تفکرنجفی چیست؟گلایه آیت الله قربانی ازعلمای رشت

                             گلایه آیت الله قربانی ازعلمای رشت/   تفکرنجفی چیست؟

کتاب گیلان دوران غربت 
دوران غربت فرازی از مبارزات سیاسی حضرت آیت الله قربانی نماینده مقام معظم رهبری در گیلان و امام جمعه رشت است. این کتاب حاوی یک مصاحبه تلوزیونی به مناسبت ۲۲ بهمن ۸۷ و ۴۵ سند از اسناد ساواک است که بدان ملحق شده اند. 
این کتاب در فروردین ۸۸ و در ۳۰۰۰ نسخه توسط انتشارات سلار منتشر شده است.
 
                                                              ***
لطفا در خصوص بخشی از فعالیت های مبارزاتی خود در قبل از پیروزی انقلاب بفرمائید؟


شرح مبارزات خودم را مستند به اسناد ساواک بطور اختصار در کتابی به نام « دوران غربت » آورده ام ولی جهت تجدید خاطرات به گوشه ای از آن اشاره می کنم:



بنده از سال ۳۰ وارد فاز مبارزات علیه دستگاه سلطنت شدم. سال ۱۳۲۷ من بعنوان طلبه وارد حوزه شدم آن زمان فعالیت فدائیان اسلام به رهبریت مرحوم سیدمجتبی نواب صفوی در حوزه سروصدای ویژه‌ای داشت. ما هم به این جمع پیوستیم و از آن زمان بنده روحیه انقلابی داشتم و در سخنرانی‌ها و منبرها علیه حکومت حرف می‌زدم منتهی وقتی که جریان انقلاب اسلامی به رهبری امام پیش آمد ما چون شاگرد امام بودیم و امام برای ما همه چیز بود، هم مربی بود، هم مرشد بود، هم معلم بود، اسوه بود برای ما، طبعاً ما هم بدنبال هدایت‌های ایشان، اطلاعیه‌ها و نوارهایشان به شهرستان‌ها و استان‌ها می‌بردیم. بخصوص در گیلان هم می‌آوردیم و در سخنرانی‌ها هم از امام رضوان الله تبعیت می‌کردیم و در همین راستا من در آن زمان یک کانون بحث و انتقاد مذهبی‌ در لاهیجان بوجود آورده بودم که عده‌ای از بچه‌های جوان را در آنجا جذب کرده بودم، مرحوم شهید کریمی از همان کانون من بود و بعضی از عزیزان دیگری که الان منشاء آثار و برکات در کشور هستند در کانون ما شرکت می‌کردند. ساواک در توی کانون ما نفوذ کرد و از جلسات ما گزارش‌هایی تهیه کرد و کانون ما را بست.



حسینیه‌ای در لاهیجان درست کردم به نام (حسینیه هدایت) که کلنگش توسط پدر زن من، مرحوم آیت الله کوشالی و با سخنرانی مرحوم فخرالدین حجازی صورت گرفت و این ساختمان انجام گرفت. گروهی از زنان و مردان و دختران را ما جذب کرده بودیم. تفسیر و نهج البلاغه می‌گفتیم. بحمدالله آن هم برکاتی داشت که افتتاحش با سخنرانی آیت الله مطهری صورت گرفت. استاد شهید یک سخنرانی تحت عنوان «رشد» در آن مراسم کرد که در مجموع سخنرانی‌هایش نیز آمده است و الان هم آن حسینیه برقرار هست و خانم‌ها در آنجا جلسه دارند و گه گاهی بنده در جلسات شان شرکت می‌کنم و در مساجد هم، مساجد مورد عنایت ما که پیشنمازهایشان با ما همسویی داشتند؛ چون بعضی جاها ما را خرابکار و کله خراب می‌دانستند اجازه نمی‌دادند بچه‌های ما در آنجا جمع بشوند. کانون‌هایی در آن مساجد بوجود آورده بودیم در نمازهای جماعت آنجا شرکت می‌کردیم بحمدالله بچه‌ها به این محیط‌ها جذب شده بودند یک شبی که شب عیدفطر بود در مسجد بقعه آسید حسین نزدیک قبر کاشف السلطنه که در دست احداث بود بنده در حالی برای نماز به این مسجد رفتم که هنوز سقفش درست نشده بود ولی بچه‌ها در آنجا جمع می‌شدند. در آن شب جمعیت عظیمی از رامسر تا انزلی آمده بودند و ما در آنجا یک سخنرانی تندی کردیم، بچه‌های انقلابی از آنجا آماده شدند برای خراب کردن مشروب فروشی‌ها، مراکز فساد که هر چه بود در آن شب آنها را خراب کردند و من احساس کردم دیگر مرا بازداشت می‌کنند. یک قصاب جوانمردی در لاهیجان بود که خدا رحمتش کند، مرا با ماشین خودش از بیراهه حتی از خارج شهر و پشت کوه به منزل برد.



وقتی به منزل رسیدم به خانمم وصیت کردم و گفتم امشب مرا دستگیر می کنند. آن شب تا صبح خانم من با داس کنار من نشست و محافظم شد که اگر حادثه‌ای پیش آمد از من دفاع کند. اما وقتی صبح رفت دروازه را باز کرد، دید تمام درب حیاط و دیوار منزل به کثافت آغشته شده و بوی تعفن تمام کوچه را گرفته است خانم با گریه شلینگ را برداشت در و دیوار را تمیز کرد. گروه چماقداران شاه اطلاعیه خطاب به امام جمعه قلابی شاه در لاهیجان دادند که ما قربانی و خانواده‌اش را خواهیم کشت، کما اینکه در بوشهر و جاهای دیگر این کار را کرده‌ایم.



و همان ایام که روزها نمی‌توانستم بیرون بیایم شب‌ها با یکی از دوستان که ماشین فولکسی داشت، می‌رفتیم بیرون یک دوری می‌زدیم. بعد از این جریان یک شب که با دوستم به خارج شهر رفته بودیم دیدیم یک موتور سواری ما را تعقیب می‌کند. وقتی از تعقیبش مطمئن شدیم به خانه برگشتیم.



باجناق من بازاری بود. همان فردی که شب ما را تعقیب کرده بود رفت پیش باجناقم به ایشان گفت: ما دیشب آقای قربانی را تعقیب کردیم و به ما دستور دادند هر وقت ایشان را دیدیم ماشین ایشان را بعنوان قاچاقچی به گلوله ببندیم . چون ما آقا را می‌شناسیم به ایشان بگویید ما جزء گروه پایداری هستیم و چاره نداریم لطفاً شب‌ها بیرون نیایید و از آن تاریخ ببعد ما حتی شب‌ها هم بیرون نمی‌آمدیم. ممنوع المنبر، ممنوع الخروج از کشور و حتی از منزل بودیم، بواقع ایام غربت سختی را پشت سر گذاشتیم.



همزمان با اوجگیری انقلاب یک راهپیمائی بزرگی در لاهیجان صورت گرفت و چون ما نمی‌توانستم از خانه بیرون بیایم راهپیمایان مجبور شدند به طرف خانه من آمدند و در داخل خیابان به امامت یکی از روحانیون(حجت الاسلام علی اشراقی) شهر نماز جماعت خواندند.



به هر حال غیر از آن ایامی که در زندان بودیم ما جنگ و گریز داشتیم و این بود آن روزگار که « شب سمور گذشت و لب تنور گذشت »، الآن سی و دومین سالگرد جمهوری اسلامی را پشت سر گذاشتیم و آزاد نفس می‌کشیم، آزاد حرف می‌زنیم/  ۱۳۸۹/۱۱/۲۲خبرگزاری رسا 
                                                                             
د"ارشماره۹۲نشریه سفیرسبز/خرداد۹۴ چنین آمده
شش ماقبل ازپیروزی انقلاب،مرحوم بهشتی مرابه منزلش دعوت کرد،آقای فانع فر"اولین رئیس جهادگبلان"ونیری"رئیس کمیته امداد کشور"
شهیدبهشتی گفت شاه رفتنی است وشما نماینده ام هستی دراستان گیلان و.. آقای قربانی می گوید:
من شرق گیلان رامدیریت می کردم ولی دررشت وغرب گیلان کسی را نداشتیم الا درفومن شهیدافتخاری را ودرصومعه سرا"مرحوم"حجت الاسلام عبدالعیم یکتا(اولین امام جمعه صومعه سرا)
توضیح خانه مشاور:حاج آقایکتا درقیدحیات است که نمیدانم چراایشان رادرردیف اموات قرارداده،جای تأمل است.
آتش زدن خانه آیت الله قربانی
آیامنزل آقای قربانی راآتش زدند؟
روز۲۲آبان۵۷چماق داران طرفدارشاه ریختند توی شهرلاهیجان ،خانه انقلابیون راتخریب می کردندو به خانه ام حمله کردند،در وپنجره"شیشه"های منزلم راشکستند ،دراین هنگام من با۲پزشک ملی مذهبی لاهیجانی درکتابخانه ام جلسه داشتم که مهاجمان داخل اتاقهانیامدند.
واما چون درآن زمان  چندتاازمنازل رادربعضی ازشهرستانها(آستانه اشرفیه،بجنورد،بوشهر)آتش زده بودند وبرای من هم (گروه پایداری طرفداران شاه"اطلاعیه صادرکرده بودند که درآن اطلاعیه که خطابش به امام جمعه"قلابی"آن زمان لاهیجان(حجت الاسلام محمدمتضرع)بوده که به ایشان گفته بودند که به قربانی بگویید:خانه ات راآتش می زنیم وخودت وزن وبچه ات رامی کشیم
ماخانه راتخلیه کردیم،اماخانه راآتش نزدند/سفیرسبز شماره۹۲
                   هیچکدام ازعلمای رشت دردوران تبعید"حصر"درمنزل،به ملاقاتم نیامد ند       
                          
آنطوری که درنشریه"سفیرسبز"شماره۹۱-بتاریخاردیبهشت۱۳۹۴آمده:
این مصاحبه بعدازپخش ،الحاقاتی داشته،بخش چهارم این مصاحبه درنشریه فوق الذکرمنتشرشده،آیت الله قربانی بعدازیادآوری خاطراتش که دوران سخت وطاقت فرسایی بوده،ازعلماوروحانیون رشت گله مندبوده که هیچکدام دردوران تبعید"حصر"درمنزل،به ملاقاتش نرفته اند(مندرج درشماره قبل نشریه سفیرسبز)درقسمت چهارم مصاحبه (درپاسخ به سئوال:نقش روحانیت درگیلان،اینچنین گفته اند:
                                    تفکرنجفی چیست؟                           
متأسفانه روحانیت  گیلان حرکتی نداشتند،روحانیون معمرمانند"آیات"مهدوی،ضیابری،بحرالعلوم،لاکانی و…ساکت بودندواحیاناًبانوشتن نامه به مراجع وگفتارکوتاهی،بسنده می کردند،چه بسابگونه ای بانظام طاغوتی همراهی داشتند،مثل اینکه ازشاه استقبال می کردندودردعای به اودرایام بخصوص شرکت می کردند!!!
علت این سکوت وتحرک انقلابی هم این بودکه بزرگان علمای گیلان "نجفی"بودند،تحصیلکرده نجف بودند،
آقای قربانی یکی دیگرازآسیب های "تفکرنجفی"راعدم تقابل مشت بادرفش معرفی میکند واستنادمی کند به سخنان آیت الله عمیدزنجانی درملاقات باایت الله خویی درنجف می کند که آنحضرت باورش نمی شده که امام خمینی بتواندحکومت۲۵۰۰ساله راساقط کند
آیت الله مهدوی لاهیجانی،آیت الله ضیابری،آیت الله بحرالعلوم وامثال اینهانوعاًتحصیلکرده ی نجف بودندو"تفکرنجفی"داشتند!!
***
میخواستم خدمت حضرت آیت الله قربانی عرض کنم مبنای استنادشما محکم ومستدل نیست،یعنی این معنی درهیچ جاثابت نشده که کسانی که درنجف تحصی کردند تفکرانقلابی نداشتند وبا شاه وحکومتش همکاری ویا "تقیه" پیشه می کردند
یکی دلیل غیرقابل انکارخود امام خمینی است :سابقه۱۳سال اقامت درنجف داشته" ودلیل دیگراینکه خیلی ازانقلابیون "اصحاب امام خمینی "هم درحوزه نجف درس وبحث داشتند،پس آقای خویی نماینده تفکرنجفی هانیست
ودیگراینکه علمای رشت راتحقیرکردن  کارشایسته ای نیست
درآینده نزدیک اسنادمبارزاتی علمای رشت را ضمیمه خواهم نمود"انشاءالله"

درباره نویسنده

2047مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما