“قوم لوط”کجاست؟نکات جالب قصه لوط+خرابه های”تل الحمام”اردن یا”پمپی”ایتالیا

مردان گناهکاربودند،چرازنان عذاب شدند؟ سرنوشت کودکان قوم لوط؟

تروخشک باهم نمی سوزند

مردم قوم لوط بنیانگذار«همجنس بازی»

سرزمین قوم لوط کجاست؟

لوط  از کلدانیان بود که در سرزمین بابل زندگی می کردند وی از اولین کسانی بود که به حضرت ابراهیم ایمان آورد

«بابِل» پایتخت دولت عثمانی بوده-بین التهرین،بین دو رود دجله و فرات ،در فاصله ۹۰ کیلومتری جنوب  شهر بغداد(عراق) قرار دارد

حضرت‌ لوط‌ به‌ همراه‌ حضرت‌ ابراهیم‌  از سرزمین‌ بابل‌ به‌ «حرّان‌ »و از آنجا به‌ شام‌ وسپس‌ به‌ فلسطین‌ رفته‌ است‌.

و بنابر نقلى‌ دیگر، آن‌ حضرت‌ پس‌ از عبور از نهر فرات‌ در عراق‌، به‌ سوى‌ شام‌و سپس‌ به‌ کنعان‌ که‌ شامل‌ نواحى‌ سوریه‌، نهر اردن‌، بحر المیّت‌، لبنان‌ و فلسطین‌ است‌، مهاجرت‌ کردند.

نقل دیگر(درالمیزان) سرزمین قوم لوط  دربین مکه ومدینه قرارداشته است.

«فرشتگان بصورت انسان» آمدند که حتی پیامبرخدانتوانست تشخیص بدهد

وقتی فرشتگان ازمنزل حضرت ابراهیم به پیش حضرت لوط رفتند،لوط سرمزرعه بود،دیدکه چندنفرجوان زیبارو دارندمی اِند ،بعداز تحیت واحوالپرسی ،لوط آنهارا بخانه دعوت کرد وآنها هم لبیک گفتند واما هنگام رفتن به منزل ترسید،ترسش ازاین بابت قوم خودش بود که هرتازه واردی-مخصوصاً زیبارو-رامی دیدند درصددتجاوز به اوبودند وحتی درسرچهارراه ها مأمورگماشته بودند که سریع اطلاع بدهندوتأسف باراین بود که زن لوط هم  با آنها دراین کارشنیع همکاری می کرد،بخاطرهمین حضرت لوط به میهمانان،پیشنهادداد که یا رویتان رابپوشانید ویا شبانه حرکت کنیم ویا از بیراهه برویم،اما آنهاهیچکدام ازاین پیشنهادات را نپذیرفتند،گفتندماازراه اصلی می آییم! درکافی آمده که لوط ازتعارف کردنش پشیمان شده بود!

خلاصه با هرترفندی بود،میهمانان را بسلامت رساندبه منزل واما زنش «پالس های»لازم راداد، بالاپشت بام رفت بادستانش«کف زنی«کرد،وقتی نشنیدند،بالای پشت بام آتش روشن کرد(اینهاعلائم بود) که متجاورزان دوان دوان رسیدند.

حضرت لوط متوجه شدکه دارند شتابان می آیندازخانه بیرون آمد و در موعظه و تحریک فتوت و رشد آنان سعى بلیغ نمود تا به جایى که دختران خود را بر آنان عرضه کرد و گفت : اى مردم ! این دختران من در اختیار شمایند و اینها براى شما پاکیزه ترند پس، از خدا بترسید و مرا نزد میهمانانم رسوا مسازید، آنگاه از در استغاثه و التماس در آمد و گفت : آیا در میان شما یک نفر مرد رشید نیست ؟ مردم درخواست او را رد کرده و گفتند: ما هیچ علاقه اى به دختران تو نداریم و به هیچ وجه از میهمانان تو دست بردار نیستیم. لوط  ماءیوس شد و گفت : اى کاش نیرویى در رفع شما مى داشتم و یا رکنى شدید(تشکیلاتی،دم ودستگاهی داشتم) که توسط آن مانع ازعملتان بودم.

در کافى  از امام صادق(ع)نقل است: مردم شهر جلو درب خانه لوط از یکدیگر سبقت گرفته براى داخل شدن در خانه او به طرف در حمله ور شدند تا اینکه درب را شکستند و لوط را که تا آن لحظه به دفاع پرداخته بود به زمین انداختند.

فرشته ای به لوط گفت : ما فرستادگان پروردگار تو هستیم، آنها نمی توانندبه بماآسیبی برسانند ، سپس مشتى خاک برداشت و به طرف صورتهاى مهاجمین پرتاب کرد وآنهاکورشدند.

لوط به آنان گفت : اى رسولان پروردگار من به چه کار بدینجا آمده اید و پروردگارم به شما درباره این قوم چه مأموریتى داده ؟ گفتند: ما را ماءمور فرموده تا آنان را در هنگام سحر بگیریمو تو در این فرصت دست دخترانت را بگیر و برو و همسرت را بگذار بماند.

امام صادق(ع): خدا رحمت کند لوط را اگر مى دانست آنانکه در داخل خانه اش بودند چه کسانى هستند هرگز دلواپس نمى شد و مى دانست که آنان به یارى وى آمده اند ولى چون آگاه نبود از در حسرت گفت : لو ان لى بکم قوه او اوى الى رکن شدید – اى کاش به وسیله شما نیرویى برایم حاصل مى شد و یا پناهگاهى ایمن مى داشتم تا بدانجا پناهنده مى شدم.

 

وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِیءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَـٰذَا یَوْمٌ عَصِیبٌ ﴿٧٧هود﴾

لوط وقتی این میهمانان زیبارورادید(غصه دارشد)بخاطراحتمال تعرض قوم تجاوزگرش.

وَجَاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَمِن قَبْلُ کَانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ ۚ

لوط وقتی حرکت شتابان لواطران رادید.

قَالَ یَا قَوْمِ هَـٰؤُلَاءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ ۖ

بجای تعرض به میهمانان،بیاییدبادخترانم ،نیازهای جنسی تان راتأمین کنید!

فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَلَا تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی.

ازخدابنرسید،مراپیش میهمانان خوارنکنید.

ۖ أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ ﴿٧٨هود﴾

یک جوانمرددربینتان نیست!؟.

قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِی بَنَاتِکَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّکَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِیدُ ﴿٧٩هود﴾

مهاجمان(درمقابل پیشنهادلوط به دخترانش) گفتند:مانیارمان بازن تأمین نمی شود،به آنهارغبتب-تمایل-نداریم

قَالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّهً أَوْ آوِی إِلَىٰ رُکْنٍ شَدِیدٍ ﴿٨٠هود﴾

ای کاش یک «رُکنی»تشکیلات ودم ودستگاهی داشتم که شماراسرجایتان بنشاند.(شایدمنظوراز«رکن»پسرباشد،چون حضرت لوط فقط ۳دخترداشت.)

قَالُوا یَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَن یَصِلُوا إِلَیْکَ..(٨۱هود﴾

لوط !نترس آنهابمادسترسی نخواهندداشت.

فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّیْلِ وَلَا یَلْتَفِتْ مِنکُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَکَ ۖ إِنَّهُ مُصِیبُهَا مَا أَصَابَهُمْ ۚ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ ۚ أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ ﴿٨١هود﴾

فرشتگان  به لوط (ع) دستور دادند که شبانه اهل خود را برداشته و در همان شب پشت به مردم نموده، از قریه بیرون روند و احدى از آنان به پشت سر خود نگاه نکند ولى همسر خود را بیرون نبرد که به او آن خواهد رسید که به مردم شهر مى رسد، و نیز به وى خبر دادند که بزودى مردم شهر در صبح همین شب هلاک مى شوند.

یَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَن یَصِلُوا إِلَیْکَ ۖ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّیْلِ وَلَا یَلْتَفِتْ مِنکُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَکَ..٨١هود﴾

صبح، هنگام طلوع فجر، صیحه آن قوم را فرا گرفت و خداى سنگى از گل نشاندار که نزد پروردگارت براى اسرافگران در گناه آماده شده بر آنان ببارید و شهرهایشان را زیر و رو کرد و هر کس از مؤمنین را که در آن شهرها بود بیرون نمود، البته غیر از یک خانواده هیچ مؤمنى در آن شهرها یافت نشد و آن خانواده لوط بود(درهمان یک خانواده زن لوط بافاسقان بود)

یک نکته:مگرمتجاوزان،کافرومشرک نبودند! پس چطوری نوح خواست آنهارا به دامادی بگیرد!؟

جواب:آن زمان ازدواج بامشرکان تحریم نشده بود.

گناه همسرلوط چه بود؟

زنان این قوم نیز دچار همجنس‌بازی مجازات همسر حضرت لوط بخاطر«خیانت به همسر»و جاسوسی برای منحرفین بود،نه همجنسگرایی،

زن لوط ازاهالی همان شهربود،باخیلی از خلافکاران فامیل بود(نسبت خویشاوندی داشت) واما «حضرت لوط مهاجربود».

همسر لوط وقتى میهمانان(فرشتگان ) را با آن قیافه هاى زیبا دید به بالاى بام رفت و کف زدن آغاز کرد تا به مردم وضع را بفهماند ولى کسى متوجه نشد و صداى کف زدن او را نشنید به ناچار آتش دود کرد مردم وقتى دود را از خانه او دیدند دوان دوان به سوى درب خانه لوط روى آوردند، زن از بالاى بام پایین آمد و گفت : در خانه ما افرادى آمده اند که زیباتر از آنان هیچ قومى را ندیده ام !مردم چنان مشتاقانه وهیجان زده هجوم آوردند،بطورى که یکدیگر را هل مى دادند تاحدی که درب  اتاق شکسته شد،

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:علائم قراردادی برای اعلان حضورمیهمانان،بین زن لوط ومردان خلافکارقوم(کف زدن وروشنی آتش بود)

مردان لواط گر(همجنس باز)بودند،زنان چه گناهی داشتند؟

در کافى به سند خود از زکریا بن محمد (از پدرش ) از عمرو از امام ابى جعفر (ع) روایت شده:

وقتی شیطان توانست  مردان قوم رافریب بدهد(آموزش دادلواط را )به  سراغ زنان رفت

ابلیس وقتى دید نقشه اش(آموزش لواط وچشاندن لذتش) در مردان کاملا جا افتاد به سر وقت زنان آمد و خود را به شکل زنى زیبا و مجسم ساخته به آنان گفت آیا مردان شما به یکدیگر قناعت مى کنند؟ گفتند:

آرى خود ما به چشم خود این عمل آنان را دیده ایم و جناب لوط هم از همه ماجرا آگاه شد، آنان را موعظه مى کند و توصیه مى نماید، مؤ ثر نمى افتد، ابلیس زنان را نیز گمراه کرد تا جایى که زنها هم به یکدیگر اکتفاء نمودند.

فحشا تنها در بین مردان شایع نبوده بلکه در بین زنان نیز شیوع داشته ، چون اگر غیر از این بود نباید زنها هلاک مى شدند و على القاعده باید عده زیادى از زنها به آن جناب ایمان مى آوردند و از او طرفدارى مى کردند چون لوط (ع مردم را دعوت مى کرد به اینکه در امر شهوترانى به طریقه فطرى باز گردند و سنت خلقت را که همانا وصلت مردان و زنان است سنت خود قرار دهند و این به نفع زنان بود و اگر زنان نیز مبتلا به فحشا نبودند باید دور آن جناب جمع مى شدند و به وى ایمان مى آوردند ولى هیچ یک از این عکس العملها در قرآن کریم درباره زنان قوم لوط ذکر نشده.

فحشا در بین مردان و زنان شایع شده بود، مردان به مردان اکتفا کرده و با آنان لواط مى کردند و زنان با زنان مساحقه مى نمودند.

سرنوشت کودکان قوم لوط درعذاب

درتاریخ است که حضرت لوط حدود۳۰سال دربین قومش بوده ،از شروع کارهای شنیع قوم لوط چندین سال گذشته بود که عذاب شدند ودراین چندسال تناسل وموالیدی انجام نمی گرفت،یعنی کودکی زاده نشد،درهیچ کجای تاریخ ذکری از کودکان قوم لوط نشده است.

امام باقر(ع) در روایتی می‌فرماید: چون ابلیس دید که کارش در میان مردان پا بر جا شده، خویش را به شکل زنى در آورد و به سراغ زنان رفت و به آنان گفت: مردان شما با یکدیگر همجنس‌بازى می‌‏کنند؟ آنان گفتند: آرى، ما خود دیده‌‏ایم. ابلیس به زنان گفت شما هم این کار را بکنید و به آنان همجنس‌بازى را آموخت‏ و زنان نیز به همدیگر اکتفا کرده و آنان نیز به همجنس‌بازى روی آوردند.

جلد۱کتاب- ابو جعفر احمد بن محمد بن خالدالرقی،

اقدامات پیامبرقوم لوط 

وقتی منکر«معروف»می شود.

نصایح وتذکرات پیامبرشان هم بی فائده بود،بلکه آنها لوط راتهدید کرند که اگربازم ازاین حرفهابزنید ومانع کارمان شوید،از این شهرودیارشان اخراجتان می کنیم!

أَتَأْتُونَ الذُّکْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ ﴿١۶۵﴾وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُم مِّنْ أَزْوَاجِکُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ﴿١۶۶﴾ قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ یَا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ﴿١۶٧شعرا﴾

پیامبرشان-لوط-به انهاگفت:اگرنیازجنسی دارید،بیاییدبادخترانم این کاربکنید که بهتراست(ازدواج وهمبستری) یَا قَوْمِ هَـٰؤُلَاءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ ﴿٧٨هود﴾

فرشتگان  اول  نزدحضرت  ابراهیم رفتند وبعدبه سوى لوط روانه شدند.

ابراهیم تمام تلاشش راکرد تامانع از نزول عذاب شود،چون دعا وشفاعت وتوبه قضاوقدررابرمی گردانند الا عذاب قطعی را.

گاهی شفاعت انبیا هم پذیرفته نمی شود.زمانی که فرمان حتمی خداوند صادر شد،هیچ مقامی نمی تواند مانع آن شود. «یا إِبْراهِیمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا»

نسبت خویشاوندی۲پیامبر« ابراهیم ولوط»

علامه طباطبایی درالمیزان بنقل ازتورات می نویسد:لوط برادر زاده ابراهیم بود

درروایت دیگری هم آمده است که لوط پسر خاله ابراهیم(ع)و برادر« ساره » بود.

ساره‌، همسر ابراهیم‌، خواهر لوط‌ بود.

تعدادمیهمانان(فرشتگان) رابین۲تا۴نفرنوشته اند.

چگونگی عذاب قوم لوط

وأَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَهً (سنگباران)شدند

فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَهً مِّن سِجِّیلٍ مَّنضُودٍ ﴿٨٢هود﴾ مُّسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ

چون صبح شد وقت هلاک قوم رسید جبرئیل بال خویش را در زمین فرو برد و زمین آسمان را واژگون نمود و از طرف خداوند سنگ بر سر قوم لوط بارید و به سبب سنگی که از آسمان بارید همه آن ها هلاک گشتند.

درالمیزان -علامه طباطبایی-آمده:

ما آن قریه را زیر و رو کردیم، بلندى آن سرزمین را پست ساخته و بر سر خود آنان واژگون ساختیم و سنگهایى از جنس کلوخ بر آنان بباریدیم.

منظوراز«مْطَر»بارش-بارش سنگ هاست

سنگهایى مرتب و پشت سر هم که تک تک آنها نزد پروردگارت و در علم او «علامت زده شده بودند» و به همین جهت یک دانه از آنها از هدف به خطا نرفت چون براى خوردن به هدف انداخته شده بود.

۳نوع عذاب:بارش باران،خسف،صیحه

المیزان:از آیه ٧٣حجر «فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَهُ مُشْرِقِینَ »(صیحه اوّل صُبحی)بر مى آید که غیر از خسف و غیر از سنگباران شدن، «عذاب صیحه» نیز بر آنان نازل شده حال وضع چگونه بوده و چرا سه جور عذاب بر آنان نازل شده با اینکه براى نابودیشان یکى از آنها کافى بوده خدا مى داند، ولى بر حسب تئورى و فرض مى توان احتمال داد که در نزدیکى آن سرزمین کوهى بلند بوده که آتشفشان شده و در اثر انفجارش صدایى مهیب برخاسته و در اثر شدت فوران، سنگها بر سر قریه باریدن گرفته و زلزله بسیار مهیبى رخ داده که زمین زیر و رو شده است، و خدا داناتر است.

نگارنده(پیراسته فر): چرا۳نوع عذاب!؟

مفسرین قرآن علتش را اینگونه گفته اند:درصیحه،ممکن بود عده ای قسردررفته باشند-درآن صبح حادثه درشهرنبودند،درمرحله دوم عذاب«وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَهً مِّن سِجِّیلٍ مَّنضُودٍ  مُّسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ» سنگباران شدند،برای هرفرد،سنگ های مخصوصی(مُّسَوَّمَهً) که نشان شده بودند.

درمرحله سوم ،شهرزیروروشد«فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا » سطح زمین شهر دربالای آسمان بود وآسمان شهردرپایین قرارگرفته بود،یعنی کاملاً وارونه شده بود-شهر ودیارقوم لوط-تاحدی که گفته اند،صدای عوعوسگهاوعرعرخرها ودیگرحیوانات شهرراساکنین آسمان می شنیدند.

«کوری» مهاجمان متجاور به منزل حضرت لوط دراینجا لحاظ نشده،شایدبخاطر کمترین عذاب بوده باشد.

«مؤتفکات‌»کجاست؟

شهرهاى‌ قوم‌ لوط‌ را( سُدوم‌، عموره‌، صوغر و صبوئیم‌) مؤتفکات‌ می گویند.

آیت‌الله جعفر سبحانى‌ : حضرت‌ لوط‌ از کسانى‌ است‌ که‌ به‌ ابراهیم‌ ایمان‌ آورده‌ بود و هم‌زمان‌ با مهاجرت‌ ابراهیم‌ از بابل‌، او نیز مهاجرت‌ کرد، و هر کدام‌به‌ نقطه‌اى‌ رفتند. لوط‌ به‌ سرزمینى‌ که‌ قرآن‌ از آن‌ به‌ «مؤتفکات‌» یاد مى‌کند و از چهار شهر به‌ نام‌هاى‌ سُدوم‌، عموره‌، صوغر وصبوئیم‌ تشکیل‌ یافته‌ بود، مهاجرت‌ کرد.امروز در سرزمین‌ اردن‌ دریایى‌ است‌ به‌ نام‌ «بحرالمیّت‌». محل‌ این‌ دریا قبلاً خشکى‌ بوده‌ و به‌ خاطر زلزله‌ها، در گودى‌ فرو رفته‌و آب‌ دریا به‌ آنجا کشیده‌ شده‌ است‌ و اخیراً در ساحل‌ این‌ دریاچه‌، شهرهاى‌ قوم‌ لوط‌ پیدا شده‌ است‌.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بعضی ازشهرهاتلفظشان متفاوت می باشدویا بانام های دیگرهم معروف بودند:صعبه‌( صبوئیم‌)/ صغر(صوغر) /غمره‌(عموره‌)/ ادماه‌(ادمه‌یادوما) ضمناً شهرهاى‌ : عموره‌، صوغر، صبوئیم‌سدوم‌» گفته اند

وفات حضرت لوط

مورخین وفات این پیامبر را ۷سال بعداز عذاب قوم لوط درسن ۸۰ سالگی نوشته اند وقبرش درالخلیل(اسرائیل) می باشد.

لوط(ع)در مزرعه اش به نام «حبرون» که امروزه آن را شهر الخلیل می‌نامندمذفون است.

دراین مکان  قبور  حضرت اسحاق و یعقوب  همسرانشان نیز قراردارد. ساره همسر حضرت ابراهیم نیز در حبرون مدفون است.

الخلیل درست اسرائیل است.

اولین شهرک صهیونیست نشین در اراضی فلسطینی اشغالی سال ۱۹۶۷میلادی( ۱۳۴۶شمسی) در الخلیل ساخته شد

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«کوری» مهاجمان متجاور به منزل حضرت لوط دراینجا لحاظ نشده،شایدبخاطر کمترین عذاب بوده باشد.

اسم قدیم ایتالیا«روم»بود.

کشف آثار باستانی شهرودیار»قوم لوط» دراردن

العربیه در۱۵اکتبر۲۰۱۵(۲۳ مهر ۱۳۹۴) می نویسد:اکنون بیش از دو هفته است که باستانشناسان بر سر اینکه آیا خرابه های ،همان شهر باستانی «سدوم» است که در قرآن  «شهر قوم لوط» نامیده می شوداست؟ به بحث نشسته اند.

شهر قوم لوط مربوط به بیش از ۳۵۰۰ سال پیش می شود.

حاصل ۱۰سال کاوش باستانشناسان
باستانشناسان آمریکایی اکنون ده سال است که در منطقه ای به نام «تل الحمام» در اردن مشغول حفاری هستند.

به گفته «پروفسور اسیتون کولینز»، از دانشگاه (ترینیتی ساوت وسترن) در ایالت نیومکزیکو آمریکا، آنها در این محل به خرابه های شهری برخورد کرده اند که بنظر می آید ناگهان از میان رفته باشد.

کولینز (استیون کالینز)۲۸ سپتامبرگذشته(شهریور۱۳۹۴) گذشته در مقاله ای که در نشریه «پاپولار آرکیالوژی» به چاپ رسانده از پیدا شدن آثار شهر «سدوم»در جنوب دره اردن می گوید.

این محقق گفت: ساختمانها و ابزار قدیمی پیدا شده در این شهر خبر از شهری بزرگ در دوران برونزی دارد که دولتی گسترده در جنوب دره اردن بوده است.

به گفته کولینز: این شهر از ۳۵۰۰ تا ۱۵۴۰ قبل از میلاد برجا بوده، که مربوط به دوران اولیه و میانه برنزی است.

«همه چیز حکایت از شهری بزرگ با جمعیت زیاد دارد. اما تمام مظاهر حیات در این شهر در دوران میانه برنزی به یکباره متوقف می شود، و علائمی از دوران آخر برنزی به چشم نمی خورد.»

در قرآن مجید آمده است که شهر «قوم لوط»مورد غضب خدا قرار گرفت و با گدازه های آتش که از آسمان می بارید نابود شده است.

خبرگزاریهای دیگرنیز گزارشاتی داشته اند:

باستان‌شناسان  می‌گویند آثار کشف شده متعلق به «خرابه‌های سدوم و گمورا »است.

به گفته باستان‌شناسان، اشیای یافت شده در خرابه‌های این شهرهای باستانی نشان می‌دهد که این منطقه یکی از مراکز تجاری بوده است.

«استیون کالینز »از دانشگاه نیومکزیکو می‌گوید: اعضای تیم‌های کاوشگر ما در حال حفاری در این خرابه‌های باستانی هستند، در حالی که یافته‌های کاوشگران، ما را شگفت‌زده کرده است.وی می‌گوید ویرانه‌های کشف شده از« سدوم و گمورا» در جنوب کنعان و در کرانه« بحرالمیت» واقع شده است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تحقیقات دیگری شهر«پمپی»(روم) ایتالیا را شهرودیارقوم لوط می دانند

 شهری شبیه قوم لوط 

اکتشاف۴قرن پیش

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:دانشمندان باستانشناس  ویرانه هایی درشهر پمپئی( نزدیکی «ناپل» ایتالیا )کشف کرده اند. در آن آثاری از بناها و مردم شهر باستانی پمپئی(Pompeii )که بر اثر آتشفشان کوه وزوو(Vesuvius) ویران شده.

در سال ۷۹ قبل از میلاد مسیح آتشفشان فوران کرد در کمتر از ثانیه هوا پر از گازهای سمی شد و خورشید محو گردید تا گازهای سمی تا ۱۵ کیلومتر از محدوده را پر کردند به گونه ای که بسیاری از مردم شهر حتی فرصت کوچکترین واکنشی از خود نداشتند و در جای خود تبدیل به مجسمه های سنگی شدند.

کشف مقبره‌ای تاریخی پَُمپی ایتالیا

شهر «پمپی» پس از آتش فشان با همه ساکنین (۱۵۰۰۰نفر) زیر۵متر خاک  مدفون شد و در سال ۱۵۹۹میلادی( ۹۷۸شمسی) درکاوشباستانشناسان کشف شد،همه ساکنین شهر در اثر گازهای آتشفشانی به مجسمه های سنگی تبدیل شده بودند.

البته علاوه بر «پمپئی» شهرهمجوارآن«هراکولانیوم» (Hercukaneum) که شهرمرفه نشین با برج ها ودژهای محکم بودبه ویرانه تبدیل شد.

اکتشاف تکمیلی ۴قرن بعدانجام گرفت،یعنی در سال ۱۹۹۱میلادی(۱۳۷۰ نیمی از این شهر از زیر خاکستر بیرون کشیده شد. هر ساله جمعیت زیادی از موزه طبیعی پمپی دیدن می کنند و این شهر به یکی از جاذبه های گردشگری ایتالیا تبدیل شده است.

اسم قدیم ایتالیا«روم»بود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این اکتشاف نمی تواند «قوم لوط»باشد،چون درمیان اجسادبدست آمده «کودکان»هم هستند،درصورتیکه درماجرای عذاب قوم لوط،هیچ کودکی نبود(چندسال آخر  آمیزش زن ومرداتفاق نیفتاده بود،قطع نسل شده بود)

علامه درباره تفاوت داستان درتورات وقرآن اینگونه می نویسد:

در تورات آمده که فرشتگان مرسل براى بشارت دادن به ابراهیم و براى عذاب قوم لوط دو فرشته بودند ولى قرآن از آنان به «رُسُل »تعبیر کرده که صیغه جمع است و اقل جمع ۳ نفر است.

و در تورات آمده که میهمانان ابراهیم غذایى را که او درست کرده بود خوردند ولى قرآن این را نفى کرده، مى فرماید: ابراهیم وقتى دید میهمانان دست به طرف غذا دراز نمى کنند ترسید.فَلَمَّا رَأَىٰ أَیْدِیَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَیْهِ نَکِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَهً ۚ قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمِ لُوطٍ ﴿٧٠هود)

در تورات آمده که لوط دو دختر داشت ولى قرآن تعبیر به لفظ«بنات» کرده که صیغه جمع است یعنی بیش از ۲ نفر است و در تورات آمده که ملائکه لوط را بیرون بردند و قوم را چنین و چنان عذاب کردند و زن او ستونى از نمک شد و جزئیاتى دیگر که قرآن از اینها ساکت است.

تعدادمیهمانان(ملائک) رابین۲تا۴نفرنوشته اند.
گناهکاروبی گناه باهم عذاب نمی شوند.

«سنگ های عذاب«علامت دار»بودند،نام کسی که قرار بود آن سنگ به او اصابت کند، در هر سنگی حک شده بود.مُّسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِینَ ﴿٣۴ذاریات﴾

سنگ ها «نشان دار»بودند

یعنی هرسنگی بایدبرسرچه کسی اصابت بکند،درجریان اصحاب فیل هم اینچنین بود،هرپرستویی مأمورعذاب فردخاصی بود،بر روی‌ هر سنگ‌ نام‌ هر یک‌ ازمتجاوزان نوشته‌ شده‌ بود که‌ با اصابت‌ آن‌ بدنهایشان‌ شکافته‌ می‌شد./ قصص‌ الانبیاء(احمد ثعلبی‌) ج۱/ الدر المنثور(سیوطی‌) ج۸

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ ﴿١﴾ أَلَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ ﴿٢﴾ وَأَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْرًا أَبَابِیلَ ﴿٣﴾ تَرْمِیهِم بِحِجَارَهٍ مِّن سِجِّیلٍ ﴿۴﴾ فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ ﴿۵فیل﴾

به تعدادسپاهیان فیل «ابابیل»پرستو-مأمورشدند  که‌ هر کدام‌ سنگهایی‌ در پنجه‌هایشان‌ و سنگی‌ (سجیل)در منقار داشتند، به‌ سپاه‌ اصحاب‌ فیل‌ حمله‌ور شدند و با پرواز بر بالای‌ سر مهاجمان‌ و پرتاب‌« سنگهای زهردار» آن‌ سپاه ‌ را درهم‌ شکستند.

درروایات آمده که ابرهه (درحمله پرندگان) توانست‌ جان‌ سالم‌ به‌ در برده‌، به‌ سوی‌ یمن‌ فرار کند. در این‌ میان‌ پرنده‌ای‌ که‌ مسئول‌ کشتن‌ ابرهه ‌ بود، وی‌ را دنبال‌ می‌کرد و آنگاه‌ که‌ ابرهه‌ نزد نجاشی ‌ رسید، پس‌ از بازگو کردن‌ چگونگی‌ نابود شدن‌ لشکرش‌ توسط مرغان‌، پرنده مأمور سررسیدوبا پرتاب‌ سنگ‌ او را کشت‌ و نجاشی‌ شاهد مرگ‌ وی‌ بود.

قَالَ فَمَا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿٣١﴾ قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمٍ مُّجْرِمِینَ ﴿٣٢﴾ لِنُرْسِلَ عَلَیْهِمْ حِجَارَهً مِّن طِینٍ ﴿٣٣﴾مُّسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ لِلْمُسْرِفِینَ ﴿٣۴﴾ فَأَخْرَجْنَا مَن کَانَ فِیهَا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ﴿٣۵﴾ فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ ﴿٣۶ذاریات﴾

درسوره هود هم اینچنین آمده:فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِیَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَیْهَا حِجَارَهً مِّن سِجِّیلٍ مَّنضُودٍ ﴿٨٢﴾ مُّسَوَّمَهً عِندَ رَبِّکَ ۖ وَمَا هِیَ مِنَ الظَّالِمِینَ بِبَعِیدٍ ﴿٨٣هود﴾

درباره نویسنده

1971مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما