نامه “بدون بسم الله”امام خمینی+نامه محرمانه کارتربه امام”ملاقات رمزی کلارک”

نامه

ماجرای نامه «بدون بسم الله» امام خمینی

پس از تسخیر لانه جاسوسى امریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام،  رئیس جمهور امریکا ،جیمى کارتر “رمزى کلارک” و “ویلیام میلر” را براى ملاقات با امام خمینى به ایران اعزام داشت. حضرت امام به محض اطلاع از سفر هیئت اعزامی از سوی رییس جمهور آمریکا به ایران ،اعلامی ه‏اى خطاب به شورای انقلاب صادر فرمودند.

این تنها اعلامیه حضرت امام است که بدون «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» است

همانند سوره برائت در قرآن کریم- نمایندگان اعزامى در حالیکه به ترکیه رسیده بودند و خود را براى سفر به ایران آماده مى‏ کردند، پیام فوق الذکر حضرت امام صادر شد و آنان بدون اخذ نتیجه به امریکا باز گشتند. پیام کوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانه‏ هاى گروهى بین المللى انعکاس گسترده و کم نظیرى یافت.

حاج سید احمد خمینى می گوید: حضرت امام به محض اطلاع اعلامیه ‏اى صادر فرمودند و درآن اطلاعیه هیأت امریکایى را نپذیرفتند و به همه اعضاى شوراى انقلاب، هیأت دولت موقت و سایر مسئولین تذکر دادند که «هیچ کس حق ملاقات با این هیأت امریکایى را ندارد».

زمان: (چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۵۸) مصادف با(١۶ ذوالحجه ١٣٩٩) مصادف با(۷نوامبر١٩۷٩میلادی) مکان: قم. مخاطب: شوراى انقلاب اسلامى و مسئولان دولتى

متن پیام:از قرار اطلاع نمایندگان ویژه کارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با این جانب ملاقات نمایند.  لهذا لازم مى‌ دانم متذکر شوم دولت امریکا که با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشکار با ایران را نموده است و از طرفى دیگر آن طور که گفته شده است سفارت امریکا در ایران محل جاسوسى دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه براى نمایندگان ویژه ممکن نیست و علاوه بر این:

١- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند.

۲- هیچ یک از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.

٣- اگر چنانچه امریکا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یک ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاکره در موضوع بعضى از روابطى که به نفع ملت است باز مى‌باشد.

روح اللَّه الموسوی الخمینى‌

صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۵۰۳

خاطره مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی درموردنامه کارتر

۱۳ آبان سال ۱۳۶۷در منزل بودم. تا ساعت ده و نیم برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. عصر آقای [علی] فلاحیان [قائم مقام وزیر اطلاعات] آمد. نامه ای از [جیمی] کارتر [رئیس جمهور اسبق آمریکا] توسط مأموری رسیده بود که خواستار کمک ما به نجات گروگان های آمریکایی در لبنان است و از [الکساندر] دوما وزیر خارجه فرانسه پیام آورده بود. گفتم فردا شب به جلسه سران قوا بیاورند. گفت کارتر برای امام هم نامه ای نوشته است.

ملاقات رمزی کلارک باابراهیم یزدی–درنوفل لوشاتو-فرانسه

رمزی کلارک (Ramsey Clark) رامسی هم گفته می شود- دادستان آمریکا بین سال های ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹میلادی

(۱۳۴۶الی۱۳۴۸شمسی)بود.

رمزی کلارک-دادگاه صدام  درباره قتل وعام مردم دُجیل -استان صلاح الدین -عراق

او وکیل مدافع شخصیت های جنجال برانگیزی در عصر حاضر بوده است، کسانی چون صدام حسین و میلشویچ رئیس جمهور یوگسلاوی سابق و جنایتکار جنگی.

کلارک یکی از مخالفان جنگ و دولت بوش در آمریکا بوده و سازمان ناتو را به خاطر جنگ خلیج فارس با عراق و بمباران یوگسلاوی سابق محکوم کرده و حتی خواستار انحلال این سازمان شد .

رمزی کلارک-بچه حزب اللهی!-درنمازجماعت امام خمینی-نوفل لوشاتو

امام خمینی درطول  مدت اقامت چهارماهه در نوفل لوشاتو که مهمترین مرکز خبری جهان بود و مصاحبه‎‎های متعدد و دیدار‎های مختلف باشخصیت های رسانه ای جهان داشته اند،ازامریکایی واروپایی وآسیایی وافریقایی که یکی ازانها اقای ریچاردفالک بوده که بهمراه رمزی کلارک به اقامتگاه امام امده بود

ملاقات رمزی کلارک بابنی صدرودامام امام خمینی-اشراقی-درنوفل لوشاتو

رمزی کلاک در نوفل لوشاتو فرانسه ، به همراه «ریچارد فالک »به دیدار خمینی  رفته بود( بعد از دیدار  با سولیوان ،آخرین سفیر  آمریکا در ایران ) ترتیب دهنده این دیدار ابراهیم یزدی مشاورمطبوعاتی امام خمینی درفرانسه بود.

**

رمزی کلارک، دادستان کل اسبق آمریکا و «ریچارد فالک» استاد دانشگاه پرینستون در ایالت نیوجرسی و رئیس بخش مطالعات خارجی آن+ دان لوئی نماینده سازمانهای مذهبی آمریکا در اوائل ژانویه ۱۹۷۹(روزهای اول بهمن ۱۳۵۷) برای بررسی وضع ایران از نزدیک، به تهران سفر کردند.

هر سه نفر، از رهبران جنبش مخالف با جنگ ویتنام و شرکت فعال آمریکا در جنگ بودند.

اینان پس از بازدید از تهران، در راه بازگشت در پاریس توقف کردند و روز ۲۶ ژانویه ۱۹۷۹(جمعه ۶ بهمن ۱۳۵۷) با امام خمینی دیدار و مذاکره نمودند.همزمانی این  دیدار ،مصادف بود با زمانی که سید جلال الدین تهرانی، رئیس شورای نیابت سلطنت به پاریس آمده و استعفای خود را تسلیم امام کرده بود.

امام خمینی در دیدار گفتند: «اگر آمریکا دست از فشار و تهدید و دخالت بردارد، دولتی که در آینده در ایران تشکیل خواهد شد، نیروی خود را صرف اجرای عدالت خواهد کرد و اگر قدرتمند‎هایی که در رأس ملت‎ها واقع شده‎اند کنار بروند یا اصلاح بشوند، تفاهم با ملت‎ها هم آسان خواهد بود ولی تا زمانی که آن‎ها هستند، تفاهم ایجاد نخواهد شد.» (صحیفه امام، ج ۵، ص ۵۳۵)

دردیدار رمزی کلارک در نوفل لوشاتو ، داماد امام خمینی ( اشراقی)حضوردارد.

کلارک درسال ۱۳۵۹ به دعوت یزدی، قطب زاده و بنی صدر به تهران سفر کرد و در «کنفرانس بین المللی دخالت های آمریکا در ایران» شرکت کرد.

تسخیرلانه جاسوسی(سفارت)امریکادر۱۳آبان ماه ۱۳۵۸(۴نوامبر ۱۹۷۹)به تسخیردانشجویان خط امام افتاد

رمزی کلارک در حال سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی بررسی مداخلات امریکا در ایران ـ خرداد ۱۳۵۹، تهران

نامه کارتر به خمینی که رمزی کلارک و ویلیام میلر حاملان آن بودند،

ملاقات «بچه مثبت امریکایی» با احمدی نژاد

رمزی کلارک  در نشست دوربان ۲ در سال۲۰آوریل ۲۰۰۹( دوشنبه۳۱ فروردین ۱۳۸۸) در ژنو با احمدی نژاد دیدار کرده و حتی موید سخنرانی او بوده است . اخیرا نیز در مصاحبه ای تحریم های آمریکا بر علیه ایران را غیر قانونی شمرده است.

بهترین خاطرات من مربوط به دوران دیدار با آیت الله خمینی است.
دادستان کل اسبق آمریکا با اشاره به نطق رییس جمهوری اسلامی ایران در اجلاس دوربان۲ اظهار داشت: مهمترین حرفهایی که می توان زد از سوی شما در این اجلاس مطرح شد و من مطمئن هستم آمریکایی های زیادی وجود دارند که علاقه مند هستند سخنان شما را بشنوند و به شما کمک کنند.
رمزی کلارک همچنین با اشاره به موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران گفت: تاکنون بهترین استدلال ها را در مواضعتان داشته اید و مطمئن هستم اگر حرف هایتان به گوش مردم جهان برسد هیچ کس نمی تواند آن را رد کرده و به شما اعتراض کند.
دادستان کل اسبق آمریکا همچنین از برخورد دوگانه با موضوع هسته ای ایران انتقاد کرد و گفت: در حالیکه اسرائیل و برخی کشورها سلاح های پیشرفته هسته ای در اختیار دارند این حق ایران است که از انرژی صلح آمیز هسته ای بهره مند شود.

دولت آمریکا دو روز بعد از اشغال سفارت(سه شنبه۱۵ آبان ۱۳۵۸) با اطلاع برخی اعضای شورای انقلاب در ایران،  تصمیم به اعزام نمایندگانی به تهران جهت مذاکره با امام خمینی گرفت. این تصمیم به این دلیل اتخاذ شد که دلت امریکا متقاعد شده بود که گره کار تنها به دست ایشان گشوده خواهد شد. به این منظور پس از مباحثاتی، پیشنهاد می‌شود رمزی کلارک دادستان پیشین امریکا که در پاریس نیز به دیدار امام خمینی رفته بود به همراه یکی از کارکنان سابق وزارت خارجه که چندی در تهران خدمت کرده و قادر بود به زبان فارسی تکلم کند به عنوان نماینده ویژه کارتر عازم تهران شوند، وی در روز ششم نوامبر ۱۹۷۹/ ۱۵ آبان ۱۳۵۸ با یک هواپیمای نظامی عازم تهران شد. روز ۱۶ آبان ۱۳۵۸/ ۷ نوامبر ۱۹۷۹ رادیو تهران با قطع برنامه‌های خود اعلام کرد که امام خمینی طی بیانیه‌ای اعلام کرده است که «هیچ‌کس حق مذاکره با امریکا را ندارد»

مأموریت رمزی کلارک و ویلیام میلر سرانجام نداشت. مذاکرات با شکست روبرو شد.  گروگان ها  هم تازمانیکه کارتر رئیس جمهوربود آزادنشد واین موجب شکستش درانتخابات شد،نتوانست دوردوم را تجربه کند،یک روز پس از اینکه رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا  شد آزاد شدند.

***

 

رمزی کلارک در تاریخ۲۱ ژانویه ۱۹۷۹(یکشنبه، ۱ بهمن ۱۳۵۷)  پس از دیدار با سلیوان سفیر وقت آمریکا در ایران ] از تهران به پاریس رفت و در دیدار با خمینی نظرات کارتر درباره رخدادهای اخیر را به او گفت. کلارک هنگام ترک خمینی گفت امیدوارم این انقلاب برای مردم ایران عدالت اجتماعی به ارمغان آورد.

رمزی کلارک در این دیدار با ابراز خرسندی از ملاقات رودررو با دکتر احمدی نژاد گفت : بهترین خاطرات من مربوط به دوران دیدار با آیت الله خمینی است.

مشروح مصاحبه ریچارد فالک(همراه رمزی کلارک) با امام خمینی-نوفل لوشاتو 

متن زیر مشروح مذاکرات کلارک و فالک با امام خمینی می باشد که به وسیله دکتر ابراهیم یزدی ترجمه شده است:

سوال: انقلاب ایران قابل پیش‌بینی نبوده است. طی قرنها سیاست و مبارزات سیاسی و مذهب، به طور زیبایی، با هم مخلوط شده اند. آیا به نظر آیت‌الله این امر چگونه در سیاست خارجی ایران با سایر کشورهای جهان منعکس می شود؟ نقش مقاوم شیعه در برابر ظلم، امید بزرگی را در دل‌ها زنده کرده است اما می خواهیم بدانیم وقتی شیعه به قدرت برسد چگونه عمل خواهد کرد؟

جواب امام خمینی: تشیع همان طور که مظهر مقاومت بوده است در تمام اعصار، از صدر اسلام، تشیع مظهر مقاومت و دفاع از حق بوده است اما هرگز اهل ظلم و ستم نبوده است. حکومت‌هایی که بر اساس مذهب تشیع پیش آمده و ثبت شده در تاریخ، همان طور که ظلم را تحمل نمی کرده اند، تحمیل ظلم را هم نمی کنند. اگر حکومتی با قانون اسلام پیش بیاید و مذهب تشیع آن را پیش ببرد، بنا برآن است که همین رویه را پیش ببرد. هیچ انسانی را بر اساس مسلک مذهبی تحت فشار و سلب آزادی قرار ندهد. تمامی انسان‌ها در مذهب تشیع آزادند، مستقل هستند. و بر حسب تشیع، با تمامی ملت‌ها و دولت‌هایی که با حکومت تشیع خوش رفتاری و احترام متقابل کنند، اگر مذهب تشیع بر جایی غلبه کند، آنگونه عمل می کند که حکومت‌های آنها هرگز چنین رفتاری ندارند. از آن عدالت غافلند. تاریخ نشان می دهد که وقتی اسلام جایی را فتح کرده است مردم آنچنان به اسلام رو کرده اند و به دولت‌های قبلی خود پشت کرده اند نظیر ایران که با آغوش باز به اسلام و تشیع روی آوردند. احکام اسلام روی عدالت است. زندگی حکام با پایین‌ترین افراد، یک طور بوده است. رئیس مذهب ما ( حضرت علی ) که حکومتش وسیع بود – چندین مقابل ایران، حجاز و مصر و ایران و همه آنها تحت سیطره او بود- زندگی اش از همه افراد ملت پایینتر بود. عدالت را بالاتر از هرکس که تصور شود اجرا می کرد. در محکمه اگر ادعایی علیه او بود حاضر می شد، در محکمه می نشست. حکم خلاف [قاضی ] را قبول می کرد. تشیع در عین مقاومت، عادل است و عدالت یعنی «نه ظلم بکن و نه زیر بار ظلم برو». برنامه تشیع را امام ما در این دو کلمه خلاصه کرد: نه تحمل ظلم بکن و نه ظالم باش. برنامه کلی تشیع و اسلام همین است … همین است. تشیع از قرآن است. ‏

سوال: در مشاهدات ما درباره جنبش حاضر در ایران، امری که نگران آن هستیم، درجه تحمل در برابر غیر مذهبیهای چپی در ایران تحت دولت اسلامی است. ما متوجه شدیم که در ایران در بین دانشجویان و سایرین، که زندگی آنها در اسلام و جمهوری اسلامی مشکل است، ترس و نگرانی وجود دارد. چه اطمینان‌هایی نسبت به این نگرانیها وجود دارد؟ ‏

جواب امام خمینی: اصل گرایش اینها به مکتب‌های انحرافی به علت عدم اطلاع از اسلام است. خیال می کنند اسلام طرفدار … هیات حاکمه، سرمایه داران، کارخانه داران است! اگر اینها مطلع باشند که اسلام یک وضع تعدیلی دارد و همه چیز را بر اساس عدالت حل می کند، از نظر آزادی عقاید بنابر آن است [که ] اشخاص منحرف همیشه حرف‌های خود را می زده اند، اگر آنهااز اصل اسلام خبردار شده باشند این حرف‌ها را نمی زنند. اینها اگر به همه مسائل آشنا شوند اختلافات از بین می رود. در عین حال، ما از اظهار عقیده جلوگیری نکرده و نمی کنیم. لکن از کارهایی که منحرفین گاهی می کنند، می خواهند شلوغ کاری کنند. الآن نهضتی در ایران برپاست که برای قطع ظلم است تا رژیم فاسد را از بین ببرند. در این بین عده معدودی به خرابکاری مشغولند، تبلیغ سوء می کنند و نظر دارند که این رژیم را حفظ کنند یا رژیم اسلامی پیش نیاید یا انحراف دارند و توجه به مسائل ندارند وبا توجه به مسائل، اغراض فاسد دارند. ما آزادی به همه مسالک و عقاید می دهیم لکن اگر بخواهند شورش کنند و مسیر ملت را تغییر دهند، دست ظالم را نگه دارند، مجاز نخواهند بود. هر ملتی حق دارد منافع ملی و مذهب خود را حفظ کند از تعدیات آنها. اگر تعدی نکنند ما تعدی نمی کنیم. ‏

سوال: سوالی درباره امپریالیسم فرهنگی، اسلام توجه و تکیه زیادی روی ارزشهای فرهنگی و اساسی داده است. در این پنجاه- شصت سال حکومت پهلوی امپریالیسم فرهنگی شدید بوده است که منجر به، بر هم خوردن ارزشهای اسلامی- ایرانی شده است و جای آن را ارزشهای غربی گرفته است. آیا آیت‌الله چه قدمهایی برای ترمیم این خرابیهای اجتماعی و فرهنگی برخواهند داشت؟‏

جواب امام خمینی: همین مسائل موجب مخالفت ما با شاه شد. شما یک جنبه را در نظر می گیرید اما جنبه های زیادی دارد. در این پنجاه سال تنها فرهنگ ما را به عقب نبرده، سالهای طولانی مردم را به عقب بردند اقتصاد ما را به عقب بردند. ایران یک کشور فقیری شده است. ایران مخازن زیادی دارد اما این مخازن غارت شده است. نفت رفته است و پایگاه برای امریکا درست شده است. نیروهای انسانی ما را به عقب راندند. به طوری که اگر بخواهیم اصلاح کنیم برنامه طولانی لازم دارد. ارتش ما را فاسد تربیت کردند، ‏یعنی روسای ارتش در طبقات بالا. آنها به تبع افکار فاسد پدر و پسر، افکار فاسد دارند. ارتش ما را انگل تربیت کرده اند. [اصلاحات ] محتاج به یک برنامه های طولانی است لکن ما از باب اینکه تمامی ملت ما بپا خواسته است و یک مطلب را می خواهد: «آزادی، استقلال، حکومت اسلامی». امید آن را داریم که با کمک همه اقشار که اظهار همکاری می کننداین فرهنگ را از حالت انگلی و استعماری درآوریم و به یک فرهنگ استقلالی بدل سازیم، و به کمک همه اقشار اصلاح کنیم. و مخازنمان را نگذاریم هدر برود و عاقلانه بفروشیم و عاقلانه صرف ملت، چه فرهنگ چه سایر جاهای مورد نیاز بکنیم. در این پنجاه سال چه بلاهایی بر سر ما آوردند! ما مواجه با یک مملکت آشفته هستیم که از همه جهات درهم ریخته است. با کمک افراد ملت که اتفاقاً تمامی اقشار هم با ما موافقند، قیام کنیم و ما سالهای طولانی البته این آشفتگیها را ترمیم کنیم. یک فرهنگ مستقل اسلامی، یک ارتش مستقل، یک اقتصاد سالم، یک زراعت که بکلی از بین رفته است، نیاز به سالها کار دارد تا برگردد به اول. مصیبتهای زیادی داریم، و بیشتر آنها از این ابرقدرتها، از دست آنهاست. ان شاء الله خودمان را از قید آنها آزاد خواهیم کرد تا به استقلال در تمام اقشار برسیم. ‏

آخرین سوال ریچاردفالک: خیلی متشکرم. سه امید و آرزو داریم: ‏

‏اول) انتقال قدرت به دولت جدید سریع و با آرامش و بدون شلوغی انجام گیرد. ‏

‏دوم) وعده های عدالت برای همه مردم تحقق یابد. ‏

‏سوم) مردم ایران و مردم امریکا به هم عشق بورزند، تفاهم کنند، احترام بگذارند. و ما می خواهیم به هر شکلی که ممکن است به شما کمک کنیم که این سه امید و آرزو تحقق یابند. ‏

جواب امام خمینی: ما هم امیدواریم. آرزوی اول که کلیدش در دست اجانب است به واسطه فهم آنها، که دست از فشار و تهدید گذشته، دست از تحریکات و تهدیدات بردارند و اگر به ما مهلت بدهند خواهید دید که ملت ایران تحت اسلام و با آرامش و بدون تشنج قدرت را به دست خواهند گرفت و قدرتی که به دست می آید صرف در تحقق عدالت خواهد شد. اگر این قدرتمندهایی که در راس ملت‌ها واقع می شوند کنار بروند یا ‏
اصلاح بشوند تفاهم با ملت‌ها آسان خواهد بود. اما تا زمانی که آنها هستند تفاهم معلوم نیست بشود.

منبع:پرتال امام خمینی بنقل از(صحیفه امام، ج ۵، ص ۵۳۵).

این مصاحبه در مورخه ۲۲ ژانویه ۱۹۷۹(دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۵۷)انجام گرفته است.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:ریچاردآندرسون فالک،ازمعدوداندیشمند امریکایی است که به نامه  رهبرانقلاب(اسفند ۱۳۹۳) به جوانان اروپاواکنش مثبت نشان داده است.

«این نامه، حاوی مطالبی زیبا و انسانی است و اگرچه خطاب به جوانان نوشته شده اما برای همه ما اهمیت دارد،محورهای این نامه را می‌توان سنگ بنای معنوی و اخلاقیِ جوامع قرار داد و آن را به کلّ بشریت وسعت بخشید،وجود چنین احساسی در این برهه زمانی بسیار ضروری‌ست، چون قادر است با از بین بردن بی‌اعتمادی‌ها، به خلع سلاح هسته‌ای در دنیا و امنیت کمک کند.
من ۸۴ سال دارم ولی حس می‌کنم به اندازه کافی جوان هستم که این نامه، مرا مخاطب قرار داده باشد و بخواهم به پیام پرمعنای آیت‌الله خامنه‌ای پاسخ دهم
ریچارد درموردملاقات باامام خمینی وسفربه ایران  می گوید:

من را در این سفر، رامزی کلارک دادستان کل سابق آمریکا  و فیلیپ لوس، رهبر یک سازمان مردم نهاد مذهبی  همراهی می کردند. در آن زمان، من ریاست یک کمیته کوچک آمریکایی را بر عهده داشتم که مخالف مداخله آمریکا در ایران بود و به گمانم فعالیت های همین کمیته بود که باعث شد بازرگان از ما دعوت کند تا بتوانیم نگاهی دست اول به انقلاب ایران بیندازیم.

ما با طیفی وسیع از شخصیت های مذهبی و سکولار ایران ملاقات کردیم؛ از جمله شاپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه و ویلیام سالیوان، دیپلمات آمریکایی که در واقع آخرین سفیر آمریکا در ایران بود.

در مدتی که ما در ایران بودیم، شاه از ایران رفت. مردم خروج او را نشانه ای بر پایان رژیم سلطنتی وی تفسیر کردند و بزرگترین جشن و سروری را که در تمام عمرم دیده ام، به راه انداختند؛ میلیون ها نفر در فضایی مالامال از سرور و شادی به خیابان های تهران سرازیر شدند.

مشاهده این صحنه ها از یک سو و فراهم شدن فرصت ملاقات با آیت الله خمینی از سوی دیگر، تجربه لمس مستقیم انقلاب ایران را برای ما به اوج خود رساند. در ایران، جمعیت نام او -خمینی-را فریاد می زدند و پوسترهای او را به دست می گرفتند. مشخص بود که او الهام بخش انقلاب بوده و برکناری یکی از قوی ترین و سرکوبگر ترین رژیم های دنیا-شاه- را مدیریت کرده است.

ما البته تصور چندانی از آینده و آمالی که آیت الله [امام] خمینی برای خود و انقلاب متصور بود، نداشتیم. آنچه در آن لحظه مشخص بود، این بود که ما چهارزانو مقابل او نشسته بودیم؛ در آلاچیق حیاط خانه اش در نوفل لوشاتو.

آنچه از همان ابتدا متوجه شدیم، ذهن فعال و تیزهوشی او بود.

او -امام خمینی-می خواست بداند حال که شاه رفته، قصد و نیت آمریکا چیست و این که آیا آمریکا آمادگی دارد به نتیجه نهایی انقلاب ایران احترام بگذارد؟

ما هم از او پرسیدیم برای انقلاب ایران چه آمال و آرزوهایی را متصور است؟

پیش از هر چیز، وی بلافاصله عبارت «انقلاب ایران» در پرسش ما را به «انقلاب اسلامی» تصحیح کرد؛ تاکیدی بر این که این انقلاب، بیش از آنکه برخاسته از یک حس ملی گرایانه برای تغییر رژیم باشد، ناشی از عوامل فرهنگی و مذهبی بوده است.

آیت الله [امام] خمینی سپس از اهمیت رویدادهای ایران و ارتباط آن با رویدادهای کل منطقه گفت. او تنش هایی را برای آینده منطقه پیش بینی کرد و گفت رژیم سلطنتی عربستان سعودی، منحط است و حساب خود را از مردم عربستان جدا کرده است.

او، سپس درباره نقش خود در ایران توضیح داد و گفت به این خاطر وارد مبارزه سیاسی شده که شاه «رودخانه ای از خون را بین خود و مردم به راه انداخته بود.» او اضافه کرد پس از بازگشت به ایران «حیات مذهبی» خود را از سر خواهد گرفت و حکومت را به غیر روحانیون واگذار خواهد کرد؛ افرادی که در عین حال مورد تایید حامیان مذهبی انقلاب نیز باشند.

در حین آن ملاقات، ما درباره موضوعات دیگری نیز صحبت کردیم. از او درباره سرنوشت اقلیت های مذهبی، و به طور خاص یهودیان و بهایی ها پرسیدیم. آیت الله [امام] خمینی گفت: “از نظر ما، یهودیان پیروان یک دین آسمانی هستند و مادامی که با اسراییل ارتباطی نداشته باشند در ایران محترم شمرده می شوند و حتی اگر ایران را ترک کنند، ما آن را یک تراژدی می دانیم اما بهایی ها دین واقعی و راستین ندارند و بنابراین در ایران جایی ندارند.”

آیت الله [امام] خمینی همچنین درباره جنایات رژیم شاه از لزوم مسوولیت پذیری اطرافیان سیاسی شاه و اهمیت پاسخگویی افراد منتسب به این رژیم سخن گفت. او خاطر نشان کرد دادگاه نورمبرگ چگونه چهره های سیاسی و فرماندهان نظامی نازی را پس از جنگ جهانی دوم، به محاکمه کشاند. او از این دادگاه به عنوان الگویی مناسب و کارآمد یاد کرد که باید توسط رهبری جدید ایران علیه آنها که سیاست های سرکوبگرانه شاه از جمله شکنجه و کشتار تظاهرکنندگان غیرمسلح را دنبال می کرده اند، استفاده شود

در دوران جنگ سرد، گروه ها و چهره های اسلامگرا در غرب متحدان با ارزشی به شمار می آمدند. این، عمدتا به خاطر تنفر عمیق آنها از مارکسیسم و اتحاد جماهیر شوروی بود. در جریان سفرمان به ایران، سالیوان به ما گفت که واشنگتن ۲۶ سناریوی متفاوت را از خطرهای سیاسی بالقوه علیه حکومت شاه تهیه کرده بوده و در هیچ یک از آنها از اپوزیسیون اسلامی، به عنوان تهدید یاد نشده است.

آقای فالک می گوید: آیت الله [امام] خمینی را باید یک انقلابی حقیقی دانست، حتی اگر اینجا در غرب، اهداف او را متضاد با مدرنیته و ارزش های سکولار بدانند. /پرتال امام خمینی

این مصاحبه در مورخه ۲۲ ژانویه ۱۹۷۹(دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۵۷)انجام گرفته است.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:ریچاردآندرسون فالک،ازمعدوداندیشمند امریکایی است که به نامه  رهبرانقلاب(اسفند ۱۳۹۳) به جوانان اروپاواکنش مثبت نشان داده است.

«این نامه، حاوی مطالبی زیبا و انسانی است و اگرچه خطاب به جوانان نوشته شده اما برای همه ما اهمیت دارد،محورهای این نامه را می‌توان سنگ بنای معنوی و اخلاقیِ جوامع قرار داد و آن را به کلّ بشریت وسعت بخشید،وجود چنین احساسی در این برهه زمانی بسیار ضروری‌ست، چون قادر است با از بین بردن بی‌اعتمادی‌ها، به خلع سلاح هسته‌ای در دنیا و امنیت کمک کند.
من ۸۴ سال دارم ولی حس می‌کنم به اندازه کافی جوان هستم که این نامه، مرا مخاطب قرار داده باشد و بخواهم به پیام پرمعنای آیت‌الله خامنه‌ای پاسخ دهم
ریچارد درموردملاقات باامام خمینی وسفربه ایران  می گوید:

من را در این سفر، رامزی کلارک دادستان کل سابق آمریکا  و فیلیپ لوس، رهبر یک سازمان مردم نهاد مذهبی  همراهی می کردند. در آن زمان، من ریاست یک کمیته کوچک آمریکایی را بر عهده داشتم که مخالف مداخله آمریکا در ایران بود و به گمانم فعالیت های همین کمیته بود که باعث شد بازرگان از ما دعوت کند تا بتوانیم نگاهی دست اول به انقلاب ایران بیندازیم.

ما با طیفی وسیع از شخصیت های مذهبی و سکولار ایران ملاقات کردیم؛ از جمله شاپور بختیار آخرین نخست وزیر شاه و ویلیام سالیوان، دیپلمات آمریکایی که در واقع آخرین سفیر آمریکا در ایران بود.

در مدتی که ما در ایران بودیم، شاه از ایران رفت. مردم خروج او را نشانه ای بر پایان رژیم سلطنتی وی تفسیر کردند و بزرگترین جشن و سروری را که در تمام عمرم دیده ام، به راه انداختند؛ میلیون ها نفر در فضایی مالامال از سرور و شادی به خیابان های تهران سرازیر شدند.

مشاهده این صحنه ها از یک سو و فراهم شدن فرصت ملاقات با آیت الله خمینی از سوی دیگر، تجربه لمس مستقیم انقلاب ایران را برای ما به اوج خود رساند. در ایران، جمعیت نام او -خمینی-را فریاد می زدند و پوسترهای او را به دست می گرفتند. مشخص بود که او الهام بخش انقلاب بوده و برکناری یکی از قوی ترین و سرکوبگر ترین رژیم های دنیا-شاه- را مدیریت کرده است.

ما البته تصور چندانی از آینده و آمالی که آیت الله [امام] خمینی برای خود و انقلاب متصور بود، نداشتیم. آنچه در آن لحظه مشخص بود، این بود که ما چهارزانو مقابل او نشسته بودیم؛ در آلاچیق حیاط خانه اش در نوفل لوشاتو.

آنچه از همان ابتدا متوجه شدیم، ذهن فعال و تیزهوشی او بود.

او -امام خمینی-می خواست بداند حال که شاه رفته، قصد و نیت آمریکا چیست و این که آیا آمریکا آمادگی دارد به نتیجه نهایی انقلاب ایران احترام بگذارد؟

ما هم از او پرسیدیم برای انقلاب ایران چه آمال و آرزوهایی را متصور است؟

پیش از هر چیز، وی بلافاصله عبارت «انقلاب ایران» در پرسش ما را به «انقلاب اسلامی» تصحیح کرد؛ تاکیدی بر این که این انقلاب، بیش از آنکه برخاسته از یک حس ملی گرایانه برای تغییر رژیم باشد، ناشی از عوامل فرهنگی و مذهبی بوده است.

آیت الله [امام] خمینی سپس از اهمیت رویدادهای ایران و ارتباط آن با رویدادهای کل منطقه گفت. او تنش هایی را برای آینده منطقه پیش بینی کرد و گفت رژیم سلطنتی عربستان سعودی، منحط است و حساب خود را از مردم عربستان جدا کرده است.

او، سپس درباره نقش خود در ایران توضیح داد و گفت به این خاطر وارد مبارزه سیاسی شده که شاه «رودخانه ای از خون را بین خود و مردم به راه انداخته بود.» او اضافه کرد پس از بازگشت به ایران «حیات مذهبی» خود را از سر خواهد گرفت و حکومت را به غیر روحانیون واگذار خواهد کرد؛ افرادی که در عین حال مورد تایید حامیان مذهبی انقلاب نیز باشند.

در حین آن ملاقات، ما درباره موضوعات دیگری نیز صحبت کردیم. از او درباره سرنوشت اقلیت های مذهبی، و به طور خاص یهودیان و بهایی ها پرسیدیم. آیت الله [امام] خمینی گفت: “از نظر ما، یهودیان پیروان یک دین آسمانی هستند و مادامی که با اسراییل ارتباطی نداشته باشند در ایران محترم شمرده می شوند و حتی اگر ایران را ترک کنند، ما آن را یک تراژدی می دانیم اما بهایی ها دین واقعی و راستین ندارند و بنابراین در ایران جایی ندارند.”

آیت الله [امام] خمینی همچنین درباره جنایات رژیم شاه از لزوم مسوولیت پذیری اطرافیان سیاسی شاه و اهمیت پاسخگویی افراد منتسب به این رژیم سخن گفت. او خاطر نشان کرد دادگاه نورمبرگ چگونه چهره های سیاسی و فرماندهان نظامی نازی را پس از جنگ جهانی دوم، به محاکمه کشاند. او از این دادگاه به عنوان الگویی مناسب و کارآمد یاد کرد که باید توسط رهبری جدید ایران علیه آنها که سیاست های سرکوبگرانه شاه از جمله شکنجه و کشتار تظاهرکنندگان غیرمسلح را دنبال می کرده اند، استفاده شود

در دوران جنگ سرد، گروه ها و چهره های اسلامگرا در غرب متحدان با ارزشی به شمار می آمدند. این، عمدتا به خاطر تنفر عمیق آنها از مارکسیسم و اتحاد جماهیر شوروی بود. در جریان سفرمان به ایران، سالیوان به ما گفت که واشنگتن ۲۶ سناریوی متفاوت را از خطرهای سیاسی بالقوه علیه حکومت شاه تهیه کرده بوده و در هیچ یک از آنها از اپوزیسیون اسلامی، به عنوان تهدید یاد نشده است.

آقای فالک می گوید: آیت الله [امام] خمینی را باید یک انقلابی حقیقی دانست، حتی اگر اینجا در غرب، اهداف او را متضاد با مدرنیته و ارزش های سکولار بدانند. /پرتال امام خمینی

سایت مشرق  ازرمزی کلارک اینگونه می نویسد:مصاحبه (۲۲ بهمن ۱۳۹۳)

اولین باری که با امام دیدار کردم، در منطقه ای در حوالی پاریس بود. در اولین دیدارمان، من زودتر از او سر قرار رسیدم. هوا سرد و مرطوب بود. سه چادری که در آن محل نصب کرده بودند، به هم راه داشتند تا برای رفتن از یک چادر به چادر دیگر مجبور نباشیم در آن هوای سرد به فضای باز برویم. امام وارد چادر شد …

سال اولی که ایشان به ایران برگشت، تمایل داشت در قم بماند. با این حال، بازرگان که من دوستی دیرینه‌ای با او داشتم، نمی‌توانست بدون کمک و حمایت امام، کشور را اداره کند، بنابراین از من خواست تا با او به قم بروم تا بتوانیم امام را متقاعد کنیم به تهران برود و حمایت بیش‌تری از بازرگان بکند

وقتی به قم رسیدیم، فهمیدیم که امام می‌خواهد بعد از ظهر همان روز به سفر برود. از من هم خواست با او بروم. بنابراین بازرگان مجبور شد تنها به تهران برگردد و نتوانستیم خواسته خود را مطرح کنیم.

خاطره دادستان سابق آمریکا از اولین دیدارش با امام خمینی+تصاویر

آیت الله بی‌شک مردی بسیار بزرگ، مدبر، مطلع، شجاع، قوی و اخلاق‌مدار بود. تنها فردی بود که می‌توانست از فروپاشی کشور در آن مقطع پرتنش بعد از فرار شاه، جلوگیری کند.

یکی از خاطراتی که من از آیت الله(امام خمینی) دارم و هیچ گاه فراموش نمی کنم این است که وقتی من در ایران بودم، برخی به من نیش و کنایه می‌زدند که چرا رئیس‌جمهورتان اینگونه رفتار میکند. آیت الله هیچ‌گاه این‌گونه برخورد نمی‌کرد. اگر هم گاهی حرف از جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا می‌زد، فقط شوخی بود و سربه سر من میگذاشت، به گونه‌ای که مطمئن باشد ناراحت نمی‌شوم

این قسمتی ازمصاحبه سایت مشرق بود

روزنامه مشرق هم مصاحبه ای بارمزی کلارک داشت:

احساس می‌کردم صدام متهمی است که حتما باید حقیقت و عدالت در موردش رعایت شود. اینکه اقدامات او چه تبعاتی داشته، باعث نمی‌شد که حقوق انسانی‌اش زیر پا گذاشته شود. از او دفاع کردم زیرا احساس می‌کردم محاکمه عادلانه نیست و هدف از آن فقط کشتن اوست نه اجرای عدالت و روشن شدن حقایق.

‌ در زمان ریاست‌جمهوری صدام هم او را دیدید؟

قبل از حمله آمریکا به عراق، او در سپتامبر ۱۹۹۰ از من خواست به عراق سفر کنم.

‌برای چه کاری به بغداد سفر کردید؟ 

در آن موقع صدام هنوز بر سر کار بود. می‌خواست جلو حمله آمریکا به عراق را که عاقبت در ژانویه ۱۹۹۱ انجام شد، بگیرد. این دعوت کمی بعد از تصویب قطعنامه سازمان ملل علیه عراق صورت گرفت. صدام احساس کرده بود که اتفاقات مهمی در راه است. او از سراسر دنیا افراد را فراخواند تا جلو حوادثی را که در آینده می‌توانست اتفاق بیفتد، بگیرند. سفیر عراق در آمریکا هم از طرف صدام خواست تا به عراق سفر کنم.

‌به عنوان یک سیاستمدار به نظر شما کدام بهترند؟ عراق آزاد ولی در جنگ یا عراق در آرامش ولی با دیکتاتوری؟

مردم عراق قبل از حمله آمریکا زندگی بهتری داشتند. از بعد از حمله آمریکا در ژانویه ۱۹۹۱ مردم عراق فقط شاهد اختلاف و ویرانی بوده‌اند. هزاران عراقی جان خود را از دست داده‌اند. تحریم‌ها به تنهایی ده‌ها هزار کودک عراقی زیر پنج سال را از بین برده یا در معرض خطر جدی قرار داده. اگر به عراق امروز نگاه کنید، می‌بینید که در نتیجه خشونت و ویرانی که جنگ به بار آورده حدود چهار، پنج میلیون نفر از روال عادی زندگیشان به‌کلی دور شده‌اند. این جنگ تمام زیرساخت‌های اقتصادی عراق را نابود کرد. آمریکا عملیات نظامی مهیبی در عراق به‌راه انداخت و فقط ده‌ها هزار تن بمب بر سر عراق فرو ریخت.

‌بنابراین شما خود را یک فعال صلح می‌خوانید یا وکیلی که به هرحال باید از موکلش دفاع می‌کرد حتی اگر با آنچه کرده موافق نبوده باشد.

نه، فکر می‌کنم وظیفه هر وکیلی است که بهترین راه برای دفاع از موکلش را پیدا کند. می‌خواستم یک وکیل مدافع خوب باشم که برای کشف حقیقت از متهم به‌خوبی دفاع می‌کند.

 قبل ازسقوط صدام  یا اوصحبت داشتید؟ 

اولین بار او را در سپتامبر و اکتبر ۱۹۹۰ قبل از سقوطش دیدم و ما ساعت‌ها باهم صحبت کردیم. در این صحبت‌ها سه مترجم حضور داشتند که کار معمولی نبود. او می‌خواست مطمئن شود حرف‌های من درست ترجمه می‌شوند. ظاهرا مشکل شما را داشت. از لهجه من سر در نمی‌آورد. بعد از آن در طول دهه ۹۰ که هنوز رییس‌جمهور بود چند بار دیگر با او ملاقات کردم. هر بار از سه مترجم استفاده می‌کرد ولی مشکل آنجا بود که خیلی وقت‌ها این سه مترجم بر سر اینکه چه کسی درست‌تر مطلب را فهمیده جر و بحثشان می‌شد!

 


‌شما تا لحظات آخر همراه نزدیک صدام بودید. از آنچه در زمان زمامداری‌اش کرده بود چه احساسی داشت؟ فکر می‌کرد دچار اشتباه شده یا هر چیز دیگری؟

اشتباهات زیادی هم کرد. از همه مهم‌تر حمله به ایران بود.

صدام قبول کرد که حمله به ایران اشتباه بوده؟ 

فکر می‌کنم بهتر است بگوییم قبول کرد که حمله به ایران اقدام مخربی بوده. ولی همواره این‌طور توجیه می‌کرد که برای مبارزه با آنچه تروریسم خطرناک در منطقه می‌خوانده، جنگ پیشگیرانه راه انداخته؛ جنگی که برای هر دو طرف بسیار پرهزینه بود. بعد از رفتن شاه ساختار ارتش رسمی ایران به‌کلی آسیب دید. سربازان ایرانی بیشتر افراد داوطلبی بودند که می‌توان گفت با دست خالی می‌جنگیدند. یک تراژدی بود.

دنیا در حالی که شاهد این تراژدی بود به ناحق جانب عراق را گرفت. در طول جنگ یک روز با سفیر یوگسلاوی در بغداد ناهار می‌خوردم. به من گفت فکر می‌کنی چند یوگسلاو الان در عراق کار می‌کنند؟ گفتم نمی‌دانم. عددی که گفت حیرت‌زده‌ام کرد. حدود ۱۶ هزار نفر کار‌شناس در سطوح مختلف در امور زیربنایی در عراق در طول جنگ کار می‌کردند. به نظر می‌آمد دنیا ایران را تنها گذاشته.

‌بله، کشته‌های جنگ زیاد بود ولی در کنار آن به‌نظر می‌رسد که شرکت‌های بزرگ اسلحه‌سازی غرب سود هنگفتی بردند.

بله اما سود روس‌ها هم که به صدام اسلحه دادند کم نبوده.

شما وکیل صدام و در طول محاکمه کنارش بودید. او را قبل از اعدام هم دیدید؟ 

فکر می‌کردم باید درباره محاکمه صحبت کنیم اما او زیاد در بند آن نبود و به جایش درباره همه چیز صحبت می‌کرد.

‌احساس او درباره حکمی که در موردش صادر کردند چه بود؟ 

صدام آدم واقع‌بینی بود. ماجرا را به خوبی فهمیده بود. ترسی در او ندیدم. فکر می‌کنم احترامی برای دادگاه قایل نبود و حکمش را سیاسی می‌دانست. من ساعت‌ها در طول دادگاه و بیرون از آن در کنارش بودم. شاید بهترین تعبیر از احساسات او را بتوان در عکسی دید که به طرف طناب دار می‌رود.

‌خیلی‌ها به‌خصوص در ایران موافق اعدام زودهنگام صدام نبودند و فکر می‌کردند با اعدام او برخی اسرار مربوط به جنگ هشت ساله هم از بین می‌رود. به نظر شما واقعا صدام اسرار جنگ با ایران را به گور برد؟

نه، فکر نمی‌کنم. من او را هر صبح در دادگاه و در زمان خوردن ناهار و جلسه عصر دادگاه می‌دیدم. به دادگاه توجهی نداشت. گاهی شعر می‌خواند و گاهی هم از خانواده‌اش صحبت می‌کرد. مثلا از خاطره خرید یک گردنبند برای یکی از دخترانش می‌گفت که سال‌ها قبل از رییس‌جمهور شدنش خریده بود.

‌ پس شما فکر نمی‌کنید ارتباط خاصی بین اعدام صدام و اسرار جنگ ایران و عراق وجود داشته باشد؟ 

رهبران دیگر عراق را نمی‌دانم ولی صدام دیگر چیزی نداشت پنهان کند. از این گذشته مسوولانی که صدام را محاکمه می‌کردند سال‌های تبعیدشان را در ایران گذرانده بودند. حقیقت اصلی که همه آن را می‌دانند آن است که صدام شروع‌کننده جنگ بوده. او فکر می‌کرد پس از رفتن شاه ایران آنقدر ضعیف شده که می‌تواند جنگ را به‌آسانی ببرد.

 

‌ شما هم فکر می‌کنید صدام جنگ را آغاز کرده؟ 

این نظر شخصی من نیست. حمله عراق الان جزو اسناد تاریخی شده. حتی خود او هم به‌صراحت بر این موضوع تاکید داشت.

چه کسی دستمزد شما را می‌پرداخت؟ 

هیچ‌کس، من برای دفاع از صدام دستمزدی نگرفتم. فقط برخی هزینه‌های ایاب و ذهاب به من پرداخت شد.

‌ یعنی شما داوطلبانه از صدام دفاع کردید؟

دفاع از صدام فقط بخشی از ماجرا بود. مساله اصلی دفاع از حقیقت و عدالت و دفاع از اصل زندگی بود.

‌ فکر می‌کنید به عنوان وکیل او، وظیفه‌تان را به طور کامل انجام داده باشید؟

می‌دانید من در سال‌های کارم مجرمان متعددی دیدم و در خود آمریکا از محکومان به اعدام زیادی دفاع کردم. دفاع از صدام کار دشواری بود. تقریبا به هیچ شاهد یا مدارکی دسترسی نداشتیم. کسی حاضر نبود در جریان محاکمه با ما همکاری کند. سه نفر از وکلای او در جریان محاکمه کشته شدند. یکی از وکلای صدام در شب اول محاکمه او دیروقت از مقابل دفترش ربوده شد و صبح روز بعد جسد تکه‌تکه‌اش را در خیابان پیدا کردند.

در طول مبارزات مردم ایران علیه شاه هم عکس مرا نیویورک‌تایمز در بین تظاهرات‌کنندگان ایرانی چاپ کرد. روز فرار شاه هم من در ایران بودم. /۲۱فروردین ۱۳۹۱گزیده مصاحبه

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:محاکمه صدام مربوط کشتار،هشتم ژوئیه ۱۹۸۲(پنج شنبه ۱۷ تیر ۱۳۶۱) که  ۱۴۸ نفر را در یک روز پنجشنبه  در روستای دجیل (بین سامرا- بغداد) کشت.

آغاز محاکمه در(۶ آذر ۱۳۸۴) مصادف با ۲۷  نوامبر ۲۰۰۵بوده  طی این محاکمه طولانی(۴۰ جلسه ) تیمی ۲۰ نفره از حقوقدانان کشورهای مختلف، وکالت صدام‌حسین را برعهده داشتند که سرپرستی این تیم دفاعی برعهده خلیل الدلیمی، حقوقدان عراقی بود. مشهورترین چهره در تیم وکلای مدافع صدام هم، رمزی کلارک، دادستان فدرال ایالات متحده بود.اعدام  ۹ دی ۱۳۸۵ (۳۰ دسامبر ۲۰۰۶) بوده

درباره نویسنده

1753مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2018 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما