که باید بمباران شوند خواستم. در این جلسه که حدود یک ساعت به طول انجامید، اطاق پذیرایی که داخل آن نشسته بودیم بسیار کوچک بود و مبل‌هایی در دو ردیف مقابل یک‌دیگر، قرار داشت که قرار شد در جلسه‌ای بعد، با حضور شخصی که باید عملیات اشغال پایگاه را انجام دهد، مفصلاً صحبت نماییم…. در جلسه‌ی بعد که درمنزل دیگری انجام شد که خالصی نبود،

 بنی‌عامری و کوروش آذر تاش بعنوان فرمانده عملیات اشغال پایگاه

و دهقانی که گاهی می‌آمد و خارج می‌شد و خانمی به نام مریم که یا خودش نظامی بود و یا اگر درست به خاطرم باشد، همسرش نظامی بوده که اعدام شده، نیز حضور داشت و در این جا من در روی نقشه، نقاط حساس پایگاه که باید اشغال شود، مشخص کردم…. در این محل فکر می‌کنم دو بار جلسه داشتیم، که بحث کلی، روی اشغال پایگاه و هدف‌ها بود.

… جلسه‌ی دیگری که تشکیل شد و خلبان تهران و احتمالاً یکی از خلبانان پایگاه نوژه در آن شرکت داشتند،‌در منزل ناصر رکنی بود که فکر می‌کنم در این جلسه بود که برای اولین بار، به تیمسار محققی معرفی می‌شدیم، که جزئیات صحبت‌های آن شب یادم نیست و بیشتر جنبه‌‌ی تشریفاتی و قوت قلب دادن به خلبانان بود.

خلبانان کودتا

جلسه‌ی دیگری که خودم در منزل خواهرم تشکیل دادم و در آن، خلبانان تهران، یعنی ملک و ‌آبتین و احتمالاً بویری یا بیت‌اللهی شرکت داشتند که در این جلسه، خبرهای هر کس همراه با ‌آمار و ارقام پایگاه‌ها و هدف‌ها و وظایف هر کس صحبت شد

فرمانده نظامی کودتا

همان‌طور که در این گزارش‌ها ملاحظه شد،

 رهبری نظامی کودتا در داخل با سرهنگ دوم، بازنشسته‌ی ژاندارمری، محمد باقر بنی‌عامری با

نام‌های مستعار امید محمدی، و احسان و … از مالک‌‌های بزرگ در رژیم گذشته بود.

او و قمر الملوک حجازی، همسر موقتش، «بنا به گفته همسر» با نام  مستعار مریم که

بیوه‌ی یکی از افسران «گارد» بود ،

شوهرش روز بیست و یکم بهمن ۱۳۵۷ در درگیری با مردم معدوم شده بود، کودتا را رهبری می‌کردند

پایگاه سوم نیروی هوایی تا قبل از انقلاب «پایگاه شاهرخی» نامیده می شد. پس از پیروزی انقلاب ، به «پایگاه حر» تغییر نام یافت. به دنبال واقعه پاوه در دهه سوم مرداد ماه ۱۳۵۸ و صدور فرمان تاریخی امام در ۲۷/۵/۵۸ خطاب به نیروهای مسلح جهت پاکسازی کردستان از عناصر آشوبگر، یکی از خلبانان حزب اللهی پایگاه حر «نوژه» به یاری شهید چمران شتافت و در مأموریت های کردستان به شهادت رسید. به همین مناسبت نام پایگاه حر مجددا تغییر کرد و پایگاه شهید «نوژه» نام گرفت

سازمان نقاب چیست؟

«نقاب» مخفف «سازمان قیام ایران بزرگ» است. این سازمان در ظاهر، تشکیلات هوادار دکتر بختیار، آخرین نخست‌وزیر رژیم شاهنشاهی، و در واقع، سازمان کودتای نظامی آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران بود.

البته در جلسات خصوصی کودتاگران را قانع کرده بودند که «ما قیام و انقلاب ایران را قبول داریم، ولی تا زمانی که شاه از مملکت رفت، اقدامات و عملیات انجام شده‌ی بعد از آن، در کنار انقلاب نبوده، بلکه بر ضد آن بوده است. در نتیجه، ما جهت نجات این انقلاب از دست امام خمینی، شروع به عملیات سیاسی نموده‌ایم»‌

به هر حال سازمان «نقاب» رهبری جریان کودتای نوژه را به عهده داشت. گردانندگان اصلی این سازمان در داخل کشور، هم فکران بختیار در جبهه‌ی ملی بودند و در حقیقت می‌توان گفت که این کودتا را جبهه‌ی ملی و یا حداقل بخشی از این جبهه هدایت می‌کرد. از گردانندگان اصلی این توطئه که بگذریم،

اعضای سازمان نقاب، از وابستگان به رژیم سابق بودند که عمده‌ی آن‌ها را ساواکی‌ها و نظامیان اخراجی و بازنشسته و تعداد محدودی از نظامیان شاغل، تشکیل می‌دادند.

بنابر اظهارات یکی از عوامل کودتا:

«سازمان نقاب، شامل یک ستاد در پاریس که در رأس آن بختیار و یک ستاد در ایران که به دو شاخه‌ی سیاسی و نظامی تقسیم می‌شد، بود.

سازماندهی کودتا با ابوالقاسم خادم،» یکی از اعضای فعال حزب ایران بود و پس از دستگیری او در تاریخ ۸/۲/۱۳۵۹، به مهندس جواد مرزبان واگذار شد.»

 سروان نعمتی، سروان ایران‌نژاد، همافر پور رضایی،تیمسار محققی، تیمسار مهدیون قبلاً در پایگاه نوژه مدت‌های زیادی خدمت کرده و اکثر پرسنل خلبان و فنی آن‌ جا را می‌شناختند، درحالی که این امر در پایگاه مهرآباد صادق نبود.»

سروان حمید نعمتی در این باره می‌نویسد:

«در مورد انتخاب پایگاه نوژه برای مرکز عملیات، بعد از این که در مورد طرح با بنی‌عامری صحبت کردم و وی با ستاد کودتا صحبت کرد، به من اطلاع داد که بهتر است به جای پایگاه نوژه از پایگاه یکم استفاده شود؛ چون این پایگاه به قول خودمانی راه دست آن‌ها و نیروهای عمل کننده می‌باشد که من با دلایلی با آن مخالفت نمودم که در طرح نهایی هم، پایگاه نوژه مورد تصویب قرار گرفت.»

وی در بخش دیگری از بازجویی‌های خود، درباره‌ی تغییر مکان شروع کودتا از تهران به همدان، چنین می‌نویسد:

«در یکی از همان جلسات اولیه، گفته شد که بهتر است پایگاه مهر‌‌آباد به جای پایگاه نوژه برگزیده شود که من به بدلایل زیر، آن را رد کردم:

چون رهبری عملیات هوایی به عهده‌ی من “نعمتی”بود، اظهار داشتم که به خاطر مدت خدمتم در این پایگاه، آن را مثل کف دستم چه از لحاظ محل و موقعیت و چه از نظر پرسنل می‌شناسم و در ثانی، این پایگاه در وسط بیابان قرار گرفته و اگر مورد  تهاجمی بخواهد قرار بگیرد یا از ده کبوتر آهنگ می‌باشد که مسأله‌ی خاصی نیست و قادر به دفاع خواهیم بود و اگر از طرف همدان باشد،‌ از طرف تیپ زرهی ممکن است باشد که دردرجه‌ی اول، سعی بر همراه کردن آن‌ها کنید و اگر نشد، با ا نجام پروازهای متعدد، جلوی آن‌ها را گرفته و مانع پیشرویشان شویم؛ ولی چون پایگاه مهرآباد در نزدیکی شهر واقع شده،‌خیلی زود می‌‌تواند حداقل مورد تهاجم مردم قرار گیرد و کار را لنگ کند که با پایگاه نوژه موافقت شد.

خطرات هوایی که ما را تهدید می‌کرد‌، یکی از طرف فرودگاه مهرآباد بود که قرار بود، دو فروند هواپیما باند فرودگاه را بزنند تا اعلام برنامه‌ی کودتا، موقتاً ، این پایگاه غیر قابل استفاده بماند و

دیگری پایگاه دزفول بود که دو اسکادران هواپیما (۸ فروند) از نوع ۴D ـ F در این  پایگاه، به عنوان CAP بر روی نوار مرزی عراق مأموریت داشتند که فرمانده آن‌ها مرادی و معاونش ابوالفضل مهدیار بود،‌

که برای هماهنگ نمودن و رفع این خطر ، خودم به این پایگاه رفته و به عنوان مهمان، تقاضای ملاقات با یکی از این دو را کردم که احتمالاً مهدیار با جیپ آمد و مرا به گردان برد و در آن جا مرادی را نیز صدا کرده و سه نفری خصوصی، به صحبت نشستیم

که به‌ آن‌ها گفتم که قرار است از پایگاه نوژه، با هماهنگی نیروی زمینی در آینده‌ی نزدیک، کودتا نماییم و اگر به شما مأموریتی علیه هواپیماهای ما دادند، با فرکانسی که به شما می‌دهم، تماس بگیرید و ما به شما دستورالعمل خواهیم داد که چه باید بکنید، که هر دو موافقت کردند».

ستوان یکم محمدمهدی عظیمی فرد نیز چنین آورده است:

«جلسه بعد… من بودم، رکنی، نعمتی، برای اولین بار بویری و جوانمرد، مریم و دو نفر دیگر… و آبتین و ملک … برای اولین بار راجع به تغییر محل عملیات از مهرآباد به همدان صحبت شد. در ضمن هواپیمای LODA شده زیاد نبود و در صورت درگیری قدرت مقابله نداشتیم و البته یکی از آشیانه‌ها به عنوان زندان در نظر گرفته شده بود».

بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژه برای نقطه‌ی شروع و مرکز هدایت عملیات هوایی کودتا، انتخاب گردید

مصاحبه حجتالاسلام محمدی ریشهری رئیس دادگاههای انقلاب ارتش روز ۲۳ تیر ۱۳۵۹

 آماردستگیرشدگان کودتای نوژه:۶۰۰نفر درطی پنج روزدستگیرشدند

 تعداد کسانی را که طی ۵ روز پس از کشف و خنثیسازی کودتای نوژه دستگیر شدهاند ۳۰۰ نفر اعلام کرد.

اماآمارکل دستگیرشدگان تابستن پرودنده کودتا:

 ۶۰۰ نفر در رابطه با این کودتا در سراسر ایران دستگیر شدند که ۵۰۰ نفر از آن‌ها نیروهای نظامی بودند.

محمدی ری شهری:نزدیک غروب آفتاب روز ۱۷/۴/۱۳۵۹، آقای سعید حجاریان که با کمیته‌ی اداره‌ی دوم ارتش همکاری داشت، به دفترم آمد و هیجان زده گفت کار خصوصی دارم. ظاهراً چند نفر در دفتر بودند، به من نزدیک شد و گفت : «امشب قرار است کودتا شود.

بدین سان، ظاهراً من نخستین کسی است که از دستگاه قضایی بودم که در جریان این کودتا قرار گرفتم. نظارت بر دستگیری، بازجویی و محاکمه‌ی بیشتر کودتاچیان نکات تاریخی ارزنده و آموزنده‌ای در برداشت که متأسفانه در آن هنگامه ثبت و ضبط نشد.

سال‌ها پس از این ماجرا، آن چه را که در خاطر داشتم، به صورت سلسله مقالاتی در مجله‌ی پاسدار اسلام گردآوردم. پس از آن، مقدمات تألیف کتابی در این باره را فراهم کردم که کثرت اشتغالات، مانع تکمیل آن گردید، تا آن که حاصل تلاش‌ها در اختیار برخی از هم‌کاران قرار رگفتو باهمت آنان کتاب «کودتای نوژه» منتشر شد؛ اما این کتاب نمی‌توانس خلأ خاطرات این‌جانب را در این رابطه پر کند، بخصوص آن که یکی ازمهره‌ های اصلی کودتا، سروان نعمتی، که سال‌ها فراری و در خارج از کشور به سر می‌برد، به وسیله‌ی سازمان حفاظت ارتش، دستگیر شد و نکات تازه‌ای را از اسرار کودتا افشا کرد. این رو مجدداً تصمیم گرفتم کتابی در این باره تهیه کنم. تلاش‌هایی صورت گرفت، اما به پایان نرسید. اکنون بر این باورم که دیگر چنین فرصتی برای نگارش کتابی مستقل درباره‌ی آن حادثه پیش نخواهد آمد،‌بنابراین برای ثبت در تاریخ، مهم‌‌ترین مطالب و نکاتی را که جمع‌آوری کرده بودم، بین می‌کنم. از این رو این بخش از خاطرات مفصل‌تر از سایر بخش‌ها خواهد شد.

  یکی از رویدادهای مهم تاریخ انقلاب اسلامی که هنگام تصدی این جانب در دادگاه‌های انقلاب اسلامی ارتش اتفاق افتاد، کودتای نافرجام ۱۸/۴/۱۳۵۹ است.

کتاب خاطرات مصاحبه حجتالاسلام محمدی ریشهری رئیس دادگاههای انقلاب ارتش 

***

نقش  استکبارجهانی”امریکا” ومنافقین+شریعتمداری درکوتای نوزه

در آ‌ذر ۱۳۵۹، انجام کودتایی به دستور امریکا در برنامه شاهپور بختیار (از رهبران جبهه ملی و آخرین نخست‌وزیر رژیم شاهنشاهی) و عوامل داخلی و بیرونی‌اش قرار گرفت. آغاز کودتا از پایگاه هوایی شهید نوژه همدان برنامه‌ریزی شده بود و به همین دلیل پس از کشف و سرکوب به «کودتای نوژه» شهرت یافت.

آژانس جاسوسی آمریکا («سیا») به «کودتای نوژه» امید زیادی بسته بود و آن را ضربه نهایی و قطعی بر پیکر نظام نوپای جمهوری اسلامی می‌پنداشت و اهمیت آن را بیش از تجاوز نظامی صدام ارزیابی می‌کرد. به گفته سران «کودتای نوژه» مدتی بر سر تقدم «کودتای نوژه» یا آغاز جنگ تحمیلی بحث شد و سرانجام، بعد از سفر بنی‌عامری(از عناصرکودتا) به پاریس در اسفندماه، این طرح (آغاز جنگ تحمیلی) در «تقدم ۲» قرار گرفت و «تقدم ۱» به کودتا داده شد.

این کودتا، از لحاظ تجهیزات نظامی که قرار بود از داخل و خارج در جریان آن به کار گرفته شود در تاریخ کودتاهای جهان بی‌سابقه بود و چنان دقیق طرح‌ریزی شده که سیا موفقیت آن را قطعی می‌دانست. امید به موفقیت کودتا تا بدان حد بود که حتی اعلامیه پیروزی آن نیز آماده شده و خانه‌ای نیز برای انتقال شریعتمداری به تهران اجاره شده بود. شریعتمداری باید در این خانه مستقر می‌شد و به عنوان «رهبر مذهبی»! کودتا، آن را تأیید می‌کرد.

یکی از سران کودتا در دادگاه انقلاب، نقش سازمان سیا و ارتجاع عرب و جریان‌های سیاسی راست مرتبط با کودتا را چنین توضیح می‌دهد :
«دو الی سه ماه بعد از پیروزی انقلاب اولین تماس بین مأمورین «سیا» و یکی از دوستان بنی‌عامری در اروپا برقرار شد و آنها بنی‌عامری را در خط بختیار قرار دادند. تمام هماهنگیهای لازم بین کشورهای عضو بازار مشترک اروپا و ستاد بختیار در پاریس از طریق سیا انجام گرفت…هماهنگی‌ بین اسرائیل و کشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان، مصر و عراق توسط نماینده سیا که در دفتر دکتر بختیار در پاریس است انجام می‌گرفته است. (طبق اظهارنظرهای بنی‌عامری نه تنها به من بلکه به خیلی از افراد…) تأمین هزینه‌های مادی چه به صورت مستقیم (احتمالاً) و چه به صورت غیرمستقیم (حتماً) نظیر چک ده میلیون دلاری عربستان سعودی، توسط آمریکا صورت گرفته است.

نقش آیت الله شریعتمداری وبعضی روحانیون درکودتای نوژه

شناسائی افراد مخالف در کشور یا در خارج از کشور و معرفی آنها به بختیار و تقویت امکانات آنها یا در اختیار گذاردن امکانات لازم به آنها نظیر معرفی پالیزبان که در یکی از دهات عراق مخفی بوده و توسط سازمان جاسوسی اسرائیل شناسائی و معرفی و هماهنگی لازم را بین او و بختیار انجام داده است…. آقای مهندس قاضی در جواب ایشان (در جواب تیمسار محققی) گفتند که ما با روحانیت پیشرفت خوبی داشته‌ایم و توانسته‌ایم به توافق برسیم، مثلاً با آقای شریعتمداری. با پسر ایشان وارد صحبت شدیم، پسرشان از جانب آقای شریعتمداری قول همه‌گونه همکاری را دادند. حتی منزلی در حوالی یوسف‌آباد برای ایشان اجاره کرده و قرار بود که ایشان بلافاصله به تهران منتقل بشوند… تا اینکه زمان به اصطلاح آماده شود، و مکان آماده شود، رادیو تلویزیون تصرف بشود که یا ایشان مستقیماً خودشان از رادیو تلویزیون صحبت بکنند یا اینکه نوار و اعلامیه‌شان پخش شود و از ایشان کمک گرفته شود

کودتاچیان پس از جلب برخی از روحانی‌نمایان «متنفذ» مانند شریعتمداری با استفاده از ده میلیون دلاری که  از طریق سعودی، در اختیار گذارده بود، مخفیانه به جذب نیرو پرداختند.
سران کودتا از طریق بختیار با «کومه‌له» و «حزب دمکرات» نیز تماس گرفته و بختیار در جریان ملاقات‌های متعدد با قاسملو و عز‌الدین حسینی موافقت آنها را جلب کرده بود.

«توضیحی که مهندس قاضی به تیمسار مهدیون و محققی می‌داد به این ترتیب بود که ما در حال مذاکره با هر دو گروه هستیم، هم مجاهدین و هم فدائیان خلق. می‌گفت که با فدائیان خلق ما زیاد تمایلی نداریم چون مارکسیست هستند ولی با مجاهدین خلق نه، صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که در آن روز ازشان بخواهیم که به نفع ما وارد کار نشوند، ما احتیاجی نداریم که آنها به نفع ما وارد عمل بشوند… وی می‌گفت که ما این قول را از مجاهدین خلق گرفته‌ایم که آن روز بیطرف بمانند، در عوض اینکه آنروز بیطرف می‌مانند بهشان قول داده‌ایم که آزادی فعالیت سیاسی داشته باشند و هر نوع فعالیت سیاسی که بخواهند در نهایت آزادی انجام بدهند.»

همکاری مجاهدین خلق باکودتاگران

تماس‌هایی میان کودتاگران و موسی خیابانی صورت گرفته بود و ضمن پیشنهادی که رهبران کودتا به سازمان مجاهدین داده بودند، موافقت شده بود که سازمان مجاهدین در مقابل پستی که به مسعود رجوی واگذار می‌شود، به نفع کودتاگران از موضعگیری در مقابل عمل کودتا خود را کنار بکشد

«ناصر رکنی» از سران کودتا در اعترافاتش می‌گوید که ابتدا «مسعود رجوی» و «موسی خیابانی» از هدف‌های دستگیری کودتا بودند، اما یک ماه پیش از کودتا «بنی‌عامری» به این موضوع اشاره کرده که مذاکره‌های مهمی با سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی در حال انجام است.
آن‌ها نیروهای عملیاتی سازمان مجاهدین خلق را ۸۰۰ نفر و چریک‌های فدایی خلق را ۳۰۰ نفر ارزیابی می‌کردند.
ناصر رکنی از سران کودتا در اعترافاتش می‌گوید که ابتدا «مسعود رجوی» و «موسی خیابانی» از هدف‌های دستگیری کودتا بودند اما یک ماه پیش از کودتا خانم «پروین شیبانی» از اعضای شاخه‌ی سیاسی کودتا اظهار داشته که تماس‌هایی با سازمان مجاهدین خلق برقرار شده و بعداً نیز بنی عامری به این موضوع اشاره کرده که مذاکره‌های مهمی با سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی در حال انجام است. ناصر رکنی همچنین از «پرویز قادسی» نقل می‌کند که مجاهدین خلق قول داده‌اند که روز کودتا بی‌طرف بمانند و در عوض ما هم به آن‌ها قول داده‌ایم که هر نوع فعالیت سیاسی که بخواهد در نهایت آزادی انجام بدهد.
سازمان تعدادی از افراد نظامی را که تا آن هنگام در ارتش شناسایی و جذب کرده بود، فراخواند
 با استفاده از شناسایی‌های قبلی سازمان از ناراضیان داخل ارتش، ضمن تشکیل تیم‌های جداگانه، افراد ناراضی را جذب نموده و در پوشش چند تیم عمل کننده در اختیار کودتا قرار دهند. تعدادی از افراد از جمله استوار «ایرج بهی» و گروهبان «حمیدرضا ترکپر» و چند تن از تیپ ۳۳ نوهد مرتبط با سازمان مأمور به این کار شدند.
ایرج بهی که محل خدمتش تیپ۲۳ نوهد بود، قبل از فرار به عراق
در پوشش راننده‌ی مینی‌بوس به جاسوسی و جمع‌آوری اخبار نظامی برای عراق مشغول بود و سرانجام در پایگاه منصوری واقع در کاریزه‌ی عراق در اثر بمباران هواپیماهای جمهوری اسلامی به هلاکت رسد. تیم ایرج بهی به گفته‌ی اعضای کودتا کیفیت و کمیتی بسیار خوبی به نسبت دیگر شاخه‌های کودتا داشت.
«حمیدرضا ترکپور» هم در تیپ ۲۳ نوهد خدمت می‌کرد. او هم پس از کودتا به کردستان عراق گریخت و علی‌رغم آنکه بازدهی چندانی برای سازمان داشت، به واسطه‌ی تلاش‌های بی‌وقفه در جریان جذب نیرو در ارتش به منظور تقویت کودتای نوژه ارتقای تشکیلاتی یافت و بعدها یکی از مسئولین نهادهای سازمان منافقین شد.
«سیروس لطیفی» از اعضای بلندپایه‌ی سازمان منافقین هم که بعد از دستگیری جزو توابین شد، این گونه برخورد سازمان منافین با کودتای نوژه را روایت می‌کند:
«این کودتا که یک کودتای آمریکایی بود و کودتای نسبتاً سرتاسری بوده و قرار بوده از چندین نقطه‌ی کشور شروع شود و مرکز اصلی آن نوژه می‌باشد. این کودتا که عامل اصلی آن آمریکا بود قرار بود به‌وسیله‌ی ضدانقلاب انجام گیرد و هسته‌ی مرکزی آن نیز در ارتش تشکیل شده بود.
در هنگام کودتای نوژه که سازمان قبل از کودتا از آن مطلع شده بود (از چه طریقی اطلاع پیدا کرده بود نمی‌دانم ولی احتمالاً در رابطه با هواداران و با نفوذی‌هایی که در ارتش داشته مطلع شده بود و شاید هم با افرادی از کودتا ارتباط داشته است) وقوع کودتا را به دولت آن زمان اطلاع داد.
ضمناً سازمان می‌گفت که حزب توده نیز از کودتا مطلع شده و آن [حزب] نیز مسئله را به اطلاع سیستم رسانده است و این مطلع کردن سیستم را سازمان یک امتیاز برای خود می‌دانست و این طور تحلیل می‌کرد که ما بر اساس تعصب سازمانی عمل نمی‌کنیم بلکه منافع انقلاب برایمان مطرح می‌باشد بنابراین بایستی از هر حرکت ضدانقلابی جلوگیری نماییم و در این زمینه تا موقعی که با سیستم تضادهایمان آنتاگونیستی (آشتی ناپذیر) نشده است با او در جهت کوبیدن ضدانقلاب همکاری خواهیم کرد.
لازم به یادآوری است که سازمان در جریان کودتای نوژه به تمام نیروهای درونی خود آماده باش داده بود و در سطوح بالا مسئله را دقیقاً برای افراد گفته بود که در هسته‌هایی در سطح تهران و در خانه‌ها یا جاهای مختلف ایجاد کرده بود که به‌صورت آماده‌ی ۲۴ ساعته باشد تا به محض وقوع کودتا وارد عمل شوند.
حتی طرح عملیاتی بسیاری از این هسته‌ها مشخص بود و قرار بود که وقتی کودتا ایجاد شد این هسته‌ها توسط سلاح‌هایی که سازمان به آن‌ها خواهد داد به مراکز خاصی حمله کرده و آن‌ها را در اختیار خود بگیرند و به طور خاص بر مراکزی مانند رادیو، تلویزیون، هتل‌ها و ساختمان‌های بلند تکیه می‌شد و در واقع سازمان می‌خواست از این کودتا استفاده کرده و در جهت گرفتن مراکز و حتی در انتها در صورت امکان در جهت گرفتن قدرت از دست کودتاچیان عمل نماید که البته کودتا خنثی شده و مسئله‌ای نیز ایجاد نشد و تقریباً بعد از یک هفته آماده باش سازمان نیز شکست.»

نقش امام خمینی دررهبری انقلاب اززبان رهبرکودتاچیان

بیت امام- نخستین و مهم‌‌ترین هدفی بود که باید بلافاصله بمباران می‌شد. حمله به بیت امام مرکز ثقل کودتا را تشکیل می‌داد و به معنای به دست آوردن کلید پیروزی کودتا بود. برای سران کودتا کاملاً مشخص بود

تا زمانی که امام زنده است، مردم با یک کلمه ایشان به خیابان‌ها ریخته و عمل کودتا را عقیم خواهند کرد

به همین جهت از بین بردن امام یکی از مهم‌ترین هدف‌های کودتا بود و برای اجرای آن بیش از سایر هدف‌ها، هواپیما و مهمات سنگین در نظر گرفته شده بود.

نقش سازماسیا

در مورد نقش سازمان «سیا» و سایر کشورهای خارجی در این کودتا، ستوان ناصر رکنی در اعترافاتش می‌گوید:
«دو الی سه ماه بعد از پیروزی انقلاب، اولین تماس بین مأمورین سیا و یکی از دوستان بنی‌عامری در اروپا برقرار می‌شود و ‌آنها بنی‌عامری را با بختیار مرتبط می‌سازند. تمامی هماهنگی‌های لازم بین کشورهای عضو بازار مشترک اروپا و ستاد دکتر بختیار در پاریس از طریق «سیا» انجام می‌گرفته است. هماهنگی بین اسرائیل و کشورهای مرتجع منطقه نظیر عربستان، مصر و عراق، توسط نماینده سازمان «سیا» که در دفتر دکتر بختیار در پاریس است انجام می‌گرفته است.»

«رضا مرزبان» که از عناصر ستاد سیاسی بختیار بوده و در اواسط بهمن‌ ماه ۱۳۵۸ به پاریس عزیمت کرد تا بختیار را در جریان تحولات ایران قرار دهد اظهار می‌دارد:
«من از ایشان (بختیار) و جواد خادم خواستم به من نیم ساعت فرصت بدهند تا آنها را از وضع کشور و آنچه از نزدیک شاهد آن بوده‌ام آگاه کنم و سپس شروع کردم به تفسیر درباره‌ی جو سیاسی موجود مملکت،‌وضعیت نیروهای سیاسی دست‌‌اندرکار مثل حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین خلق، فداییان خلق، حزب توده، سازمان پیکار و گروه‌های مختلف. سپس به وضعیت پوسیده جبهه ملی و احزاب وابسته به آن پرداختم و اینکه در تهران به کمک دوستان خیلی سعی کردیم یک جبهه ملی فعال و دربرگیرنده نسل جوان ایجاد کنیم اما به هر در که زدیم به سنگ خورد… سپس برای ایشان شرح دادم که مسأله گروگانگیری روی اقتصاد ایران اثر گذاشته و اثراتش در بهار آینده (۱۳۵۹) شدیدتر می‌شود. به خصوص که کشورهای دوست آمریکا ممکن است عکس‌العمل نشان دهند… در مورد پاکسازی در ارتش نیز صحبت کردم و این که ارتش به شدت لطمه خورده است. سپس به وضع عراق پرداختم و این که صدام حسین از قراداد ۱۹۷۵ و شکست ۱۹۷۳ سخت شرم‌زده است و ممکن است از ضعف ارتش ایران بهره‌برداری کند و …»

با چنین گزارشی که مرزبان ارایه داد،‌ مسلماً بختیار باید خرسند می‌شد‌،زیرا طبق تصویر ارایه شده از وضع داخلی، نظام جمهوری اسلامی هم به اعتبار شرایط حاد داخلی و هم به دلیل مواضع خصمانه غرب و ارتجاع منطقه، بایستی روند فلج شدن را طی کرده و مستعد ضربه‌پذیری می‌بود. در پی سفر مرزبان به پاریس و اطلاع بختیار از شرایط تازه کشور، بنی‌ عامری نیز در روز پانزدهم اسفند ایران را به قصد فرانسه ترک کرد. او در پاریس به اعضای ستاد نظامی بختیار یعنی تیمسار امیر فضلی (رییس هواپیمایی ملی در دولت شریف امامی) و سرهنگ بای احمدی و پالیزبان و نیز با خود بختیار، جواد خادم و … ملاقات و گفتگو کرد.

گزارش بنی‌عامری از تدارکات فراهم شده در نیروهای مسلح، مکمل تحلیل مرزبان از وضعیت آسیب‌پذیر جمهوری اسلامی شد و ستاد بختیار را به این نتیجه رساند که در بهار آینده (۱۳۵۹) این «تزلزل» در اوج است و چون از یک سو جمهوری اسلامی در بعد داخلی رو به فرسایش است و در بعد خارجی با فشارهای سنگین سیاسی و اقتصادی ناتو و آمریکا، و خطر نظامی رژیم عراق مواجه است و از سوی دیگر زمینه‌هایی نیز بین برخی از نظامیان و «رجال» سیاسی و تعدادی از روحانیون فراهم آمده، لازم است طرح اول تا نتیجه انجام «کار بزرگ» به بوته تعویق سپرده شود. کم و کیف «کار بزرگ» به واسطه فرار قادسی (از مسؤولین کودتا) از ایران همچنان پوشیده ماند ولی پس از شکست ماجرای طبس و متعاقب ملاقات سفرای آمریکا و انگلیس در پاریس با بختیار برای کودتا، ضرب‌الاجل آن تعیین گردید. البته حق تقدم کودتا نسبت به طرح‌های دیگر از قبیل حمله عراق به ایران و تصرف خوزستان و اعلام «ایران آزاد»، پس از مسافرت بنی‌عامری به پاریس در ۱۵ اسفند ۱۳۵۸، مشخص شده بود. لازم به توضیح است که در تصویب اولویت کودتا نظرات نمایندگان «سیا»ی آمریکا و «موساد» اسرائیل و «استخبارات» عراق نقش مهمی داشت.

وظیفه سه نماینده مذکور به ترتیب عبارت بود از: هماهنگی برنامه‌های ستاد بختیار با سیاست‌های آمریکا، قراردادن تجربیات جنگی برق‌آسای رژیم اشغالگر قدس و بهره‌جویی از نیروهای هوایی در ضربات نخست تهاجم توسط گروه نظامی ستاد، و ایجاد هماهنگی میان ستاد کودتا و نیروهای پالیزبان و طرح‌های تجاوزگرانه رژیم عراق.

در مورد دیگر افرادی که در کودتا مشارکت داشتند، در یکی از اسناد محرمانه سپاه پاسداران چنین آمده است:
«آقای مهندس اسفندیار درویش، مشاور صنعتی ریاست جمهوری، به همراه افرادی که از دیدگاه ما کاملاً مشخص می‌باشند،‌ در کودتای نافرجام نوژه نقش فعال داشته با منوچهر قربانی‌‌فر، سرشاخه مالی کودتاچیان همکاری نزدیک دارد و قبل و بعد از کودتا میلیون‌ها تومان پول رد و بدل کرده است.

لازم به توضیح است که منوچهر قربانی‌فر از سال ۱۹۷۴ جزو منابع سری سازمان «سیا» بوده است.
دیگر اسناد و مدارک کشف شده حاکی از آن بود که احمد روناس و منوچهر مسعودی (مشاور حقوقی بنی‌صدر) محور ارتباط بنی‌صدر و دفتر وی با بختیار و گروه به اصلاح اپوزیسیون بودند. احمد روناس از اعضای کنفدراسیون (دانشجویان خارج از کشور) بود که بعد از انقلاب به ایران رفت و آمد داشت.
ستوان ناصر رکنی دربخشی از اعترافاتش در مورد رابطه حملات عراق به ایران در بهار سال ۱۳۵۹ با طرح کودتا می‌گوید:

«آشنایی کامل آمریکا با امکانات و مشخصات و نارسایی‌های ارتش ایران باعث می‌گردید پیشنهادات بنی‌عامری، مهدیون و محققی به سرعت مورد قبول قرار گرفته و روی آن اقدام لازم به عمل آید. برای روشن شدن مطلب ناچارم یک مسأله را دقیقاً شرح دهم … محققی و مهدیون نگران این موضوع بودند که چنانچه روابط خصمانه ایران و عراق به حالت عادی تبدیل شود،‌ مهمات سنگین هواپیماها از روی آنها پیاده شده و به انبارها منتقل گردد؛ در نتیجه در روز کودتا،‌ هواپیمای مسلح در اختیار نباشد، و به همین دلیل به حکومت جمهوری اسلامی فرصت مجهز شدن و مقابله داده شود. از این رو به بنی‌عامری پیشنهاد کردند که از طریق پاریس این مشکل حل شود تا حالت خصمانه هم چنان داغ نگه داشته شود.»

حملات گاه به گاه هوایی یا توپخانه ارتش عراق در بهار سال ۱۳۵۹ (قبل از کودتا)، ناشی از درخواست بنی‌عامری و هماهنگی نمایندگان «سیا» و «موساد» و عراق بود تا ارتش و نیروی هوایی (ایران) مجبور باشند هواپیماها را در زیر مهمات سنگین نگه‌دارند.

«کودتای نوژه»،‌ که نمونه‌های بسیار کوچکتر آن رژیم‌های بسیاری را در سراسر جهان سرنگون کرده بود و به جرأت می‌توان ادعا کرد که کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در مقایسه با آن بازی کودکانه‌ای بیش نبود، در تاریخ ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ خنثی شد. اما «سیا» و «اینتلیجنس سرویس» از این شکست درس نگرفتند و به تلاش‌های خود برای اجرای طرح‌های براندازی دیگر ادامه دادند.

در فاصله شکست «کودتای نوژه» تا «کودتای قطب‌زاده ـ شریعتمداری» (فروردین ۱۳۶۱)، یعنی در طول ۱٫۵ سال، سه توطئه کودتائی دیگر نیز به سرنوشت «نوژه» دچار شد.

اسامی گروه های برانداز انقلاب

حجت‌الاسلام ری‌شهری، رئیس وقت دادگاه انقلاب ارتش، در گزارش مطبوعاتی  :

اولین گروه براندازی «پارس» بود، که مخفف «پاسداران رژیم سلطنتی» است. دومین گروه براندازی «نمارا» بود و سومین گروه «نیما» نام داشت و چهارمین گروه که آقای قطب‌زاده نام آن را «نجات انقلاب ایران» گذارده بود. ارتباط تمامی این گروه‌ها با واسطه‌یابی واسطه به سازمان جاسوسی «سیا» و شیطان بزرگ برمی‌گردد. طبق مدارکی که در دست است،

شخصی بنام آرمین با نام مستعار «آرش» ضمن تماس با خانواده منحوس پهلوی در مصر و ژنرال علا در آن کشور گروه «پارس» را تشکیل می‌دهد، که اعضای این گروه حدود یکسال و نیم قبل دستگیر شدند. از اعضای این باند، مهاجری با قطب‌زاده تماس داشته است. پس از دستگیری این باند، متوجه توطئه باند و شبکه دیگری بنام «نمارا» شدیم. عامل ارتباطی این شبکه پزشکپور بود، که در تماس مستقیم با اسرائیل بود و رهبر آن سرهنگ رضازاده بود. بعد از دستگیری اینها شبکه دیگری بنام «نیما» کشف شد، که حدود یک ماه قبل برادران سپاه موفق به کشف این شبکه و دستگیری اعضایش شدند، که در این رابطه حدود ۲۵ نفر شناسائی و دستگیر شدند. خط ارتباطی این شبکه با سازمان «سیا»، «جبهه ملی» و دکتر منوچهر شایگان بوده است. جالب این است که این افراد حتی کابینه خود را هم تشکیل داده بودند.»

این طرح‌های ناموفق کودتائی برای «سیا» هزینه‌های بسیار سنگینی دربرداشت. در پی چنین شکست‌های متوالی بود که «بنیاد هریتج» اعلام داشت :
«انقلاب ایران خود را مستحکم کرده و مخالفین خود را در هم کوبیده تا حدی که یک انقلاب یا کودتا در آینده نزدیک غیرممکن است.»


شهید محمد نوژه کیست؟

سرهنگ خلبان محمد نوژه
 متولد ۸ فروردین ۱۳۲۴ تهران

دریافت مدرک دیپلم ریاضی، سیزدهم مهرماه ۱۳۴۲ به استخدام نیروی زمینی ارتش درآمد.
نوژه پس از گذراندن دوره های آموزش نظامی و دریافت درجه ستوان دومی، با توجه به علاقه زیادی که به آموختن فن خلبانی داشت داوطلبانه به نیروی هوایی انتقال یافت و پس از طی دوره های نظامی و موفقیت در آزمون­ های زبان انگلیسی و مهارت­ های تخصصی و سپری کردن دوره­ های آموزشی پروازی با هواپیماهای«پاپ» و «اف – ۳۳» در دانشکده پرواز، در بیست و پنجمین روز از مردادماه ۱۳۴۲ به منظور تکمیل دوره خلبانی و پرواز با هواپیماهای پیشرفته جت شکاری به هنگ آموزشی ۳۸ پایگاه هوایی «لاردو» در ایالت تگزاس آمریکا اعزام شد.
وی پس از طی دوره های تکمیلی پرواز و گذراندن دوره سامانه کنترل اسلحه در آمریکا و پرواز با هواپیماهای تی – ۴۱ ، تی – ۶  ، تی – ۳٧ ، و تی – ۳۸ به مدت ۵۵ هفته و دریافت نشان خلبانی در بستم مرداد سال ۱۳۵۱ به ایران بازگشت و برای پرواز با هواپیمای اف – ۴(فانتوم) در روز ۲۵ شهریور ۵٧ به پایگاه سوم شکاری همدان انتقال یافت و به جمع تیز پروازان نیروی هوایی پیوست.

بعد از اتمام دانشکده جهت طی دوره سامانه های کنترل سلاح به آمریکا اعزام شد، اما علاقه وافر او به خلبانی باعث شد تا وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شود.

این خلبان نوژه ،مأموریت های بسیاری را انجام داد تا سرانجام در پی فرمان امام برای کمک به دکتر مصطفی چمران در سرکوب تجزیه طلبان مسلح و در حالی که روزه بود در۲۰مرداد ۱۳۵۸(١٧رمضان ١٣٩٩) به پرواز درآمد که هواپیمایش در آسمان کردستان ایران ـ منطقه عمومی پاوه ـ سن۳۴سالگی توسط نیروهای ضد انقلاب سقوط کرد و به شهادت رسید.

این افتخارراداشت که نامش بعنوان اولین شهید نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران درتاریخ ثیت شود.

آیت‏ الله محمد محمدی نیک”ری شهری” متولد۱۳۲۵-دامادمرحوم آیت الله مشکینی-مسؤلیتهایی :

حاکم شرع دادگاه‏هاى انقلاب اسلامى/رئیس دادگاه انقلاب ارتش/وزیر اطلاعات/دادستان کلّ کشور/دادستان دادگاه ویژه روحانیت/تولیت آستان حضرت عبدالعظیم حسنى /نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبرى/نماینده ولىّ فقیه و سرپرست حجاج/رئیس دانشکده علوم حدیث

تعدادی ازرهبران کودتای”نوژه”که اعدام شدند:

برچسب : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

درباره نویسنده

1399مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2018 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما