“کمیته ها ی انقلاب”چگونه تشکیل شد وظایف واختیارات آنهاچقدربود؟فرمانده نیروهای مسلح؟

کمیته ها ی انقلابچگونه تشکیل شد وظایف واختیارات آنهاچقدربود؟

شهیدمطهری مدیریت انقلاب رابعهده داشت،بعلت اعتمادی که امام به اوداشت

اواخر بهمن ماه یا اوایل اسفند بود از نظر تاریخی باید روزنامه ها را دید. ما در مدرسه علوی بودیم امام هم هنوزبه قم تشریف نبرده بودند. ما نشسته بودیم. آقای هاشمی، رهبر معظم انقلاب، آقای مفتح، شهید محلاتی و شهید باهنر و صحبت می کردیم. در باره اوضاع انقلاب، البته این قضیه بعد از بیستم بهمن است.

یک وقت دیدیم شهید مطهری سراسیمه آمدند و گفتند آقایان یک مساله خیلی مهم و حیاتی مطرح شده است.

کدام یک از شما حاضرید مسئولیت(نیروهای مسلح) را بپذیرید البته موقتا تا بعد ببینیم چه می شود. گفتیم چه مسئولیتی؟ ایشان گفتند که نهضتی ها و دیگران می خواهند نیروهای مسلح را در اختیار آقای لاهوتی بگذارند

آقای لاهوتی آدم خوبی است. واقعا هم آدم خوبی بود ولی ساده است. نمی شود ابزارها و سلاح انقلاب را به دست ایشان سپرد. در حالی که آنها هم به دنبالش باشند و استفاده کنند

فرمانده نیروهای مسلحی که آشنایی باسلاح نداشت!

من گفتم من قبول می کنم ولو این که اهل کمیته و سلاح نیستم. من اصلا سلاح به دست نگرفته بودم. حتی سربازی هم نرفته بودم که بدانم مثلا ژ ۳ را چگونه دست می گیرند.

گفت‌وگوی خواندنی با مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی درباره ناگفته‌های دوران مبارزه، حوزه علمیه، شکنجه‌های زندان شاه، امام(ره) و شهدای انقلاب، حزب جمهوری اسلامی، لانه جاسوسی، خیانت‌های بنی‌صدر، دفاع مقدس، وزارت کشور، نخست وزیری، جامعه روحانیت مبارز، دانشگاه امام صادق(ع) و...
من تعجب می کنم چون روحیات شما با حضور در کمیته سازگار نیست!

این هم از معجزات انقلاب است. در انقلاب اموری واقع شده که اصلا هیچ تناسب نداشتند.

بنده امام جماعت مسجد جلیلی بودم. حالا باید فرمانده نیروهای مسلح بشوم

منتهی به آقای مطهری گفتم: فقط به شرطی که به من کمک کنید.

گفتم: خود شما آقای مطهری، آقای مفتح هم بودند باید به من کمک کنید من به تنهایی نمی توانم.

آقای مطهری قول دادند و گفتند من از فردا می آیم و کمک می کنم به شما تا آن وقتی که نیاز باشد.

البته ایشان یک شب یا دو شب بیشتر نیامدند…یک بار ساعت ۱۱ شب من در کمیته بودم. آقای مطهری تلفن زد کاری داشت. گفت: آقای مهدوی الان هم در کمیته ای: ماشاء الله واقعا کار و مسئولیت را خوب انجام می دهی.

ما صبح زود می آمدیم و گاهی تا آخر شب هم نمی رفتیم. البته کارمان مسلما نقص داشت. ولی مع ذالک معتقدم من و اخوی(آیت الله باقری کنی) در کمیته، جلوی بسیاری از نابسامانیها را گرفتیم.
چون عده ای می خواستند به نام کمیته تخلف کنند.
نمایندگان مجلس برای خودشان کمیته داشتند!
به یاد دارم در همین مجلس شورا چندین کمیته بود.
در آغازمسئولیتم درکمیته ، اشخاص هر کدام مسئولیت داشتند یا هر کدام کارتی برای خودشان داشتند. می رفتند، می گرفتند، می بستند، اموال را می آوردند، می ریختند روی هم و خرد می شد. می گفتم: چرا، این کار شرعا جایز نیست. می گفتند: کار دیگری نمی توانیم بکنیم. من مدارا می کردم چون نمی توانستیم آنها را اخراج کنیم. تا ۳، ۴ ماه من با آنها مدارا می کردم تا توانستم راضی شان کنم. سلاح هایشان را تحویل بدهند. و بعضی ها را هم جذب کمیته کردم.
در تهران ۱۵۰۰ کمیته وجود داشت. هر مسجد و حسینیه و هر مغازه و هر جا که چند سلاح گرفته بودند کمیته تاسیس شده بود
کمیته های خودسر
 اینها( ۱۵۰۰ کمیته)هیچ یک هم تحت پوشش مرکز نبودند و برای خودشان کار می کردند. یکی می بست و دیگری می گرفت که اینها را به تدریج حل کردیم.
کمیته ای که زمینها ومنازل مسکونی  محل رابین اعضایش تقسیم کرد
یکی از این آقایان کمیته ای داشت برای تقسیم زمین و ساختمان و یک حساب هم باز کرده بود به نام ماده ۱۰۰ امام منتها در یکی از صندوق های قرض الحسنه چون ماده ۱۰۰ امام در بانک بود .
من ایشان را یک روز خواستم و گفتم شما چرا این کارها را کرده اید!؟.
گفتم:ماده ۱۰۰ امام که چند تا نیست. شما اصلا چه حقی دارید زمین تقسیم کنید؟
همین خیابان ملاصدرا اینقدر زمین دادند بعضی هاشان هم اعضای کمیته بودند گرفتند و و وضعشان هم خیلی خوب شد
البته اسم نمی برم که معلوم شود بعضی خانه های میدان هفت تیر را هم تقسیم کردند گفتند: ضاحبانشان نیستند و مردم هم خانه ندارند و از این تعبیرها.
حالا شاید حسن نیت هم داشتند من نمی توانم نیت شان را بگویم.

ماجرای حسن کروبی-رئیس کمیته 

* شما با این کارها مخالف بودید؟ 
من مخالف بودم اما هم همین طور یادم است که جریان آقای حسن کروبی را

من به امام عرض کردم و پرسیدم اجازه می دهید که من طی یک مصاحبه ایشان را خلع سلاح کنم؟ امام گفتند: انجام بده!

من ۱۷ ماده یا ۱۹ ماده نوشتم و گفتم. من از الان به عنوان نماینده امام در کمیته اعلام می کنم که ایشان کمیته اش منحل است و هر فردی که با ایشان باشد متخلف است و محاکمه می شود.

این سبب شد کسانی که دنبالش بودند. رها کردند.

از این قبیل کمیته ها زیاد داشتیم.

کمیته هایی که خیلی هم فعال بودند ولی من به ایشان می گفتم باید بیایید زیر پوشش مرکز و زمانی که نمی آمدند اعلام می کردم که این ها زیر پوشش نیستند و منحل اند

لذا مجبور می شدند همراهی کنند. این یکی از الطاف بود که خداوند به ما داد. علی ای حال ۱۵۰۰ کمیته وجود داشت که هر کدام کارتی داشتند و اقداماتی می کردند.

بالاخره امام حکمی نوشتند که الان هم موجود است و به امضای امام و خط مرحوم شهید مطهری است در این حکم آمده که شما کمیته ها را اداره کنید تا شهربانی و ژاندارمری در جایگاه خودشان قرار بگیرند. فکر می کردند که آنها می توانند به زودی جایگاه خودشان را به دست آورند.

مصاحبه آیت الله محمدرضامهدوی کنی۲۹ مهر ۱۳۹۳مشرق

***

چگونه امام خمینی راازمدرسه رفاه و علوی بردند؟

من جزو اعضای شورای انقلاب بودم

در مورد ترکیب کمیته استقبال؛ این کمیته مرکب از چند روحانی و غیرروحانی بود. مثلاً مرحوم شهید عراقی از بازاریان و آقای صباغیان، آقای مهندس کتیرایی و دکتر یزدی از نهضت آزادی و چند نفر دیگر اعضای تشکیل دهنده این کمیته بودند؛ در اوایل انقلاب در جریانات و تشکیلات، غلبه با نهضت آزادی بود که ازجمله آنها همین کمیت استقبال بود؛ چون معمولاً آنها کار تشکیلاتی می کردند و حضور بیشتری در مسائل تشکیلاتی داشتند و قهراً کارها را قبضه می کردند. مرحوم بهشتی هم به آنها حسن ظن داشتند و در اوایل آنها را تأیید می کردند.

تغییرجای امام “طرح”چه کسی بود؟

اول امام به مدرسه رفاه مستقربودند.

بعد آقای مطهری و شاید آقای منتظری شبانه امام را از مدرسه رفاه به مدرسه علوی بردند.

صحن مدرسه رفاه را که خیلی بزرگ بود فرش کرده بودند، برای اینکه فردا وقتی مردم برای دیدن امام می آیند برای نشستن جا باشد.

صبح که ما آمدیم دیدیم که امام نیستند و از مدرسه رفاه رفته اند.

صحبت این شد که چرا امام تشریف ندارند و کجا هستند؟

گفتند مدرسه علوی هستند.

سؤال شد که چه کسی ایشان را برده؟

گفتند که آقای مطهری و بعضی دیگر آمده اند ایشان را از مدرسه رفاه برده اند.

یادم است که آن وقت آقای بهشتی ناراحت شدند که یعنی چه؟ چرا امام را از این طرف به آن طرف می برند. چرا بدون مشورت کار می کنند. ایشان ناراحت شدند.

نهضت آزادی ها هم ناراحت بودند.

همین آقای صباغیان و دیگران ناراحت بودند که امام چطور غیب شان زد.

بعد که خدمت آقای مطهری رفتیم ایشان فرمودند:

من احساس کردم اینها دارند امام را دوره می کنند و از همین حالا دارند امام را اداره و رهبری می کنند،

ازاین رو خواستم که رابطه ای امام را از اینها قطع کنم و امام به اینها وابسته نشوند که این برای انقلاب مضر است.

لذا امام از آنجا به مدرسه علوی شماره یک در خیابان ایران تشریف بردند و جریان تقریباً از دست اینها قطع شد.

خبرگزاری فارس

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بعضی ازتیتررامتناسب باصحبتهای مرحوم آیت الله کنی انتخاب کرده ام وویرایش واصلاحت جزئی هم انجام دادم+ضمائم

ضمناًهیچکس منکرفعالیت های صادقانه بچه های صادق وصالح کمیته هانیست که حتی باچوب وچماق امنیت رادرهرکوی برزنی تأمین کردند،امااینجابحث بی برنامگی وناهماهنگی ویکه تازی عده ی بنام کمیته وفرمانده کمیته است که کارهای خودسرانه می کردند وچپاول وسوءاستفاده ! /پایان توضیحات

“حسن کروبی”کیست وماجرای حکمرانیش :

حسن کروبی، فرزند ملا احمد و برادر مهدی کروبی به دلیل بیماری ریوی در سن ۷۳ سالگی در خارج از کشور درگذشت. او در دوران تبعید امام خمینی به نجف، از همراهان ایشان و به تعبیر کار‌شناس ساواک «یکی از پیشکاران وی» بود و طبق گزارش ساواک در آذر سال ۱۳۵۷ به طور محرمانه به تهران آمد و «از طرف خمینی ماموریت دارد که در تهران کارهایی انجام دهد.» حسن کروبی جزو ۲۴ نفر از فضلا و طلاب جوان مبارزی بود که با نام «روحانیون مبارز خارج از کشور – نجف اشرف» در خدمت امام بودند، در کنار روحانیون دیگری چون زیارتی، نیکنام، موسوی، شریعتی (شیخ الشریعه) و…

از نامه‌ای که امام در ۳۱ فروردین ۱۳۵۴ نوشت، معلوم می‌شود که حسن کروبی واسطه دریافت وجوهات از ایشان بود: «سابقاً حواله‌‏ای کرده بودید که به آقای آقا شیخ حسن کروبی بدهم و دادم. ثانیاً نوشته‌‏اید، و من نمی‌‏دانم غیر از آن است یا همان؟ مرقوم دارید و این تکرار‌ها موجب زحمت حضرتعالی و من است. بهتر آن است به آن‌ها بگویید به وسیلۀ دیگری بفرستند؛ مثل مثلاً آقای مدنی طرف آقای [نصرالله] خلخالی. راجع به آقای کروبی زود‌تر جواب بدهید، تکلیف معلوم شود.»

اما عمر مسئولیت‌های حسن کروبی پس از پیروزی انقلاب، به درازای مبارزات انقلابی او نبود؛ چند ماهی بیشتر دوام نیاورد. کروبی در آن چند ماه اول انقلاب با عنوان «سرپرست دفتر خانه‌سازی برای مستضعفین» فعالیت می‌کرد که در شرح وظایفش گفته می‌شد «چگونگی واگذاری خانه و زمین به متقاضیان و مردم سراسر کشور مورد رسیدگی قرار می‌گیرد.» دفتر خانه‌سازی از اول اردیبهشت ۱۳۵۸ مشغول به کار شد و تا آبان‌‌ همان سال حدود ۳۰ هزار متقاضی از آن درخواست خانه کردند که به گفته کروبی «درخواست ۲۰ هزار متقاضی مطرح و بررسی شده و به زودی به آن‌ها خانه یا زمین برای ساختمان خواهیم داد.»

اتفاقی که در‌‌ همان ماه‌ها افتاد حمله برخی از دانشجویان به ساختمان‌های تهران برای اسکان در آن‌ها بود. دفتر خانه‌سازی هیاتی را مامور گفت‌و‌گو با مالکان ساختمان‌ها کرد و بعد از مدتی به آن‌ها گفته شد اگر ساختمان‌ها را اجاره می‌دهند، دفتر خانه‌سازی اجاره خواهد کرد و اگر قصد فروش دارند، دفتر خانه‌سازی خریدار است. کروبی از مالکان ساختمان‌ها خواست اجازه دهند دانشجویان در آنجا اسکان یابند و سرگردان نشوند. اما هدف بعدی دانشجویان هتل‌های شهر بود که به آن‌ها حمله کردند و مورد تائید کروبی قرار گرفت

پس از مدتی، علی قدوسی، دادستان کل انقلاب اسلامی فعالیت دفتر خانه‌سازی برای انقلاب را «بدون هیچگونه اجازه از مراجع مسئول» خواند که با این پاسخ کروبی مواجه شد: «لازم است بدانید حتی در ارتجاعی‌ترین کشور‌ها، به هر شخصی این حق را می‌دهند که برای خدمت به مردم، موسسات غیرانتفاعی تاسیس نموده و در جهت رفاه خلق خدا گام بر می‌دارد… واگذاری زمین که توسط این دفتر انجام گرفته، یکی دیگر از ادله صدور حکم صادره می‌باشد، در صورتی که تاکنون زمینی را دفتر به متقاضی خود واگذار ننموده مگر اینکه صاحب زمین‌ها قبلا زمین را به دفتر واگذار کرده و دفتر، آن را پس از تفکیک و نقشه‌کشی و بالاخره خدمات لازمه در خدمت مردم قرار داده است. ضمنا مبالغی که تاکنون، دفتر از بعضی از متقاضیان زمین دریافت داشته، سرمایه شهرک‌هایی است که توسط این دفتر، در دست ساختمان قرار دارد.» (روزنامه اطلاعات، ۲۸ آبان ۱۳۵۸)

نهاد دیگر شهرداری تهران بود که دفتر خانه‌سازی را متهم به سوءاستفاده کرد که از متقاضیان پول می‌گیرد و به حساب شخصی خود واریز می‌کند. محمد توسلی گفت «کارهای آقای کروبی سرقت مسلحانه است»، و در پاسخ به درخواست کروبی برای انجام مناظره اعلام کرد حاضر است با مقامات مسئول به بحث بنشیند اما «حجت‌الاسلام کروبی یک متخلف است». منظور توسلی از مقامات مسئول وزارت مسکن و شهرسازی و بنیاد مسکن بود و گفت کروبی را به عنوان فرد مسئول نمی‌شناسد.

 دفترخانه سازی حسن کروبی

کروبی در پاسخ به توسلی گفت: «کار این دفتر در مقایسه با کاری که باید در جهت تامین مسکن انجام می‌گرفته ناچیز است ولی با توجه به کارشکنی‌های انجام شده وسعت و عظمت این کار پدیدار می‌شود ولی آنطور که از ظاهر قضایا بر می‌‌آید می‌خواهند به عناوین مختلف به ما ضربه بزنند، تهمت بزنند و این درست در زمانی است که کار بعد قانونی و مردمی‌تر به خود می‌گیرد.» او در دفاع از کارنامه مالی دفتر خانه‌سازی گفت: «در نقاطی که دفتر زمین داده اگر پولی گرفته شده به خاطر خدمات بوده و آن هم نه مبالغی که این‌ها می‌گویند بلکه مبلغ بسیار جزئی بود که صرف خانه‌سازی و شهرک‌سازی برای شهدا شده است که تماما برای ارائه آماده است.» (روزنامه بامداد امروز، ۲۴ دی ۱۳۵۸)

با وجودی که رهبر انقلاب پیام داده بود:

«به آقای حسن کروبی تلفن کنید و بگویید مقتضی است شما کار خودتان را با مشورت با آقای قدوسی یا سایر کسانی که در این عمل هستند هماهنگ کنید که موجب اشکال نشود، و حتماً از تشنج اجتناب نمایید» (۲۵ آبان ۱۳۵۸)

و در حالی که کمیته مرکزی و دادستان انقلاب بار‌ها به کروبی درباره دفتر خانه‌سازی اخطار داده بودند اما نقطه پایان فعالیت این دفتر و عمر مسئولیت‌ها و فعالیت سیاسی کروبی، حمله پاسداران ستاد عملیاتی کمیته منطقه ۴ تهران و پاسداران کمیته مرکزی در ۲۵ دی ۱۳۵۸بود که به خلع سلاح ۶۰ نفر از افراد مسلح این دفا‌تر(حسن کروبی) منجر شد.

آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی، رئیس کمیته انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای اعلام کرد:

«بخاطر اعمال بی‌رویه و بی‌ضابطه عوامل فرصت‌طلب وابسته به دفتر خانه‌سازی و همچنین شکایات متعدد علیه این اعمال و نیز به دلیل اینکه از میان نهادهای انقلابی تنها سپاه پاسداران و کمیته‌های انقلاب اسلامی مجاز به فعالیت مسلحانه می‌باشند و وجود نیروهای مسلح وابسته به دفتر خانه‌سازی با وجود بار‌ها تذکر و اعلام سراسری دارای مجوز قانونی نبود لذا ستاد مرکزی کمیته انقلاب اسلامی این دفتر را منحل کرد..

آقای حسن کروبی علیرغم مذاکرات مکرر هیچ‌وقت حاضر به پاکسازی دفتر و هماهنگی با بنیاد مسکن و سایر نهادهای انقلاب اسلامی نشده بود به همین خاطر باید به عنوان سرپرست دفتر پاسخگوی این اعمال باشد.» (روزنامه اطلاعات، ۲۵ دی ۱۳۵۸) روزنامه کیهان در‌‌ همان روز خبر داد که حسن کروبی تحت تعقیب قرار گرفته است.

مهدوی کنی پیش از آن به امام گفته بود: «از کارهای ناشایستی که به نام شما انجام می‌شود، همین کاری است که آقای حسن کروبی انجام می‌دهد. بالاخره اجازه بدهید من جلوی این کار‌ها را بگیرم.» او در خاطراتش نقل کرده: «من نمی‌دانم قصد ایشان چه بود، ولی برخی از افراد سودجو از همین‌ها سوءاستفاده کردند و زمین‌ها و خانه‌هایی را گرفتند. افرادی را به ما گزارش دادند که مثلا ماشین دارند، خانه دارند و چیزهای دیگر دارند و می‌رفتند خانه‌ها و آپارتمان‌های خالی و یا زمین‌ها را در خیابان ملاصدرای فعلی با اجاره ایشان می‌گرفتند.

بعضی افراد زمین‌هایی  گرفتند که جزء مستضعفین نبودند. آدم‌هایی بودند که با زرنگی رفتند اینجا‌ها را گرفتند،  که این شکل کار اصلا درست نبود، بر فرض حتی مستضعفین آنجا را می‌گرفتند ولی تقسیم اموال به این شکل، بدون اینکه یک حساب کتاب و آئین‌نامه و اجازه‌ای از مقام امامت و ولایت، اجازه‌ای از شورای انقلاب باشد، خلاف بود…

آقای کروبی یک چنین حالتی پیدا کرده و به نام امام حساب باز کرده است. امام صریحا اعلام کردند من چنین حسابی را دستور ندادم،

لذا به مردم اعلام می‌کنم که این کار خلاف رضایت امام است و کار درستی نیست. کارهایی هم که تا حالا شده از نظر دینی و قانونی صحیح نیست و من به ایشان هم اخطار می‌کنم که تا ۲۴ ساعت، کمیته خودش را منحل کند و نیروهای خودشان را با سلاح‌هایی که دارند تحویل کمیته مرکزی بدهند و اگر هم نکردند ما آن وقت ناگزیریم آن‌ها را خلع سلاح کنیم..

جلال الدین فارسی یک روز به کمیته مرکزی آمد و اظهار داشت که آقای کروبی مرد خوبی است، روحانی خوبی است، به هر حال در انقلاب سهیم بوده، همرزم ما بوده؛ گرچه ممکن است اشتباهی هم در این جریانات کرده باشد، شما این را تعقیب نکنید.

من گفتم من به سوابق ایشان کاری ندارم، بحث این است که یک کار خلافی انجام داده و باید پاسخگو باشد. ایشان تشریف بیاورند و به اشتباه خود اعتراف کنند و به مردم هم اعلام کنند و بگویند که اشتباه کردم، زمین‌هایی را هم که به مردم داده‌اند همه را برگردانند، چون همه را به نام ایشان تصرف کرده‌اند. این‌ها خودشان را مالک می‌دانند.

وقتی که فردی کار خلافی را بکند و بعدا بگوید اشتباه کردم، ولی هنوز آثار جرم باقی باشد نمی‌شود او را مورد عفو قرار داد چون آثار اشتباهش محو نشده که از او بگذرند. هیچ حقوقی، هیچ فقهی، هیچ دینی این کار‌ها را به این صورت نمی‌پذیرد. بالاخره اگر کسی یک اشتباهی کرده باید اولا اعلام کند من اشتباه کردم، بعد آثار اشتباه را محو بکند تا توبه‌اش قبول بشود، لذا بنده گفتم این موضوع ربطی به من ندارد. این دیگر مربوط به قوه قضائیه است که باید ایشان را عفو کند یا امام باید عفو کند.»

ماجرای حضورش درماجری سفرمک فارلین

  حسن کروبی از صحنه سیاسی کناره گرفت و نشانی از او نبود تا دو باری که آمریکایی‌ها سراغش رفتند و معمای زندگی‌اش را شکل دادند؛ معمایی که با سکوتش تا آخر عمر، در هاله‌ای از ابهام ماندمنبع:.بنقل ازتاریخ ایرانی

درباره نویسنده

1501مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2018 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما