خطر نفوذانجمن حجتیه/مواضع کرباسچیان، خزعلی،جنتی،امام ورهبری

انجمن حجتیه وآیت الله خزعلی+تفکرات وهشدارهای امام خمینی

فقید سعید،عالم مجاهد،آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی ازسابقون مبارزات دینی-سیاسی در دوران معاصر واز پیش کسوتان نهضت امام خمینی بود.

وی از آغازین روزهای نهضت اسلامی تا واپسین دم حیات، اعزاز اسلام و انقلاب را می طلبید و در مواقعی چند، دلیرانه در این طریق به رویارویی با دشمنان پرداخت. در گفت وشنودمنتشرنشده ای که پیش روی دارید،بخش هایی از تاریخچه این مبارزات از زبان آن بزرگوار آمده است. امید آنکه مقبول افتد.

*حضرتعالی ازچه دوره ای وچگونه با حضرت امام خمینی آشنا ومهمتر ازآن، از چه مقطعی متوجه گرایش‌های ضد رژیم ایشان شدید؟

بنده در سال ۱۳۲۹ برای ادامه تحصیل از مشهد به قم آمدم و در درس خارج فقه مرحوم آیت‌الله بروجردی شرکت کردم. امام در آن زمان جوان بودند و مطالعات فراوانی داشتند و لذا درس اصول ایشان، بسیار پربار بود.

اوایل تعداد افرادی که در درس امام شرکت می‌کردند زیاد نبودند، اما به‌تدریج به ۲۰، ۳۰ نفر رسیدند. امام در این مقطع هیچ نوع اظهار نظر سیاسی نمی‌کردند، چون اولاً آیت‌الله بروجردی زنده بودند و این‌گونه موضع‌گیری‌ها باید از سوی زعیم حوزه صورت می‌گرفت، ثانیاً هنوز زمینه مناسبی برای طرح این مسائل وجود نداشت.

امام مرحوم مدرس را به‌درستی می‌شناختند و با مرحوم کاشانی ارتباط صمیمانه‌ای داشتند و لذا می‌دانستند آن دو به چه دلایلی نتوانستند کار را به سرانجام برسانند!

*بخش اعظم خاطرات شما از حضرت امام قاعدتاً به بعد از پیروزی انقلاب مربوط می‌شود. جنابعالی برای توجیه حجتیه نزد امام تلاش فراوانی کردید که البته ایشان نپذیرفتند؟ چرا پیگیر این قضیه بودید و چرا امام قبول نکردند؟

بنده نه هیچ وقت حجتیه‌ای بوده‌ام و نه هستم. یک مسلمان انقلابی هستم و در این مسیر حتی اگر فرزندم هم خلاف عمل کند، او را طرد خواهم کرد، کما اینکه کردم.

در تاریخ اسلام هم بهتر از امام رهبری را سراغ ندارم و لذا با هر کس که با امام مخالف باشد ذره‌ای مماشات نخواهم کرد.در مورد انجمن حجتیه، بین فضلا و علما بحث‌هایی مطرح بود.

شهید مطهری معتقد بودند: هر چند اینها در اعتقاداتشان انحرافاتی دارند، اما عمیقاً به امام زمان(عج) معتقدند و لذا باید با امام صحبت کنیم که راهی برای جذب اینها به انقلاب پیدا کنیم و طرد آنان کار صحیحی نیست.

آقای مطهری برایشان کاری پیش آمد و به مشهد رفتند و خدمت امام رفتم و موضوع را با ایشان مطرح کردم. امام فرمودند شما از طرف من نماینده باش و برو و با آنها صحبت کن.

آقای مطهری که از مشهد برگشتند و موضوع را برایشان گفتم، بسیار خوشحال شدند. از آن به بعد بنده به عنوان نماینده امام در انجمن حجتیه شرکت می‌کردم و مرتباً هم از قضایای انجمن به ایشان گزارش می‌دادم. 

بعدها مسائلی پیش آمدند که امام نسبت به اینها بدبین شدند و به من فرمودند که دیگر به نمایندگی از طرف من نزد آنها نروید. من هم اطاعت امر کردم.

*علت چه بود امام به آنها بدبین شدند؟

در جامعه شایع شده بود اینها معتقدند باید بگذاریم آن‌قدر معصیت در جامعه زیاد شود تا امام زمان(عج) ظهور کنند. حتی امام در یکی از سخنرانی‌هایشان هم به این موضوع اشاره کردند.

خدمت امام عرض کردم بسیاری از اینها نماز شب خوان هستند، به جبهه می‌روند و شهید می‌شوند. آخر چگونه ممکن است چنین اعتقادی داشته باشند؟ امام فرمودند:

اگر این اعتقاد را ندارند، چرا از خود دفاع نمی‌کنند؟ در هر حال از آن پس نگاه امام به انجمن حجتیه منفی بود و آنها هم برای اینکه متهم به معارضه با امام نشوند، فعالیت‌هایشان را تعطیل کردند.

*البته در سال‌های مبارزه هم کسی از آنها موضعی علیه رژیم شاه ندید. شاید همین رویکرد به بدبینی نسبت به آنها دامن می‌زد.اینطور نیست؟

پاسخ آقای کرباسچیان بعدازانقلاب”هنگام ورودامام خمینی”به مدرسه خودش”علوی

آنها امید نداشتند انقلاب پیروز شود. آقای کرباسچیان، مدیر مدرسه علوی همیشه می‌گفت کار پیش نمی‌رود.

وقتی امام به مدرسه علوی رفتند، پرسیدم: «چطور شد؟ شما که می‌گفتی کار پیش نمی‌رود

گفت: «دیده بودم مرحوم مدرس و مرحوم کاشانی نتوانستند کار را به سرانجام برسانند و فکر کردم امام هم نمی‌توانند

  ادامه سخنان آقای جنتی:فقط امثال آقای کرباسچیان هم این اعتقاد را نداشتند. در حوزه هم خیلی‌ها(بودند) فکر می‌کردند مبارزه با شاه به نتیجه نمی‌رسد و فقط افراد بیهوده کشته می‌شوند.

امام یک استثنا بود که توانستند همه این تصورات را به هم بزنند و ریشه نظام شاهنشاهی را از جا بکنند. خود بنده هم هیچ تصوری از آینده نداشتم و همین‌قدر می‌دانستم که باید در برابر رژیم شاه محکم ایستاد. ما هم امید نداشتیم که انقلاب به این زودی محق شود./۳۰شهریور۱۳۹۴خبرگزاری فارس

کامنتم زیراین خبر:

اولاً مرحوم آیت الله خزعلی درراه انقلاب اسلامی زحمات زیادی کشیدندوعاقبت بخیرهم شدندوخداوندغریق رحمتش کند.
واما حالا که برای رفع شبهات وآگاهی مردم دراین امورورودکرده اید(بااین مصاحبه روشنگرانه)
نامه ای درسال ۶۷خطاب به به شورای نگهبان منتشرشده ودر فرازی ازآن نامه امام خطابش را به خوداین مرحوم کرده اند”
” حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ای ها همه چیزتان را نابود کردند. من به شما آقایان علاقمندم ولی لازم می دانم گاهی که مسئله ای را می بینم تذکر بدهم.”
درحالی که آن مرحوم می گوید”بنده هیچ وقت حجتیه‌ای نبوده‌ام”

 ابهام  دیگربرایمان پیش آمده که ممنون میشویم رفع ابهام کنید:
ایشان چندین بارپیش امام رفته اند که زمینه جذب آنهارا به انقلاب فراهم کنند که اینهاآدمهای خوبی هستند”خدمت امام عرض کردم بسیاری از اینها نماز شب خوان هستند، به جبهه می‌روند و شهید می‌شوند. آخر چگونه ممکن است چنین اعتقادی داشته باشند؟”
که حضرت امام خودایشان را به قضاوت وداوری گرفته بودند، ایشان را بعنوان نماینده خود درمباحثات انجمن حجتیه معرفی کرده معرفی کرده بودند واما وقتی ازتغییردیدگاهشان ناامیدشده بودندبه آقای خزعلی فرموده بودنددیگرنیازی نیست “بعدها مسائلی پیش آمدند که امام نسبت به اینها بدبین شدند و به من فرمودند که دیگر به نمایندگی از طرف من نزد آنها نروید. من هم اطاعت امر کردم.”
اگرعمیق شویم درسخنان مرحوم خزعلی که باآن شدت وخدت ازحجتیه ها دفاع می کند که اینها آدمهای خوبی هستند،نمازشب خوانند،اهل جبهه اند و…امام از اصلاحشان ناامیدشده بودند.
ونکته قابل تأمل نفوذ درحوزه های علمیه بوده که آقای خزعلی می گویدخیلی ازاینها درحوزه هستند” فقط امثال آقای کرباسچیان هم این اعتقاد را نداشتند. در حوزه هم خیلی‌ها فکر می‌کردند مبارزه با شاه به نتیجه نمی‌رسد و فقط افراد بیهوده کشته می‌شوند.”
که امام همیشه احساس خطرمی کرده از نفوذ تفکرات منحرف وباطل به حوزویان وطلاب جوان هشدارداده اند:
در شروع مبارزات اسلامی اگر می خواستی بگویی شاه خائن است ، بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است ! عده ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می دانستندو هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان ازاین دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است . وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و درسیاست [و] حکومت دخالت نماید”
امیدوارم این مطالب غیرقابل انتشارنشود /معتقدم که برای احترام قائل شدن وتعریف وتمجیداز یک بزرگواری کاری نبایدبکنیم که به قداست وعظمت وشخصیت امام خمینی خدشه ای واردشود.

                                                             ***

نامه عتاب آلود امام خمینی به آیت الله خزعلی درسال۶۷

حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ای ها همه چیزتان را نابود کردند.
 امام خمینی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی در خرداد ماه شصت و هفت در پی سخنرانی تند مرحوم آیت الله خزعلی عضو وقت شورای نگهبان علیه یکی از چهره های جناح چپ(محمد سلامتی، وزیر کشاورزی) نامه ای عتاب آلود خطاب به همه فقهای شورای نگهبان نوشتند و در آن نسبت به نفوذ انجمن حجتیه در ساخنار نظام هشدار دادند.
متن این نامه بدین شرح است:

«حضرات فقهای محترم شورای نگهبان -دامت افاضاتهم-»
«با سلام وآرزوی موفقیت برای شما و تمامی آنانی که قلبشان برای پیروزی اسلام می تپد. گاهی دیده می شود که بعضی از آقایان محترم در مسائلی وارد می شوند که موجب وهن شورای نگهبان است .
 فقهای محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلی که مورد درگیری هست وارد بشوند.
از باب مثال در شان شورای نگهبان و حتی خود حضرت آقای خزعلی نیست که به افراد مختلف تندی کند. اینکه دیگر روشن است که روی منبر ویا هر جای حرام است به مسلمانی نسبت «کمونیستی» داد.
 بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم ولی این را که معترفند که گفته اند: می گویند ،آقای سلامتی کمونیست است.آیا این توهین و گناه بزرگ از شخصی که عضو شورای نگهبان است آن هم به مسلمانی که نماینده مردم تهران است،شرعا چه صورتی دارد؟
 مادامی که شما اینگونه عمل می کنید بازهم توقع دارید جوانان انقلابی تند ،احترام شما را بگیرند؟
آیا شخصی که می آید نزد فقهای شورای نگهبان ومی گوید:اگر گناهی هم کرده ام توبه می کنم،راه درستی را رفته است یا کسی که روی منبر این توبه را به عنوان ضعف یک نماینده نقل می کند؟ بحث بر سر خوبی وبدی نمایندگان وسایر افراد نیست، بحث بر سر گناه و کج رفتن است.
 همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم. باید سعی شود آقایان به عنوان منبری پرخاشگری که تا این مرحله حاضر است پیش رود ؛معرفی نشوند. شما نگویید،آنها به ما بد می گویند وما با این صحبت ها جواب آنها را می دهیم. آنها که به شما بد می گویند،پست مقدس شورای نگهبان را ندارند . شما در مکانی نشسته اید که باید خیلی از مسائل را با سکوت و وزانت  خویش حل کنید.

 حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ای ها همه چیزتان را نابود کردند. من به شما آقایان علاقمندم ولی لازم می دانم گاهی که مسئله ای را می بینم تذکر بدهم.

 والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته – روح الله الموسوی الخمینی. »
پارسینه۲۶شهریور۹۴(یکروزبعدازوفات)بنقل ازصحیفه امام – جلد ٢١- صفحه ۶١٢
                                              ***
قیل و قال‌ها نسبت به انجمن حجتیه از سال ۱۳۶۰ به بعد گسترش یافت. در تاریخ ۱۹/۶/۶۰ چند تن از مسئولین دیداری با امام داشتند که روایت آن جلسه به نقل از آقای هاشمی رفسنجانی چنین است: «آقای خزعلی درباره انجمن حجتیه و صلاحیت دینی آنها صحبت کرد و از امام می‌خواست که جلوی موج مخالفت با آنها را که برخاسته بگیرد» ؛ تنها حدود دو ماه بعد، حساسیت‌ها نسبت به انجمن بدین شکل بیشتر شد:
«آقای جنتی، عضو شورای نگهبان در نماز جمعه قم شوالاتی در مورد آنها طرح کرده‌اند و تبدیل به مسئله روز شده، اینکه نباید مزاحم آنها شد، افراد
مسلمان و معتقدی هستند، ولی انقلابی نیستند. شاخه‌ای از آنها ولایت فقیه را قبول ندارند ولی خودشان منکر این اتهامند»
بی‌تردیددر کشور جنگ دیده ای که در یک سالسه رئیس جمهور به خود دیده و هر روز نیز اخبار ترور مسئولین سطح بالا منتشر می‌شود، مسئله حجتیه موضوع اصلی نبوده است، لذا ایت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان رئیس جمهور بودند سعی داشتند تااز موج اصلی کردن فرعیات بکاهند تا به مرور و به دور از جنجال به آن رسیدگی شود.
به همین دلیل آیت الله خامنه ای در مصاحبه‌ای با روزنامه اطلاعات در تاریخ ۶/۱۰/۶۰ در مورد انجمن حجتیه که از یک‌سو به شدت از طرف برخی از بزرگان انقلاب مورد حمله قرار می‌گرفت و از سوی دیگر تشویق می‌شد، سخن گفتند.
مقام معظم رهبری فرمودند: «انجمن حجتیه به آن عده‌ای گفته می‌شود که در طول بیست و چند سال همت خود را مصروف داشتند براى پاسخگویى و مقابله با شبهات فرقه ضاله بهائیت در ایران. و این را همه می‌دانیم که بهائى‌ها بیشتر یک باند سیاسى بودند تا یک گروه مذهبى و فکرى.

اما این سؤال که اینها چگونه هستند و اشاره به فرمایشات آقاى جنتى، به نظر من این سؤال یک سؤال طبیعى و درستى نیست و من بدون این که شما را در طرح این سؤال متهم بکنم، نفس وجود این مسأله و عمده کردن مسأله انجمن حجتیه را در جامعه متهم می‌کنم و کسانى را که براى اولین بار سعى کردند این شایعه و بحران مصنوعى را به وجود بیاورند، ناخالص می‌دانم.
به نظر من در میان افراد انجمن حجتیه عناصر انقلابى مؤمن صادق و دلسوز براى انقلاب و مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهورى اسلامى پیدا می‌شوند، هم‌چنان که افراد منفى، بدبین، کج فهم، بى‌اعتقاد، نق‌زن و معترض هم پیدا می‌شوند. پس انجمن از نقطه نظر تفکر سیاسى و حرکت انقلابى طیف وسیعى است و منحصر به دایره محدود نیست.
بنابراین ما نمی‌توانیم بگوییم کل انجمن نوع اول است یا نوع دوم؛ زیرا در انجمن هم از نوع اول و هم از نوع دوم کسانى هستند و شاید هم از هر دو نوع کسان زیادى وجود دارند. و من وقتى نگاه می‌کنم، از یک طرف چنین حقیقتى را می‌بینم و از طرف دیگر سؤال از حال انجمن و اصرار بر رد یا قبول انجمن را امروز از سوى گروه‌هایى در جامعه می‌بینم، احساس می‌کنم این یک حرکت طبیعى نیست بلکه دارند یک حرکت جدیدى را به وجود می‌آورند.

برادر عزیزمان جناب آقاى جنتى که بنده براى ایشان احترام زیادى قائلم، بعد از آن خطبه‌ای که طى آن راجع به انجمن حجتیه سؤالاتى کردند، یک شب پیش من آمدند و من از ایشان سؤال کردم چطور شد این مسأله را مطرح کردید؟ ایشان در حالى که از آنچه واقع شده بود، خشنود نبودند، گفتند کارى است که صورت گرفته و حالا چگونه باید جبران کنیم؟

پیشنهاد رهبری به آقای جنتی برای جبران حرفشان چه بود؟
من به ایشان پیشنهاد کردم براى جبران این قضیه شما در نماز جمعه نسبت به کسانى که می‌خواهند از بیان شما سوء استفاده کنند و این مسأله را به صورت یک جریان عظیم در بیاورند و آن را در جامعه عمده کنند، تا به شکل یک تضاد اصلى انجمنى و ضدانجمنى در بیاید، اخطار کنید
و بگویید نظرتان به هیچ وجه این نبوده است که تضاد اصلى در جامعه ما تضاد انجمنى و غیر انجمنى است. و اگر خود انجمنى‌ها در پاسخ سؤالات شما یک حرف قابل قبول و قابل تعریف آوردند آن را مجددا در نماز جمعه مطرح کنیدایشان هم قبول داشتند که این مصلحت است و بعد انجام گرفت.
امام: در صورت عدم انحلال انجمن نظارتی بر کار آنها بشود

آقای هاشمی در خاطرات سال ۱۳۶۱ خود می‌نویسد: «عصر احمد آقا آمد و نظر امام را درباره چند موضوع مورد بحث گفت… در مورد انجمن حجتیه نظر امام این است که افراد موثر آنها در پست‌های حساس و کلیدی نباشند. اگر خودشان می‌خواهند، انجمن منحل شود و گرنه نظارتی بر کار آنها بشود»
تعطیلی انجمن حجتیه سال۶۲

در نهایت انجمن بعد از سخنرانی امام در مرداد سال ۶۲، با صدور بیانیه‌ای اعلام تعطیلی کرد.

بسم‌الله الرحمن الرحیم 
اعضای محترم انجمن حجتیه مهدویه، خدمتگزاران آستان مقدس حضرت بقیه‌الله‌الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه‌الفداه 
با ابلاغ سلام و تقدیم مراتب مودت به اطلاع می‌رساند: روز سه‌شنبه ۲۱ تیرماه جاری (عید سعید فطر) رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی حضرت نایب‌الامام آیت‌الله العظمی امام خمینی(مدظله‌العالی) در بخشی از بیانات مبسوطه خویش فرمودند: «یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چی می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دسته‌بندی‌ها را برای خاطر خدا اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید، این دسته‌بندی‌ها را بردارید. در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.»

در پی این فرمایش، شایع شد که طرف خطاب و امر مبارک این انجمن است اگر چه به هیچ‌وجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمی‌یابیم و در ایام گذشته بویژه از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام(ع) این خدمات دینی و فرهنگی را تأیید فرموده بودند، هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صراحت معظم‌له، به تعطیل انجمن نماید در دست نبود

مع‌ذلک در مقام استفسار برآمدیم.

البته تماس مستقیم میسر نبود. لیکن برای تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیت‌های محترمه موثقه و بنا به قراین کافیه محرز شد که مخاطب امام «معظم‌له» این انجمن می‌باشد؛ لذا موضوع توسط مسئولان انجمن به عرض مؤسسه معظم و استاد مکرم حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حلبی (دامت برکاته) رسید و فرمودند: در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست. کلیه جلسه‌ها و برنامه‌ها باید تعطیل شود.» علی‌هذا همان‌گونه که بارها کتباً و شفاهاً تصریح کرده بودیم بر اساس عقیده دینی و تکلیف شرعی خود، تبعیت از مقام معظم رهبری و مرجعیت، حفظ وحدت و یکپارچگی امت و رعایت مصالح عالیه مملکت و ممانعت از سوءاستفاده دستگاه‌های تبلیغاتی بیگانه و دفع غرض‌ورزی دشمنان اسلام را برای ادامه خدمات و فعالیت مقدم دانسته، ا

علام می‌داریم که از این تاریخ تمامی جلسات و خدمات انجمن تعطیل می‌باشد و هیچ‌یک مجاز نیست تحت عنوان این انجمن کوچک‌ترین فعالیتی بکنند و اظهارنظر یا عملی مغایر تعطیلی نمایند که یقیناً در پیشگاه خدای متعال و امام زمان «سلام‌الله علیه» مسئول خواهد بود.

با این امید که تلاش‌ها و کوشش‌های صادقانه انجمن در سی‌ساله اخیر مقبول ساحت قدس الهی و مرضی خاطر مقدس حضرت بقیه‌الله الاعظم ارواحنا فداه قرار گرفته باشد. 
از خدای متعال عزت و سربلندی مسلمانان به ویژه شیعیان اثنی عشری و ذلت و سرافکندگی کافران و منافقان و طول عمر امام امت و پیروزی رزمندگان اسلام را خواستاریم. 
انجمن خیریه حجتیه مهدویه 
دوازدهم شوال ۱۴۰۳، پنجم مردادماه ۱۳۶۲(۴۶)

  شیخ محمود حلبی، مؤسس انجمن حجتیه،( سال ۱۳۳۲)
.

 تسنیم:با مرحوم شیخ محمود حلبی بنیانگذار انجمن حجتیه هم ارتباطی داشتید؟ منظومه فکری ایشان چه بود.؟

شیخ محمود حلبی هم درس میرزا مهدی اصفهانی بود. به مناسبت همشهری بودن و اینکه در مدرسه نواب طلبه بودیم پای منبرهای وی در مسجد گوهرشاد می‌رفتیم. بعد هم که ایشان آمدند تهران، من و اخوی در خیابان لرزاده در خانه‌ای که اجاره کرده بود به دیدنش رفتیم. ایشان به ما گفت خدا می‌داند من با قرض کردن، چند تا جوان دور خودم جمع کردم تا متوجه مقام وجود اقدس امام زمان شوند.

با امام اختلافی نداشت و مطلبی هم علیه ایشان نمی‌گفت. می‌گفت منبر باید بنشینیم و از حضرت امام زمان بگوییم. منبرهای سنگینی در گوهرشاد می‌رفت که نصف مسجد پر می‌شد و بدون بلندگو فریاد می‌کشید. انجمن حجتیه بویی از حلبی ندارد. وی فقط دم از حکومت امام زمان می‌زد./آیت‌الله سید عبدالجواد علم‌الهدی۱۳ بهمن ۱۳۹۵تسنیم


آیت‌الله سید عبدالجواد علم‌الهدی (نفر اول از سمت راست) در کنار برادران و پدرش آیت‌الله سید احمد علم الهدی

***
نظرآیت الله خامنه ای(رئیس جمهوروقت) درموردانجمن
 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تاریخ ۱۴/۱۲/۶۴ در مسجد دانشگاه تهران در پاسخ به پرسشی درباره انجمن حجتیه فرمودند: «بنده نظرم را راجع به انجمن حجتیه روشن و صریح به همه شما می‌گویم؛ انجمن حجتیه قبل از انقلاب با انقلاب ما نبود، بعضی از افرادشان کار ضد انقلابی هم می‌کردند، بعضی فقط با انقلاب نبودند ضد انقلابی هم نبودند.
بعد انقلاب شد بسیاری از کسانی که با انقلاب نبودند بعد از آنکه عظمت و شکوه انقلاب را دیدند پیوستند به انقلاب، حتی بسیاری کسانی که در آن وقت یک حرکات منافی با انقلاب هم می‌کردند پیوستند به انقلاب و مشاغلی گرفتند در جاهای مختلف … پس آن کسانی که در گذشته جزو انجمن حجتیه بودند، اما الان اولا جزو تشکیلاتش نیستند یعنی جزو انجمن نیستند ثانیا دلبسته انقلابند، دلباخته انقلابند من می‌گویم اینها خوبند و مثل بقیه مردم از آنها استفاده می‌کنیم».
هشدارامام نسبت به خطرنفوذتفکرات انجمن حجتیه
پس از گذشت چند سال از این وقایع و آرامش بیشتر اوضاع، حضرت امام در آخرین سال عمر پربرکتشان چندین بار مستقیم و غیرمستقیم به موضوع انجمن پرداختند.
اولین آنها در تاریخ ۱۴/۱/۶۷ بود که طی سخنانی مفصل برخی از دیدگاه‌های انحرافی در مورد مهدویت را ذکر نموده و به نقد آن پرداختند. دومین مرتبه‌ای که امام نسبت به انجمن حجتیه تذکر دادند، در پیامی بود که خطاب به فقهای شورای نگهبان نگاشتند.
 امام در این پیام برای اولین بار به طور رسمی از انجمن حجتیه نام بردند و مهم‌تر آنکه این پیام در سطح جامعه پخش نشد و حتی در چاپ اولیه صحیفه امام نیز وجود نداشت و بعدها در ضمیمه‌ای که به انتهای جلد بیست و یکم اضافه شد این پیام نیز به چاپ رسید.
سخن گفتن از این پیام نیاز به اطلاع از متن کامل آن دارد، لذا توجه شما را به مشروح این پیام که چندان معروف هم نیست، جلب می نمایم:
مواظب باشید انجمن حجتیه‌ای‌ها همه چیزتان را نابود نکنند
«حضرات فقهای محترم شورای نگهبان دامت افاضاتهم؛ با سلام و آرزوی موفقیت برای شما و تمامی آنانی که قلب‌شان برای پیروزی اسلام می‌تپد. گاهی دیده می‌شود که بعضی از آقایان محترم در مسائلی وارد می‌شوند که موجب وهن شواری نگهبان است. فقهای محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلی که در مورد درگیری هست، وارد شوند.
از باب مثال در شأن شورای نگهبان و حتی خود حضرت آقای خزعلی نیست که به افراد مختلف تندی کند. اینکه دیگر روشن است که روی منبر و یا هر کجا حرام است به مسلمانی نسبت کمونیستی داد. بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم ولی این را که معترفند که گفته‌اند: می‌گویند آقای سلامتی کمونیست است.
این توهین و گناه بزرگ از شخصی که عضو شورای نگهبان آن هم به مسلمانی که نماینده مردم تهران است شرعا چه صورتی دارد مادامی که شما این‌گونه عمل می‌کنید باز هم توقع دارید جوانان انقلابی تند احترام شما را بگیرند.
آیا شخصی که می‌آید نزد فقهای شورای نگهبان و می‌گوید: اگر گناهی هم کرده‌ام توبه می‌کنم راه درستی را رفته است یا کسی که روی منبر این توبه را به‌عنوان ضعف یک نماینده نقل می‌کند؟ بحث بر سر خوبی و بدی نمایندگان و سایر افراد نیست، بحث بر سر راه گناه و کج رفتن است.
همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم. باید سعی شود آقایان به عنوان منبری پرخاشگوی که تا این مرحله حاضر است پیش رود معرفی نشوند.
شما نگویید آنها به ما بد می‌گویند و ما با این صحبت‌ها جواب آنها را می‌دهیم آنها که به شما بد می‌گویند پست مقدس شورای نگهبان را ندارند. شما در مکانی نشسته‌اید که باید خیلی از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید حواستان را جمع کنید که نکند یک‌مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ای‌ها همه چیزتان را نابود کرده‌اند. من به شما آقایان علاقه‌مندم ولی لازم می‌دانم گاهی که مسئله‌ای را می‌بینم تذکر دهم».
همان‌گونه که از متن نامه مشخص است در ظاهر موضوع هیچ ربطی به انجمن حجتیه ندارد و صرفا مربوط به نحوه برخورد آقای خزعلی با یکی از نمایندگان مجلس است، اما نکته آنجاست که امام تذکر می‌دهند که «ما باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم» و چند جمله بعد می‌نویسند «حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ای‌ها همه چیزتان را نابود کرده‌اند».

احساس خطر امام از انجمن حجتیه
این موضوع نشان دهنده آن است که امام این گروه را همچنان در پشت پرده، فعال دانسته و تا چه میزان نسبت به آنان احساس خطر می‌کردند.
پیام تاریخی «منشور روحانیت»
اما معروفترین موضع‌گیری صریح امام نسبت به انجمن حجتیه در پیام تاریخی «منشور روحانیت» آمده است. گویا وقت آن رسیده بود تا امام از خون دل خوردن‌ها بگویند.
ایشان در این پیام که مربوط به اسفند ماه سال ۶۷ است خطاب به علما، روحانیون و طلاب نسبت به متحجرین هشدار داده و پس از بیان مقدماتی‌، انجمن حجتیه را به عنوان یکی از مصادیق این طرز تفکر معرفی نموده و می‌فرمایند:
خطرنفوذحجتیه ای ها درحوزه های علمیه

«البته هنوز حوزه‌ها به هر دو تفکر آمیخته‌اند و باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده‌لوحان بی‌سواد، عده‌ای کمر همت بسته‌اند و برای نجات اسلام و حوزه‌ و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشته‌اند.»
اوضاع مثل امروز نبود، هرکس صددرصد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهای مقدس‌نماها از میدان به در می‌رفت، ترویج تفکر «شاه سایه خداست» و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان(عج) باطل است و هزاران «ان قلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جان‌فرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آنها را گرفت.
تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهر‌آگینی که به طرف اسلام شلیک می‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.
مشکلاتی که روحانیت مقدس مآب ایجاد کرد
اولین و مهم‌ترین فصل خونین مبارزه در عاشورای ۱۵ خرداد رقم خورد. در ۱۵ خرداد ۴۲ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود، بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید.
در آن زمان روزی نبود که حادثه‌ نباشد، ایادی پنهان و آشکار امریکا و شاه به شایعات و تهمت‌ها متوسل شدند، حتی نسبت تارک الصلوه و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را به عهده داشتند می‌دادند.
واقعا روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست که چگونه امریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس‌نمای ناآگاه یا بازی خورده و عده‌ای وابسته که چهره‌شان بعد از پیروزی روشن گشت مسیر این خیانت بزرگ را هموار می‌نمودند.
آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمومنین (ع) که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه‌ها را بیش از این تلخ نکنم، ولی طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس‌مابی و دین فروشی عوض شده است و شکست خوردگان دیروز، سیاست بازان امروز شده‌اند.
دسته‌ای دیگر از روحانی نماهایی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می‌دانستند و سر به آستانه در می‌ساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند.
دیروز مقدس نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‌گویند مسئولین نظام کمونیست شده‌اند.
تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان (ارواحنا فداه) را مفید و راهگشا می‌دانستند و امروز از اینکه در گوشه‌ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می‌دهد، فریاد «وا اسلاما» سر می‌دهند!

دیروز «حجتیه‌ای» ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوبه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بکشانند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند!

«ولایتی‌»‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند و در عمل پشت پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وراث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند!
راستی اتهام آمریکایی‌ها و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام‌ها و حرام کردن حلال‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‌شود؟ از آدم‌های لامذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بی‌شعور؟!
فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن‌ها و کنایه‌ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است.
همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‌هاست و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است».
                                                          ***
روشنگری رهبری درسال۸۷درموردحجتیه ها
به عنوان مثال ایشان در تاریخ ۱۴/۲/۸۷ طی بیاناتی در دیدار با اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های شیراز، پس از تبیین هدف نهضت حضرت امام(ره) به شمردن موانع و مزاحم‌هایی که در جهت رسیدن به این هدف وجود داشتند، پرداخته و فرمودند:
«اینها همان موانع درونی است. اینها آن چیزهایی است که در مقابل رسیدن به یک هدف و مقصود والا عایق ایجاد می‌کند. خشم و شهوت‌های بی‌مهار و تربیت نشده، دلبستگی به عادات و عقاید خرافی میراثی و بد فهمیدن دستور دین جزو ضعف‌های درونی است.
بعضی به استناد روایاتی که هر پرچمی که قبل از برافراشته شدن پرچم حضرت مهدی(ارواحنا فداه) برافراشته شود در آتش است، با مبارزه مخالف بودند. می‌گفتند آقا شما قبل از مبارزه حضرت صاحب‌الزمان(عج الله فرجه) می‌خواهید مبارزه شروع کنید؟ خوب، این پرچم مبارزه را که بلند می‌کنید، در آتش است.
معنای حدیث را نمی‌فهمیدند. یک عده‌ای از صدر اسلام، از زمان ائمه (علیهم السلام) که شنیده بودند مهدی ظهور خواهد کرد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، ادعای مهدی‌گری می‌کردند؛ بعضی بر خودشان هم امر مشتبه بود.
بد نیست بدانید هم در بنی‌امیه ادعای مهدویت بود، هم در بنی‌عباس بود، هم در افراد دیگری که چه در زمان بنی‌عباس و چه در زمان‌های بعد تا امروز وجود داشتند، ادعای مهدویت وجود داشت.
بله، این حدیث که «این پرچم مهدویت را کسی بلند کند، در آتش است» معنایش این نیست که مردم با ظلم مبارزه نکنند، مردم برای تشکیل جامعه‌ الهی و جامعه اسلامی و علوی مبارزه و قیام نکنند. این، بد فهمیدن دین است.
می‌بینید اینها همه موانع درونی‌ای بود که بعد از آنکه انقلاب پیروز شد، ما ملت ایران با این زمینه‌ها می‌خواستیم کشور را به سمت آن اهداف ببریم. خوب، اینها هر کدامش یک مانع بود، البته اینها برطرف شدنی بود، نه اینکه برطرف شدنی نبود، خیلی‌اش هم با تبیین برطرف شد، لذا در مبارزات اسلامی، تبیین خیلی نقش دارد».
همچنین ایشان در سخنان دیگری در تاریخ ۲۱/۱۰/۸۸ در دیدار با جمعی از نمایندگان فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هشتم می فرمایند:
«قبل از انقلاب، در دوران مبارزه و نهضت هم همین جور بود. یک عده‌ای بودند که حرف را قبول نداشتند. یک عده‌ای هم قبول داشتند یا اجمالاً یا تفصیلاً لیکن آماده نبودند بیایند توی میدان.
آن وقت انسان به خاطر این‌ها خون دل می‌خورد. اینها می‌فهمیدند که هم دستگاه، دستگاه ظالمی است و باید در مقابل او ایستاد و باید مبارزه کرد، اما نمی‌آمدند دیگر، حاضر نبودند دردسرهایش را قبول کنند».
خبرگزاری دانشجو ۱۸ تیر ۱۳۹۱
 ***

تفکر انجمن “حجتیه” زنده و فعال است

محسن غرویان درباره فعالیت تفکر حجتیه  می‌گوید: تفکر انجمن حجتیه تفکری است که در بسیاری از گروه های مختلف دیده می‌شود ولو اینکه به نام انجمن حجتیه نباشد. در حقیقت نوع نگاه آنها به مسائل سیاسی اجتماعی نگاه آنها به انقلاب و نظام نگاه مشترک است. گروه‌های دیگری هم ممکن است باشند با عناوین و نام‌های دیگری ولی همان تفکر را داشته باشند. منظور از فعالیت این است و این وجود دارد.
 بار دیگر خبر از فعالیت‌های پشت پرده منتشر شده است. این بار اما موضوع بر سر انجمن حجتیه است. انجمنی  که در سال ۶۲ و بعد از انتقاد امام خمینی (ره) به آن با دستور محمود حلبی رییس آن منحل اعلام شد.  روز گذشته روزنامه جمهوری اسلامی در ستون “جهت اطلاع” خود از فعالیت این انجمن در شهرستان‌ها و با شرایط خاص خبر داده است.
 دور جدید تحرکات انجمن حجتیه در شهرهای مختلف آغاز شده است. براساس بخشنامه‌های رهبران این انجمن به زیرمجموعه خود، پیروان این انجمن در شهرهای مختلف باید مواردی را رعایت کنند تا بتوانند بدون برخورد با مانع به فعالیت‌های خود ادامه دهند. اول آنکه ملاحظات حفاظتی را با استفاده از کدهای ایمنی ویژه هر شهر به هنگام رفت و آمد رعایت نمایند. دوم آنکه در جلسات خود با نصب عکس‌هائی از امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای، حساسیت‌ها نسبت به خود را کاهش دهند. و سوم آنکه با طبقه‌بندی اطلاعات ماهیت واقعی انجمن حجتیه مخفی نگهداشته شود. انجمن حجتیه در دوران رژیم پهلوی زیر پوشش مبارزه با بهائیت و ترویج مهدویت، با سیاست‌های آن رژیم همراهی می‌کرد و به ترویج اسلام منهای سیاست می‌پرداخت و پرهیز از هرگونه تعرض به شاه، آمریکا و اسرائیل بخشی از منشور این انجمن بود.”
با وجود انحلال این انجمن در سال‌های دور اما گویا تفکر وابسته به این انجمن همچنان فعال است.در همین زمینه خبرنگار «آفتاب» ۰۳ آذر ۱۳۹۳گفت‌وگویی با محسن غرویان انجام داده است. محسن غرویان از مدرسان حوزه علمیه مطرح می‌کند که این تفکر همچنان باقی و درحال فعالیت است.
 این گروه امکان فعالیت دارند؟
اگر منظور شما از امکان فعالیت این است که آن تفکر و نگاه همچنان باقی است و افرادی علاقه به آن تفکر و نگاه انجمن حجتیه دارند؛ بله. در حال حاضر هم در حد جذب افراد، جلسه گذاشتن، مقاله و سخنرانی این امکان وجود دارد و واقع هم می شود. تفکر انجمن حجتیه تفکری است که در بسیاری از گروه های مختلف دیده می شود ولو اینکه به نام انجمن حجتیه نباشد. در حقیقت نوع نگاه آنها به مسائل سیاسی اجتماعی نگاه آنها به انقلاب و نظام نگاه مشترک است. گروه های دیگری هم ممکن است باشند با عناوین و نام های دیگری ولی همان تفکر را داشته باشند. منظور از فعالیت این است و این وجود دارد.
این انجمن در چه شرایط و سازوکاری شروع به فعالیت می‌کنند؟ 
نه، به نظر من در هر شرایطی این انجمن فعالیت‌هایی می‌کنند و جلساتی دارند. مثلا به شکل دعا؛
دعای ندبه دعای کمیل. این بحث‌ها را می کنند. اما ریز فعالیت‌ها یکسان نیست.
پس این سازوکارها هیچ ربطی به دولت خاص یا شرایط فرهنگی اجتماعی ندارد ؟
به هر حال دولت‌هایی هم که بر سر کار می‌آیند از آدم‌هایی درست شده است. مثلا دولت قبل آقای احمدی‌نژاد و آقای مشایی کارهایی می‌کردند به اسم امام زمان و اینکه با امام زمان ارتباط دارند. صندلی خالی در جلسه هیات دولت قرار می‌دادند و مدعی بودند که این صندلی امام زمان است. حرف‌هایی می‌زدند که اینها غرابت زیادی به تفکرات انجمن حجتیه داشت. لذا می‌گفتند انجمن حجتیه در زمان آقای احمدی‌نژاد بروز و ظهور پیدا کرد و نفوذ و زمینه فعالیت پیدا کردند. اگر منظورتان به این معنا است، چرا انجمن حجتیه در بعضی دولت‌ها زمینه را مساعد می‌بیند و آن تفکر بیشتر بروز می‌کند اما در بعضی از دولت‌ها نه کمرنگ تر می‌شود.
 شما که خود در حوزه‌های علمیه فعال هستید، نشانی از این تحرکاتی که اعلام شده است را دیده‌اید؟
من خود قبل از انقلاب و قبل از طلبه شدن در انجمن حجتیه بودم. آنجا درس می‌خواندم و در جلسات شرکت می‌کردم و بعد از آن خود نیز در این انجمن مدرس شدم. اما اینها برای قبل از پیروزی انقلاب است. از بعد از انقلاب من وارد حوزه شدم بنابراین ارتباط نزدیکی با آنها نداشتم و ندارم. الان هم تحرک خیلی باز و روشنی به نام انجمن حجتیه نمی بینم. آنچه که می‌بینم گاهی همان تفکرات این انجمن است. تفکرات حجتیه ای است که در گروه‌های مختلف مذهبی، حوزه و خارج حوزه گاهی رگه هایی از تفکرات را می‌بینم که به آن اشاره کردم.
آیا امکان وجود مرکز یا موسسه‌ای که اعضای این انجمن و تفکر آنها در آن فعالیت کنند، چیزی مانند اتاق فکر وجود دارد؟
نه به این اندازه من در این مورد اطلاع ندارم. البته شنیده‌ام که انجمن حجتیه سایت و تشکیلات دارد و افرادی هستند در تهران اصفهان، مشهد و جاهای مختلف که همین حرف‌ها را می‌زنند و همین افکار را پخش می‌کنند؛ به نام انجمن حجتی‌ای. اما اینکه سازمان یا مرکز خاص خیلی آشکار و واضح باشد اطلاعی ندارم. شاید هم وجود دارد من خبر ندارم. من چون خیلی وقت ندارم و سروکارم در درس و بحث‌های خودم هست خیلی به دنبال کشف آن حلقه‌ها و اتاق فکرها نبوده‌ام.
گروه‌هایی که از آنها یاد می‌کنید چه گروه‌هایی هستند و چه رگه‌هایی از این تفکرات را دارند؟
گروه‌هایی که به ولایت فقیه معتقد نیستند. مطرح می‌کنند که در زمان غیبت نباید فعالیت سیاسی کرد و تشکیل حکومت به عهده ما نیست بلکه خود امام زمان باید بیایند و تشکیل حکومت دینی بدهند. جدایی دین از سیاست را مطرح می‌کنند. اینکه دین از سیاست جدا است و وظیفه ما فقط دعا کردن و نمازخواندن است. اینکه نمی توانیم جامعه را اصلاح کنیم، یا تفکراتی که به عنوان نمونه تلویزیون نگاه کردن را حرام می‌دانند. یا درس خواندن خانم‌ها یا فعالیت سیاسی خانم‌ها را حرام می دانند و مورد اشکال قرار می‌دهند. معتقدند که زن فقط باید در خانه محبوس باشد. اینها همه رگه‌های مختلفی از نوع تفکر انجمن حجتیه هستند.
نمونه دیگری را نام ببرم که خودم نیز با آن سروکار دارم. بعضی از این گروه هایی که تفکر حجتیه ای دارند
با فلسفه، عرفان، فیلسوفان و اساتید فلسفه مخالفت می کنند. یکی از رگه‌های اصلی انجمن حجتیه این است که با خواندن فلسفه و عرفان مخالف هستند و بیشتر تکیه بر خواندن احادیث دارند. الان هم در حوزه ها و شهرهای مختلف افرادی اینچنین هستند. این هم یک وجه نسبت دادن افراد و گروه ها به انجمن حجتیه است. گرچه به نظر من کلیت ندارد یعنی نمی شود هر کسی را که با فلسفه و عرفان و مسائل عقلی و عرفانی مخالفت می کند بگوییم حجتیه ای است. اما غالبا در انجمن حجتیه تفکر غالب مخالفت با فلسفه و فیلسوفان و عرفا و عرفان است.
عمده‌ترین خطر فکری این انجمن جدایی دین از سیاست است یا موارد دیگری را هم شامل می‌شود؟
عمده‌ترین خطر فکری آنها همین است. حالت اخباری گری، تفکرات ضد حضرت امام و مقام معظم رهبری در مسائل سیاسی اجتماعی، تفکرات ضد فلسفه و عرفان و گرایش‌های افراطی به اخباری‌گری نیز هست که اینها خطرات اعتقادی و زیربنایی این انجمن است.
***

مدارس مذهبی درخطر تفکر انحرافی انجمن حجتیه!

شاید در بین آگاهان امروز شیعه و حتی عموم مردم کسی نباشد که نام «انجمن خیریه حجتیه‌ مهدویه» را نشنیده باشد. گذشته از زمینه‌های تأسیس این انجمن و کارنامه آن، چیزی که مهم است نوع تفکر خطرناک این گروه است.  پیش‌تر نیز علمای بزرگ اسلام همچون حضرت امام سید روح‌الله خمینی (ره) پیرامون افکار این انجمن هشدار داده بودند.

آنچه مشخص است شیخ محمود حلبی، بنیان‌گذار این تشکیلات، به‌ظاهر پس از هشدارهای مکرر امام خمینی (ره) در پنجم فروردین ۱۳۶۲ با صدور بیانیه‌ای، این انجمن را تعطیل اعلام کرد. اما این تشکیلات همچنان به‌صورت زیرزمینی به حیات خود ادامه داد، به‌گونه‌ای که امروزه دوباره خطر احیای تفکرات این گروه، با فعال شدن وابستگان آن در نهادهای آموزشی چون مدارس، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه حس می‌شود.

مدارس مذهبی درخطر حجتیه!

پیش‌ از این در نوزدهم مهر ۱۳۹۲، فریدالدین حداد عادل در مصاحبه با خبرگزاری دانشجو، گفته بود که امروز فضای بسیاری از مدارس غیرانتفاعی در تصرف انجمن حجتیه است. البته واکاوی جو حاکم بر امر آموزش و تربیت دانش آموزان در مدارس غیرانتفاعی و به‌ویژه مدارس مذهبی غیرانتفاعی، نشان داد که بسیاری از مدارس مشهور مذهبی و به‌خصوص مدارس علوم انسانی زیر نفوذ تفکر حجتیه قرار دارند.

انجمن حجتیه که پیش‌ازاین در دو دهه نخستین انقلاب در نفوذ در نهادهای متولی آموزش کشور بازمانده بود  با گسترش فضای مدارس غیرانتفاعی در دولت اصلاحات و تساهل دولت اصلاحات در اعطای مجوز تأسیس مدارس غیرانتفاعی، فرصت خوبی یافتند تا مدارس غیرانتفاعی را تأسیس نموده و از طرق به‌کارگیری معلمان وابسته به تفکر حجتیه، به تربیت ذهن و فکر دانش‌آموزان مطابق با استانداردهای حجتیه بپردازند و سپس آن‌ها را به عضویت در شبکه انجمن حجتیه راهنمایی کنند.

حساسیت نیروهای دلسوز نظام و افشاگری برخی رسانه‌ها، باعث شد تا در ابتدای دهه نود، نام برخی مدارس مشهور به‌عنوان مدارسی که منتسب به تفکر انجمن حجتیه هستند در برخی رسانه‌ها منتشر شود.

مدارس منتسب به حجتیه

در میان مدارس شهر تهران نام این مدارس به‌عنوان کانون‌های وابسته به حجتیه منتشر شد. آن‌هایی که نام این مدارس را در رسانه‌ها و بعدها در شبکه‌های اجتماعی مجازی دست‌به‌دست کردند، از خانواده‌های مذهبی می‌خواستند که نسبت به ثبت‌نام فرزندان خود در مدارس خاص حساسیت بیشتری به خرج بدهند.

شیعه خنثی، شیعه لندنی

بارها و بارها رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی در مورد جریان شیعه لندنی تذکر و هشدار داده‌اند. امروز بسیارند شبکه‌های ماهواره‌ای و تبلیغاتی که از انگلستان و آمریکا پخش می‌شوند و به تبلیغ تفکرات اسلام آمریکایی برای شیعه و سنی می‌پردازند و تلاش وافری دارند تا در آتش اختلافات مذهبی شیعه و سنی بدمند.

یکی از تفکرات غالب در این شبکه‌ها، تفکرات انجمن حجتیه است. گرچه انجمن حجتیه، به‌شدت پنهان‌کار است و اعضای آن تمایل شدیدی دارند تا عضویت خود در انجمن را کتمان کنند (و این خصلت از ابتدا جزو آموزش‌های اصلی گروه بوده است)، روال موردنظر در مدارس تحت سیطره انجمن حجتیه نیز بر همین منوال است.

در استراتژی آموزشی انجمن حجتیه در این مدارس به دانش آموزان القا می‌شود که پیش از ظهور حضرت بقیه‌الله حکومت اسلامی نباید برقرار شود، آن‌ها نقش سازنده و اجتماعی اسلام را انکار می‌کنند و تنها به جنبه‌های فردی و موضوعات فرقه‌ای می‌پردازند. لذا مشاهده می‌کنیم که در سال‌های اخیر دانش‌آموزان این مدارس چطور به حضور در هیئت‌های خاص ترغیب می‌شوند، شیوه‌های غلط در سنت‌های اسلامی و عزاداری‌ها را پیش‌می‌گیرند، ولایت‌فقیه در ذهن آن‌ها غیرمنطقی ترسیم می‌شود. این القائات با ادامه ارتباط این نوجوانان گاه در جو مرید و مراد بازی با یکی از اعضای انجمن حجتیه ادامه می‌یابد و به فضای حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها هم کشیده می‌شود.

خروجی فکری که می‌ گیرند

محمد شیردل، دبیر آموزش جامعه اسلامی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی در مصاحبه با فرقه نیوز گفته بود: «از اثرات و نتایج ترویج این تفکرات می‌توان به ایجاد اختلاف در امت واحده اسلامی با بزرگ‌نمایی اختلاف شیعه و سنی، سب و دشنام به صحابه پیامبر (که توسط ولی امر مسلمین رهبر عالی‌قدر انقلاب هم حرام اعلام شد)، رد نظریه مترقی ولایت‌فقیه، ترویج فرهنگ اخباریگری، ترویج رفتارهای تند و افراطی و برداشت‌های رادیکالی از احکام فقهی و… اشاره کرد».

نکته جالب اینجاست که خروجی حاصل از آموزش‌های تربیتی در مدارس تحت سیطره انجمن حجتیه باعث می‌شود تا یک نوجوان ۱۸ ساله خود را در مقام یک کارشناس حدیث ببیند، به سراغ منابع حدیثی می‌روند و بدون توجه به مقوله‌های «علم حدیث» و «داشتن روایت حدیث» به بیرون کشیدن احادیث مختلف و تفسیر به رأی آن‌ها اقدام می‌کنند، نقش عقل را در تفکرات روزانه نادیده می‌گیرند و با نگرش متعصبانه به برخی باورهای غلط و خرافی به حربه برائت و لعن در برابر هر فکر مخالفی روی می‌آورند.

خروجی این اتفاق بیانیه‌های عجیب‌وغریبی بود که در ایام محرم سال گذشته و یا راهپیمایی عظیم اربعین رخ داد و مداحان و چهره‌های منتسب به این جریان، بجای آنکه جنگ و مبارزه با داعش را واجب بدانند، به کوری چشم داعشی‌ها مراسم قمه‌زنی در کربلا برپا می‌نمایند.

تحرکات حوزوی و دانشگاهی در ادامه مسیر دانش‌آموزی

البته خیلی ساده‌انگارانه است که هدف انجمن حجتیه را به مدارس محدود کنیم. مدارس از درجه اهمیت بالایی برخوردارند، از این لحاظ که در بازه سنین ۱۵ تا ۱۸ اوج شکل گیری خمیر شخصیتی فرد است، یعنی دورانی که شخصیت و عقاید فرد شکل نهایی به خود می‌گیرد. لذا میخ محکم تفکرات خود را در مدرسه بر ذهن و روح نوجوانان می‌کوبند. اما این جریان در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها هم ادامه پیدا می‌کند. اما در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها تنها جنبه آموزشی صرف ندارد، بلکه نمود عملی پیدا می‌کند. حرکات بر ضد متفکران شیعه همچون شهید مطهری سازمان‌دهی می‌شود، بحث‌های منطقی و استدلال در فضای علمی جای خودش را به برائت و لعن می‌دهد، یعنی طلبه تحت سیطره فکری حجتیه یا دانشجوی جوان تربیت‌شده این مکتب، منتظر دلیل و برهان عقلی مخالف خود نمی‌ماند بلکه خیلی صریح و شفاف طهارت مولد وی را مورد شبهه قرار می‌دهد و یا به لعن تفکر و اندیشه او می‌پردازد.

اگر تصور کنیم دست این افراد در مباحثه و استدلال خالی است خیلی ساده‌انگارانه است. گرچه حامیان تفکر حجتیه جوسازی و جنگ روانی را خیلی بیشتر ترجیح می‌دهند، اما همواره به استدلال‌هایی قوی مسلح هستند که بیشتر جنبه روایی و حدیثی و اخباری دارد. البته جریان تفکر حجتیه امروز بر برخی شبکه‌های ماهواره‌ای انگلیسی و آمریکایی حاکم است، اما نمی‌توان اعلام کرد آنچه امروز در جریان اسلام لندن نشین و نیویورک نشین مطرح می‌شود وابسته به این تفکر است./۳۱مرداد۹۴http://www.faraghlit.com

                                                      ***

تشکیلات و حیات سازمانی انجمن حجتیه کشور+اسامی
انجمن حجتیه به موازات فعالیت در تهران، دایره عملکرد خود را در نقاط دیگر وسعت بخشید؛ اولین گام برای بسط اقدامات، شناسایی مراکز و شهرستان‌هایی بود که محل تجمع بهائیان به شمار می‌رفت.
در برخی از نواحی ایران، بنا به دلایل مختلف، بهاییان فرصت تکاپوی اقتصادی و اعتقادی بهتری پیدا کردند. 
از جمله در منطقه کاشان، خرامه، لارستان، سروستان، بابل، بابلسر، نور، سمنان به ویژه در منطقه سنگسر و…
حتی از فعالیت بهائیان در شهر مذهبی مشهد نیز گزارش‌هایی در دست است. طبعا به علت پیچیدگی رفتار و شیوه عملکرد این جریان اعتقادی، نوع برخورد و رویارویی انجمن حجتیه، به همان میزان از پیچیدگی برخوردار بود. انجمن برای مقابله مؤثر با این فرقه، تدابیر خاصی را می‌اندیشید و با ساماندهی تشکیلاتی منظم و کادرسازی نیرو، همه توان خود را برای نقش بر آب کردن تبلیغات بهائیت به کار بست.
آن چیزی که بیش از همه در این ساماندهی اهمیت داشت، فکر تشکیلاتی شیخ محمود حلبی بود. در این راستا وی از شیوه‌های گوناگونی بهره گرفت. تشکیل کلاس‌های آموزشی و تدریس مباحث اعتقادی، انتشار کتب، راه‌اندازی جلسات بحث و گفت‌وگو و مناظره و برپایی کنفرانس‌هایی درباره معارف اسلامی و عقاید شیعی و بطلان معتقدات بهایی از جمله اقدامات او بود.
مثلا کنفرانسی با عنوان «حقانیت اسلام»، سالیان بسیاری بود که در نواحی مختلف تهران تشکیل می‌شد و شخصیت‌هایی از قبیل
محمود احمدی مقدم، دکتر احمد توانا (پرویزی)، دکتر محمود هنجی،‌ حسین مهدیار به همراه شیخ محمود حلبی به طرح مباحث در مورد مسایل مذهبی با محوریت مبارزه با فرقه بهائیت می‌‌پرداختند. (آرشیو مرکز اسناد، پرونده شیخ محمود حلبی، کد ۱۶۱۵)
نکته جالب توجه اینکه در بین اعضای انجمن با توجه به ماهیت مذهبی آن، کمتر افراد روحانی پیدا می‌شدند، به ویژه در بین مبلغان آن حتی این مسأله نیز برای دوستان حلبی جای سؤال داشت. مثلا در یکی از جلساتی که برخی از معممین تهران به صورت هفتگی، ماهیانه یا مقطعی داشتند و حلبی نیز به عنوان یکی از مدعوین شرکت داشت، شیخ فرج‌الله واعظی این پرسش را مطرح کرد که چرا از بین ما روحانیون کسی در انجمن ضدبهائیت وارد نمی‌شود؟ این وظیفه ما است که اینگونه فعالیت‌ها را عهده‌دار شویم. شجونی از حاضران در جلسه گفت: خود آقای حلبی راضی نیست که معممین وارد انجمن بشوند. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌ پرونده محمدتقی فلسفی، شماره بازیابی ۱۰۵۱، صفحه ۲ و ۳)
البته خود اعضای انجمن در این مورد دلایل خاصی خود را دارند. آنها می‌گویند، با توجه به اینکه در جریان مناظره با بهائیت امکان داشت به علت عدم تجربه و ضعف آموزشی و نارسایی کلام، مبلغان انجمن دارای توانایی‌های لازم برای چیره شدن در بحث نباشند، بنابراین در چنین شکل و صورتی، حضور مبلغان کم‌تجربه با کسوت روحانی در شأن جامعه روحانیت نبود. به همین دلیل سعی می‌شد، از مبلغان غیرمعمم استفاده شود. با این وصف، تمهیدات لازم اندیشیده می‌شد تا مبلغان انجمن حجتیه از توانمندی‌های مناسبی در رویارویی با معتقدان فرقه بهائیت برخوردار باشند. بنابراین ضروری بود که امر آموزش در انجمن جدی تلقی شود. سیاستگذاران انجمن نیز در این باره تلاش ویژه داشتند.
رئیس مدرسه علوی تهران(شیخ علی‌اصغر کرباسچیان)
مهمترین نکته در این زمینه، جذب نیرو از میان جوانان مستعد و باهوش بود. انجمنی‌ها عمدتا از طریق هواداران خود در مدارس، دانش‌آموزان درسخوان را شناسایی کرده و با برقراری ارتباط، زمینه جذب آنان را در انجمن فراهم می‌؟آوردند. بنا بر مشهور یکی از مراکز عمده برای شناسایی و جذب نیروهای انجمنی، مدرسه علوی بود که زیر نظر شیخ علی‌اصغر کرباسچیان، معروف به علامه اداره می‌شد. خود وی تمایلاتی نزدیک به انجمن داشت. البته عناصر انجمنی، انتساب او را به حجتیه منکر شده و تنها وجود علایق مشترک در عین داشتن مشی مستقل را دلیل اصلی نزدیکی علامه کرباسچیان با انجمن می‌دانستند.
مدرسه علوی به سال ۱۳۳۵ (ه.ش) تأسیس شد. به خاطر مدیریت خاص شیخ علی اصغر علامه و جو مذهبی مدرسه، عمده خانواده‌های سنتی و منتسب به اقشار دینی تهران، سعی می‌کردند تا فرزندان خود را برای تحصیل به این مرکز آموزشی بفرستند. به همین دلیل است که در فهرست فارغ‌التحصیلان مدرسه مذکور، ‌ما نام‌های بسیاری را می‌بینیم که در طول دو دهه پس از پیروزی انقلاب، جزو چهره‌های مطرح به شمار می‌آمدند. از جمله کمال خرازی، محمود قندی،‌ عبدالکریم سروش، محمد نهاوندیان، غلامعلی حداد عادل، نژادحسینیان، محمدتقی بانکی، کلاهدوز، جواد وهاجی، مهدی ابریشم‌چی، محمد حیاتی، جلال گنجه‌ای، ناصر صادق، محمد صادق، علیرضا تشید، خاموشی، آلادپورش. (خاطرات علی‌اکبر محتشمی‌‌پور، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، ‌اول، ۱۳۷۶، ص ۷۷ تا ۷۹)
در فهرست یاد شده نام برخی از اعضا یا هواداران انجمن را می‌توان یافت که برخی از آنان به واسطه شیوه‌های جذب نیرو، به سمت و سوی انجمن کشیده شدند. البته
نمی‌توان با صراحت عنوان کرد که مدرسه علوی تام و تمام در اختیار انجمن حجتیه قرار داشت اما به هر صورت روابط خاص بین برخی معلمان و مربیان مدرسه و دانش‌آموزان به لحاظ القای تعالیم انجمن برقرار بود. جدای از این مطلب چه پیش و چه پس از انقلاب، اساسا در نهاد آموزش و پرورش شمار زیادی از هواداران یا اعضای انجمن حضور داشتند.
آموزش در بین اعضای انجمن، بحثی جدی بود. به همین دلیل هواداران از ابتدای ورود به این تشکل، تحت تعلیمات خاص قرار می‌گرفتند. نوع آموزش نیز رده‌بندی خاص خود را داشت. در ابتدای امر،‌ به تازه‌واردین تاریخچه بهائیت را آموزش می‌دادند .در این مرحله نوآموز با چگونگی شکل‌گیری فرقه باب و بها آشنا می‌شد. در مرحله دوم، ‌مربیان با شیوه‌های گوناگون به شبهات بهاییان در مورد حضرت مهدی(ع) پاسخ می‌دادند. آنان تلاش می‌کردند که ثابت کنند، اشکالات بهائیان در مورد قائمیت حضرت مهدی به طور کلی بی‌اساس و غیرمنطقی است. در مرحله سوم استادان انجمن با ارایه دلایل و استدلالات فراوان، می‌کوشیدند نظریات بهائیان را در مورد خاتمیت ابطال کنند.
کسانی که می‌توانستند در حین آموزش از خود صلاحیت و لیاقت نشان دهند به مرحله بالاتری از تعلیم راه می‌یافتند که اصطلاحا به آن منشور می‌گفتند. این بخش جزو مراتب مترقی انجمن حجتیه بود.
بالاترین رتبه در آموزش، مرحله‌ای بود که در آن نقد کتاب ایقان صورت می‌گرفت. در این دوره که به طور معمول زیر نظر شیخ محمود حلبی بود، کتاب معتبر «بهائیان دینی ایقان» نوشته حسین علی بها، رهبر فرقه، نقد و بررسی شد. نقد ایقان اثر شیخ محمود حلبی بود که حدود هزار صفحه نگارش یافته بود. (نسلی مأیوس از انقلاب، ص ۷۸ و ۷۹) 
انجمن علاوه بر آموزش، کمیته‌های اصلی دیگری نیز از قبیل تحقیق و پژوهش، ارتباط با خارج و ارشاد داشت.
آموزش اعضای انجمن به عهده کمیته تدریس بود. وظیفه به دست آوردن خبر و تحقیق پیرامون عناصر بهایی را کمیته تحقیق انجام می‌دادند. اینان معمولا در برخی از محافل بهایی نفوذ می‌کردند و اخبار لازم را از طریق ارتباط برقرار کردن با بهائیان کسب و به انجمن انتقال می‌دادند. این کمیته جزو واحدهای مؤثر حجتیه بود و در درون خود نیز رده‌بندی‌های ویژه‌ای داشت؛ رده اول سعی می‌کرد به محافل بهائیت راه پیدا کند، رده دوم نیز با نفوذ در انجمن‌های بهائیت به اسناد و مدارک آنها دسترسی و زمینه انتقال آن را به انجمن حجتیه فراهم می‌آورد. البته رسیدن به چنین اهدافی تنها در سایه زیرکی‌های عامل نفوذی میسر بود. او می‌بایستی در آداب و رفتار کند، چنان جلوه می‌نمود که اطمینان بهائیان را نسبت به خود جلب می‌کرد. تنها در این صورت بود که چنین عناصر به درون محافل بهائیان راه پیدا می‌کردند و حتی موفق به تصدی موقعیت‌های کلیدی می‌شدند.
مسؤولیت این بحث‌ها به عهده مهندس جواد مادرشاهی و گلزاری بود. گلزاری در جلسات بهائیان با نام مستعار محمودی شناخته می‌شد و در کار خود موفق بود. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با جواد مادرشاهی، جلسه سوم)
کمیته سوم موسوم به گروه نگارش بود که با نوشتن مطالبی از قبیل رد بهائیت و اثبات وجود امام زمان(عج) سعی در ابطال آرای این فرقه اعتقادی داشتند.
کمیته چهارم، متشکل از گروه بحث و مناظره بود که با برگزاری جلسات گفت‌وگو با هواداران بهائیت قصد از میدان به در کردن و ناتوان نشان دادن آنان را داشتند.
کمیته پنجم، با عنوان ارتباط با خارج، فعالیت می‌کرد و اعضای آن در هندوستان، استرالیا، اتریش، انگلیس، آمریکا فعالیت می‌کردند و عضو مؤثر آن شخصی به نام مهندس شرفی بود که در اوایل انقلاب، سمت فرمانداری مسجدسلیمان را داشت.
کمیته ششم با عنوان گروه کنفرانس‌ها و با مسؤولیت مهندس مهدی طیب فعالیت می‌کرد. وی بعدها از انجمن جدا شد و اقدام به تأسیس سازمان عباد الصالحین کرد. (در شناخت حزب قاعدین زمان، ص ۱۸۶ و ماهیت ضدانقلابی انجمن حجتیه را بشناسیم، ج اول صفحه ۳۰)
این ساختار تشکیلاتی تا مدتها حفظ شد، منتهی پس از انقلاب برای استقرار نظام جمهوری اسلامی و سلب آزادی عمل از بهائیان، عمده فعالیت اعضای انجمن حول محور بحث مهدویت و انتظار برای فرج امام زمان(عج) معطوف شد.

پراکندگی اعضای انجمن در استان‌های کشور
استان خراسان با مرکزیت مشهد را می‌بایست خاستگاه انجمن حجتیه دانست. مقدمات راه‌اندازی تشکلی به نام «انجمن حجتیه مهدویه» برای مبارزه با فرقه بهائیت در این منطقه شکل گرفت. به ویژه آنکه برابر با گزارش‌هایی، اعضای بهائیت در مشهد نیز دست به تحرکاتی زده بودند. به موازات فعالیت انجمن در تهران، جلسات منظمی در مشهد نیز تشکیل می‌شد. پس از انقلاب نیز اعضای انجمن در استان خراسان اقدامات مؤثری انجام می‌دادند. پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی،
اعضای هیأت مدیره و هیأت مؤسس انجمن حجتیه در مشهد و تهران
اعضای هیأت مدیره و هیأت مؤسس انجمن حجتیه در مشهد و تهران، عبارت بودند از شیخ محمود حلبی، محمد صالحی آذری، سیدحسین سجادی، محمدحسین سجادی، محمدحسین عطار، ‌غلامحسین حاج محمد تقی باقر، سیدرضا آل رسول،‌مهندس هوشمند، دخانچی، هاشمی، دکتر عبد خدایی، نماینده مردم مشهد و دکتر محمدمهدی پورگل، که اینان به طور معمول جلساتی را در منازل یکدیگر با دیگر هواداران انجمن برگزار می‌کردند (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد ۵۳۲۷، تاریخ ۲۹/۱۱/۶۰ شماره ۵۹ـ۱۳) غیر از منازل شخصی، اعضای انجمن در برخی از نواحی، اقدام به تأسیس حسینیه و مسجد نیز می‌کردند. برگزاری جلسات هفتگی یا ماهانه از عادات مرسوم اعضای انجمن بود، چون با این شیوه می‌توانستند به طور منظم و مرتب همدیگر را ببینند و درباره موضوعات و موارد خاص، تصمیمات مشخص بگیرند. یکی از مراکز معروف تجمع انجمن در مشهد، حسینیه‌ای بود که گروهی از هواداران آنها به سرپرستی محمد صالحی آذری در روستای جاهشک از توابع چناران ساخته بودند. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده آیت‌الله ابوالقاسم خویی، شماره بازیابی ۹۶۴، ص ۱۰۱، تاریخ گزارش ۱/۸/۶۳)
در شهرستان بجنورد نیز انجمن فعالیت متمرکزی داشت. از این شهر، پیش از انقلاب نیز گزارشی از حضور انجمن وجود دارد. شخص مؤثر این تشکل در بجنورد، فردی به نام یزدانی دبیر آموزش و پرورش و برادر شهید سعید یزدانی بود. از دیگر عناصر شاخص انجمن در این شهرستان عبارت بودند از: محمد آل یاسین، مجید یزدانی،‌ بابامرتضوی، علی دارابیان، حاجی یزدیان، علی پوررمضانی و سلماسی (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی کد ۵۳۲۷، ج دوم گزارش شماره ۲/۲/۵/۵۱۳ با تاریخ ۱۷/۹/۶۰ و شماره ۹/۴/۵/۲۴ با تاریخ ۱۵/۹/۶۰ ص ۲۳)
شهرستان سبزوار از دیگر مراکز تجمع انجمن بود، منتهی مراتب بافت اجتماعی و گرایش‌های سیاسی شهروندان، به گونه‌ای بود که به ویژه پس از پیروزی انقلاب و در آستانه جنگ تحمیلی بین موافقان و مخالفان انجمن نزاع‌هایی درمی‌گرفت. در این شهرستان، روحانی بانفوذی به نام علوی بود که پیش از انقلاب به عنوان امام جمعه مطرح بود. بسیاری وی را از اعضای مؤثر انجمن حجتیه می‌دانند، اما انجمنی‌ها هرگونه انتساب و عضویت علوی را در حجتیه رد می‌کنند. اینکه وی دارای مواضعی خاص و مستقلی داشته، امری مسلم است، چون در برخی از آثاری که پیرامون انجمن نگاشته شده بود، نویسندگان اعتقاد داشتند که علوی از انجمن جدا شده و اقدام به تأسیس یک تشکل مستقل کرده است. در سبزوار افراد دیگر نیز بودند که جلسات منظم عقیدتی داشتند، از جمله کرامتی ـ که جزو بازاری‌های معروف بود ـ ، مروجی، فاضل، پوستینی، نجف‌پور (از مسؤولان آموزش و پرورش) بابایی، یحیی علی‌پور، هراتی (نماینده مجلس از مسؤولان آموزش و پرورش، عضو جدا شده از انجمن)، ملازاده و بهجتی. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌کد ۲۶۱، ص ۴۷ تا ۵۲)
مهمترین اتفاقی که باعث درگیری بین هواداران و مخالفان انجمن حجتیه شده، مراسم تشییع جنازه شهید محمد فاضل بود. وی از جوانانی بود که در ابتدای امر در انجمن حجتیه فعالیت داشت، اما بعدها به خاطر مسایلی، از انجمن کنار کشید و به جبهه جنگ عزیمت کرد و به شهادت رسید که مراسم تشییع جنازه او محلی برای ابراز اختلاف‌ها و دعواهای ‌شخصی شد. (انجمن حجتیه سدی برابر انقلاب، ‌ص ۲۱ و ۲۳)
از سویی دیگر، جو شهر به واسطه تصفیه‌ای که در آموزش و پرورش و برخی ارگان‌های نظامی از انجمن حجتیه صورت گرفته، ملتهب شد. حتی در یکی از این درگیری‌ها که منجر به تعطیلی یک هفته‌ای بازار سبزوار شد، عده‌ای کشته و زخمی شدند. (در شناخت حزب قائدین زمان، ص ۹۸و ۹۹)
.
استان اصفهان نیز از دیگر مراکزی بود که حجتیه‌ای‌ها در آن فعالیت داشتند، به ویژه آنکه در بین روحانیون حوزه‌های علمیه اصفهان نیز افراد بسیاری بودند که تمایلاتی به انجمن داشتند، از جمله آیت‌الله خادمی،‌ مرحوم آیت‌الله شمس‌آبادی، احمد امامی، مسؤول مدرسه علمیه ذوالفقاری، فقیه ایمانی نماینده آیت‌الله خویی در اصفهان، موحد ابطحی، شیخ مهدی مظاهری، حسن امامی. گزارش‌هایی نیز از تمایلات و همراهی‌های بانوی مجتهده فروغ امین وجود دارد. میان عناصر روحانی نامبرده که بسیاری از آنان جزو هواداران امام محسوب می‌شدند و برخی دیگر که از فعالان سیاسی خط امامی بودند، اختلاف سلیقه‌هایی پیرامون چگونگی پیشبرد نهضت در شهرستان اصفهان وجود داشت. زمینه‌هایی برای همکاری این دو خط فکری در اصفهان به وجود آمده بود اما به زودی هر دو جریان از همدیگر فاصله گرفتند. مثلا از آغاز تأسیس حزب جمهوری اسلامی و راه‌اندازی شعبه‌ای از آن در اصفهان، برخی از این دو جریان سیاسی به صورت مشترک در حزب شروع به فعالیت کردند اما این همکاری دیری نپایید.
در برخی درگیری‌ها و اختلاف‌نظرهایی که در این شهر رخ داد، باز هم ردیابی این دو جریان را می‌بینیم مثلا در اوایل انقلاب، یکی از مسایل مطرح، اختلاف نظر کمیته‌های اصفهان و استانداری بود که بعدها به انحلال کمیته انجامید. در بررسی حوادث به اسامی افرادی از قبیل بحرینیان، عبدالله نوری، جلال‌الدین طاهری اصفهانی و… برمی‌خوریم که جزو مخالفان یا موافقان انجمن حجتیه به شمار می‌رفتند. در برخی از تحلیل‌ها که البته فارغ از اظهارنظرهای احساسی نیست، قتل مرحوم شمس‌آبادی و مهندس بحرینیان، رییس کمیته خادم الحسین به جریان ضد انجمن حجتیه نسبت داده شده است. (انجمن حجتیه در اصفهان را افشا کنیم، ‌جلد سوم، بی‌تا، بی‌نا، ص ۷)
در رویارویی دیگری بین طرفداران و مخالفان انجمن، می‌بینیم که اجازه برگزاری نمایشگاه میعاد با خورشید در ساختمان مرکزی شهرداری اصفهان داده نمی‌شود. این مراسم بنا بود به مناسبت نیمه شعبان، از تاریخ ۱۶ الی ۲۲ خرداد ماه ۱۳۶۱ برگزار شود. مشابه همین نمایشگاه در شهر مشهد و موزه آبگینه تهران به وسیله عناصر انجمن حجتیه برگزار شد.
از دکتر مرتضوی به عنوان مسؤول رسمی و از مهندس علوی‌نیا، عبدالعلی مصحف، مهدی اقارب‌پرست، مهندس عندلیب، مهندس عبودیت،‌ ناجی، زهتاب، مهندس رضا میرمحمد صادقی،‌ درخشنده‌پور، فولادگر، تدین،‌ حاج‌میرزا ابوالقاسم کوپائی، حاج میرزا علی تابش، اسماعیل داودی،‌ کرباسی،‌ آرمان‌نیا، و نیل‌فروشان به عنوان کادر اصلی انجمن در اصفهان یاد می‌کنند. بخش عمده آنان در اوایل انقلاب، دارای مقام اجرایی در سطح استان و آموزش و پرورش بودند. بخش دیگری نیز در حوزه بازار فعالیت داشتند و جزو سرمایه‌داران معروف به شمار می‌آمدند.
                     مؤسسات خیریه اصفهان وابسته به انجمن حجتیه
انجمن حجتیه در اصفهان، مؤسسات خیریه فراوانی را اداره می‌کرد، از جمله مؤسسه ابابصیر که در سال ۱۳۴۶ با هدف خدمت‌رسانی به نابینایان تأسیس شده بود و سرپرستی آن به عهده افرادی نظیر مهدی اقارب‌پرست، عبدالعلی امامی، مهندس سبقتی بود. برخی مراکز از جمله دارالایتام، بیمارستان حجتیه، بیمارستان عسکریه، انجمن خیریه بانوان، مؤسسه ازدواج و همسریابی، کانون قرض‌الحسنه، بنیاد خیریه همدانیان، دبیرستان احمدیه، دبیرستان فاطمیه و کانون تعلیمات علمی و فرهنگی زیر نظر اعضای انجمن حجتیه اصفهان اداره می‌شد. در سال ۶۱ روزنامه «کیهان» در گزارشی، از عملکرد بیمارستان حجتیه به عنوان «بیمارستان حجتیه اصفهان، تجارتخانه‌ای برای سودجویی تحت لوای مذهب» شرحی ارایه داده بود و نسبت به عملکرد منفی گردانندگان این مرکز بهداشتی، انتقاداتی را مطرح کرد. (کیهان ۲۶/۶۱)
از دیگر مراکز مهم حضور انجمن حجتیه، استان گیلان بود. انجمن ولیعصر از تشکل‌هایی بود که جزو شعب رسمی انجمن حجتیه محسوب می‌شد و در سال ۱۳۴۴ رسما فعالیت خود را آغاز کرد. اولین سرپرست آن
دکتر سیدعبدالله ضیایی نیا بود و بعهدها عباس راسخی، مسؤولیت آن را به عهده گرفت. از چهره‌های شاخص این انجمن، محمدتقی رافع از کارکنان بلندپایه وزارت کار در دوره مسؤولیت احمد توکلی بود. (انجمن حجتیه سدی در برابر انقلاب، ص ۱۹ و ۲۰)
علاوه بر رشت، شهرستان لنگرود نیز مرکز تجمع اعضای انجمن بود. چهره شاخص انجمنی این شهر، هادی تاج لنگرودی بود که در آموزش و پرورش لنگرود مسؤولیت داشت. در اوایل سال ۱۳۶۱ این شهرستان شاهد درگیری بود. در ۱۲/۱/۶۱ حجت‌الاسلام جعفری، رییس دفتر تبلیغات قم، از طرف حزب جمهوری اسلامی شاخه لنگرود به این شهر دعوت شد و سخنان تندی را علیه اعضای انجمن حجتیه مطرح کرد که نظیر این عمل نیز در ۲۰/۱/۶۱ در جریان برگزاری مراسم سوم یکی از شهدا تکرار شد. در مقابل این سخنان، اعضای انجمن واکنش نشان دادند و مسؤولان شهری در صدد آرام کردن اوضاع برآمدند و با تاج لنگرودی، مسؤول انجمن و رییس اداره ارشاد اسلامی مذاکره کردند و تا اندازه‌ای اوضاع را به شرایط سابق برگرداندند. اما مدتی بعد در تاریخ ۴/۳/۶۱ در روستای ملاطه از توابع شهرستان لنگرود، بین نیروهای موافق و مخالف انجمن درگیری رخ داد که باعث زخمی شدن ۶ نفر شد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی کد ۵۳۲۷ شماره نامه (۱ـ۵ـ۱۸۱،۲۱/۱/۶۱) و (۸۲۳/۲۵۱۱، ۱۲/۳/۶۱)
استان‌های آذربایجان غربی و شرقی از دیگر مراکز فعالیت انجمن حجتیه بود. در این زمینه می‌توان به حضور انجمنی‌ها در دو شهر خوی و مراغه اشاره کرد. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی کد ۵۳۲۷ شماره نامه (۱۱۷۵۸ ـ ۵،۱۴/۶/۶۱) در شهرستان مراغه محل جمع و برگزاری جلسات انجمن در ساختمانی موسوم به «خانه امام» بود که مدتی بعد بنا بر حکم دادگاه انقلاب، از طرف کمیته مرکزی لاک و مهر شد. این خانه بعدها پس از رفع توقیف به وسیله فردی به نام نیکخواه که از طرف شیخ محمود حلبی وکالت داشت، به شخص دیگر فروخته شد. انجمنی‌ها نیز در محل دیگر اقدام به فعالیت کردند. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌ کد ۵۳۲۷، شماره نامه ۳۸۱۹/۵/۸۳۱، ۲۵/۹/۶۱)
بی‌شک استان کرمانشاه (باختران) از مراکز عمده فعالیت انجمن حجتیه مهدویه بود. بسیاری از کارگزاران اجرایی و چهره‌های فرهنگی این استان، در اوایل انقلاب جزو اعضای انجمن به شمار می‌آمدند. از جمله صامت، جعفر کردانی، ‌صحرایی، باقر مستوفی، احمدی،‌ عبدالخالق اصفهانی،‌ علی اشرف احمدی، ‌سید جعفر مهدوی، رحیم رجبی، فاطوری،‌ حجت‌خواه،‌ حسین داودی،‌ حاج فرج ایزدی،‌ مجتبی ساوه، منوچهر ادیبی، دکتر فخر مشکاه و پولکی.
بسیاری از نامبردگان دارای سمت‌هایی از قبیل، استاندار، مدیر کل آموزش و پرورش باختران، رییس آموزش و پرورش کنگاور، کارمند فرمانداری، امام جماعت مسجد و ... بودند. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌کد ۵۳۲۷ متن نامه ۳۲۷ـ۱ـ۵، ۲۳/۶/۶۱ و شماره نامه ۳۸ـ۱/۵۱۳، ۷/۶/۶۲)
از فعالیت انجمن در شهرستان نی‌ریز در بخش بهداری و نفوذ آنان در مدارس گرگان و اختلاف نظری که بین انجمن اسلامی و حزب‌الله به وجود آمده بود و گرایش بخش فرهنگی و بازاری استان سیستان و بلوچستان به انجمن حجتیه و… گزارش‌هایی در دست است. (آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌کد ۵۳۲۷، ج دوم ش نامه ۲/۲/۵/۵۱۳،۱۷/۹/۶۰ و ۲۳/الف/۵، ۱۴/۱۰/۶۰) در برخی از منابع صحبت از همکاری نیروهای ضربت و تهدیدکننده با انجمن حجتیه است. در برخی از شهرستان‌ها گروه‌هایی مخفی وجود داشتند که با انگیزه‌های مذهبی در مقابل فعل منکر واکنش نشان می‌دادند، از جمله گروه «شیت» (شورای یاوری تهیدستان) در کرمانشاه و گروه المراقبون در کرج و همچنین برخی باندهای مخفی که در خرم‌آباد وجود داشت. در بین اینان گروه «شیت» معروفیت بیشتری داشت و مسؤولیت آن با شهید سعید جعفری بود. بین او و اعضای انجمن حجتیه روابط خوبی برقرار بود، اما دلیل محکمی در دست نیست که عضویت وی را در انجمن حجتیه اثبات کند.
در طول ۶۰ سال فعالیت انجمن حجتیه، افراد زیر جزو چهره‌های شاخص آن بودند. البته برخی از آنان در دوره‌های بعد، از عضویت در انجمن کناره‌گیری کردند:
شیخ محمود حلبی، سیدحسن افتخارزاده، محمد صالحی آذری، دکتر تاجری، دکتر قندی، مهندس مصطفی چمران، مهدی طیب، مهندس جواد مادرشاهی، دکتر گلزاری، سیدعلی‌اکبر پرورش، سرلشکر سلیمی، دکتر محمد نهاوندیان، طاهره لباف، دکتر احمد توانا و… .
انجمن حجتیه عاقبت پس از گذراندن مراحل مختلف، سرانجام در مرداد ماه سال ۶۲ پس از اشاره به بیانات امام درباره عملکرد مغایر با اهداف نظام جمهوری اسلامی، تعطیلی فعالیت خود را اعلام کرد. در بیانیه‌ای که به همین مناسبت انتشار پیدا کرده بود، با اشاره به اظهارات امام خمینی آمده است:
… در پی این فرمایش شایع شد که طرف خطاب و امر مبارک این انجمن است. اگرچه به هیچ وجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمی‌یابیم و در ایام گذشته به ویژه از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام(ع) این خدمات دینی و فرهنگی را تأیید فرموده بودند، هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صراحت معظم له، به تعطیل انجمن نماید در دست نبود، معذلک در مقام استفسار برآمدیم. البته تماس مستقیم میسر نبود. لیکن برای تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیت‌های محترمه موثقه و بنا به قرائن کافیه محرز شد که مخاطب امر معظم له، این انجمن می‌باشد، لذا موضوع توسط مسؤولان انجمن به عرض مؤسسه معظم و استاد مکرم حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین آقای حلبی (دامت برکاته) رسید و فرمودند، در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست. کلیه جلسه‌ها و برنامه‌ها باید تعطیل شود. علیهذا همانگونه که بارها کتبا و شفاها تصریح کرده بودیم، بر اساس عقیده دینی و تکلیف شرعی خود،‌ تبعیت از مقام معظم رهبری و مرجعیت و حفظ وحدت یکپارچکی امت در رعایت مصالح عالیه مملکت و ممانعت از سوءاستفاده دستگاه‌های تبلیغاتی بیگانه و دفع غرض‌ورزی دشمنان اسلام را برای ادامه خدمت و فعالیت مقدم داشته و اعلام می‌داریم که از این تاریخ،‌ تمامی جلسات و خدمات انجمن تعطیل می‌باشد و هیچ‌کس مجاز نیست تحت عنوان این انجمن، کوچک‌ترین فعالیتی کند و اظهارنظر با عملی مغایر تعطیل نمایند که یقینا در پیشگاه خدای متعال و امام زمان (سلام‌الله) علیه مسؤول خواهد بود.
انجمن خیریه حجتیه مهدویه دوازدهم شوال ۱۴۰۳ 
پنجم مرداد ماه ۱۳۶۲
(در شناخت حزب قاعدین زمان، ‌ص ۵ و ۶)
در شرایط کنونی، بار دیگر خبرهایی از فعالیت دوباره انجمن حجتیه در برخی رسانه‌های نوشتاری نوشته شده است. برخی افراد، ‌اقداماتی از قبیل انتشار اعلامیه‌ها و نوشتن شعارهایی مبنی بر حقانیت امیرالمؤمنین(ع) و اهانت به خلفای سه‌گانه و نکوهش عملکرد برادران اهل تسنن مبنی بر انتخاب مسلکی غیر از مذهب شیعی را دال بر تجدید فعالیت انجمن می‌دانند، عده‌ای دیگر با عنایت به اینکه اعضای انجمن بحث دوری گزیدن از سیاست را ترویج می‌کنند، آنان را همکاران جدید اصلاح‌طلبان می‌دانند و برخی دیگر دیدگاه غیرقابل تغییر و غیرمنحطف انجمنی‌ها را درباره مسایل اعتقادی و دینی به نوعی با انحصارطلبی جریان راست پیوند می‌زنند و آنان را شرکای آتی طیف محافظه‌کاران می‌دانند. اما به واقع، دلیل محکمی در مورد از سرگیری فعالیت انجمن وجود ندارد. مضافا اینکه صرف نظر از برخی مجالس مذهبی که در هیأت‌ها برگزار می‌شود، نشانی از تجمع و جلسات منظم اعضای انجمن نیست../سایت منتظران
                                                     ***
                                                         اسامی شورای۵نفره انجمن حجتیه
«عباس سلیمی‌نمین» رییس مرکز مطالعات تاریخ ایران طی سخنانی با عنوان «انجمن حجتیه در نگاه تاریخ» در هفتمین نشست سراسری منتخبان حوزه دانشجویی علوم اسلامی شهید بهشتی در مشهد، اسامی شورای رهبری کنونی انجمن حجتیه را اعلام کرد.
وی گفت: هم‌اکنون یک شورای ۵ نفره تشکیل شده است که آقای سجادی و آقای افتخارزاده که از فعالان قبل از انقلاب این انجمن نیز هستند، در حال فعالیت اند که البته آقای افتخارزاده یک چهره روحانی است که در زمان آقای حلبی هم تربیت شد تا جایگزین ایشان باشد منتهی به دلیل اینکه در اوایل انقلاب به شدت علیه امام در منبرهای خودش به صراحت صحبت کرد، حساسیت زیادی دارد هر چند که وی یک شاخصه‌ای پیدا کرده است و آن ضدیت بسیار توهین آمیز با امام می‌باشد. 
وی افزود: البته قبل از انقلاب هم خود آقای حلبی و هم آقای افتخارزاده صحبت های تندی در سخنرانی هایشان علیه امام داشتند، اما بعد از انقلاب آقای افتخار زاده در منابر صحبت های زیادی داشتند که به همین دلیل انجمن وی را به عنوان ریاست انجمن مطرح نمی‌کند. 
وی گفت: به‌همین دلیل یک شورای ۵ نفره شامل مهندس سجادی، آقای تاجری، آقای افتخارزاده و دیگران انجمن را اداره می کنند، منتهی آقای افتخار زاده طبیعتا نقش روحانی برتر را در میان آنها دارد. 
سلیمی نمین تاکید کرد: هم اکنون بخشی از انجمن به این جمع‌بندی رسیده است که هدف در اسلام ایجاد حکومت نیست و اسلام به هیچ وجه وارد بحث‌های حکومتی نمی‌شود که این نگاه در ارتباط با «حائری‌یزدی» مشاهده می شود.  
وی گفت: کسانی که در ارتباط با مسایل حکومتی گرایش سکولاریسم پیدا کردند، بخش دیگری از انجمن حجتیه هستند.
عده‌ای از مسوولان انجمن حجتیه نیز به انقلاب پیوستند و نگاه انقلاب را پذیرفتند، اما یک عده هم همان نگاه قبل از انقلاب خود را دنبال کردند۱ مرداد ۱۳۸۶آفتاب

درباره نویسنده

2089مطلب نوشته است .

One Comment on “خطر نفوذانجمن حجتیه/مواضع کرباسچیان، خزعلی،جنتی،امام ورهبری”

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما