ماجرای برگزاری همه پرسی “رفراندوم”جمهوری اسلامی

ماجرای  برگزاری همه پرسی "رفراندوم"جمهوری اسلامی                                       

 سال ۵۷ هم که به ایران آمدم از طرف آقای صدر حاج سید جوادی (وزیر کشور وقت) به کار در وزارت کشور دعوت شدم. ۱۴ اسفند بود که معاونت اجتماعی سیاسی این وزارتخانه را پذیرفتم. وزارت کشور هیچی نداشت. به دلیل اعتصابات ۶ماهه هیچ چیزی سرجایش نبود. من هم ۱۷سال دور از وطن بودم و تازه می خواستم با همه چیز آشنا بشوم.

روز ۱۶ اسفند بود که حاج احمد آقا (خمینی) تلفن کرد که امام (ره) می گویند زود همه پرسی را برگزار کنید.

گفتم من می روم قم خدمتشان عرض می کنم که برای چی همه پرسی برگزار کنیم. این امر یعنی

برگزاری رفراندوم، تشکیلات و سازمان می خواهد که ما نداریم.

به حاج احمد آقا گفتم امروز صبح در وزارت کشور جلسه ای داشتیم.

پاسبان ها می گویند ما نمی توانیم سرچهارراه ها بایستیم چون این لباس را که مردم می بینند یاد گذشته می افتند و باید لباسها عوض شود. حساب کردیم که اگر در سراسر کشور بخواهیم لباس متحدالشکل تهیه کنیم، چه هزینه کلانی دارد.

حاج احمد آقا گفت: امام اصرار بر همه پرسی دارند.

رفتم قم و به امام عرض کردم که دنیا شما را پذیرفته و شما ۴ عنصر حاکمیت را حتی در پاریس داشتید و در آنجا به فکر دولت در تبعید بودید. حالا هم شما اعلام جمهوری اسلامی بکنید.همه هم قبول دارند

امام فرمودند نخیر باید برگزار شود.

گفتم درست است که شما در پاریس قول همه پرسی را داده اید، اما ما توجیه می کنیم و مردم هم می پذیرند. امام گفتند، نه ! باید برگزار بشود.

شما الان نمی فهمید. ۵۰سال دیگر خواهند گفت که از احساسات مردم سوءاستفاده شده

و چه درست بود پیش بینی امام.همین الان هم می بینیم که در این مورد، زمزمه هایی بلند شده و می گویند در آن زمان مردم می دانستند که شاه را نمی خواهند اما نمی دانستند چه می خواهند. هنوز نسل اول حضور دارد و این حرفها زده می شود. به امام عرض کردم پس اجازه بفرمایید که یک مدتی بگذرد تا بتوانیم تدارکات فراهم کنیم.

این مصاحبه را که در روزهای ۶، ۷ و ۱۲ مهر ۱۳۸۱ در روزنامه جام جم به چاپ رسیده است

فرمودند: نخیر تدارکات نمی خواهد. شما انجمن چی هستید. هر کاری در انجمن های اسلامی می کردید، اینجا هم انجام بدهید.

گفتم آقا انجمن اسلامی شرایط و ضوابط دیگری داشت. دیدم که نخیر! امام تاکید دارند که الا و لله همه پرسی باید برگزار بشود و زود هم باید بشود.

آمدم تهران و با وزیر کشور صحبت کردم و گفت حالا باید چکار کنیم. من هنوز استاندار هم ندارم.

گفتم من هم اصلا از تشکیلات استانداری و وزارت کشور سردرنمی آورم

اما در راه قم به تهران که می آمدم یک چیزی به ذهنم رسید و آن این که به تعداد استان ها بچه هایی را که می شناسمشان به کار دعوت می کنم. (چه از بچه های انجمن های داخل کشور و چه خارج از کشور)

هر کسی مسئول یک استان بشود و خودش هم به تعداد هر شهرستان در هر استان نیرو جمع و جور کند.

بعدا هر نیرویی که برای هر شهر انتخاب می شود برای بخشها و روستاها نیرو تدارک ببیند. چنین سازمانی  درست می کنیم و کاری هم فعلا به کادر وزارت کشور نداریم.

وزیر کشور گفت اگر می توانی بکن

روز ۲۱ یا ۲۲ اسفندماه، ستاد مرکزی همه پرسی تشکیل و بخشنامه ها پی درپی صادر شد.

تصمیم گرفتیم همه پرسی را برای اواخر اردیبهشت برنامه ریزی کنیم.

حاج احمدآقا خبر داد امام می گویند نخیر باید نیمه اول فروردین برگزار شود.

عرض کردم ۲هفته تعطیلات عید است.

امام گفته بودند در همان تعطیلات بگذارید.

قرار گذاشتیم دهم فروردین روز برگزاری همه پرسی باشد و عجیب این که کار هم پیش می رفت یعنی جو با اعتماد و بسیار عاطفی که روزها و ماههای اول برقرار بود، کارها را پیش می برد.

 کارها بخوبی پیش می رفت اما در 26 اسفند اولین شوک روحی به همه ماها وارد شد

و آن، خلع سلاح شدن پادگان مهاباد بود. یعنی یک جریان مسلحانه علیه نظام شکل گرفت و به نظر می رسید که راه مقابله با آن هم نظامی است.

این حادثه، مجموعه جریانات و اوضاع سیاسی کشور را تا حدی کدر کرد اما در عین حال مانع برگزاری همه پرسی نشد. اوراق همه پرسی قبلا توزیع شده بود. روز دهم، همه پرسی برگزار شد.

غروب به ما خبر دادند که هنوز بسیاری از مردم در صف ایستاده اند.

با دفتر امام تماس گرفتیم ، ایشان اجازه دادند یک روز تمدید کنیم.

روز یازدهم هم رای گیری ادامه پیدا کرد.

شب دوازدهم حدود ساعت ۱٫۵ یا ۲ بعد از نیمه شب آرا شمارش شد.

من شبانه به قم رفتم و پس از نماز شب امام ، خدمتشان رسیدم و نتیجه همه پرسی را به اطلاعشان رساندم.

سوال رفراندوم دو گزینه ای بودجمهوری اسلامی؛ آری، نه

دو سه روز به همه پرسی مانده از امام اجازه گرفتم که رسما اعلام کنم کسانی که غیر از جمهوری اسلامی، نظامی دیگر را پیشنهاد می کنند، پشت برگه مربوط به «نه »، سیستم و نظام مورد نظرشان را بنویسند.

می دانید نتیجه چه بود؛ تنها ۳۱۲ یا ۳۱۳ نفر نوشته بودند «جمهوری دموکراتیک خلق » و تک و توک هم چیزهای دیگر به چشم خورد. همین نتیجه، مهندس بازرگان را بر آن داشت تا روزی در دانشگاه در پیش خطبه نماز جمعه خطاب به این جریانات که بلوای تبلیغاتی سیاسی بزرگی در دانشگاه ها به راه انداخته بودند و روز به روز بر مطالبات خود می افزودند، گفت: «به اندازه کوپن خود ادعا و مطالبه داشته باشید».

اخباررادیو تا قبل ازهمه پرسی چگونه بود؟

ایشان باید نتیجه را امضا می کردند تا به عنوان یک سند تاریخی باقی بماند. همان موقع ایشان بیانیه دادند.

از ۲۲ بهمن تا ۱۲ فروردین، رادیو اخبار را با عبارت

«اینجا تهران است صدای انقلاب ایران» یا «این صدای راستین انقلاب ایران است» شروع می کرد

، هیچ صحبتی از اسلامی بودن به میان نمی آمد.

قرار شد در اخبار ساعت ۲بعدازظهر رادیو، بیانیه امام پخش شود. ضمنا قرار شد از ساعت ۱۲، هر ۱۵دقیقه یک بار اعلام شود که ساعت ۲ بعدازظهر پیام مهم امام پخش می شود.

برنامه هم این بود که در خلاصه اخبار رادیو گفته شود که پیام مهم امام در مشروح اخبار پخش می شود و بعد از پیام امام یک قطعه موزیک پخش شود و سپس این عبارت از رادیو پخش گردد:

«اینجا تهران است صدای جمهوری اسلامی ایران »

دلمان خوش بود که این کار هم صورت خواهد گرفت. ساعت ۲نشستیم پای رادیو و روال عادی آن طی شد و هیچ خبری هم نشد. خلاصه خبر را خواندند؛ ولی از پیام امام حرفی نزدند.

در مشروح اخبار هم همین طور. تلفن کردم به دفتر قطب زاده ، در دفترش نبود. فرد دیگری هم خبر نداشت که قضیه چه شده . هیچ کس مسوولیت را عهده دار نشد.

شب در اخبار تلویزیون نتیجه همه پرسی را خیلی عادی اعلام کردند.

پیام برخی مراجع را خواندند و ضمن آنها پیام امام هم خوانده شد. این نشان می داد که نفوذ در صداوسیما تا چه اندازه قوی بود.

بالاخره هم قضیه مشخص نشد؟

نخیر، آن موقع افراد وابسته به چریک های فدایی خلق در رادیو و تلویزیون بودند، ما به آنها هرگز خوشبین نبودیم.

امام هم حساسیتی نشان ندادند؟

امام در این گونه مواقع می گفتند، خب ضعیفید. بروید قدرت را به دست بگیرید. نیرو دارید این مردم پشتیبانتان هستند.

در مورد همه پرسی یک مقدمه ای هم باید عرض کنم که به پاریس برمی گردد. امام موقعی که پاریس آمدند، پس از یک هفته این بحث مطرح شد که از تحولات یک سال اخیر ایران باید حداکثر بهره برداری صورت بگیرد.

دکتر سید صادق طباطبایی  سال ۱۳۸۱ در گفت وگویی با روزنامه جام جم/۴اسفند۹۳چام جم

درباره نویسنده

2047مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما