رابطه تبعید “بازگشت باشکوه” امام خمینی باآیه لَرادُّکَ إِلى‏ مَعادٍ۸۵قصص

رابطه تبعید "بازگشت باشکوه"  امام خمینی باآیه لَرادُّکَ إِلى‏ مَعادٍ۸۵قصص

«إِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى‏ مَعادٍ» قصص/۸۵ : اونی که قران را بر تو نازل مرده بر می‌گردد به جایگاه اصلی. 

قران می‌فرماید: «إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلینَ» قصص/۷ ما به موسی می‌گوید: موسی را شیرش بده بگذارش توی جعبه بیاندازش توی رودخانه این جعبه را برمی گردانیم: «إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ» ما این را بر می‌کردانیم. «وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلینَ»

امام را تبعید کنید به ترکیه، و از ترکیه به عراق و از عراق به کویت و از کویت به فرانسه بالاخره شب ۱۲ بهمن با عظمت برمی گردد. با ماشین زمان شاه که یکی دو تا سرهنگ این طرف و آن طرفش نشسته بودند رفت و با استقبال ۵ میلیونی برگشت. این است که نقشه خدا‌ای است، ورود امام خارج شد با دو نفر، وارد شد با ۵ میلیون. شاه توی ایران نتوانست حکومت کند. امام از بیرون کشور را اداره می‌کرد و رهبری می‌کرد. اگر خدا بخواهد کسی توی ایران نمی‌تواند رهبری کند. از بیرون می‌تواند رهبری کند. اگر خدا بخواهد شاه با همه قدرتش فلج می‌شود. امام دست خالی پیروز می‌شود/قرائتی۱۱بمهن۸۰درسهایی ازقرآن

                                                                    ***

۱۴سال ۳ماه دوری ازوطن

۱۳آبان۱۳۴۳-تیعیدامام خمینی  به ترکیه

۱۳مهر۱۳۴۴تبعیدازترکیه به عراق"نجف"

۱۲مهر۱۳۵۷تبعیدازنجف به کویت

کویت اجازه حضوربه خاکش رانداد،بناچارامام چندساعت بعدبه عراق(بصره)برگشت وروزبعد۱۳مهر۵۷ازطریق فرودگاه بغدادمنتقل شد.

۱۴مهر۱۳۵۷وارد"پاریس"شد.

۲روزبعد(۱۶مهر)به حومه پاریس(نوفل لوشاتو)منتقل شد.

۱۲بهمن۱۳۵۷واردکشورایران شد.

۱۰روز(دهه فجر)هنوزتفاله های شاه "بختیار"حکومت متزلزلی داشتند.

۲۲بهمن حکومت شاه به زانودرآمد وحکومت بدست عاشقان خمینی درآمد.پیروزی انقلاب

                                                     ***

ان الذى فرض ‍ علیک القرآن لرادک الى معاد، بدون درنگ مى فهمد، که منظور همان وعده جمیلى است که منتظرش بود، مخصوصا که در اولش ‍ فرمود: آن کسى که قرآن را بر تو واجب کرده ، قبلا هم که تورات را به قرآن تشبیه کرده بود، و نجات دادن بنى اسرائیل را هم قبل از فرستادن تورات آورده بود، تا مقدمه براى نزول تورات باشد، و بنى اسرائیل با اخذ به آن و عمل به آن امامان و وارثان باشند

پس در نتیجه معناى آیه این مى شود: آن کسى که قرآن را بر تو واجب کرد تا بر مردم بخوانى و ابلاغ کنى و دستوراتش را به کار بندى به زودى تو را به آن محلى برمى گرداند که این برگشتنت عود باشد و آنجا معادت شود همچنان که تورات را بر موسى نازل کرد و با نزول آن قدر و منزلت خودش و قومش را بالا برد

و معلوم است که رسول خدا (ص) قبلا در مکه بود، مکه اى که در آن همه گونه شدائد و فتنه ها را دید، آنگاه مهاجرت کرد و سپ س بدانجا برگشت ، در حالى که فتح و فیروزى داشت و در حالى که پایه هاى دینش محکم ، و ارکان ملتش مستحکم شده بود، بت هاى مکه را بشکست ، و بنیان شرک را ویران ساخت ، و مؤ منین وارث آن سرزمین شدند، در حالى که از آنجا با ذلت و خوارى بیرون گشته بودند

إِنَّ الَّذِى فَرَض عَلَیْک الْقُرْءَانَ لَرَادُّک إِلى مَعَادٍ قُل رَّبى أَعْلَمُ مَن جَاءَ بِالهُْدَى وَ مَنْ هُوَ فى ضلَلٍ مُّبِینٍ(۸۵)

وَ مَا کُنت تَرْجُوا أَن یُلْقَى إِلَیْک الْکتَب إِلا رَحْمَهً مِّن رَّبِّک فَلا تَکُونَنَّ ظهِیراً لِّلْکَفِرِینَ(۸۶)قصص

 

صدر این آیه همان وعده اى را که در آیه "ان الذى فرض علیک القرآن لرادک الى معاد"بود، تقدیر مى کند، و معنایش این است که : خدا تو را به سوى معاد، و آنچه که آرزویش را داشتى برمى گرداند، همانطور که قرآن را بر تو نازل کرد، با اینکه اصلا هیچ انتظارش را نداشتى

پس بر آن جناب واجب است که در قبال این نعمت ، و نعمت پیشرفت دینش ، و رسیدن آن به نهایتى که لازم بود برسد، کفار را یارى و اطاعت نکند، و همواره به سوى پروردگار خویش بخواند، و خود از مشرکین نباشد، یعنى با خدا هیچ خداى دیگر را نخواند

جمله :الا رحمه من ربک  استثنایى است منقطع ، و معنایش این است که : لیکن رحمتى از پروردگارت به تو القاء شده ، نه یک امر عادى که نظیرش توقع برود

و جمله :فلا تکونن ظهیرا للکافرین، تفریعى است بر جمله "الا رحمه من ربک" و معنایش این است که : وقتى القاء قرآن به تو رحمتى بود از پروردگارت که مافوق انتظارت بود که به شخص تو اختصاص داده ، پس از کفار بیزارى جوى ، و معین و یاور آنان مباش

احتمال قریب به ذهن هست که در این جمله نوعى محاذات با کلام موسى (ع) آنجا که قبطى را کشت – به کار رفته باشد، چون او هم گفت : رب بما انعمت على فلن اکون ظهیرا للمجرمین – پروردگارا به خاطر این نعمت ها که به من ارزانى داشتى هرگز تا زنده ام کمک کار مجرمان نمى شوم ، و بنابراین در جمله مورد بحث نهى از یارى کردن کفار اشاره است به اینکه القاء کتاب به سوى خاتم الانبیاء (ص ) نعمتى است

که خدا به وى ارزانى داشته ، تا بوسیله آن به سوى حق هدایت کند، و به توحید دعوت نماید، پس بر او لازم است که هیچ کافرى را بر کفرش ‍ اعانت نکند، و در برابر جلوگیریهاى آنان از آیات خدا بعد از آنکه به وى نازل شده تسلیم نگردد، همچنان که موسى (ع) با پروردگارش عهد بست که در برابر نعمتهایى که بر او انعام کرد، یعنى نعمت حکمت و علم ، هیچ وقت پشتیبان مجرمین نشود

ترجمه تفسیر المیزان جلد ۱۶ صفحه ۱۳۰الی۱۳۴

                                                                   ***

جمعى از مفسرین شاءن نزولى براى نخستین آیه فوق از ابن عباس نقل کرده اند که مضمونش چنین است :

هنگامى که پیامبر (ص ) به قصد هجرت از مکه  به سوى مدینه  مى آمد به سرزمین جحفه که فاصله چندان زیادى از مکه ندارد رسید، به یاد موطنش "مکه " افتاد، شهرى که حرم امن خدا است و خانه کعبه که قلب و جان پیامبر با آن پیوند ناگسستنى داشت در آنجا است ، آثار این شوق که با تاءثر و اندوه آمیخته بود در چهره مبارکش نمایان گشت ، در اینجا پیک وحى خدا جبرئیل نازل شد و پرسید آیا به راستى به شهر و زادگاهت اشتیاق دارى ؟ پیامبر فرمود: آرى ، جبرئیل عرض کرد: خداوند این پیام را براى تو فرستاده : ان الذى فرض علیک القرآن لرادک الى معاد –آن کس که این قرآن را بر تو فرض کرده است تو را به سرزمین اصلیت بازمى گرداند

و مى دانیم این وعده بزرگ سرانجام تحقق یافت و پیامبر اسلام (ص) پیروزمندانه با ارتشى نیرومند و قدرت و عظمت فراوان به مکه بازگشت ، و حرم امن خدا بدون جنگ و خونریزى به او تسلیم شد.

بنابراین آیه فوق یکى از پیشگوئیهاى اعجازآمیز قرآن است کهچنین خبرى را به طور قطع و بدون هیچ قید و شرط بیان کرده و بعد از مدت کوتاهى تحقق یافت .

این آیات که آخرین آیات سوره قصص است پیامبر اسلام (ص) را مخاطب ساخته ، و به دنبال بیان گوشه هائى از زندگى موسى بن عمران (ع) و مبارزه او با فرعونیان بشارتى به پیامبر اسلام (ص) و دستورالعملهاى مؤ کدى به او مى دهد.

گفتیم : نخستین آیه از این آیات طبق مشهور در سرزمین "جحفه" در مسیر پیامبر (ص) به سوى مدینه نازل شد، او مى خواهد به یثرب برود و آن را "مدینه الرسول "کند، هسته اصلى حکومت اسلامى را در آنجا تشکیل دهد و استعدادهاى نهفته را شکوفا سازد، و آنجا را پایگاه و سکوئى براى دستیابى به حکومت گسترده الهى و اهدافش قرار دهد، اما با این حال عشق و دلبستگى او به مکه سخت او را آزار مى دهد و دورى از این حرم امن الهى براى او بسیار ناگوار است .

اینجا است نور وحى به قلب پاکش مى تابد و بشارت بازگشت به سرزمین ماءلوف را به او مى دهد، و مى گوید: همان کسى که قرآن را بر تو فرض کرد تو را به جایگاه و زادگاهت باز مى گرداند -ان الذى فرض علیک القرآن لرادک الى معاد.

غم مخور همان خدائى که موسى را در طفولیت به مادرش بازگرداند، همان خدائى که او را بعد از یک غیبت ده ساله از مصر به زادگاه اصلیش بازگردانید تا چراغ توحید را برافروزد و حکومت مستضعفان را تشکیل دهد و قدرت فرعونیان طاغوتى را درهم بشکند، همان خدا تو را با قدرت و قوت تمام به مکه باز مى گرداند، و چراغ توحید را با دست تو در این سرزمین مقدسبرمى افروزد.

همان خدائى که قرآن را بر تو نازل کرد و ابلاغش را فرض نمود و احکامش را واجب گردانید، آرى خداى قرآن ، خداى با عظمت زمین و آسمان این امور در برابر قدرتش سهل و آسان است .

سپس مى افزاید در برابر خیره سرى مخالفان سرسخت بگو: پروردگار من از همه بهتر مى داند چه کسى هدایت را از سوى او آورده ، و چه کسى در ضلال مبین است "قل ربى اعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلال مبین"

راه هدایت روشن است و گمراهى آنها آشکار، آنها بیهوده خود را خسته مى کنند، خدا به خوبى مى داند و دلهاى حق طلب نیز از این واقعیت آگاه است ./تفسیر نمونه جلد ۱۶

خانه مشاور:پیامبراکرم حضرت محمدمصطفی(ص)بعداز۱۳سال دعوت پنهان وآشکار به اسلام،به علت اذیت وآزارمشرکان مکه ناچاربه هجرت شد،مخفیانه 

اما۸سال بعد بااقتدارواردمکه شد"فتح مکه"با۱۰هزارسپاه بدون خونریزی مکه رافتح کرد،مشرکان رازیرسلطه خوددرآورد وخانه کعبه راازلوث بتهاپاک کرد،گردنکشان قریش را به خاک مذلت نشاند.

درباره نویسنده

1196مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما