حکمی درقرآن که بعداز۱۰روز لغوشد۱۲مجادله

                                حکمی که بعداز۱۰روز لغوشد  صدقه نجوی

یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِذَا نَجَیْتُمُ الرَّسولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یَدَى نجْوَاشْ صدَقَهً ذَلِک خَیرٌ لَّکمْ وَ أَطهَرُ فَإِن لَّمْ تجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ(۱۲)
ءَ أَشفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَینَ یَدَى نجْوَاشْ صدَقَتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تَاب اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصلَوهَ وَ ءَاتُوا الزَّکَوهَ وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسولَهُ وَ اللَّهُ خَبِیرُ بِمَا تَعْمَلُونَ(۱۳)مجادله

۱۲ – اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که مى خواهید با رسول خدا نجوى کنید قبل از آن صدقه اى در راه خدا بدهید، این براى شما بهتر و پاکیزهتر است ، و اگر توانائى نداشته باشید خداوند غفور و رحیم است .
۱۳ – آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات قبل از نجوى خوددارى کردید؟ اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت نماز را بر پا دارید و زکات را ادا کنید و خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید وبدانید خداوند از آنچه انجام مى دهید باخبر است

یک آزمون جالب

مرحوم طبرسى در مجمع البیان  و جمعى دیگر از مفسران معروف در شاءن نزول این آیات چنین نقل کرده اند: جمعى از اغنیاء خدمت پیامبر (ص) مى آمدند و با او نجوى مى کردند (این کار علاوه بر این که وقت گرانبهاى پیغمبر(ص) را مى گرفت مایه نگرانى مستضعفین و موجب امتیازى براى اغنیاء بود) در اینجا خداوند نخستین آیات فوق را نازل کرد و به آنها دستور داد که قبل از نجوى کردن با پیامبر(ص) صدقهاى به مستمندان بپردازند، اغنیاء وقتى چنین دیدند از نجوى خوددارى کردند، آیه دوم نازل شد (و آنها را ملامت کرد و حکم آیه اول را نسخ نمود) و اجازه نجوى به همگان داد (ولى نجوى در مورد کار خیر و اطاعت پروردگار).

بعضى از مفسران نیز تصریح کرده اند که هدف گروهى از نجوى کنندگان این بود که از این راه برترى بر دیگران کسب کنند پیامبر(ص) هم روى بزرگوارى خاص خود در عین این که ناراحت بود از آنها ممانعت نمى کرد تا این که قرآن آنها را از این کار نهى نمود.

در بخشى از آیات گذشته سخن از مسئله نجوى بود آیات مورد بحث ادامه و تکمیلى است براى همان مطلب .

نخست مى فرماید:اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که مى خواهید با رسول خدا نجوى کنید پیش از آن صدقه اى در راه خدا بدهید -یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدى نجواکم صدقه.
چنانکه در شأن نزول گفتیم این دستور به خاطر آن بود که گروهى از مردم مخصوصا از اغنیا مرتبا مزاحم پیامبر(ص) مى شدند و با او نجوى مى کردند، کارى که مایه اندوه دیگران ، و یا کسب امتیاز بى دلیلى براى اینان بود، بعلاوه موجب تضییع اوقات گرانبهاى پیامبر(ص) مى شد، حکم فوق نازل گشت و آزمونى بود براى آنها و نیز کمکى به مستمندان و وسیله مؤ ثرى براى کم شدن این مزاحمتها.
سپس مى افزاید: این براى شما بهتر و پاکیزه تر است -ذلک خیر لکم و اطهر
اما خیر بودن این صدقه هم براى متمکنان بود ، زیرا موجب ثوابى مى شد، و هم براى نیازمندان ، چرا که وسیله کمکى به آنها محسوب مى گشت .
و اما (اطهر) بودنش از این نظر بود که قلوب اغنیا را از حب مال مى شست ، و قلوب نیازمندان را از کینه و ناراحتى ، زیرا هنگامى که نجوى از صورت مجانى در مى آید و نیاز به دادن صدقه اى داشت طبعا کمتر مى شد همان گونه اى که شد و این یکنوع پاکیزه گى براى محیط فکرى و اجتماعى مسلمانان بود.
ولى از آنجا که اگر وجوب صدقه قبل از نجوى عمومیت مى داشت فقرا از طرح مسائل مهم یا نیازهاى خود در برابر پیامبر(ص) به صورت نجوى محروم مى شدند، در ذیل آیه حکم صدقه را از این گروه برداشته مى فرماید:اگر توانائى نداشته باشید خداوند غفور و رحیم است- فان لم تجدوا فان الله غفور رحیم.
و به این ترتیب آنها که تمکن مالى داشتند دادن صدقه قبل از نجوى براى

آنان واجب بود، و آنها که نداشتند بدون آن مى توانستند با پیامبر (ص) نجوى کنند.
جالب اینکه دستور فوق تاثیر عجیبى گذاشت و آزمون جالبى شد و همگى جز یک نفر از دادن صدقه و نجوى خوددارى کردند، و او امیر مؤ منان على (ع) بود اینجا بود که آنچه لازم بود روشن شود شد و آنچه باید مسلمانان از این دستور بفهمند و درس گیرند گرفتند، لذا آیه بعد نازل گردید و این حکم را نسخ کرد و فرمود:آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقه قبل از نجوى خوددارى کردید؟! ااشفقتم ان تقدموا بین یدى نجواکم صدقات.
معلوم مى شود حب مال در دل شما از علاقه به نجواى پیامبر (ص) بیشتر است ، و نیز معلوم مى شود در این نجواها غالبا مسائل حیاتى مطرح نمى شد، و گرنه چه مانعى داشت که این گروه قبل از نجوى صدقهاى مى دادند و نجوى مى کردند، به خصوص اینکه مقدار خاصى براى صدقه نیز تعیین نشده بود و مى توانستند با مبلغ کمى این مشکل را حل کنند.
سپس مى افزاید:اکنون که این کار را نکردید ، و خود به تقصیر خویشتن پى بردید و خداوند شما را بخشید، و توبه شما را پذیرفت ، نماز را بر پا دارید و زکات را ادا کنید، و خدا و پیامبرش را اطاعت نمائید، و بدانید خداوند از آنچه انجام مى دهید با خبر است -فاذ لم تفعلوا و تاب الله علیکم فاقیموا الصلاه و آتوا الزکاه و اطیعوا الله و رسوله و الله خبیر بما تعملون.
تعبیر به (توبه) نشان مى دهد که آنها در نجواهاى قبلى مرتکب گناهى شده بودند، خواه به خاطر تظاهر و ریا، و یا آزار پیامبر (ص) و یا ایذاء مؤ منان فقیر.
گرچه در این آیه سخنى صریحا درباره جواز نجوى بعد از این ماجرا

نیامده ، ولى تعبیر آیه نشان مى دهد که حکم سابق برداشته شد.
اما دعوت به اقامه نماز و اداء زکات و اطاعت خدا و پیامبر (ص) به خاطر اهمیت آن است و نیز اشارهاى است به اینکه اگر بعد از این نجوا مى کنید باید در مسیر اهداف بزرگ اسلامى و در طریق اطاعت از خدا و رسول (ص) باشد.

چرا وجوب صدقه قبل از نجوى کردن با پیامبر (ص) تشریع شد و بعد از مدت کوتاهى نسخ گردید؟

پاسخ این سؤ ال را به خوبى مى توان از قرائن موجود در آیه فوق و شاءن نزول آن به دست آورد، هدف آزمایشى بود، براى افراد پر ادعائى که از این طریق اظهار علاقه خاصى به پیامبر (ص)مى کردند، معلوم شد این اظهار علاقه ها تنها در صورتى است که نجوى مجانى باشد، اما هنگامى که نیاز به بذل مقدارى مال داشت خاموش ‍ شدند.
از این گذشته ، این حکم براى همیشه در مسلمانان اثر گذارد، و نشان داد تا ضرورتى نباشد نباید وقت گرانبهاى پیامبر (ص) و دیگر رهبران بزرگ اسلامى را با نجوى گرفت ، و وسیله ناخشنودى مردم را فراهم ساخت ، و در حقیقت کنترلى بود براى نجواها در آینده .
بنابراین حکم مزبور از آغاز جنبه موقتى داشته ، و پس از آنکه هدف آن تامین گردید نسخ شد، زیرا ادامه آن نیز مشکلى ایجاد مى کرد، چرا که گاه مسائل ضرورى پیش مى آمد که لازم بود به طور خصوصى با پیامبر (ص ) در میان گذارده شود، چنانچه حکم صدقه باقى مى ماند اى بسا این ضرورتها از دست میرفت ، و افراد یا جامعه اسلامى زیان مى دیدند.
به طور کلى در موارد نسخ ، حکم همیشه از اول جنبه محدود و موقت داشته ، هر چند مردم از این معنى احیانا آگاه نبوده و آنرا همیشگى تصور مى کردند.

مدت حکم صدقه برای نجوی”۱۰روز

بعضى آنرا یکساعت ، و بعضى یکشب ، و بعضى ده روز ذکر کرده اند، و ظاهر همان قول سوم است چرا که یکساعت و یکشب براى یک چنین امتحانى هرگز کافى نبود، چرا که مى توانستند متعذر شوند که در این مدت کوتاه موجبى براى نجوى پیش نیامد، ولى مدت ده روز مى تواند حقایق را روشن سازد، و زمینه اى براى ملامت و سرزنش متخلفان فراهم کند.

تفسیرنمونه جلد۲۳

درباره نویسنده

1785مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2018 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما