«فدک»فاصله ۲۶۰ کیلومتری شهر مدینه  به‌سوی استان «حائل»

اسامی همراهان آقای هاشمی راهم خواهیدخواند

اولین مقام ایرانی که موفق به شدوارد«باغ فاطمه زهرا»فدک- بشود«آیت الله هاشمی رفسنجانی ودکترروحانی-رئیس جمهوربودند

 منطقه فدک و این چشمه  برای ما شیعیان خیلی عزیز است و بسیاری از علمای و مردم شیعه  آرزو دارند که این منطقه را  از نزدیک زیارت کنند. آیت الله هاشمی شاید در صد ساله اخیر تنها عالم شیعه و مقام ایرانی باشند که به این منطقه سفر کردند و آب فدک را نوشیدند. این سفر در شرایطی انجام شد که برخی از عالمان شیعه در مدینه می گفتند، شاید امکان رفتن شما به این منطقه فراهم نشود. خود این علما که اهل عربستان بودند تا آن زمان به این منطقه نرفته بودند و فکر می کردند که علمای اهل سنت عربستان نسبت به این مکان حساسیت دارند و ممکن است مشکلاتی را درست کنند.

17-1-11-124756photo_2017-01-11_01-18-09

هاشمی‌رفسنجانی(۲۰خرداد۱۳۸۷)درحال نوشیدن آب چشمه باغ «فدک» فاطمه زهرا

در سفر ۱۰ روزه خود به عربستان سعودی، در حالی که به مدینه سفر کرده‌بود،‌ از وادی فاطمه یا همان منطقه تاریخی فدک نیز دیدن کرد و در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، از چشمه فاطمه نوشید درحالیکه مسئول تشریفات سعودی خطاب به هاشمی می‌گوید: “آب نخورید، کثیفه” و درحالیکه آب درکف دستش بود گفت: این آب باغ حضرت زهرا است
هاشمی ، برای بازدید از منطقه جغرافیایی فدک، با اتومبیل برای رسیدن به مقصود بیش از۲۶۰ کیلومتر را از شهر مدینه منوره به‌سوی استان «حائل» حرکت کردند و به شهر «حائط» و «حویطه»رسید

فدک(الحائط) رامتصرفات “خالصه” می گویند ،سر زمینی است که بدون سلاح و سپاه فتح شده و بنا به نصّ صریح قرآن ( آیات ۷ و ۶ سوره حشر ) ، متعلّق به پیامبر خواهد بود

آقای هاشمی  می گوید:فدک ۹۰کیلومترباخیبرفاصله دارد وحضرت فاطمه(س) حدود۳سال اینجامدیریت کرد

آیت‌الله شیخ محمدعلی عمری رهبر شیعیان مدینه می گوید:شهر حائط(فدک) است. 
در شهر حائط، فرماندار و مسئولان این شهر از هاشمی رفسنجانی استقبال کردند.

مردم منطقه نیز با شور و شوق از خانه‌ها بیرون زده و بر بام‌ها و بلندی‌های اطراف مشغول تماشای صحنه‌های بازدید بودند.

آقای نایف فرماندار شهر -جدید-حائط گفت: «اینجا فدک است و الان قدیمی‌ها هنوز به آن فدک می‌گویند. شهر حدود ۳۵ هزار نفر جمعیت دارد ولی جمعیت کل منطقه به اضافه روستانشینان و عشایر کوچ نشین به صدهزار نفر می‌رسد»

سپس، «محمد عبدالرحمن جابر»، پیرمرد از اهالی فدک، که قبلا رئیس دایره امر به معروف و نهی از منکر منطقه بوده و هم‌اکنون نیز طبق گفته خودش به دعوت مسئولان منطقه مشغول همکاری با آنهاست توضیحاتی در مورد این منطقه به هیأت ایرانی ارائه کرد و به سؤالات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پاسخ داد.

آیت‌الله هاشمی از او پرسید چرا به این منطقه فدک می گویند؟ 

عبدالرحمن جابر: «چون پیامبر اکرم آن را به حضرت فاطمه بخشید».

هاشمی‌ «چرا پیامبر آن را به حضرت فاطمه بخشید»؟

جابر : « چون اهالی این منطقه بدون درگیری آن را به پیامبر اکرم هدیه کردند و پیامبر نیز آن را به حضرت فاطمه هدیه کردند».

هاشمی‌: «در این منطقه چه چیزهایی به نام فاطمه وجود دارد»؟

جابر : «چشمه‌های هفت‌گانه فاطمه، مسجد فاطمه، وادی فاطمه، و بساتین (باغستان‌های) فاطمه».

هاشمی‌: «چرا اسم فدک را عوض کردید و حائط یعنی دیوار می‌گویید»؟

جابر: «در این منطقه سه دیوار بلند است که به صورت حلقه منطقه را احاطه نموده‌است.

درون دیوارها باغ (بستان) فاطمه نام دارد که در «معجم البلدان» یاقوت حموی هم ذکر شده است. مسجدی که الان ترمیم شده مربوط به زمان پیامبر اسلام بوده که به مسجد فاطمه معروف استما آل‌جابر هستیم که قدمتی چند صدساله در منطقه داریم و پیش از دولت سعودی حکمران اینجا بوده‌ایم».

هاشمی‌: «مساحت کل فدک چقدر است»؟

جابر : «مساحت منطقه فدک ۵۰ در ۵۰ کیلومتر است».

هاشمی‌: «آب منطقه چگونه است»؟

جابر : «فدک دارای هفت چشمه آب بوده که به «عیون فاطمه» معروف است که به دلیل اهمال و بی‌توجهی به کشاورزی آب آن کم شده و شاید علت کمی آب حفر چاه‌های عمیق (آرتزین) در منطقه باشد».

چاه-باغ فدک

هاشمی‌ گفت: «می‌خواهم از آب چشمه فاطمه بخورم».
جابر و دیگر همراهان،‌ وی را منع کردند واماهاشمی در حالی‌که قطرات اشک چشمانش با چشمه فاطمه مخلوط شده بود، گفت:

آیا بی‌سعادتی و حیف نیست که انسان تا اینجا بیاید و از چشمه فاطمه سیراب نشود
این جمله باعث شد که قطرات اشک چشمان همراهان نیز در چشمه بریزد.

مسجدفاطمه-فدک

نمای داخل مسجدفاطمه-فدک

سفر آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی(رییس مجلس خبرگان رهبری و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام )به «فدک» که در ۲۰ خرداد۱۳۸۷ (۵ جمادی الثانیه ١۴٢٩) انجام شد،دراین سفردکترحسن روحانی(رئیس جمهورکنونی)نیزهاشمی راهمراهی می کرد(همراهان۱۵بودند)

رئیس جمهورایران«دکترحسن روحانی»+آیت الله هاشمی رفسنجانی درباغ فاطمه زهرا«فدک»مدینه  ۲۰ خرداد۱۳۸۷

برای مسئولان عربستانی که وی را همراهی می‌کردند نیز بسیار جالب بود و تازگی داشت به طوری‌که در بازگشت به مدینه ضمن تشکر از ایشان که با این اقدام موجب شدند آنها نیز برای اولین بار قدم به فدک بگذارند، گفتند ما تاکنون از چنین مسائلی مطلع نبودیم و آنچه در فدک دیدیم و شنیدیم برای خود ما نیز تازگی داشت.
آقای هاشمی می گفت،با شیخ عامری گفتم میخواهیم برویم فدک،گفتند:نرو،هیچ چی ندارد،بیامن برات همه راتعریف می کنم،گفتم دوستان برنامه ریزی کردند که برویم.

درکنارفدک اصلی«قدیمی»،یک شهرکی به همین نام«حائط »که درتابلو این شهرجدید نام«فدک»هم نوشته شده است

آقای عامری جمعیت شهر-جدید-فدک-باحومه- را ۱۵۰هزارنفراعلام کرد.
آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در این مراسم، پس از یک سخنرانی بی‌نظیر که مستقیم و برای اولین بار از همه کانا‌‌ل‌های تلویزیون عربستان سعودی در حضور بیش از ۸۰۰ نفر از دانشمندان علما فقها و صاحبان فکر وفتوا پخش می‌شد مبانی نظری عملی و علمی اسلام را در محورهای چهارده گانه تبیین کرد.

اینجا همان مکانی است که بعد از رحلت پیامبر اکرم، غصب شد

با این تاریخچه پرفراز و نشیب و پس از آنکه در هزار سال گذشته سرنوشت فدک در هاله‌ای از ابهام فرو برده شد، این منطقه مهم به حال خود رها شد و تحولات زیادی را پشت سر گذاشت تا اینکه در قرن اخیر به دلیل دیوارهای مستحکمی که به طول شش کیلومتر در شش کیلومتر در چهار طرف آن برای حفاظت اهالی از دزدان و اشرار وجود داشت به «‌حائط» معروف شد که به معنای دیوار است ولی نام فدک همچنان در اسناد و مدارک و بر زبان‌ها باقی ماند به طوری‌که حتی هم اکنون بر تابلوی ورودی شهر زیر نام حائط، کلمه «فدک» نیز به چشم می‌خورد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:سفر آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به عربستان سعودی ۱۰ روز از ۱۳ تا ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۷ به طول انجامید. ، ازگزارش ،سایت آفتاب(۲۵ خرداد ۱۳۸۷) استفاده کرده ام

آقای هاشمی درمصاحبه درهمین سفرمی گوید:همه اسنادومدارک ،گواه براین است که باغ فاطمه زهرا«فدک»اینجاست واین منطقه بدون هرگونه درگیری وزحمات لشکریان اسلام به پیامبرتحویل داده شده است؛وی درادامه می گوید،بعدازفتح خیبر،پیامبرمعتمدین-نمایندگان-خودرابه ساکنان این مناطق که یهودیان بودندفرستاد وگفت شماچندبارپیمان شکنی کردیدوحالا هم شرراکم کنید،منطقه راترک کنیدوماهم (درصورت واگذاری)کاری به شمانداریم وگرنه ناچاریم باقوه قهریه باشمابرخوردکنیم،آنهاهم بعدازمذاکره با سران قوم،به این نتیجه رسیدند که بی دردسرترین کاراین است که این مناطق راواگذارکنند،مخصوصاً خبرقهرمانی ودلاوری حضرت علی علیه السلام راشنیده بودند که چگونه یک تنه درب قلعه خیبرراازجای کنده وآنهارا به خواری گرفته بود..که پیام فرستادند که ماتسلیمیم واین سرزمین راواگذارمی کنیم،که اینگونه موضوع بدون هیچگونه درگیری ولشکرکشی فیصله پیداکرد.

سفرنامه فدک

حرکت ازمدینه به مقصدفدک
ساعت ۰۷ : ۰۵  صبح دوشنبه ۲۰ خرداد۱۳۸۷ عازم فدک شدیم.

مسیرفدک

از آزاد راه «قصیم» که مدینه را به ریاض وصل می‌کند، حدود یکصد کیلومتر به طرف شرق رفتیم و از آنجا به جاده‌ای وارد شدیم که در جهت شمال به استان «حائل» می‌رود.

تقریباً همین مقدار هم در جاده «حائل» به طرف شمال رفتیم و بعد وارد جاده‌ای شدیم که به طرف غرب؛ یعنی به طرف مدینه می‌رفت. در مجموع بعد از مسافتی حدود ۲۶۰  کیلومترباماشین به فدک رسیدیم.

بعداز۵ساعت«الحائط تُرحِّبُ بِکُم»

در ساعت ۰۵: ۱۰  به شهری رسیدیم که برپیشانی دروازه ورودی آن نوشته بود: «الحائط تُرحِّبُ بِکُم»؛ شهر حائط به شما خوش آمد می‌گوید؛ زیر این جمله هم، کلمه «فدک» نقش بسته بود؛ یعنی این شهر که اکنون حائط نام دارد، نام اصلی آن «فدک» است؛ منطقه‌ای بین استان حائل و استان مدینه.

فدک جدید/فدک قدیم
این شهر دو قسمت دارد؛ قسمت شرقی، که جدید ساخت است وشامل ادارات و خانه‌های مسکونی نوساز می‌باشد و قسمت غربی‌که نخلستان‌ها، خانه‌های قدیمی، چشمه‌ها و آثار تاریخی در آن به چشم می‌خورد. فدک همین قسمت قدیمی است.

شهرجدیدفدک(الحائط)

منطقه فدک جدید به «الحائط » موسوم است و در غرب منطقه «الحُلیفه» و جنوب منطقه «ضرغد» قرار دارد
راهنماها آقای هاشمی و هیأت همراه را مستقیماً به همین قسمت غربی بردند.
در لحظه ورود، یک پیرمرد(عبدالرحمان آل‌جابر) که می‌گفت تا دو سال قبل رییس امر به معروف و نهی از منکر همین شهر بوده که بازنشست شده ولی باز هم به دعوت مسؤولان شهر با آن‌ها همکاری می‌کند، جلو آمد و ضمن خوش آمدگویی مشغول توضیح دادن شد. او گفت:

این منطقه «وادی فاطمه» نام دارد به این نخلستان‌ها می‌گوییم «بساتین فاطمه» اینجا مسجدی هست که نامش «مسجد فاطمه» است و چشمه‌هایی در این نخلستان‌ها وجود دارند که اهالی به آن‌ها می‌گویند «عیون فاطمه».

مسجدفاطمه-فدک

قراربودبازدید«نیم ساعته»باشد واماتاساعت۱۳بطول انجامید

این جملات همه ما را به وجد آورد و چهره آقای هاشمی رفسنجانی کاملًا نشان می‌داد که با دیدن این صحنه و شنیدن این مطالب تکان خورده و شگفت زده شده است.
با این‌که قرار بود فقط نیم‌ساعتی در فدک بمانیم و به مدینه برگردیم آقای هاشمی رفسنجانی به فرماندار که جز مستقبلین بود گفتند بگویید ناهار تهیه کنند ما تا ظهر در اینجا می‌مانیم و از پیرمرد راهنما خواستند هیأت را برای دیدن مسجد و چشمه‌ها و قسمت‌هایی از نخلستان‌ها راهنمایی کند.
مسجد چون در قسمت قدیمی قرار داشت تقریباً متروکه بود
«عیون فاطمه»چشمه های باغ «فدک»
اکثر چشمه‌ها به دلیل خشک‌سالی و همچنین حفر چاه‌های نیمه عمیق توسط اهالی خشک شده بودند غیر از دو چشمه، که یکی از آن‌ها با آب قابل توجهی جاری بود و دیگری مرطوب بود ولی به دلیل عدم رسیدگی و لایروبی نشدن جاری نبود.
نخل های فدک
نخل‌ها هم بیشترشان سرپا بودند و تعدادی هم خشک شده بودند.
 «عبدالرحمان آل‌جابر» گفت: اینجا تا یکصد سال قبل تحت حکومت خاندان آل جابر بود، که من‌هم از همین خاندان هستم، ولی از آن زمان به دست آل سعود افتاده. او وقتی به این جمله رسید، نگاهی به مأموران و مسؤولان حاضر در صحنه انداخت و این جمله را هم اضافه کرد که: البته آل سعود بحمدالله رفتار خوبی با ما دارند! …
پشت بام مسجد فاطمهفدک چشم‌انداز خوبی به نخلستان‌های فدک داشت. همانجابه حاج خسرو ورکانی عکاس روزنامه گفتم از این بلندی عکس‌هایی از صحنه‌های دوردست بگیرد و او هم که از دیدن فدک هیجان زده شده بود تا توانست عکس گرفت. همان بالا که بودیم، یکی از مسؤولان فرهنگی شهر آمد و ضمن معرفی خود برای جواب دادن به سئوال‌ها اعلام آمادگی کرد.پرسیدم
چرا نام این شهر حائط است؟
مسئول حائط: تا حدود یکصد سال قبل برای محافظت در برابر دزدان و اشرار اطراف این منطقه به وسعت ۶ کیلومتر در ۶ کیلومتر دیوار کشیده شده بود که هنوز قسمتی از دیوارها موجود است. به همین دلیل نام «حائط» که به معنای دیوار است روی این شهر مانده است.
وی گفت:البته مردم این منطقه اینجا را به نام« فدک »می‌شناسند و این نام همچنان بر سر زبانهاست.
احیاء(فتح )فدک بدست هاشمی رفسنجانی
بعد از صرف ناهار- که حاضری بود- و خواندن نماز ظهر و عصر در بلدیه، در قسمت شهر جدید، ساعت یک بعد از ظهر عازم مدینه برگشتیم. درحالی که همه احساس می‌کردیم بعد از قرن‌های متمادی، یکبار دیگر «فدک» به‌دست آمده است.
فاصله مدینه تاخیبر فاصله ۱۸۰ کیلومتری
فاصله خیبرتافدک ۸۰ کیلومتر
فاصله مدینه تافدک  ۲۶۰ کیلومتر
درباره موقعیت مکانی فدک، با توجه به مسیری که ما پیمودیم و با توجه به فاصله ۱۸۰ کیلومتری که خیبر تا مدینه دارد می‌توان به این نتیجه رسیدکه آنچه در تاریخ درباره تسلیم شدن اهالی فدک بعد از فتح خیبر آمده و نشان دهنده نزدیکی مکانی فدک با خبیر می‌باشد درست است؛ زیرا مسیر نیم دایره‌ای که ما برای رفتن به فدک پیمودیم موقعیت مکانی آن را در شرق خبیر ترسیم می‌کند؛ جایی که به طور طبیعی و میان بر، باید حدود ۸۰ کیلومتری شرق خیبر باشد.
مسئولین عربستان هم اطلاعات درستی ازفدک ندارند!
نکته جالب توجه این است که اهالی عربستان، حتی نسل کنونیِ منطقه می‌دانند جایی به نام فدک وجود دارد، هرچند درباره شناسنامه فدک و تاریخ آن اطلاع چندانی ندارند. این نکته هنگامی برای ما جالب‌تر شد کهوزیر (عربستانی)همراه آقای هاشمی رفسنجانی و سایر همراهان سعودیِ ایشان، بعد از بازگشت به مدینه از ایشان-راهنما- به خاطر این‌که سبب آشنایی آن‌ها با مسائل مربوط به فدک و تعلّق آن به دختر پیامبر(فاطمه زهرا) شدند، تشکر کردند(یعنی مسئولان عربستان هم تاکنون نه اطلاعات درستی داشتند ونه ازفدک بازدیدی داشتند)

شب دوشنبه که میهمان آقای عمری و شیعیان مدینه بودیم،

وقتی آقای عمری متوجه شد که قرار است آقای هاشمی رفسنجانی و همراهان فردا به فدک بروند گفت در آنجا چیزی وجود ندارد که شما ببینید.

این سخن قدری موجب تردید شد! به‌طوری‌که آقای هاشمی رفسنجانی بعد از این میهمانی و هنگامی که در نیمه شب عازم زیارت حرم حضرت رسول بودیم موضوع را با همراهان در میان گذاشتند و نظرخواهی‌کردند که: سفر به فدک که قرار است فردا باشد انجام شود یا نه؟

نظرها عموماً مثبت بود وسرانجام تصمیم این شد که این سفر انجام شود.

۳ساعت بازدیدفدک
ساعت یک بعد از ظهر عازم  به مدینه برگشتیم(ساعت۱۰ورود،خروج ساعت۱۳ دوشنبه۲۰ خرداد ۱۳۸۷)
دیدارهاشمی بارهبرشیعیان مدینه
شب دوشنبه(شب قبل ازحرکت بسوی فدک) برای دیدار شیعیان مدینه به حسینیه آن‌ها در منطقه العوالی رفتیم. از قدیم معروف بود که شیعیان مدینه وضع مالی خوبی ندارند اما حالا اینطور نیست. این واقعیت را از تجدید بنای حسینیه و شامی‌که آن‌ها به ما دادند و از ناهار امیر مدینه دست کمی نداشت به خوبی می‌شد فهمید. اشتغال شیعیان مدینه به مشاغل مناسب و مساعدت‌هایی که به‌آن‌ها شده، در سال‌های اخیر وضع آن‌ها را متحوّل کرده است.
آقای عمری رهبر شیعیان مدینه که بالای ۹۰ سال سن دارد و تقریباً از کار افتاده است، آقای هاشمی را در آغوش گرفت و از این دیدار اظهار خرسندی زیادی کرد. او که با صبر و مقاومت و تحمّل شدائد و زندان‌های متعدّد توانست هویت شیعیان مدینه را حفظ کند، اکنون از فضای بازی که برای شیعیان در عربستان فراهم شده راضی است و آقای هاشمی رفسنجانی هم طی سخنانی که در جمع شیعیان در همین دیدار داشت صبر و متانت و مقاومت آقای عمری را عامل مهمی برای رسیدن به وضعیت مناسب دانستند.
توضیح مدیرسایت-پیراسته فر: شیخ محمد علی عمری :متولد۱۲۹۳شمسی(١٣٣٢قمری) در۴ بهمن ۱۳۸۹ درسن۹۶سالگی فوت کردند
وی درزمان مرجعیت آیت الله سیدمحسن حکیم متولد۱۲۶۷شمسی،مرجعیت۹ساله(۱۳۴۰الی ۱۳۴۹شمسی)،مأموریت یافت برای سرپرستی امور شیعیان زادگاهش-مدینه رابعهده بگیرد
شیخ العمری در  استان مدینه،درحاشیه  شهر و در ضلع غربی حرم شریف نبوی در انتهای خیابان امام علی ابن ابیطالب محله ای بنام«نخاوله» زندگی می کندوی دارای باغات ومزارع است،
آقای عمری ضمن کشاورزی به  تدریس احکام، فقه و حدیث  و به برگزاری مجلس عزای امام حسین ودیگرمراسمات مذهبی می پرداخت کردو امام جماعت حسینیه شیعیان منطقه بود،شیعیان این منطقه زیادنیستند،همه مردم این منطقه(شیعه وسنی)مُرفه وازاشراف هستند.
برطبق قوانین عربستان-برای اجتناب ازاختلافات مذهبی-از سال ١۴٠۴ شیعیان درمناطقی که سنی ها هم زندگی می کنند ، ساختن مسجد جدیدممنوع شده است،
دیگر شیعیان مدینه دراستان شرقی عربستان،در دو منطقه (احساء و قطیف) زندگی می کنند.
جایگاه هاشمی رفسنجانی درعربستان
۲باردعوت پادشاه عربستان ازهاشمی وتأخیراجلاس مکه به احترام هاشمی رفسنجانی
نکته جالب این است که پادشاه عربستان آنقدربه آیت الله هاشمی ارادت داشته که اجلاس مکه رابخاطرایشان ۵روز به تأخیرانداخت!

اجلاس مکه

اسم اجلاس:«المؤتمرالاسلامی العالمی للحوار» (اجلاس بین المللی گفتگوی اسلامی)

ملک عبدالله پادشاه عربستان. دکتر محمد سید طنطاوی رییس دانشگاه الأزهر مصر ،شیخ عبدالعزیز آل الشیخ مفتی عربستان و شیخ عبدالله بن محسن الترکی رییس رابطه العالم الاسلامی، در جایگاه هیأت رییسه اجلاس بودند.

ورود همزمان ملک عبدالله و هاشمی رفسنجانی به سالن، در حالی که دست در دست همدیگر داشتند و آن صحنه، از تلویزیون‌های عربی به صورت زنده پخش می‌شد، نشان از جایگاه جمهوری اسلامی ایران و شخص آیت‌آلله هاشمی رفسنجانی نزد ملک عبدالله داشت.

آقای رفسنجانی را خودپادشاه دعوت کرده بود سخنرانی هاشمی بعدازملک عبدالله وعبدالعزیز بود(طنطاوی و ترکی که ازاعضای هیئت رئیسه بودند) بعد هاشمی رفسنجانی صحبت کردند.

ملک عبدالله برای هاشمی سنگ تمام گذاشتند وهردرخواستی که داشت،شاه عربستان وبتبع آن دیگرمسئولین موافقت می کردند-آزادی عمل داشتند.
اجازه ورودزنان به داخل قبرستان بفیع و ورود به داخل کعبه ودیگرمناطقی که برای زائرین-حجاج-امکانپذیرنبوده، وحتی باعلم برممنوعیت«تحریم»۲نفرازهمراهان هاشمی،همه جورمساعدت راکردند،ضیافتهای درباروخانوادگی وتسهیلات دیگر

۲سفرقبلی هاشمی به عربستان
در سفر اول (۱۳۷۶) طائف و منطقه‌ای که منسوب به قوم ثمود است، مورد دیدار ایشان قرار گرفت و به شرق عربستان که محل زندگی اکثر شیعیان این کشور می‌باشد نیز رفتند و با شیعیان دیدار کردند.

درسفر دوم (۱۳۸۴) به آبارعلی، ینبع و بدر رفتند و دراین سفرکه سفر سوم بود فدک در برنامه بود.

در روزهای اول اردیبهشت۱۳۸۷ ملک عبدالله پادشاه عربستان با ارسال پیامی به آیت الله هاشمی رفسنجانی از ایشان دعوت کرد در اجلاسی که قرار است در روزهای دهم تا دوازدهم خرداد ماه تحت عنوان «المؤتمر الاسلامی العالمی للحوار» (اجلاس بین المللی گفتگوی اسلامی) در مکه مکرمه برگزار شود شرکت کنند. این دعوت ابتدا به دلیل ملاحظات سیاسی آن روزها که مسائل لبنان و عراق و دخالت‌های دولت عربستان همراه با کارشکنی‌هایی مطرح بود و همینطور به این دلیل که ابعاد این اجلاس و اهداف آن روشن نبود، مورد قبول آیت الله هاشمی رفسنجانی قرار نگرفت
پادشاه عربستان دعوت را تکرار کرد و با دادن توضیحاتی درباره ابعاد و اهداف اجلاس اصرار کرد که آقای هاشمی رفسنجانی در این اجلاس شرکت کنند. این اصرار موجب شد بررسی‌هایی صورت بگیرد و مشورت‌هایی هم به عمل آید تا تصمیم درستی گرفته شود.

با این‌که همه بررسی‌ها و مشورت‌ها نشان می‌دادند حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در اجلاس مکه مفید است، ایشان به دلیل این‌که این اجلاس با مراسم ایام سالگرد رحلت بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی تقارن داشت و خود ایشان قرار بود در شب ۱۵ خرداد در حرم امام سخنرانی کنند، همین نکته را بهانه قرار دادند و دعوت را نپذیرفتند. اما ملک عبدالله زمان اجلاس را ۵ روز به تأخیر انداخت و تاریخ برگزاری آن را از ۱۵ تا ۱۷ خرداد اعلام کرد تا این مشکل نیز برطرف شود.
بدین ترتیب همه بهانه‌ها برطرف شدند وسفرانجام گرفت
آقای هاشمی رفسنجانی با توجه به این‌که مناسک عمره و آماده شدن برای سخنرانی در اجلاس مکه و گفتگوهایی که لازم بود قبل از آن صورت گیرد، نیاز به فرصتی داشتند که با سفر به عربستان بلافاصله بعد از سخنرانی در مراسم سالگرد حضرت امام قابل جمع نبود، سخنرانی شب ۱۵ خرداد را به دیگری سپردند و روز ۱۳ خرداد عازم جده شدند.
میهمانی «ناهارامیرمدینه» به افتخارهاشمی رفسنجانی
یکشنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۷
عبدالعزیز بن ماجد بن عبدالعزیز همانطور که از اسمش پیداست «نوه ملک عبدالعزیز» است. او که در باغ بزرگی در شمال مدینه و در منطقه‌ای پوشیده از نخلستان‌های سرسبز بر استان مدینه امارت دارد.
همه سران کشوری و لشکری مدینه  در این میهمانی دعوت بودند.
قاضی القضات مدینه سر میز غذا سمت چپ آقای هاشمی رفسنجانی نشسته بود و با اشتیاق به سؤالات ایشان درباره وضعیت قضایی و سایر مسائل پاسخ می‌داد.
مجوزورودزنان-زائر-باهیئت همراه درقبرستان بقیع-برای اولین بار
وورودهیئت همراه به داخل کعبه

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بنظرنگارنده ،مهمترین بخش سفر۱۰روزه آقای هاشمی وهیئت همراه سفربه«فدک»بود،ازجهتی  ورودبه باغ فاطمه زهرا(فدک)مهمترازورودبه داخل خانه خدا-کعبه-بود،به چنددلیل:

۱-تاحالاهیچ مقام ایرانی موفق به دیدن فدک نبوده است.
۲-اطلاعات دقیقی ازفدک درتاریخ نبوده،هرچه بوده درزمان ائمه اطهارعلیهم الیسلام بوده،حداقل درهزارسال به این طرف اطلاعات درستی وجودنداشته است.
۳-خودمسئولین عربستانی اطلاعات درستی نداشتند.
۴-رهبرشیعیان مدینه «عمری»نیزاطلاعات درستی ازفدک نداشته است.

۵-مورخین هم اطلاعاتی که ارائه دادند،کلی وغیردفیق بوده است،آنچه ازفدک نوشتندباحدس گمان بوده،این سفر،زوایای نامکشوف فدک رابرای همگان  آشکارکرد،که به تعبیر حجت الاسلام مهاجری میتوان آن را«احیای-فتح- فدک»نامید.

واینکه رهبرشیعیان عربستان(مرحوم شیخ عمری)باآن نگاه مادی به مرحوم رفسنجانی می گوید«نرویدچیزی ندارد!»تفاوت ۲دیدگاه رامی شودفهمید،نگاهی که ازخرابه طلااستخراج می کند ونگاهی که تفکری که ازدیدن طلاهاغافل است! وشایدزندگی مرفه«نخاوله»اوراازاستخراج این معادن بازداشته وشایدملاحظات سیاسی اورااینچنین بارآورده ،البته این دلیل نمی شود که زحماتش دربرافراشتن پرچم اسلام وشیعه نادیده گرفته شود وی حدود۴دهه درزندانهای سعودی محبوس بوده وتامرزاعدام پیش رفته که درنهایت باتوسل به فاطمه زهرانجات پیداکرد،خداوندهر۲بزرگوارراغریق رحمش کند.
فکرنکنم کسی این مطالب رابخواند،حس خاصی بهش دست نداده باشد-هم احساس افتخاروغرور وهم جاری شدن اشک بخاطرمظلومیت فاطمه زهراوامیرالمؤمنین علی(ع)…نگارنده که درصددجمع آوری این مقاله بودم-ازمنابع مختلف،مخصوصاً دیدن فیلم بازدید،وآن حالات عرفانی مرحوم هاشمی رفسنجانی ،نتوانستم جلوی اشکهایم رابگیرم،لذاسعی کردم تصاویربیشتری بگذارم که تاخواننده رابه فدک برده باشم.
ضمناً درتهیه این فسمت ازخاطرات حجت الاسلام مسیح مهاجری-مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی-که یکی ازهیئت همراه  این سفربوده استفاده کردم.

هیئت همراه آیت الله هاشمی :اسامی همراهان درفدک

همراهان اولیه  هاشمی رفسنجانی درسفر:محسن رضایی، موحدی کرمانی، مسیح مهاجری، حسینی علمی، فلاحیان، مولوی سلامی، دانش جعفری، مظفر، معادیخواه ،خانم عفت مرغشی و… بودند درفرودگاه جده ، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مورد استقبال آقایان خالدالفیصل، امیر منطقه مکه، دکتر عبدالمحسن ترکی، رییس روابط العلمای عربستان و دبیر کنفرانس بین‌المللی گفت‌وگوی اسلامی، دکتر المطعمی، وزیر همراه، دکتر حسینی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در ریاض و مرتضایی‌فر، سرکنسول‌گری جمهوری اسلامی ایران در جده قرار گرفت.

آیت الله موحّدی کرمانی، نماینده سابق چند دوره مجلس شورای اسلامی و نماینده مجلس خبرگان رهبری، آقای مصطفی میرسلیم وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای علی محمد بشارتی وزیر اسبق کشور، حجت الاسلام علی فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات، حجت الاسلام عبدالمجید معادیخواه وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام، حجت الاسلام محمدرضا عباسی فرد عضو سابق حقوقدانان شورای نگهبان، آقای داود دانش جعفری وزیر سابق اقتصاد، آقای حسین مظفر وزیر اسبق آموزش و پرورش و نماینده مجلس هفتم، آقای حسین مرعشی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، آقای محمود واعظی از مسؤولین مرکز تحقیقات استراتژیک، آقای مولوی علی احمد سلامی عضو مجلس خبرگان رهبری، حجت الاسلام حسن روحانی،حجت الاسلام سید ابوالحسن نواب، قائم مقام سابق مجمع اهل البیت و مدیر مؤسسه ادیان حجت الاسلام سید حسین علمی حسینی رابط رییس مجمع تشخیص صلحت نظام با روحانیونحجت الاسلام حسینی شریف، نماینده بعثه رهبر معظم انقلاب در عربستان وآیت الله محمدعلی  تسخیری،رئیس مجمع جهانی تقریب مذاهب،آیت الله ری شهری(امیرالحاج).وعفت مرعشی(همسرآیت الله هاشمی رفسنجانی)،اصغرافشاری(مدیرکل تشریفات)

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: آقای مسیح مهاجری درسفرنامه (ازصفاتافدک)می نویسد،بیشترافرادهمراه را آقای هاشمی به این دلیل برده بوده که درمظلومیت بودند،دیده نمی شدند،ازجمله حسن روحانی-که حالارئیس جمهوراست-عناوین راهم مربوط به همان سال(۱۳۸۷)است و ترتیب اسامی عین نوشته سفره نامه نویس است.بغیرازچندتای آخر،البته بعضی ازهمراهان بعداً ملحق شدند-بعلت حضوردرمراسم رحلت امام خمینی وبعضی هم درعربستان حضورداشتند-حجاج بودند

آیت الله اکبرهاشمی رفسنجانی در یکشنبه، ۱۹ دی ۱۳۹۵درسن ۸۲ سالگی درگذشت.

«یاقوت حموى» در «معجم البلدان» آورده است، «فدک» دهکده ‏اى در سرزمین حجاز بود و میان آن و مدینه به‏ باور برخى، دو یا سه روز راه بود. این دهکده نزدیک خیبر بود و اینک موجود است و نزد مردم مدینه معروف و شناخته شده است،  در برخى از روایات رسیده، گستره حقیقى آن، از سویى تا عدن و سمرقند و از سوى دیگر تا آفریقا و سیف البحر امتداد مى ‏یابد

از آنجا که یهودیان خیبر خطر و تهدید بزرگی برای مسلمانان به شمار می‌ آمدند، رسول خدا در سال هفتم هجری پس از بازگشت از حدیبیه با ۱۴۰۰نفر به سوی خیبر رهسپار شدند. رسول خدا(ص) خیبر را محاصره کردند و یکی پس از دیگری دژهای خیبر فتح شد؛ گروهی باقی مانده از اهل خیبر به دژی پناه بردند و از رسول خدا(ص) درخواست کردند خون آنها را نریزد و راه را بر آنها بازگذارد. پیامبر نیز به آنها آسیبی نرساند و به آنها امان داد. مردم منطقه فدک این خبر را شنیدند و هنگامی که گذشت و بخشش پیامبر را فهمیدند تصمیم گرفتند بدون جنگ و خونریزی تسلیم شوند. آنها نماینده ای نزد رسول خدا فرستادند و با ایشان صلح کردند و قرار گذاشتند نصف درآمد و محصولات فدک یا همه آن را به رسول خدا بدهند و هرگاه ایشان خواستند، ساکنان فدک را از آنجا کوچ دهند. پیامبر شرایط آنها را برای مصالحه پذیرفتند و فدک بدون جنگ و درگیری در اختیار پیامبر(ص) قرار گرفت. بنابراین فدک ملکِ خالص پیامبر است زیرا اهالی فدک آن را از راه صلح به پیامبر تملیک نمودند.

«وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَلَا رِکَابٍ »؛«و آنچه را خداوند از آنان (از یهود) به رسولش بازگردانده (و بخشیده) چیزی است که شما برای به دست آوردن آن (زحمتی نکشیدید) نه اسبی تاختید و نه شتری، و خداوند پیامبرانش را بر هر که بخواهد مسلّط می‌ سازد»

بر پایه آیه مذکور، هر آنچه از غنیمت ها و درآمدهایی که بدون جنگ و خونریزی به دست مسلمانان قرار می‌ گیرد، اختصاص به رسول خداوند دارد و بین مسلمانان تقسیم نمی‌ گردد. ازاین‌رو چون «فدک» بدون جنگ و خونریزی به دست مسلمانان فتح گردید، به دستور خدا درآمدها و عایدات آن در اختیار پیامبر اسلام قرار گرفت و مِلک شخصی ایشان گردید. و خلیفه اول خود به این موضوع اعتراف داشت که فدک ملکِ شخصی و خالص پیامبر است.

بخشش فدک به فاطمه

روایات فراوانی گواه آن است که پیامبر «فدک» را در زمان حیاتشان به دختر شان حضرت فاطمه(س) بخشیدند. این موضوع در کتاب های تفسیر و حدیث و تاریخ و کلام و لغت بیان شده است و جای تردیدینیست.

ابن عباس گوید: هنگامی که آیه «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ»؛ «حق خویشاوندان را بده» نازل گردید، رسول خدا(ص) فاطمه را خواند و فدک را به ایشان داد.

امیرمؤمنان علی(ع) در نامه ۴۵ نهج البلاغه به عثمان بن حنیف انصاری تصریح می‌ کنند که «فدک» در اختیار ما اهل بیت(علیهم السلام) بود:

«بَلی کانت فی أیدینا فدکٌ مِن کلِّ ما أظَلّتهُ السّماءُ»؛[۹] «آری در دستِ ما از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده فدکی بود»

عبارت «کانت فی أیدنا فدکٌ» به روشنی گواه آن است که در زمان حیات رسول خدا، فدک در دست فاطمه(س) و فرزندانشان بوده و از درآمد و محصولات آن بهره‌مند بوده اند.

غصب فدک و دادخواهی فاطمه 

مرحوم طبرسی از امام صادق(ع) روایت کند که حضرت فرمودند: هنگامی که با ابوبکر بیعت شد و خلافت او تثبیت گردید، کسی یا کسانی را فرستاد تا وکیل فاطمه زهرا(س) را از فدک اخراج کند، و فاطمه زهرا(س) نزد او آمد و گفت:

«یا أبابکر لِمَ تَمنَعُنی میراثی مِن أبی رسول الله بأمر الله تعالی؟»؛ «ای ابابکر چرا من را از میراثی که پدرم رسول خدا به دستور خداوند به من داد، منع می‌ کنی!؟»

ابوبکر گفت: شاهدان خود را بر این‌که پیامبر فدک را به تو بخشیده بیاور.

حضرت زهرا« أمّ أیمن» همسر پیامبر وهمسرحویش« علی» را برای شهادت و گواهی دادن بُرد و گفتند: ای ابوبکر به خدا سوگندت می‌ دهم مگر پیامبر نگفتند: «اُمّ اَیمن زنی است از اهل بهشت»! ؟

ابوبکرگفت: آری!

آنگاه اُم اَیمن شهادت داد که هنگامی آیه «فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ»(۳۸روم) نازل شد، پیامبر(ص) به دستور خداوند «فدک» را به فاطمه بخشیدند. امام علی(ع) نیز حاضر شدند و به همین مطلب شهادت و گواهی دادند.

ابوبکر گفت: ای دختر رسول خدا تنها شهادت دو مرد یا یک مرد و دو زن جایز و پذیرفته شده است.

واماابوبکربه بهانه کفایت نکردن گواهان، فدک راپس نداد.

وقتی  همه شاهد«نزول آیه فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ»ومالکیت باغ«فدک»بودندوباغبان فدک بودند،چه ضرورتی برای اثبات مالکیت بود!؟

امام علی(ع) گفت: «ای ابوبکر اگر یک چیزی در اختیار و تملّک یک نفر باشد سپس من آن شیی را ادعاء کنم که مال من است؛ از چه کسی درخواست بینه و شاهد می‌ کنی؟

ابوبکر: از تو درخواست بیّنه و شاهد می‌ کنم.

حضرت علی گفت : پس چرا از فاطمه نسبت به چیزی که در دست اوست درخواست بیّنه و شاهد می‌ کنی در حالی که در زمان حیات پیامبر(ص) مالک فدک شده است،

حضرت علی درادامه به حدیث پیامبر استناد کردند(البیّنه علی المدّعی و الیمین علی المدّعی علیه )اقامه بیّنه و شاهد بر فردی است که ادعاء می‌ کند، و قسم خوردن بر عهده فردی است که علیه او ادعاء شده و منکر است.

بنابراین اگر فدک در دست فاطمه(س) بوده و در زمان حیات پیامبر از درآمدِ آن بهره‌مند می‌ شده، کسی که بعداً ادعاء دارد فدک ملک ِاوست باید بیّنه و شاهد بیاورد نه حضرت فاطمه.

مضافاً اینکه  ابوبکر به حکم آیه تطهیر :إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا(٣٣احزاب) که درباره اهل بیت(علیهم السلام) و فاطمه(س) نازل شده بود، می‌ دانست که فاطمه(س) دروغ نمی‌ گوید، اما سخن او را نپذیرفتامام علی در جریان اعتراض به غصب فدک برای صدق ادعای حضرت فاطمه درباره مالکیت بر فدک به آیه تطهیر تمسک نمودند و فاطمه(س) را مصداق آیه تطهیر دانستند و بر طهارت و پاکی ایشان تأکید کردند.

از میان دو شاهد حضرت زهرا یکی امام علی(ع) که مصداق آیه تطهیر و معصوم بود و دیگری همسر پیامبر اُمّ اَیمن بود که رسول خدااو را اهل بهشت معرفی کردند.

شهادت دادن امام علی به دلیل عصمت او، برای کسی که به آیه تطهیر اعتقاد داشته باشد، علم آور است و می‌ تواند جایگزین دو شاهد باشد. همچنین شهادت أم ایمن به دلیل سخن پیامبردلیل کثرت مصاحبت و همراهی خلیفه اول و دوم با رسول خدا، آنان به طور قطع، از واگذاری فدک به حضرت زهرااطلاع و آگاهی داشتند اما مسأله را به گونه ای دیگر وانمود کردند.

آیاابوبکرنمی دانست«فدک ملک فاطمه است؟»

ابن ابی‌الحدید می‌ گوید: از علی بن الفارقی که از استادان مدرسه غربیه بغداد بود، پرسیدم:

آیا فاطمه در ادعای خود راست نمی‌ گفت؟

فارقی جواب داد: راستگو بود.

به فارقی گفتم: با این‌که ابوبکر می‌ دانست فاطمه در موضوع فدک راست می‌ گوید، چرا فدک را به او نداد؟

علی بن الفارقی لبخندی زد و سخن لطیفی گفت. او گفت: اگر آن روز ابوبکر به مجرد ادعای فاطمه ،می پذیرفت،و بدون درخواست شاهد،فدک را به وی رد می کرد،فردا از این موقعیت-استدلال- به سود خاندانش استفاده می کرد و می گفت:خلافت مربوط به شوهرم علی است،و او در این موقع ناچار بود خلافت را به علی تفویض کند،زیرا او را راستگو می داند.اما خلیفه برای اینکه راه این تقاضاها و مناظرات بسته شود،او را از حق مسلم وی ممنوع ساخت

ابن ابی‌الحدید پس از نقل این گفتار از استاد مدرسه در بغداد می‌ گوید: این سخن اگر چه از روی شوخی گفته شد ولی کلام صحیح و درستی است.[شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج ۱۶، ص ۲۸۴٫]

غصب فدک و دادخواهی فاطمه 

مرحوم طبرسی از امام صادق(ع) روایت کند که حضرت فرمودند: هنگامی که با ابوبکر بیعت شد و خلافت او تثبیت گردید، کسی یا کسانی را فرستاد تا وکیل فاطمه زهرا(س) را از فدک اخراج کند، و فاطمه زهرا(س) نزد او آمد و فرمود:

«یا أبابکر لِمَ تَمنَعُنی میراثی مِن أبی رسول الله(ص) بأمر الله تعالی؟»؛ «ای ابابکر چرا من را از میراثی که پدرم رسول خدا(ص) به دستور خداوند به من عطا فرمودند، منع می‌ کنی؟»

ابوبکر گفت: شاهدان خود را بر این‌که پیامبر فدک را به تو بخشیده بیاور.

حضرت زهرا(سلام الله علیها) أمّ أیمن همسر پیامبر و امام علی را برای شهادت و گواهی دادن احضار فرمودند و گفتند: ای ابوبکر به خدا سوگندت می‌ دهم مگر پیامبر نفرمودند: «اُمّ اَیمن زنی است از اهل بهشت»! گفت: آری! اُم اَیمن شهادت داد که هنگامی آیه «فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ»[۱] نازل شد، پیامبر(ص) به دستور خداوند «فدک» را به فاطمه(س) بخشیدند. امام علی(ع) نیز حاضر شدند و به همین مطلب شهادت و گواهی دادند.

ابوبکر گفت: ای دختر رسول خدا تنها شهادت دو مرد یا یک مرد و دو زن جایز و پذیرفته شده است.

پس از این ماجرا، تا پایان خلافت ابوبکر و سال های متمادی پس از آن فدک به فاطمه(سلام الله علیها) و فرزندان او بازگردانیده نشد.

یکی از متکلمان شیعه اذعان پیدا می کند،و آن اینست که:ابن ابی الحدید می گوید:من به یکی از متکلمان امامیه،به نام «علی بن نقی » دربلده نیل گفتم:دهکده فدک آنچنان وسعت نداشت،و سرزمین به این کوچکی که جز چند نخل بیشتر در آنجا نبود،اینقدر ارزش نداشت که مخالفان فاطمه در آن طمع ورزند! 

علی بن نقی  پاسخ داد:تو  اشتباه می کنی،املاک کمی نبود.شماره نخلهای آنجا از نخلهای کنونی کوفه کمتر نبود.بطور مسلم،ممنوع ساختن خاندان پیامبر از این سرزمین حاصلخیز،برای این بود که مبادا امیرمؤمنان از درآمد فدک برای -تجهیزقوا-مبارزه با دستگاه خلافت استفاده کند.

برخورد خلفا با قضیه فدک کاملاً چندگانه و تناقض آمیز بود؛ زیرا ابوبکر فدک را از دست اهل بیت پیامبر خارج کرد و خلیفه دوم فدک را به اهل بیت برگرداند و عثمان خلیفه سوم-عثمان- دو مرتبه آن را از اهل بیت پیامبرگرفت و به مروان بن حکم اختصاص داد.

این برخورد چندگانه و تناقض آمیز، خود بهترین گواه بر باطل بودن آن حدیث ساختگی ابوبکر است که «نحن معاشر الانبیاء لانورّث»؛ زیرا اگر فدک به همه مسلمان ها اختصاص داشت چرا باید عثمان آن را به مروان عطا کند؟!

علامه امینی در نقد این روایت که «نحن معاشر الأنبیاء لا نورّث» می‌ گویند: که اگر واقعاً پیامبر این حدیث را بیان فرمودند می‌ بایستی آن را به گوش خاندان و خویشاوندان خود می‌ رساندند تا ادعای ارث و میراث نکنند و عذر و بهانه را از دست آنها می‌ گرفت؛ زیرا خاندان پیامبر با تمسک به عمومات آیات ارث می‌ توانستند ادعای ارث کنند. آیا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از فتنه ها و آشوب های پس از خود به خاطر این موضوع ارث و میراث آگاه و مطلع نبودند تا خاندان خود را نسبت به آنها هشدار دهند؟! هرگز چنین نبوده.

آیا می‌ شود گفت امیرمؤمنان که در روایات به «صدّیق اکبر» ملقب هستند و حضرت «صدّیقه کبری» پس از علم و آگاهی به این حدیث دروغین و ساختگی، سنت پیامبر را برای کالای ناچیز دنیا زیر پا گذاشته و ادعای فدک کرده اند؟! هرگز چنین نبوده است.

چرا باید سخن ابوبکر که بر خلاف قرآن و سنت قطعی پیامبر است – و تنها خود او که ذی نفع است و آن را نقل کرده-، راست و درست باشد، ولی ادعای فاطمه و امیرمؤمنان علی(ع)که فدک از آنِ آنهاست، نادرست باشد؟! در حالی که این دو بزرگوار در حدیث ثقلین در کنار قرآن و حجّت بر مردم معرفی شده اند.

به تواتر نقل شده که فاطمه زهرا پس از خارج شدن از مجلسی که درباره ارث و مطالبات خود با ابوبکر سخن گفته بود، تا پایان عمر کوتاهشان با ابوبکر و عمر سخن نگفت و وصیت کرد که وی را شبانه دفن کنند.

در صحیح بخاری آمده است: چون ابوبکر از دادنِ مطالبات فاطمه زهرا(سلام الله علیها) خودداری کرد، فاطمه بر او غضبناک شد و تا زنده بود با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت. هنگامی که حضرت فاطمه وفات نمود همسر او علی شبانه او را دفن کرد، و به ابوبکر اطلاع نداد تا در تشییع جنازه  شرکت کند و بر او نماز گذارد.

موضع گیری ۳خلیفه درماجرای «فدک»

بعد از این که قلعه خیبر به دست امیر المومنین(ع) فتح شد، یهودیان فدک اقدام به صلح با پیامبر(ص) کردند که مفاد صلح نامه بخشی از این زمینها را در اختیار آن حضرت  گذاشتند پیامبر در آن جا درختان نخلی با دست مبارک خویش کاشت و آن جا را به حکم آیه قرآن به زهرا  داد.
از محصول «فدک» فززندان فاطمه به حجاج و زائرین اطعام می‌نمودند، بعد از انقراض خلافت عباسی و تشکیل دولت و خلافت عثمانی که تمام عربستان زیر حکومت عثمانیان در‌آمد، سرنوشت این منطقه نامعلوم بوده ولی قطعاً از دوره متوکل از دست فرزندان فاطمه خارج شده و بیش از این در منابع تاریخی به مسئله فدک پرداخته نشده است.

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در نامه ۴۵ نهج البلاغه به عثمان بن حنیف موضوع فدک را مطرح می‌ کنند:

«بلی! کانت فی أیدینا فدکٌ مِن کلِّ ما أظَلّتهُ السّماءُ، فشحَّت علیها نفوس قومٍ و سَخَت عنها نفوسُ قومٍ آخرین، و نِعم الحَکَم اللّه»؛ آری از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در اختیار ما بود، اما گروهی به آن بخل ورزیدند، و گروهی دیگر سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند و خداوند نیکو داوری است.

این فراز از سخن امام علی(علیه السلام) در واقع بیانگر شکایت و مظلومیت ایشان در موضوع غصب فدک است؛ عبارت «کانت فی أیدینا» تصریح دارد که فدک در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به مدت چهار سال – از فتح خیبر تا رحلت پیامبر در دست اهل بیت(علیهم السلام) بوده و در آن تصرّف می‌ کردند سپس از دست ایشان خارج گردید

جمله «فَشَحَّت علیها نفوس قوم» اشاره به غاصبان حکومت است که آنها نسبت به مالکیت فدک بخل ورزیدند و از آن بیم داشتند که اگر در دست بنی هاشم و اهل بیت قرار بگیرد مردم گرد آنها جمع شوند و قدرت منازعه و بازپس گیری حکومت در آنها افزون گردد.

حضرت علی باگفتن  این سخن خواست به نسل آینده بفهماند که ایشان اگر سخن از فدک به میان می‌ آورند، نه به خاطر دنیاپرستی و رغبت به دنیا است؛ بلکه «فدک» نماد حق پایمال شده امام علی در موضوع خلافت و جانشینی پس از رسول‌خدا است.

روزی هارون الرشیدمحبتش گُل کرده بود،میخواسته ارادتش راابرازکند ودل امام رابدست بیاورد، به امام کاظم(ع) گفت: میخواهم فدک رابه شمابرگردانم،بیا ویانماینده بفرست تحولش  بگیر.

امام امتناع ورزیدند و فدک را نپذیرفتند. هارون پافشاری کرد و اصرار وخواهش میکرد.

امام کاظم وقتی اصرار او را دیدند، فرمودند: «من فدک را نمی‌ پذیرم مگر با همه حد و مرزهای آن».

« أَنَّ هَارُونَ الرَّشِیدَ کَانَ یَقُولُ لِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ خُذْ فَدَکاً حَتَّى أَرُدَّهَا إِلَیْکَ فَیَأْبَى حَتَّى أَلَحَّ عَلَیْهِ فَقَالَ ع لَا آخُذُهَا إِلَّا بِحُدُودِهَا قَالَ وَ مَا حُدُودُهَا قَالَ إِنْ حَدَّدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا قَالَ بِحَقِّ جَدِّکَ إِلَّا فَعَلْتُ قَالَ أَمَّا الْحَدُّ الْأَوَّلُ فَعَدَنُ فَتَغَیَّرَ وَجْهُ الرَّشِیدِ وَ قَالَ إِیهاً قَالَ وَ الْحَدُّ الثَّانِی سَمَرْقَنْدُ فَارْبَدَّ وَجْهُهُ قَالَ وَ الْحَدُّ الثَّالِثُ إِفْرِیقِیَهُ فَاسْوَدَّ وَجْهُهُ وَ قَالَ هِیهِ قَالَ وَ الرَّابِعُ سِیفُ الْبَحْرِ مِمَّا یَلِی الْجُزُرَ وَ إِرْمِینِیَهُ،قَالَ الرَّشِیدُ فَلَمْ یَبْقَ لَنَا شَیْ‏ءٌ،فَتَحَوَّلَ إِلَى مَجْلِسِی،قَالَ مُوسَى قَدْ أَعْلَمْتُکَ أَنَّنِی إِنْ حَدَّدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا، فَعِنْدَ ذَلِکَ عَزَمَ عَلَى قَتْلِه(بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار،جلد۴۸،صفحه۱۴۴

روزی حضرت به هارون متذکر می‌شود:‌ تو توان برگرداندن فدک را نداری زیرا چنانچه تو بخواهی فدک را برگردانی باید کل کشور-دنیا- را به ما برگردانی،( هارون که فکرمیکردمحدوده سرزمین فدک-موردمناقشه بین ابوبکروفاطمه زهرااست-حالا اگرچندکیلومتربیشترهم گفت،اشکالی ندارد) قسم خورد که محدوده رابگوید،برمی گرداند، امام گفت:‌ من محدوده آن را مشخص می‌کنم ببین آیا می‌توانی فدک را بازگردانی.

حضرت فرمودند که :‌  اولین مرز فدک از عدن است. چهره هارون متغیر شد ، گفت: ادامه بده، امام گفت:‌  مرز دوم فدک سمرقند است،همچنان هارون متغییربود،حضرت ادامه دادمرز سوم فدک آفریقا و مرز چهارم آن دریای خزر و ارمنستان است!

همچنان هارون رنگ به رنگ شدباعصبانیت گفت: فَلَمْ یَبْقَ لَنَا شَیْ‏ءٌ؟آنوقت برای ماچه می ماند!؟

حضرت جواب داد : من که به تو گفتم که نمی‌توانی فدک را به ما بازگردانی(قَالَ مُوسَى قَدْ أَعْلَمْتُکَ أَنَّنِی إِنْ حَدَّدْتُهَا لَمْ تَرُدَّهَا )

دراینجابود که هارون احساس خطرکرد وتصمیم گرفت اوراازمیان بردارد-بقتل برساند(فَعِنْدَ ذَلِکَ عَزَمَ عَلَى قَتْلِه)

***

فرازونشیب های مالکیت فدک درزمان بنی امیه

ابوبکرگرفت،عمرپس داد،عثمان گرفت

برخورد خلفا با قضیه فدک کاملاً چندگانه و تناقض آمیز بود؛ زیرا ابوبکر فدک را از دست اهل بیت(علیهم السلام) بیرون آورد و خلیفه دوم فدک را به اهل بیت برگرداند و عثمان خلیفه سوم دو مرتبه آن را از اهل بیت(علیهم السلام) گرفت و به مروان بن حکم اختصاص داد.

ممنوعیت فرزندان فاطمه از فدک،در زمان خلیفه اول پی ریزی گردید،و پس از درگذشت علی،معاویه زمام امور را به دست گرفت،و فدک را میان سه نفر(مروان و عمرو بن عثمان و فرزندش یزید)تقسیم نمود.در دوران خلافت مروان،همه سهام در اختیار او قرار گرفت و وی آن را به فرزند خود عبد العزیز بخشید.او نیز آن را به فرزندش «عمر بن عبد العزیز»داد.از آنجا که او در میان خلفاء بنی امیه مردی میانه رو بود،نخستین بدعتی را که برداشت این بود که فدک را به فرزندان زهرا بازگردانید.پس از فوت وی،خلفاء بعدی فدک را از دست بنی هاشم گرفتند و تا روزی که طومار زندگی خلفای بنی امیه در هم پیچیده شد،فدک در اختیار آنان باقی بود.

فرازونشیب های مالکیت فدک درزمان بنی عباس

در دوران خلافت بنی عباس،مساله فدک نوسان عجیبی داشت.مثلا سفاح،آن را به عبدالله بن الحسن واگذار نمود،و پس از وی «منصور دوانقی »آن را باز گرفت،ولی فرزند او مهدی دوانقی آن را به اولاد زهرا بازگردانید،و پس از وی موسی و هارون روی مصالح سیاسی از دست آنها در آوردند،

تا آنکه نوبت خلافت به مامون(فرزندهارون) رسید.او رسما طی تشریفاتی حق را به صاحبانش واگذار نمود و پس از فوت مأمون باز وضع فدک نوسان پیدا کرد و گاهی مردود و گاهی ممنوع گشت.

در عصر خلفاء بنی امیه و بنی العباس،فدک بیش از آنکه جنبه انتفاعی داشته باشد،جنبه سیاسی بخود گرفته بود.خلفاء صدر اسلام به درآمد آن نیازمند بودند،ولی در زمانهای بعدی ثروت و پول در میان امرا و خلفا به قدری بود،که هرگز به درآمد فدک نیازی نبود.از این جهت،وقتی عمر بن عبد العزیز،فدک را به اولاد فاطمه واگذار نمود،بنی امیه او را توبیخ کردند و گفتند:تو با این عملت شیخین:ابی بکر و عمر را تخطئه نمودی و او را وادار نمودند که درآمد آن را میان فرزندان فاطمه قسمت کند،و اصل مالکیت آن را در اختیار خود داشته باشد. /شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی‌الحدید، ج ۱۶

بعد از رحلت پیامبر، خلیفه اول، آن را تصرف و خدمتکاران آن را اخراج و آن را تصرف نمود و زهرا ـ سلام الله علیها ـ نتوانست حق خویش را از او بگیرد، خلیفه دوم آن را به یهودیان بازگرداند و بخشی از آن را از یهودیان خرید.
الآن فدک دست کیست؟ + تصاویر
خلیفه سوم آن را به مروان و دیگران بخشید و تا زمان عمر بن عبدالعزیز از دست فرزندان زهرا خارج بود. با شروع حکومت عمر بن عبدالعزیز وی فدک را به فرزندان حضرت زهرا (س)بازگرداند، ولی یزید بن عبدالملک مجدداً از آنها باز پس گرفت. سفاح خلیفه عباسی به عبدالله محض بازگرداند، ولی منصور دوانیقی مجدداً فدک را غصب کرد، مهدی عباسی دوباره به فرزندان فاطمه برگرداند، ولی موسی بن مهدی آن را پس گرفت. مأمون آن را طی حکمی کتبی به فرزندان زهرا(س) بازگرداند.
اصبح وجه الزمان قد ضحکا بِرَدِّ مامون هاشم فدکاً (دعبل خزاعی)
روی روزگار به سبب عودت فدک به بنی هاشم توسط مامون، پس از مدتها غم متبسم وخوشحال شد.