اعدامی”کودتاچی” که شهیدشد!

خلبان اعدامی"کودتاچی" که بعداز توبه شهیدشد

خلبان کودتاچی که شهید شد
 
ری‌شهری در بخش دیگری از این گفت و گوی تلویزیونی گفت:« تنها خاطره شیرینی که دارم این بود که وقتی خلبان‌های کودتای نوژه را محاکمه می کردم، یکی از خلبان ها گفت من می دانم که در این کار دخالت داشتم و می دانم که اعدام خواهم شد. او حکم را قبول داشت و فقط از ما خواست نوع اجرای حکمش را در اختیار خودش قرار دهیم. این خلبان گفت من را به یک هواپیما ببندید و مستقیم به کاخ صدام بکوبید. من حس کردم او از ته دل این حرف را بیان می کند. نزد امام آمدم و گفتم بعضی ها هستند که به اشتباه خود پی برده اند و به راستی توبه کرده اند. امام فرمودند اگر خودت تشخیص می دهی توبه این افراد واقعی است، اختیار تصمیم گیری داری.»
وی افزود:« من برگشتم و نه تنها این فرد را آزاد کردم بلکه به او اجازه دادم به کار قبلی خود یعنی همام خلبانی مشغول شود. شاید جالب باشد بدانید که این فرد در جنگ شرکت کرد و به مقام شهادت نائل شد و امروز یکی از شهدای خوشنام نیروهوایی ارتش جمهوری اسلامی است.»
ری شهری ادامه داد:« در یکی از دادگاه های انقلاب،
از یکی از خلبان ها سوال کردم چه شد که به این راه افتادی و با ضد انقلاب همکاری کردی؟! ایشان در پاسخ گفت یکی از افراد فعال در عقیدتی- سیاسی پادگان نوژه به زن های ما اهانت کرد و من هم با خودم گفتم نظامی که مسول عقیدتی- سیاسی آن ما همسران ما اینطور برخورد می کند، باید با آن مقابله کرد. این برای ما درس است که برخوردهای اشتباه ما می تواند اثرات مخربی داشته باشد.»
حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدی ری‌شهری در ابتدای برنامه" شناسنامه" 20اردیبهشت۹۲
***
کودتاچی که به مفام شهادت رسیدچه کسی بود؟
 
 ماجرای شفاعت حضرت زهرا (س) از یکی از متهمین کودتای نوژه اشاره شده است. 
  در میان عوامل کودتا یک افسر خلبان به نام مهدوی بود که تحت تأثیر تبلیغات و شانتاژی که صورت گرفته بود، موافقت کرده بود با کودتاچیان همکاری کند. بعد وی دستگیر شد و اعتراف کرد که قرار بود این مکان (جماران و نقاط حکومتی و نظامی) را بمباران کنم و بعد از اعتراف و اتمام بازجویی، منتظر دادگاه بود. یک روز آقای محمد طاهری ساکن کرج بود و فکر کنم نسبتی هم با آن افسر خلبان داشت، به من مراجعه کرد و گفت دیشب
خانم"کودتاچی" خانه ما آمده و راجع به شوهرش گفته وی چنین آدمی نیست که بخواهد علیه نظام و امام اقدامی کند.
من توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها کرده و نذر و نیاز و گریه کرده ام و [از ایشان] خواستم شوهرم را نجات دهد.
شب خواب دیدم حضرت فاطمه به من فرمودند: شوهرت را به شما برمی گردانم. بعد آقای طاهری گفت: خانم این افسر خلبان یک دعا و یک انگشتر عقیق داده تا به دست شوهرش برسانم و به او بگویم که این انگشتر و دعا در روز دادگاه با او باشد. 
 
در بخش دیگری از این روایت شگفت می خوانیم: با اصرار آقای طاهری امانتی افسر خلبان رسید. او را با چند افسر دیگر که هم رده وی بودند، به دادگاه فرستادند. وی در دادگاه منقلب شد و با تمام وجود حرف می زد. مهدوی گفت: من اعتراف کرده و می کنم که در کودتا شرکت داشتم و مستحق مرگ و اعدام هستم. تقاضای تخفیف مجازات ندارم، ولی من را به عنوان یک کودتاچی نکشید. الآن زمان جنگ است من را ببرید در جبهه ها تا در جنگ و دفاع از کشورم کشته شوم و در ضمن به دشمن آسیب رسیده باشد.
 
بعد از این اظهارات، همه کسانی که در دادگاه بودند، تحت تأثیر سخنان این خلبان قرار گرفتند. 
آقای ری شهری خودش پرونده ایشان را کنار گذاشت و بقیه را محاکمه کرد که همه به اعدام محکوم شدند. بعد ایشان را در دفترش خواسته و با وی دوباره صحبت کرده بود. بعدا مطلع شدم آقای ری شهری پرونده ایشان را خدمت حضرت امام برده و امام ایشان را عفو کرده بودند. بلافاصله هم آزاد شد، فردای آن روز آزاد شد و به نیروی هوایی برگشت. 
 
افسر خلبان «مهدوی»)شروع به پرواز کرد و عملیات متعدد برون مرزی انجام داد. با تمام وجود هم به عملیات می رفت. در یکی از این عملیات ها هواپیمایش مورد اصابت موشک قرار گرفت و شهید شد.
 این ماجرا در جلد نخست کتاب «راه» به روایت سرلشکر دکتر محسن رضایی آمده است./تابناک۲۲ اسفند ۱۳۹۴

درباره نویسنده

2088مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما