سعدبن ابی وقاص”پدرعمرسعد”کیست؟

سعدبن ابی وقاص (پدرعمرسعد)کیست؟

«سعد بن مالک بن وهیب» مشهور به «سَعد بن ابی‌وَقّاص» ،پسر وهیب بن عبد مناف بن زهره بن کلاب بن مره است. کنیه وی ابو اسحاق است، و مادرش حمنه دختر سفیان بن امیه بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصیّ است. (سعد بن ابی وقاص، دایی حضرت محمد بود).

سعد ازاولین نفراتی بودکه به پیامبری حضرت محمد(ص)ایمان آورد(زمانی که هنوزتعدادمسلمانان به تعدادانگشتان دست نرسیده بود).

وی از سردارتواناوشجاع درجنگهابود،که دربیشترجنگها، فرماندهی رزمندگان سپاه اسلام رابعهده داشته،  در جنگ‌های بدر و احد وخیبروخندق ودر جنگ با ایران،درخط مقدم جبهه هابود.

 در فتح مکه یکی از سه پرچم مهاجران در دست «سعد»بود.

در دیگر غزوات وسریات  ازجمله( سریه عبیده بن حارث) هم همراه پیامبر(ص) بود.

علاوه بردلاوری درجنگها،معتمدمسلمین بود،مورخین بیش از۲۷۰ روایت ازوی نوشته اند،خیلی ازراویات،حتی عایشه،سخن پیامبراسلام حضرت محمد(ص)رابنقل ازوی روایت می کردند.

سعد از طرف خلیفه دوم حاکم کوفه بودو از سوی عمر فرماندهی مسلمانان را در جنگ قادسیه(ایران) نیز بر عهده داشت.

دربرخی ازروایات اهل سنت  او را از «عشره مبشره »می‌دانند(یکی از۱۰نفری است که پیامبر بشارت بهشت را داده‌است) او با خلیفه دوم روابط خوبی داشت و از اعضای شورای شش نفره برای تعیین خلیفه سوم قرار گرفت. در زمان خلافت امام علی(ع) ابتدا بیعت نکرد«بیعت نمی‌کنم تا همه مردم بیعت نمایند.» وامابعداً بیعت کرد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:سعدبن ابی وقاص،منکرفضائل حضرت علی نبود وبارهادرمقابل مخالفین ازحضرت دفاع کرد.بیعت هم کرد.

شیخ مفید می‌نویسد: «او کسی نبود که خود راهمردیف علی بن ابیطالب بداند، اما از زمانی که در شورا وارد شد،انتظارداشت خلافت به اوبرسد».

البته نوشته اند که «عمر بن سعد» بعد از کشته شدن عثمان، پدرش«سعدبن ابی وقاص) را تشویق کرد تا ادعای خلافت کند، اما پدرش این پیشنهاد را نپذیرفت.

«سعد»ازتعلل دربیعت باعلی پشیمان بود،آن وقتی ، وقتی که شنید «ذوالثدیه سرکرده خوارج» در نهروان به دست آن حضرت کشته شده، پشیمان شده و گفت: «اگر این‌را می‌دانستم، از علی  جدا نمی‌شدم زیرا از پیامبر خدا (ص) شنیده بودم که قاتل «ذوالثدیه»، بر حق است.»
* یکبار ملاقاتی با معاویه در موسم حج داشت و معاویه به امام علی (ع) ناسزا گفت سعد برآشفت و گفت: «به خدا اگر یکی از صفات علی را داشتم، بهتر بود برایم تا همه ملک جهان را می‌داشتم.»
* یکبار  معاویه،ازعلت علاقه اش به حضرت علی(ع)پرسید؟سعدپاسخ داد: «ای معاویه من سه فضیلت درباره علی سراغ دارم که هر کدام یک از آنها اگر برای من بود قسم به خدا از تمام نقاطی که آفتاب بر آنها طلوع می‌کند برای من بهتر بود.».(تزویج باپاره تن پیامبر که درشأن آن خاندان آیه نازل شده،شجاعت علی درجنگها -کندن درب خیبر- وسوم:منزلتی که پیامبربرای اوقائل بود(انت منی بمنزله هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی).

اواخرعمر«سعدبن ابی وقاص»

در روزگار خلافت عثمان ، عده‌ای از صحابه‌ پیامبر (ص) به ثروت‌اندوزی املاک و اموال روی آورده بودند،یکی ازاین صحابه«سعد»بود،به آلاف والوفی رسیده بود،قصرباشکوهی دراطراف مدینه ساخته بود،مورخین می نویسند،بعدازمرگش،دویست و پنجاه هزار درهم از خود باقی گذاشت.

خود« عثمان‌» هم ازسرمایه داران بود،وقتی مُرد، بهای املاک او در وادی‌القری و حنین و دیگر نواحی به بیش از دویست هزار دینار می‌رسید و شتران و اسبان بسیاری از او بر جای ماند.

و ثروت زید بن ثابت هم از شمش زر و سیم به مقداری بود که آنها را با تبر می‌شکستند؛ و این علاوه بر اموال و املاکی بود که بهای آنها بصد هزار دینار می‌رسید،

و طلحه و زبیر، نیز  قصری برای خود در عقیق بنا کرده بود که سقفهایی بلند داشت و فضای پهناوری بدان اختصاص داد و بر فراز دیوارهای آن کنگره‌ها بساخت.

سعددرهمان زمانهای حیات پیامبر(ص)نیرتمایلات دنیایی دروی محرزبود،وقتی پیامبرغنائم  جنگ بدر،  را میان اصحاب تقسیم می‌کردند (به طور مساوی)! او به اعتراض به آن حضرت گفت:
شما سهم مرا که از اشراف «بنی زهره» هستم، یا آن افراد ضعیف و فقیر به یک‌ اندازه می‌دهید.» پیامبر (ص)پاسخ داد: «مگر نمی‌دانی که این پیروزی‌ها به برکت همین ضعفاست و من به خاطر عدالت واخلاق مبعوث شده‌ام»

«سعد»چندسال قبل ازحادثه کربلا درگذشت(درسن۷۰واندی) و در قبرستان بقیع دفن شد.

 مذاکره امام حسین(ع) با عمربن سعد

«عمربن سعد. پدرس، سعدبن ابی وقاص، فاتح اولیه ایران و از مردان سرشناس دوره‌ی عمربن خطاب و عثمان بود که تاحدی بین مسلمین اعتبارداشت که عضو شورای شش نفره بود. درسال ۶۱عمر سعد حکم فرماندهی جنگ درگیلان”دیلمان”راداشت که عبیدالله بن زیاد وقتی خبر”قیام حسن”حرکت امام حسین(ع) از مکه به کوفه را شنید، حکم فرماندهی جدیدی برایش صادرکرد ،عمرسعد ابتدا از قبول این امر خودداری کرد؛ ولی پس از وعده‌های ابن زیاد مبنی بر اعطای حکومت ری یاگرگان آن را پذیرفت و همراه با چهار هزار سپاه حرکت کرد.

مذاکره امام حسین با عمربن سعد

ابن سعد به طمع فرمانروایی منطقه ری، پذیرفت که فرمانده لشکر عبیدالله بن زیاد در جنگ با امام حسین(ع) باشد در روز هشتم محرم امام حسین(ع) پیغامی برای عمربن سعد فرستادند و از او خواستند تا با هم گفتگویی کنند. امام(ع) در آن مجلس به عمربن سعد گفتند: ای پسر سعد! آیا با من به جنگ می پردازی  و از خدایی که بازگشت همه به سوی اوست، هراسی نداری؟ من فرزند کسی هستم که تو بهتر می‌دانی! آیا تو این گروه را رها نمی‌کنی تا با ما باشی؟ عمرسعد جواب داد می‌ترسم خانه‌ام را خراب کنند و املاکم را از من بگیرند امام به او گفتند: من خانه تو را خواهم ساخت و بهتر از آنچه داشتی به تو خواهم داد عمر بهانه‌های دیگری آورد امام حسین(ع) که مشاهده کردند عمر از تصمیم خود برنخواهد گشت، از جای برخاسته و فرمودند: “ای پسرسعد! خداوند جان تو را به زودی در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند می‌دانم که از گندم عراق جز به مقدار اندکی نخوری! ای عمر می‌پنداری عبیدالله ولایت ری و گرگان را به تو خواهد سپرد؟ پس بدان که هرگونه به آرزوی خود نخواهی رسید.

عمرسعدوقتی برای گرفتن حکم استانداری “ری”رفت،ابن زیادبهانه آورد که حالا موقعیت مناسب  نیست،همانطورکه امام حسین پیش بینی کرده بودبه آرزویش نرسید،۵سال بعدهم باهمراه پسرش بدست “مختار”بدرک واصل شد

مذاکرات امام حسین(ع)باافرادمختلف(دوست ودشمن)+مذاکرات حضرت علی باطلحه وزبیروعایشه

مدیریت سایت-پیراسته فر:امام حسین درطول راه(منازل)بین مکه تاکربلاباخیلی هامذاکره کرد،بااصحاب ومردم عادی “بیطرف”مذاکره می کردتابرسپاه خودش بیفزاید،وباسپاه دشمن مذاکره می کرد،برای عدم همراهی

حتی باکسانی مثل عبدالله ضحاک ورفیقش که اینها مقروض بودن را بهانه آوردند،رفیق ضحاک رفت،ضحاک نرمتربود،شرطگذاشت (تازمانی باتو میمانم که کمکی بحالت باشم وبعدمیروم)امام حسین این شرطش راهم قبول کرد وضحاک تاعصرعاشوراباامام حسین بود که عصری ازامام اجازه گرفت(براساس شرط)ازکربلاخارج شد

مشروحش را درپست مخصوص”عبدالله ضحاک کیست”  سایتم مطالعه کنید

ومذاکره حضرت علی باطلحه وزبیروعایشه رادر پست”جنگ جمل”بخوانید

***

مقاله مدیرگروه «نهضت صلوات»+پاسخ اینجانب.

عمر سعد و پدرش هیچ گاه با اهل بیت ع  نبودند.  پدر عمر حاضر به بیعت با امیر المومنین حضرت علی ع  در ایام خلافتش نشد.
سعد و فرزند نحسش عمر  حضرت را در هیچ یک  جنگ ها یاری نکردند.

شمر که در جنگ صفین در رکاب امیرالمومنین  حاضر بود بخاطر مصالح سیاسی بود نه دفاع از حق. شمر در صفین مجروح شد و  بقول  بعضی ها جانباز صفین  بود.
شمر اصلا محبت امیرالمومنین حضرت علی ع  و اولاد طاهرینش را نداشت. گرچه می دانست حق با انها است.
در تاریخ نقل است که شمر در جنگ صفین به دوستان نزدیک خود مثل  اشعث و … می گفت: حیف که معاویه برنده این جنگ نمی شود والا به او می پیوستم. او میگفت پیروزی علی برای ما خیری ندارد و ما را به هدف مان نمی رساند.
در کل درصد بالایی از شرکت کنندگان در جنگ صفین اعتقادی به امامت حضرت نداشتند
هیچکدام  از قاتلان حضرت ابا عبدالله الحسین اهل ولایت نبودند.
پس تا زمانی که عشق حسین ع در دل داری و در این راه قدم برمی داری نگران شمر درون خود نباش!!!
هیچگاه اهل بیت مدیون کسی  ننی شوند و به  کسی که   کمترین کار در برپائی محلس سوگواری سالار شهیدان داشته بالاترین مزد می دهند.
پس بگو یاحسین و از عاقبت خود غمگین مباش/مهندس دهقان-مدیرگروه «نهضت صلوات»درواتسآپ.

پاسخ مدیریت سایت-پیراسته فر:

سلام علیکم.

باهمه ارادتی که به مدیراین کانال-نهضت صلوات(مهندس دهقان)قائلم ،میخواهم یک دعوای طلبگی(نه ازجنس دعوای طلبگی۲آیت الله که آشتی کنانشان درجلسه شورای نگهبان بود) راه بیندازم! درباره زندگی پدر«عمرسعد» که نوشته اند،ازاول با حضرت علی  مشکل داشت.اهل ولایت نبود.

اولاًنمی دانم منبع ومأخذنوشته مهندس دهقان کجاست؟

مشکل سعدبن ابی وقاص(پدرعمرسعد)مال دنیابود،نه ولایت ونه اشک.

سعدبن ابی وقاص ازاولین نفراتی بودکه به پیامبراسلام(حضرت محمد)ایمان آورد،بطوری که نوشته اندحتی جمعیت مسلمانان به تعدادانگشتان دست هم نمی رسید.

اوازشجاعان عرب وفرماندهان جنگهای زمان پیامبر(ص)بود که دررکاب آنحضرت شمشیرمی زد،

«سعد»معتمدپیامیر بود ومسلمین هم برایش احترام قائل بودند.

درزمان خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام،(بطمع رسیدن به خلافت باتأخیر«بیعت کرد»،یعنی گفت«اول مسلمانان دیگربیعت بکنند،بعدمن بیعت می کنم») وبعدهاازهمین حرفش پشیمان شد.

سعدهمیشه مدافع وحامی حضرت علی(ع)بوده ودرمقابل مخالفین ازفضائل آنحضرت می گفته.

«سعد»ازتعلل دربیعت باعلی پشیمان بود،آن وقتی ، وقتی که شنید «ذوالثدیه سرکرده خوارج» در نهروان به دست آن حضرت کشته شده، پشیمان شده و گفت: «اگر این‌را می‌دانستم، از علی  جدا نمی‌شدم زیرا از پیامبر خدا (ص) شنیده بودم که قاتل «ذوالثدیه»، بر حق است.»
* یکبار ملاقاتی با معاویه در موسم حج داشت و معاویه به امام علی (ع) ناسزا گفت سعد برآشفت و گفت: «به خدا اگر یکی از صفات علی را داشتم، بهتر بود برایم تا همه ملک جهان را می‌داشتم.»
* یکبار  معاویه،ازعلت علاقه اش به حضرت علی(ع)پرسید؟سعدپاسخ داد: «ای معاویه من سه فضیلت درباره علی سراغ دارم که هر کدام یک از آنها اگر برای من بود قسم به خدا از تمام نقاطی که آفتاب بر آنها طلوع می‌کند برای من بهتر بود.».(تزویج باپاره تن پیامبر(فاطمه زهر) که درشأن آن خاندان آیه نازل شده،شجاعت علی درجنگها -کندن درب خیبر- وسوم:منزلتی که پیامبربرای اوقائل بود(انت منی بمنزله هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی).

طلحه وزیبر»،اهل ولایت بودند واما سرانجام (عاقبت)کارشان «نافرجام»شد.

آقای مهندس دهقان! سامری (پسرخاله حضرت موسی) اهل ولایت بود،امین حکومت موسی(ع) بود ودرهمه مجاهداتها،پیشاپیش(فرمانده) سپاه حضرت موسی بود،ایمانش به «غیب»ومعجزات،مثال زدنی بود(قَالَ فَمَا خَطْبُکَ یَا سَامِرِیُّ -قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَهً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ)﴿٩۵ و٩۶طه﴾

درانقلاب اسلامی خودمان،کم نبودند که درپیروزی انقلاب نقش داشتند«اهل ولایت بودند» واماسرنوشت بدی داشتند!

۱-آیت الله حسینعلی منتظری که برای پیروزی همین انقلاب اسلامی سختیهاومرارتهاکشید«قائم مقام رهبری»بود ولی بعد روبروی معماروبنیانگذارانقلاب ایستاد.

۲-آیت الله سیدکاظم شریعتمداری (مرجع تقلید)..که آن ماجرای خلق مسلمان وهمکاری با قطب زاده درکودتا.که مستحضرهستید.

۳-آیت لله احمدآذری قمی(مؤسس روزنامه رسالت ،نماینده خبرگان رهبری)..که درزمان انتخاب «رهبر»،بعدازرحلت امام خمینی،درجلسه خبرگان،چنان باغلظت ازآیت الله خامنه ای دفاع می کرد که موردتذکرایشان قرارگرفت واما کمترازده سال ازمخالفین ومعارضین شد!

۴-آیت الله سیدحسن طباطبایی قمی(فرزندآیت الله سیدحسین قمی  مبارزمعروف).

۵- آیت الله سید صادق روحانی…

۷و۶-میرحسین موسوی «نخست وزیر کشورومعتمدامام خمینی»+حجت الاسلام  مهدی کروبی (اولین رئیس بنیادشهید ورئیس مجلس شورای اسلامی) که باآن سابقه درخشان ،برای رسیدن به ریاست«فتنه ها»کردند.

۸-  آیت الله علی تهرانی معروف «شیخ علی تهرانی» است (شوهرخواهررهبرانقلاب­)بمحض اینکه امام خمینی ،آیت الله خامنه ای رابه امامت جمعه تهران منصوب کرد،حسادتش گُل کرد وزبان به اراجیف بازکرد.

و…

جناب آقای دهقان! اینهاازانقلابیون بودند،مجاهداتهای زیادی داشتند،خدمات زیادی هم داشتند.«اهل ولایت بودند» واما سرنوشت خوبی نداشتند.ندارند. چون انسان همیشه در«حال شدن»است(سقوط یاصعود)

واما اینکه نوشته اید«بگویاحسین ونگران عاقبت خودنباش»…

این نفراتی که نام بردم زیادنام«اباعبدالحسین علیه السلام»راگفته بودند،هم اشک ریخته بودندوهم اشک گرفته بودند!

خیلی ازکسانیکه به بیت المال دست درازی کردند،«هیئتی» بودند واشکشان درایام عزاداری جاری بود،نمونه آخرش(حسن رعیت)است که ازمسئولین«هیئت ثارالله مسجد امام الهادی» محله مجیدیه تهران است.

بقول آیت الله جوادی آملی:اشک بی معرفت کارسازنیست،اشک بایدبا«درایت» باشد ورعایت صحیح..

«قرآن »هروقت که از«ایمان»نام می برد ،«عمل صالح»رادرادامه اش می آورد،یعنی همانطورکه «ایمان»تنها،ناجی نیست«اشک بی معرفت»نجاتبخش نمی تواندباشد.

البته این به معنی نفی نقش عزاداری در« آدمسازی» نیست،که برای «آدم شدن»این عزاداری ها واشک ها لازم است واماکافی نیست.(اشک+ولایت+عمل صالح+اجتناب ازمعاصی)

«دعوای طلبگیم» رابایک سوره ویک آیه به پایان می رسانم:

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿١﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾-سوره والعصر

آیه…وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی ۚإِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی/۵٣ یوسف.

***

درباره نویسنده

2050مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما