سرنوشت اولین وزیردفاع جمهوری اسلامی(تیمسارمدنی)/چرا شیخ علی تهرانی ازاهوازفرارکرد

سرنوشت اولین وزیردفاع جمهوری اسلامی(تیمسارمدنی)/چرا شیخ علی تهرانی ازاهوازفرارکرد

سرنوشت اولین وزیردفاع جمهوری اسلامی(تیمسارمدنی)/چرا شیخ علی تهرانی ازاهوازفرارکرد

وزیر۲ماهه/استاندارخوزستان

شمخانی: او خیال می‌کرد این هیئت در دفاع از یک متجاوز، پشتوانه‌ای اجتماعی دارد، حال آنکه این بحث داخلی و محدود بود. به نظرم، این هم دو تا وجهه داشت که یک وجهه‌اش حق و وجههِ دیگرش باطل بود. حقش کجا بود؟ ظلمی که مدنی به آنها می‌کرد. مدنی تحریک می‌کرد و آدم می‌کشت تا قهرمان شود، اما آنها به حساب نظام می‌گذاشتند و برای طرف مقابل سربازگیری می‌کرد. اما از یک طرف ناحق بود و سیاست ما این بود که آنها را از یکدیگر تفکیک کنیم، یعنی همزمان هم بگوییم خواست نظام این نیست که مدنی می‌کند و هم بگوییم شعار شما غلط است و ما با این شعار برخورد می‌کنیم. در حقیقت، این کاری بود که در نهایت، موفق شدیم آن را انجام بدهیم،

درودیان: شما چطور این موضوع را می‌فهمیدید و مدیریت می‌کردید؟ خود این نکته‌ای است.

شمخانی: من با مدنی ارتباط نزدیک داشتم.

درودیان: چگونه؟

*چرا شیخ علی تهرانی شبانه از اهواز فرارکرد؟

شمخانی: در جلسه شورای تأمین من با او ارتباط داشتم. افرادی را دستگیری می‌کرد و به حاکم شرع اعلام می‌کرد آنها را اعدام کن. برای نمونه، یک بار که خلخالی پیشش آمد، به او گفت این ۷ نفر را اعدام کن. بعد خلخالی رفت و شیخ علی تهرانی حاکم شرع خوزستان شد.

بعد از انفجاری که در خرمشهر پیش آمد، یک بّنا را با پسرش و ۵ نفر دیگر گرفتند. مدنی گفت اینها را اعدام کن، اما شیخ‌ علی تهرانی ساعت یک بامداد با خودرو از اهواز خارج شد و به من زنگ زد و گفت: شمخانی! من رفتم، من لااله را بلدم، ولی الا الله را بلد نیستم.

درودیان: نیمه شب؟!

شمخانی: بله، به دلیل اینکه او فرد دینداری بود از اهواز خارج شد و حاضر نشد این کار را بکند. ما می‌دانستیم که مدنی دنبال این بود که بگوید من اینها را گرفتم و سرکوب کردم. در واقع، تمام این وقایع را خودش ایجاد می‌کرد تا قهرمان ملی بشود.

درودیان: آقای رشید! این گونه که آقای شمخانی توضیح می‌دهند، مسئله جنگ و مناقشه امنیت در خوزستان نیز سیاسی بود، یعنی تمامی تفسیرها، سیاسی است. چه مدنی هدف داشته باشد، چه ایشان از کار مدنی این را درک بکند، یعنی وقتی مسئله ما در خوزستان، به عنوان پیشانی جنگی‌مان در برابر عراق سیاسی است، از این منظر هم توانایی بازدارندگی را نداشتیم.

شمخانی: تازه برای اینکه ما رشد نکنیم، کمیته‌ای به نام کمیته استحفاظی تشکیل داد. ما کمیته پرستو بودیم و او کمیته استحفاظی را درست کرد و آن را به یک استوار ارتشی سپرد که با ما اصلاً، هماهنگ نبود.

رشید: احتمالاً، همین گردان تکاور نیروی دریایی ارتش بود که از خرمشهر و آبادان آن را به اهواز آورده بود.

شمخانی: بله، اما کمیته‌ای به نام کمیته استحفاظی درست کرد تا نقش ما را در استان کم و آنها را عمده کند، اما موفق نشد.

تکاورها از طرف مدنی به عشایر برنج و روغن می دادند

رشید: من ۳ ماه پیش، همین فرمانده گردان تکاور به نام صمدی را که در خرمشهر جنگیده بود و در بازار بزاز است، پیدا کردم و به او گفتم: وقتی جنگ شد، شما کجا بودی؟ گفت: در اهواز بودم. گفتم: چرا در اهواز بودی؟ گفت: مدنی ما را احضار کرد، گردان ما در اهواز بود، ۳ گروهان داشتیم و یک گروهان ارکان. به هر حال، وقتی من به اهواز می‌آمدم، حول و حوش استانداری همین تفنگداران تکاور نیرو دریایی را می‌دیدیم. آقای شمخانی! این نیروها می‌آمدند و به نام مدنی روغن و شکر و برنج به عشایر می‌دادند، در غرب کرخه، یعنی در چنانه، عین‌خوش و دشت‌ عباس این کارها را می‌کرد که بعد معلوم شد برای انتخابات است و در فکر انتخابات آینده است. من تعجب می‌کردم، نیروی تکاور برای چه برنج و روغن به عشایری دهد؟

شمخانی: او می‌خواست از استان به یک ناجی ملی تبدیل بشود. این هم از تفکر نظامی‌اش ناشی می‌شد، خیال می‌کرد که ایران به این ناجی نیازمند است.

درودیان: یعنی یک رضاخان جدید.

شمخانی: بله، اما نمی‌دانست خورشید امام(ره) آن‌قدر قوی است که این به اصطلاح، لامپهای ۶۰ وات هیچ تأثیری در جااندازی یک چهره و شخصیت جدید ندارند، همان‌طور که رای هم نیاورد.

* مدنی از تهران حمایت می شد

رشید: او در نیمه سال ۱۳۵۸ به ملاقات امام(ره) رفت، بعد تیتر بعضی از روزنامه‌ها نوشتند، «مدنی: امام (ره) به من گفته تو دست راست من هستی». معلوم نبود امام (ره) چه گفته بودند و چه برداشت شده بود!

 شمخانی: خب، در تهران از او حمایت می‌کردند.

 درودیان: در تهران، هم شما مدنی را تخریب کردید.

 شمخانی: بله دیگر، ما به تهران می‌آمدیم و…

 درودیان: مدنی در تهران نماد امنیت بود.

 رشید: در قم، بیشتر مغازه‌ها عکسش را داشتند.

 شمخانی: همین‌طور بود، یعنی این موضوع داشت جا می‌افتاد. بعد ما آمدیم و گفتیم بحث امنیت در خوزستان اصلاً، آن بحثی نیست که او می‌گوید. وی ناامنی ایجاد می‌کند تا قهرمان امنیت بشود و بالاخره، توانستیم موفق بشویم. ما جمعیتی را از اهواز خدمت امام(ره) آوردیم و همه چیز را توضیح دادیم.

 رشید: تقریباً، 20 روز پیش از انتخابات اولین دوره ریاست‌جمهوری، کیانی از حرفهای خود مدنی اطلاعیه‌ای را آماده کرد، کیانی گفت: در یک جمع محدود و خصوصی بودیم که من هم در آن جمع بودم. مدنی حرفهایی زد که من یقین کردم علیه امام و اسلام است. او گفته بود: :اگر من رئیس‌جمهور بشوم، این کارها را می‌کنم. هفت، هشت نفر از این دانشجویان را جلوی سر در دانشگاه اعدام می‌کنم و می‌گویم خفه شوید. بروید و به درستان برسید.

 درودیان: این از امنیت دانشگاه!

 رشید: همچنین گفته بود «به امام هم می‌گویم برو، در قم بنشین و به کارهای حوزهِ علمیهِ قم رسیدگی کن»، یعنی در حد یک واتیکان. خلاصه، ما اینها را تایپ کردیم و کیانی نزدیک ۲۰هزار نسخه را به قم برد و بین مردم و علما پخش کرد، آل اسحاق هم که پدرزنش بود، خیلی به آقای کیانی کمک کرد.

* مدنی از لفظ «برادر» بدش می‌آمد

 شمخانی: مدنی از لفظ برادر بسیار بدش می‌آمد، خب، این لفظ اول انقلاب رایج بود. من هم هر موقع نامه‌ای می‌نوشتم، او را مدنی خطاب می‌کردم. در ضمن، او از اینکه ما را تحصیل کرده خطاب بکنند، بسیار متنفر بود. برای نمونه، من می‌نوشتم مهندس علی شمخانی و امضا می‌کردم و او نامه را پاره می‌کرد، یعنی هر نامه‌ای که بود، پاره می‌کرد و می‌گفت: باز هم نوشت! باز هم نوشت مهندس! او مسئول دفتری به نام شیثیان داشت که رفیق ما بود و اطلاعات و تحرکات مدنی را به ما گزارش می‌داد و می‌گفت که فرضاً، این نامه‌ات را پاره کرد، این کار را انجام داد و این تلفن را زد. در واقع، ما از کارهای او آگاه بودیم، یعنی می‌دانستیم که در حال چه کاری است. به هر حال، این طوری بود.

بازخوانی خاطرات جنگ توسط ۲ فرمانده موثر سالهای دفاع مقدس یعنی سردار سرلشکر غلامعلی رشید و امیر دریابان علی شمخانی که اولی در سالهای دفاع مقدس از فرماندهان اصلی سپاه و فرمانده قرارگاه فتح و دومی فرمانده سپاه خوزستان در سالهای ابتدای جنگ بود.

این ۲ هم اکنون نیز از مقامات عالیرتبه نظام جمهوری اسلامی هستند؛ سردار رشید جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و دریابان شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی است.

%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%86%db%8c

این گفتگو در پاییز ۸۳ و با حضور سردار درودیان سردبیر وقت فصلنامه تخصصی جنگ ایران و عراق انجام شده است، یعنی زمانی که امیر شمخانی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح بود.

 بازخوانی۱مهر۱۳۹۴خبرگزاری فارس

  ***  

اولین حضور شیخ علی تهرانی در یک مراسم عمومی

شیخ علی تهرانی در سال ۱۳۷۴ به ایران بازگشت
 
شیخ علی تهرانی، از روحانیون جنجالی صدر انقلاب در اولین حضور علنی در یک مراسم عمومی در آئین تشییع و تدفین برادر محمد ملکی (اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب) شرکت کرد.

 شیخ علی تهرانی(علی مرادخانی ارنگه­) متولد ۱۳۰۵ شمسی است؛ او که شوهر خواهر رهبرانقلاب است؛ نمایندهٔ مردم استان خراسان در مجلس خبرگان قانون اساسی بود. او از مبارزان انقلابی بود که چندی پس از انقلاب از مخالفان نظام و حزب جمهوری اسلامی شد.

اولین فردی که نسبت به تبار افغانی جلال الدین فارسی(نامزد حزب جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری) افشاگری کرد و باعث کنار رفتن جلال الدین فارسی از رقابت ها شد، شیخ علی تهرانی بود.

شیخ علی تهرانی  در سال ۱۳۶۳ از ایران گریخت و در زمان جنگ به عراق پناهنده شد و از تلویزیون عراق به تبلیغ ضد نظام جمهوری اسلامی پرداخت.او در سال ۱۳۷۴ به ایران بازگشت./۱مهر۱۳۹۴پارسینه







 

%d8%b4%db%8c%d8%ae-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c                                                                    

نخستین وزیر"2ماهه"دفاع جمهوری اسلامی/استاندار

دریادار احمد مدنی (مرداد ۱۳۰۸-۲۳ بهمن ۱۳۸۴)، سیاست‌مدار ایرانی است. او در بهمن سال ۱۳۵۸ در نخستین انتخابات ریاست جمهوری ایران، حائز رتبه دوم شد. وی در سال ۱۳۵۹ به آمریکا مهاجرت کرد و تا زمان مرگ در آنجا زیست.

ردیف اول سمت چپ،کنارچمران /تیمسارسیداحمدمدنی"وزیردفاع" استاندارخوزستان                   

خبرگزاری فارس: ۱۱ وزیر دفاع؛ از دولت موقت تا دولت دهم

از آغاز تا انقلاب ۱۳۵۷

احمد مدنی در مرداد ماه ۱۳۰۸ در شهر کرمان به دنیا آمد.

دوره ابتدائی و متوسطه را در شهر کرمان طی کرد و سپس برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در دانشکده حقوق نام نویسی کرد. سال بعد جزو داوطلبان اعزامی دانشجویان نیروی دریایی برای ادامه تحصیلات به انگلستان رفت. در سال ۱۳۳۱ به درجه ناوبان دومی و در آبان ماه ۱۳۴۸ به درجه دریاداری رسید.



وی بیشتر دوران خدمت خود را در بندر عباس و جزایر خلیج فارس گذراند. در سال ۱۳۵۱ به علت فعالیت‌های سیاسی توسط حکومت پهلوی از کار برکنار شد و از آن تاریخ تا انقلاب بهمن ۱۳۵۷ به تدریس در علوم سیاسی و اقتصاد در دانشکده‌های مختلف در ایران پرداخت و در همین دوران رسالات و کتب خود را در رشته‌های علوم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فنی به نگارش در آورد که از آنها می‌توان به " ارمغان شوم"، " بد اموزی‌های استعمار"، "محاکمه خلیج فارس نویسان"، جغرافیای اقتصادی جهان"، "آفتاب غروب ناپذیر"، "اقتصاد خاور میانه"، "جامعه‌شناسی اقتصادی"، "مدیریت صنعتی"، "اقتصاد ایران"، "اقتصاد توسعه"، "اقتصاد اجتماعی و برنامه ریزی اقتصادی "، اشاره نمود.

مدنی پس از انقلاب تا خروج از کشور

وی پس از پیروزی انقلاب در کابینه مهندس بازرگان به سمت وزیر دفاع و فرماندهی نیروی دریایی انتخاب شد اما پس از حدود دو ماه از وزارت دفاع کناره گرفت.

دریادار دکتر مدنی پس از انقلاب، در سمت وزیر دفاع کابینه، تلاش بسیار برای سر و سامان دادن به نیروهای مسلح کشور کرده بود. این کوشش در وضعیتی صورت گرفت که خیلی ها و هرکدام به دلیلی مایل به احیای ارتش وطن نبودند. وی در این کار موفق شد و توانست تا حدود زیادی ارتش مضمحل شده محمدرضا پهلوی را با توجه به شرایط روز بازسازی کند . پس از کناره گیری از وزارت دفاع بنا به خواست مهندس بازرگان، وی مدتی عهده دار استانداری خوزستان شد.

پس از شکست کامل نا آرام کنندگان خوزستان، در ۱۷ خرداد ۱۳۵۸ به خواست دریادار دکتر احمد مدنی کرمانی استاندار وقت خورستان، همه شوراها و کمیته ها و کانونها در این استان منحل و حفظ نظم صرفا به پلیس و ژاندارمری سپرده شد. در ناآرامی های آن سال خوزستان که چند هفته پس از پیروزی انقلاب آغاز شده بود و از آن بوی ضد میهنی به مشام می رسید ۲۳ تن کشته، شماری مجروح و ۱۲۰ نفر هم دستگیر شده بودند و 

نخستین انتخابات ریاست جمهوری ایران

مدنی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری، در بهمن ماه سال ۱۳۵۸، نامزد شد و حائز رتبه دوم آرا شد. وی در این انتخابات پس از بنی صدر و قبل از دیگرانی مانند حسن حبیبی، صادق طباطبایی، داریوش فروهر، صادق قطب‌زاده، کاظم سامی، محمد مکری، حسن غفوری‌فرد و حسن آیت قرار گرفت. وی در استانهای کرمان، کردستان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و زنجان حائز رتبهٔ اول شده بود.

نمایندگی مجلسی که به مجلس نرفت!

وی در انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی، از حوزه انتخابیه کرمان انتخاب شد اما اعتبار نامه وی به تصویب نرسید.

در پی اخطار کتبی رئیس مجلس شورای اسلامی به احمد مدنی به منظور حضور در مجلس و دفاع از اعتبار نامه خود وی طی نامه ای از شرکت در صحن علنی مجلس انصراف خود را اعلام کرد .در این نامه آمده است : من از همان روزهای نخست پی بردم که جای من در این مجلس نیست و از این روی در جلساتش شرکت نجستم و دیگر هم شرکت نخواهم کرد .

علت از کشور

وی با توجه به اطلاعاتی که از اسناد مکشوفه در سفارت آمریکا در تهران بدست آمد، از سوی دانشجویان خط امام به جاسوسی و ارتباط با آمریکا متهم شد، لذا در اواسط سال ۱۳۵۹ برای همیشه از کشور خارج شد و به آمریکا مهاجرت کرد. وی سالها دبیر کلی جبهه ملی ایران در خارج از کشور را بر عهده داشت.

۵٫ اطلاعات ، ۱۹ تیر ۱۳۵۹ ، صفحه ۲ ، احمد مدنی دومین وزیر دفاع دولت موقت، استاندار خوزستان و فرمانده نیروی دریایی بعد از انقلاب کسی بود که پس از عدم موفقیت در اولین انتخابات ریاست جمهوری و افشای روابطش با جاسوسان آمریکایی، به خارج کشور گریخت و همکاری خود با شاپور بختیار و شبکه افسران سلطنت طلب موسوم به «نقاب» را علنی ساخت. مسئله وابستگی های مدنی به عمال رژیم سابق از همان زمان که وی وزارت دفاع دولت موقت انقلاب را برعهده داشته بر سر زبانها افتاده بود و از سوی پاره ای از سازمانها و گروه ها اسنادی در این رابطه انتشار یافته بود ، بعد از انتصاب مدنی به استانداری خوزستان فعل و انفعالاتی در این منطقه از کشور صورت گرفت ، از یک سو مدنی تلاش می کرد با نمایش سرکوب بمب گذاران در تاسیسات نفتی خود را مردی قاطع و برقرار کننده امنیت معرفی نماید و زمینه ریاست جمهوری خود را فراهم کند در همان حال نیز که این نمایش روی صحنه بود بسیاری از ساواکیها و عناصر وابسته به رژیم سابق به گرد مدنی حلقه زده و پست های حساس استانداری را اشغال کرده بودند . در آن دوره کتابی در کشور منتشر شد که مدنی در آن به تمجید از رضا شاه پرداخته بود ، مدنی در صدد تکذیب محتوای این کتاب بر آمد ولی ممکن نشد ، همزمان با استانداری خوزستان مدنی فرماندهی نیروی دریایی را نیز بر عهده داشت ، وی با سوء استفاده از این سمت و با مانورهای پشت سر هم تلاش داشت تا خود را به عنوان تنها فرد شایسته برای سمت ریاست جمهوری در سطح جامعه معرفی کند ولی با انتشار اخباری مبنی بر ارتباط او با بختیار و آن هم بعد از تسخیر لانه جاسوسی عرصه را بر مدنی تنگ کرد . اسناد فراوانی از لانه جاسوسی درباره مدنی کشف شده بود که دیگر مجالی برای انکار باقی نمی گذاشت . در آن زمان نواری منتشر شد که پیش از سقوط رژیم پهلوی از مکالمات مدنی ضبط شده بود . وی در این نوار امام خمینی را به عنوان فردی معرفی کرده بود که بیخودی در سیاست دخالت می کند و از این که امام بختیار را نخست وزیر قانونی نمی داند اظهار گلایه کرده بود . بر اساس گزارشات ساواک مدنی جلسات متعددی در منزل مسکونی خود با شرکت دکتر علی امینی و شاپور بختیار داشته و اعضای کابینه ازهاری و بختیار پیوسته با او در تماس بوده اند  20 مرداد ۱۳۵۹، صفحه ۴

مرگ تیمسارمدنی"وزیر فراری"

در روز ۲۳ بهمن ۱۳۸۴ شمسی دکتر احمد مدنی پس از یک بیماری نسبتاً طولانی در اثر ابتلا به سرطان، در ایالت کلرادو در آمریکا درگذشت.

                                                             ***

نخستین انتخابات ریاست جمهوری ایران

مدنی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری، در بهمن ماه سال ۱۳۵۸، نامزد شد و حائز رتبه دوم آرا با کسب ۱۵٫۹٪ آراء حائز رتبه دوم شد. وی در این انتخابات پایین‌تر از بنی صدر و بالاتر از حسن حبیبی، داریوش فروهر، کاظم سامی، صادق طباطبایی، صادق قطب‌زاده، محمد مکری، حسن غفوری‌فرد و حسن آیت قرار گرفت. وی در استانهای کرمان، کردستان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان وزنجان حائز رتبهٔ اول شده بود.

اولین دوره



– تاریخ برگزاری: ۵ بهمن ۱۳۵۸

– رئیس جمهوری منتخب: ابوالحسن بنی صدر با ۱۰ میلیون و ۷۵۳ هزار و ۷۵۲ رای

– نفر دوم: احمد مدنی"حدود"4میلیون رأی

– تعداد ثبت نام کنندگان: ۱۲۴ نفر

– رقبای نهایی: ۹۵ نفر

– تعداد واجدان شرایط: ۲۰ میلیون و ۹۹۳ هزار و ۶۴۳ نفر

– تعداد رای دهندگان: ۱۴ میلیون و ۱۵۲ هزار و ۸۸۷ نفر

– درصد مشارکت: ۶۷.۴ درصد



*ریاست جمهوری بنی‌صدر تنها ۱۷ ماه به طول انجامید

فراراز کشور

وی با توجه به اطلاعاتی که از اسناد مکشوفه در سفارت آمریکا در تهران بدست آمد، از سوی دانشجویان خط امام به جاسوسی و ارتباط با آمریکا متهم شد، لذا در اواسط سال ۱۳۵۹ برای همیشه از کشور خارج شد و به آمریکا مهاجرت کرد. وی سالها دبیر کلی جبهه ملی ایران در خارج از کشور را بر عهده داشت.

نامه تیمسارمدنی به امام خمینی/بعدازفرارازکشور

سه ماه پس از خروج از ایران مدنی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۵۹ نامه سرگشاده‌ای به آیت الله خمینی نوشت که بخش‌های کوچکی از آن نامه در اینجا ذکر می‌شود:

… این انقلابی که نخست گیتی را به شگفتی واداشت و به دل‌های نا امید محرومان جهان نوید پیروزی و بهروزی داد و دنیایی از افتخار را برای ملت ایران فراهم نمود، حالا بر اثر کج روی‌ها، آن چنان پژمرده و چرکین شده که مایه سرافکندگی ملت گردیده است… افسوس و صد افسوس، که پرتو انقلابمان خوش درخشید ولی دولت مستعجلی بود.

افسوس و صد افسوس، که چراغی که بدست ملت روشن شد، اینک بدست عواملتان خاموش گردیده است. افسوس و صد افسوس، که بنائی را که خودتان برافراشتید و به همت شما شکل و زیور گرفت اینک بدست خویش، اسباب فرو ریختنش را فراهم کرده‌اید. آیا به شما می‌گویند که وضع مملکت چگونه است و ملت چه می‌کشد و کشور به جه ویرانه‌ای تبدیل شده و چه تفرقه و هرج و مرجی بر مردم حکومت می‌کند؟… این ملت کشته نداد و شکنجه و زندان را تحمل ننمود و سپس انقلاب نکرد که از چاله در آید و به چاه فروافتد. این ملت انقلاب نکرد و دگرگونی پدید نیاورد که از چنگال چپاول گران و یغمابرانی چند رهائی یابد و به چنگال چپاول گران و یغما برانی حریص تر گرفتار آید. این ملت انقلاب نکردو دگرگونی پدید نیاورد که از گزند آدم کشانی خونریز و سنگدل وارهد و به گزند آدم کشانی خونریزتر و سنگدل تر مبتلی شود. مردم کشور ما چه گناهی کرده‌اند که می‌باید آینقدر سیلی بخورند و اینقدر زجر بکشند؟

 اولین دولت جمهوری اسلامی"کابینه بازرگان"

نخست وزیر: مهدی بازرگان
وزیران
ر. وزیر وزارت‌خانه ر. وزیر وزارت‌خانه
۱ شکوهی← رجایی آموزش‌وپرورش ۱۱ طاهری راه وترابری
۲ اسلامی پست ۱۲ احمدزاده صنایع ومعادن
۳ اردلانبنی‌صدر اقتصاد ۱۳ شریعتمداری آموزش عالی
۴ سنجابییزدی امورخارجه ۱۴ فروهر کار
۵ صدر بازرگانی ۱۵ حاج‌سیدجوادیصباغیان کشور
۶ سامی بهداری ۱۶ کتیرایی‌‏‎ مسکن
۷ میناچی ارشاد ۱۷ معین‌فر نفت
۸ ایزدی کشاورزی ۱۸ تاج نیرو
۹ مبشریحاج‌سیدجوادی دادگستری ۱۹ مدنیریاحیچمران دفاع
معاونان نخست وزیری
ر. معاون معاونت ر. معاون معاونت
۱ یدالله سحابی وزیرمشاور ۳ سمیعی محیط زیست
۲ عزت الله سحابی برنامه وبودجه ۴ شاه‌حسینی

تربیت بدنی.



اولین وزیردفاع نظام جمهوری اسلامیتیمسارمدنی


احمد مدنی متولد مرداد ۱۳۰۸ پس از پیروزی انقلاب اسلامی فرمانده نیروی دریایی و اولین وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در دولت مهدی بازرگان شد.
وی پس از پیروزی انقلاب در کابینه مهندس بازرگان به سمت وزیر دفاع و فرماندهی نیروی دریایی انتخاب شد اما پس از حدود دو ماه از وزارت دفاع کناره گرفت. پس از آن بنا به خواست مهندس بازرگان، وی مدتی عهده دار استانداری خوزستان شد.
 او در بهمن سال ۱۳۵۸ در نخستین انتخابات ریاست جمهوری ایران شرکت کرد و حائز رتبه دوم شد. مدنی در انتخابات مجلس اول نیز از حوزه کرمان به نمایندگی مجلس انتخاب شد اما اعتبارنامه او در مجلس تصویب نشد. 
وی از سوی دانشجویان خط امام به جاسوسی و ارتباط با آمریکا متهم شد، لذا در اواسط سال ۱۳۵۹ برای همیشه از کشور خارج شد و به آمریکا مهاجرت کرد.
احمد مدنی در بهمن ۱۳۸۴ پس از یک بیماری نسبتاً طولانی در اثر ابتلا به سرطان، در ایالت کلرادو در آمریکا درگذشت.
دومین وزیردفاع تیمسارریاحی:۹ماه وزیردفاع یود

تیمسار سرتیپ محمدتقی ریاحی متولد سال ۱۲۸۹ در فروردین ماه سال ۱۳۵۸ و همزمان با رفراندم جمهوری اسلامی در دولت موقت انقلاب به نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان، بعنوان دومین وزیر دفاع ملی جمهوری اسلامی ایران منصوب شد، امّا سرانجام و پس از شش ماه از این منصب استعفا داد و به فرانسه مهاجرت کرد و تا پایان عمر در این کشور ماند.
 تیمسار ریاحی سرانجام در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ در شهر نیس در جنوب فرانسه درگذشت.
سومین وزیردفاع کابینه بازرگان:مصطفی چمران
به جای او، مصطفی چمران در تاریخ ۷ مهرماه ۱۳۵۸ به عنوان وزیر دفاع ملی، منصوب شد.
مهدی بازرگان به مدت ۹ ماه (۲۷۵ روز) از بهمن ۵۷ تا آبان ۵۸ سمت نخست وزیری دولت موقت را بر عهده داشت تا اینکه پس از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ هیات دولت به ریاست مهندس بازرگان تشکیل جلسه داد وبرای بار سوم استعفا داد؛ استعفایی که بسیاری آن را نارضایتی دولت موقت از اشغال سفارت آمریکا می‌دانستند اما خود بازرگان در کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» گفته که استعفایش به دلیل حمله به سفارت نبوده و سه ماه قبل از استعفای نهایی، سران کشور از این تصمیم آگاه بوده‌اند.
بازرگان بعد از استعفا از نخست وزیری در دوره اول مجلس شورای اسلامی به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد.
رییس دولت موقت در دی ماه  ۱۳۷۳ ضمن سفر درمانی خود در ژنو درگذشت و بعد از انتقال پیکر او به تهران و تشییع از مقابل حسینیه ارشاد، در قم دفن شد.

درباره نویسنده

2050مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2019 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما