زندگی۱۳ساله”خمینی درنجف”خانه امام درنجف+عکس

زندگی۱۳ساله

نقش رژیم«شاه »دراخراج امام خمینی ازعراق

۱۳سال اقامت درنجف

درادامه خاطرات خادم امام خمینی درنجف را خواهیدخواند واینکه کارهای روزانه امام درنجف +خلاصه تبعیدهای چهارده۱۴سال ۳ماه دوری ازوطن

ورودامام خمینی به نجف-بااستقبال روحانیون وطلاب

روابط رژیم عراق پس از چند سال کشمکش مرزی و سیاسی با رژیم پهلوی، در سال ۱۳۵۳(۱۹۷۵ میلادی) و با انعقاد قرارداد الجزایر رو به بهبود نهاده بود و از این رو حضور و فعالیت های سیاسی امام خمینی در آن کشور را باعث ایجاد خلل در این روابط می‌پنداشت.۱۳۹۷/۰۳/۰۲
بر همین اساس در اول مهرماه ۱۳۵۷ نیروهای امنیتی دولت بعثی عراق به منظور همکاری با رژیم شاه و پیشگیری از پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران، بیت امام خمینی را در نجف محاصره کردند و خواهان این شدند که ایشان از هرگونه مصاحبه، صدور اعلامیه و ایراد نطق و خطابه سیاسی خودداری نمایند.

اعزام مقامات ساواک ایران،جلسه بارئیس سازمان امنیت عراق

به موجب گزارشی که به تاریخ ۱۳۵۷/۰۷/۱۰ در ساواک جهت ملاحظه محمدرضا شاه تنظیم گردیده بود، یک هیئت بلندپایه از ساواک به منظور آخرین هماهنگی ها با سعدون شاکر، رئیس سازمان امنیت عراق، در بغداد ملاقات می‌کند.
مهم ترین محورهای این مذاکرات پیرامون گفتگوهایی است که مقامات سازمان امنیت عراق با امام خمینی داشته‌اند. این گزارش تصریح می کند که

یاساکت بشو ویااخراج

مقامات امنیتی عراق در ملاقات‌ها با امام خمینی او را فردی سرسخت و مصمم در تعقیب نقشه‌های خود می‌دانند و عقیده دارند که او به هیچ وجه از تعقیب هدف‌های خود انصراف حاصل نخواهد کرد و ایشان در برابر تذکرات مقامات امنیتی عراق که به ایشان تکلیف می‌کردند از فعالیت‌های سیاسی در عراق چشم پوشی کند،

جواب امام خمینی:

«من اهل سیاست هستم و هم مذهبی، هیچ وقت از نظرات سیاسی خود عدول و نزول نخواهم کرد»

در پایان گزارش بیان شده است که از نظر مقامات امنیتی عراق، حضور امام خمینی در این کشور برای امنیت عراق مضر تشخیص داده شده و عقیده دارند که ایشان اگر به جای دیگری نیز بروند، احتمالا مشکلات بیشتری ایجاد خواهند کرد.

در همان ایام مقامات عراقی با دعوت از حجت الاسلام و المسلمین دعایی، نظرات شورای انقلاب کشور عراق را برای رساندن به امام خمینی، اعلام کردند.

مهم ترین محورهای پیام این بود:

امام خمینی می‌توانند در عراق به زندگی عادی خویش ادامه دهند ولی از کارهای سیاسی خود باید دست بردارند. و دیگر اینکه در صورت ادامه کارهای سیاسی در عراق، باید این کشور را ترک نمایند.

یکی دو ملاقات ما بین امام خمینی و بعضی از مقامات امنیتی ر‍ژیم عراق صورت گرفت که در آنها نیز بر عدم فعالیت سیاسی امام بر علیه رژیم شاه تاکید شد که چون با امتناع امام خمینی مواجه گردید، به دنبال این امتناع منزل امام خمینی در نجف در اول مهرماه ۱۳۵۷ تحت محاصره نیروهای امنیتی قرار گرفت و ادامه این وقایع منجر به مهاجرت امام خمینی به پاریس گردید.

تحلیل امام خمینی درباره «ماجرای اخراج ازعراق»
بعدها امام خمینی در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۵۷ در یک سخنرانی به این وقایع اشاره نموده و می فرمایند:

«خدای تبارک و تعالی مقدراتی دارد که ما سر آن را نمی‌فهمیم، مگر بعد از زمان‌ها، بعد از آن‌که به واسطه فشار دولت ایران و فشار محمدرضا شاه بر دولت عراق، و محصور کردن آنها منزل ما را و رفت و آمدهایی که بین ما و دولت عراق شد، گفتگوهایی شد و ما به آنها اخطار کردیم که یک مسئله شرعی است، یک وظیفه الهی است؛ و من نمی توانم مسئله الهی و وظیفه شرعی را به قول شما‌ها ترک کنم. من این کارهایی که در اینجا انجام می‌دهم انجام می‌دهم، شما هم هر کاری دارید بکنید….» (صحیفه امام، جلد ۶، ص ۲۲۶)

 خانه امام در نجف کجا بود؟

منزل امام خمینی در نجف اشرف + عکس

 امام خمینی پس از تبعید از ترکیه به عراق در نجف اشرف و درمنزلی که دارای ویژگی های خاص بود جهت سکونت انتخاب کردند.  خانه ای که در (خیابان)شارع‌الرسول، خیابانی رو به قبله صحن و حرم حضرت امیرالمومنین (ع) واقع شده و همه جای کوچه ی آن سایه است. در دو طرف کوچه، طبقه‌های دوم خانه‌ها جلو آمده و به یکدیگر چسبیده اند.

امکانات خانه امام در نجف 

محوطه مسکونی منزل و به (اندرونی) دارای حیاطی حدود ۵ در ۵ بود. داخل حیاط دو اتاق وجود داشت که آن اتاق‌ها به هم راه داشتند. طرف دیگر حیاط آشپزخانه بود و روی آنیک نیم‌طبقه، شامل دو اتاق کوچک قرار داشت. در عراق طوری محوطه‌سازی می‌کنند که آدم از توی حیاط بخواهد آسمان را ببیند. مثل اینکه باید از دودکش مانندی نگاه کند چراکه اتاق‌های طبقه دوم فضای حیاط را اشغال کرده‌اند، راه‌پله‌ها را هم بسیار باریک در می‌آورند.

شیعه نیوز می نویسد:اندرونی به متراژ ۱۱۵ متر عرصه و ۱۴۲ متر اعیانی است، ساختمانی که نشانی آن را به راحتی می‌توان از پلاک معروف سر کوچه پیدا کرد.

بخش اعیانی منزل امام در طبقه همکف و نیم طبقه اول و طبقه دوم و ۶۲ متر مربع زیرزمین، محل سکونت خانواده امام بوده و بخش دیگر این ساختمان به عنوان دفتر امام به متراژ ۶۷ متر و ۸۰ متر اعیانی به محل مراجعات و جلسات و ملاقات‌های حضرت امام اختصاص داشته است.

این ساختمان که در سالهای اخیر به طور کلی تخریب گردیده بود توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام در سال ۱۳۸۷ خریداری و در مالکیت مؤسسه قرار گرفته و در همان سال با استفاده از فیلم‌ها و عکس‌های موجود قبل از تخریب ساختمان عملیات بازسازی آن آغاز و در سال ۹۱ تکمیل می‌شود.

براساس توضیح خادم این بیت تاریخی، این بنا با دقت و رعایت نکات فنی به همان صورت قبلی تعمیر و بازسازی شده تا مورد بازدید علاقه‌مندان قرار گیرد و خاطره روزهای پرمشقت امام در تبعید و استقامت و بردباری آن رهبر کبیر انقلاب اسلامی در اذهان بازدیدکنندگان زنده شود.

از ابتدای ورودی منزل امام راحل در نجف که با آیه ۳۶ سوره نوره تزئین شده، تصویری از بنیانگذار انقلاب اسلامی بر روی دیوار نقش بسته است و از اینجا به هر سمتی که قدم برداری تصاویری از هیبت و شکوه این مرد خدایی را نظاره‌گری که با تواضع عجیبی آمیخته شده است.

زیرزمین بیت تاریخی امام (ره) را بسیار باشکوه خواهی یافت آن زمان که در گرمای طاقت فرسای نجف به منطقه‌ای قدم می‌گذاری که بوی هوای مطبوعش زائر را وسوسه می‌کند تا مدت بیشتری آنجا بماند و حال اینکه تصاویر نقش بسته از امام و یارانش بر روی دیوار، ایستادن بیشتری را می‌طلبد.

زقاق ۵۷، محله ۲۰۶، حی الحویش؛ همان پلاک معروف است که حتما قبل از رسیدن به منزل تاریخی امام خمینی (ره) در نجف اشرف، آن را خواهی یافت.//پایان گزارش شیعه نیوز

این منزل راآقای شیخ نصر الله خلخالی  اجاره و تهیه کرده بود

برنامه روزانه امام خمینی در نجف

علی اکبر محتشمی پور(متولد ۱۳۲۵ تهران)وزیر کشور دولت دوم میرحسین موسوی و نماینده مجالس سوم و ششم مجلس شورای اسلامیازیاران امام درنجف:  امام خمینی دیدار باآیت الله  حکیم داشتند

آیت الله حکیم به امام پیشنهاد می‌کنند که در مدت اقامت در نجف نماز جماعت برگزار و تدریس کنند؛ البته امام خمینی برگزاری نماز جماعت را در جایی که امام «راتبی»  دارد، نمی پذیرد و نهایتا به پیشنهاد مرحوم شیخ نصرالله خلخالی، متولی مدرسه مرحوم آیت‌الله بروجردی، نماز مغرب و عشاء را در مدرسه آیت‌الله بروجردی و بعدها هم نماز ظهر و عصر را در مسجد شیخ انصاری(تُرک ها) اقامه می کردند.

بعد از دو هفته از حضور امام خمینی در نجف از او درخواست تدریس شد و امام، تدریس بیع در مسجد شیخ انصاری را آغاز کرد./پایان

محل درس ونمازظهروعصر درمسجد ترک‌ها (مسجد شیخ انصاری)

نمازمغرب وعشاء مدرسه آیت‌الله بروجردی

امام هر روز چنین برنامه ای داشت برای رفتن به درس مسیری را از منزل در کوچه مکتب امیرالمومنین علیه‌السلام و بازار حویش طی می‌کردند و به مسجد ترک‌ها (مسجد شیخ انصاری) می‌رفتند و دو ساعت به ظهر مانده به منزل برمی‌گشتند.

دوباره ظهر که می‌شد برای اقامه نماز جماعت مسیر فوق را تا مسجد شیخ انصاری می‌رفتند و بعد از نماز برمی‌گشتند.

عصرها به مدت نیم ساعت روی بام منزل قدم می‌زدند. غروب هم برای نماز مغرب و عشا مسیر شارع‌الرسول را تا مدرسه آیت‌الله بروجردی می‌رفتند و پس از نماز مغرب و عشا مسیر شارغ‌الرسول را تا مدرسه آیت‌الله بروجردی می‌رفتند و پس از نماز به منزل برمی‌گشتند

 سه ساعت بعد از غروب آفتاب به حرم می رفتند

و بالاخره سه ساعت بعد از غروب آفتاب نیز برای زیارت مولای متقیان علی‌بن ابیطالب علیه‌السلام بار دیگر از منزل خارج شده و از راه شارع‌الرسول به حرم مولا می‌رفتند و هنگام بسته شدن حرم و صحن مطهر به منزل برمی‌گشتند.»

نجف :۴نفرردیف اول ازچپ:امام خمینی ، حجت الاسلام شیخ نصرالله خلخالی ، آیت الله حاج شیخ مجتبی لنکرانی و آیت الله دکتر محمدصادقی تهرانی

خاطرات ۲ خادم افغان منزل امام خمینی  در نجف 

«ننه فاضل» و«حاج ابراهیم»  خادمان افغان حضرت امام  نیز در نجف بودند.

«فاطمه طباطبایی» همسر «سیداحمد خمینی» : ننه فاضل که افغانی بود و در نجف سکونت داشت و به ما کمک می‌کرد.

سقای «افغانی»حرم حضرت علی ، خادم خانه امام خمینی «نجف»شد

«حاج ابراهیم» از شهر بامیان افغانستان بود و در آنجا به کشاورزی اشتغال داشت در زمان «ظاهرشاه»، افغانستان را ترک و راهی نجف اشرف شد.

وی در آن شهر به کارهای مختلف پرداخت و شب‌ها در کنار صحن حرم امام علی (ع) استراحت و عبادت می‌کرد و به زائران حرم آب می‌داد و سقایی زائران آن حضرت شده بود.

آیت الله سید محمود شاهرودی  دردیداربا امام خمینی-نجف

خاطرات او از این سال‌ها که چندی قبل در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده است بسیار خواندنی است.

حاج ابراهیم در رابطه با آغاز آشنایی خود با امام خمینی چنین نقل کرده است:

در نجف به کارهای مختلفی مشغول بودم، روزی یک نفر آمد و گفت که گنبد امیرالمومنین (ع) نیاز بازسازی دارد حاضری همکاری کنی، گفتم: بله کجا بهتر از آنجا و مشغول به کار شدم.

در مقبره‌ای کنار صحن حرم آقا که مربوط به یکی از عالمان بود، استراحت و عبادت می‌کردم و شب‌ها هم به زائران حرم آب می‌دادم و ساقی شده بودم.

هر شب سیدی بزرگوار که بسیار هم مرتب و منظم بود به حرم می‌آمد و در فاصله کمی از ضریح دست به سینه می‌ایستاد و از حفظ زیارت «جامعه کبیره» می‌خواند و هیچ‌گاه از من آب نخواست.

دعوت امام ازسقای حرم

مدتی از کار جدیدم در نجف نمی‌گذشت که روزی فردی به سراغم آمد و گفت:

آقا سید روح الله از مراجع تقلید است که از ایران آمده ایشان شما را به دفتر خود خواسته است.

چرامرااحضارکرده!من چه کاربدی کردم؟

هرچه فکرکردم که من کاربدی نکردم،فقط من در حرم حضرت علی(ع) قرآن می‌خواندم  وبه زائرین آب می دادم . یک نفر را به سراغ بنده فرستادند. ابتدا نرفتم چون تصور می‌کردم امام از من دلگیر هستند و قصد شکایت دارند. بار دوم همان شخص به سراغم آمد و گفت؛ امام با تو کار دارند. گفتم: شما را به خدا بگویید چه کار دارند؟.

گفت: به خدا نمیدانم.

گفتم: نکند از دست من ناراحت هستند. گفت: نه فقط به من گفته‌اند که برو آن مردی را که در حرم است به اینجا بیاور.

به او گفتم: شما بروید من خواهم آمد، او هم رفت.

بلاخره به اصرار قاصد پیغام امام به ملاقات ایشان رفتم و با امام خمینی در دفتر کار ایشان در نجف ملاقات کردم.

وقتی  وارد اتاق شدم، روی زمین نشستم به امام نگاه کردم، جذبه ایشان مرا گرفت، زبانم قفل شد و نتوانستم چیزی بگویم، حتی نتوانستم سلام عرض کنم، بدنم خیس عرق شده بود

امام خمینی بمن سلام کرد

تا اینکه خود امام به من سلام کرد

امام من پرسیدند. اسمت چیست؟

گفتم: حاج ابراهیم خادم نجفی

تا اینکه خود امام به من سلام کرد و گفت: حاج ابراهیم!

گفتم: بله بفرمایید و انگار با همین جمله قفل زبانم گشوده شد،

بعد از احوالپرسی از من پرسید:

امام:حاج ابراهیم! مرا می‌‌شناسی ؟

– بلی آقا، هر شب شما را کنار ضریح مولا علی می‌بینم.

امام: حاج ابراهیم! دوست داری اینجا پیش ما کار کنی؟

– دوست دارم اما الان کاری را در حرم انجام می‌دهم و اگر بیایم اینجا و شما خوشتان نیاید من آن کار را هم از دست می‌دهم!

حضرت امام گفت: نه تا خودت بیرون نروی ما بیرونت نمی‌کنیم.

– زمانی که داشتم با امام خمینی  قول قرار می‌گذاشتم یک باره به ذهنم رسید و گفتم که راستی آقا! من به شرطی اینجا می‌آیم که اگر از دنیا رفتم شما نماز وحشت مرا بخوانید!

امام : اگر من زود‌تر از شما از دنیا رفتم چه؟

– شما عالم و مجتهد هستید چرا بمیرید!

امام : خیلی خوب پس قرارمان این باشد که هر که زود‌تر فوت کرد نمازش را آن یکی بخواند.

– وقتی خبر فوت امام منتشر شد یاد این قرار افتادم، شوکه شده بودم و از آن به بعد دنیا برایم بی‌معنا و پایان یافته بود.

حاج ابراهیم با بیان اینکه امام چنان ابهت و عظمتی برای من داشت که خیال می‌کردم همه دنیا اوست و مدام می‌گفتم: چرا زندگی بعد از امام باید ادامه داشته باشد،‌‌ همان شب یاد عهدم با امام افتادم و حسرت خوردم که‌ایکاش امام زنده بود، نمی‌دانم با چه حالی برای ایشان نماز وحشت خواندم.

کارهای  خانه 

صبح‌ها نان خانه آقا مصطفی را هم من می‌خریدم و درب منزل ایشان تحویل می‌دادم، باقی خرید‌ها با خودشان بود بعد از خانم امام زنبیل را می‌گرفتم و می‌رفتم خرید.

گاهی اوقات که قرار بود میوه بخرم خانم امام مثلا می‌گفت: چهارعدد پرتقال بخرید و تأکید داشت که به جای یک یا ۲ کیلو میوه چند عدد بخرم ولی میوه خوب و من همیشه سر همین خرید جزئی با میوه فروش‌ها بحث داشتم.

من سواد م فقط قرآنی بود،غیرقرآن رانمی توانستم بخوانم وبخاطرهمین  نمی‌دانستم حاج خانم در فهرست چه چیزهایی نوشته‌اند

به همین خاطر مجبور بودم چند بار برای تهیه ملزومات به بازار برگردم به همین دلیل خانم امام به من می‌گفت: چقدر خوب بود سواد داشتی حاج ابراهیم.

بازدید سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی۳۰ فروردین ۱۳۹۷درخانه امام خمینی درنجف بعدازبازسازی

نماینده موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی  در نجف (سیدعلی اکبرمحتشمی پور) ازیارویاوران امام خمینی دردوران هجرت ۱۴سال ۳ماه  امام بود

محتشمی(متولد ۱۳۲۵ تهران)وزیر کشور دولت دوم میرحسین موسوی و نماینده دوره سوم و ششم مجلس شورای اسلامی بوده

این منزل راآقای شیخ نصر الله خلخالی  اجاره و تهیه کرده بود

شهرنجف :۴نفرردیف اول ازچپ:امام خمینی ، (نفرکنار امام)حجت الاسلام شیخ نصرالله خلخالی ، آیت الله حاج شیخ مجتبی لنکرانی و آیت الله دکتر محمدصادقی تهرانی

امام خمینی درنجف ۲خدمتکارداشت بنامهای «ننه فاضل» و«حاج ابراهیم»  این خادمان افغانی بودند.

مدیریت سایت-پیراسته فر:این گزارش حاصل گُلچین  ده هاجرائدورسانه هابوده که باهم جفت وجورش کردم

نمازمغرب وعشا-درمنزل-به امامت امام

شب‌ها وقتی نماز مغرب و عشاء را در دفتر به امامت ایشان می‌خواندیم، می‌رفتم بالای پشت بام و رختخواب امام را باز می‌کردم تا شاید پس از آن گرمای روزهای نجف ایشان کمی آسایش داشته باشند.

یک شب دیر وقت بود که به منزل رسیدم و یک دفعه یادم آمد که رختخواب امام را باز نکرده‌ام، خودم را به خانه امام رساندم و وقتی به پشت بام رسیدم دیدم امام خودشان جا را درست کرده‌اند و می‌خواهند بخوابند، گفتم: آقا! ببخشید امشب یادم رفت.

امام : حاج ابراهیم تو این همه راه آمده‌ای برای اینکه رختخواب من را بیندازی؟

گفتم: بله آقا

امام خمینی: مگر من کی هستم، دیگر به خاطر کار من زن و بچه‌ات را‌‌ رها نکن.

امام خمینی در ماه رجب و شعبان که ایام زیارتی مخصوص امام حسین (ع) بود،  با تعدادی از آشنایان خود در  منزل یکی از دوستان خود در کربلا می‌رفتند.

چرا مرا -کربلا-نمی‌برید؟

یکبار به امام خمینی اعترض کردم و گفتم: آقا شما هر سال برخی خادمان و افراد را به همراه خود می‌برید و من باید اینجا بمانم، چرا مرا نمی‌برید من هم می‌خواهم آنجا زیارت کنم.

امام :حاج ابراهیم، امیرالمومنین هم پدر امام حسین (ع) است و ثواب زیارتش زیاد، شما را اینجا می‌گذارم چون بیشتر اطمینان دارم، حالا هم اگر خواستی بعد از نماز صبح برو کربلا زیارت کن بعد هم برگرد.

پسرخادم با سیدحسن-نوه امام -همبازی بود

– پسر من با سید حسن نوه امام ، هم بازی بود، هر چه قدر این ۲ در حیاط بازی و سر و صدا می‌کردند، امام با اینکه در اتاق کنار حیاط مشغول به مطالعه بود حتی یکبار هم نشد با آن‌ها دعوا کند یا حتی تذکری بدهد و یا به خانواده بگوید که این بچه‌ها را ساکت کنید.

آیت الله سید محمد باقرصدر(پدرمقتدی صدر-درکنار امام خمینی-نجف-مراسم  فوت سیدمصطفی خمینی

ساده زیستی امام

حاج ابراهیم با اشاره به ساده زیستی امام و اینکه ایشان با طلاب کشورهای دیگر بسیار مهربان بودند و همیشه آن‌ها را مورد تفقد خود قرار می‌دادند، افزود: برای مثال غذای امام در میهمانی‌ها با غذای بقیه فرق می‌کرد و بسیار ساده و اندک بود.

حاج ابراهیم با بیان اینکه امام با طلاب بی‌بضاعت بسیار مهربان بود،  ایشان همواره طلاب کشورهای دیگر را که وضع خوبی نداشتند، مورد تفقد قرار می‌داد و به آن‌ها کمک می‌کرد و اگر زائران از کشورهای مختلف هدیه‌ای برای امام می‌آوردند، امام آن را در میان حاضران تقسیم می‌کرد و برای خودش چیزی بر نمی‌داشت.

تنظیم ساعت کسبه  ازروی نظم  امام خمینی 

خادم امام با بیان اینکه ایشان هر شب به حرم امام علی (ع) مشرف می‌شدند و زیارت جامعه کبیره می‌خواندند،  امام به قدری دقیق بود که کسبه محل می‌گفتند ما ساعتمان را با رفت وآمد آقا روح الله تنظیم می‌کنیم.

امام -امام جماعت- مسجدترک ها

امام قبل از ممانعت رژیم صدام نماز را در مسجد ترک‌ها که در بازار «حویش» نجف اقامه می‌کرد در قنوت بسیار گریه می‌کرد تا آنجا که مأمومین هم همراه ایشان گریه می‌کردند.

امام باید هر شب به حرم امام علی (ع) مشرف می‌شدند.

توصیه سیداحمدآقا به امام درزمان مریضی

یک شب که ایشان مریض بودند، حاج احمد آقا گفتند:

شما به مردم می‌گویید از راه دور هم می‌شود زیارت کرد، حالا امشب که مریض هستید، خودتان از دور زیارت کنید از بالای منزل حرم دیده می‌شود

امام خطاب به سیداحمدآقا:

مرا از این افکارعوامانه‌ام دور نکنید.

خاطره روزشهادت سیدمصطفی  خمینی

خادم افغان امام در رابطه با روزهای شهادت آقا مصطفی خمینی و آرامشی که امام در آن هنگام داشت،یک روز طرف‌های ظهر بود که دیدم از خانه امام سر و صدا می‌آید، پرسیدم چه شده ؟

گفتند: آقا مصطفی حالشان بد است و او را به درمانگاه «کوفه» بردند بعد هم که خبر فوت وی را آوردند.

من می‌دیدم که برخی اعضای خانه خیلی شیون می‌کردند، اما خود امام اصلا خم به ابرو نیاورد و کارهای روزمره‌اش را هم تعطیل نکرد

در مجلس ختم آقا مصطفی در مسجد وقتی روضه خوان روضه آقا علی اکبر را خواند، امام بسیار گریه کرد.

خدا رحمت کند آقا مصطفی را درس شلوغی داشت و همیشه مرا که می‌دید با من شوخی می‌کرد و آدم خنده رویی بود.

بازداشت خادم امام توسط سازمان امنیت عراق

«انت خادم سید خمینی؟»

حاج ابراهیم با بیان اینکه صدام، امام را مجبور به ترک عراق کرد و امام از آنجا راهی پاریس شد، افزود: من در خانه امام در نجف ماندم و در‌‌ همان جا زندگی کردم.

شبی من در حال خواندن قرآن بودم، دیدم از خانه بغل دستی ما سرباز‌ها وارد منزل امام شدند و بالای سرم چند سرباز مسلح ایستادند، یکی از آن‌ها پرسید: «انت خادم سید خمینی؟

گفتم: بله

گفت: باید با ما بیایی

گفتم: به چه جرمی؟

گفت: حرف نزن!

آن‌ها حتی اجازه ندادند که عرقچین و پیراهنم را بردارم و یک سرباز با قنداق تفنگ محکم به شانه‌ام زد.

به جرم اینکه خادم امام خمینی  بودم، مرا سخت شکنجه کردند، من در زندانی در بغداد زندانی بودم و هر روز دست‌هایم را می‌بستند و سهمیه شلاق مرا می‌زدند، سپس مرا به اتاق تاریکی برده و چشم‌هایم را می‌بستند، حدود ۳ ماه شکنجه شدم و قرار بود اعدام شوم اما نمی‌دانم چه شد که مرا به مرز ایران بردند و‌‌ همان جا‌‌ رهایم کردند.

در مرز ایران با عراق یک آشنا به من پول و وسایل سفر داد تا خود را به ایران برسانم و چند روز بعد به قم رسیدم.

واکنش امام خمینی به اخراج خادمش

– زمانی که به قم رسیدم انقلاب اسلامی با رهبری امام به پیروزی رسیده بود و امام آن زمان در شهر قم مستقر بودند، من از خانواده‌ام در نجف خبری نداشتم بعد از زیارت حرم حضرت معصومه (س) در خانه یکی از اقوام مستقر شدم و در اولین فرصت به محل استقرار حضرت امام در قم رفتم.

از پاسداری که جلو درب ایستاده بود، خواستم که مرا نزد امام ببرد اما او ممانعت کرد و گفت وقت ندارد به او گفتم من اسمم حاج ابراهیم است و در نجف خادم ایشان بودم اگر شما به وی یا خانواده‌اش بگویید من آمده‌ام آن‌ها مرا می‌شناسند.

هر چه اصرار کردم آن‌ها باور نمی‌کردند و به حرفم گوش ندادند، چند روز کارم همین بود، ولی فایده نداشت.

یک روز یکی از اعضای بیت امام که در نجف مرا دیده بود، من را شناخت، ماجرا را برایش گفتم و ۱۰ دقیقه بعد گفت: بگویید حاج ابراهیم بیاید داخل.

وقتی وارد شدم امام رو به طرف پنجره ایستاده بود و بعد برگشت و من جلو رفتم و دستش را بوسیدم و گریه کردم.

امام : حاج ابراهیم گریه نکن

گفتم: آقا نمی‌دانید به خاطر اینکه خادم شما بودم چقدر مرا اذیت کردند.

امام : انشاالله از آن‌ها -عراق-انتقام خواهیم گرفت.

امام گفت: کی آمدی ؟

– یک هفته است

امام: زن و بچه‌ات کجاست؟

– من از آن‌ها بی‌خبرم و بعد از اینکه دستگیر شدم و به اینجا رسیدم فقط توانستم با نجف تماس بگیرم و بگویم من اینجا هستم.

امام دستور داد تا خانواده و وسایل زندگی‌ام را بیاورند به قم

امام: حاج ابراهیم، بیا اینجا مثل‌‌ همان جا مشغول به کار شو

من گفتم: نه آقا، آنجا شما سمت خاصی نداشتید، اما اینجا رهبر هستید و هزار دشمن دارید، من هم آدم ساده‌ای هستم، ممکن است فردا خریدی کنم و خدای نکرده مشکلی پیش بیاید به من کار ساده تری بسپرید.

امام خمینی  به من پیشنهاد کار در منزل برادر خود» آیت الله پسندیده «را داده و فرمودند: خیلی خوب‌‌ همان خدمتی که در نجف به من کردی از آن بیشتر را به برادر بزرگم آقای پسندیده انجام بده.

امام:من هم اینجا هستم و هر وقت کاری داشتی به من سر بزن و زن و بچه‌ات که رسیدند به احمدآقا بگو تا خانه‌ای برایشان تهیه کند.

از آن روز به بعد من خادم منزل آیت الله پسندیده شدم و سالی یک مرتبه هم برای دیدار با امام به جماران می‌رفتم و ایشان همواره به من لطف داشت و از من دلجویی می‌کرد.

آخرین دیدار با امام

زمستان سال آخری که خدمت امام رسیدم، ایشان بسیار لاغر و ضعیف شده بودند تا چهره مبارکش را دیدم به گریه افتادم و گفتم: آقا! چه بلایی سر شما آمده، چرا این طوری شدید؟

امام سکوت کرد و چیزی نگفت و از اوضاع و احوالم پرسید.

گفتم: پسر بزرگم را می‌خواهم داماد کنم و ایشان تأیید کردند.

«ننه فاضل» که در نجف اشرف خادم منزل امام خمینی بود، بعد از پیروزی انقلاب به جماران آمد و همچنان در منزل امام مشغول به خدمت بود،«حاج ابراهیم» نیزبعد از انقلاب خادم منزل برادر امام-آیت الله پسندیده-شدند.

عروس امام می گوید: «ننه فاضل» زنی زیرک و دانا بود و احمد (سید احمد خمینی) به شوخی به او می‌گفت: تصور می‌کنم تو رئیس یک حزب سیاسی در افغانستان باشی.

 

یک روز که من مشغول گرفتن عکس از امام بودم، وی آمد و از من خواست تا عکسی از امام با او بگیرم تا دنیا بدانند نزد امام ایرانی و غیر ایرانی تفاوتی ندارد.

چای امام خمینی

 

 

«حاج ابراهیم »خدمتکار منزل امام خمینی درنجف  می گوید: تابستان بود و روزهای گرم نجف، ظرف ها را که شستم، خواب عصرگاهی مرا گرفت. آقا هم عادت داشتند در سرداب می خوابیدند.

بعد از مدتی بیدار شدم تا چای را آماده کنم که دیدم سماور نیست، اول نگران شدم ولی بعد حدس زدم شاید آقا آن را برداشته است. خدمت ایشان که رسیدم، لبخندی زدند و گفتند: من چای خورده ام، بیا اینها را ضبط کن.

بعضی از وقت ها بود که آقا بدون اینکه از کسی بخواهند خودشان سماور را آماده می کردند

نماینده موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی  در نجف اشرف : همیشه آماده کردن چای های اول صبح خانه با امام بود.

توضیحات مدیریت سایت -پیراسته فر:با استفاده از کتاب «اقلیم خاطرات» فاطمه طباطبایی -کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی، وروزنامه جمهوراسلامی،جماران، فارس و..با  اصلاحات-حذف واضافات .ویرایش وانتخاب تیترها وافزودن عکس

همه تبعید”اخراج“های  امام خمینی

چهارده۱۴سال ۳ماه دوری ازوطن/۲+ماه زندان۸ماه حصر

یازده ماه ترکیه+۱۳سال عراق+۴ماه فرانسه

سیزده ۱۳آبان۱۳۴۳–تیعیدامام خمینی  به ترکیه

۱۳سال اقامت درنجف

سیزده۱۳مهر۱۳۴۴تبعیدازترکیه به عراق”نجف”

دوازده۱۲مهر۱۳۵۷تبعید-اخراج-ازنجف به کویت

کویت اجازه حضوربه خاکش رانداد،بناچارامام چندساعت بعدبه عراق(بصره)برگشت وروزبعد۱۳مهر۵۷ازطریق فرودگاه بغدادبه «فرانسه»منتقل شد.

چهارده۱۴مهر۱۳۵۷وارد”پاریس”شد.

دو۲روزبعد(۱۶مهر)به حومه پاریس(نوفل لوشاتو)منتقل شد.

دوازده۱۲بهمن۱۳۵۷واردکشورایران شد.

ده۱۰روز(دهه فجر)هنوزتفاله های شاه “بختیار”حکومت متزلزلی داشتند.

بیست ودو۲۲بهمن حکومت شاه به زانودرآمد وحکومت بدست عاشقان خمینی درآمد.پیروزی انقلاب

ساعت۲۲:۲۳ شنبه ۱۳خرداد۱۳۶۸(٢٨ شوال ١۴٠٩)روح خدا به خدا پیوست.

درباره نویسنده

1725مطلب نوشته است .

۶ Comments on “زندگی۱۳ساله”خمینی درنجف”خانه امام درنجف+عکس”

  • تلویزیون ال جی wrote on ۷ خرداد, ۱۳۹۷, ۱۰:۳۹

    مطالبی که در سایت به اشتراک میزارید بسیار جامع و مفید می باشد

  • تولید کننده لباس کار wrote on ۹ خرداد, ۱۳۹۷, ۳:۲۵

    سپاس از اطلاعات مفیدی که در اختیار ما قراردادید

  • کفپوش اپوکسی wrote on ۱۳ خرداد, ۱۳۹۷, ۳:۲۸

    از اینکه مطالب سایت شمارو مطالعه کردم بسیار لذت بردم .. همیشه پرانرژی به کارتون ادامه دهید.

  • مویک پرو wrote on ۲۲ خرداد, ۱۳۹۷, ۴:۴۴

    خیلی خوبه که با وبسایت شما آشنا شدم.. مطالب اشتراکی بسیار مفید و کاربردیست

  • سمعک wrote on ۲۹ خرداد, ۱۳۹۷, ۱۱:۰۴

    مقاله جالبی بود

Trackbacks

  1. این« چای»خوردن داره!وقتی امام خمینی قهوه چی می شود!نجف منزل امام

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2018 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما