قیام امام حسین برای”شهادت” بود یارسیدن به “حکومت”؟

قیام امام حسین برای

هدف ازقیام امام حسین(ع)برای رسیدن به «حکومت بودیاشهادت»؟

مردم عراق «امام حسین» رادعوت کرده بودند که بیاید«کُشته بشود» ویااینکه بیاید«حکومت»رابدست بگیرد؟

آیت الله خامنه ای:درباره هدف قیام اباعبدالله(ع) نه می‌توانیم بگوییم که حضرت قیام کرد برای تشکیل حکومت و هدفش تشکیل حکومت بود،

و

«نه می‌توانیم بگوییم حضرت برای شهید شدن قیام کرد».

کسانی که گفته اند «هدف،حکومت بود» یا «هدف، شهادت بود»، میان هدف و نتیجه، خلط کرده اند.

نخیر؛هدف، اینها نبود.

امام حسین(ع) هدف دیگری داشت.

منتها رسیدن به آن هدف دیگر، حرکتی را می طبید که این حرکت، یکی از دو نتیجه را داشت:

«حکومت» یا «شهادت».

البته حضرت برای هر دو هم آمادگی داشت.

هم مقدمات حکومت را آماده کرد و می کرد؛ هم مقدمات شهادت را.

هدف امام حسین(ع) عبارت است از باز گرداندن جامعه اسلامی به خط صحیح.

آن وقتی که راه عوضی شده است و جهالت و ظلم و استبداد و خیانت کسانی ، مسلمین را منحرف کرده و زمینه و شرایط هم آماده است.

اقامه نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی

رهبرمعظم انقلاب(آیت الله خامنه ای) ۱۹ خرداد  ۱۳۷۴(۱۰محرم ۱۴۱۶)  خطبه اول نماز جمعه تهران

 

۳عامل قیام امام حسین(ع)

۱-درخواست بیعت از امام برای یزید و فشار ابن زیاد در این باره.

۲- دعوت مردم کوفه از امام به عراق برای مبارزه با یزید.

۳- امر به معروف و نهی از منکر که امام(ع) از روز اول حرکت خود این شعار را مطرح کردند.

بی شک نقش اجابت دعوت مردم کوفه بسیار مهم و باارزش است؛ زیرا حضرت در پاسخ مردمی که از اطاعت یزید سرپیچی نموده و او را برای رهبری خود دعوت کرده بودند، آمادگی خود را اعلام نمود و اگر اوضاع مساعد بود، حتما اقدام به تشکیل حکومت اسلامی می‌کرد.

خودداری حضرت از بیعت با یزید، ارزش بیشتری دارد؛ چون امام بارها اعلام کرد که به هیچ قیمتی حاضر به بیعت با یزید نیست؛ زیرا بیعت با یزید نه تنها به معنای صحه گذاشتن بر خلافت شخص فاسق و فاسدی چون او بود، بلکه به معنای تأیید بدعت بزرگی مثل تأسیس رژیم سلطنتی بود که معاویه آن را پایه گذاری کرده بود.

اما  عامل سوم، یعنی« امر به معروف و نهی از منکر» اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا در اینجا عکس العمل حضرت، نه دفاعی بود و نه همکاری و تعاون و اجابت دعوت مردم؛ بلکه جنبه ی تهاجمی و اعتراض داشت.

چراامام حسین وقتی«خبر شهادت مسلم» که نشان از بی وفایی کوفیان بودراشنید،«برنگشت»؟

اگر بگوییم دعوت مردم کوفه عامل اساسی بود، پس وقتی خبر شهادت مسلم و بی وفایی کوفیان به امام رسید، امام می‌بایست دست از مواضع خود برمی داشت و مسیر آمده را بازمی گشت؛ لکن شورانگیزترین و داغترین خطبه‌های آن حضرت بعد از ماجرای شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه بود.

امام حسین (ع) خبر مرگ مسلم را که شنید، چشمهایش پر از اشک شد، ولی فورا این آیه را تلاوت کرد: مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَیْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا ﴿٢٣احزاب﴾.

شهیدمرتضی مطهری(حماسه حسینی ج۲)می نویسد: امام با خواندن این آیه﴿٢٣احزاب﴾ می‌خواهد بفهماند که ما فقط برای کوفه نیامدیم.

کوفه سقوط کرد که کرد، حرکت ما، فقط معلول دعوت مردم کوفه که نبوده است.

این یکی از عوامل بود، که برای ما این وظیفه را ایجاد می‌کرد که عجالتا از مکه بیاییم به طرف کوفه. ما وظیفه ی بزرگتر و سنگین تری داریم.

شهید مطهری درادامه می نویسد: در ماه رجب و شعبان که ایام عمره است، مردم از اطراف و اکناف به مکه می‌آیند و بهتر می‌توان مردم را ارشاد کرد و آگاهی داد. بعد هم موسم حج فرامی رسد که فرصت مناسب تری برای تبلیغ است. بعد از حدود دو ماه توقف در مکه، – است که – نامه‌های مردم کوفه می‌رسد.

با این توضیح، اگر یزید برای بیعت گرفتن از امام حسین (ع) فشار نمی آورد، باز هم امام سکوت نمی کرد.

یعنی اگر دعوت کوفیان نبود، باز هم امام بنابر وظیفه ی شرعی خود یعنی مسأله ی مهم و اصلی امر به معروف و نهی از منکر، دست به قیام می‌زد و انقلاب بوجود می‌آورد.

نامه های مردم عراق (کوفه)

پس از هلاکت معاویه، شیعیان کوفه در منزل سلیمان بن صرد جمع شدند و حمد خداوند را در برابر مرگ معاویه به جا آوردند. آنگاه سلیمان در ضمن سخنانی به آنان گفت: امام حسین (ع) از بیعت با یزید خودداری کرده و به سوی مکه خارج شده است. شما شیعیان او و پدرش هستید، اگر می دانید که او را یاری خواهید نمود و با دشمنش جهاد خواهید کرد برایش نامه بنویسید و او را به سوی خود دعوت کنید ولی اگر از ضعف و سستی خود می ترسید، آن حضرت را با سخنان خود فریب ندهید. همگی گفتند ما با دشمن امام (ع) می جنگیم و جانمان را در راهش فدا می کنیم. (تاریخ طبری، ج ۳، ص ۲۲۷; ارشاد مفید، ص ۲۱۰; ابن طاووس، اللهوف، ص ۱۴)

مجموع :« ۱۲ هزار نامه»۱۵۰صفحه،بعضی ازنامه ها تا چهار نفرتأیید(امضاء)کرده بودند.

به دنبال این سخنان بود که اجتماع کنندگان در منزل سلیمان برای امام حسین (ع) نامه ای نوشتند و در صدر نامه، نام کسانی را ذکر کردند که از سران شیعه در کوفه و از اشخاص مورد اعتماد بودند؛ یعنی سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر. در این نامه  از او در برابر هلاکت معاویه که خلافت را غصب کرده و بدون رضای امت بر آنان مسلط شده بود و بزرگان و شایستگان امت اسلامی را به شهادت رسانده و اشرار را زنده نگاه داشته و بیت المال را در اختیار ظالمان و مترفین قرار داده بود، چنین نوشته شد: «… و انه لیس علینا امام فاقبل لعل الله یجمعنا بک علی الحق و النعمان بن بشیر فی قصر الاماره لسنا نجتمع معه فی جمعه و لا نخرج معه الی عید و لو قد بلغنا انک قد اقبلت الینا اخرجناه حتی نلحقه بالشام ان شاءالله و السلام و رحمه الله علیک » . (مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۹۰; ابن جوزی، تذکره الخواص، ص ۲۴۴)

در بعضی از مصادر تاریخی آمده است که دیگران نیز مطالبی نوشتند و همراه این نامه فرستادند به گونه ای که مجموع آنها در حدود یکصد و پنجاه صفحه شد. (تاریخ ابن اثیر، ج ۳، ص ۳۸۵)

کسی که این قضیه را روایت کرده است یعنی محمد بن بشر همدانی، که خود یکی از شیعیان کوفه و شرکت کنندگان در اجتماع منزل سلیمان بن صرد می باشد، اضافه می کند که نامه مزبور را همراه عبدالله بن سبع همدانی و عبدالله بن وال فرستادیم. آنها با سرعت حرکت کردند و پس از گذشت ده روز از ماه رمضان در مکه به خدمت امام حسین (ع) رسیدند.

محمد بن بشر همدانی می گوید: سپس دو روز صبر کردیم و آنگاه قیس بن مسهر صیداوی و عبدالرحمن بن عبدالله ابن الکون الارجحی و عماره بن عبید سلولی را به سوی حضرت حسین (ع) روانه کردیم. آنان در حدود پنجاه و سه نامه را همراه خود بردند; نامه هایی که هر یک از سوی یک نفر یا دو نفر یا چهار نفر بود. (ابن طاووس، اللهوف، ص۱۵)

محمد بن بشر همدانی اضافه می کند: پس از آن، دو روز دیگر نیز صبر کردیم و آنگاه هانی بن هانی و سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی را با نامه ای به این مضمون به سوی امام حسین (ع) فرستادیم:

«بسم الله الرحمن الرحیم، لحسین بن علی من شیعته من المؤمنین و المسلمین، اما بعد فحیهلا فان الناس ینتظرونک و لا رای لهم فی غیرک فالعجل العجل و السلام علیک.» (ابن طاووس، اللهوف، ص۱۵)

* ابن طاوس( لهوف)می نویسد: «گاهی در یک روز شش صد نامه به دست امام حسین (ع) می رسید» و در مجموع حدود« ۱۲ هزار نامه» در نزد حضرت جمع شد .

بعضی ازنامه ها تا چهار نفرتأیید(امضاء)کرده بودند،مضمون مشترک نامه های کوفیان « حضرت را به سوی قیام علیه حکومت یزید فرا خوانده و به وی وعده همکاری و از خودگذشتگی داده بودند. (ابن طاووس، اللهوف، ص۱۵)

در بعضی از نامه ها آمده بود که: «ما به همراه صد هزار شمشیر با تو هستیم» تأخیرنکنید.

انا معک و معنا مائه الف سیف ،عجل القدوم یابن رسول الله فان لک بالکوفه مائه الف سیف فلاتتاخر.

در بعضی از کتاب های تاریخی تعداد افرادی که آمادگی خود را برای یاری امام حسین (ع) اعلام کرده بودند تا یکصد و چهل هزار نفر نیز ذکر کرده اند،(تاریخ طبری، ج۳، ص ۲۷۸)

 اکثریت قاطع و بسیار عظیمی از مردم کوفه است که برای جهاد علیه حکومت اموی در رکاب آن حضرت اعلام آمادگی کرده بودند.

آیاامام حسین نمی دانست اینها(مردم عراق)پیمان شکنند؟

جواب:آیا صحیح بود که امام حسین (ع) در برابر این اکثریت عظیم و درخواست های مکرر آنان و نامه های فراوان شان سکوت کند و صرفاًبه سابقه آنها استناد کند که درعهد امیرالمؤمنین و امام حسن (ع) بی وفایی کردند؟آیا بدین وسیله حجت بر امام حسین (ع) تمام نمی شد که برای قیام علیه حکومت یاورانی دارد؟

امام حسین(ع)بدون تحقیق اقدام نکرد

امام حسین (ع) پس از رسیدن این نامه ها و اطلاعاتی که آورندگان آنها به طور شفاهی در اختیار آن حضرت می گذاشتند خود به سوی آنان حرکت نکرد بلکه برای احراز صدق ادعای آنان برادر و پسر عمو و فرد مورد اعتماد خویش، یعنی مسلم بن عقیل را به سوی آنها فرستاد و نامه ای به اهل کوفه نوشت که: به تمام آنچه در نامه های خود نوشته اید پی بردم و سخن اکثریت شما را دریافتم که گفته اید ما امام و پیشوایی نداریم به سوی ما حرکت کن تا خداوند به وسیله تو ما را بر حق و هدایت جمع کند.

و قد بعثت الیکم اخی و ابن عمی و ثقتی من اهل بیتی و امرته ان یکتب الی بحالکم و امرکم و رایکم فان کتب الی انه قد اجمع رای ملاکم و ذوی الفضل و الحجی منکم علی مثل ما قدمت علی به رسلکم و قرات فی کتبکم اقدم علیکم و شیکا ان شاءالله…; (تاریخ طبری، ج۷، ص ۲۳۵; ارشاد مفید، ص ۲۰۴; مقتل خوارزمی، ج۱، ص ۱۹۶ – ۱۹۵)

«امام حسین» نماینده فرستاد

«و اینک برادر و پسر عمو و شخص مورد اعتماد از خانواده خود را به سوی شما گسیل داشتم و به او دستور دادم که مرا از وضعیت و کار و رای شما مطلع گرداند، پس اگر برای من بنویسد که نظر بزرگان و صاحبان فضل و خرد از میان شما بر همان چیزی استقرار یافته که فرستادگان شما به اطلاع من رساندند و در نامه هایتان خواندم، به سرعت به سوی شما خواهم آمد انشاءالله.»

پس از آن که مسلم به کوفه رسید و مردم کوفه گروه گروه با او به عنوان نماینده امام حسین (ع) بیعت کردند، نامه ای برای حضرت نوشت و ایشان را از آمادگی و بیعت گسترده مردم کوفه آگاه نمود.

در این هنگام بود که امام (ع) دومین نامه خود را خطاب به مردم کوفه مرقوم فرمود با این عبارات: اما بعد فقد ورد علی کتاب مسلم بن عقیل یخبرنی باجتماعکم علی نصرنا والطلب بحقنا فسالت الله ان یحسن لنا الصنع و یثیبکم علی ذلک اعظم الاجر و قد شخصت الیکم من مکه یوم الثلاثاء لثمان مضین من ذی الحجه فاذا قدم علیکم رسولی فانکمشوا فی امرکم فانی قادم فی ایامی هذه. (تاریخ طبری، ج۷، ص ۲۸۹; البدایه و النهایه، ج۸، ص ۱۶۸)

امام حسین:«اما بعد نامه مسلم بن عقیل را که گویای اجتماع و هماهنگی شما در راه نصرت و یاری ما و مطالبه حق ما بود دریافت کردم. از خداوند مسالت دارم که آینده ما را به خیر و نیکی رقم زند و به شما در این اتحاد و اتفاق اجر عظیم عنایت فرماید. من روز سه شنبه هشتم ذی حجه(سال۶۰) به سوی شما حرکت کرده ام، پس هرگاه فرستاده من به نزد شما آمد، به سرعت کارهای خود را سر و سامان دهید که خود من نیز در این ایام وارد خواهم شد

با نگاهی به این نامه ها می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول نامه های که پس از شهادت امام حسن (ع) برای امام حسین (ع) فرستاده شد و گویای آمادگی مردم کوفه برای جنگیدن در رکاب آن حضرت علیه حکومت معاویه بود و دسته دوم نامه های که پس از هلاکت معاویه برای امام حسین (ع) فرستاده شد و با اصرار و تاکید فراوان از آن حضرت می خواست رهبری قیام علیه حکومت اموی و امامت مسلمین را بر عهده گیرد و تاکید می نمود که مردم کوفه در این راه آماده هرگونه فداکاری و از جان گذشتگی هستند.

مدیریت سایت-پیراسته فر:قسمتی ازمقاله مطول «تابناک»شهریور ۱۳۹۷بااصلاحات می باشد.

واما

مردم عراق امام حسین رادعوت کرده بودند که بیاید«کُشته بشود» ویااینکه بیاید«حکومت»رابدست بگیرد؟

امروز(۲۶ شهریور ۱۳۹۸)«رادیومعارف»قسمتی ازسخنان مقام معظم رهبری راپخش کرد که همین موارددرآن بود.

آیت الله خامنه ای ، مردم عراق امام حسین(ع) رادعوت کرده بودندبرای  حکومت،نه برای شهادت وایشان درادامه گفتند،اما امام احتمال شهادت راهم می داد،

رهبرانقلاب اینطورتوضیح داد:دین خدا دستخوش تغییرات شده بود،ازمسیرحقیقی منحرف شده بود،بایدبرای اصلاح سُنّت جدّش اقدام می کرد،دعوت مردم عراق فرصت خوبی بودبرای قیام،یعنی می شودگفت که درهرصورت « إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَیَیْن »بود.،این کلمه«مردم عراق»(بجای مردم کوفه)عین سخن مقام معظم رهبری بود.

درباره نویسنده

2050مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما