سقوط مرگبار”تازه دامادعیاش” بخاطرافشای دروغ هایش+۳مورددیگر

راز سقوط مرگبارتازه دامادعیاش

و۳مورددیگر

مردی “هرزه“که تازه عقدکرده بود ولی بااینحال بادختران دیگر وعده ازدواج داده بوددریک غافلگیری -درحضورزنش-با۲دوست دخترش مواجهه شد،هنگام فرار”سقوط “کرد ومرد!

سقوط مرگبار مرد جوان از برج، راز وعده‌های او به دختران برای ازدواج را فاش کرد. مرد جوان که سه ماه قبل عقد کرده بود، به دو دختر وعده ازدواج داده بود و در زمان سقوط دو دختر جوان در محل سکونتش حضور داشتند.
مرد جوان کارخانه دارکه به شکل مرموزی ازآپارتمان محل سکونتش واقع در طبقه پنجم یک برج سقوط کرده بود مقابل دیدگان وحشت زده چند نفر از رهگذران جان باخت. این درحالی بود که زمان حادثه دخترجوانی داخل آپارتمان وی بود و دختری هم درلابی ساختمان به‌دنبال راهی برای دیدن او بود.

ساعت ۲۳جمعه ۱۸ اسفند امسال یکی از ماموران کلانتری ۱۴۰ باغ فیض با بازپرس مرادی، کشیک قتل دادسرای جنایی تهران تماس گرفت و از سقوط مرگبار پسری ۳۰ سالهازپنجره طبقه پنجم آپارتمانی در یکی از برج‌های غرب تهران خبرداد.

بازپرس جنایی همراه تیمی از ماموران بررسی صحنه جرم و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی برای بررسی ماجرا در این برج حاضر شدند. آنها با ورود به محوطه پارکینگ مشاهده کردند پسری جوان روی زمین افتاده و فوت شده است. ماموران به تحقیق از نگهبان و همسایه‌ها پرداختند که معلوم شد پسر فوت شده احسان نام داشت که در زمان سقوط او برادرش و دو دختر به نام‌های هما و سمیرا درساختمان حضور داشتند.

با توجه به اطلاعات به دست آمده این سه نفر بازداشت و برای ادامه تحقیقات به کلانتری منتقل شدند. این در حالی بود که مرد نگهبان به افسر تحقیق گفت: احسان حدود ساعت ۲۲ به من زنگ زد و خبرداد برادرش در خانه نیست و والدینش هم حضور ندارند و تنهاست اما انگار دختر جوانی که او را نمی‌شناسد به مقابل در آپارتمانشان رفته و مدام در می‌زند و ایجاد مزاحمت می‌کند. وی از من خواست دختر غریبه را از مقابل آپارتمان دور کنم. من هم به آنجا رفتم از دختر جوان خواستم مزاحم صاحبخانه نشود و از برج خارج شود اما او فریاد می‌زد وحاضر نبود آنجا را ترک کند. در همین گیرو دار برادر احسان سر رسید و او هم گفت که این دختر را نمی‌شناسد. دقایقی بعد ناگهان صدای افتادن فردی را از برج شنیدیم. سراسیمه به سمت محوطه پارکینگ رفتیم که دیدیم احسان آنجا افتاده است.

در مرحله بعدی ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران به تحقیق از برادر احسان پرداختندکه او گفت از ماجرای دوستی برادرش بااین دودخترجوان بی خبراست، چرا که برادرش سه ماه قبل عقد کرده بود.

وی افزود: جمعه شب بیرون از آپارتمان بودم زمانی که بازگشتم ازطریق نگهبان متوجه شدم دختر جوانی سراغ برادرم آمده و می‌گوید دوست وی است . درحال گفت‌وگو با دختر جوان و نگهبان بودم که برادرم سقوط کرد. سراسیمه به آپارتمانمان رفتم که درآنجا با دخترجوان دیگری روبه‌رو شدم که می‌گفت دختر مورد علاقه برادرم است. بعدهم پلیس آمد و ما را بازداشت کرد.

سمیرا یکی از دختران بازداشت شده نیز به افسر تحقیق گفت: من منشی پزشک هستم. یک سال و هفت ماه قبل با احسان در اینستاگرام آشنا شدم و با هم دوست شدیم. پنج ماه اول زیاد علاقه‌ای میانمان نبود و فقط تلفنی و از طریق اینستاگرام با هم در ارتباط بودیم و گاهی هم سراغم می‌آمدو با هم برای تفریح به بوستان، رستوران و کافی شاپ می‌رفتیم. کم کم به هم علاقه مند شده و تصمیم به ازدواج گرفتیم. او به من می‌گفت منهدس و پولدار است و شرکتی دارد و در آپارتمانی در غرب تهران تنها زندگی می‌کند. من هم گفته هایش را باور کرده و اعتمادم به او بیشتر شد. اما از یک ماه ونیم پیش او یکباره اخلاق و رفتارش تغییرکرد.جواب تلفن و پیام‌هایم را بسختی می‌داد و مدام می‌گفت استخر است یا کار اداری برایش پیش آمده و سرش شلوغ است. به رفتار او مشکوک شده بوم. عصر جمعه چندبار به تلفنش زنگ زدم اما جواب نداد. به مقابل خانه اش رفتم و در زدم اما در را باز نکرد. از داخل خانه اش صدای خنده زنی می‌آمد. فهمیدم به من خیانت کرده به همین خاطر همانجا ماندم تا این‌که برادر احسان و نگهبانی آمدند و دقایقی بعد هم احسان سقوط کرد.

دومین دختر به نام هما هم به ماموران گفت: من لیسانس مدیریت دارم و به طور پاره وقت با شرکتی کار می‌کنم. یک ماه و نیم پیش با احسان در اینستاگرام آشنا شدم و ارتباطمان شکل گرفت. او می‌گفت مهندس برق است و شرکت دارد. پولدار است. والدینش در خارج از کشور هستند و او در تهران تنها زندگی می‌کند. می‌گفت هدفش دوستی نیست و می‌خواهد با من ازدواج کند. از این که او همسردارد و دختر دیگری دوستش است، بی‌خبر بودم. آن شب با من تماس گرفت و خواست برای گفت‌وگو درباره ازدواج به خانه‌اش بروم. چند دقیقه بعد از این‌که به خانه‌اش رسیدم، دختر دیگری هم به مقابل در آمد و زنگ زد. احسان مدعی بود، این دختر با برادرش کار دارد. بعد به نگهبانی زنگ زد که او را بیرون کنند. من به خاطر سر درد روی تخت دراز کشیدم و نفهمیدم احسان چطور سقوط کرد./۲۰ اسفند ۱۳۹۶جام جم

***

سقوط مرگبارمردکارخانه داردیگری 

رابطه پنهانی مرد کارخانه‌دار

مرد کارخانه‌دار وقتی به خانه زن جوان می‌رفت نمی‌دانست با حضور همسرش مجبور به فرار مرگباراز طبقه چهارم می‌شود.

ساعت ۲۱ روز گذشته ماموران پلیس پایتخت در تماس اهالی خیابانی در جنوب تهران در جریان سقوط مرگبار مرد جوانی از طبقه چهارم ساختمانی مسکونی قرار گرفتند.با حضور ماموران پلیس و به دستور بازپرس جنایی تحقیقات از زوج جوان ساکن طبقه چهارم آغاز شد.

مرد ۳۴ ساله در بازجویی ها مدعی شد ساعتی قبل وقتی از سر کار به خانه آمدم متوجه اضطراب همسرم شدم.رفتار او مثل همیشه نبود، به همین دلیل به رفتارش مشکوک شدم و در بررسی خانه متوجه حضور مرد غریبه ای شدم.مرد جوان وقتی مرا دید از ترس خودش را از پنجره به بیرون پرت کرد.وقتی موضوع حضور مرد غریبه را از همسرم پرسیدم، او با گریه اعتراف کرد چند وقتی است با مرد کارخانه دار آشنا شده و با او رابطه دارد.

با شناسایی هویت مرد کارخانه دار، زن جوان بازداشت شد و به رابطه با او اعتراف کرد.

روز گذشته با انتقال زن جوان به دادسرای امور جنایی، او با اعتراف به دوستی با شروین گفت: می دانستم او همسر و فرزند دارد اما به خاطر این که کارخانه دار بود و وضع مالی خوبی داشت، مخفیانه با او دوست شدم و رابطه پنهانی ما ادامه پیدا کرد.او روز گذشته به دیدنم آمد که دقایقی بعد همسرم سررسید و راز ارتباط پنهانی ام فاش شد.شروین هم از ترس خودش را به بیرون پرت کرد.جام جم اخرشهریور۱۳۹۴

موردسوم 

آتش زدن پسر مرد کارخانه‌دار

۶ ماهی در کارخانه پدر شهاب مشغول کار بودم که در این مدت با شهاب دوست شدم. اما بعد که از کارخانه بیرون آمدم به دوستی‌مان ادامه دادیم. اما مدتی بعد به او مشکوک شدم و تصور کردم او با همسرم رابطه پنهانی دارد. با این سوءظن، او را به بهانه‌ای سوار ماشینم کردم و راه افتادیم. از قبل مقداری بنزین گرفته بودم که در بین راه بطری را روی سر شهاب ریختم و او را یکدفعه آتش زدم. اما در این میان خودم هم آتش گرفتم و فوراً از ماشین پیاده شدم/۱۹ مرداد ۱۳۹۶ایران

***

سقوط مرگباردرمسائل ناموسی/سقوط از طبقه پنجم

مرد وقتی به دلائلی محل کارراترک می کند ودرساعت غیرمعمول به خانه می آید می بیند که  صمیمی ترین دوستش بازنش رابطه جنسی برقرار کرده است و رفیق خائنش را از طبقه پنجم آپارتمان محل سکونتش به پایین پرتاب می کند.

در ساعت ۲۲:۳۰ مورخه ۲۲ آبان سال  ۱۳۹۵ درتماس بااورژانس گزارش “سقوط مرگبار” اعلام می شود

درباره نویسنده

1501مطلب نوشته است .

One Comment on “سقوط مرگبار”تازه دامادعیاش” بخاطرافشای دروغ هایش+۳مورددیگر”

  • آلاله wrote on ۲۰ اسفند, ۱۳۹۶, ۹:۱۰

    خوبش شد. پسرک عیاش

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2018 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما