فرزندان رهبرانقلاب”آیت الله خامنه ای”چه کاره اند؟

فرزندان رهبرانقلاب

همه خانواده آیت الله سیدعلی خامنه ای/رهبری معظم انقلاب

 همسر:خانم منصوره خجسته باقرزاده متولد۱۳۲۶– پدر وی، حاج محمداسماعیل خجسته باقرزاده از کاسبان مشهد بود. منصوره توسط خدیجه میردامادی، مادر آقای خامنه ای به وی معرفی شد و در پاییز ۱۳۴۳ در سن ۱۷ سالگی توسط سید محمدهادی میلانی به عقد سیدعلی خامنه‌ای درآمد-یعنی آقای خامنه ای درسن۲۵سالگی ازدواج نموده اند-رهبرانقلاب متولد ۱۳۱۸ می باشد

%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d9%85%d9%84%db%8c     %d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c

آیت الله خامنه ای اکنون دارای ۶ فرزند هستند. نام خانوادگیهمسر  ایشان(منصوره خجسته باقرزاده) است. نام دخترانشان بشری و هدی، و نام فرندان پسرشان سید مصطفی، سیدمجتبی، سیدمسعود و سیدمیثم است. دو تن از فرزندان پسر ایشان ۸ سال  در جبهه‌های جنگ ایران و عراق حضور داشتند.



در این تصویر قدیمی فرزندان رهبر به ترتیب از بزرگ به کوچک سید مصطفی، سید مجتبی، سید محسن(مسعود) و سید میثم می‌باشند

 

دختران(بشری+هدی)-دامادهای رهبرانقلاب 

 حجت الاسلام محمدجواد محمدی گلپایگانی "همسر بشری"

مصباح‌الهدی باقری کنی "همسر هدی"



یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت الله محمدی گلپایگانی  است که ضمن آراستگی به لباس شریف روحانیت و علم دین در دانشگاههای کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند  و دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت الله باقری کنی از علمای تهران است.

%d9%85%d8%b5%d8%a8%d8%a7%d8%ad-%da%a9%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8

از راست به چپ، مصباح باقری. فرزند آیت الله باقری کنی و برادرزاده آیت الله مهدوی کنی. داماد رهبر انقلاب استاد دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام- حجت الاسلام میثم خامنه ای و فرزند ایشان 



یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت الله محمدی گلپایگانی  است که ضمن آراستگی به لباس شریف روحانیت و علم دین در دانشگاههای کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند  و دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت الله باقری کنی از علمای تهران است. 

سید مصطفی فرزند بزرگ ایشان با دختر آیت‌الله خوشوقت ازدواج کرده ‌است.

سید مجتبی داماد دکتر غلامعلی حداد عادل است

سید مسعود نیز با فرزند آیت‌الله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده ‌است. 

سید میثم کوچکترین فرزند ایشان نیز به ازدواج دختر آقای لولاچیان از بازاریان متدین در آمده است. 

مقام معظم رهبری همچون امام راحل فرزندان خود را از فعالیت های سیاسی و اقتصادی مبرا داشته و به ایشان توصیه کرده اند که در کارهای اقتصادی وارد نشوند. حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین احمد مروی "دامت برکاته" در این رابطه چنین بیان داشتند:

چهار فرزند پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند 

و حقیقتاً هم درس می‌خوانند. خوب هم درس می‌خوانند. من با اینها مأنوسم، این توفیق را دارم. اُنسی دارم، نشست داریم، گعده داریم، صحبت می‌کنیم. یک بار ندیده‌ام که اینها راجع به پولی، امکاناتی و چیزهای از این قبیل صحبت بکنند. گویی افرادی معمولی هستند و پدرشان هم یک فرد معمولی است. 

فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است که خود آقا دارند

این خیلی ارزش دارد که امکانات باشد و موقعیت فراهم باشد و هیچ اقبالی به آن نشان داده نشود. این خیلی ارزشمند است. برای خود حضرت آقا، همه رقم امکانات هست ولی هیچ اقبالی ما نمی‌بینیم. نه خودشان، نه خانواده‌شان! 

قطعاً خود حضرت آقا دوست ندارند که بستگانشان و مخصوصاً آقازاده‌ها‌یشان در کارهای اقتصادی باشند، قطعاً این را آقا نمی‌پسندند. خود اینها هم، هیچ رغبتی و هیچ اقبالی ندارند. حالا به هر صورت این جور تربیت شده‌اند که هیچ اقبالی به این چیزها ندارند. فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است که خود آقا دارند. این که آنها برای خودشان دنبال آینده‌ای باشند‌ زندگی، مال، منال، پول، پس‌انداز‌ اصلاً وجود ندارد. اگر بود، من مطلع می‌شدم. چون خیلی با اینها مأنوسم. من چنین چیزی واقعاً در اینها ندیده‌ام.





از سمت راست : حجج السلام سید میثم و سید مصطفی، آیت الله مجتهدی و حجج السلام سید مجتبی و سید مسعود

سید مصطفی‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان که طلبه‌ قم بودند،‌ الان هم قم هستند‌ خانه‌ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند – الان هم مستأجرند – ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب کردم که آیا این خانه، خانه‌ یک تازه‌داماد است؟ حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتّی خانه‌ یک تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یک خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یک زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست. من توی خانه‌ اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یک تازه‌داماد و یک تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌کردم. حواسم بود و تا آنجا که می‌توانستم، رصد می‌کردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی. زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم. 

آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والان هیچ کدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند. درس می‌خوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کرده‌اند. خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌کنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس می‌کنند."



حجه الاسلام سید مصطفی خامنه ای



حجه الاسلام سید میثم خامنه ای در کنار پدر همسرش آقای لولاچیان



حجه الاسلام سید مسعود خامنه ای در کنار پدر همسرش حضرت  آیت الله خرازی



کوه آبیدر ـ سید مسعود و سید میثم در کنار پدر در سفر مقام معظم رهبری به استان کردستان

منبع:مشرق به نقل از تبیان/ثوضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:باقری کنی(برادرمرحوم آیت الله مهدوی کنی)است که آن مرحوم اسمش را به مهدوی کنی تغییرداد

ایشان چهار فرزند پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند و حقیقتاً هم درس می‌خوانند. .

«علی اصغر صفرخانی» فرمانده واحد «آر. پی. جی» تیپ ذوالفقار لشکر ۲۷ و سپس فرمانده گردان ویژه شهادت بود که صبح روز ۱۰ تیر ماه ۱۳۶۵ بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. پدر شهید، می گوید:«علی اصغر که شهید شد آقای خامنه‌ای با پسرشان آمدند منزل ما. پسر بزرگ ایشان آقا مصطفی، هم رزم علی اصغر بود و زمان شهادت پسرم آقا مصطفی هم آنجا حضور داشته. ایشان از لحظه شهادت علی اصغر تعریف می‌کرد که: ما داشتیم از خط بر می‌گشتیم، گفتم: علی اصغر بیا برویم داخل سنگر.

گفت: شما برو من الان می‌آیم. آقا مصطفی گفت: من چند قدم که رفته بودم انفجاری شد و گفتند صفرخانی تیر خورده. رفتم جلو دیدم غرق در خون افتاده و قرآنش هم کنارش افتاده بود. پسر حاج آقا خامنه‌ای به من گفت: راضی باشید من این قرآن را به یادگار بر می‌دارم». سید مصطفی داماد آیت‌الله عزیز الله خوشوقت است که همین چند وقت پیش در مکه به دیدار معبود شتافت.

فعالیت های اقتصادی

درباره فعالیت‌های اقتصادی فرزندان رهبری رسانه‌های بیگانه شایعات زیادی را مطرح کرده اند. حجت الاسلام مروی درباره زندگی مصطفی خامنه ای خاطره ای نقل می کند و می گوید:« آقا مصطفی‌فرزندبزرگ آقا‌، همان سال اول ازدواجشان که طلبه‌ قم بودند،‌.‌ خانه‌ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند – الان هم مستأجرند ،بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌کردم. حواسم بود و تا آنجا که می‌توانستم، رصد می‌کردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی! زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم.»

مروی: آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والاّ هیچ کدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستندممحّض در درس و کار طلبگی هستند درس می‌خوانند ،خیلی خوب پیشرفت کرده‌اند. خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌کنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس می‌کنند.

سید مجتبی خامنه ای دومین فرزند،داماد غلامعلی حداد عادل است رهبر معظم انقلاب سابقه حضور در جبهه و عملیات های مختلف را دارد.

 شایعات درموردآقامجتبی 

نام مجتبی خامنه ای بیش از دیگر فرزندان رهبر معظم انقلاب به گوش می خورد. رسانه های بیگانه ادعاهای بی اساس مختلفی درباره او مطرح می کنند. اواخر دی ماه حداد عادل در یک سخنرانی در اصفهان به برخی شایعاتی که درباره دامادش مطرح است پاسخ داد.

او با بیان اینکه مسائل مطرح‌ شده درباره فرزند رهبر ایران برای ایجاد بدبینی در میان مردم و فاصله انداختن بین مردم و رهبر ایران بیان می‌شوند گفته بود «بی بی سی در فتنه ۸۸ می‌گفت یک کامیون شمش طلا مربوط به آقا مجتبی خامنه ای می خواسته از مرز خارج شود که ترکیه آن را بازداشت کرده است، یا می گویند آقامجتبی در لندن یک بیمارستان و یک طبقه هتل را گارانتی کرده که بچه اش به دنیا بیاید و یک میلیون پوند پول داده اند.

من زندگی آقا مجتبی را از نزدیک دیده ام، مگر من پدر بزرگ آن بچه نیستم که با ۵۰۰ هزار تومان در یک بیمارستان معمولی تهران به دنیا آمد و دکترش خانم وزیر سابق بهداشت، خانم دستجردی بود،می خواهند القا کنند که آقازاده ها کامیون طلا از مملکت بیرون می برند و بدین سان شان ولایت فقیه را زیر سئوال ببرند».

غلامعلی حدادعادل درباره نحوه شکل گرفتن این وصلت می گوید: «سال ۷۷، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد.

ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند. بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند؛ من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود؛ ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم.

اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم. بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه یی به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند؛ خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است.

یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند چطور تصمیم تان عوض شده؟ آقا گفته بودند؛ خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند و خانم آقا هم گفته بودند؛ چون دخترتان دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم».

حداد عادل ادامه می دهد: «بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند؛ آقای دکتر، داریم خویش و قوم می شویم. گفتم؛ چطور؟ گفتند؛ خانواده آمدند و پسندیدند و در گفت وگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟ گفتم؛ آقا، اختیار ما دست شماست».

او ادامه می دهد: «آقا فرمودند که، شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانم تان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان در آنجا با من دیدار می کنند.

من پول ندارم خانه بخرم. خانه یی اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو بداند»

سید مسعود فرزندسوم با کمال خرازی وزیر پیشین امور خارجه رابطه خویشاوندی دارد. او داماد آیت الله خرازی نمایندهٔ مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است.در بین فرزندان رهبر معظم انقلاب، سید مسعود بیشترین اهتمام را به جمع آوری خاطرات پدر و اداره دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب مشغول است.

سیدمیثم،کوچکترین"چهارم" فرزند آیت‌الله العظمی خامنه‌ای داماد محمود لولاچیان از بازاریان مذهبی تهران است.  او نیز دانش آموخته حوزه علمیه تهران است و سابقه شرکت در درس خارج آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را دارند. سید میثم مشغول تدریس در حوزه علمیه تهران می باشند و با دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی همکاری دارند. 

دختران مقام معظم رهبری نام دختران‌شان بشری و هدی است،یکی همسر فرزند آیت‌الله محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبری است که به لباس روحانیت آراسته است"دامادرهبری"،در دانشگاه‌های کشور نیزبه تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه نیز اشتغال دارند، دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت‌الله باقری کنی(برادرمهدوی کنی)ز علمای تهران است./خبرگزاری مهر

حضور فرزند رهبری در عملیات جنگی وماجرای مفقودالاثر شدن 

شرکت فرزند رهبری در عملیات و احتمال مفقود الاثر شدن او// مفقود الاثر شدن فرزند رهبری در عملیات جنگی// اماده انتشار

در عملیات بدر در اسفندماه سال ۱۳۶۳ سید مصطفی خامنه‌ای فرزند رئیس‌جمهور وقت و رهبر کنونی انقلاب اسلامی شرکت داشته‌اند که به‌واسطه مفقود شدن ایشان برای مدتی در زمان عملیات، نگرانی‌هایی بین برخی از مسؤولان نظام ایجادشده بود که بعداً این نگرانی‌ها در ۲۸ اسفند ۱۳۶۳ برطرف می‌شود و ایشان سالم به منزل بازمی‌گردد. در خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی دراین‌باره آمده است:سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۶۳

«اول وقت خبر دادند که یک موشک دیگر به مناطق نظامی و حساس و استراتژیک بغداد زده‌شده. احمد آقا (سید احمد خمینی، فرزند امام) تلفنی گفت خبرگزاری‌های خارجی گفته‌اند که موشک امروز به مرکز صنعتی و نفتی الدوره در بغداد اصابت کرده است؛ گفت که مصطفی فرزند آقای [آیت‌الله[خامنه‌ای که در جبهه بوده اطلاعی از ایشان در دست نیست… بالاخره معلوم شد که مصطفی سالم است و به تهران برگشت.

حضور فرزند ارشد رئیس‌جمهور در عملیات نظامی بدر به‌صورت یک نیروی رزمی عادی و احتمال مفقودالاثر شدن ایشان در آن زمان نشان از آن دارد که رهبران نظام جمهوری اسلامی از جان خود و فرزندانشان برای حفاظت از این نظام و تحکیم اسلام ناب محمدی صلی‌الله علیه و آله و سلم گذشته بوده‌اند./۸تیر۹۴مشرق

                                     آیافرزندان"رهبرانقلاب"به جبهه رفتند؟



کوثری(فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) در عملیات کربلای ۵-نماینده فعلی مردم تهران درمجلس شورای اسلامی): بله. هم آقا مصطفی و هم آقا مجتبی. حضرت آقا مقید به اجرای قانون بودند و خلاف آن عمل نمی‌کردند، وقتی فرزندانشان ۱۷ ساله شدند به جبهه فرستاد. من از حضور این‌ها در لشکر اطلاعی نداشتم. شنیده بودم که آقا مصطفی در تیپ ۱۵ خرداد توپخانه بوده است اما نمی‌دانستم هر دوی این‌ها در لشکر ما هستند. هم نمی‌دانستم که این‌ها در لشکر هستند. من شنیده بودم که مصطفی قبل از لشکر در تیپ ۱۵ خرداد توپخانه بوده است اما مجتبی در گردان حبیب آمد. قبل از عملیات کربلای یک من دائم به خط سر می‌زدم. یک روز یک بسیجی با صورت خاک و خولی دیدم که لباس بسیجی که بر تنش زار می‌زد و داشت جعبه مهمات جابجا می‌کرد. فرمانده گردان گفت ایشان آقامجتبی فرزند حضرت آقا هستند. من مانع کارش نشدم و گذاشتم در همان گردان یعنی گردان حبیب بماند. گردان حبیب چهار مجتهد داشت و بیشتر نیروهایش هم طلبه و دانشجو بودند. گردان عمار تمامی دانشجو بودند. به هر حال هر گردانی خلق و خوی خودش را داشت.

گردان میثم جای"داش"مشتی ها بود. بیشتر آن از بچه‌های میدون شوش بودند. اتفاقا پسر شهید رجایی یعنی کمال هم در همان گردان بود.

آقا گفته بودند سعی کنید فرزندانم اسیر نشوند،شهیدومجروح اشکالی ندارد

سال ۶۶ متوجه شدم که آقا مصطفی به جبهه آمده است، آن وقت او را پیش خودمان نگه داشتم و چون طلبه بود پیش نماز ما در لشکر شد.

مصطفی خامنه ای بانام مستعار(جعلی)به جبهه می رفت

البته این بار با یک فامیلی دیگری آمده بود تا به راحتی بتواند کارهایش را همچون بسیجی‌ها انجام بدهد. اما حضرت آقا یک پیغامی داده بودند که فرزندانم اگر شهید شدند، عیبی ندارد، اگر مجروح یا جانباز هم شدند عیبی ندارد اما سعی کنید اسیر نشوند.

شش هفت سال قبل که کتاب‌های لشکر ۲۷ نوشته شد، حضرت آقا تعدادی از این کتاب‌ها از جمله همپای صاعقه، دسته یک و ضربت متقابل را خوانده بودند و به دفترشون گفته بودند که بگویید بچه‌های لشکر بیایند. سردار محقق، فرمانده گردان حبیب که رئیس ستاد لشکر شده بود، همان جا سوالی از حضرت آقا پرسید و گفت: شما آن موقع این پیغام را داده بودید و دلیلش چه بود؟ حضرت آقا گفتند: چون سوال کردید من جواب می‌دهم. من از این جهت پیغام دادم که اگر شهید می‌شدند، می‌شدم پدر شهید و اگر هم مجروح می‌شدند، می‌شدم پدر جانباز مانند همه اما گفتم سعی کنید اسیر نشوند، چون اگر این‌ها اسیر می‌شدند و بچه‌ها را می‌شناختند آن وقت می‌آمدند به من فشار می‌آوردند و از احساس پدری من سواستفاده کنند تا از من امتیاز بگیرند و من هم امتیاز بده نبودم. اگر یادتان باشد مقام معظم رهبری در خطبه نمازجمعه ۲۹ خرداد ۸۸ به سران فتنه گفت: شما خیال نکنید من امتیاز بده به کسی هستم بروید از راه قانونی کار خودتان را پیگیری بکنید.

منبع: ۲۸ دی ۱۳۹۳مشرق
***
والدین +برادران وتنهاخواهرآیت الله خامنه ای
%d9%be%d8%af%d8%b1%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8

پدر: سید جواد خامنه ای در جمادی الآخر ۱۳۱۳ در نجف اشرف به دنیا آمد. دو سه ساله بود که در بازگشت خانواده به آذربایجان به تبریز آمد. دوران نوجوانی را در جریان رخداد های نهضت مشروطه گذراند.شاهدمبارزات شوهر خواهر خود، شیخ محمد خیابانی بود.

 سپس به تبریز بازگشت وسپس به بادکوبه رفت و از طریق کشتی راهی" عشق آباد" شد و از آنطریق  به خراسان رسید. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسن قمی، میرزا محمد آیت الله زاده خراسانی، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی تلمذ کرد.حدود ۹ ماه در مشهد توقف کرد،در سال ۱۳۴۵ ق و در نخستین سال از سلطنت رضا شاه، راهی نجف اشرف شد. پس از ۶ سال در بازگشت به ایران راه به سوی نجف گشود. درهمین سال همسر ش درگذشت 
حجت الاسلام سید جواد خامنه‌ای امام جماعت مسجد ترک‌ها در مشهد بود
. او از ازدواج اولش سه دختر به نام‌های علویه، بتول و فاطمه داشت که همگی فوت کرده‌اند.پس از درگذشت همسر اولش با خدیجه میردامادی، ازدواج کرد که از این ازدواج دارای ۴ پسر (سید محمد، سید علی، سید هادی و سید حسن) و یک دختر(بدری) او پس از ۹۳ سال زندگی در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ درگذشت
پدر بزرگ مادری رهبر ایران، زاده و بزرگ‌شدهٔ نجف و دانش‌آموختهٔ حوزهٔ علمیهٔ نجف و نیز از سادات میردامادی اصفهانی و مشخصاً نجف‌آبادی بود. او حدوداً در ۴۰ سالگی به ایران مهاجرت کرد و در مشهد به تبلیغات مذهبی و تحصیل و تدریس و نوشتن کتاب‌های اسلامی مشغول بود. او در زمان کشف حجاب در حکومت رضاشاه در مسجد گوهرشاد مشهد مبارزاتی کرد و پس از مخالفت با این طرح به سمنان تبعید شد و در مسجد جامع گوهرشاد سالیان بسیار امام جماعت بود و تفسیر قرآن می‌کرد و کتاب تفسیر قرآن خلاصهالبیان را نوشت. شوهرعمه‌اش شیخ محمد خیابانی بود.

مادررهبری: بانو خدیجه میردامادی تنها فرزند آیت الله سید هاشم نجف آبادی  از همسر اول بود.وی در ۱۶ اردیبهشت ۱۲۹۳ در نجف اشرف به دنیا آمدودر ۱۵ مرداد ۱۳۶۸ سن۷۷سالگی در گذشت

خاطره رهبرانقلاب ازوالدین وسختیهای دوران کودکی:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر… زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه ۶۰ ـ ۷۰ مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»
 «مادرم خانمی بود بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ شناس –البته نه به معنای علمی، بلکه به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ–، با قرآن کاملاً آشنا بود»
حجت الاسلام سید جواد"چدررهبرانقلاب" و پدربزرگ پدریش سید حسین از روحانیان آذری مقیم نجف بودند و نیایش اهل تفرش که به آذربایجان هجرت کرده‌بود. مادرش خدیجه میردامادی که متولد سال ۱۲۹۱ بود در سال ۱۳۶۸، تنها دو ماه بعد از شروع رهبری او درگذشت
 
آقای مهندس  میرحسین موسوی،  پدرشان ایشان- پسرعمه پدر ما هستند، پدر ایشان و عموهای ایشان سال‌های سال به مشهد می‌آمدند، به خانه ما می‌آمدند، با هم ارتباط داشتیم؛ خب آدم‌های خیلی متدین، خیلی نجیب و خیلی درستکار بودند./سیدهادی خامنه‌ای /۲۱ آذر ۱۳۹۵خبرآنلاین
 

برادران رهبرانقلاب

سید محمد (متولد ١٣١۴)برادر بزرگتر خامنه ای، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی بوده و در حال حاضر ریاست بنیاد حکمت اسلامی صدرا را بر عهده دارد. برادر کوچکترش

سیدهادی(متولد١٣٢۶) نیز روحانی و فعال سیاسی عضو مجمع روحانیون مبارز است، که در سال ۱۳۷۹ روزنامهٔ حیات نو را منتشر کرد که بعداً به دستور دادگاه ویژهٔ روحانیت توقیف شد. خواهر تنی او بدری همسر شیخ علی تهرانی است. علی تهرانی روحانی فعّال در دوران انقلاببود که به مجاهدین خلق گرایید و به عراق پناهنده گشت. او در سال ۱۳۷۴ به همراه خانواده‌اش به ایران بازگشت. کوچکترین برادر او، سید حسن(متولد١٣٢٩)، مسئول هیئت‌های رسیدگی به تخلفات اداری وزارت نفت و نمایندهٔ وزیر نفت در این هیئت، و عضو شورای پروانه نمایش است./روحانی نیستند

خواهررهبری:آیت الله خامنه ای، تنهایک خواهر دارد بنام "بدر السادات"(متولد١٣٢١)که  همسر شیخ علی تهرانی است.

دامادرهبرانقلاب"شیخ علی تهرانی"کیست؟

شیخ علی تهرانی، از روحانیون جنجالی صدر انقلاب در اولین حضور علنی"بعدازدیپورت ازعراق" در یک مراسم عمومی در آئین تشییع و تدفین برادر محمد ملکی (اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب) شرکت کرد.مهر ۱۳۹۴



 شیخ علی تهرانی(علی مرادخانی ارنگه­) متولد ۱۳۰۵ شمسی است؛ او که شوهر خواهر رهبرانقلاب است؛ نمایندهٔ مردم استان خراسان در مجلس خبرگان قانون اساسی بود. او از مبارزان انقلابی بود که چندی پس از انقلاب از مخالفان نظام و حزب جمهوری اسلامی شد.

اولین فردی که نسبت به تبار افغانی جلال الدین فارسی(نامزد حزب جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری) افشاگری کرد و باعث کنار رفتن جلال الدین فارسی از رقابت ها شد، شیخ علی تهرانی بود.

شیخ علی تهرانی  در سال ۱۳۶۳ از ایران گریخت و در زمان جنگ به عراق پناهنده شد و از تلویزیون عراق به تبلیغ ضد نظام جمهوری اسلامی پرداخت.او در سال ۱۳۷۴ به ایران بازگشت.

پس از درگذشت مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی اولین امام جمعه تهران در شهریور ۱۳۵۸، مرحوم آقای منتظری به عنوان جانشین ایشان انتخاب شد .اما پس از چند هفته وی به علت حضور در قم از، امام خمینی خواست تا کس دیگری راامامت جمعه تهران را بر عهده گیرد . امام  نیز حضرت آیت الله سید علی خامنه ای را به امامت جمعه تهران برگزیدند . این انتخاب خوشایندمخالفان و منافقان نبود ،ازجمله شیخ علی تهرانی که آن موقع فردپرآوازه بود!ایشان،در دیماه ۵۸ – در نامه ای به حضرت امام خمینی ضمن وارد کردن اتهاماتی به  بزرگان نظام شهید بهشتی ،آیت الله العظمی خامنه ای و هاشمی رفسنجانی ، از امام  می خواهد تا در انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان امامت جمعه تهران تجدید نظر کند . در بخشی از نامه تهرانی به امام  آمده است :

….امام امت ، فردی را امام جمعه تهران کرده اید ، برای دوستان ……..  با وجود علما و فضلای بسیاری در تهران که مسلم از این کار ناراحت می شوند . صلاح است تجدید نظر نمایید و با افراد بی نظر مشورت نمایید .نه با افراد جاه طلب و دست اندرکار .خدا می داند با آنکه جز کار علمی برای هیچ کار دیگری مهیا نیستم ، و ذره ای دلبستگی به دنیا و اهلش ندارم ! در این مرحله وظیف شرعی خود می دانم با نادرستی که به فاجعه ختم می شود و تاریخ انقلاب اسلامی را لکه دار می کند …مبارزه نمایم./ روزنامه جمهوری اسلامی ،۳۰ دی ۱۳۵۸

آیت الله خامنه ای آنزمان نماینده حضرت امام  در دانشگاه تهران نیز بود ،در جمع دانشجویان در پاسخ به سوالی پیرامون اتهامات و توهین های شیخ علی تهرانی گفت :

…. بعضی از حرف هایی که ایشان زده اند ، اتهام نیست دشنام است .مثلا فلانی آدم جاه طلبی است . این دیگر تهمت نیست ، دشمنی است …بنده به  نوبه خودم از اینکه یک شخصی به من اهانت کند ، نه فقط ناراحت نمی شوم و اهمیت نمی دهم ، بلکه به آسانی حاضرم از  اهانت و دشنام او بگذرم و اگر تهمتی هم وجود داشته باشد ، حاضرم که هیچ در صد در صدد رفع تهمت برنیایم . به این علت که " آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است "/روزنامه جمهوری اسلامی -۲ بهمن ۵۸

۲ اردیبهشت ۱۳۶۴، خانم بدری خامنه‌ ای (همسر شیخ علی تهرانی) در یک کنفرانس مطبوعاتی در بغداد حضور یافت. وی در این کنفرانس گفت که به همراه ۳ دختر و ۲ پسرش برای پیوستن به پدرشان از میان جبهه ایران-عراق فرار کرده و به عراق آمده‌است و فاقد پاسپورت هستند.

مسؤلیتهای آیت الله علی تهرانی

 تهرانی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ریاست دادگاه انقلاب مشهد و  اهواز شد  

در سال ۱۳۵۸ از سوی حزب جمهوری اسلامی مشهد داوطلب مجلس خبرگان قانون اساسی شد که به عنوان نفر هفتم "نماینده محلس خبرگان"از خراسان انتخاب و به خبرگان راه یافت. به دلیل آن‌ که وی آثاری در اقتصاد اسلامی نوشته بود، در مجلس خبرگان در کمیسیون مالی و اقتصادی حضور داشت.
شیخ‌ علی‌ تهرانی‌ در سال‌ 1358خواستار محاکمه‌ی‌ علنی‌ عباس‌ امیر انتظام‌ شد و رهبران‌ انقلاب‌ را متهم‌ به‌ ارتباط‌ با امیر انتظام‌ نمود، دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌ را به‌ خاطر تصرف‌ لانه‌ی‌ جاسوسی‌ آمریکا مورد حمله‌ قرار داد. دشمنی‌ با حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ یکی‌ از رویکردهای‌ وی‌ بود
اوانتقادازرهبرکبیرانقلاب"امام خمینی "هم فروگذارنشد
تهرانی کتابی تحت عنوان "اخلاق اسلامی" تألیف کرده است که امام خمینی دریکی ازسخنرانیهایش اشاره به آن می کند:کسی که کتاب اخلاق و توحید می‌نویسد، اما خودش از آن بی‌خبر است".
شیخ علی بعدازورودبه ایران( سال ۱۳۷۴) محاکمه وزندانی شد،۲۰سال هم محکوم شدامابعلت بیماری قلبی وجهالتهای دیگرش در  سال ۱۳۸۴ موردعفوقرارگرفتند.
فرزندان شیخ علی تهرانی
 سه دختر و دو پسر است. فرزند بزرگ او دکتر محمود مرادخانی هم‌اکنون مقیم فرانسه است

 ***

%d8%a2%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c
مصاحبه باهمسرآیت الله خامنه ای(منصوره خجسته باقرزاده)

لطفا کمی از دوران مدرسه تان برای ما بگوئید

من خاطرات روشنی از دوران مدرسه ام از جمله معلم فرزانه قرآنم،خانم پور رنجبر دارم که گویا اخیراً به رحمت ایزدی پیوسته اند این خانم محترم و متین معلم قرآن ما بود.آن روزها لباس او منحصر به فرد بود.گرچه چادر سرش نمیکرد اما حجاب کامل اسلامی داشت.مقنعه بلند او تا کمرش می رسید این خانم شیوه ابداعی ویژه ای در تدریس قرآن داشت.چهره اش که مملو از متانت و وقار بود هنوز جلوی چشمانم هست و هرگز نمیتوانم فراموشش کنم.



شما چطور با همسرتان آشنا شدید؟

من در سال ۱۳۴۳با ایشان ازدواج کردم، البته این ازواج همانطور که در خانواده مذهبی آن زمان مرسوم بود، صورت گرفت به این ترتیب که مادر ایشان برای خواستگاری به منزل ما آمدند و بعد از مباحثات معمول مراسم ازدواج انجام شد.



لطفا کمی در مورد زندگیتان، طی دوران قیام اسلامی علیه شاه صحبت بفرمایید

آن زمان دوران مشقت باری بود و امتحان الهی بود و من خودم را برای تمام مشکلات ممکن آماده کرده بودم و هرگز درباره هیچ چیز لب به شکوه نگشودم. یادم می آید که طی اولین ماههای بعد از ازدواجمان،یک روز همسرم از من پرسید:اگر من دستگیر شوم تو چه احساسی خواهی داشت؟این سوال غیر منتظره ای بود و من ابتدا خیلی ناراحت و آزرده خاطر شدم،اما ایشان آنقدر درباره درگیری،خطرات و مشکلاتش و وظیفه همه افراد در این رابطه صحبت فرمودند که کاملا مرا قانع کردند.

ایشان این مطلب را درست همان روزی که امام خمینی دوباره بازداشت شدند و ایشان را از قم به تهران آورده و سپس به ترکیه تبعید کردند،مطرح نمود.درآن روز آقای خامنه ای و دیگران در مشهد برای نشان دادن مخالفتشان با این امر آماده شده بودند و در همین زمان بود که از من دربرخورد با مساله دستگیریشان سوال کردند.از همان روز من خودم را از لحاظ فکری آماده رویارویی با خطراتی که در راه مبارزات همسرم پیش خواهد آمد،نمودم.بنابراین،هر وقت ایشان زندانی یا تبعید میشدند یا هنگامی که مجبور بودند پنهانی و مخفی فعالیت نمایند،تمامی مشکلات را با راحتی تحمل میکردم.بعد ها که ما فرزندان بیشتری داشتیم و زندگی گاهی اوقات مشکل تر می شد که البته خداوند همیشه ما را یاری می نمود و هرگز نا امید نشدم.



شما چگونه همسرتان را در مبارزاتشان یاری نمودید؟

فکر می کنم بزرگترین نقش من حفظ جو آرامش خانه بود.طوری که ایشان بتوانند با خیال راحت به کارشان ادامه دهند.من سعی داشتم تا ایشان را از نگرانی در مورد خو و فرزندانم دور نگهدارم.گاهی اوقات که برای ملاقات ایشان به زندان می رفتم از مشکلاتی که داشتیم چیزی به ایشان نمی گفتم و در پاسخ به سوالاتشان درباره وضعیت خودم و فرزندان صرفا خبرهای خوب می دادم.برای مثال،طی ملاقاتهایی که با ایشان در زندان داشتم یا در نامه هایی که در دوران تبعید برای ایشان می نوشتم هرگز چیزی در مورد بیماری فرزندان نمی گفتم و نمی نوشتم.

البته من نیز در زمینه های مختلف نظیر پخش اعلامیه ها،حمل پیام ها،اختفای اسناد و نظیر آن فعالیت داشتم.ولی فکر میکنم اصلا قابل ذکر نیستند.در آخرین ماههای مبارزه در رابطه با پیام های تلفنی امام خمینی از پاریس کار میکرد من آنها را برای تکثیر و توزیع به مراکزی در مشهد و دیگر شهر ها ارسال می نمودم و اخبار را از مشهد و دیگر شهرهای خراسان جمع آوری نموده و به پاریس مخابره می کردم.اما فکر می کنم مهمترین کار زنان مبارز و آزاده آن زمان ،پشتیبانی معنوی،همدردی و راز داری و تحمل مشقات بود.



آیا همسرتان در خانه به شما کمک میکنند؟

در حال حاظر نه ایشان چنین فرصتی دارند و نه از ایشان چنین انتظاری داریم.اما یک خصیصه بسیار پسندیده ای که ایشان دارند و می تواند نمونه و سر مشقی برای دیگران باشد این است که زمانی که ایشان در منزل هستند، اگرچه معمولا خسته از کار روزانه می باشند اما سعی دارند تا جو خانه را از مشکلات محیط کارشان به دور نگهدارند.



آیا شما کارمند دولت هستید؟

به عنوان یک زن مسلمان در جمهوری اسلامی ایران، نظیر تمامی خواهران مسلمان دیگر، وظایفی بر عهده دارم و با تمام توانم آنها را انجام می دهم، اما هیچ مسوولیت رسمی بخصوصی ندارم.



همسر شما چه انتظاری از شما دارند؟

ایشان بیش  از هر چیزی دیگری انتظار دارند که محیط خانوادگی آرام و شاد و سالم باشد.



لطفا نظراتتان را در مورد حجاب اسلامی برای خوانندگان ما بفرمایید

به نظر من "بهترین پوشش برای خارج از منزل،چادر،میباشد". البته شرعا پوشیدن انواع دیگر پوشش در صورتی که بدن را کامل بپوشاند و جذب و تنگ نباشد اشکالی ندارد.اما به طور کلی چادر ترجیح دارد.برای درون خانه کاملا متفاوت است.البته پوشش در هر شرایطی باید مطابق عفت اسلامی باشد.



سیره زندگانی شما چگونه است؟

سالهاست که ما اشیای تجملاتی را به خانه مان راه نداده ایم.زیبایی خوب است اما نباید خودمان را درگیرزندگی  تجملاتی بکنیم.ما در خانه مان دکوراسیون به معنای متداول آن،فرشها و پرده های قیمتی،مبلمان و غیره نداریم. سالها پیش خودمان را از این چیزها رها کرده ایم،والدین آقای خامنه ای در این رابطه سر مشق ما بوده اند و مادر ایشان چنین تجملاتی را مورد انتقاد قرار میدادند و من نیز همین عقیده را دارم. همیشه به فرزندانمان توصیه میکنم که آنها هم باید در رفتار شخصی شان این گونه باشند.زیرا اشیای لوکس غیر ضروری میباشد.       



 منبع:قم فردا بنقل ازمصاحبه:ماهنامه خبری و فرهنگی ره آورد دانشگاه ( مجله"بنیاد اندیشه اسلامی "وابسته به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)در سال ۱۳۷۲ منتشر گردیده است»

***

اما مهم‌ترین وجه تشابه ایشان مسئله زهد و ساده‌زیستی و احتیاط در تصرف بیت‌المال و تقوا و پرهیزکاری مالی است. من چندان در جریان زندگی شخصی امام نبودم، ولی در جریان زندگی شخصی آقا بیشتر بوده‌ام. ایشان به حدی در مسائل مالی و بیت‌المال احتیاط می‌کند که موجب حیرت است. یکی دو نمونه‌اش را بیان می‌کنم. این برای خود من مسئله شده که اگر زهد و تقوای مالی این است که آقا رعایت می‌کند، پس حساب ما پاک است!

یک روز چند تا نامه برای امضا برده بودم، نمی‌دانم امور حسبیه بود یا احکام ائمه جمعه، یادم نیست. نامه را گذاشتم و دیدم ایشان دنبال خودکار می‌گردند. اتفاقاً به تازگی یک کسی برایم روان‌نویسی آورده بود. آن قلم را دادم خدمتشان. ایشان با آن نوشت و گفت: «روان‌نویس خوبی است». گفتم: «خدمتتان باشد». آقا پرسید: «مال خودتان است یا مال بیت‌المال؟» گفتم: «مال دفتر شماست». گفت: «اگر مال خودت بود، قبول می‌کردم، ولی اگر مال دفتر است، قبول نمی‌کنم» و قبول نکرد. من آن روز فکر کردم ایشان حتی در مورد خودکاری که مال دفتر خودش است، حاضر نیست آن را برای خودش بگیرد، راجع به امور دیگر که وضع معلوم است. این چیزی که می‌گویم تصنع و ریاکاری نبود. خودمان دو تایی نشسته بودیم و بیان این حرف هم خیلی برای آقا عادی بود. معلوم بود که طبیعتاً این ‌طوری است.

حتی شنیدم گاهی بچه‌هایشان که برای درس و کلاسشان نیاز داشتند ورقه‌هایی را فتوکپی کنند و از دستگاه فتوکپی دفتر استفاده می‌کردند، آقا فهمیده و گفته بود: «این چه کاری است که می‌کنید؟ اگر هم فتوکپی گرفتید، پولش را همانجا کنار دستگاه بگذارید». متصدی دستگاه فتوکپی که می‌آمد می‌دید مقداری پول کنار دستگاه است. که پس از پیگیری فهمیده بود مربوط به فرزندان آقا و این کار دستور ایشان است.

از این موارد زیاد است. آدم متحیر می‌ماند. اگر احتیاط و زهد و پرهیز این است، پس ما چه کار می‌کنیم!

خبرگزاری فارس: آیت الله رسولی محلاتی۹۱/۰۸/۲۸خبرگزاری فارس

 توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:روزنامه جمهوری اسلامی در ۵ تیرماه ۱۳۶۲مصاحبه ای دیگری بمناسبت ترورششم تیر ماه سال ۱۳۶۰آیت الله خامنه ای -باهمسررهبرانجام داده اندکه دراین لینک مراجعه کنید

http://www.pirastefar.ir/?p=2310 

درباره نویسنده

1133مطلب نوشته است .

۵ Comments on “فرزندان رهبرانقلاب”آیت الله خامنه ای”چه کاره اند؟”

  • مهدی مرادی wrote on ۱ دی, ۱۳۹۵, ۲۰:۱۷

    سام عزیزان واقعا ما چ رهبری داریمو قدر این بزرگوارونمیدونیم،اونایی ک میخوان ولایت فقیه رو تخریب کنن باید بدونن ک با این حرفای دروغ پشت سر فرزندان امام خامنه ب هیچ جایی نمیرسن،چون ما هیچ وقت پشت ولایت فقیه و رهبرمون رو خالی نمیکنیم…

  • زهراسادات wrote on ۲۱ دی, ۱۳۹۵, ۶:۴۲

    البته این که نظر موافقان نظام هست
    ولى مخالفان نظام هم به ساده زیستى حضرت آقا إذعان دارند
    اولین کسایى که اینو به زبون آوردن مهاجرانی بود، حالا یکى یکى دارن اعتراف میکنن حتى توى رسانه هاشون
    حتى اگرم اینهارونمى شنیدم کاملاًبه زهد امامم اعتقادداشتم
    چون توى مجلس خبرگان هم هستن کسایى که طاقت دیدن مقام رهبرم روندارن ومنتظرن کوچکترین آتویى از ایشون بگیرن تا ردصلاحیت وخلعشون کنن! ولى تابحال که رهبرعزیزم تاج سر ما موندن و مخالفانشون این آرزو رو به گروه خواهند برد.
    «لبیک یا قائدنا الامام سید على الحسینى الجوادى الخامنه اى»
    {مولاى من براى همیشه در قلب و روح من جاى دارى}

  • mohsen wrote on ۱۲ فروردین, ۱۳۹۶, ۰:۴۱

    باور نکنید ساده نباشید

  • یوسف دلاوری نژاد wrote on ۱۳ فروردین, ۱۳۹۶, ۱۹:۴۸

    سلام. عرض ادب و احترام
    خدمت رهبر عزیز و فرزانه ام. لبیک یا امام خامنه ای
    .جانم به فدایت آقا جان.
    مرگ بر ضد ولایت فقیه.
    رهبر عزیزم زندگیم. جانم به فدایت.
    در پناه حق
    لبیک یا خامنه ای….

  • فاطمه پیرمحمدی wrote on ۱۷ فروردین, ۱۳۹۶, ۲۱:۲۷

    جان ناقابلی دارم اقا
    اگر بپذیرید..

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما