طبقات”بهشت وجهنم” بهشت۸درب+ جهنم۷درب

درب های بهشت وجهنم(اسامی درب های دوزخ)

نام های درب های بهشت 

۱-باب المجاهدین

۲-باب المصلین

۳-باب الصائمین

۴-باب الصابرین

۵-باب الشاکرین

۶-باب الذاکرین

۷-باب الحاجین

۸-باب اهل المعروف

درب های جهنم

۱- جحیم

۲- لظی

۳- سقر

۴- حطمه

۵- هاویه

۶- سعیر

۷- جهنم

تبیین « نام هاى دوزخ»:

«جهنّم» نامیده مى شود ؛ چون آتش آن به سختى بر انسان حمله مى کند ، یا این که از عمق زیادى برخوردار است.

«جحیم» نامیده مى شود ؛ چون به شدّت، افروخته است.

«لظى» نامیده مى شود ؛ چون سوزاننده است.

«سقر» نامیده مى شود ؛ چون چهره را دگرگون مى نماید.

«سعیر»گفته می شود،چون زبانه مى کشد.

 «حطمه» نامیده مى شود؛ چون همه چیز را در هم مى شکند و در عمق جان نفوذ مى کند.

«هاویه» نامیده مى شود؛ چون تبهکاران در عمق آن سقوط مى نمایند.

***

تعداد درب‌های جهنم درآیات قرآن

وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ * لَها «سَبْعَهُ أَبْواب» لِکُلِّ باب مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ؛ و دوزخ، میعادگاه همه آنها (گمراهان) است.«هفت درب »دارد و براى هر درى، گروه معینى از آنها تقسیم شده‌اند. (حجر/ ۴۳ و ۴۴)

خداوند در قرآن، صریح‌ترین تهدیدهاى خود را متوجه پیروان شیطان کرده مى‌گوید: جهنم میعادگاه همه آنها است (وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ).

گمان نکنند که آنها از چنگال مجازات مى‌توانند فرار کنند، و یا به حساب آنها رسیدگى نمى‌شود، حساب همه آنها یک جا و در یک محل رسیدگى خواهد شد.

همان دوزخى که هفت در دارد، و براى هر درى گروهى از پیروان شیطان تقسیم شده‌اند (لَها سَبْعَهُ أَبْواب لِکُلِّ باب مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ).

این در، در حقیقت درهاى گناهانى است که به وسیله آن، افراد وارد دوزخ مى‌شوند، هر گروهى به وسیله ارتکاب گناهى و از درى، همان گونه که درهاى بهشت، طاعات و اعمال صالح و مجاهدت‌هایى است که به وسیله آن، بهشتیان وارد بهشت مى‌شوند.

جهنم هفت در دارد ،عدددراینجا«کثرت»است،یعنى درهاى بسیار و فراوان دارد، همان‌گونه که در آیه ۲۷ سوره لقمان نیز عدد «۷دریا»به همین معنى آمده است:وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَهٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ« سَبْعَهُ أَبْحُرٍ» مَّا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّـهِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ﴿٢٧لقمان﴾

ولى واضح است این تعدد درها (مانند تعدد درهاى بهشت) نه به خاطر کثرت واردان است به طورى که از یک در کوچک نتوانند وارد شوند، و نه جنبه تشریفاتى دارد، بلکه در حقیقت اشاره به عوامل گوناگونى است که انسان را به جهنم مى‌کشاند، هر نوع از گناهان درى محسوب مى‌شود.

فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّهِ أَوْلِیَائِهِ: جهاد درى از درهاى بهشت است که آن را به روى بندگان خاصش گشوده است./خطبه« جهاد»نهج‌البلاغه

اِنَّ السُّیُوفَ مَقالِیْدُ الْجَنَّهِ: شمشیرها کلیدهاى بهشتند.
این گونه تعبیرات به خوبى منظور از درهاى متعدد بهشت و دوزخ را روشن مى‌سازد.

 امام باقر(ع): بهشت، هشت در دارد، جهنم هفت درب، این تفاوت اشاره به این است که هر چند درهاى ورود به بدبختى و عذاب فراوان باشد، ولى با این حال درهاى وصول به سعادت و خوشبختى از آن افزونتر است.منبع:(تفسیر نمونه )

***

خداوند در قرآن جهنم را نیز مانند بهشت دارای در می داند و می فرماید:همان دوزخی که هفت در دارد، و برای هر دری گروهی از پیروان شیطان تقسیم شده اند -لَها سَبْعَهُ أَبْوابٍ لِکلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ؛ جهنم نیز هفت در دارد و برای هر دری، گروه معینی از آنها تقسیم شده اند (حجر/۴۴).
این در، در حقیقت درهای گناهانی است که به وسیله آن، افراد وارد دوزخ می شوند، هر گروهی بوسیله ارتکاب گناهی و از دری، همان گونه که درهای بهشت، طاعات و اعمال صالح و مجاهدتهایی است که بوسیله آن بهشتیان وارد بهشت می شوند. جهنم هفت در دارد .

ازحضرت صادق ، از پدرش، از جدّش علیهماالسّلام نقل شده که:جهنّم هفت در دارد،از یک در فرعون و هامان و قارون داخل می شوند، و از یک در مشرکین و کافرینی که به قدر یک چشم بر هم زدن ایمان نیاورده اند، و از یک در بنی امیه وارد می شوند که اختصاص به آنان دارد و کسی در آن در با آنها شریک نیست؛ و آن باب لَظَی و باب سَقَر و باب هاویه است.

درب های بهشت وجهنم درآیات قرآن
۱ – در آیات متعددی از قرآن کریم آمده است که برای بهشت و جهنم درهائی وجود دارد از جمله در این دو آیه:«و سیق الذین کفروا الی جهنم زمرا حتی اذا جاءوها فتحت ابوابها» (و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنم رانده می شوند وقتی به دوزخ رسیدند درهای آن گشوده می شود)[۱]و سیق الذین اتقوا ربهم الی الجنه زمرا حتی اذا جاءوها و فتحت ابوابها (و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می شوند و هنگامی که به آن می رسند درهای بهشت گشوده می شود)
اما در خصوص تعداد این درها قرآن کریم در باره بهشت ساکت است ولی در مورد جهنم تنها در یک آیه آمده است که دارای هفت در است:ان جهنم لموعدهم اجمعین، لها سبعه ابواب لکل باب منهم جزء مقسوم (و دوزخ میعادگاه همه آنهاست هفت در دارد و برای هر دری گروه معینی از آنها تقسیم شده اند).[۲]

علت تعدد درب ها

۲-  وجود درهای متعدد برای بهشت و جهنم به دلیل مراتب اعمال خوب و بد و درجات افراد دارای طبقات است که با میزان اعمال خوب یا بد افراد متفاوت است مثلا درباره منافقان آمده است که آنان در پائین ترین درکات دوزخ قرار دارند:ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار[۳] و نیز درباره مؤمنان قرآن می فرماید هر عمل نیکی که از آن سر می زند به یکی از درها و درجه های بهشت راه می یابند به عنوان نمونه به هشت عامل ورود به بهشت در سوره رعد اشاره فرموده است که عبارتند از رعایت عهد و پیمان، صله ارحام، خوف الهی، ترس از بد عاقبتی، صبر در راه خدا، بر پا داشتن نماز، انفاق کردن و بدی را با خوبی پاسخ گفتن.[۴]

۳- مطابق برخی آیات و روایات هر یک از این درهای بهشت و جهنم به اسمی خوانده می شوند مثلا حضرت رسول -صلی الله علیه و آله- فرمود:یکی از درهای بهشت «ریان» (به معنی شاداب، سیراب) نام دارد که فقط روزه داران از آن وارد می شوند. در دیگر «معروف»نام دارد که اهل معروف و کارهای خیر از آن وارد می شوند. در دیگر «صبر» است و نیز در دیگر آن «شکر» است. در دیگر بهشتی «بلا»نام دارد و در دیگر آن «اعظم»است که مخصوص پارسایان و پرهیزکاران است.[۵]

نامهای جهنم بنقل از امام محمد باقر(ع)-بترتیب قرارگرفتنشان[۶]:

۱-  جحیم

۲- لظی

۳- سقر

۴- حطمه

۵- هاویه

۶- سعیر

۷- جهنم

جهنم دارای هفت در بوده و مطابق روایات[۷] بهشت دارای هشت در می باشد این تفاوت بیانگر آن است که راههای نیل به بهشت بیش از جهنم است زیرا رحمت خداوند بر غضبش پیشی دارد (یا من سبقت رحمته غضبه)

نکته :اسامی درهای جهنم و بهشت منحصر به آنجه ذکر شد نیست بلکه اسمهای دیگری نیز گفته اند و حتی این که کدام در از بهشت و یا جهنم مخصوص چه افراد یا گروهی است یاد شده است.[۸]

درهای بهشت و جهنم چه شکلی است؟

هرکدام از کارهایی که انسان را بهشتی و یا جهنمی می کند، او را به یکی از درها و راه های بهشت و جهنم مرتبط می کند .
اصولاً این درها معمولی نیست و یک راه است . آن گونه نیست که چون جمعیت زیاد است درها را زیاد کرده اند . در روایت است که طول هرکدام از این درها به اندازه ی چهارصد سال راه رفتن است . مقیاس های عالم آخرت با مقیاس های دنیا تفاوت دارد . بنابراین تعدد درها به دلیل کثرت جمعیت نیست . اینها ورودی ها و اسبابی است که هرکدام از آنها فرد را به یک طبقه می رساند .
«منظور از درهای بهشت و جهنم ، طبقات آن است».

در روایتی از پیامبر اکرم است که بهشت هشت و جهنم هفت در دارد و برخی از این درها بر دیگری برتر است . فردی از امیرالمومنین پرسید که درهای بهشت و جهنم مانند درهای خانه است ؟ حضرت فرمودند نه . سپس هرکدام از دست های خود را بالای دیگری قرار دادند .( یعنی طبقه طبقه است ) .

مرحوم طبرسی در مجمع البیان نقل کرده است که حضرت علی (ع) در رابطه با درهای جهنم فرمودند :درها، طبقه طبقه است ،

برخی از آنها بالای دیگری است . بعد حضرت با دست های خود طبقه ها را نشان دادند . سپس فرمودند:بهشت را خدا مسطح قرار داده و درجات بهشت در عرض هم هستند . اما جهنم را طبقاتی قرار داده است . شاید به این خاطر خدا جهنم را طبقه طبقه قرار داده که کسی بیش از حد خود عذاب نبیند . هرچقدر در جهنم پایین تر برویم عذاب شدید تر می شود . اما در بهشت، آن فردی که در پایین ترین درجه است باز هم به تناسب خود نصیبی از درجات بالاتر دارد . سپس امیرالمومنین هرکدام از طبقات جهنم را اسم بردند. که در قرآن اسم های آن آمده است .

اولین طبقه ی جهنم که از قسمت های دیگر بهتر است هاویه است هرچقدر پایین تر برود سخت تر می شود .

حضرت می فرمایند:در جهنم چاهی است که اگر سر آن برداشته شود همه ی دوزخ را شعله ور می کند . شبی امام صادق (ع) بر سر سفره نشسته بودند و شام می خوردند . فردی می گوید که برای حضرت یک ظرف آبگوشت داغ آوردند .زمانی که دست حضرت نزدیک ظرف شد و داغی آن را حس کردند فرمودند :پناه بر خدا از آتش جهنم . سپس حضرت فرمودند ما طاقت این را نداریم تا چه برسد به جهنم.

پاورقی

[۱] . زمر، آیه ۷۱٫

[۲] . حجر، آیه ۴۳ و ۴۴٫

[۳] . نساء، آیه ۱۴۵؛ برای آگاهی بیشتر ر.ک:المیزان، ج۱۲، ص۱۷۰-تفسیر نمونه، ج۱۰، ص ۱۹۴ و ۱۹۵ و ج۱۱، ص۷۴٫

[۴] . رعد، آیات ۲۰-۲۳؛ برای آگاهی بیشتر:تفسیر نمونه ج۱۰ ص۱۹۴ و ۱۹۵٫

[۵] . میزان الحکمه ج۱ ص ۴۳۱ ح ۲۵۹۵٫

[۶] . همان ص۴۷۱ ح۲۹۰۴

[۷] . خصال صدوق ج۲ ص۴۰۸ باب الثمانیه ح۶٫

[۸] . خصال صدوق ۲، باب السبعه، ص۳۶۱، و باب الثمانیه ص۴۰۸٫

«باب المعروف»چیست؟

امام صادق(ع)  می فرماید:در کارهای نیک با برادرانتان رقابت کنید و از اهل معروف باشید، زیرا برای بهشت دری است که به آن در معروف می گویند و داخل آن نمی روند و مگر کسی که در دنیا کارهای نیک انجام داده است-نور الثقلین ، ج۴،ص۵۰۶

حجت الاسلام عالی ( برنامه سمت خدا)

***

دربهای بهشت وجهنم

جهنم هفت دروازه دارد که پیروان شیطان گروه گروه خواهند بود و هر گروه از یک دروازه معین عبور خواهند کرد و وارد جهنم خواهند شد. این تقسیم بندی از آن جهت است که پیروان شیطان در شقاوت و گمراهی همگی در یک رتبه نیستند بلکه شقاوت آنان متفاوت است و هر کدام از دروازه ای که اختصاص به آن مرتبه از گمراهی دارد وارد خواهند شد: «و إن جهنم لموعدهم أجمعین* لها سبعه أبواب لکل باب منهم جزء مقسوم؛ و قطعا جهنم وعده گاه همه آنهاست. آن را هفت در است و برای هر دری، گروه معینی از آن [گمراه] ها تقسیم شده اند.» (حجر/ ۴۳- ۴۴)
گفته شده که منظور از هفت دروازه جهنم هفت طبقه آن است به نام های جحیم، نطی، سقر، حطمه، هاویه، سعیر و جهنم. و این افراد هر کدام به تناسب میزان کفر و گناه در طبقه خاصی جای خواهند گرفت، ولی به نظر می رسد که هر چند که جهنم هفت طبقه دارد ولی هر طبقه ای از آن دروازه خاصی دارد که از آن جا وارد آن طبقه می شوند، چون در آیه دیگری از گشوده شدن ابواب جهنم به روی کافران سخن به میان آمده است که نشان می دهد منظور از آن، درهای جهنم است و نه طبقه های آن: «و سیق الذین کفروا إلی جهنم زمرا حتی إذا جاؤها فتحت أبوابها؛ کسانی که کافر شده ‏اند گروه گروه به سوی جهنم رانده شوند تا چون بدان رسند درهای آن [به رویشان] گشوده گردد.» (زمر/ ۷۱)
کافران گروه گروه به سوی جهنم سوق داده می شوند و چون به سوی آن می آیند درهای آن باز می شود.همان گونه که جهنم دروازه ها و طبقه های مختلف دارد، بهشت نیز چنین است و مؤمنان گروه گروه می شوند و هر گروهی از دروازه خاصی وارد بهشت می شوند. گفته شده شاید مراد از «هفت باب» در این آیه معاصی اجزای سبعه است که عین و اذن و لسان و بطن و فرج باشد، زیرا که معاصی این اعضاء حقیقت ابواب جهنم است، چه معاصی هر عضوی ازین اعضاء موجب تمکن یک خلق از اخلاق ردیئه است در نفس، و آن خلق مناسب ابدان انواع حیوانات است. و مراد مصنف از «باب» نوع حیوان است یعنی هر باب از ابواب صیاصی حیوانات را یک مقدار از خلق معین است که نفس متصف به آن مقدار از آن خلق، به صیاصی آن نوع منجذب می شود؛ و مثلا نفس به غایت حریص به بدن خوک انتقال می کند و نفس ضعیف کم حرص به بدن مورچه مثلا انتقال می کند، و علی هذا القیاس اخلاق دیگر.

 درهای جهنم چگونه است؟

در تفسیر قمی در ذیل جمله «لها سبعه أبواب» از معصوم نقل کرده که فرمود: خدای تعالی در این جمله می فرماید اهل هر مذهبی از دری وارد می شوند، و برای بهشت هشت در است. و در الدرالمنثور است که احمد (در کتاب الزهد) از خطاب بن عبدالله روایت کرده که گفت:

علی (ع) فرمود:هیچ می دانید درهای جهنم چگونه است؟

ما گفتیم : مثل همین، درهای دنیا است.

امام علی(ع) اینگونه توضیح  دادند:

دست خود روی دست گذاشت -اشاره به طبقات-جهنم هفت در دارد، بعضی فوق بعضی دیگر قرار دارد

وقتی اولی پر شد دومی را پر می کنند، آن گاه سومی را تا همه اش پر شود.

ابن مردویه و خطیب در تاریخش از انس روایت کرده اند که گفت: رسول خدا (ص) در معنای آیه «لکل باب منهم جزء مقسوم» فرمود: جزئی از مردم که به خدا شرک ورزیدند، و جزئی دیگر که در او شک کردند، و جزئی که از او غفلت نمودند.
علامه طباطبایی: این روایت اجزای درهای جهنم را می شمارد، نه خود درها را. و از ظاهر سیاق بر می آید که رسول خدا (ص) نمی خواهد اجزاء را منحصر در آن سه جزء کند.

ابن مردویه از ابوذر روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص) فرمود: برای جهنم دری است که از آن داخل نمی شود مگر کسی که عهد مرا درباره اهل بیتم بشکند و خیانت نماید، و بعد از من خون آنان را بریزد.

احمد و ابن حبان و طبری و ابن مردویه و بیهقی (در کتاب البعث) از عتبه بن عبدالله از رسول خدا (ص) روایت آورده اند که فرمود: برای بهشت هشت در و برای جهنم هفت در است، که بعضی افضل از بعض دیگر است.

داستان پیامبراسلام وزن اعرابی

در خبر است که رسول خدای (ص) در مسجد مدینه نماز می خواند، زنی اعرابیه بگذشت، رسول (ص) را دید که تنها به نماز ایستاده است، در دل آن زن افتاد که بر رسول خدا اقتداء کرده و دو رکعت نماز بخواند تا خوشبخت و عاقبت به خیر بشود، این کار را کرد و رسول خدا (ص) از وی خبر نداشت و در نماز این آیه را خواند: «و إن جهنم لموعدهم أجمعین لها سبعه أبواب لکل باب منهم جزء مقسوم» آن اعرابیه که این از رسول خدای شنید، بیهوش شد و افتاد، رسول خدا چون آن حس و حرکت به گوش وی رسید و جوش دل وی را شنید از نماز فارغ شد، به بلال فرمود: «علی بماء» آب خواست و بر روی وی ریخت تا آن زن به هوش آمد،

آن گاه رسول (ص) گفت: «یا هذه ما حالک؛ ای زن ترا چه بود و چه شد؟»

زن :یا رسول الله تو را دیدم که تنهایی به نماز ایستاده ای، دلم خواست که دو رکعت نماز بر متابعت به تو بگزارم، یا رسول الله آنچه می خواندی از کتاب خداست یا خود تو می گویی؟

پیامبر: یا اعرابیه: بل هو فی کتاب الله المنزل؛ در کتاب خداست و گفته خداست.

زن : یا رسول الله: آیا هر عضوی از اعضای بدن مرا به دری از درهای دوزخ خواهند سپرد تا وارد عذاب شوند؟

پیامبر: یا اعرابیه: لکل باب منهم جزء مقسوم یعذب علی کل باب علی قدر اعمالهم، فقالت و الله انی امرأه مسکینه ما لی مال و ما لی الا سبعه اعبد اشهدک یا رسول الله ان کل عبد منهم علی کل باب من ابواب جهنم حر لوجه الله تعالی. فاتاه جبرئیل، فقال یا رسول الله: بشر الاعرابیه ان الله قد حرم علیک ابواب جهنم کلها و فتح لک ابواب الجنه کلها؛

پیامبر: آدم ها را بر هر دری از درهای دوزخ عذاب کنند، علی قدر اعمالهم، بر اندازه عملشان.

زن: یا رسول الله! من زنی درویشم و مالی ندارم جز هفت بنده دارم تو را گواه کردم یا رسول الله که همه را آزاد کردم، هر یکی را بر دری از درهای دوزخ. جبرئیل آمد و گفت: یا رسول الله! بشارت ده اعرابیه را که خدای تعالی درهای دوزخ را بر تو حرام کرد و درهای بهشت را بر تو گشود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این روایت خالی ازشبهه نیست،اینکه درآنجاجمعیت مردان باشند،کسی به پیامبر(ص)اقتدانکند واما یک زن بادیه نشین بیاد درحضورمردان پشت سر رسو ل الله(ص)بایستد!؟

دوم اینکه (انطورکه ازسیاق روایت برمی آیداوقات نمازهای پنجگانه نبوده)گفت ۲رکعت نمازپشت سرش میخوانم!..مگرنمازمستحبی را میشود اقتداکرد!؟

سوم گفته شده پیامبرازنیت آن زن مطلع نبود!که جای تأمل دارد!

چهارم اینکه این زن می گوید:یارسول الله!غیراز۷کنیز ، دردنیا مال وثروتی ندارم !یعنی یک زن فقیر ومستمند چونه دارای هفت کنیزاست!؟.

زمان نزول آیات دربهای جهنم

سیدبن طاووس نقل نموده: وقتی این دو آیه شریفه بر پیغمبر نازل شد، حضرت گریه شدید، و اصحاب هم گریه نمودند، کسی نمی دانست جبرئیل چه آورده، هیچ کس جرأت تکلم نداشت، و پیغمبر (ص) هر وقت حضرت فاطمه (س) را می دید خوشحال می شد. بعضی اصحاب (عبدالرحمن بن عوف) به در خانه رفتند، دیدند حضرت مشغول آسیای جو، و می فرماید: و ما عند الله خیر و أبقی؛ ولی آنچه نزد خداست بهتر و ماندنی تر است. (قصص/ ۶۰) سلام داده و خبر حال پیغمبر به ایشان دادند،

حضرت بیرون آمد با شمله کهنه که دوازده وصله از لیف خرما داشت. سلمان گریه کرد و گفت: وا حزنا، قیصر و کسری در حریر و سندس، و دختر رسول خدا چنین کسائی. چون حضرت فاطمه (س) بر پیغمبر وارد شد، گفت: سلمان  از لباسم تعجب نموده، به حق خدائی که تو را مبعوث گردانیده، من و علی (ع) پنج سال است با پوست گوسفندی روز علف دهیم شتر را و شب فراش سازیم.

حضرت فرمود: «ای سلمان، دختر من از پیش روندگان است.

آن گاه فاطمه (س) عرض کرد:ای پدر، چه شده است تو را که چنین می گریی؟

رسول (ص) گفت: یا فاطمه، چرا نگریم که جبرئیل آیه آورد که: و إن جهنم لموعدهم أجمعین لها سبعه أبواب لکل باب منهم جزء مقسوم.

فاطمه (س) گفت: یا رسول الله، صفت یک در از درهای دوزخ را بگو.
رسول (ص) گفت: یا فاطمه، کمترین دری را از آن درهای دوزخ هفتاد هزار کوه است از آتش، در هر کوهی هفتاد هزار وادی است از آتش، در هر وادی هفتاد هزار دره آتشین است، در هر دره هفتاد هزار شارستان آتشین است، در هر شارستانی هفتاد هزار کوشک آتشین است در هر کوشکی هفتاد هزار سرای آتشین، در هر سرای هفتاد هزار خانه آتشین است، در هر خانه ای هفتاد هزار تابوت است از آتش، در هر تابوتی هفتاد هزار گونه عذاب است که یکی به دیگری نماند.
حضرت فاطمه (س) برو در افتاد، گفت: الویل ثم الویل لمن دخل النار؛ وای، وای! بر کسی که داخل آتش شود.

سلمان گفت: کاش گوسفندی بودم گوشتم را می خوردند و پوستم را مشک می کردند.

ابوذر گفت: کاش مادرم مرا نمی زائید و ذکر آتش نمی شنیدم.

عمار گفت: کاش پرنده و با طیور محشور در صحرا و مرا حسابی و عقابی نبود.

حضرت علی (ع) دست به سر با گریه فرمود: وای از دوری سفر و کمی توشه در سفر قیامت، جزا یابند، و در آتش تردد کنند، مریضانی که عیادت نشوند، و مجروحانی که مداوا نشوند، و اسیرانی که رها نشوند، از آتش می خورند و می آشامند، و بین طبقات آتش زیر و رو شوند، و به مقطعات نیران ملبس، و با شیاطین قرین گردند.»/منبع:سایت طهور

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درمنابع اخذشده ویرایش انجام گرفته شده است.

واما سایت (حدیث.نت) تعداددربهای دوزخ را۱۰ درب دانسته است که بنظرمی رسد محقق محترم معانی واژه رابااسم مکان اشتباه گرفته است!بهرحال  خلاصه این تحقیق(سایت شیعه) اینگونه است:

دربهای ده گانه دوزخ

۱جهنّم، معروف ترین نام جایگاه مجازات مجرمان در قیامت است.

 چاه جَهْنَم( جِهْنام) به  چاهى که ژرف باشدگفته می شود . جهنّم را به خاطر عمقش به این نام نامیده اند .

 واژه «جهنّم» در قرآن ، ۷۷ بار تکرار شده و در ۹ مورد ، مضافٌ إلیه «نار» قرار گرفته است و در همه این موارد ، مقصود از آن جایگاه مجازات تبهکاران در قیامت است ؛ امّا واژه «نار» در قرآن ، کاربردهاى مختلفى دارد.

تکرار اضافه «نار» به «جهنّم» در قرآن ، بیانگر آن است که «جهنّم» عین «نار» نیست

۲ – جحیم

 «جحیم» به  آتش تند ، شعله ور و سرکش گفته می شود.

 واژه «جحیم» ۲۶ باردرقرآن تکرار شده که ۲۵ بار ، در آتش دوزخ و یک بار در آتشى که نمرودیان افروختند و حضرت ابراهیم علیه السلام را در آن افکندند ، به کار رفته است . در احادیث نیز این واژه، مکرّر در معناى آتش دوزخ ، به کار رفته است .

۳ – نار

 کلمه «نار (بدون الف و لام)» و «النار (با الف و لام)» در مجموع ، ۱۴۵ باردرقرآن تکرار شده است که در ۱۱۸ مورد ، آتش جهنّم ، دو مورد ، آتش برزخ و ۲۵ مورد ، معانى مختلف آتش دنیا ، مراد است .

کلمه «نار» ، هنگامى که براى آتش دوزخ به کار رفته ، با کلمه «جهنّم» ترکیب گردیده است . در احادیث نیز کلمه «نار» مکرّر در آتش دوزخ به کار رفته است .

۴ – سَقَر

واژه «سَقَر» به معناى سوزاندن یا داغ کردن با آتش است.

در قرآن ، چهار بار کلمه «سقر» به کار رفته ، مقصود از آن ، آتش دوزخ است . در یکى از این موارد ، «سقر» چنین تعریف شده است :

سَأُصْلِیهِ سَقَرَ ﴿٢۶﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا سَقَرُ ﴿٢٧﴾ لَا تُبْقِی وَلَا تَذَرُ ﴿٢٨﴾ لَوَّاحَهٌ لِّلْبَشَرِ ﴿٢٩﴾ مدثر

 تو نمى دانى «سقر» چیست ؟ آتشى است که نه چیزى را باقى مى گذارد و نه چیزى را رها مى سازد.

۵ – سعیر

 واژه«سعیر»به معناى افروخته شدن چیزى و بالا آمدن آن است . بدین جهت به آتشى که زبانه مى کشد و بالا مى آید«سعیر»گفته می شود، سعیر النار (شعله آتش) .

در قرآن ، واژه «سعیر» ، شانزده بار[۲۹]و واژه «سُعِّرتْ» ، یک بار آمده است . در قرآن ، واژه «سعیر» گاهى در توصیف آتش دوزخ ، به کار رفته است مانند :مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ کُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیرًا ﴿٩٧اسرا﴾

جایگاهشان دوزخ است . هر زمان آتش آن فرو نشیند ، شعله تازه اى بر آنان مى افزاییم  .

۶ – حُطَمه

حطمه ، صیغه مبالغه است از مادّه «حطم» به معناى در هم شکستن . از این رو به سال هاى قحطى ، «حُطْمه (بر وزن لقمه)» گفته مى شود ونام گذارى دوزخ به «حُطمه» بدین جهت است که آتش دوزخ ، همه چیز را در هم مى شکند و متلاشى مى سازد .

واژه «حطمه» دو بار در سوره هُمَزه، تکرار شده است

۷ – هاویه

 «هاویه». از مادّه «هوى» به معناى افتادن به پایین و سقوط کردن از بلندى است ،نامیده شدن جهنّم به «هاویه» ، بِدان جهت است که تبهکاران در چنین جایگاه عمیق و خطرناکى سقوط مى کنند.

واژه «هاویه» تنها یک بار در قرآن آمده است :

 وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ ﴿٨﴾فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ ﴿٩﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا هِیَهْ ﴿١٠﴾ نَارٌ حَامِیَهٌ ﴿١١﴾

و امّا کسى که ترازوی اعمالش سبُک است ، جایگاهش «هاویه» است و تو چه مى دانى «هاویه» چیست ؟! آتشى است سوزان!.

 از برخى احادیث نیز استفاده مى شود که در نام گذارى جهنّم به «هاویه» ، عمیق بودن دوزخ و سقوط دوزخیان در آن ، مورد عنایت بوده است

۸ – لَظى

برخى این واژه را به زبانه و شعله خالص آتش ، تفسیر کرده اند و برخى از آنان ، آن را به معناى آتش مى دانند .

واژه «لظى» ، تنها یک بار در قرآن آمده است :

کَلَّا ۖ إِنَّهَا لَظَىٰ ﴿١۵﴾ نَزَّاعَهً لِّلشَّوَىٰ ﴿١۶﴾ معارج

نه چنین است! آن ، شعله هاى سوزان آتش است . بر کَننده پوست سر و اندام است»  .

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:واژه«تَلَظَّىٰ» درآیه ۱۴سوره لیل آمده است.  فَأَنذَرْتُکُمْ نَارًا تَلَظَّىٰ﴿١۴﴾

شمارا به آتشی که زبانه می کشدهشداردادم.

۹- اَثام

واژه«اَثام» از ریشه -إثم- به معناى گناه است و «اَثام» ، به معناى کیفر گناه است

 دوزخ را «اَثام» نامیده می گویند ؛چون جایگاه کیفر گنهکاران است .

در قرآن ،فقط یک بار کلمه «اثام» آمده است :وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّـهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ ۚ وَمَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ یَلْقَ أَثَامًا ﴿۶٨فرقان﴾یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَانًا ﴿۶٩فرقان﴾

و کسانى که معبود دیگرى را با خداوند نمى خوانند و انسانى را که خداوند خونش را حرام شمرده ، جز به حق نمى کُشند و زنا نمى کنند ، و هر کس چنین کند ، مجازات سختى خواهد دید.وعذابش رامضاعف می کنیم وعذابش خُلد-همیشگی-است

۱۰- سجّین

این واژه ، صیغه مبالغه از مادّه «سجن» به معناى زندان است ، «سجّین» جایگاه ابدى تبهکاران است که به دلیل وجود انواع عذاب ها در آن است.

در قرآن ، این واژه دو بار به کار رفته است :

کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجِّینٍ ﴿٧﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا سِجِّینٌ ﴿٨مطففین﴾

نه چنین است [که آنها مى پندارند]! به یقین ، نامه اعمال بدکاران ، در «سجّین» است ، و تو چه مى دانى که «سجّین» چیست »  .

تبیین « نام هاى دوزخ»:

 دوزخ ، «جهنّم» نامیده مى شود ؛ چون آتش آن به سختى بر انسان حمله مى کند ، یا این که از عمق زیادى برخوردار است.

«جحیم» نامیده مى شود ؛ چون به شدّت، افروخته است.

«لظى» نامیده مى شود ؛ چون سوزاننده است.

«سقر» نامیده مى شود ؛ چون چهره را دگرگون مى نماید.

«سعیر»گفته می شود،چون زبانه مى کشد.

 «حطمه» نامیده مى شود؛ چون همه چیز را در هم مى شکند و در عمق جان نفوذ مى کند.

«هاویه» نامیده مى شود؛ چون تبهکاران در عمق آن سقوط مى نمایند.

 منظوراز« طبقات دوزخ »؟

 امام على علیه السلام  : إنَّ جَهَنَّمَ لَها سَبَعَهُ أَبوابٍ أَطباقٍ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ ـ و وَضَعَ إحدى یَدَیهِ عَلى الاُخرى ، فَقالَ : هَکَذا ـ و إنَّ اللّهَ وَضَعَ الجِنانَ عَلى العَرضِ ، و وَضَعَ النِّیرانَ بَعضَها فَوقَ بَعضٍ ، فأَسفَلُها جَهَنَّمُ ، و فَوقُها لَظى ، و فَوقُها الحُطَمَهُ ، و فَوقُها سَقَرُ ، و فَوقُها الجَحِیمُ ، و فَوقُها السَّعِیرُ ، و فَوقُ ها الهاوِیَهُ .

حضرت علی(ع)دستانش را بر روى هم گذاشت و گفت : این گونه ـ خداوند باغ هاى بهشت را در کنار هم قرار داد ، ولى عذاب هاى آتش را بر روى هم . طبقه زیرین آن ، جهنّم است . بالاى آن ، لظى است . بالایش حطمه و بر بالاى آن ، جحیم و بر روى آن ، سعیر و بالاى آن ، هاویه است .

مجمع البیان : ج ۶ ص ۵۱۹ ، بحار الأنوار : ج ۸ ص ۲۴۵ .

درباره نویسنده

1943مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما