تفاوت تعقّل، تفکّر و تدبّر چیست؟ارزش علم

تفکر و تعقل،چیست؟ ارزش علم

در قرآن ۴۷ بار کلمه "عقل‌" 18 بار "فکر"، ۱۶ بار "لُب‌ّ" چهار بار "تدبر" و چند بار "فقه‌" تکرار شده. برخی از آیاتی که در آن‌ها انسان به تفکر و تفقه فرا خوانده شده.

  تدبر این است که قلب با توجه به عواقب در کارها می اندیشد .(1) فکر و تفکر این است که قلب با توجه به دلائل و برهان در کار یا موضوعی می اندیشد . به گفته راغب اصفهانی فکر نیرویی است که علم را به سوی معلوم برد. به گفته فلاسفه حقیقت تفکر مرکب از دو حرکت است، حرکتی به سوی مقدمات هر مطلب، سپس حرکتی از مقدمات به سوی نتیجه که مجموعه این دو حرکت سبب شناخت و معرفت اشیا می شود . (۲) تفقه تلاش برای فهمیدن ژرف و عمیق است . فقه عبارت است از آگاهی بر مطلب پنهان به کمک مطلب حاضر و موجود .(۳)

اما معنای عقل و تعقل به نیرویی گویند که انسان نفس خود را حبس کند.نگذارد که هواها به او سرایت نماید .در اصل از عقال به معنی طنابی است که بر پای شتر می بندند تا حرکت نکند . از آن جا که نیروی عقل انسان را از کارهای ناهنجار باز می دارد، عقل گفته می شود .(۴) به همین جهت ادراکی که انسان دل به آن می‏بندد و چیزی را با آن درک می‏کند، عقل نامیده می‏شود. هم چنین نیرویی که به واسطه آن خیر و شر و حق و باطل را از یکدیگر تشخیص می‏دهد. مقابل آن جنون، سفه و جهل است. (۵)

پاورقی: ۱٫ بقره‌، ۲۱۹ ، سبأ، ۴۶ و ۲۶۶; انعام‌، ۵۰; آل‌عمران ،۱۹۱; اعراف‌، ۱۷۶; رعد،۳ . تفقّه‌: انعام‌، ۶۵ و ۹۸; توبه‌، ۸۱ و ۱۲۳ ۲٫ مجمع البحرین، ج ۲ ،ص ۸٫ ماده دبر . ۳٫ همان ،ج۳ ،ص ۴۲٫ ۴٫ همان ،ص ۲۲۲؛ مفردات راغب ،ماده عقل . ۵٫ تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۲۵۰ و ج ۵ ،ص ۲۶۷ به بعد 

                                         ***

 اولوا الالباب چه کسانی هستند

اولی الاَلباب: این ترکیب به معنای دارندگان خرد و عقل است 1.

واژه «أولى» به معنای صاحبان، و جمعی است که مفرد ندارد. برخی گفته‌اند: اسم جمع و مفردش «ذو» است؛ مانند غنم که مفردش شاه است 2. «أولات» برای مؤنث و جمع «ذات» است 3.

اولى از جهت اعراب به جمع مذکر سالم ملحق است؛ یعنی در حال رفع با واو (اولو) و در حال نصب و جر با یاء (أُولی) خوانده مى‌شود۴

الباب، جمع –لُبّ– و "لباب" به معنای چیز خالص و پاک شده است که به اختلاف موارد مصادیق متفاوتی دارد. «لُب الإنسان»، روح پاک و با صفای او، یا خرد خالص و ناب و پاک از شوائب اوهام است. –لب النخله و الجوز و اللوز– مغز نخل و گردو و بادام است 5. این واژه در قرآن کریم، فراوان و در همه موارد به صورت جمع آمده

۱ ـ مجمع البیان، ج۱ ۲، ص۴۸۱٫ 2 – ـ اقرب الموارد، ج۱، ص۲۴،«ا و ل».

۳ – ـ الصحاح، ج۴، ص۲۵۴۴٫۴ – ـ اعراب القرآن، ج۱، ص۲۹۳  /      5 – ـ ر.ک: مفردات، ۷۳۳؛ المصباح، ص۵۴۷ و التحقیق،ج۱۰، ص۱۵۵، « ل

***

قرآن در بسیاری از آیات عقل انسان را به منزله لب یعنی مغز به معنایی که عرض کردم می داند، یعنی آدم که آدم است، به این هیکل و اندام نیست، آدمی بودن آدم به آن چیزی است که «در باطن اوست.» اندام هر کسی برای او مثل پوست گردوست، قشری است که بر روی حقیقت او قرار دارد. آدمیت انسان به عقل و روح انسان است. اگر کسی از نظر اندام خیلی هم کامل و رشید و سالم باشد اما روحی، عقلی، فکری در درون نداشته باشد مثل بادامی است که پوست خوبی دارد ولی وقتی بشکنید می بینید پوک است. " «یا اولی الالباب»" ای مغزدارها، ای انسانهایی که پوک نیستید. «الذین امنوا»؛ ای عقل دارهایی که ایمان آورده اید. نگفت ای عقل دارها. ما عقل دارهایی داریم که متأسفانه این یک بال را دارند ایمان ندارند، و ایمان دارهایی داریم که عقل ندارند. این خیلی تعبیر عجیبی است: «یا اولی الالباب الذین امنوا» (طلاق/ ۱۰)؛ ای عقل دارهایی که با ایمان هم هستید، ای صاحبان این دو مزیت عالی، ای صاحبان عقل و ایمان. در بعضی آیات دیگر هست: «و قال الذین اوتوا العلم و الایمان»؛ و کسانی که دانش و ایمان یافته اند. (روم/ ۵۶). اینجا کلمه عقل و ایمان آمده است. در پایان آیه اندیشمندان و صاحبان عقل و هوش را مخاطب ساخته و تأکید مى کند که از خدا بپرهیزید تا رستگار شوید.

 علما و دانشمندان چه کسانی هستند

در قرآن کریم ،تعبیرات و اصطلاحات گوناگونی برای علما و دانشمندان ذکر شده که عبارتند از :«علما ،عالمون و عالمین ،الذین یعلمون ،الذین اوتوا العلم ،الراسخون فی العلم ،اولوا العلم ،اولوا الالباب و اولی الالباب ،اولی النهی ،اولی الابصار ،من عنده الکتاب من عبده من الکتاب ،قوم یعملون قوم یعقلون ،قوم یتفکرون ،ربانیون (علمای مسیحی )،احبار(علمای یهود )و رهبان» 

مجموعه ایاتی که در قران در مورد الباب سخن به میان امده است:

بقره ۲۶۹ و ۱۹۷ ، ال عمران ۷، رعد۱۹، ابراهیم ۵۲، ص ۲۹، و مائده ۱۰۰، طلاق ۱۰

یُؤتِی الْحِکْمَهَ مَن یَشَاءُ وَمَن یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ (بقره ۱۶۸) 

(خدا) به هر کس که بخواهد حکمت مى‏بخشد، و به هر کس حکمت داده شود، به یقین‏، خیرى فراوان داده شده است‏؛ و جز خردمندان‏، کسى پند نمى‏گیرد. (بقره ۱۶۸) لازمه پند گرفتن خردمند بودن است

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فیهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏ وَ اتَّقُونِ یا أُولِی الْأَلْبابِ  (بقره ۱۹۷)

حج در ماههاى معینى است پس هر کس در این [ماه]ها حج را [برخود] واجب گرداند [بداند که] در اثناى حج همبسترى و گناه و جدال [روا] نیست و هر کار نیکى انجام مى‏دهید خدا آن را مى‏داند و براى خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگارى است و اى خردمندان از من پروا کنید (۱۹۷ بقره)خردمندان نیز مورد تذکر قرار می گیرند لازمه پرهیزگاری خردمند بودن است

سوره ال عمران : آیه ۷ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ ( ال عمران ۷)

این خداوند است که این کتاب [قرآن‏] را بر تو فرو فرستاد. پاره‏اى از آن، آیات محکم [صریح و روشن‏] است. آنها اساس کتابند و [پاره‏اى‏] دیگر متشابهاتند [که تأویل‏پذیرند]. اما کسانى که در دلهایشان انحراف و کجی است، براى فتنه‏جویى و طلب تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پیروى مى‏کنند، با آنکه تأویلش را جز خدا کسى نمى‏داند. و ریشه‏داران در دانش [آنان که‏] مى‏گویند: «ما بدان ایمان آوردیم، همه [چه محکم و چه متشابه‏] از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان کسى متذکر نمى‏شود. ( ال عمران ۷)تذکر خدا تنها به درد خردمندان می خورد زیرا در تذکره ها تفکر می کنند 

أَفَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ )رعد۱۹(

آیا کسی که میداند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر میشوند)رعد۱۹(خردمندان افرادی مهم هستند زیرا تنها آن ها متذکر می شوند

هَذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِیُنذَرُواْ بِهِ وَلِیَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَلِیَذَّکَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ﴿ابراهیم ۵۲﴾

این [قرآن] ابلاغى براى مردم است [تا به وسیله آن هدایت‏شوند] و بدان بیم یابند و بدانند که او معبودى یگانه است و تا صاحبان خرد پند گیرند ﴿ابراهیم ۵۲﴾ صاحبان خرد نیز باید پند بگیرند

کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ) ص ۲۹ (

این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند) ص ۲۹ (خردمندان در آیات قرآن تفکر می کنند خردمندان متذکر می شوند

قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَهُ الْخَبیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) مائده ۱۰۰ (

بگو: هرگز پلید و پاک ( چه از روان انسانی باشد و چه از عقاید و اخلاق و عمل وی ) یکسان نیستند هر چند زیادی پلیدها تو را به شگفت آورد. پس ای صاحبان خرد ، از خدا پروا کنید ، شاید رستگار گردید.) مائده ۱۰۰ (خردمندان نسبت به دیگران به رستگاری نزدیک ترند

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ یَا أُوْلِی الْأَلْبَابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْرًا (طلاق۱۰)

خدا براى آنان عذابى سخت آماده کرده است پس اى خردمندانى که ایمان آورده‏اید از خدا بترسید راستى که خدا سوى شما تذکارى فرو فرستاده است(طلاق۱۰) خداوند توجه ویژه ای به خردمندان مومن دارد   

***

 تدبر، یعنی گرفتن چیزی بعد از چیز دیگر و در مورد آیات قرآن به معنای تأمل در آیه پس از آیه دیگر و یا تأمل بعد از تأمل است. /المیزان

تدبر» از ماده «دبر» (بر وزن أبر) به معنی
بررسی نتایج و عواقب چیزی است؛ به عکس  تفکر که بیشتر به بررسی علل و اسباب چیزی گفته می‌شود./نتفسرمونه

                                                           ***

 آیا تفکر به خودی خود ارزشمند است؟

 تفکر، اساس تعقل را تشکیل می‌دهد یعنی اگر تفکر نباشد تعقل نخواهد بود از این رو این تعقل، منشأ خود علم فلسفه است. خود تفکر، وسیله‌ای برای رسیدن به حقایق است و اساساً در اسلام خود تفکر، ستوده شده است به طوری که در روایات آمده است: «التفکر ساعته افضل من عباده سنه» لحظه‌ای فکر کردن از عبادت یک ساله بهتر است. همچنین در اسلام دستور زیادی بر تفکر داده شده است.

لذا این تفکر باید رهبری شود همچنان که اگر تعقل هم رهبری نشود یعنی اگر برای آن جهت و هدف خاصی، مشخص نشود به سمت فساد کشیده می‌شود. تفکر و تعقل، دو وسیله برای کشف حقایق است که باید از آن استفاده شود.

چه تفکری از عبادت یک ساله برتر است؟

– «تفکر» کیفیت عمل را بالا می‌برد زمانی ما نماز می‌خوانیم بدون اینکه در مخلوقات الهی تفکری کرده باشیم اما زمانی در خلقت، عظمت و پیچیدگی عالم تفکر می‌کنیم و در این راستا به عظمت الهی پی می‌بریم لذا هر مقدار که یقین ما بالاتر رود به همان نسبت عبادت ما ارزشمند خواهد بود. ارزش عبادت به درجه یقین افراد بستگی دارد تا به علم‌الیقین، عین‌الیقین یا حق‌الیقین نائل شوند. پس هرچه مراتب یقین بالاتر رود عبادت از ارزش بالاتری برخوردار خواهد شد و این موضوع به دلیل تفکر است.

جایگاه و عملکرد تفکر چیست؟

– تفکر انسان را به سوی خالق رهنمون می‌کند چون وقتی انسان تفکر کرد و عجایب خلقت را دید بیشتر به عظمت الهی توجه خواهد کرد لذا یقین او قوی‌تر شده و وقتی یقین قوی‌تر شد عبادت ارزشمندتر خواهد شد. بنابراین یک رکعت نماز کسی که به یکی از درجات یقین رسیده است قطعاً بیش از صد رکعت نماز فردی است که در پایه‌های ابتدایی بندگی و ایمان قرار دارد چرا که یقین یکی پایین و یقین دیگری در مراتب بالاتر است.

 باید در عظمت خلقت، تفکر کرد؛ «وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» و یا آیه «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ» بگو در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است. بنابراین دستور تفکری که در آیات قرآن بر آن تأکید شده است همه‌اش درباره مخلوقات است.

برخی از اندیشمندان می‌گویند: ما خداوند را در لابراتوار و در آزمایشگاه می‌بینیم. خب این بینش و توجهی که در آزمایشگاه در خصوص ریزه کارهای خلقت وجود دارد شخص عادی نمی‌تواند آنها را ببیند لذا حرفه‌هایی مانند پزشکی و آزمایشگاهی، منجر به بالاتر رفتن یقین انسان می‌شود و اگر این یقین با عبادت همراه شود ارزش این عبادت، از عبادت کسی که به این درجه از یقین نرسیده است بیشتر است.

 آیت‌الله سید محمود مجد، متولد سال ۱۳۱۸ است که در سن ۱۲ سالگی از تهران به قم رفت و در سن ۱۸ سالگی تحصیلات سطح را در قم به پایان رساند. وی ۶ سال از درس خارج فقه آیت‌الله العظمی بروجردی بهره برد و پس از رحلت این مرجع بزرگ شیعیان جهان، ۶ سال نیز،در کلاس درس امام خمینی(ره) شرکت کرد.هم‌اکنون  امام جماعت مسجد امام حسن مجتبی(ع) شهرک قدس (غرب) و مدیر حوزه علمیه باقرالعلوم است./۹۱/۰۶/۰۶فارس

                                           ***

حضرت علی(ع) :تفکرُ ساعهٍ افضل من عباده سبعین سنهٍ-ساعتی اندیشیدن برتر از هفتاد سال عبادت است.

حسن بن صیقل مى گوید: از امام صادق (ع ) پرسیدم: مردم از پیامبر روایت مى کنند که "اندیشیدن یک ساعت، بهتر از عبادت یک شب است

امام صادق (ع ) فرمود:هنگامى که انسان از کنار خرابه‌ای مى‌گذرد، بگوید: "آنها که در تو سکونت داشتند، کجایند؟ آنها که تو را ساختند کجایند؟ چرا سخن نمى‌گوئى؟۱ 

 تفکری برتر از عبادت است که موجب عبرت گرفتن و تعمق در احوال خود، و رابطه‌ی با خداست، که امام علیه السلام این مضمون را با طرح مصداقی بیان کرده‌است.

 امام صادق علیه السلام می‌خوانیم: "برترین عبادات، اندیشه‌ی مدام در خداوند و قدرت اوست2

اسلام، آیینی است بنا شده بر پایه‌های استوار اندیشه. و عبادت، که از منظر اسلام بسیار با اهمیت است، خود حاصل تفکری است که اساس اعتقادِ انسان مسلمان است.

معمر ابن خلاد می‌گوید از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود: "عبادت به نماز و روزه‌ی زیاد نیست، بلکه عبادت اندیشیدن در امر خداوند است!"3

در روایتی از امیر مؤمنان، علی علیه السلام آمده است:تفکر شخص را به سوی خوبیها و عمل به آنها فرا می‌خواند.۴

 ارزش تفکر تا بدانجاست که خود از عبادتهای بسیار بزرگ و ارزشمند است که هر کسی توفیق به جا آوردن آن را پیدا نمی‌کند. 

پاورقی

۱- علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن بعض أصحابه ، عن أبان ، عن الحسن الصیقل قال : سألت أبا عبد الله (ع) عما یروی الناس أن تفکر ساعه خیر من قیام لیله، قلت: کیف یتفکر؟ قال: یمر بالخربه أو بالدار فیقول: أین ساکنوک، أین بانوک، ما [با] لک لا تتکلمین

۲ – عده من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن أحمد بن محمد بن أبی نصر عن بعض رجاله، عن أبی عبد الله (ع) قال: أفضل العباده إدمان التفکر فی الله و فی قدرته.

۳ – محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد بن عیسى، عن معمر بن خلاد قال: سمعت أبا الحسن الرضا (علیه السلام) یقول: لیس العباده کثره الصلاه والصوم، إنما العباده التفکر فی أمر الله عز و جل .

۴ – محمد بن یحیى ، عن أحمد بن محمد ، عن إسماعیل بن سهل ، عن حماد . عن ربعی قال قال أبو عبد الله (ع) : قال أمیر المؤمنین (صلوات الله علیه) : [إن] التفکر یدعو إلى البر و العمل به .

                                                 ***

اسلام دین تعقل و تفکر است تا آنجا که امام رضا(ع) می‌فرمایند: عبادت، به فراوانی نماز و روزه نیست؛ عبادت واقعی، تفکر در کار خدای جلیل است.

بارها شنیده‌ایم که ائمه اطهار علیهم‌السلام بر مسئله تفکر، تأکید داشته‌اند و حضرت رسول(ص) فرموده‌اند: «یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است».

آیا تا حالا فکر کرده‌اید که اصلا در چه چیزی باید تفکر کرد و چگونه اندیشید تا مشمول این سخن پیامبر(ص) شویم؟!

برای چه نماز می‌خوانیم؟ برای چه روزه بگیریم؟ برای چه بندگی کنیم؟ اگر تفکر کردی و به جواب رسیدی، /بقول شهیدمطهری "شکی مقدس است که تورا به حقیقت برساند.

امام رضا(ع) می‌فرمایند:

عبادت، به فراوانی نماز و روزه نیست. عبادت واقعی، تفکر در کار خدااست.

آری! تفکر، وجدان آدمی را بیدار و او را به سجده در پیشگاه این بی‌انتهای هستی وا می‌دارد:

«وَیَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ یَبْکُونَ وَیَزِیدُهُمْ خُشُوعًا»؛ و به زمین افتاده و حال گریه و خشیت آنان افزوده می‌شود.

با تفکر، انسان به شناخت خویش و شناخت هستی و شناخت دنیا و شناخت الله و شناخت روش زندگی و مرگ می‌رسد.

حال سؤال اینجاست:

راجع به چه چیزهایی فکر کنیم؟

– اصلاً چگونه فکر کنیم؟

– مدل تفکر ما چگونه باشد؟

– موضوعاتی که باید به آنها فکر کرد چیست؟

برخی از موارد تفکر 

– تفکر در فلسفه‌ خلقت انسان 

– تفکر در سجده‌ فرشتگان بر انسان وعصیان شیطان

– تفکر در صفات و اسمای الهی

-تفکر در قیامت و جهان آخرت بهشتیان وجهنمیان

-تفکر در چگونگی حسابرسی اعمال

– تفکر در بهشت و نعمات آن 

-تفکر در پاداش‌های الهی  ووعده های الهی

– تفکر در مصنوعات الهی 

– تفکر در امدادهای الهی

– تفکر در عفو و بخشش الهی/ستاریت

– تفکر در وسعت رحمت الهی /سبقت رحمتش برغضبش

-تفکر در عذاب الهی 

-تفکر در عظمت الهی 

– تفکر در بی‌وفایی دنیا

– تفکر در تنوع روحیات انسان‌ها

– تفکر در عاقبت به خیرها و عاقبت به شرها 

– تفکر در مکر و حیله‌ ووسوسه های شیطان 

-تفکر در برکات سحرخیزی 

– اینکه خداوند رزاق چگونه روزی کموجوداتی که نمیتوانندرزق خودرا مثل مورچه ذخیره کنند چطوری می رساند

 وَکَأَیِّن مِّن دَابَّهٍ لَّا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّـهُ یَرْزُقُهَا وَإِیَّاکُمْ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۶٠﴾عنکبوت

۲۷-حیوانات چگونه نماز می خوانند وتسبیح می کنند؟/نور۴۱/اسرا۴۴

-ماجرای عزیر

-ماجرای تولدموسی دراون اوج خفقان وکشتارنوزادن پسر دراقصی نقاط مصر ولی تولدموسی درکاخ فرعون..ماجرای من وسلوی و..کل ماجرای موسی علیه السلام

-ماجرای یوسف پیامبروحسادت برادران وحیله شیطانی دربچاه انداختن وپیراهن آلوده به خون را پیش پدربردن..چگونگی نجات یوسف توسط کاروانیان وورودبه خانه عزیزمصر وماجرای زلیخا ورسیدن به مقام وزارت ومحتاج شدن برادران به او  وبوی پیراهن یوسف چگونه چشم نابینای پدررابیناکرد"چگونه بوی پیراهنرااستشمام کرد"

-ماجرای قتل هابیل توسط قابیل وآموختن "حفرقبر"ازکلاغ

-تفکردرقیام امام خمینی وبیش از۱۴سال ازدربدریهایش وتوفیقاتش

-تفکردرباره اینکه چرا فرزندان بعضی ازعلما منحرف شدند؟

-چگونگی تکلم بچه درگهواره"عیسی" وچگونگی امامت بچه ۵ساله/ارتباطش با محمدحسین طباطبایی کوچولوی حافظ قران دوران خودمان

توضیح مدیریت سایت:تفکرروی رویدادفتنه۱۳۸۸که چگونه آنهایی که سوابق درخشانی داشتندلغزیدند

تفکرروی اینکه احمدی نژادی که باحمایتهای رهبری به بالاترین مقام اجرایی کشوررسید،روبروی ولایت ایستاد،قهروخانه نشینی۱۱روزه

تفکر به اینکه همه روسای جمهور ازاولین"بنی صد تااحمدی نژادهمه شان یجورایی یاگندزدند ویا متهم شدند به ضدولایت فقیه  ازدائره نظام  خارجشان کردند!

ویااینکه چرا درانقلاب اینقدر"ریزش ورویش"عجیب داشتیم وووو

-همه آیاتی که عبرتهای آشکاروپنهانی درآن نهفته است ورازورمزهای گرانبها

و…..

                                           ***



                                       جایگاه تفکر و تعقل در قرآن 

۱- قرآن کریم به اشکال مختلف جایگاه بلند متفکران و دانشمندان را تذکر داده است : (زمر / ۹) (مجادله / ۱۱) (زمر / ۱۸). 

۲- انسان را به تفکر در آفرینش و تفکر در خودشان دعوت کرده است : (آل عمران / ۱۹۱) (روم / ۸).

۳- در بسیاری از آیات , بدون این که صریحا مردم را به تفکر دعوت کند, استدلال عقلی می آورد; و بدون این که اعتبار تعبدی خود را لحاظ کند با منکران احتجاج می کند: (هود / ۳۵) (انبیا

/ ۲۲) (مؤمنون / ۹۱).

۴- در تشریع احکام الهی , در بسیاری از موارد فلسفه احکام را بیان می کند, تا مردم از روی بینش , از آن تبعیت کنند: (عنکبوت / ۴۵) (بقره / ۱۸۳) (مائده / ۶) (مائده / ۹۱) (طه / ۱۴).

۵- در ده ها آیه نشانه های خود را به غرض به تفکر واداشتن مردم بیان می کند. تعابیری چون : (لعلهم یتفکرون , لعلکم تتفکرون , افلا تتفکرون , لقوم یتفکرون ) و یا تعابیری چون : (افلا تعقلون , افلم تکونوا تعقلون , لعلکم تعقلون , ان کنتم تعقلون , لقوم یعقلون , افلا یعقلون ) که هر یک از آنها چندین بار تکرار شده است . مطالعه این آیات دو مطلب را به ما آموزش می دهد: اول : اسلام بر خلاف آنچه درباره مسیحیت گفته می شود انسان را به تفکر و تعقل دعوت می کند و ایمان را بر پایه آن می داند. دوم : موضوعاتی را که از دیدگاه قرآن شایسته تفکرند بیان می کند. شما می توانید با مطالعه آیات مذکور پی ببرید که قرآن تفکر در چه موضوعاتی را توصیه کرده است . این موضوعات را می توان از دیدگاه قرآن به دو بخش کلی تقسیم کرد به نام : ۱) آیات انفسی (خودشناسی ) ۲) آیات آفاقی . که عبارت است از: جهان شناسی , تاریخ شناسی و آگاهی از سنن و نظامات الهی در طبیعت تاریخ , فرجام شناسی , راهنماشناسی , راه شناسی و غایت همه این امور خداشناسی  است.

روش تفکر: قرآن کریم روش تفکر صحیح را به طور کلاسیک به انسان آموزش نداده است زیرا انسان ها به فطرت خود قادر به تفکر هستند. منطقی ها تفکر انسان را دارای دو عنصر اساسی می دانند:

۱- مواد تفکر: یعنی دانسته هایی که انسان از قبل آموخته است و می خواهد توسط آنها به مطالب جدیدی دست یابد.

۲- شکل تفکر: یعنی چینش و نظمی که متفکر به آن دانسته های قبلی خود می دهد تا به طور صحیح به نتیجه برسد. مثلا انسان از قبل به دو قضیه علم دارد (بعضی از مصادیق الف ب است ) (همه مصادیق ب ج است ) او از کنار هم قرار دادن این دو قضیه به صورت قهری نتیجه خواهد گرفت که (بعضی از مصادیق الف ج است (ولی نتیجه نمی گیرد که (همه مصادیق "الف"و "ج"است ) در علم منطق , ارزش علمی انواع مواد تفکر و چینش های مختلف در شکل تفکر مطرح شده است.

تفکر و اندیشیدن همیشه مقدمه درست انجام دادن و انجام گرفتن بوده که در کارهاى اساسى و زیر بنایى خود اصلى محسوب مى‏شده است. ارزش تدبر و تفکر تا آن جاست که رسول خدا(ص) فرمود:فکره ساعه خیر من عباده سنه؛ اندیشیدن یک ساعت برتر است از عبادت یک سال.

تفکر در چیزهایى که قرآن به آن دعوت نموده مانند:

الف) تفکر و اندیشه انسان در خویش که چگونه خلق شده است و خلقت او از چه دقایق و ظرافتى و از چه قوت وضعفى بر خوردار است. قرآن مى فرماید: افلم یتفکروا فى انفسهم؛ آیا آنان در وجود خویش اندیشهنمى‏کنند؟

ب) تفکر در کرات فضا و آسمان‏ها و خلقت گردش فاصله آنها و… که مسلم اندیشیدن در این امور دانش و فرهنگ انسان را بالابرده و رشد مى دهد و این امر را خداوند از صفات انسان‏هاى مؤمن مى شمارد. الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم و یتفکرون فى خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا…؛ مؤمنینى که در حال ایستاده و نشسته خدا را یاد مى کنند و حتى در زمانى که به پهلو دراز کشیده اند تفکر در آفرینش آسمان‏ها و زمین مى‏نمایند و بعد اذعان مى دارند و مى گویند بارالها! تو اینها را هرگز بیهوده نیافریده‏اى…

ج) اندیشیدن در مورد گذشتگان (جوامع و افراد موفق و یا شکست خورده) خود درسى فراموش نشدنى و سازنده است. پرورگار به رسولش حکایت آنان را بیان مى‏کند و سپس امید ایجاد تفکر در شنوندگان ایجاد مى‏نماید:فاقصص القصص لعلهم یتفکرون؛ حکایت کن داستان و قضایاى گذشتگان را شاید به تفکر و اندیشه بنشینند نگاه کنید عاقبت دروغ‏گویان چگونه است؟

و در جاى دیگر مى‏گوید: فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین و موارد بسیاردیگرى در قرآن آمده است /پرسمان

                                                      ***

آیا این درست است که می‌گویند یک ساعت تفکّر در مورد خدا از هفتاد سال عبادت با ارزش‌تر است؟

قرآن کریم، بارها و بارها بشر را به تفکّر و تعقّل دعوت می­‌نماید؛ زیرا تفکّر، زیربنای ایمان واقعی هر فردی بوده و بعد از ایمان است که دیگر عبادات معنا خواهد داشت. بر این اساس هیچ دور از ذهن نخواهد بود که تفکّر را – که خود نوعی عبادت است – ارزش‌مندتر از دیگر عبادات بدانیم. روایات فراوانی صریحاً ناظر به همین واقعیت‌اند:

۱٫ حسن صیقل نقل می‌­کند که به امام صادق(ع) عرضه داشتم: آیا یک ساعت اندیشه، ارزش‌مندتر از یک شب تهجد و شب‌­زنده‌­داری است؟! ایشان فرمودند: بله! چنین سخنی از پیامبر اکرم(ص) منقول است! پرسیدم: اکنون چگونه یک فرد می‌­تواند خود را به اندیشه وادارد؟! فرمودند: (به عنوان نمونه و برای تمرین) به خانه‌­های قدیمی و به خرابه‌­ها گذر کرده، آنها را مخاطب قرار داده و بگوید: آنان‌که تو را ساختند اکنون کجایند؟! آنان‌که در تو زندگی می­‌کردند، اکنون چه سرنوشتی دارند؟! چرا از آنان سخن نمی‌گویی؟![۱]

۲٫ از امام صادق(ع) نقل است: یک ساعت اندیشه، ارزش‌مندتر از یک سال عبادت است. خداوند می‌­فرماید همانا صاحبان عقل، پند خواهند گرفت.[۲]

۳٫ همچنین از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است؛ یک ساعت اندیشه حتی از هفتاد سال عبادت هم ارزش‌مندتر است.[۳]

اکنون ممکن است این پرسش پدید آید که با توجه به مقدارهای مختلف عبادات که در این روایات وجود دارد، آیا آنها با هم متضاد نیستند؟!

پاسخ، منفی است و چنین تضادی وجود ندارد که دلیل آن‌را فیض کاشانی به اختصار چنین بیان کرده است: اختلاف در مورد مقدار عبادتی که با یک ساعت اندیشه مقایسه شده است، ناشی از چند مطلب است: اول. ژرفنای تفکر در افراد مختلف، متفاوت است. دوم. اندیشوران، خود نیز دارای مراتب و درجاتی می­‌باشند. سوم. آنچه اندیشه در مورد آن انجام می­‌شود نیز متفاوت است.[۴]

روایاتی وجود دارند که جمع بندی فوق را تأیید می­‌کنند. به عنوان نمونه، دو روایت ذیل، ناظر به آنند که تنها برخی تفکّرها و اندیشه‌­های ویژه هستند که توانایی برابری با هفتاد سال عبادت را دارند:

۱٫ پیامبر اعظم(ص) فرمودند: فعالیت یک ساعته فرمانروایی عادل (که طبیعتاً نیاز به تفکر و اندیشه فراوان دارد) ارزش‌مندتر از هفتاد سال عبادت است.[۵]

۲٫  روایتی نیز به امام ششم(ع) منتسب است مبنی بر این‌که یک گام که در میدان‌های جلال و هیبت پروردگار برداشته می‌­شود و طی آن، ضمن آن‌که انسان از خدایش حیا می‌کند به سوی او نیز رهسپار می­‌شود، بهتر از هفتاد سال عبادت است[۶]./ -اسلام کوئیست
 پاورقی

[۱]. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، ص ۱۵، قم، المطبعه العلمیه، ۱۴۰۲ق.
[۲]. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج ۲، ص ۲۰۸، تهران، المطبعه العلمیه، ۱۳۸۰ق.
[۳]. مجذوب تبریزی، محمد، الهدایا لشیعه ائمه الهدی، ج ۱، ص ۲۰۷، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۹ق.
[۴]. فیض کاشانی، محسن، تفسیر الصافی، ج ۱، ص ۴۰۹، تهران، مکتبه الصدر، ۱۴۱۵ق.
[۵]. شیخ کلینی، کافی، ج ۷، ص ۱۷۵، ح ۸، تهران، دار الکتب الإسلامیه، ۱۴۰۷ق.
[۶]. مصباح الشریعه، ص ۱۸۹، بیروت، انتشارات اعلمی، ۱۴۰۰ق.
                                      ***
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:
نقل است که یکی ازروحانیون  ازباب اینکه ازکوشاوساعی بودن دوست طلبه تعریف کند که مدیریت حوزه التفات بیشتری بهش بکند،به آیت الله بروجردی گفتند که فلان طلبه دروس زیادی گرفته،روزانه پای درس اساتیدزیادی می نشیند.
آیت الله بروجردی درجواب گفتند:ایشان پس کی فرصت "فکر"کردن پیدامی کند!
این مطلب را من سالهای گذشته دریکی از نشریات خوانده بودم.
*نگته جالب "نمونه"ازتفکرنکردن
شب ۲۹ماه مبارک رمضان۱۴۳۶(۲۵تیر۹۴ )بودکه مطالب مربوط به برتری عالم برعابدرا تهیه وتنظیم میکردم،صبحش رفته بودم نمازجماعت مسجد"سوخته تکیه"رشت
دعای بیست نهم توسط یکی ازنمازگزاران خوانده شدوبعدترجمه فارسی راازروی کتاب مفاتیح مرحوم شیخ عباس خواند
«اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَهِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَهِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَهِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین»

«خدایا، بپوشان در آن با مهر و رحمت و روزی کن مرا در آن توفیق و خودداری و پاک کن دلم را از تیرگی‌ها و گرفتگی‌های تهمت، ای مهربان به بندگان با ایمان خود!»
درترجمه بواسطه اشتباه چاپی"شرک"راشکر"بضم ش"نوشته بودند، خواننده دعا می خواند :خدایا دلمرااز
"شکر"پاک بکن!
وقتی امام جماعت"گلمیرزاده"تصحیح کرد ،گفت"شرک"است،بعضی هامصربودند که شکردرست است، یک حاج آقایی پیشم نشسته بود،مفاتیح رابمن نشان دادومیگفت "شکر"است وتأکیدداشت روی "شکر وسپاس"وروبمن کرد گفت "شکر"ه ،من گفتم بهش "شرک"است،او کلمه "شکر"راازکتاب مفاتیح را بمن نشان داد ومن گفتم ،چون دردعادارد میگوید خدایا قلبم را "طهرقلبی"پاک کن ازآلودگیها وشرک … اوبمن گفت آنچه اینجانوشته اینه!-البته بندگان خدا"زیاد"تقیرندارند،چون درچاپ مفاتیح  اشتباهی رخ داده بوده ،درکلمه"شکر"بجای مکسور،مضموم بود
اهل تفکردرمفابل"اخبارگری است
سال ۱۳۹۰در ویژه برنامه سحرگاهی ماه مبارک رمضان شبکه یک سیما با نام "ماه خدا" با اجرای فرزاد جمشیدی پخش می‌شد،درقسمتی ازبرنامه بعضی ازعلماء هم می آمدند ومطالبی را می گفتند،یکی ازاین علما"ن"درباب ثواب خواندن آیات قرآن ،به بینندگان توصیه می کردکه تامی توانید،برای بیشترفیض بردن -قرآن -بخوانیدومی گفت حتی اگرغلط هم خواندید،فرشتگان اصلاح می کنند!…یعنی منظورش این بودکه شما برای کسب فیض بیشتر"تندتند"بخوانید وزیادگیرنکنید ،دقت نکنید،فقط بخوانیدوردشوید،قران رابرای ثوابش بخوانند نه برای فهم ودرکش،درحالی که هدف ازانزال تفکروتدبراست.*/پایان توضیحات
 
روز ۲۹ماه رمضان روزغش کردن خانم ها
آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَهِ» می‌گوید: ای خدا، من را به رحمت خودت بپوشان! «غش» یعنی پوشاندن."غش درمعامله"کسی که عیب جنس را بپوشاند، در معامله غش کردن
این استاد اخلاق در ادامه بیان می‌کند: حال در این دعا می‌گوییم که خدایا، همانطور که یک بازاری برای خوب جلوه دادن جنسش ،در معامله عیب را می‌پوشاند تو هم به رحمت خودت عیب من را بپوشان!



آیت‌الله مجتهدی تهرانی: از سال‌ها پیش روز بیست و نهم رمضان در میان خانم‌ها به روز «غشنی» معروف است و آنها در مساجد حضور می‌یافتند. اما فکر می‌کنند که این غشنی به معنای ضعف کردن است و با لحن ضعیف به خدا می‌گویند که خدایا من غش کردم، در حالی که این طور نیست و معنای پوشاندن می‌دهد.

                                                         ***
مدیریت سایت:دوستی دارم که مادرش سواد ملاخانه ای داشته وهرساله درایام ماه رمضان درمنزلش برای خانمهای مسن، کلاس قرآن برگزارمیکرده وخیلی ساده وصمیمی مبادرت به آموزش قرآن میکرده
دوستم  اززبان مادرش تعریف می کرده که وقتی به سوره "بقره"رسیده بودم به شوخی وطنز به بعضی از دوستان حاضرکه خودمانی بودم میگفتم تو"بقره"ای ویکی ازخانم های حاضرگله مندبود که چرا بمن نمیگی بقره ،فقط به دوستای صمیمیت میگی! چرا آنها میتوانند"بقره "باشند،مانمی توانیم"بقره" چرابه آنهامیگی "بقره"بمانمیگی*/پایان
***
فرق تدبر  با تفکر در قرآن چیست؟

تدّبر در قرآن عبارت است از تأمل در عواقب یک امر. آیات قرآن، از معارف و دستورهایى سخن مى‏گوید؛ از مسئولیت‏هاى انسان و نظام پاداش و جزا مى‏گوید و عواقب مثبت و منفى رفتارش را متذکر مى‏شود.

تدبر در آیات  یعنى، توجه به عواقب و لوازم آیات و آثار مترتب بر عمل کردن یا نکردن بر مقتضاى آن

با این تدبر است که دل و قلب انسان راه مى‏افتد و از بشارت‏هاى قرآن بهره مى‏گیرد و تهدیدهایش در او مؤثر مى‏افتد.

«تفکر": به کار بردن فکر براى کشف مجهولات و پاسخ به سؤالات

منبع:پرسمان

                                                      ***

«تدبر»،تصرف در قلب با نظر کردن در عواقب امورمی‎‎باشد.

 «تفکر»، «تصرف در قلب با نظر کردن در دلائل امور» می‎باشد که «مجمع البیان»

نیز همین نکته را ذکر می‎نماید:

«التَّدَبُّرُ تَصَرُّفُ الْقًلْبِ بِالْنَّظَرِ إلَی الْعَواقِبِ، وَ التَّفَکُّرُ تَصَرُّفُ الْقَلْبِ بِالْنَّظرِ إلَی الدَّلائِلِ». 

«تدبر» به معنی «تفکر و اندیشیدن در ورای ظواهر» می‎باشد تا چهره باطنِ امور،جلوه‎گر شده عاقبتش برملا گردد؛

«کاوشِ در باطن و توجه به نتایج و عواقب امر»دو خصوصیتِ اساسیِ تدبر می‎باشد.

امّا «تفکر» اعم از «بررسی ظواهر و بواطن امور» اعم از «بررسی علل و اسباب امور و نتایج و عاقبت آن» می‎باشد

چرا که تفکر به راهیابی‎ها و کشف مجهولها، بطور مطلق نظر دارد.

تلاش برای کشفِ عاقبت امور، به ناچار انسان را از سطح به عمق می‎کشاند.

این نکته در آیاتِ تدبر خصوصاً آیه ۸۲ نساء مورد نظر می‎باشد چرا که پی بردن به الهی بودنِ قرآن،نیاز به تعمق و ژرف اندیشی دارد و الّا در نظرِ سطحی، آیات،مرکب از حروف و کلماتی است که عرب با آنها تکلم می‎نمایدو تفاوتی در نظر سطحی و ابتدایی با کلام بشر ندارد،

بیان نهج البلاغه نیز بر آن تأکید دارد که «خداوند اسلام را مغز قرار داد برای آنکه تدبر نماید»،

‎گردد. ابی هلال عسکری در «فروق اللغویه»/اندیشه قم

  **** 

تفاوت  تعقّل، تفکّر و تدبّر چیست؟ 

۱٫ به گفته راغب اصفهانی؛ «فکر»، نیرویی است که «علم» را به سوی «معلوم» می­برد.

 «تفکّر» کوشش و جولان نیروی فکر به اقتضاى عقل و خرد است. این نیرو ویژه‌ی انسان است و در حیوان نیست. تفکّر یا اندیشه تنها در چیزى است که ممکن باشد صورتى از آن در خاطر و قلب انسان حاصل شود.[۱]

به دیگر سخن؛ حقیقت تفکّر و اندیشیدن مرکب از دو حرکت است: حرکتی به سوی مقدمات هر مطلب، سپس حرکتی از آن مقدمات به سوی نتیجه، مجموعه این دو حرکت که سبب شناخت و معرفت اشیا است «فکر» نام دارد.[۲]

۲٫ «عقل» به نیرویی می گویند که آماده‌ی پذیرش علم است. همچنین به علمی که به وسیله آن به دست آید.[۳]

«عقال» به معنای طنابی است که بر پای شتر می­بندند تا حرکت نکند،[۴]

 «عاقل»؛ یعنی کسی که نفس خود را حبس کند، و نگذارد که هواها به او سرایت نماید.[۵]

 از آن­جا که نیروی عقل انسان را از کارهای ناهنجار باز می­دارد، به آن عقل گفته می­شود. اگر در روایات آمده است: «الْعَقْلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ» … «ما خَلَقَ اللَّهُ خَلْقاً اکْرَمَ عَلَیْهِ مِنَ الْعَقْلِ»، مراد از آن همان نیروى فهم و درک و معرفت انسانى است؛[۶]

ادراکی که انسان دل به آن می‏ بندد و چیزی را با آن درک می‏کند، نیز عقل نامیده می‏شود.

علامه طباطبایی(ره) می‌گوید: خدای متعال در قرآن، عقل را به نیرویى تعریف کرده که انسان در دینش از آن بهره ‏مند شود، و به وسیله آن راه را به سوى حقایق معارف و اعمال صالح پیدا نموده و در پیش گیرد.[۷]

۳٫ «تدبّر» در اصل از ماده «دبر» به معناى پشت سر و عاقبت چیزى است.[۸]

بنابر این، تدبّر؛ یعنى بررسى نتایج و عواقب و کار مى‏باشد.

تفاوت تدبربا «تفکر»، این است که تفکر مربوط به بررسى علل و خصوصیات یک موجود است

«فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»؛[۹] این داستانها را (براى آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند!

 اما «تدبر» مربوط به بررسى عواقب و نتایج آن است.[۱۰]

 لذا تدبر آن است که انسان با توجه به عواقب و نتیجه، در کارها می­ اندیشد، چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً»؛[۱۱] آیا درباره‌ی قرآن نمى‏ اندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏یافتند.

باید به این نکته توجه داشت که حقیقت انسان همان روح، قلب و نفس ناطقه‌ی او است و تعبیرات مختلفی؛ مانند روح، قلب و نفس ناطقه، همگی به حقیقت و معنای واحدی اشاره دارند که عبارت است از: بُعد مجرّد انسان. با این تفاوت که وقتی این واژگان با هم و در کنار هم استعمال می‌شوند هر یک به شأن خاصی از بُعد مجرد و حقیقت آدمی اشاره می‌کنند و هنگامی که تک تک به کار برده می‌شوند به همان حقیقت واحد اشاره دارند.

به عنوان نمونه، از آن‌جایی که روح؛ منبع اندیشه، و ادراک در زندگی است، به آن عقل می‌گویند. آدمی با عقل؛ تعقّل، تفکّر و تدبّر می‌کند، اما همه‌ی اینها بر می‌گردد به روح و در اصل از عملکردهای آن است، و استقلال اینها به معنای مقابلیت با روح نیست، بلکه به تناسب وظیفه خویش از شئون روح الاهی آدمی است.

 پاورقی


[۱]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۶۴۳، ماده «فکر»، دارالعلم الدار الشامیه، دمشق، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.

[۲]. طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، ج ۳ ،ص ۴۴۴، ماده «فکر»، کتابفروشى مرتضوى، تهران، ۱۳۷۵ ش. 

[۳]. المفردات فی غریب القرآن، ص ۵۷۷٫  

[۴]. فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج ۱، ص ۱۵۹، انتشارات هجرت، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.

[۵]. همان، ج ۵، ص ۴۲۵.

[۶]. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج ۵، ص ۲۸، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۱ ش.

[۷]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۲، ص ۲۵۰، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.

[۸]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ۴، ص ۲۶۸، دار صادر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.  

[۹]. اعراف، ۱۷۶٫

[۱۰]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏4، ص ۲۸، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ش.

[۱۱]. نساء، ۸۲٫

 منبع:اسلام کوئیست

         ***

تفاوت تدبّر با تفکر چیست؟

این پندار که مقصود از " تدبّر در قرآن " همان تفکر و تعقل در آیات است، نمی‌تواند صحیح باشد، زیرا در این صورت در آیات پیش‌گفته از همین فعل‌ها استفاده می‌شد و مثلاً می‌فرمود: «أفلا تَتَفَکَّرون فی القرآن» یا «أفلا تَعقِلونَ القرآن» و مانند این‌ها، چنان‌که این‌گونه تعبیرات در قرآن درباره امور دیگر آمده است؛ تفکر از چند جهت با تدبّر متمایز است

  1. تدبّر در نقل (الفاظ) و تفکر در عین (موجودات) است. از این رو تدبّر به آیات قرآن و قول می پردازد، ولی تفکر در آفرینش آسمان‌ها و زمین و مانند آن است.
  2. تدبّر نظم داخلی را اثبات می‌کند امّا تفکّر نظم خارجی را. (اثبات ناظم و متکلّم)
  3. تدبّر، استماع است و تفکّر، اندیشیدن.
  4. تدبّر با تکرار قرائت بدست می آید،ولی تفکّر با چیدن صغرا و کبرا .

منبع:مؤسسه فرهنگی تدبر

***

در حدیثی از امام علی (ع)آمده است :جبرئیل برآدم نازل شد و گفت من مأمورم که تورا میان یکی از سه موهبت مخیر کنم تا یکی را برگزینی و بقیه را رها کنی.آدم گفت آنها چیستند؟جبرئیل گفت :عقل وحیا ودین.آدم گفت من عقل را برگزیدم .جبرئیل به حیا و دین گفت او را رها کنید ودنبال کارخود بروید .آنها گفتند :ما مأموریم همه جا با عقل باشیم و از آن جدا نشویم .جبرئیل گفت حال که چنین است به مأموریت خود عمل کنید،سپس به آسمان صعود کرد ». (مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۲۴،ص۲۳۰)خداوند درقرآن کریم خطاب به پیامبرش نیز می فرماید :«وقل رب زدنی علما »(طه ،۱۱۴)در حدیثی از پیامبر (ص)آمده :«علم و دانش سر همه خوبی ها و جهل و نادانی سر همه بدی هاست ».(محمدی ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص۳۹۳۳)همچنین آن حضرت «خواب توأم با علم بهتر از نماز با نادانی است ».(محمدی ری شهری ،۱۳۸۵،ج۸،ص ۳۹۴۳)

«ازنظر اسلام ،علم هیچ حد ومرزی نمی شناسد ،افزون طلبی و افراط در بسیاری از امورمذموم است ولی در علم ممدوح است.علم مرز مکانی ندارد و تا چین و ثریا نیز باید در طلبش دوید.مرز زمانی نیز ندارد و ازگهواره تا گور ادامه دارد.از نظر معلم ،همه مرز نمی شناسدچرا که حکمت ،گمشده مؤمن است و نزد هرکس بیابد آن را می گیرد .به این ترتیب یک مسلمان راستین هرگز تحصیل علمش پایان نمی پذیرد .وهمواره دانشجو و طالب علم است ،حتی اگر برترین استاد شود.در حدیثی از پیامبراکرم (ص)می خوانیم :«داناترین مردم کسی است که دانش مردم را بر دانش خود بیافزاید ،گرانبهاترین مردم کسی است که از همه داناتر باشد و کم بهاترین مردم کسی است که دانشش از همه کمتر باشد واین است ارزش علم از دیدگاه اسلام ».(مکارم شیرازی ،۱۳۷۳،ج۱۳،صص۳۱۴و۳۱۵)

درباره نویسنده

1301مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما