جام زهر را فرماندهان به امام نوشاندند یا سیاسیون؟

جام زهر را فرماندهان به امام نوشاندند یا سیاسیون؟

در ماه های آخر منتهی به پایان جنگ و قبول قطعنامه ۵۹۸، برخی افراد و جریانات ورشکسته سیاسی و مطرود امام (رحمه الله علیه) سعی کردند با ارائه تحلیل های انحرافی از ۸ سال دفاع مقدس، آن را اقدامی بی ثمر و بی نتیجه و خسارت بار معرفی کنند که نتیجه ای جز از دست رفتن جوانان این مرز و بوم نداشته است.

امام خمینی (ره) در برابر این تحلیل های انحرافی از دفاع مقدس موضعی محکم می گیرند و با ذکر این نکته که «همچون همه عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری می کند» و «شهادت در راه خدا مسئله ای نیست که بشود با پیروزی یا شکست در صحنه های نبرد مقایسه شود»، چنین می فرمایند: «ان شاءالله ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران می کند. و چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر امریکا فرود آمده است و…» (صحیفه امام خمینی، ج ۲۱، ص ۸۷)

در سالهای پایانی جنگ، -بویژه در سال ۱۳۶۷- فضای کشور به گونه ای بود که دو گروه برای جنگ تاثیر گذار بودند، یک گروه رهبری سیاسی جنگ، یعنی آقای هاشمی رفسنجانی بود که از حضرت امام (ره) حکم داشت و ستادی برای خود تشکیل داده بود. رئیس این ستاد میرحسین موسوی (نخست وزیر وقت) و معاون لجستیک و پشتیبانی آن نیز بهزاد نبوی (وزیر وقت صنایع آن زمان) و معاون تبلیغات آقای هاشمی هم سیدمحمد خاتمی (وزیر وقت ارشاد اسلامی) بودند، اینها افرادی بودند که در دولت میرحسین موسوی و در حقیقت اعضای ستاد آقای هاشمی بودند و فکرشان یک فکر سیاسی و بیشتر بدنبال خاتمه جنگ بودند.

گروه دیگر را نظامیانی از ارتش، سپاه، نیروهای بسیج و جهاد سازندگی تشکیل می دادند.

در سالهای پایانی جنگ، شرایط فضای سیاسی، بین الملل و اقتصادی کشور، شرایط نامطلوبی بود و دولت در اداره جنگ و مردم مشکل داشت.

از طرفی بدلیل بمباران هایی که روی جزیره خارک می شد، مشکلاتی وجود داشت و قیمت نفت به زیر ۱۰ دلار رسید، در سال ۱۳۶۵ به جای صادرات ۲ میلیون بشکه نفت، ۶۰۰هزار بشکه صادر می شد و درآمد ارزی ناشی از فروش نفت در سال ۱۳۶۵- ۷۰۰ میلیون دلار شد.

حقیقت دیگر آن است که آمریکائی ها با حضور نظامی در خلیج فارس و حمله به سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ایران، عملا وارد جنگ و درگیری به نفع صدام شدند.

امام خمینی(ره) با وجود این واقعیت های سیاسی – اجتماعی و اقتصادی و اینکه دولت می گفت نمی تواند هزینه های جنگ و اداره کشور را تامین کند، تصمیم گرفتند و این واقعیتی است که حضرت امام (ره) فرمودند من جام زهر را نوشیدم.

حال سئوال این است که جام زهر را رزمندگان در جبهه ها از جمله فرماندهان نظامی مانند صیاد شیرازی، محسن رضائی و رزمندگان لشکرها به امام نوشاندند و یا سیاسیون؟ و کدام گروه در این تصمیم گیری حضرت امام (ره) تاثیر گذار بودند؟ موضوعی که قضاوت آن به خود مردم واگذار می شود.

علل سقوط فاو چه بود؟

جنگ تحمیلی، علاوه بر ماهیت، در طول حیات خود، دارای مقاطع سرنوشت سازی است که چرایی شکل گیری هر کدام از این مقاطع، می تواند به درک پیروزی ها و ناکامی های جنگ، کمک بسیاری کند که یکی از این مقاطع مربوط به سقوط فاو در فرودین ماه ۱۳۶۷ است.

پس از عملیات کربلای ۵ یعنی اسفندماه ۱۳۶۵ بحث های زیادی شد که جبهه های جنوب قفل شده است و بایستی به شمال غرب رفت.

آقای هاشمی رفسنجانی، بعنوان فرمانده جنگ، اصرار بسیاری داشتند که حتی عملیات های کوچک هم که شده باید ادامه پیدا کند. این موضوعات باعث تغییر استراتژی جنگ و انتقال قوا و محور عملیات ها از جبهه های جنوب به شمال غرب شد.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و فرماندهان عالی جنگ در واقع همین شرایط (تغییر استراتژی عملیاتی از جنوب به شمال غرب)، از اصلی ترین دلایل سقوط فاو بود.

رهبری سیاسی جنگ وقتی دید عملیاتها، در جنوب به نتیجه ای نمی رسد، به رغم مخالفت بسیاری از فرماندهان کار عملیات ها را به شمال غرب کشاند، به عقیده فرماندهان در شمال غرب، اهداف اساسی قابل دسترسی وجود نداشت، هرچند فرماندهی سپاه هم ادامه عملیات در غرب کشور را قبول داشت.

نگاهی به شرایط سیاسی آن زمان نیز نشان می دهد، رهبری سیاسی جنگ در پی آن بود به هر طریقی، جنگ را تمام کند.

جریان سازش در آن مقطع به دنبال کسب پیروزی ها و در نتیجه هموار کردن مسیر برای دیپلماسی سازش و پایان جنگ بود و همین رویکرد و روند منجر به تغییر استراتژی عملیاتی از جنوب به شمال غرب، شد.

آنچه مسلم است در طول جنگ شاهد پیروزی های بزرگی، همچون پیروزی های بزرگ فاو در سال ۱۳۶۴ و پیروزی عملیات کربلای ۵ در شرق بصره در سال ۱۳۶۵ بودیم که هریک به تنهایی برای پیشبرد مذاکرات صلح کفایت می کرد، اما رهبری سیاسی جنگ نتوانست از فرصت های پیش رو بهره ببرد.

از مهمترین دلایل دیگر سقوط فاو می توان به کمک اطلاعاتی آمریکائی ها به عراق در ارسال آخرین تصاویر ماهواره ای از فاو و استعداد کم نیروهای ایرانی، همچنین بکارگیری حجم وسیعی از بمباران های شیمیائی از نوع سیانور در فاو (پس از بکارگیری آن در حلبچه که منجر به کشته شدن حدود ۵ هزار نفر زن و کودک عراقی در حلبچه گردید و سکوت مجامع بین المللی و در حقیقت چراغ سبز آنها برای یکارگیری حجم وسیعتری از سلاح های شیمیائی در فاو شد)، اشاره کرد.

واقعیت نظامی صحنه نبرد باز پس گیری فاو، آن بود که عراق با بیش از ۶ لشکر زرهی – مکانیزه و پیاده با استعداد بالاتر از نیروهای رزمندگان اسلام که تنها حدود پانزده گردان بودند به فاو حمله کرده بود و از نظر قواعد جنگی ارتش بعثی برتری مطلق داشت.

در زمان سقوط فاو، اکثر خطوط پدافندی حساس در فاو، شلمچه و جزایر مجنون بعهده سپاه بود، در حالیکه لشکرهای قدرتمند سپاه به شمالغرب منتقل شده بودند. از هر لشکر به استعداد یک یا دو گردان در این خطوط پدافندی مستقر بود، در واقع در آن هنگام یک لشکر سپاه مانند ۴۱ ثارالله کرمان در حد یک یا دو گردان در فاو و یک گردان در شلمچه داشت و بقیه نیروهایش به شمالغرب منتقل کرده و در حقیقت تجزیه قوا صورت گرفته بود.

اینها دلایلی هستند که باعث برتری نظامی ارتش بعثی عراق و سقوط فاو شد.

پاسخی به یک ادعا و خاطرات مخدوش

آنچه مسلم است تاریخ سازی جعلی در خصوص حوادث و اتفاقات انقلاب، که توسط برخی رسانه ها و شبکه های تصویری نیز به آن دامن زده می شود، از ترفندهای دشمن برای ضربه زدن به پیکره انقلاب است.

موضوعات جنگ و سقوط فاو، فارغ از آنکه بایستی در بازه زمانی خود و در مجامع علمی و توسط کارشناسان سیاسی – نظامی مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد، جزء آن دسته از موضوعاتی است که طی یکسال گذشته دستمایه اظهار نظر برخی از وابستگان هاشمی رفسنجانی قرار گرفته است.

هاشمی رفسنجانی که چند سالی است خاطرات وی در مورد چهره های مختلف نظام با حواشی بسیاری روبرو بوده و خوراک رسانه ای، رسانه های بیگانه را فراهم کرده، سعی دارد با ذکر خاطره ای عملکرد زمان جنگ سپاه پاسداران و برخی از فرماندهان عالی دفاع مقدس را مورد انتقاد قرار دهد.

روایتی که از سوی هاشمی و وابستگان وی از سقوط فاو و ماه های پایانی جنگ ارائه می شود، عامل اصلی این ناکامی ها را کوتاهی و قصور رزمندگان معرفی می کند. این در حالی است که اسناد آن زمان، نشان دهنده تلاش فرماندهان در آن برهه زمانی است. اسنادی که به طور کلی ادعای هاشمی رفسنجانی را رد می کنند. که از آن جمله می توان به سندی که در شماره ۲۸ نشریه «نگین ایران» منتشر شده و مربوط به گزارش سردار رشید از روز سقوط فاو است، اشاره کرد.

در بخش دیگری از گفتگوی هاشمی رفسنجانی، آمده است: «می گفتند خیلی از بزرگان -ازجمله رئیس جمهور وقت- می خواستند فرماندهانی که باعث این تلفات شده بودند اعدام شوند، اما من اجازه ندادم» ، ادعایی که حکایت از هم نظر بودن آیت الله خامنه ای -رئیس جمهور وقت- با دادگاه ها برای اعدام فرماندهان، داشت.

اما هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۹۴، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب با انتشار گزارشی با عنوان «قصور بدون مقصر» به مناسبت سالگرد سقوط فاو در سال ۶۷ به بازخوانی نقش و نظر آیت الله خامنه ای درباره رخدادهای ماه های پایانی جنگ و برقراری نظام تشویق و تنبیه در جنگ پرداخت.

گزارشی که ضمن تشریح دغدغه چند ساله فرماندهان برای برخورد با متخلفین جنگ شاید مهم ترین پیام آن، تکذیب خاطره هاشمی از این موضوع و این مقطع تاریخی و رد ادعاهای او در این باره است.

هزینه هاشمی از چهره های نظام برای اعتبار بخشی به خود و خاطراتش

آنچه از خاطرات هاشمی بر می آید، ذکر خاطرات بدون منبع و ماخذ و البته هزینه کردن از اعتبار شخصیت ها و چهره های نظامی برای اعتبار بخشی به خاطرات مخدوش است و البته نقل قول از چهره ها و افرادی که دست آنها از دنیا کوتاه است، موضوعی که این افراد امکان تایید و یا تکذیب آن را ندارند.

چرایی و چگونگی پرداختن بی بی سی فارسی به خاطرات هاشمی رفسنجانی

ماهیت و هویت الگوبخشی و تأثیرگذاری دفاع مقدس سبب هجمه افکنی گسترده و سازمان یافته دشمنان نسبت به آن شده است که این امر ضرورت حراست و نگهبانی از این ذخیره برجسته تاریخی و جدیت و حساسیت در تحلیل و تبیین صادقانه و منصفانه ابعاد آن را به عنوان یک تکلیف و مسئولیت ملی فراروی کشور قرار داده است.

یکی از مصادیق هجمه افکنی به جنگ هشت ساله پرونده ای است که شبکه ماهواره ای بی بی سی فارسی مدتی قبل گشود و در آن به «چرایی آنچه که آن را اعدام فرماندهان مقصر شکست در جنگ خوانده است» پرداخت که بررسی و تحلیل ابعاد پیدا و ضمنی آن نکات قابل تأملی را نشان می دهد.

به علاوه متأسفانه برخی از افراد و رسانه های داخلی نیز با بیان ناقص و بعضا غیرواقعی برخی از رخدادها از جمله دلایل از دست رفتن فاو، سبب خلق سوژه هایی شده اند که رسانه های خارجی با دستمایه قرار دادن آنها دفاع مقدس را مورد هجمه و تخریب قرار دادند.

در این بخش از نوشتار تلاش کرده ایم با تحلیل مطالب منتشر شده در بی بی سی فارسی و ارائه برخی از فرازهای پرونده ای که پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری منتشر کرده است از منظری دیگر به واقعیت امر بپردازیم.

در مطلبی که بی بی سی فارسی منتشر کرده است به رغم تلاش این رسانه در پاکسازی ردپای جانبداری و پیش داوری نسبت به موضوع، می توان با تحلیل و بررسی و موشکافی دقیق آن جانبداری و انگاره سازی آنها را مشاهده کرد. به طور مثال در بخشی از آن مطلب آمده است: به نظر می رسد که این گروه از اصولگرایان، در تبلیغات خود از عاملی تعیین کننده بهره می برند و آن، تمایل دستگاه های حکومتی به «ناگفته گذاشتن» بخش مهمی از وقایع جنگ است.

 

انگاره سازی

پیش فرض ها

دلالت ضمنی

ناگفته های جنگ منافع مشکلات جدیدی پیش می آورد

بخش مهمی از واقعیات جنگ ناگفته باقی مانده است

در دفاع مقدس وقایع با رویکرد سیاسی بوده است

متن: مسئولیت این شکست، با مجموعه ای از فرماندهان ارشد سپاه بود که متهمند که در زمان حمله عراق، برای انجام «فعالیت های سیاسی» جبهه نبرد را ترک کرده بودند.

انگاره سازی

پیش فرض ها

دلالت آشکار و ضمنی

دخالت سپاه در مسائل سیاسی

شکست های ایران در دفاع مقدس-

ترک جبهه توسط فرماندهان سپاه

 فرماندهان سپاه  جبهه را برای فعالیت های سیاسی ترک کرده بودند

شاید آنها فکر می کردند برای اینکه گرایش هایشان وارد مجلس شود، باید فعالیت های داخلی را در شهرستان های مختلف شروع کنند.

انگاره سازی

پیش فرض ها

دلالت آشکار و ضمنی

تلاش سپاه برای ورود به مجلس

فعالیت های سیاسی سپاه

سپاه برای نیل به اهداف خود در صدد است تا گرایش های خودش را در مجلس و سایر قوا ، در راستای قدرت طلبی وارد کند

در اخبار رسمی  از جنگ هشت ساله، یادی از ناکامی های سپاه پاسداران -به ویژه در سال پایانی جنگ- نمی شود.

انگاره سازی

پیش فرض ها

دلالت آشکار و ضمنی

ناکامی و شکست های سپاه در اواخر جنگ

فعالیت های سیاسی سپاه

پنهان کاری  در بیان واقعیت های دفاع مقدس-

 

عزم مسئولین بر دامن نزدن براختلافات وافشای مسائلی که شادی دشمنان رافراهم کند

انگاره سازی

پیش فرض ها

دلالت آشکار و ضمنی

بهره برداری گزینشی پیام های حضرت امام(ره)

پنهان کاری تاریخ معاصر ت

راه و مسیر حکومت پس از رحلت حضرت امام(ره) دچار تغییر و حتی تقابل شده است

جداول فوق شامل بخشی از معیارهای تحلیل گفتمان است که می تواند زوایای پنهان پیام ها و وابستگی آنها را به گفتمان های سیاسی و ایدئولوژی های مختلف روشن سازد و درکی صحیح و ضابطه مند را از ابعاد پنهان و انگاره سازی های رسانه ها به عموم مخاطبان ارائه دهد.

با ارزیابی و بررسی نتایج به دست آمده از جداول به روشنی می توان اهداف شبکه بی بی سی فارسی را از انتشار مطلب مورد اشاره به صورت تیتروار بیان کرد که با تحلیل فرامتنی یافته ها، متن و جریان حاکم بر این شبکه و سیاست رسانه ای آن، رد پای گفتمانی را یافت که به دنبال هجوم و ناکارآمدسازی و تخریب دفاع مقدس به عنوان تکیه گاه تاریخی امنیت بخش کشور است.

اهداف:

– انگاره سازی شکست ایران در جنگ تحمیلی هشت ساله

– دامن زدن به اختلافات و قرائت های متفاوت از جنگ در جهت تضعیف فرماندهان نظامی

– کاهش اعتماد عمومی نسبت به دفاع مقدس و ایجاد روحیه تشکیک پذیری نسبت به موضوعات اصلی انقلاب نظیر دفاع مقدس

– کاهش پایگاه اجتماعی رزمندگان دوران دفاع مقدس

– ایجاد اعتراض نسبت به نظام

– دامن زدن به رقابت ها و اختلافات درون گروهی و حزبی و اختلاف افکنی میان شخصت های برجسته کشور

– ایجاد تشکیک در ذهن خانواده های معظم شهیدان و ایثارگران.۱۶اردیبهشت۱۳۹۴بنقل از(فارس)

********
              چرا آیت الله خمینی خواستار اعدام فرماندهان مقصر 'شکست' در جنگ شد؟
 

 

 

 
 

غلامعلی رجایی فاش ساخت منظور رفسنجانی از فرمانده جنگی  که از  دادگاه های نظامی بعد از  خاتمه جنگ ایران  و عراق  اطلاع داشته ،رحیم صفوی بوده است. رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه ،رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را متهم کرد  که به دلیل  برنامه برای کسب قدرت بعد از فوت آیت الله خمینی  ، پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را به بنیانگذار جمهوری اسلامی  تحمیل کرده بود. رفسنجانی در واکنش ابراز تعجب کرد چطور کسانی که از دادگاه های نظامی در انتهای جنگ اطلاع دارند این حرف ها را می زنند. 

غلامعلی رجایی ماجرا را اینگونه توضیح می دهد : (۱)

« در دیدار دو هفته قبل آزادگان با ایشان، با کنایه به گفتار یکی از فرماندهان سپاه که اخیرا غیر منصفانه ادعا کرده بود هاشمی از همان دوره امام برای بعد از امام نقشه می کشید و بدنبال کسب قدرت برای خود بود، اشاره ای کرد و بدون اینکه نامی از او ببرد، گفت یکی از فرماندهان – سردار .وحیدی.-که من آخرین بار او را خوب نجات دادم این روزها می بینم گاهی حرفهایی می زند! سپس گفت وی فاو را با آن همه امکانات و اموال گذاشت و برگشت از روی پلی که با زحمت ساخته بودیم .

می گفت پس از این عقب نشینی که برای سامان دادن نیروهای جبهه به جنوب رفته بود، مرحوم خلخالی به او مراجعه کرده و گفته بود آمده است بخاطر از دست دادن فاو و دادن تلفات زیاد، سه نفر از فرماندهان سپاه و جنگ را اعدام کند چون باعث این همه خسارت و ضرر به کشور ضرر شده و کشور را در وضعیت بسیار بدی قرار داده بودند.

می گفت به آقای خلخالی گفتم شما که الآن قاضی دادگاه جنگ نیستی، قاضی دادگاه انقلابی. گفت بالاخره قاضی منصوب امام که هستم. گفتم دلایلت را برای محاکمه بنویس و استدلال کن تا آخر جنگ که دادگاه تشکیل شود. می گفت حتی در آخر جنگ که امام دادگاه رسیدگی به تخلفات فرماندهان را زیر نظر من تشکیل دادند که متشکل از چند نفر از قضات برجسته بودند و زیر نظر من کار می کردند، تمایل بود بعضی ها را اعدام کنند، علت این تصمیم به عملیات خیبر بر می گشت که در آن الحاق بین نیروها از جزیره وبیرون جزیره ممکن نشد و یک گردان نیروی ما بکلی نابود شد.

می گفتند خیلی از بزرگان -ازجمله رییس جمهور وقت- می خواستند فرماندهانی که باعث این تلفات شده بودند اعدام شوند اما من اجازه ندادم که دادگاه نظامی با این نیروها که با خلوص جنگیده بودند والبته گاهی هم ضعف نشان داده بودند برخورد کند .عملا می گفت وی باعث نجات جان آنها از اعدام شده است ولی حالا اینگونه با او رفتار می کنند.»

بدین ترتیب معلوم می شود رحیم صفوی به عنوان متهم در دادگاه جنگی محاکمه شده و حتی صدور حکم اعدام برای وی  مطرح بوده است  که با پا در میانی رفسنجانی موضوع منتفی می شود.

عملیات خیبر از موضوعات جدلی در تاریخ جنگ است. منتقدین  آن را یک افتضاح جنگی می دانند که به دلیل ارزیابی غلط از توانایی پشتیبانی هوا نیروز نزدیک به بیست هزار نفر از سربازان  و رزمنده های ایرانی کشته  شدند. عملیات خیبر نتوانست به هدف اصلی خود که بستن جاده بصره ـ عماره بود دست یابد. ولی در حین عقب نشینی از شرق دجله طی سه هفته نبرد سنگین، منطقه ای در آبگرفتگی هور به وسعت حدود ۱۰۰۰ کیلومتر مربع به همراه جزایر مجنون شمالی و جنوبی که دارای ذخایر عظیم نفت بود به تصرف درآمد.

این عملیات در روز سوم اسفند ماه سال ۱۳۶۲ با رمز یا رسول الله(ص) آغاز شد. عملیات خیبر از سوی قرارگاه خاتم الانبیا  برنامه ریزی و با بکارگیری دو قرارگاه کربلای ارتش و نجف سپاه به مرحله اجرا در آمد. منطقه هور توسط سپاه پاسداران ، بررسی، طرح ریزی و پیشنهاد شده بود و عملیات در این منطقه تحت هدایت قرارگاه نجف به فرماندهی آقای محسن رضایی رئیس اسبق سپاه  انجام شد. این عملیات نخستین اقدام خاکی- آبی سپاه بود. (۲)

دفاع فرماندهان ارشد ارعملیات خیبر+حمایت امام خمینی ازفرماندهان

فرماندهان سابق سپاه چون غلامعلی رشید ، محسن رضائی و حسین علایی از عملیات فوق دفاع کرده و دستاورد های آن در  افزایش قدرت نظامی  ایران را مهم ارزیابی می کنند. اما شدت تلفات انسانی در این عملیات بازتاب های منفی زیادی داشت تا جایی که آیت الله خمینی بعد از این عملیات طی پیامی از تداوم جنگ دفاع کرد. فرازی از پیام وی بشرح زیر است 

« … من هم می دانم که بسیار ما خسارت دیدیم، بسیار ما جوان دادیم، لکن صلح کردن با یک کسی که بعدش خنجر را از پشت محکم تر خواهد زد، این یک صلح شرافتمندانه است؟ یک صلح عقلایی است؟ و عجب اینکه بعضی آقایان می گویند که چنانچه که آنها آمده بودند توی کشور ما، ما تا فرد آخر جوان هایمان را می دادیم. خوب این آن ملی گرایی است که اسلام مخالف آن است. مگر ما اسلام را کمتر از ملت خودمان می دانیم؟ اسلام را کمتر از کشور خودمان می دانیم؟ ما برای اسلام داریم فکر می کنیم. ما ملت عراق را با ملت خودمان جدا نمی دانیم. ملت عراق همانی است که الان از ما هم آنجا، بسیاری علمای ما هم در آنجا هستند، کسانی دیگر از ما هستند. ما و آنها جدا از هم نیستیم…. ما الان برای دینمان داریم جنگ می کنیم، برای خاک نمی جنگیم…. جنگ ما جنگی است بین اسلام و کفر، نه جنگی است ما بین یک کشور و یک کشور، ما بین اسلام و کفر است.»

فرماندهان ارشدی که "درخیبر"براساس اشتباهات تکتیکی دیگرفرماندهان کشته شدند

در عملیات خیبر ابراهیم همت فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله، حمید باکری قائم مقام لشکر ۳۱ عاشورا،

اکبر زجاجی، مرتضییاغچیان معاون لشکر عاشورا،حسن غازی فرمانده توپخانه قرارگاه کربلا و بهروز غلامی فرمانده تیپ امام حسن کشته شدند.  محسن رضائی فرماندهی عملیات ر ابر عهده داشت و  رهبری نیز در آن وقتدر برنامه ریزی و هدایت عملیات  مشارکت داشت.(۳)(۴) افرادی چون غلامعلی رشید نیز فعال بودند. رفسنجانی با حکم آیت الله خمینی فرماندهی کل عملیات را در دست داشت. (۵)

حال با توجه به ادعای رفسنجانی می توان نتیجه گرفت افرادی چون محسن رضائی و غلامعلی رشید و …  شاید در دادگاه جنگی به دلیل بی کفایتی و آسیب های سنگین عملیات خیبر  محاکمه شده و حتی ممکن بوده است که حکم اعدام بگیرند!
اظهارات افشاگرانه رفسنجانی که بعد از بالا گرفتن حملات به وی پیرامون پایان دادن به جنگ ۸ ساله  ایران و عراق صورت گرفت، نتایج مهم و در عین حال تاسف باری را در بر دارد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می شود.

نقض تفکیک قوا و اعمال نظر شخصی در فرایند قضائی

رفسنجانی می گوید با حکم آیت الله خمینی دادگاه های نظامی برای بررسی تخلفات جنگی زیر نظر وی تشکیل شده است. او قاضی ها را تعیین کرده و حتی جلوی تشخیص آنها در صدور حکم را نیز گرفته است! رفسنجانی در آن زمان رئیس مجلس و قوه مقننه بود. طبق تفکیک قوا ، اقدامات وی تعرض به دستگاه قضائی بوده است. سازمان قضائی نیرو های مسلح  طبق قانون  و جایگاه ذاتی می بایست عهده دار بررسی این پرونده ها می شد.

در دوم مرداد ۱۳۶۷ آیت الله خمینی طی حکم مخصوصی علی رازینی رئیس وقت سازمان قضائی نیرو های مسلح را موظف ساخته بود تا دادگاه های ویژه ای برای  بررسی تخلفات جنگی تشکیل دهد . (۶)همچنین رویه قضائی نیز طی نشده و سرانجام با دخالت رفسنجانی که مقامی غیرقضائی بوده است فرجام احکام تعیین شده است. البته  چون محتوی پرونده و دفاع متهم ها مشخص نیست لذا نمی توان در خصوص درستی ادعای رفسنجانی داوری کرد.

تغییرنظرآیت الله خامنه ای"دلجویی"ازفرماندهان جنگ 

طبق ادعای رفسنجانی  ،آقای خامنه ای در پایان جنگ خواستار صدور حکم اعدام برای فرماندهان خاطی عملیات خیبر بوده است. اما وی بعد از رهبر شدن موضعش را تغییر داده و این افراد را در سمت های مهم نظامی می گمارد

آیافرماندهانی که جان برکف درجبهه هابودن"خائن"بودند؟

با فرض صحت ادعای رفسنجانی  آنگاه مشخص می شود که اکثر مسئولان طراز اول سپاه در جنگ به عنوان متهم در دادگاه جنگی حضور داشتند. اتهام آنها آسیب زدن به اموال کشور و بی مبالاتی درحفظ جان رزمندگان به دلیل سطحی نگری و برخورد غیر واقع بینانه در طراحی عملیات های نظامی بوده است.

پس چراامام خمینی دستورتشکیل دادگاه  های جنگی راداد وحتی ازعنوان "اعدام برای مقصران نام برده؟

منابع :

۱-هاشمی کدام فرمانده سپاه را از اعدام نجات داد؟/۲-جایگاه عملیات خیبر در جنگ تحمیلی/۳-بعد از عملیات خیبر، مسئولیتی نداشتم/۴-درخواست «محسن رضایی» از «آیت‌الله خامنه‌ای» پیش از «عملیات خیبر»/۵-حکم امام برای فرماندهی عملیاتهای نظامی/۶-صحیفه آیت الله خمینی،  جلد ششم

***

                             چرا ایران نتوانست فاو را حفظ کند؟

با شروع جنگ تحمیلی در شهریور ماه ۱۳۵۹ امام خمینی رحمه الله استراتژی ایران را «آزادسازی سرزمین های تحت اشغال» و «تنبیه متجاوز» اعلام کردند. در ایامی که بنی صدر فرماندهی جنگ را بر عهده داشت به علت عدم اعتقاد او به استفاده از سپاه و نیروهای مردمی در جنگ و نظریات ساده انگارانه ی او مبنی بر «زمین دادن و زمان گرفتن» ایران در موضع ضعف قرار گرفت و سرزمین های زیادی توسط ارتش عراق اشغال شد. چند عملیات محدود نیز که با نظر بنی صدر و مشاورین نظامی اش انجام شد به شکست انجامید. با فرار بنی صدر از کشور و تغییر نگاه فرماندهان اداره کننده ی جنگ به نیروهای مردمی، ریل شکست ها جابجا شد و فصل پیروزی ها فرارسید.

با عملیات پیروزمندانه ی «فتح المبین» در فروردین ۶۱ و آزادی خرمشهر طی عملیات «بیت المقدس» در خرداد همان سال، بخش مهمی از استراتژی جمهوری اسلامی برای «آزادسازی مناطق اشغال شده» محقق شد. از این پس فرماندهان جنگ در تدارک عملیات هایی برای استراتژی «تنبیه متجاوز» بودند. اما چندین عملیات ایران از جمله عملیات «رمضان» به علت تمرکز استحکامات دفاعی و نیروی انسانی عراق در منطقه با پیروزی مواجه نشد.

در زمستان ۶۲ ابتکار نیروهای ایرانی عراق را غافلگیر می کند. در سوم اسفند ۶۲ عملیات «خیبر» با هدف تصرف جزایر مجنون و تسلط بر جاده ی بصره-العماره در منطقه ی هور الهویزه با همکاری قرارگاه نجف اشرف سپاه و قرارگاه کربلای ارتش انجام شد. تغییر جغرافیای جنگ به هور که به همت شناسایی های دقیق قرارگاه سرّی نصرت به فرماندهی شهید علی هاشمی صورت گرفته بود باعث غافلگیری دشمن و پیروزی رزمندگان ایران شد. نتیجه ی عملیات، تصرف جزایر مجنون بود که پیروزی بزرگی برای ایران محسوب می شد. اما در یکی از مراحل عملیات اشتباه یکی از فرماندهان باعث شد یکی از یگان ها یک شب زودتر از موعد مقرر حمله را آغاز کند و این مسئله باعث کندشدن فرایند عملیات شد. اولین بار پس از این مسئله بود که زمزمه ی «برخورد با مقصرین ناکامی در جبهه ها» به شکلی کمرنگ مطرح شد.

عملیات «والفجر ۸» در ۶۴/۱۱/۲۰ و تصرف فاو توسط ایران موازنه ی جنگ را به نفع ایران تغییر داد. یک سال بعد عملیات «کربلای ۵» که بلافاصله پس از «کربلای ۴» در تاریخ ۶۵/۱۰/۱۹ صورت گرفت و طی آن منطقه ی استراتژیک شلمچه توسط رزمندگان فتح شد نیز منجر به تثبیت برتری ایران در جبهه ها شد. از این پس بود که همزمان بلوک شرق و غرب بیش از پیش تصمیم به تقویت همه جانبه ی عراق برای از بین بردن برتری ایران در جبهه های نبرد گرفتند؛ مسئله ای که بارزترین بروز آن گشودن جبهه ی جدید جنگ علیه ایران در دریا و بمباران شهرها توسط عراق در سال ۶۶ بود.

بهار ۶۷ و با ازدست دادن برخی مواضع و مناطق در جبهه ها، مجدداً موضوع برخورد با مقصران این اتفاق مطرح شد. این در حالی بود که «برقراری نظام تشویق و تنبیه در جنگ» به دور از برخوردهای احساسی و جنجال سازی در جامعه یکی از دغدغه های چندین ساله ی فرماندهان جنگ و دستگاه قضایی بود. مسئله ای که اخیراً در فضای رسانه ای به طور ناقص مطرح و به دلیل عدم پرداختن به همه ی ابعاد آن با سایر مسائل دفاع مقدس در هم آمیخته شد. در نهایت نتیجه ی این عدم طرح صحیح مسئله، تضعیف عملکرد فرماندهان و دست اندرکاران جبهه ها، القای شکست ایران در دفاع مقدس برای نسل های جدید و نادیده گرفتن پیروزی و عزت جمهوری اسلامی در باقی نماندن یک وجب از خاک ایران در دست دشمن متجاوز است.

روند ناکامی های غیرمنتظره

فتح فاو در عملیات والفجر هشت در سال ۶۴ پیروزی بزرگی برای ایران در جبهه ها محسوب می شد. عراق تا یک سال بعد با تک های مکرر سعی کرد فاو را پس بگیرد اما موفق نبود. یک سال بعد فتح شلمچه در عملیات غافلگیرانه ی «کربلای پنج» هرچه بیشتر موازنه را به نفع ایران تثبیت کرد. برتری نظامی ایران در جبهه ها منجر به این شد که دو ابرقدرت شرق و غرب تصمیم بگیرند هرطور شده مانع تداوم پیروزی های ایران شوند و با شکست ایران و تغییر موازنه به نفع عراق، جنگ را به پایان ببرند.

فضای پدیدآمده از این تحول، این امکان را برای عراق فراهم کرد تا به نفت کش ها و پایانه های نفتی و مراکز صنعتی و اقتصادی ایران حمله کند؛ اقدامی که با حمایت های آمریکا همراه می شود، چرا که آمریکا کاهش توان نظامی ایران را لازمه ی دستیابی به یک راه حل از طریق مذاکره می دانست. عراق از سوی دیگر به کمک مستشاران شوروی، استراتژی نظامی خود را بازبینی کرد و به این نتیجه رسید که سرنوشت جنگ روی زمین تعیین خواهد شد و به همین دلیل سیل تسلیحات که طی دوران جنگ به سوی بغداد روانه بود، از جانب شوروی شدت بیشتری گرفت.

سال ۶۶ در حالی به پایان رسید که جنگ شهرها و رسیدن موشک های عراقی به تهران از سویی و دست و پنجه نرم کردن با آمریکا در خلیج فارس از سوی دیگر معادلات جنگ را پیچیده تر کرده بود. همچنین فرسایشی شدن جنگ در جنوب، برخی فرماندهان جنگ را به فکر بازکردن جبهه ای جدید در شمال غرب انداخته و بخش قابل توجهی از نیروها از جنوب به شمال غرب منتقل شده بودند.

بهار ۶۷ فصل تلخکامی رزمندگان و فرماندهان بود. آخرین ساعات روز هفتم فروردین ۶۷ بود که منافقین با پشتیبانی ارتش عراق، عملیات «آفتاب» را آغاز کرده و به فکه حمله می کنند. هدف آنها نه تصرف منطقه بلکه ضربه زدن به نیروهای ایرانی است. این عملیات ۱۲ ساعته که از نیمه شب آغاز و تا نیمه ی روز بعد ادامه می یابد، به دلیل غافلگیری رزمندگان ایرانی موفقیت آمیز است و آنها در نهایت با آتش زدن سنگرها و استحکامات مستقر در منطقه، همراه با غنایم قابل توجه و ۴۵۰ اسیر به داخل خاک عراق بازمی گردند.

فاو

در ۲۵ فروردین ۶۷ عراق به ارتفاعات شاخ شمیران حمله ی محدودی می کند تا فرماندهان ایرانی یقین کنند گارد ریاست جمهوری عراق، همگام با ایران جبهه ی خود را از جنوب به شمال غرب منتقل کرده است؛ غافل از اینکه عراق خواب دیگری دیده است. سه روز بعد در ۲۸ فروردین، عراق به فاو حمله کرد. همزمان تهران نیز موشک باران می شود و سه سکوی نفتی ایران در خلیج فارس توسط آمریکایی ها مورد حمله قرار می گیرد و متعاقب آن ناوچه ی سهند و سبلان نیز با آمریکایی ها درگیر می شوند. از سوی دیگر فرماندهان سپاه که در کنفرانس «آخرین نفر، آخرین منزل و آخرین قطره خون» با سخنرانی آیت الله موحدی کرمانی در کرمانشاه حضور داشتند، پس از اطلاع از این مسئله تعدادی از آنها از جمله آقایان رحیم صفوی، غلام پور، احمد کاظمی، مرتضی قربانی با دو هلی کوپتر راهی آبادان شدند تا اوضاع فاو را از نزدیک بررسی کنند. احمد غلام پور ساعت ۱۲ ظهر طی تماسی تلفنی با محسن رشید وضع را بد و رخنه ی دشمن را اساسی توصیف می کند. ارتش عراق از سویی مناطق پشت جبهه ی فاو را بمباران شیمیایی می کند تا امکان کمک رسانی به فاو را از بین برده باشد و از سویی آتش سنگینی روی فاو می ریزد. بمب ۹ تنی عراق نیز یکی از مهمترین ابزارهای تهاجمی عراق در این حمله بود. در نهایت فاو پس از سی و چند ساعت مقاومت سقوط می کند.

دومینوی شکست ها ادامه می %

***

علت پذیرش قطعنامه ازدیگاه فرمانده قرارگاه کربلا(زمان جنگ)سرداراحمدغلامپور

نمی­‌خواهیم غیرمنصفانه قضاوت کنیم، واقعیت این است که نباید موضوع را سیاسی کنیم، اگر موضوع را سیاسی نکنیم و منصفانه قضاوت کنیم به این نتیجه می‌رسیم که بخشی­ از امکانات وجود نداشت. ما درجنگ در وضعیتی قرار گرفتیم که صادرات نفت ما صفر بود، کسی هم به ما چیزی نمی­ فروخت؛ من یادم هست برای عملیات خیبر در یک مرحله آقا محسن گفت الان وقتش است که ما آقای رفیق­دوست را توجیه کنیم که برای ما امکانات اولیه و ضروری را فراهم کند، دو مورد هم بیشتر نبود، یکی قایق و دومی لباس غواصی.

در یک جلسه من، آقای رفیق­دوست، آقای علی هاشمی و آقای محسن رضایی حضور داشتیم. آنجا آقا محسن رضایی به آقای رفیق دوست گفت ما این ۲ قلم را می­خواهیم کسی هم نباید مطلع شود، آقای رفیق­دوست دو دستی زد روی سرش و گفت: «آقای رضایی! یک چیزی می­‌گویی! مگر می­‌شود؟» تازه فقط ۱۵۰۰ دست لباس غواصی و ۱۰۰ فروند قایق مخصوص برای عملیات خیبر می‌خواستیم.

آقای رفیق‌دوست گفت: من اینها را از کجا تهیه کنم؟ ما تحریم هستیم.

خلاصه با هزار ضرب و زور گفت باشد ولی من باید یک نفر را توجیه کنم و اجازه داده شد یک نفر را برای تهیه پیگیری لباس غواصی و یک نفر را برای پیگیری قایق آماده کند.

* کل بسیجی هایی که به جنگ آمدند ۸۰۰هزار نفر بودند

می­‌خواهم بگویم ما با این ملاحظات و محدودیت­‌ها جلو می­‌رفتیم. بعد وقتی برای مهندسی ۴ دستگاه کمپرسی می‌خواستیم، به ما می­‌گفتند بروید سر جاده از مردم بگیرید، هنوز ما گرفتار مردمی هستیم که یک تکه کاغذ دستش است و می­گویند کمپرسی من سال فلان منهدم شد و بیایید تکلیف کمپرسی من را مشخص کنید! این تازه بخش امکاناتش است.

بخش نیروی انسانی که خرجی برای ما نداشت، کشور ما ۳۶ میلیون نفر جمعیت داشت و کشور عراق ۱۶ میلیون نفر. کل آمار رسمی بسیجی­‌هایی که در طول جنگ آمدند جبهه ۸۰۰ هزار نفر بود، این رسما مشخص است براساس اسناد و مدارک می­گویم، اگر برخی اسناد می‌گویند ۹۰۰ یا یک میلیون نفر به این خاطر است که بعضی­‌ها دو، سه بار آمدند جبهه و دو سه بار محاسبه شده­ اند. اینکه دیگر خرج نداشته و ارز نمی­‌خواست. بعد عراق با جمعیت ۱۶ میلیونی، ۳ میلیون جمعیت به جنگ آورده است. درست است به زور آورده ولی به هر حال آورده است.

* در کربلای ۵ حدود ۴هزار نفر کادر از دست دادیم

من همیشه این مثال را برای دوستان سرکلاس می­زنم، می­گویم یک تکه کِش را در دستانت بگیر  و تا جایی که می­توانی بکش، یا پاره می­شود یا رها می‌شود؛ زمانی که عراقی­‌ها به ما حمله کردند، اواخر جنگ، ما مثل آن کش بودیم که دیگر تقریبا از کنترل خارج شده بودیم، اوایل جنگ آن پیروزی‌ها را برای این کسب کرده بودیم که من یک لشکر داشتم به نام لشکر ثارالله که  آقای قاسم سلیمانی فرمانده­ اش بود، یک لشکر داشتم به نام ولیعصر که آقای رئوفی فرمانده­ اش بود، یک زمانی من این لشکر را می­‌بردم در فتح‌المبین و عملیات انجام می­دادند و آزادش می­کردم، بعد می­بردم در یک خط دیگر و عملیات انجام می­دادم، یک لشکر یک ماموریت.

ولی فرآیند و روند جنگ به دلیل همین عدم پشتیبانی­‌ها و عدم توان در توسعه و به دلیل اینکه دشمن در حال رشد است و شما سرجای خودتان مانده­ اید، به جایی ختم می­‌شود که آقای قاسم سلیمانی یک خط سفت و سخت در جزیره دارد، یک خط سفت و سخت در شلمچه دارد، یک خط سفت و سخت هم در فاو دارد، بعد به او می­‌گویند برو والفجر۳ را انجام بده، این همان قضیه کش است که نمی­‌تواند و پاره می­‌شود، نمی­‌تواند بدون اینکه ماشین یا کادر اضافه بدهند.

ما در کربلای ۵ نزدیک ۳، ۴ هزار کادر از دست دادیم، فرمانده گردان، تیپ، لشکر، اینها پشتیبانی و جایگزین می­خواهد.

اواخرجنگ مردم فشل شده بودند

در مورد حوادث آخر جنگ که منجر به مساله پذیرش قطعنامه شد، وقتی یک کشور با همه وجودش می­خواهد درگیر جنگ نابرابر شود، باید تمام توانمندی­‌ها و قابلیت­‌ها پای کار بیاید، اماوقتی یک کشور پای کار جنگ نمی‌آید (به هر دلیلی)، من عرض کردم نمی‌خواهم موضوع را سیاسی کنم.

نظراولیه امام برادامه جنگ بود

آقای هاشمی در خاطراتش در کتاب «اوج دفاع» می­گوید: «من آخر جنگ خدمت امام(ره) رفته بودم، گفتم اگر اجازه بدهید برویم دنبال قطعنامه ۵۹۸ و مساله جنگ را از این طریق حل کنیم،

امام(ره) می­گوید نه! جنگ باید ادامه داشته باشد، گفتم: پول نداریم، امام(ره) می‌گویند بروید استقراض کنید، گفتم: مردم نمی­ آیند. گفتند: من حکم جهاد می­ دهم، هر چه گفتم امام(ره) یک پاسخی می­ ‌داد»، پس معلوم است اراده امام(ره) همچنان برای ادامه جنگ است. اما این کافی نیست.

ظرفیت ملت رابایدمدنظرباشد

فرض کنید فرزندتان درس نمی‌خواند و یا شما می‌خواهید کاری برایتان انجام دهد و در او این قابلیت­‌ها وجود دارد، همه شرایط را برایش فراهم کردید ولی او انجام نمی­‌دهد، چه می­‌کنید؟ او را می­‌کشید؟ مجبورید با شرایطش بسازید و کنار بیایید. امام(ره) هم وقتی نگاه می­کند می­بیند که کشش آدم­ های اطرافش همین است، هر کاری بکنید آخرش می­گویند: بگذارید جنگ را تمام کنیم، (هی می گویند)نان نداریم، پول نداریم.

بعضی ازفرماندهان ازشرکت دربعضی عملیاتهاامتناع می کردند

ما خودمان هم در جنگ با این موارد مواجه بودیم، گاهی یک فرمانده تیپ را می­‌آوردیم که عملیاتی انجام دهد، آنقدر آه و ناله می­کرد و اینقدر ضعف نشان می‌داد که اصلا پشیمان می­‌شدیم و می‌گفتیم: برو! نمی­خواهیم. چون جنگ انگیزه، اعتقاد و ایمان می­خواهد.

در والفجر۸ این اتفاق به صورت عینی برای خودمان در سطح فرماندهان افتاد؛

حتی آقایان رشید و عزیز جعفری مخالفت کردند،

آقای محسن رضایی گفت من تصمیم گرفتم و می­خواهم عملیات کنم، شما بفرمایید کنار من اشخاص دیگری را انتخاب می­کنم. لذا فرماندهان دیگری را که انگیزه داشتند آورد

و به آقای کاظمی و خرازی گفت بروید شما بایستید موج دوم.

من یادم هست قبل از والفجر۸ آقای کاظمی و خرازی آمدند پیش من. خدا می­‌داند با چشمان اشک­‌آلود و گفتند ما یک لشکری بودیم که همیشه خط­ شکن و جلودار بودیم، در این عملیات اینقدر فشار روانی روی ما زیاد است و اینقدر شهید داده ایم که نگران هستیم. هم نگرانیم که ورود کنیم و دوباره این همه شهید دهیم و موفق نشویم و هم نگران و ناراحت که اگر این ها جلو رفتند و ما دنبالشان رفتیم، یک امتیاز منفی در لشکر ما محسوب می‌شود و بسیار نگران و ناراحت بودند.

حوادث آخر جنگ بدیهی و طبیعی بود

بنابراین این فشار و نگرانی بر تمام رده­‌ها در جنگ بوده است. بحث جنگ، بحث یک تابلو روشن است که نمی­‌شود مثل یک پازل قطعه‌ای از آن را دربیاورید و روی آن قطعه قضاوت کنید و نظر دهید، بدون اینکه یک تحلیل و تفسیر درستی از جایگاه این قطعه در پازل و آن تصویر داشته باشید.

امیرالؤمنین علی(ع)نیزشرایط رادرنظرمی گرفت(ظرفیت /کشش مردم را)

من احساسم این است که امام(ره) می ­بیند این مجموعه دیگر نمی­‌کشد. ما در صدر اسلام هم داریم، وقتی حضرت علی(ع) می­ بیند محیط پیرامونی‌­اش و مردم و خواص در جامعه شرایط­شان طوری نیست که با او همراهی و همسویی کنند و از حق امام دفاع کنند، می­کشد کنار. شاید در تاریخ، کسانی تحلیل کنند که امام(ره) نتوانست و ترسید، هر چه می­خواهند بگویند.

امام(ره) وقتی دید مجموعه با او نمی­‌کشند کوتاه می­آید و می­‌گوید «جام زهر» و جام زهر یعنی پیام می‌­دهد به آیندگان. یعنی پیام می‌­دهد به آیندگان و می­گویند من این را پذیرفتم و برای مصلحتم و رضای خدا پذیرفتم ولی برایم جام زهر است.

روی موضوعات باید عمیق و با تجزیه و  تحلیل درست و منصفانه ورود کرد. اینکه ما بخواهیم ورود کنیم و یک نفر را محکوم کنیم و استفاده سیاسی کنیم، من خودم اصلا اعتقاد ندارم و امام(ره) و شهدا راضی نیستند.

فارس: چه کسی جام زهر را به امام(ره) داد؟

سردار غلامپور: این سوال پاسخ روشن و واضحی ندارد که بگوییم مثلا فلان شخص و یا فلان سازمان جام زهر را به امام(ره) نوشاندند.

امام(ره) آدمی نبود که قدرت تصمیم­‌گیری نداشته باشد و بیایند به او بگویند این کار باید بشود و او هم قبول کند. امام(ره) شخصیتی مستقل و قدرتمند در تصمیم­‌گیری بود اما به هر حال مجموعه قابلیت­‌هایی که می‌­توانست سرنوشت جنگ را در رتبه بالاتری قرار دهد، محقق نشد و این محقق نشدن، برای همه است.

ما یکسری عوامل بیرونی هم داشتیم که شرایط را به ما تحمیل می­‌کرد

* استفاده صدام از گاز شیمیایی خاص در اواخر جنگ

شیوه تهاجم عراق در آخر جنگ کاملا تغییر کرده بود از یک گاز مخصوص شیمیایی استفاده می‌کرد که اولین بار در کربلای۱۰ و والفجر۱۰ استفاده شد. اینجا هم از همان گاز استفاده کرد.

لذا من می‌­دیدم بچه‌­هایی که می­‌آوردند، باد کرده اند. خیلی صحنه­‌های زننده و تاسف­ آوری بود. ما با دشمنی روبرو بودیم که بواسطه خوی و خصلت حیوانی‌­اش نمی­‌شد یک جنگ متعارف با او کرد.

در مورد قطعنامه هم نمی­‌شود عجولانه قضاوت کرد و مسایل را صددرصد گردن یک نفر و یا یک سازمان انداخت.

نباید به صورت جناحی و سیاسی به این موضوعات ورود کرد و قضاوت داشت. به هرحال قطعنامه ۵۹۸ فرآیندی است که حرف و حدیث و درددل زیادی دارد./مصاحبه فارس۱۱مهر۹۴باسرداراحمدغلامپور/فرمانده قرارگاه کربلا+فرمانده جنوب

وامادرموردفرماندهان خاطی جنگ وحکم دادگاه جنگ درجواب سردارغلامپور(درقسمتی ازمصاحبه فارس  که دراینجانیاورده ام/حرفهای فرمانده "منصوب امام خمینی"درجنگ که انکاراعدام شده بوده

فرازی ازقضات دادگاه های جنگ را می آورم:

*منتظری مسؤول رسیدگی به تخلفات نیروهای نظامی در دوران دفاع مقدس می‌گوید: در دوران جنگ در میان جرایم و مجازاتها، اجرای حکم اعدام هم داشتیم.*

قسمتی ازحکم امام خمینی:

*جناب حجت الاسلام آقای علی رازینی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح، جنابعالی موظف می‏باشید یک: دادگاه ویژۀ تخلفات جنگ را در تمامی مناطق جنگی تشکیل [دهید] و طبق موازین شرع بدون رعایت هیچ یک از مقررات دست و پاگیر به جرایم متخلفان رسیدگی نمایید. دوم، هر عملی که به تشخیص دادگاه موجب شکست جبهۀ اسلام و یا موجب خسارت جانی بوده و یا هست، مجازات آن اعدام است. والسلام. دوم مردادماه ۱۳۶۷ روح‌ا…‏ الموسوی الخمینی

منبع:قدس ۱۳۹۴/۶/۳۱ناگفته هایی ازدادگاههای جنگی.

همین منبع "فوق"مصاحبه ای با آقای رازینی داشته که درآخراین مصاحبه اینگونه آمده است:

در این گفت‌وگو برخی موارد به دلیل محرمانه بودن منتشر نشد، اما قضات جنگ همچنان ناگفته‌هایی دارند که شاید در مجالی دیگر بتوان از آن سخن
 گفت

***

جهت اطلاعات بیشتر به این لینکهای "جام زهر" واتفاقات ۸سال دفاع مقدس مراجعه شود

http://www.pirastefar.ir/?p=3302

رمزگشایی”جام زهر”گزارش مسئولین جنگ ووزیراقتصاد به امام خمینی

***

http://www.pirastefar.ir/?p=2991

حقایقی درباره پذیرش قطعنامه۵۹۸/جام زهر

***

http://www.pirastefar.ir/?p=5775

رازورمزهای پذیرش قطعنامه۵۹۸

درباره نویسنده

1725مطلب نوشته است .

تمام حقوق این سایت برای © 2018 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما