– دریافت خسارت از عراق بابت جنگ تحمیلی مساله ای است که هر از چند گاهی و به بهانه های مختلف به یاد مردم و مسئولان می افتد.

سال گذشته هم که کمیته غرامت وابسته به سازمان ملل در بیانیه ای از پرداخت مرحله ای دیگر از غرامت های جنگی ناشی از تجاوز عراق به کویت به ارزش یک میلیارد و ۶۰ میلیون دلار خبر داد این موضوع پررنگ شد و همه سوال های بی جواب در خصوص پرداخت غرامت جنگی عراق به ایران باز هم پرسیده شد.

 عراق مکلف شد تا سالانه ۵ در صد از درآمد نفت خود را به عنوان غرامت جنگی به کویت بپردازد و طی آخرین گزارش بان کی مون به شورای امنیت در این خصوص، ۳۶.۵ میلیارد دلار غرامت به کویت پرداخت کرده است و ۱۶ میلیارد دیگر نیز باقی مانده است.

پرداخت غرامت برای تجاوزی که تنها ۶ ماه به طول انجامید.

عدم پرداخت خسارت عراق به ایران برای ۸ سال جنگ تحمیلی – جنگی که به عنوان طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم نام گرفت – در حالی است که خاویر پرز دکوئیار؛ دبیرکل وقت سازمان ملل پس از سالها در سال ۱۹۹۱ در گزارشی رسمی عراق را آغازگر جنگ اعلام کرد.

بر اساس بند ۷ قطعنامه ۵۹۸ قرار شد پس از آنکه کمیته‌ای در سازمان ملل متحد تشکیل شده و کشور متجاوز اعلام شد، میزان خسارات تعیین و در راستای آن صندوق بین‌المللی، پول ویژه‌ای برای کمک به خسارت دیدگان جنگ ایران و عراق در نظر گرفته شود؛ اتفاقی که هیچگاه رخ نداد.

هرچند مبلغ خسارت وارده از سوی ایران هزار میلیارد دلار تعیین شد اما کارشناسان سازمان ملل این رقم را به ۲۰۰ میلیارد کاهش دادند.

با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد این موضوع بار دیگر مطرح شد.

در این میان برخی نمایندگان مجلس نیز دریافت غرامت جنگی از عراق در قبال واگذاری برخی چاه های نفتی به عنوان تعاملی غیرنقدی در ازای پرداخت غرامت را حق مسلم ملت ایران دانستند.

در آن زمان طرحی از سوی کمیسیون امنیت ملی مجلس ارائه شد که به موجب آن دولت ملزم به پیگیری اخذ غرامت و خسارت های ۸ سال جنگ تحمیلی از دولت عراق است.

هرچند برخی کارشناسان عدم توفیق ایران در دریافت غرامت را ناشی از کارشکنی و مخالفت آمریکا می دانند اما به نظر می رسد هیچگاه عزم جدی برای این موضوع در میان مسئولان کشور نیز وجود داشته است.

همچنانکه سبحانی نیا عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی مساله دریافت غرامت از عراق را مرتبط با روابط دوستانه با دولت عراق عنوان کرده و گفته: این مساله پیگیری نشد تا فشار بیشتری به دولت مالکی وارد نشود.

این در حالی است که عراق در حین برقراری روابط دیپلماتیک با کویت، به صورت اقساط مکلف به پرداخت غرامت است اما ما به بهانه روابط دوستانه باید از ۱۰۰۰ میلیارد دلار غرامت جنگی بگذریم.

اما بررسی کوتاهی در میزان تولید نفت خام عراق مشخص می کند که میزان صادرات این کشور به ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز می رسد و این ظرفیت تا سال ۲۰۱۷ به ۱۲ میلیون بشکه هم خواهد رسید.

با سرنگونی رژیم بعثعراق، دولتمردان جدید این کشور نیز هرگز دولت متبوع خودشان را مبری از این مسئولیت ندانسته‌اند.

جلال طالبانی رئیس جمهور عراق در ۸ اسفند ۱۳۸۷ گفته بود: دولتمردان فعلی عراق از ایران انتظار دارند که غرامت جنگی این کشور را ببخشد.

در همین حال برخی گروه های سیاسی عراقی مدعی دریافت غرامت از ایران به خاطر کم شدن میزان آب رودخانه های این کشور هستند که از ایران سرچشمه می گیرند.

حتی جلال طالبانی از درخواست لغو بدهی های عراق در مجمع عمومی سازمان ملل خبرداده و گفته: این بدهی ها به صورت ناعادلانه به عراق تحمیل شده است.

آیا پرداخت غرامت جنگ، خونریزی، ویرانی شهرها و تاسیسات و هزاران کشته و جانبازان و اسرایی که حاصل ۸ سال جنگ افروزی عراق در ایران بوده بدهی غیرناعادلانه ای است که به این کشور تحمیل شده است؟

اما دولت دوست و برادر عراق باید به یاد داشته باشد که رابطه‌ طولانی برادری با حفظ و رعایت حقوق متقابل برقرار باقی می‌ماند و روابط حسنه هرگز به معنای صرفنظر کردن از حق یک ملت نیست.

از طرفی مسئولین هم باید بدانند که عدم دریافت خسارت از عراق بخصوص پس از مشخص شدن تقصیر بی چون و چرای صدام حسین در شروع جنگ علیه ایران به معنای پایمال کردن حقوق شهدا و تیز کردن دندان دشمن برای جنگ افروزی مجدد خواهد بود./افکارنیوز۲۷تیر۱۳۹۱

***

پرداخت  ۴۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلارغرامت به کویت
حسین سبحانی‌نیا در گفت‌وگو باخانه ملت، درباره دریافت غرامت ایران از دولت عراق، گفت: به دلیل مشکلات اقتصادی که دولت نوری‌المالکی با آن دست وپنجه نرم می‌کند و نوع روابطی که ایران با دولت بغداد دارد، تاکنون کشورمان اصراری برای بلفعل درآوردن  غرامت جنگ هشت‌ساله را از عراق نداشته است.
ریشه بحران قره‌باغ باید بررسی شود/ غربی‌ها آتش‌بیار معرکه شدند
نماینده مردم نیشابور و فیروزه در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه دریافت غرامت جنگی از دولت عراق حق مسلم کشورمان است، تصریح کرد: سازمان ملل به عنوان نهاد بین المللی دولت صدام حسین دیکتاتور سابق عراق  را به عنوان آغازگر جنگ معرفی کرده و این بر حقانیت ایران برای دریافت غرامت مهر تائید زده است.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به دریافت غرامت  ۴۴میلیاردی۵۰۰میلیون دلاری کویت از دولت عراق، ادامه داد: دولت کویت مصرانه خواهان دریافت غرامت حمله نظامی عراق به این کشور بوده و ملاحظاتی درباره وضعیت اقتصادی دولت نوری مالی نداشته است.

عضو هیات رئیسه مجلس گفت: خسارتی که دولت عراق باید درباره تحمیل جنگ به ایران بپردازد بالغ بر هزار میلیارد دلار برآورد شده است.

کمیسیون خسارت های سازمان ملل اعلام کرد که از محل صندوق خسارات این سازمان به مدعیان مربوط به پرونده خسارات ناشی از حمله عراق به کشور کویت یک میلیارد و سه میلیون دلار دیگر به عنوان غرامت در اختیار دولت کویت گذاشته است.با پرداخت مبلغ اخیر مجموع رقم های پرداختی به دولت کویت تا کنون به ۴۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار رسیده است و هنوز ۷ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار از محل بودجه تعیین شده برای پرداخت به سایر دعاوی مربوط به این پرونده باقی مانده است.   /۰۶ بهمن ۱۳۹۲تابناک

***

مردم عراق هم ازصدام ناراضی وشاکیند!

محمود عثمان، نماینده مجلس ملی عراق به رادیو فردامی گوید مردم عراق اصلا اعتقادی به پرداخت غرامت ندارند زیرا جنگ ۸ ساله را ناشی از عملکرد حزب بعث می دانند که با آن مخالف بوده اند.

خسارت وغرامت جنگ رابایدحامیان صدام بدهند

آنهایی که امروز می خواهند دموکراسی را در عراق پیاده کنند و ظلم را ریشه کن سازند، باید جمع شوند و تمام خسارت های هر دو ملت ایران و عراق را بپردازند
سلیمان جعفرزاده نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی می گوید: «طرف عراقی از ایران، خواستار بخشش غرامت ها است.
صدام حسین برای تامین مخارج جنگ، از کشورهای بسیاری پول گرفت، اما بسیاری از آن کشورها، این بدهی را بخشیده اند. ما می خواهیم که ایرانی ها نیز مساله غرامت را لغو کنند، نه اینکه بگویند فعلا این موضوع را غیرفعال می گذاریم.»

از سوی دیگر سلیمان جعفرزاده، نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی به رادیو فردا می گوید تاوان و غرامت جنگ ۸ ساله را «باید کشورهایی به ایران بپردازند که صدام حسین را مسلح کردند» و به گفته او «دو ملت برادر» را درگیر ساختند.

آقای جعفرزاده می گوید: «من معتقدم آنهایی که امروز می خواهند دموکراسی را در عراق پیاده کنند و ظلم را ریشه کن سازند، باید جمع شوند و تمام خسارت های هر دو ملت ایران و عراق را بپردازند. به ویژه خسارت های ملت ایران که ۸ سال زجر کشیدند و تحت فشار بودند و جوانانشان را از دست دادند.»

خسارت جنگ۳۵۰ میلیارد دلار 

براساس یک آمار غیررسمی، جنگ ۸ ساله، حدود ۳۵۰ میلیارد دلار به ایران ضرر وارد کرد. اما میزان غرامت درخواستی جمهوری اسلامی مشخص نیست.

سلیمان جعفرزاده، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، می گوید: «آمار میزان غرامت های ایران هم در سازمان ملل متحد و هم در اسناد دو کشور موجود است.»

محمود عثمان، نماینده مجلس ملی عراق معتقد است که دو طرف ایرانی و عراقی تاکنون به طور مشخص درباره میزان غرامت حرفی نزده اند.

سه روز آینده برای اقلیم کردستان حیاتی خواهد بود/ایران بهترین گزینه برای سرپرستی مذاکرات بغداد - اربیل است

این سیاستمدارکهنه کاراقلیم کردستان عراق می گوید: «آنها دقیقا ننشسته اند و بررسی کنند که این غرامت ها چقدر است. چون ایرانی ها تاکنون رسما از طرف عراقی تقاضا نکرده اند. آمارها حاکی از ۱۰۰ میلیارد دلار است. اما عراقی ها هم می توانند بنا به اسناد و جداولی، مبالغی را از ایران به عنوان خسارت طلب کنند.

چون عراقی ها می گویند ایرانی ها نیز در جنگ ۸ ساله، مسوولیت داشته اند. بنابراین اگر ایران بخواهد از عراق غرامت بگیرد، عراقی ها هم می توانند طلب پول کنند.»

شرایط فعلی عراق باعث شده است که اکنون حرفی از گرفتن خسارت نشود زیرا امنیت عراق برای جمهوری اسلامی مهم است
سردارعلیرضا افشار معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی

سردار افشار، معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و رییس سابق ستاد مرکزی سپاه پاسداران در مصاحبه با خبرگزاری مهر گفته است: تنها مشکلی که در حال حاضر وجود دارد دولت فعلی عراق است که باعث شده موضوع تامین خسارت ها غیر فعال بماند به گونه ای که از سوی مسوولان عراقی از ایران خواسته شده تا ما خسارت ها را ببخشیم که جمهوری اسلامی ایران نیز در این خصوص جوابی نداده است.

بنی صدر می‌گفت نمی‌توانیم سرنوشت جنگ را در میدان جنگ رقم بزنیم

به گفته آقای افشار، شرایط فعلی عراق باعث شده است که اکنون حرفی از گرفتن خسارت نشود زیرا امنیت عراق برای جمهوری اسلامی مهم است.

معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گفته که ایران از دریافت غرامت، منصرف نشده و مصالح نظام است که باعث شده تا این موضوع تعقیب نشود.

دولت عراق توانایی پرداخت غرامت ندارد

محمود عثمان در بغداد در واکنش به اظهارات این مقام نظامی جمهوری اسلامی می گوید: «دولت عراق اکنون توانایی پرداخت غرامت به ایران را ندارد. ما انتظار داریم کشورهایی مانند که خود را دوست ملت و دولت عراق می دانند، باید از تلاش برای دریافت غرامت صرفنظر کنند.»

با این حال سلیمان جعفرزاده در تهران، سخنان معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را تایید می کند و معتقد است که اکنون تامین امنیت عراق، امنیت ایران خواهد بود.

دولت عراق اکنون توانایی پرداخت غرامت به ایران را ندارد. ما انتظار داریم کشورهایی مانند که خود را دوست ملت و دولت عراق می دانند، باید از تلاش برای دریافت غرامت صرفنظر کنند
محمود عثمان نماینده پارلمان عراق

او می گوید: «اگر در عراق امنیت نباشد نه تنها ایران بلکه امنیت دیگر کشورهای منطقه نیز تهدید می شود. ما امروز اولویت برقراری امنیت در عراق را داریم. تثبیت دولت عراق و حاکمیت دولتی که بتواند امنیت را در سراسر آن کشور تامین کند برای ما مهم است. امروز چون دولت عراق بر مرزهایش تسلط ندارد، تروریست ها از آنجا وارد شهرهای مرزی ایران می شوند و بمب گذاری می کنند. پس ناامنی عراق به همسایگانش هم سرایت می کند و بنا براین امروز اگر دولت عراق تقویت شود به نفع ماست. اما فراموش نکنیم که مردم و دولت ایران از حق خود نخواهند گذشت.»

علیرضا افشار، معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به خبرگزاری مهر گفته است: «مصلحت کشور در آن روزها ایجاب کرد که امام قطعنامه را بپذیرد، این شهامت امام یک پایه دینی دارد که به قول فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی، حرف مرد دو تا است، وقتی می فهمد کاری اشتباهی است قبول کند و آن حرف را تصحیح کند.»/منبع:۲۹/تیر/۱۳۸۶ رادیوفردا

***

جدول میزان خسارات جنگ عراق -ایران

هشت سال جنگ تحمیلی در ایران با تحمل هزینه های فراوانی همراه بود، جنگی که علاوه بر هزینه های انسانی خسارتهای فراوانی را به دنبال داشت ، براساس منابع جمع آوری شده در کتاب اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی به قلم فرهاد دژپسند، میزان خسارتهای مستقیم وارد شده به ایران از محل تخریب ساختمان ها و تاسیسات، ماشین آلات و تجهیزات و مواد کالاها سر جمع رقمی بالغ بر ۳۰۸۱ میلیارد تومان به نرخ جاری سال ۵۹ تا ۶۷ خواهد بود این رقم در صورتی که بر مبنای دلار رسمی و تغییر آن به ریال و دلار تبدیل شود می توان گفت سرجمع خسارات جنگ تحمیلی برای ایران رقمی معادل ۴۴۰ میلیارد دلار بوده است، این رقم در صورتی که بر مبنای تغییر نرخ ارز رسمی از ۷ تومان به ۲۴۸۰ تومان امروز مورد محاسبه قرار گیرد به نرخ روز رقمی معادل ۱٫۱ تریلیون تومان را شامل می شود.

میزان خسارت ایران در اثر جنگ تحمیلی

این ارقام نشان دهنده عمق بالای خسارات جنگ تحمیلی به نظام نوپای ایران است. کل درآمد نفتی ایران طی سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۳ یعنی قبل از دوران طلایی رونق بازار نفت معادل ۴۳۲ میلیارد دلار بوده است یعنی کمی کمتر از خسارت های جنگ تحمیلی و با احتساب درآمدهای طلایی هشت سال اخیر کل درآمد حاصل از صادرات نفت خام ایران طی ۳۲ سال اخیر به رقمی حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار می رسد

میزان خسارت ایران در اثر جنگ تحمیلی

که می توان گفت معادل ۴۴ درصد این درآمدها در دوران جنگ از زیر ساختهای اقتصادی کشور حذف شده است، زیر ساختهایی که بعضا در برخی از مناطق جنگ زده کشور هنوز هم به مانند آنچه پیش از آغاز جنگ بود بازسازی نشده است./۳۰ شهریور ۱۳۹۲خبرآنلاین

***

سازمان ملل ،عراق را آغازگر جنگ،ولی ایران را ادامه دهنده جنگ معرفی کرد!

علی خرم: ایران غرامت جنگ تحمیلی را بگیرد

گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با سیدعلی خرم دیپلمات ایرانی دوران جنگ است که به چگونگی پذیرش قطعنامه و دیدگاه مسوولان وقت نظام دراین باره می پرداز.

در دوران جنگ دو طیف فعالیت می کردند طیفی که مردان گفت و گو بودند و طیفی دیگر مردان جنگ. بعد از پایان جنگ بحث های زیادی شد گاهی این دو، همدیگر را متهم به کم کاری و ….کرده اند. برای نخستین سئوال، دیدگاه خود را درباره عملکرد طیف نخست«مردان جنگ» بگویید.

در سال ۱۳۹۰ راجع به سالهای ۱۳۶۵ و ۶۶ صحبت کردن سخت است. هم اینکه شرایط اینقدر متفاوت است که امروز نمی شود راجع به موضوعات دهه شصت به این راحتی صبحت کرد.

دید شما این است که دو طیف بودند یک طیفی نظامی و یک طیف سیاسی که هردو در حوزه خود مستقل و فعال بودند؛ اما از دید من این جور نیست. در آن موقع فضای جنگ اجازه نمی داد که طیف سیاسی هم حضور داشته باشد و دلیل واضح آن این است که آقای دکتر ولایتی به عنوان وزیر امور خارجه حرف هایی می زدند که نظامیان می زدند و این مشکل بزرگی بود. یعنی اگر امروز بدون شرایط جنگی برخی چیزها از سوی نظامیان ابراز می شود ، در شرایط جنگ این مساله چند برابر بود.

سیاست خارجی درباره “جنگ جنگ تا پیروزی” صحبت می کرد و نظامی ها هم همین جور حرف می زدند. پس دو طیف مستقل وجود نداشت.

نظامی ها تصور می کردند چون می جنگیدند دیپلماسی و وزارت امور خارجه هم باید در خدمت عملیات در جبهه ها باشد. در حالی که عراق عکس این عمل می کرد نظامی هایشان در جبهه خوب می جنگیدند و سیاسی هایشان هم در دیپلماسی و در سنگر سیاسی بنام صلح تلاش فراوانی می کردند و به همین خاطر شاید دیپلماسی عراق موفق تر بود.

پس آقای خرم کار شما خیلی سخت بوده است؟

بله زمان جنگ این جور بود یعنی در جو احساسی نمی توانستند مسائل را تفکیک کنند یعنی فضا اجازه تفکیک را نمی داد. فضا این را نمی پذیرفت که نظامی ها بجنگند و سیاسی ها هم کار سیاسی کنند و چهره کشور را صلحدوست نشان دهند. امکان داشت سیاسی ها متهم به وطن فروشی شوند و کسی دلش نمی خواست بر چسب وطن فروشی بخورد بنابراین سیاسی ها هم حرفهایی را می زدند که نظامی ها می زدند.

پس در این قطعنامه هایی که درباره جنگ در سازمان ملل نوشته می شد ایران چندان نقشی نداشت؟

ابدا! حتی در قطعنامه ۵۹۸

ولی ایران نماینده داشت؟

نماینده داشتن فرق می کند حتی در دوره آقای محمد جواد لاریجانی در معاونت اقتصادی و امور بین المللی وازرت امور خارجه در دوره تدوین قطعنامه ۵۹۸، ایشان می خواست برود به نیویورک و در مذاکرات شرکت کند که اختلاف های زیادی با آقای دکتر ولایتی در آن زمان پیش آمد، البته آقای دکتر ولایتی نظر وزارت امورخارجه را داشت و نظر شخصی نبود ولی فضا به هر صورت اینگونه بود.

پس در زمان قطعنامه ۵۹۸ عملا مذاکره ای در کار نبوده؟

نه، ۵۹۸ یک سال قبل از این که ما بپذیریم تصویب شده بود که بندهای آنرا مطلوب نمیدانستیم از جمله چون فاقد پرداخت غرامت بود ولی عراق یک سال قبل قطعنامه را پذیرفته بود.

ما بر اثر از دست دادن برخی مواضع استراتژیک در جبهه ها و مشکلات اقتصادی این قطعنامه را پذیرفتیم و نه اینکه با انتخاب و از موضع قدرت این قطعنامه را پذیرفته باشیم. در حقیقت از لحاظ نظامی در موقعیت خوبی نبودیم.

چرا قطعنامه یک سال دیر پذیرفته شد ؟ و اساسا چرا این قطعنامه پذیرفته شد؟

داستان این مسئله مفصل هست، قطعنامه ۵۹۸ از اواخر پاییز ۶۵ تا ۲۷ تیر ۶۶ در حال تدوین بود خیلی هم به ما گفتند که بیایید و در جلسات شرکت کنید. متنها از یک طرف غرور به ما اجازه نمی داد و از طرف دیگر ما اساسا جامعه جهانی را قبول نداشتیم. همین تصویری که الان نیز داریم. در نتیجه باعث شد که حجت را بر ما تمام کردند و ما را صدا زدند(دعوت کردند) و ما نرفتیم و در نهایت ۲۷ تیر ۶۶ قطعنامه صادر شد.

اما همین قطعنامه به خواسته های ما به شکل ظاهری توجه کرد: ۱- تعیین آغاز گر جنگ عراق ۲ تعیین خسارت ۳- به جای موضوع غرامت، صندوقی در نظر گرفته شد تا هر کسی که خواست در آن پول بریزد و بین ایران و عراق تقسیم شود که این هم باز تضاد دارد چرا که در این صندوق که تشکیل شده و همه در آن پول می ریزند تا به طرفین داده شود یعنی اینکه عراق و ایران به یک اندازه متهم هستند و به یک اندازه خطا کرده اند.

عراق بلافاصله بعد از ۲۴ ساعت قطعنامه را پذیرفت و لی پذیرش ما یک سال طول کشید

چرا طول کشید؟

ما ابتدا قطعنامه ۵۹۸ را جدی نگرفتیم اما سران دو ابرقدرت آمریکا و شوروی (بعد از قضیه مک فارلین) در ایسلند جمع شدند و در آنجا اعلام کردند که ما تصمیم گرفتیم جنگ ایران و عراق بدون غالب و مغلوب پایان پذیرد. ما به تمسخر به آنها نگاه کردیم ولی همان کاری را که گفتند کردند زمانی که این تصمیم را گرفتند زمستان ۶۶ بود.

پس از این زمانی است که ما مرتبا مناطق را از دست می دهیم تا برسیم به ۲۷ تیر ۱۳۶۷ و بالاخره قطعنامه را از سر اجبار می پذیریمیک ماه طول می کشد که آتش بس برقرار شود و این بار عراق دمی تکان می دهد و فکر می کند که حالا وقتش است که در جبهه ها جبران کند. آنها به مرزهای ایران حمله کردند. ایران ضمن اینکه از خودش دفاع کرد ولی آمریکا و شوروی عکس دفعه قبل عمل کردند و به عراق هشدار دادند که اگر از مرزهای بین المللی فراتر بروی ما ورق را برمی گردانیم. عراقی ها در نیویورک جلسه گذاشتند و بعد برگشتند و پذیرفتند که مرز بین طرفین همان طور بماند یعنی همان مرزهای “عهدنامه مرز دولتی و حسن همجواری ۱۹۷۵ ایران و عراق”.

ما باید زبان دنیا را در سال ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ می فهمیدیم و باور می کردیم که ابزار دنیا ابزار مادی هست. ما باید در نظر می گرفتیم که این دو قدرت بزرگ قادر هستند که اسلحه به یکی بدهند و او را تقویت کنند و یا برعکس. در زمانی که در موضع قدرت نظامی بودیم می بایست مذاکره می کردیم و داستان جنگ را با آبرومندی بپایان میبردیم تا حضرت امام مجبور نشود که جام زهر را بنوشد. جام زهر را امام نوشید برای اینکه تمام مسئولیت ها را بر عهده بگیرد و اختلافی نباشد که اگر اینجور نبود این کشور زیر و زبر شده بود اما نبایستی ما با باورهای غلط امام را به جایی می بردیم که جام زهر را بنوشد. اگر در سال ۱۳۶۶ وارد مذاکره سیاسی با عراق ، سازمان ملل متحد و قدرتهای بزرگ می شدیم دستاوردهای نظامی ما هم می توانست حفظ شود ولی خب تصور این بود که هر کس مذاکره برای صلح بکند وطن فروش، ضد ولایت فقیه و ضد اسلام است.

امام هیچ تمایلی به قطعنامه 598 نداشت

چرا ما یک دفعه قطعنامه را پذیرفتیم ؟

نه یک دفعه نپذیرفتیم.

حداقل یک دفعه اعلام شد؟

بله ولی شاید نزدیک دو ماه موضوع در کشور چرخید تا رسید به آن روز ۲۷ تیر ۱۳۶۷

عده ای می گویند این قطعنامه به امام تحمیل شد؟

بعد از جنگ، بعضی ها برای اینکه بتوانند رقبای خود را از میدان سیاسی به در بکنند این برچسب را می زدند در حالیکه همه بیک اندازه در چگونگی پایان یافتن جنگ موثر و مسئول بودند. در سئوال قبلی توضیح دادم چگونه پایان جنگ پذیرفته شد اگر قوانین طبیعی و ابزار مادی در کنار الطاف خداوندی در نظر گرفته میشد قبلا هم گفتم زمستان ۶۶ قطعنامه را می پذیرفتیم نه اوایل تابستان ۶۷.

از اواخر زمستان ۶۶ به بعد، فاو، شلمچه ،جزایر مجنون و… از دست ما رفت. در اسفند ۶۶ واقعه شیمیایی حلبچه وبمباران شهرهای ایران پیش آمد. تا اینکه کسانی که مسئول نظامی جنگ بودند گفتند با این امکاناتی که آنها دارند نمی شود بیش از این جنگید. آقای هاشمی گفت بنویسید و آقای محسن رضایی فرمانده کل سپاه نوشت که در آن درخواست امکانات سلاحهای متعارف و غیر متعارف شده بود. هر کسی این را می خواند جریان را می فهمد که در کوتاه مدت، پیروزی نشدنی است ممکن است بیست یا چهل سال بعد بشود. آقای هاشمی این نامه را داد به امام و امام خواستند مساله به بحث گذاشته شود. در آن زمان وضع اقتصادی ما بسیار بد بود.

رمانی که نفت بشکه ای ۷ دلار بود ما نفت را زیر ۵ دلار می فروختیم. یعنی مملکت در حال جنگ با بشکه ای ۴ یا ۵ دلار اداره می شد امروز که با ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار می فروشیم پیش خودمان شرمنده می شویم.

امام خیلی شهامت به خرج داد که از شعار “جنگ جنگ تا پیروزی” و “اگر بیست سال طول بکشد ما ادامه می دهیم” دست برداشت و جام زهر را نوشید و با شهامت، همه مسئولیت را خودش قبول کرد. امام می توانست بگوید این سپاه و دولت و … اینها می گویند ما نمی توانیم جنگ را ادامه دهیم پس مجلس یک قانونی تصویب کند و قطعنامه را بپذیریم. امام این کار را نکرد فداکاری کرد و همه مسئولیت را پذیرفت با این حال در آن موقع همه داشتند به هم اتهام می زدند.

آقای خرم شما گفتید ما می توانستیم سال ۶۶ بپذیریم من سئوال دیگری دارم آیا می شد بعد از فتح خرمشهر هم جنگ را تمام کنیم ؟

بله، من قبلا گفتم دلیلش هم این بود که فتح خرمشهر که صورت گرفت ما تقریبا رسیدیم به مرز، ما بیشترین قسمتی که در دست عراق داشتیم خوزستان بود عراق تمام تلاشش برای گرفتن خوزستان بود جای دیگری نبود و ما خوزستان را پس گرفته بودیم حالا بعضی ها بهانه تراشی می کنند که ما در قصر شیرین و … مقداری زمین دست عراقی ها داشتیم ولی اینها ارزش سوق الجیشی نداشتند. بعد هم آنقدر واهمه در دل صدام و دل عربستان، کویت و امارات و بحرین ایجاد شده بود که ما در وزارت امور خارجه پیغام های زیادی از طریق سفرایمان و دوستان مشترک برای آتش بس داشتیم آنها می خواستند در این مورد مذاکره کنند. ما می بایست در مذاکره را باز می کردیم و می گفتیم باشد ما اینجا مثلا سه ماه صبر می کنیم اگر در طی سه ماه، ۱- متجاوز را معرفی کنید،۲تنبیه کنید، ۳غرامت پرداخت کنید ، ما عملیات جنگی را ادامه نمی دهیم. در این مدت، خودمان هم خودمان رامی ساختیم، از نظر نظامی و اقتصادی. اما فرماندهان نظامی شاید عجله داشتند گفتند نه الان که این ضربه را زدیم باید بریم تا انتهای بصره. آن موقع بحث این بود که قاتلوهم حتی لا تکون فتنه. من آن موقع سفیر در چین بودم در حالی که قضیه ما با عراق و شرایط جنگ متفاوت بود، فتح خرمشهر یک موج سیاسی بین المللی به وجود آورد بود که در پرتوش می شد خیلی کارها کرد خیلی از شرایط را می شد دیکته کرد. نظامیان می گفتند اگر دیر بجنبید ورق برمی گردد و به ما حمله می کنند ما می گفتیم اگر شما اینکاره هستید و بلد هستید از کشور دفاع کنید چه ترسی دارید چه حالا چه سه ماه دیگر. یعنی استدلال آنها درست نبود به علاوه ما یک خطای بزرگ انجام دادیم و آن هم عبور از مرز و ورود به خاک عراق بود یعنی از نظر حقوقی ما را به نوعی تجاوز متهم کردند البته ما در استدلال خود بآن جنبه دفاعی دادیم. با عنایت به این پیشروی ما، بجای “متجاوز” لغت “آغاز گر جنگ” انتخاب شد انها عراق را متجاوز نشناختند بلکه آغازگر جنگ معرفی کردند.

وقتی که من(علی خرم) میزبان تیم معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در سال ۱۳۶۹ در وزارت امور خارجه بودم از سازمان ملل و از بیست و دو ارگان داخلی آمدند و صحبت های فراوانی درباره متجاوز، آغاز گر جنگ تعیین خسارت انجام دادیم.

نتیجه ارزیابی آنها این شد

۱٫ حدود ۲۰ درصد خسارات وارده به ایران مربوط به قبل از فتح خرمشهر و ۸۰ درصد مربوط به بعد از فتح خرمشهر

۲٫ دبیرکل سازمان ملل گفت آغازگر جنگ، عراق بود ولی در متن محرمانه نوشت ادامه دهنده جنگ، ایران است!

چرا؟ چون قطعنامه ای که بعد از خرمشهر صادر شد از ایران خواست در مرز توقف کند بقیه اش را ما حل می کنیم کافی بود ما شش ما ه به این ها اجازه مذاکره می دادیم بعد اگر ما قانع نمی شدیم عملیات را از سر می گرفتیم.

ما در تاریخ اشتباهی کردیم اما حواسمون نبود، ما هیچ وقت ملتی متجاوز نبودیم الان هم مسئولین ما شعار می دهند که ما هیچ گاه متجاوز نبودیم. ولی این اشتباه به پای ما گذاشته شد. در تاریخ ملل این خیلی قیمت داره که ما متجاوز نباشیم .

اگر بحث غرامت مطرح شود طبق قانون باید اینجوری که شما می گویید اقدام شود؟ و دلیل این که این بحث مطرح نمی شود، همین مساله هست ؟

بله در مصاحبه ها دلایلش را گفتم و خیلی دیپلماتیک هم گفتم آقاجان مرتبا در مورد غرامت نگویید
فرق ۲۷ تیر ۱۳۶۷ با ۳ خرداد ۱۳۶۱ برای کشور ما خیلی زیاد است از نظر حیثیتی و از نظر مالی معامله ای بود که سودی برای ما نداشت. ای کاش ما سوم خرداد سال ۱۳۶۱ شبیه قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته بودیم و از لحاظ حیثیتی لکه دار نشده بودیم و خسارت بیش از اینهم نمی دیدیم.

برخی ها مطرح می کنند که اگر ما می پذیرفتیم انها احساس می کردند که ما ترسیدیم و نیز هنوز مناطقی را در دست عراق داشتیم.

نه ابدا منطق بین الملل این نیست که توقف در جنگ پس از دفع متجاوز از سرزمین مان بمعنای ترس باشد. این ها توجیه های غیرکارشناسانه است. اگر همان موقع می گفتیم ما جنگ را تمام می کنیم و بخاطر غرامت قابل شنیدن و قابل مذاکره بود. آنها در آن شرائط حاضر بودند خسارت بدهند.

آن موقع با مسئولین و کارشناسان وزارت خارجه مشورت می شد و آیا شما پیغام های خارجی ها و دیدگاه های خود را به مسئولان مملکتی می رساندید؟ جواب ها چه بودند؟

بله. در درون کشور علاقه ای به شنیدن این حرفها نبود. طرفهای خارجی با سفرای ما تماس می گرفتند و می گفتند که به پایتخت بگویید ما حاضریم مذاکره کنیم. حتی مقامات چینی برای مذاکره بمنظور پایان جنگ به من می گفتند. سازمان ملل هم اصرار داشت مذاکره کند. منتهی فضای داخل بگونه ای بود که این سنخ سخنان را نمی پذیرفت.

پس به وزارت امور خارجه ابلاغ می شد؟

بله، اما به سفرا گفته شد که کسی در باره مذاکره و صلح حرف نزند.

شما ماجرای مک فارلین را مطرح کردید و اظهار کردید که آنها تا آن روز با ما موافق بودند و بعد از آن چرخیدند رفتند پشت سر عراق وایستادند. یعنی واقعا غرب به دنبال حمایت از ما بود؟ یعنی در ماجرای مک فارلین ما اشتباه کردیم؟

آمریکایی ها بعد از قضیه گروگان گیری می خواستند به ما گوش مالی بدهند و صدام با درک این موقعیت و با تصور اینکه شش لشگر دارد و ارتش ایران نیز از هم پاشیده و …، بهترین موقعیت حمله را دارد. آمریکایی ها هم بعد از حمله عراق گفتند بگذار ایران گوش مالی بشود. امریکایی ها اگر یک جایی برایشان استراتژیک باشد سرمایه گذاری بلند مدت می کنند حالا اگر چهار تا چنگ هم بزند صبر می کنند تا موقعیت جور بشود این ها با تمام کمکی که کرده بودند و علاقه مندی که داشتند می خواستند ابتدا عراق، ایران را گوش مالی بدهد ولی دنبال فرصت هم بودند که یک جایی ایران راه بدهد و با ایرانِ جمهوری اسلامی ایران نه ایرانِ شاه وارد گفتگو بشوند. حالا بعضی از دوستان علاقه دارند بگویند آمرکایی ها می خواستند شاه برگردد در سال ۱۳۶۵ اینطور نبود اینها الفبای سیاسی هستند. شما نگاه کنید به حسنی مبارک این حسنی مبارکی که این همه خدمت کرد به آمریکا شب ساعت ۸ سخنرانی کرد که من تا سپتامبر آینده در قدرت می مانم، ساعت ۱۲ شب آمریکایی ها بیرونش کردند. ملاحظه می کنید که شاه برای آمریکا یکی مثل حسنی مبارک بود اگر کسی الفبای سیاسی را بلد باشد و روابط بین الملل را بداند می داند که مهره ها مهم نیستند بلکه منافع مهم هست آنها حاضر بودند که جمهوری اسلامی باشد و با همین جمهوری اسلامی ایران ، خلیج فارس را بگردانند آنها می خواستند با جمهوری اسلامی کنار بیایند و فورد و جنرال موتورز هم در ایران کارشان را ادامه بدهند. همین حالا هم همین ایران را با مشکلاتش حاضرند باهاش کار کنند.

آنها دنبال موقعیت بودند تا هر زمان که ایران جلو آمد اقدامی بکنند. اما ایران جلو نیامد، آخر گفتند ایران نیامد جلو ، بگذار ما برویم. و شد داستان مک فارلین من به عنوان یک دیپماتیک کهنه کار می گویم ما رفتارمان با مک فارلین غلط بود.

اگر ما نمی خواستیم می گفتیم خیلی ممنون آقای مک فارلین به آقای ریگان سلام برسانید و بگویید فعلا ما نمی خواهیم ارتباطی داشته باشیم. حداقل وضع حمایت آمریکا از عراق بدتر نشود نه اینکه بزنیم توی گوش آمریکا تا او هم برگردد و روی نحوه پایان جنگ با ما تلافی کند. لذا وقتی می گوییم خطا شد این بود ما نباید با بدترین دشمن خود نیز برخورد انسانی را فراموش می کردیم.

این به این دلیل نبود که آمریکا حمایت تمام قد نظامی و مالی از عراق می کرد؟

تحلیل ها و مدارک و اسناد ما نشان می دهد که امریکایی ها زمانی اولین تلاش را برای نزدیک شدن به عراق کردند که ایران خرمشهر را فتح کرده بود. تا قبل از فتح خرمشهر آمریکا رسمی یا غیر رسمی پای کار با عراق نیامد بعد از فتح خرمشهر بود که جرج بوش پدر به عنوان معاون رئیس جمهور آمریکا به عراق رفت و رسما قرار همکاری با عراق گذاشت. بعلاوه در غیاب ایران ، این عراق بود که خودش را در نزد آمریکا محبوب میکرد و از حمایت این کشور برخوردار میشد. امروز همین وضع را عربستان دارد.

حتی با وجود ماجرای گروگانگیری آمریکا از عراق برعلیه ایران حمایت نکرد؟

نه. ما اسناد را که زیرو رو کردیم هیچگاه همچنین چیزی تا قبل از فتح خرمشهر نبود البته آمریکائیها جلوی حمایت عربستان و کویت و امارات از عراق را هم بخاطر گوشمالی دادن به ایران نگرفتند. اما این که رسما آمریکایی ها خودشان بیایند به میدان، اسناد این چنین چیزی را قبل از فتح خرمشهر نشان نمی دهد.

سئوال بعدی در مورد قبول از قطعنامه است؟ به نظر می رسد مواردی از قطعنامه اجرایی نشده است چرا؟

همه بندها جز بند ۸ اجرا شده است. بند ۱ آتش بس است که اجرا شد. بند ۲ هر کس در هر سرزمینی است پشت مرز باشد که هر دو کشور به مرز برگشتند. بند۳ درباره تبادل اسرا است که انجام شده. بند ۴ تاکید بر عدم گسترش جنگ در خلیج فارس است که بعد از آن غیر از جنگ عراق و کویت، جنگی صورت نگرفته است. بند ۵ تاکید بر حل و فصل و مراجعت حقوقی در مورد مرزها و عهدنامه مرز دولتی و حسن همجواری ۱۹۷۵ ایران و عراق است که اجرا شده. بند ۶ تعیین آغازگر جنگ است که عراق به عنوان آغازگر جنگ معرفی شد. دبیرکل سازمان ملل متحد در دسامبر ۱۹۹۰ یعنی دی ماه ۱۳۶۹ رسما گزارش گروه حقیقت یاب و بیطرف را به شورای امنیت عرضه کرد که هفت هشت ماه قبل از آن به ایران و عراق نامه نوشت و گفت ادله تان را بدهید. ما ادله خودمان را به صورت کتاب و سند و مدرک دادیم ولی آقای طارق عزیز در عراق اشتباه کرد. با تمسخر گفت کدام سند؟ سند از ما می خواهید؟ ما خودمان سندیم و … . البته اگر می داد اینقدر متقن نبود که برای ما بود آقای دبیر کل اسناد ما را به گروه بیطرف و حقیقت یاب فرانسوی داد نتیجه مطالعات این کمیته این شد که آقای خاویر پرز دکوئیار در شورای امنیت در حضور کشورهای عضو گفت که بله طبق بند ۶، گروه بیطرف و حقیقت یاب تشکیل دادم و ادله طرفین را هم به این شکل دریافت کردیم و بر اساس آن اعلام می کنم که آغاز گر جنگ عراق است اما حاوی مطالبی است که در این گزارش درج شده و همه کشورهای حاضر این گزارش را خوانده اند . در این گزارش ادامه دهنده جنگ بعد از فتح خرمهشر ایران شناخته شد این گزارش در شورای امنیت ثبت شد و شورای امنیت نه آره گفت و نه نه گفت. می توانست اکشنی انجام بدهد و قطعنامه ای صادر بکند ولی این نیازمند رابطه خوب ایران با همان اعضاء دائم شورای امنیت بود. ایران باید اقلا با سه چهار تا از این اعضاء شورای امنیت رابطه خوبی می داشت ما با هیچ کدام رابطه عالی نداشتیم. کسی نبود برای ما در شورای امنیت در مقابل عراق یقه پاره کند. در حالی که در مقابل کویت اکشن داشتند. بند ۷ تعیین خسارت دو طرف از سوی دبیر کل را مطرح می کند که شخصی به اسم ابی فرح از سومالی به عنوان معاون دبیرکل سازمان ملل در راس یک هیت عالی رتبه چندبار به ایران آمد. یک سال با او جلسه داشتیم و بارها با هلیکوپتر از مناطق خسارت دیده جنگ بازدید کرد

همه خسارات جنگ (مستقیم وغیرمستقیم)۲۴۹ میلیارد دلار

بعد از چند ماه دبیر کل سازمان ملل به شورای امنیت رسما گزارش داد: من امروز اعلام می کنم خسارت مستقیم ایران ۹۹ میلیارد دلار و خسارت غیر مستقیم ایران شامل عدم النفع به صورت غیر مستقیم ۱۵۰ میلیارد دلار که جمعا ۲۴۹ میلیارد است. این گزارش در شورای امنیت ثبت شد. بند ۸ قطعنامه در مورد امنیت منطقه ای با حضور ۸ کشور خلیج فارس است که شرائط آن هنوز فراهم نشده است.

و این پول ها بخاطر ادامه دهنده بودن ایران پرداخت نشد!

ایران میتواند به دادگاه های بین المللی شکایت بکند و درخواست غرامت بکند اما چون احتمالا حکم دادگاه بنفع ایران نخواهد بود، خود ایران دنبال قضیه را نمی گیرد./منبع:جماران۱۳۹۰/۰۴/۲۸

***

مدیریت سایت-پیراسته فر:تفسیرسخنان سردارکوثری

  هواپیماهای عراقی که به ایران آورده شدند

بنابرمنابع غیررسمی:هواپیماهای عراقی که (درزمان حمله امریکابه عراق) به ایران هدایت شدند۱۷۶فروند

در سحرگاه ۱۷ ژانویه سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰شمسی)نیروهای متحد به رهبری ایالات متحده آمریکا عملیات طوفان صحرا را برای آزادی کشور کوچک کویت وبیرون راندن نیروهای عراقی از خاک این کشور آغاز نمودند . با آغاز حملات شدید هوائی وبمباران مراکز اقتصادی و نظامی عراق , تعدادی از فرماندهان نظامی عراق جهت جلوگیری از انهدام کامل نیروی هوائی که هر روز ضربات سنگینی را متحمل میگردید تصمیم به اعزام بخشی از تجهیزات نیروی هوائی به کشور همسایه خود ایران گرفتند .ایران که در آن سالها به تازگی جنگ خونین ۸ ساله با حریف خود را به پایان برده بود با اتخاذ سیاست بی طرفی وعدم صدور اجازه پرواز به هواپیماهای نیروهای متحد و بستن آسمان خویش کمک بزرگی به دشمن سنتی خود نمود . هر چند این تصمیم و کمک غیر عمدی در جهت منافع ایران اتخاذ گشت اما همین امر کافی بود تا سران عراقی این کشور را بعنوان پایگاهی امن انتخاب کنند . چنین بود که خلبانان عراقی در طی چند روز ده ها فروند هواپیماهای نظامی و غیر نظامی رابه پایگاههای هدف در قلب خاک ایران منتقل کردند . دولت بعثی که گمان میبرد با پایان جنگ و عقب نشینی از خاک کویت قادر به بازپس گیری وسایل پرنده خویش از همسایه شرقی خود خواهد بود بزودی متوجه شد که این امر به سادگی امکان پذیر نیست ودر نهایت با اشغال خاک عراق بدست نیروهای آمریکائی در سال ۲۰۰۳ میلادی ( ۱۳۸۲شمسی)و سرنگونی رژیم بعثی این واردفازدیگرشد . در مورد اینکه واقعأ در آنروزها چه گذشت و عوامل اصلی آمدن این هواپیماها به ایران چه بود حکایات فراوانی موجود است . منجمله عده ای از صاحب نظران غربی معتقدند که این پرواز دسته جمعی حاصل توافق دو دولت ایران و عراق بوده وعراق در ازای کمک غیر عمدی ایران ( یا شاید هم عمدی ) در بستن مرزهای ۸۰۰ کیلومتری مشترک وفضای ایران هدایائی به همسایه خود قطعات یدکی وسلاحهای مدرن ومهمات هواپیماهای مدرن میراز بوده است میباشد . به هر حال با عنایت به این موضوع که دولت ایران  در برابر تقاضای استرداد آنها از طرف عراقی تنها وجود چند فروند هواپیمای غیر نظامی را مورد تأئید قرار داده ( که استرداد آنها را هم موکول به اجازه سازمان ملل متحد و پرداخت کلیه هزینه های نگهداری آنها از طرف عراقی کرد) بحث در این مورد بسیار دشوار میباشد .
۲۴ فروند فنسر وارد ایران شدند. فنسر ها تنها دو سال بود تحویل عراق شده بود از این رو بسیار جوان بود و همچنین پیشرفته ترین جنگنده تهاجمی روسها بود

مدل بعدی سوخوـ ۲۴ میباشد . تعداد ۲۴ فروند از این نوع هواپیما به ایران پرواز کرد . در نیروی هوائی ایران از نوع این هواپیما جمعأ ۳۶ فروند موجود میباشد.

هواپیمای میراژ اف ـ ۱ جزو مدرنترین هواپیماهای ارسالی به ایران بود و سالها کسی اطلاع دقیقی از وضعیت آنها نداشت تا اینکه در سال ۲۰۰۱ میلادی با سقوط یک فروند مدل ۲ نفره این هواپیما در اطراف مشهد و اعلام آن از سوی خبرگزاری ایسنا بطور رسمی عملیاتی بودن این هواپیما در نیروی هوائی ارتش تأئید شد. ۲۴ فروند از این نوع هواپیما به ایران وارد شد که امروزه تعداد ۱۸ فروند آن عملیاتی تخمین زده میشوند.این هواپیماها در پایگاه ۱۴ شکاری مشهد مستقرند وتصاویر ماهواره ای گوگل حاکی از رنگ آمیزی جدید این هواپیما ( استتار آبی رنگ که قبلأ در هواپیماهای تامکت و فولکروم دیده میشد ) می باشد .

تعداد ۷ فروند سوخوـ ۲۵ درسال ۱۹۹۱میلادی(۱۳۷۰شمسی) به ایران پرواز کرد . صاحب نظران غربی تا سالها معتقد بودند که از این نوع هواپیما در نیروی هوایی ایران استفاده نخواهد شد زیرا با وجود پیشرفته بودن این مدل , تعداد کم آن ارزش هزینه بالای سرویس و نگهداری آن را نخواهد داشتد. در سال ۱۹۹۷ میلادی (۱۳۷۶شمسی)در جریان مانور عاشورا ـ ۳ سپاه پاسداران در نزدیکی مرز افغانستان که در پاسخ به تهدیدات گروهک طالبان انجام گرفت , نیروی هوائی سپاه یک فروند از این هواپیما را به پرواز در آورد. بعد ها با خرید تعداد بیشتری از این مدل سپاه اقدام به تشکیل اسکادران عملیاتی نمود. این هواپیما در پایگاه دوم شکاری امام خمینی سپاه در شیراز مستقر میباشد .

۴۴فروندسوخو۲۲

هواپیمای سوخو ـ ۲۲ که مدل صادراتی و با تجهیزات کمتر هواپیمای سوخو ـ۱۷ که خود در حقیقت مدل پیشرفته تر و تکمیل شده سوخو ـ۷ میباشد جزو پرندگان پناهنده بود. تعداد ۴۰ فروند سوخو ۲۲ در کنار ۴ فروند سوخوـ ۲۰ که آنهم جزو مشتقات این مدل است در پایگاههای ایران به زمین نشستند. در عملیاتی بودن این هواپیما هم حرف و حدیث فراوان است . شاید تصاویر گویاتر از هر سخنی باشد.

میگ۱۲فروند

تعداد ۱۲ فروند میگ ـ ۲۳ شامل ۷ فروند ام ال و ۴ فروند BN و یک فروند UBکه مدل ۲ نفره آن است هم در بین هواپیماهای عراقی بود . خوشبختانه در باره این مدل همه صاحب نظران متفق القولند که از ابتدا بدلیل کیفیت پائین و تعداد اندک آن این هواپیماها روانه زمینهای حاشیه باند پرواز گشت و هیچ تلاشی از سوی ایران در جهت عملیاتی آن صورت نگرفتد.

در میان هواپیماها همچنین ۱۵ فروند هواپیمای ایلیوشین ـ ۷۶ بود که شامل یک هواپیمای رادار پرنده بنام عدنان و یک هواپیمای مراقبتهای هوائی بنام بغداد میشد.  تصویر این هواپیما چند سال قبل در یکی از مجلات خارجی منتشر شد . در تصویر که از کیفیت پائین و از مسافت دور برداشته شده بود مشخص بود که این هواپیما فاقد آنتن چرخان در بالا است و تنها اختلاف ظاهری آن با مدل عادی ایل ـ ۷۶ در پوزه و قسمت انتهائی هواپیما بود . هواپیمای عدنان در حقیقت وظایف مشابه E-3 آمریکائی و A – ۵۰ روسی رو دارد. کلیه وسایل و ادوات الکترونیکی این هواپیما ساخت شرکت فرانسوی تامسون سی اس اف میباشد .

تعداد۱۶ هواپیمای مسافربری شامل یک فروند بوئینگ ۷۰۷ یک فروند بوئینگ ۷۲۷ دو فروند بوئینگ ۷۳۷ دو فروند بوئینگ ۷۴۷ سه فروند فالکون ۵۰ یک فروند جت استار عراقی و یک فروند ایرباس ۳۰۰ و ۵ فروند ایرباس ۳۱۰ کویتی هم در ایران بود که هواپیماهای کویتی بعد از خاتمه جنگ با اخذ هزینه های مربوطه از دولت کویت به آن کشور مسترد شد./منبع:سایت جنگاوران

***

مجموعه ناوگان هوایی کشور

   نام هواپیما

  نوع کارایی

تعداد موجود

تعداد عملیاتی

درصد امادگی

    توضیحات

     H-6D

بمب افکن سنگین

    ۶

   ۶

   ۸۵ نیروی هوایی

   Tu-22M

بمبافکن سنگین

    ۴

   ۴

   ۹۰ نیروی هوایی

   MIG-21M

ضربتی

    ۶۵

   ۳۰

   ۸۰ سپاه

بهسازی ایران

  Mirage-F1EQ

چند منظوره

    ۲۴

   ۲۴

   ۷۵ نیروی هوایی

  پناهنده عراقی

    F-14A

شکاری و رهگیر

    ۳۰

   ۳۰

   ۷۵ نیروی هوایی

بهسازی ایران و روسیه

   F-4D/E

چند منظوره

    ۷۶

   ۷۶

   ۷۰ نیروی هوایی

بهسازی ایران

   MIG-23BN

جنگنده

    ۲۴

   ۲۴

   ۸۰ نیروی هوایی

 پناهنده عراقی

   MIG-27

ضربتی

   ۲۴

   ۲۴

   ۹۰ نیروی هوایی

   MIG-29A/UB

جنگنده

   ۴۸

   ۴۸

   ۹۰ نیروی هوایی

بهسازی ایران وروسیه

   Su-27

جنگنده

   ۲۶ 

   ۲۶

   ۹۰ نیروی هوایی

   F-5E/F

جنگنده

   ۷۳

   ۶۰

   ۷۰ نیروی هوایی

   F-5A/B

جنگنده اموزشی

   ۳۳

   —

   ۶۰ نیروی هوایی

   MIG-21M

بمب افکن و جنگنده

   ۳۳

   —

   ۵۰ سپاه

بهسازی ایران

     FT-7

    —

   —

     —

   ۷۰

؟

   MIG-19

جنگنده-بمب افکن

   ۲۰

    ۱۶

   ۶۰ سپاه

بهسازی ایرن

   Su-20

جنگنده و بمب افکن

   ۲

  —

   —

؟

   Su-22M

جنگنده بمب افکن

   ۳۵

    ۳۰

   ۷۵

بهسازی روسیه

   Su-24MK

بمب افکن ضربتی

   ۳۳

    ۳۰

۸۵ نیروی هوایی

 پناهنده عراقی

   Su-25

ضربتی

   ۳۰

    ۳۰

۸۵ سپاه

 پناهنده عراقی

   آذرخش

بمب افکن

   ۵

     ۵

۹۰ نیروی هوایی

درحال خرید ۳۰ فروند

   MIG-31

شکاری ره گیر

   ۲۴

   ۲۴

۹۰ نیروی هوایی