مراسم نهم‌ربیع‌الاوّل”عمرکشون”خیانت به اسلام است

مراسم نهم‌ربیع‌الاوّل

سنت خلاف اسلام"عیدالزهرا"کارمغرضان ویا جاهلان است

آشکارترین عامل ضدوحدت روز نهم‌ربیع‌الاوّل"عمرکشون"است

متأسفانه هرساله روز نهم‌ربیع‌الاوّل، در فاصله‌ای اندک از هفته‌ وحدت به وسیله جهالت عدّه‌ای خاص، وحدت و انسجام مسلمین خدشه دار می شود.
 کتاب «نهم ربیع؛ جهالت‌ها خسارت‌ها» نوشته حجت الاسلام مهدی مسائلی که انتشارات وثوق آن را وارد بازار نشر کرده، از جمله کتاب هایی است که در خصوص برخی رفتارهای غلط منبعث از تفکرات افراطی در خصوص نهم ربیع و جشن هایی مردمی که وهن دین را در پی دارند، با استناد به نظر بزرگان دین، به روشنگری پرداخته است. فارس گزارشی از این کتاب منتشر کرده که در ادامه گزیده ای از آن را می خوانید: 



متأسفانه هرساله روز نهم‌ربیع‌الاوّل، در فاصله‌ای اندک از هفته‌ای که نام وحدت اسلامی را بر دوش می‌کشد، به فرصتی برای دشمنان امّت اسلامی تبدیل می‌‌شود تا به وسیله جهالت عدّه‌ای خاص، وحدت و انسجام مسلمین را هدف قرار داده و با ایجاد تفرقه میان آنان، به اهداف شوم خود نزدیک‌تر شوند. کتاب « نهم ربیع جهالت و خسارت‌ها»؛ گوشه‌هایی از خسارت‌های شکل گرفته از جهالت‌های این روز را به تصویر کشیده است. 



مقام معظم رهبری: فاطمه زهرا(س) از این کار راضی نیست 



رهبر انقلاب در همین رابطه می‌فرمایند:«بعضی‌ها به نام شادکردن دل فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، این روزها و در این دوران ما کاری می‌کنند که انقلاب را که محصول مجاهدت فاطمه زهراست، در دنیا لنگ کنند! می‌فهمید چه می‌گویم؟
بهترین وسیله‌ای که دشمنان بزرگ انقلاب پیدا کردند برای این‌که نگذارند انقلاب به کشورهای اسلامی برود، می‌دانید چه بود؟ گفتند این انقلاب، اسلامی نیست! گفتند اینها دشمن شما- چند صد میلیون مسلمان- هستند! امام بزرگوارمان ایستاد و گفت این انقلاب، اسلامی است؛ شیعه و سنی در کنار هم هستند؛ کنار هم هستند. اگر امروز کسی کاری کند که آن دشمن انقلاب، آن مأمور سیای آمریکا، آن مأمور استخبارات کشورهای مزدور آمریکا، وسیله‌ای پیدا کند، دلیل پیدا کند. نواری پیدا کند، ببرد این‌جا و آن‌جا بگذارد، بگوید کشوری که شما می‌خواهید انقلابش را قبول کنید، این است، می‌دانید چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد؟ بعضی‌ها دارند به نام فاطمه زهرا، علیها‌السلام، این کار را می‌کنند. 



در حالی که فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، راضی نیست. این همه زحمت برای این انقلاب کشیده شد. آن مرد الهی، آن وارث واقعی فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، در زمان ما، آن همه زحمت کشید. این جوان‌های پاک ما این‌جور رفتند خون‌هایشان را ریختند تا انقلاب را بتوانند عالم‌گیر کنند. آن وقت یک نفری که معلوم نیست تحت تأثیر کدام محرکی واقع شده، به نام شادکردن دل فاطمه‌ زهرا، کاری بکند که دشمنان حضرت فاطمه‌زهرا را شاد کند.» 



ماجرای روز نهم ربیع در فرهنگ عوام شیعه 



روز نهم‌ربیع‌الاوّل در فرهنگ عوام شیعه، به روز کشته شدن خلیفه دوّم شهرت یافته است. آنها این امر را مسلّم می‌دانند که در چنین روزی خلیفه دوّم به دست مردی ایرانی به نام ابولؤلؤ مجروح و مقتول می‌گردد. داستان‌ها و افسانه‌های بسیاری نیز در این‌باره میان آنها رواج یافته که بیشتر آنها را می‌توان ساخته و پرداخته فرهنگ عوام دانست. ولی با این حال در این میان دست‌های مشکوکی نیز بوده‌اند که همواره خواسته‌اند به این قضیه دامن زده و آن را از اعتقادات شیعه به شمار آورند. 



اما با رجوع به کتاب‌های تاریخی و بررسی آنها به این حقیقت خواهیم رسید که تمامی آنها به اتفاق ماه ذی‌الحجه را به عنوان مَقْتَل خلیفه دوّم معرفی نموده‌اند و با اندکی اختلاف در روز آن، دوشنبه یا چهارشنبه،۲۶ یا ۲۷ ذی‌الحجه را به عنوان روز مجروح شدن خلیفه دوّم شناخته‌اند. 



استفتا از مراجع تقلید در مورد نهم ربیع 



این نکته‌ای است که مورد هشدار بسیاری از بزرگان و مراجع قرار گرفته است. همچنان‌که آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به استفتائی در مورد روز نهم ربیع می‌فرمایند: روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایّام مخصوص در منابع معتبر نداریم. و ثانیاً: بر فرض چنین چیزی باشد که نیست مخالف کتاب و سنت است و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست و حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست هم‌چنین سخنان رکیک و کارهای زشت دیگر. و ثالثاً: تولّی و تبرّی راه‌های صحیحی دارد نه این راه‌های خلاف. 





همچنین آیت الله العظمی تبریزی(قدس سره) نیز در جواب سؤالی پیرامون این روایت می‌فرمایند: بسمه‌تعالى؛ روایت مزبور صحیح نیست و فرقى بین ایّام نیست و معصیت، معصیت است، والله العالم. 



آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدس سره) نیز در جواب سؤالی می‌فرمایند: حدیث رفع القلم صحیح نیست، بلکه هر مسلمانی موظف به انجام واجبات دینی بوده و فرقی در ایّام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالی که موجب تفرقه مسلمین یا وهن شیعه شود جایز نیست. 



خاطره تکان دهنده آیت الله مرعشی نجفی ازعوارض ناگوارعمرکشون



حضرت آیت الله العظمی مظاهری در نقل خاطره‌ای از استادشان آیت الله مرعشی نجفی می‌فرمایند: «خدا رحمتش‌ کند، درجاتش‌ عالیست، عالی‌تر کند، مرحوم‌ آیت‌ الله مرعشی، من‌ مکاسب‌ پیش‌ ایشان‌ خواندم، هم‌ کفایه‌ خواندم، هم‌ مکاسب… ایشان‌ بنایشان‌ این‌ بود برای‌ این‌که‌ خسته‌ نشوند، یک‌ قصه‌ای‌ گاهی‌ اوقات‌ یا خیلی‌ از اوقات‌ در میان‌ درس‌ برای‌ شاگردها می‌گفتند و یکی‌ از قصه‌هایشان‌ این‌ بود که‌ می‌گفتند: 



پدر من‌ از علمای‌ نجف‌ بوده‌ یک‌ شاگرد سنی‌ داشت، این‌ فرد می‌خواست‌ برود کردستان‌ و کرمانشاه، با پدر من‌ خداحافظی‌ کرد و رفت، پدر من‌ آمد ایران‌ و رفت‌ مشهد، در زمان برگشت‌ قافله‌ ما غروب‌ به کرمانشاه رسید، من‌ خیلی‌ وحشت‌ کردم‌ که‌ حالا چه‌ می‌شود، آن‌ وقت‌ وضع‌ کرمانشاه‌ و وضع‌ کردستان‌ به خاطر شیعه‌ و سنی‌گری‌ خیلی‌ بد بود، ناگهان‌ آن‌ شاگرد من‌ پیدا شد، خیلی‌ با من‌ گرم‌ گرفت‌ و بالاخره‌ با زور و رودربایستی‌  مرا خانه برد‌ خیلی‌ هم‌ خدمت‌ کرد به‌ من، بعد آخر شب‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا ما یک‌ جلسه‌ای‌ داریم‌ شما بیاید برویم‌ توی‌ این‌ جلسه، گفتم‌ می‌آیم، خلاصه مرا بردند توی‌ آن‌ جلسه، وقتی‌ نشستم‌ توی‌ جلسه، دیدم‌ این‌ سبیل‌ گُنده‌ها، سبیل‌ کشیده‌ها می‌آیند، تعجب‌ کردم، چه‌ خبر است، یک‌ وقت‌ مَنقَلی‌ پر از آتش‌ که‌ آتش‌ زغالی‌ که‌ اَلُو داشت، این‌را هم‌ آوردند، یک‌ مجمع‌ را هم‌ آوردند گذاشتند روی‌ این‌ آتش‌ها، روی‌ این‌ منقل‌ .من‌ تعجب‌ کردم، ترس‌ هم‌ من‌را گرفته‌ بود که‌ این‌ها چه‌ کار می‌خواهند بکنند.
یک‌وقت‌ دیدم‌ یک‌ جوانی‌ زیر غُل‌ و زنجیر، قیافه‌ای شبیه مردم‌ همدان‌ داشت، آوردندیک‌ سفره‌ چرمی‌ هم‌ پَهْن‌ کردند، او را نشاندند روی‌ سفره‌ چرمی‌ و کسی‌ با یک‌ ضربت‌ گردنش ‌را زد، آن‌ مجمع‌ که‌ داغ‌ بود گذاشتند روی‌ گردن‌ این‌که‌ خون‌ بیرون‌ نیاید، غُل‌ و زنجیرها را هم‌ باز کردند این‌ هی‌ دست‌ و پا می‌زد این‌ها هم‌ قاه‌ قاه‌ می‌خندیدند. من‌ غش‌ کردم‌. 



بالاخره‌ قضیه‌ تمام‌ شد و من‌ در حال‌ غش‌ بودم، کم‌کم‌ مَرا به‌ هوش‌ آوردند اما آن‌ موقعی‌ که‌ نزدیک‌ بود به‌ هوش‌ بیایم‌ می‌دیدم‌ با هم‌ زمزمه‌ دارند، این‌ شیعه‌ است‌ این‌را هم‌ بیاورید دومی‌اش‌ باشد، آن‌ طلبه‌ می‌گفت:‌ نه‌ بابا من‌ درس‌ پیش‌ ایشان‌ خواندم، این‌ از آن‌ سنی‌های‌ داغ‌ است‌ معلم‌ من‌ بوده، بالاخره‌ من‌ را نجات‌ داد، آمدیم‌ خانه، وقتی‌ من‌ حال‌ آمدم، این‌ طلبه‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا من‌ سنی‌ هستم، اما مُرید شما هستم، می‌دانید شما را خیلی‌ دوست‌ دارم، نمی‌خواستم‌ ناراحتتان‌ کنم،
اما بُردم‌ آن‌جا یک‌ پیام‌ بدهید به‌ علمای‌ نجف‌ و پیام‌ این، که‌ شما عُمَرکُشون‌ کنید ما هم‌ این‌جور می‌کنیم،‌ ما رسم‌مان‌ است‌ یک‌ شیعه‌ را یک‌ جایی‌ پیدا می‌کنیم‌ زندانی‌اش‌ می‌کنیم‌ غُل‌ و زنجیر می‌کنیم‌ تا شب‌ چهارشنبه، شب‌ چهارشنبه‌ همه‌ ما جمع‌ می‌شویم‌ برای‌ رضایت‌ خدا، قربه الی‌ الله این‌را می‌آوریم‌ و این‌ بلا را به‌ سرش‌ می‌آوریم‌ که‌ تو دیدی.»منبع:مشرق بقل ازفارس
                                                                       ***

 عمر کشون"عید الزهرا "نهم ربیع

طبق منابع تاریخی عمر بن خطاب ( خلیفه دوم ) در بیست وششم ذی الحجه ترور شد و بعد از حدود سه روز درگذشت. بنابراین وی در آخر ذی الحجه یا اول محرم درگذشته است. این مطلب را همه ی مورخان اعم از شیعه و سنی در آثار خود آورده اند. لذا مراسم عمرکشان ( عید زهرا ) که عده ای در ماه ربیع الاول برگزار می کنند اساسا با تاخیر حدود هفتاد روز انجام می شود،مردوداست.



 شیخ مفید (ره) مرگ عمر در ذی الحجه می داند.



حتی علامه مجلسی(ره) هم اعتراف دارد که علمای متقدّم شیعه بر اینکه عمر در ذی الحجه کشته شده اتفاق نظر داشته اند.(ر.ک.بحارالانوار، ج‏31، ص ۱۱۸ ) اما خود مجلسی(ره) خود سعی  نهم ربیع الاول را تاییدروزمرگ ابولؤلؤمی داند 



ابن ادریس حلی (صاحب سرائر) درباره تاریخ نهم ربیع می گوید: مَنْ زَعَمَ أَنَّ عُمَرَ قُتِلَ فِیهِ فَقَدْ أَخْطَأَ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ التَّوَارِیخِ وَ السِّیَرِ ( هر کس بپندارد عمر در نهم ربیع کشته شده به اجماع صاحبان کتب تاریخ و سیره در اشتباه است.) سپس تاریخ ذی الحجه را صحیح دانسته،می فرماید: الإجماع حاصل من الشیعه و أهل السنّه على ذلک.( شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند. )ر.ک. بحارالانوار، ج‏31، ص ۱۱۹



عُمَر 



درباره قاتل عمر که فیروز ابولؤلؤه نام دارد واقعیت اینست که اولا طبق منابع تاریخی ، مسلمان یا زردشتی یا نصرانی بودن او معلوم نیست: اینکه آیا او از زردشتی های هم پیمان با مسلمانان بوده یا نصرانی بوده یا مسلمان شده بود معلوم نیست. همچنین دلیلی بر شیعه بودن او وجود ندارد. انگیزه ی او در کشتن عمر بن خطاب نیز یک انگیزه شخصی بوده : در واقععُمَر نسبت به زیاد بودن مالیاتِ مقرّر اعتراض داشت و نزد عمر شکایت برد ولی عمر مالیاتش را تخفیف نداد لذا نقشه ی قتل عمر را طراحی کرد.
بنابراین انگیزه ی ابولولو یک انگیزه ی شیعی نبوده بلکه صرفاً یک تصفیه حساب شخصی بوده است. از این رو اینکه او برای خشنودی اهل بیت (ع) دست به این کار زده باشد از نظر مورخان کاملا نادرست است.



دکتر سید جعفر شهیدی احتمال داده است برخی از بزرگان قریش مثل مغیره ( مالک ابولولو ) در ترورِ عمر نقش داشته اند زیرا از سختگیری های عمر به تنگ آمده بودند . ر .ک. تاریخ تحلیلی اسلام ص ۱۲۹ و ۱۳۰ آنچه دیدگاه ایشان را تقویت می کند اینست که عمر در روزهای آخر گفته بود می خواهد شیوه اش را در تقسیم بیت المال تغییر داده ، مساوات را برگزیند که این می توانست موجب نگرانی برخی از بزرگان قریش شده آنان را به طراحی برای قتل عمر وادار کند. طبق این نظریه ابولولو فریبِ چند عربِ قریشی را خورده و آلت دست آنان شده است. 



همچنین برخی از محققان از سخنانِ کعب الاحبارِ یهودی قبل از ترورِ عُمَر احتمال داده اند که کعب الاحبار از نقشه ی ترورِ عُمَر آگاه بوده است. حجه الاسلام استاد رسول جعفریان در تاریخ خلفا این دیدگاه را نقد کرده اند.تاریخ خلفا صفحه ۱۰۵تا ۱۰۹ .



واکنش حضرت علی نسبت به ترور عُمَر 



بی شک اگر امام علی(ع) درگیری فیزیکی با دستگاه خلافت را صلاح می دیدند خودشان از همان آغاز اقدام می کردند ولی از آنجا که چنین درگیری را متعارض با مصالح عالیه اسلام می دانستند لذا دست به شمشیر نبردند. ایشان گرچه در آغاز با ابوبکر بیعت نکردند اما بعدا که دیدند چاره ای نیست – احتمالا برای پرهیز از جنگ داخلی و نیز خطر ارتداد تازه مسلمانها و نیز خطرحمله رومیان به قلمرو اسلامی – با ابوبکر بیعت کردند. بعدا هم با عمر و بعد با عثمان طبق مصالح اسلام و برای وحدت بیعت کردند. بیعت ایشان از ترس و احساس ضعف نبود زیرا ایشان شجاعترینِ عرب بوده ، از هیچ فداکاری برای اسلام دریغ نمی کردند. در طول بیست و پنج سال امیرالمومنین(ع) بخاطر حفظ اسلام خون جگر خورده ، صبر می کردند.



در هیچ  منابع قدیم نیامده که امیرمومنان(ع) قتل عمر را تایید کرده باشند.
در تواریخ آمده ابولولو پس از صربت به عمر –که در حالِ امامت جماعت بود – تعدادی از نمازگزارانِ صف اول را نیز مورد حمله قرار داد و زخمی کرد که برخی به خاطر جراحات درگذشتند. حال براستی آیا می توان گفت امام علی(ع) راضی بودند که عمر درمسجد و در حال نماز ترور شود؟ آیا مسجد احترام ندارد؟! آیا امام علیه السلام به زخمی شدن چند بی گناه راضی بودند؟! آیا امام راضی بودند عمر در نظر آیندگان بجای اینکه مورد نقد قرار گیرد برعکس به عنوان "خلیفه ی شهید" و "شهید محراب" مورد احترام و تقدیس قرار گیرد؟



لذا بی تردید امام علی(ع) به قتل عمر در نماز جماعت و در مسجد النبی(ص) راضی نبوده انداساساً عملکرد ابولولو قابل دفاع نیست.
ترورعُمَر به ضرراسلام ومسلمین تمام شد



 ترورعمر پیامدهای ناگواری بدنبال داشت ،بی شک امیرمومنان(ع) نیز به این قتل آن هم در مسجد و در حال نماز راضی نبودند همانطور که بعدها به قتل عثمان نیز رضایت ندادند و همه ی این امور بدون اطلاع ایشان انجام شده است. برخی معتقدند اینها همه توطئه ی مخالفان علی(ع) بود که می خواستند آن حضرت را همدستِ قاتلانِ خلفا معرفی کنند چنانکه معاویه ایشان را به همکاری با قاتلان عثمان متهم می کرد.( ر.ک. نهج البلاغه نامه ی ۲۸ ) . حضرت امیر (ع) بارها و بارها خود را از اتهامات معاویه تبرئه فرموده است. در نهج البلاغه مکرراً تاکیدات آن حضرت را بر اینکه در قتل عثمان دستی نداشته اند مشاهده می کنیم.




مرگ عمرچه نتایجی داشت؟



نتیجه ی کار ابولولو چنان شد که عثمان به جای عمر نشست. در واقع باید گفت کاش عمر زنده می ماند تا امور به دست عثمان نیفتد و آنهمه ریخت و پاش در دستگاه حکومت راه پیدا نمی کرد و بنی امیه آنقدر قدرت نمی یافتند.  اما به هرحالعُمَر  بیش از عثمان به سنت پیامبر اعظم (ص) پایبند بود و مرگ او زمینه ساز تسلط کامل بنی امیه و از بین رفتن بسیاری از سنتهای پیامبر اعظم (ص) شد. در واقع این عثمان بود که به بنی امیه (مروان و معاویه و…. ) پر و بال داد و شرایط را برای آنها فراهم کرد و بعدا خود نیز قربانی این اشتباه شد 



قاتل عُمَر (ابولؤلؤ)چگونه مرد؟



 ابولولو پس از آسیب زدن به عمر و زخمی کردن تعدادی از نمازگزارانِ صف اول پا به فرار گذاشت اما نتوانست از مسجد بیرون برود و در همانجا مردم گلیم یا چیزی مانند آن بر سرش انداختند و او را دستگیر کردند در نهایت او که خود را گرفتار دید با همان خنجری که عمر را با آن زده بود خود را کشت"خودکشی کرد".

۶۳ سالگی در ۲۶ ذی الحجه ۲۳ هجری/۳ نوامبر ۶۴۴ میلادی توسط پیروز نهاوندی یا ابولؤلؤ غلام مسیحی مغیره بن شعبه والی بصره، با ۳ یا ۶ ضربه با خنجر ۲ سر کشته شد. برخی شیعیان بر این باورند که قتل او در ۹ ربیع‌الاول واقع شده است.
 انگیزه این قتل این بود که ابولؤلؤ در مورد مالیات سنگینی که مغیره بن شعبه از وی خواسته بود به عمر شکایت برد اما شکایت فایده‌ای نداشت.
 
قبرقاتل عمر"فیروزابولؤلؤ"کجاست؟


اما درباره قبر او باید گفت طبیعی است جنازه اش را در همان مدینه – بدون تشریفات – دفن کرده اند. به هرحال او نتوانست بگریزد حتی نتوانست از مسجد بیرون رود بلکه همانجا خودکشی کرد چه رسد به اینکه پایش به ایران و کاشان رسیده باشد!!. بنابرین اینکه برخی از عوام می گویند" ابولولو فرار کرده، نزد حضرت امیر(ع) آمد و از ایشان پناه خواست و ایشان فرمودند: من تو را با طیّ الارض به کاشان می برم که مردمانش شیعه هستند" کاملاً بی پایه است زیرا مردم کاشان در آن زمان شیعه نبوده اند. مردم کاشان به تبعیت از قم شیعه شدند و چون رواج تشیع در قم بین سالهای ۸۰ تا ۱۱۵هجری آغاز شده بنابراین در سال مرگ عمر (سال ۲۳ هجری) خبری از تشیع در کاشان یا در قم نبوده است.بلکه تشیع در آن زمان در میان عده ای بسیار قلیل در مدینه النبی(ص) منحصر بود.( ر. ک. رسول جعفریان ، تاریخ تشیع در ایران ص ۱۷۳ )+ویکی پدیا
 
                                                                          ***

ترویج ایام محسنیه از شاخصه‌های تشیع لندنی است

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا فوادیان در گفت‌وگو با خبرنگار  خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)‌، با بیان این‌که «یکی از شاخصه‌های تشیع لندنی پرداختن به موضوع ایام محسنیه است» اظهار کرد: برخی از ناقدان هم نسبت به فعالیت‌ها در ایام محسنیه صبحت‌هایی داشته‌اند که بوی تندروی می‌دهد. 

وی تاکید کرد: ما اگر در این رابطه به سیره اهل بیت (ع) نگاه کنیم می‌بینیم که ظلم‌هایی که به حضرت زهرا (س) شده است اهل بیت (ع) از آن کوتاه نیامده‌اند و در مجالس و محافل خود همواره از آن سخن گفته‌اند در حقیقت حضرت زهرا (س) حقانیت و مظلومیت شیعه را در طول تاریخ با قضایای خود به اثبات رسانده است. اما افراطی برخورد کردن با این جریان درست نیست.

ما در سیره اهل بیت (ع) نمی‌بینیم که بعد از ماه صفر گزارشی نقل شده باشد که حضرات معصومین (ع) به برگزاری این گونه جلسات و برگزاری ایام محسنیه تاکید داشته باشند و یا راساً خودشان اقدام به برگزاری این گونه جلسات کرده باشند و یا شیعیانی نزد آن‌ها گزارش داده باشند. امروزه جهان اسلام نیازمند یک وحدت بی سابقه است و دامن زدن به مسائل اختلافی که موجب جدا شدن مسلمین از هم می‌شود به صلاح آیین و مذهب ما نیست.

فوادیان یادآور شد: ما شهادت حضرت محسن (ص) را قبول داریم ولی اگر قرار باشد برای ایشان اقامه عزا کنیم بهتر است در همان ایام فاطمیه که برای حضرت زهرا (س) عزاداری می‌کنیم از ایشان نیز سخن به میان می‌آوریم.

 نظر مقام معظم رهبری بر این است که ما سعی کنیم دهه‌های عزاداری را در کشور افزایش ندهیم یک روز بگوییم این ایام مسلمیه و حسنیه است و روز دیگر ایام دیگری را بگوییم این‌ها خوب نیست. ما اکتفا می‌کنیم به همان ایامی که همواره مسلمانان و شیعیان به اقامه عزا می‌پرداخته‌اند./ایسنا۲۸آذرا۱۳۹۴

***

نتیجه توهین به بزرگان اهل سنت"تحریک احساسات"وظهورداعش است

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید مکرر بر اهمیت وحدت در دنیای اسلام و با اشاره به اینکه هرگونه ناسزاگویی به بزرگان اهل سنت، در واقع مانع از شنیده شدن مبانی منطقی و مستدلِ اعتقاد به امامت می‌شود، تحریک احساسات دیگر فرق اسلامی به اسم شیعه، در واقع «شیعه انگلیسی» است و نتیجه آن، ظهور گروه‌های خبیث و مزدور وابسته به امریکا و سرویس جاسوسی انگلیس همچون داعش و النصره است که جنایات و ویرانی‌های زیادی را در منطقه به راه انداخته اند.

در بیان اهمیت موضوع غدیر به دستور خداوند به پیامبر اعظم(ص) مبنی بر اینکه ابلاغ رسالت در گروی ابلاغ امامت است، اشاره کردند و گفتند: این اعتقاد اسلامی مبتنی بر مبانی مستحکم و استدلال های غیرقابل خدشه است اما پایبندی به این اعتقاد و بیان آن، نباید با تحریک احساسات برادران اهل سنت، همراه باشد زیرا این کار خلاف سیره ائمه معصومین(ع) است.

رهبر انقلاب اسلامی  دیدار  عید سعید غدیر خم۹۵/۰۶/۳۰فارس

***

اهل سنت از دیدگاه حضرت امام خمینی 

امام خمینی در پیام خود در تاریخ ۲۳ بهمن ۵۷(روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی) یدواحد هستیم



«ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم؛ واحد هستیم که مسلمان و برادر هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می‏خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلًا در کار نیست، ما همه با هم برادریم‏ » صحیفه امام،ج۶،ص۱۳۳



پیام امام به مردم کردستان در ۲۹ مرداد ۵۸ –تفاوتی بین شیعه وسنی درجمهوری اسلامی نیست



«عوامل اجانب که منافع خود و اربابانشان را در خطر می‏بینند، برای تحریک برادران اهل سنت و دامن ‏زدن به برادرکشی، قضیه شیعه و سنی را طرح نموده و می‏خواهند با شیطنت بین برادران اختلاف ایجاد کنند. در جمهوری اسلامی همه برادران سنی و شیعه در کنار هم و با هم برادر و در حقوق مساوی هستند. هر کس خلاف این را تبلیغ کرد، دشمن اسلام و ایران است و برادران کُرد باید این تبلیغات غیر اسلامی را در نطفه خفه کنند » 



 ایجاد اختلاف بین اهل سنت و شیعه را جنایت است



«از جمله جنایتهایی که بدخواهان به اسلام مرتکب شده‏اند ایجاد اختلاف بین برادران سنی و شیعی است‏ » صحیفه امام.جلد۶٫ص۳۵۱



*در یک جامعه‏ ای که همه می‏خواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند، این مسائل نباید طرح شود. ما همه برادر هستیم و با هم هستیم؛ منتها علمای شما یک دسته فتوا به یک چیز دادند و شما تقلید از علمای خود کردید و شدید حنفی؛ یک دسته فتوای شافعی را عمل کردند و یک دسته دیگر فتوای حضرت صادق را عمل کردند، اینها شدند شیعه، اینها دلیل اختلاف نیست. ما نباید با هم اختلاف و یا یک تضادی داشته باشیم، ما همه با هم برادریم. برادران شیعه و سنی باید از هر اختلافی احتراز کنند. 



امروز اختلاف بین ما، تنها به نفع آنهایی است که نه به مذهب شیعه اعتقاد دارند و نه به مذهب حنفی و یا سایر فِرق، آنها می‏خواهند نه این باشد نه آن، راه را این طور می‏دانند که بین شما و ما اختلاف بیندازند. ما باید توجه به این معنا بکنیم که همه ما مسلمان هستیم و همه ما اهل قرآن و اهل توحید هستیم، و باید برای قرآن و توحید زحمت بکشیم و خدمت بکنیم. » صحیفه امام/۱۳/۵۴





« لازم است برادران ایرانی و شیعیان سایر کشورها از اعمال جاهلانه، که موجب تفرق صفوف مسلمین است احتراز کنند » صحیفه امام/۱۰/۶۲



در پیام مورخه ۲۱ شهریور ۵۹ خود به حجاج این اختلاف افکنی را خطرناکتر از ملی گرائی (وجه استعمار ساخته آن) به حساب می آورند:از ملی گرایی خطرناکتر و غم‏ انگیزتر، ایجاد خلاف بین اهل سنت و جماعت با شیعیان است، و القای تبلیغات فتنه‏ انگیز و دشمنی ‏ساز بین برادران اسلامی و ایمانی است.» صحیفه امام/۱۳/۲۰۹

***

دیدگاه امام خمینی،رهبری ومراجع درباره اهل سنت

۱- ما با برادران اهل سنت خود در بعضی از مسائل اعتقادی اختلافاتی داریم اما دعوا و درگیری نداریم زیرا در تمام زمینه ها اشتراکات زیادی داریم. ما می گوییم شیعه و سنی باید بر مشترکات خود تکیه کرده و اختلافات خود را با منطق و گفتگو و دور از احساسات غلط و ضد عقل و درایت به بحث بگذارند و دشمنان جدی جهان اسلام یعنی صهیونیست ها و مشابه آنان را هدف قرار دهند. وحدت بین شیعه و سنی یک ضرورت عقلی و لازم است.

۲- روایات رسیده از بزرگان تشیع و خاصه ائمه اهل البیت علیهم السلام حاکی از سفارش آن حضرات به حفظ وحدت و در عین حال حفظ حدود حقیقی تشیع می باشد. ائمه اهل الیت علیهم السلام سفارش کرده اند که تفرقه ایجاد نشود و حتی به نماز خواندن پشت سر برادران اهل سنت، جهت تقویت شوکت جهان اسلام سفارش و تشویق نموده اند.

۳- حضرت امام خمینی (ره) هم که منادی اسلام ناب محمدی (ص) بودند، بر احوال مسلمین غیرت می ورزیدند و از وضعیت آنان بسیار متأثر بودند و به طور جد و حقیقی خواهان وحدت کلمه مسلمین بر علیه دشمنان مشترک آنان و دشمنان اصل اسلام و دیانت بودند و در این بیان خود محتاج به تقیه و امثال آن نبودند.

آیت الله العظمی خامنه‌ای : اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام(ص) حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم(ص) می‌شود.

آیت الله العظمی شبیری زنجانی : مومنین باید از انجام اموری که باعث تفرقه و اختلاف و تضعیف اسلام می‌شود اجتناب کنند.

 آیت الله العظمی نوری همدانی: اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست.

آیت الله العظمی وحید خراسانی : واقعاً فقاهت در این ‌گونه جریانات از بین رفته است، این کارها موجب اراقه دماء محترمه است و دستور خود ائمه(ع) بر خلاف این است. سب، لعن علنی جایز نیست. واقعاً دستورات دین بر همین تأکید دارند.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی : هر گونه اهانت به مقدسات دیگران شرعا جایز نیست.

آیت الله العظمی سیستانی : دشنام به مقدسات اهل سنت مغایر با آموزه‌های اهل بیت (علیهم السلام) به شیعیان و شاگردان خود است.

آیت الله العظمی جوادی آملی : سب صحابه، اهانت به مقدسات شیعه یا سنی، توهین و تحقیر ظالمانه نسبت به باورهای هر کدام از دو گروه، حرام و ایجاد اختلاف و روشن کردن آتش تفرقه و شقاق و تحطیم و هدم اساس وحدت امت اسلامی گناهی بزرگ است.

آیت الله العظمی موسوی اردبیلی : مومنین باید از کارهایی که موجب تشدید اختلاف به خصوص در شرایط فعلی و درمقابل کفر و الحاد می‌شود، اجتناب کنند.

آیت الله هاشمی شاهرودی : هر عمل یا گفتاری که موجب فتنه و اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی شود، جایز نیست.

آیت الله محقق کابلی : از اهانت به مقدسات اهل سنت خودداری شود.

آیت الله العظمی علوی گرگانی : اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست.

آیت‌ الله العظمی مظاهری : اهانت به مقدسات و اعتقادات مسلمانان و ایجاد تفرقه میان صفوف پیروان پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم عقلا و شرعا جایز نیست.

آیت الله مدنی تبریزی : اسلام توهین به مقدسات هیچ یک از ادیان، به‌ویژه مذاهب اسلامی را جایز نمی‌داند و هر حرکتی که موجب اختلاف میان امت اسلامی و خسارت و ضرر مالی و جانی به مسلمانان گردد، حرام و خلاف شرع است

***

توهین به عایشه و هر یک از نمادهای اهل سنت حرام است :آیت الله خامنه ای

 آیت الله خامنه ای با صدور فتوایی توهین به عایشه همسر پیامبر اسلام و هر یک از نمادهای اسلامی اهل تسنن را حرام اعلام کردند.

 رهبر معظم انقلاب در پاسخ به استفتائی اعلام کردند: " اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(ص) -می شود."

آیت الله خامنه ای این موضوع را در پاسخ به استفتائی مطرح کردند که در آن خواسته شده بود تا ایشان نظر خود را درباره "اهانت و استفاده از کلمات تحقیرآمیز و توهین به همسر پیامبر اسلام ام المومنین حضرت عایشه اعلام کنند."

این درخواست صدور فتوا از سوی جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان سعودی ارائه شد. استفتاء از آیت الله خامنه ای در پی توهین به عایشه توسط یاسر الحبیب روحانی شیعه کویتی صورت گرفت که با واکنش ها و مخالفت های بسیاری روبه رو شد. در شدیدترین این واکنش ها، کابینه کویت، این روحانی را سلب تابعیت کرد.

این موضوع باعث شد تا شیعیان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تحت فشارهای شدیدی قرار بگیرند. خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی اولین رسانه ای بود که این فتوا را در بخش عربی خود منتشر کرده است.



سازمان تبلیغات اسلامی از جمله نهادهای زیر نظر مستقیم مقام معظم رهبری است که رئیس آن نیز به طور مستقیم توسط ایشان تعیین می شود.

خبرگزاری مهر در بخش عربی خود می نویسد:" حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی با صدور فتوایی، توهین به ام المومنین حضرت عایشه همسر پیامبر اکرم یا نمادها و شخصیت های اسلامی اهل سنت را حرام اعلام کردند."



این خبرگزاری ادامه می دهد:" فتوای رهبر انقلاب جدیدترین و بالاترین واکنش در سطح شیعیان در محکومیت توهین شیخ یاسر الحبیب به حضرت عایشه است. دهها نفر از شخصیت های دینی شیعه برجسته در عربستان سعودی، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس توهین و اسائه ادب به حضرت عایشه یا هر یک از همسران پیامبراسلام را به شدت محکوم کرده اند."

پیش از این حجت الاسلام سیدعلی فضل الله فرزند ارشد علامه محمدحسین فضل الله نیز در گفت وگو با روزنامه کویتی الرای اسائه ادب به حضرت عایشه را منع کرده بود.



این خبر در رسانه های عربی به ویژه شبکه الجزیره بازتاب زیادی داشت. این شبکه ضمن تکرار این خبر در بخش های خبری مختلف ، در برنامه "ما وراء الخبر" با حضور این کارشناسان به بررسی فتوای رهبری انقلاب و نقش آن در وحدت و نزدیکی میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی پرداخت.

محمد البحرانی خبرنگار الجزیره در تهران نیز در همین زمینه در گزارشی با نشان دادن جدیدترین کتاب استفتائات آیت الله خامنه ای گفت: رهبر ایران بارها بر وحدت میان مذاهب اسلامی تاکید کرده است.



وی اضافه کرد: آیت الله خامنه ای همچنین در جدیدترین فتوای خود بدگویی و اسائه ادب به حضرت عایشه همسر پیامبر و شخصیت های اسلامی مورد احترام اهل تسنن را حرام اعلام کرده اند.

البحرانی افزود: رهبری ایران پیش از این نیز با صدور فتواهایی ، اقامه نماز شیعیان به امامت فردی سنی مذهب یا مشارکت در نمازجماعت برادران اهل تسنن را بدون مانع دانسته بودند.



این فتوا در رسانه عربی بازتاب فراوانی داشت و از جمله روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه های السفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر به انعکاس آن پرداختند. با این حال العربیه ، وابسته به افراطیون سعودی ، ترجیح داد در این باره سکوت کند! امام خمینی و آیت الله خامنه ای همواره بر وحدت میان مسلمانان ، تاکید کرده اند./۱۲ مهر ۱۳۸۹خبرآنلاین

***

خال المؤمنین چیست؟چرا به معاویه خال المؤمنین می گویند؟

ام حبیبه- دختر ابوسفیان"خواهرمعاویه" ،همسر پیامبر اکرم بوده و همسر پیامبر را" ام المومنین " است- پس برادر" ام حبیبه یعنی معاویه "خال المومنین" می باشد"/خال یعنی دایی

خال المؤمنین- ازدیدگاه رهبری آیت الله خامنه ای 

بد نیست من خاطره‌‌‌ای را برای شما نقل کنم؛امام یک‌‌‌وقت در اوایل انقلاب در سخنرانیهایشان از معاویه به صورت طعن‌‌‌آمیزی اسم می‌‌‌آورند.من مدتی را در بلوچستان بودم و با خیلی از علمای آنجا دوست نزدیک هستم. مردم و علمای سنی آن منطقه، معاویه را مقدس می‌‌‌دانندبه امام عرض کردم که در طرف شرق کشورمان، چند صد میلیون نفر معاویه را محترم می‌‌‌شمارند و او را خال المؤمنین می‌‌‌دانند البته بحق یا به‌‌‌ناحق آن، مربوط به جلسه‌‌‌ی بحث است یعنی مسلمانان هند، پاکستان، بنگلادش و افغانستان اغلب سنی حنفی‌‌‌اند؛ این‌‌‌ها معاویه را محترم می‌‌‌شمارند.

امام گفتند عجب، من نمی‌‌‌دانستممن بعد از آن در طول این ده، یازده سال یک جمله‌‌‌ی طعن‌‌‌آمیز از امام راجع به معاویه نشنیدم.

من خودم در نماز جمعه راجع به جنگ صفین و سایر جنگهای امیر المؤمنین صحبت می‌‌‌کنم؛ اما اهانت نمی‌‌‌کنمتاریخ‌‌‌گویی، یک حرف است؛ اهانت، حرف دیگری است. تاریخ بیست و سه‌‌‌ساله‌‌‌ی بعد از رحلت پیامبر تا خلافت امیر المؤمنین، یک تاریخِ قابل بررسی است؛ باید بررسی شود؛ اما در آن اهانت و جسارت به خلفا به‌‌‌هیچ‌‌‌وجه نباید باشد.

بعضیها خیال می‌‌‌کنند که اگر بخواهند راجع به دوره‌‌‌ی خلفا تحلیل کنند، حتماً باید با طعن به آن‌‌‌ها همراه باشد؛ نه، طعن به خلفا در رادیو جایز نیست. اگر تاکنون این نکته را در جلسات قبل نگفته‌‌‌ام، الآن عرض می‌‌‌کنم که طعن به خلفا در رادیو مطلقاً جایز نیست؛ الآن حرام شرعی است. داعیه‌‌‌ی ما این است که می‌‌‌خواهیم انقلابمان را به دنیا صادر کنیم؛ کدام دنیا؟ در درجه‌‌‌ی اول، دنیای اسلام است. آن‌‌‌وقت دنیای اسلام که یک میلیارد و دویست میلیون نفر جمعیت دارد و حدود چهارپنجمشان کسانی هستند که به چیزهایی به شکل مقدسات اعتقاد دارند، شما بیایید به این مقدسات اهانت بکنید؟! آیا این انقلاب صادر می‌‌‌شود؟! خوب است بدانید و لا بد بعضی می‌‌‌دانند که در الجزائر وقتی‌‌‌که بوادر و نشانه‌‌‌های این نهضت فعلی ظاهر شد، یکی از کارهایی که کردند، این بود که یک رساله در باب عقاید شیعه نسبت به خلفا منتشر کردند، تا خوب رابطه‌‌‌ی آن‌‌‌ها را با انقلاب قطع کنند! حالا اگر یک‌‌‌وقت کسی عقیده‌‌‌اش چیزی بوده و در جایی آن را گفته است، این به من و شما ارتباطی ندارد؛ ما باید مواظب باشیم که در رادیو چنین چیزهایی منعکس نشود. ما الآن در حال اداره‌‌‌ی جامعه‌‌‌ی اسلامی هستیم؛ نباید به مقدسات سایر مسلمین اهانت بشود.

۱۳۷۰/۱۲/۱۳بیانات در دیدار اعضای گروه ویژه و گروه معارف اسلامی صدای جمهوری اسلامی ایران‌/منبع سایت رهبری

                                                     ***

ماجرای مجلس ختم مرجع جهان تشیع برای یک عالم سنی 

آیت الله بهجت می گوید:آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی برای یکی ازعلمای سنی مجلس فاتحه گرفت که عده ای به او اعتراض کردند که چراسهم امام را برای اینگونه مجالس هزینه می کنید!

آن مرجع تشیع کاغذسبزی رانشانش دادکه با امام غایب بادستان مبارکش مرقوم فرموده بود که خطاب به آقاسیدابوالحسن اصفهانی بود "سهم امام رادرآنچه موجب اعتلای مذهب حقه است مصرف نمایید."

کتاب اول(درمحضرآیت الله بهجت)ص۲۸۱

***

عمربن خطاب س از مرگ ابوبکر در ۱۳ هجری/۶۳۴ میلادی به خلافت رسیدنخستین کسی بود که لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید

دخترحضرت علی "ام کلثوم" همسر عمر بود

 عمر درسن ۲۹ سالگی اسلام آورد( پیش از هجرت محمد به مدینه). عمر پیش از اسلام از طرف پدر جزو قبیله‌ای از قریش به نام بنو عدی (عدی بن کعب) و از طرف مادر جزو بنی مخزوم بود و جایگاه آن چنانی ای نداشت ، اما پس از هجرت به مدینه یکی از فرماندهان اسلام گردید و بیشتر نقش مشاوره‌ای داشت تا نقش یک سرباز. با وجود اینکه در جنگهای بدر و احد و دیگر غزوات حضور داشت، 

دخترعمر"حفصه"همسررسول الله (ص)بود

فتوحات ایران ، عراق،شام"سوریه" الجزیره، درزمان حکومت عمر فتح شد

قبرعمربن خطاب درمدینه"کنارپیامبراسلام حضرت محمد(ص)است

%d9%82%d8%a8%d8%b1-%d8%b9%d9%85%d8%b1%d8%a8%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8 %d9%82%d8%a8%d8%b1%d8%b9%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%af%db%8c%d9%86%d9%87

***

قبر معاویه بن ابی سفیان در سوریه

 بارزترین اقدام معاویه برای تغییر خلافت به سلطنت، موروثی کردن خلافت بود. وی فرزندش یزید را به جانشینی خود انتخاب کرد و در اواخر عمر اعلام کرد. مسألهٔ خلافت یزید اعتراضات بسیاری را به دنبال داشت. اصحاب پیغمبر، انصار و مهاجرین آن را نپسندیدند و به مخالفت برخاستند. خوارج و شیعیان عراق هم خلافت موروثی را رد می‌کردند.

%d9%82%d8%a8%d8%b1%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%87

معاویه در بیست و پنجم محرّم سال سی و هفتم عام الفیل برابر با ششصد میلادی-سه سال قبل از بعثت پیامبر اسلام(ص) و پانزده سال قبل از هجرت، در مکه متولّد شد. پدرش ابی سفیان شریف قریش بود. مادرش هند دختر عُتْبَه بن ربیعه بود. نسب معاویه به حرب بن امیه بن عبدشمس بن عبدمناف قرشی می‌رسید. پدرش ابوسفیان در بدر، خندق و چند جنگ دیگر با حضرت محمّد (ص) جنگید. عتبه بن ربیعه رهبر گروهی از قریش در جنگ‌های فجّار بود.



در عهد خلافت معاویه فتوحات خارجی ادامه یافت. مسلمانان قبرس را فتح کردند و تا نزدیک قسطنطنیه پیش رفتند. معاویه برای اخلاف خود لشکری پدید آورد. وی در آداب و ترتیبات لشکری از تجارب رومی‌های شام هم استفاده کرد. این لشکر را وی به وسیلهٔ جنگ‌های هر ساله و مهاجتمی که دائم به بلاد مجاور و بیزانس می‌کرد، همیشه تازه نفس نگاه می‌داشت. این مهاجمات مستمر باعث می‌شد که دشمن نتواند به قلمرو مسلمین تجاوز کند.



یک بار عدّه‌ای از طوایف شمال سوریه که به جراجمه شهرت داشتند، به تحریک رومی‌ها به شام هجوم آوردند و از لبنان تا فلسطین به دست جراجمه افتاد. عده‌ای از موالی و اسرای این نواحی که از معاویه ناراضی بودند، به جراجمه پیوستند. معاویه با امپراتور بیزانس قراری بست که وی از حمایت ماجراجویان دست بدارد و در عوض اسرای رومی را بگیرد. معاویه هم چنین تعهد کرد که هر ساله به بیزانس خراج بپردازد.پس از آن معاویه، جراجمه را سر جای خود نشاند. معاویه چون به لشکر شام همیشه احتیاج داشت در تنظیم کار لشکر دقّت بسیاری کرد. وی جیرهٔ لشکریان را دو برابر کرد و در پرداخت مواجب آن‌ها کوتاهی نکرد. این بخشش‌ها باعث شد که لشکریان از معاویه اطاعت می‌کردند و در جنگ‌ها با او همراه می‌شدند.



وی در طول خلافتش با رومی‌های شام در حال ستیز و جنگ بود اما پیشرفتی در آن جا نداشت. نسبت به مسیحیان شام روش ملایم تری پیش گرفت زیرا آن‌ها می‌توانستند در ادارهٔ کارها و سامان بخشیدن به مالیات‌ها وی را یاری دهند. معاویه از رسوم دیوانی بیزانس تقلید کرد و سازمان مراسلات و اطلاعات پیشرفته‌ای به وجود آورد.معاویه در تنظیم کار بیت المال از یک مسیحی به نام سرجون بن منصور استفاده کرد. معاویه با استفاده از اموال مسلمانان بخشش‌های بی حسابی به روسای عرب کرد.



معاویه همواره با دو گروه خوارج و شیعیان در دشمنی بود. او شیعیان حضرت علی (ع) را مورد آزار و اذیت قرار می‌داد و حتی بعضی شیعیان معترض مانند حجر بن عدی را به قتل رسانید. بعضی گفته‌اند ابوذرغفاری هم به اشارت او کشته شد.



بارزترین اقدام معاویه برای تغییر خلافت به سلطنت، موروثی کردن خلافت بود. وی فرزندش یزید را به جانشینی خود انتخاب کرد و در اواخر عمر اعلام کرد. مسألهٔ خلافت یزید اعتراضات بسیاری را به دنبال داشت. اصحاب پیغمبر، انصار و مهاجرین آن را نپسندیدند و به مخالفت برخاستند. خوارج و شیعیان عراق هم خلافت موروثی را رد می‌کردند.

معاویه در میان اهل سنت، جایگاه خود را به عنوان صحابی پیغمبر و کاتب وحی و مراسلات حفظ کرده‌است. عنوان خال المؤمنین به معنی دایی مومنان که به سبب ازدواج خواهرش با پیامبر به وی داده شد، بر جایگاه وی افزوده‌است. ابوموسی اشعری که از بزرگان صحابه بود، یک بار او را امین الله خوانده بود. با این حال مخالفت دو تن از خلفای راشدین با او، عمر بن خطاب و حضرت علی بن ابی طالب (ع) باعث شده‌است علمای اهل تسنن در قائل شدن مرتبهٔ عدل و رضوان برای او شک کنند. معاویه در بیعت رضوان حضور نداشته و از سابقون الأولون نیست و در غزوه‌ها با پیامبر حضور نداشته‌است. عباسیان نیز با این که سنّی بودند، همواره در خطبه‌ها معاویه را لعن می‌کردند.



شیعیان نیز مانند اهل سنت، معاویه را به دلیل ایجاد خلافت موروثی، قتل حجر بن عدی و شیعیان، بدگویی نسبت به حضرت علی (ع) نکوهش می‌کنند. معاویه، نخستین کسی بود که سادگی حکومت اولیه را تغییر داد و تجمل و استبداد را وارد آن کرد.اما عمده‌ترین دلیل نکوهش معاویه از نظر ایشان، غصب خلافت و وارد شدن به جنگ باحضرت  علی (ع) و پسرش امام حسن (ع)است. هم چنین شیعیان معاویه را متهم به نفاق می‌کنند. شیعیان بر خلاف اهل سنت، لعن معاویه را جایز می‌دانند./۱۵ آبان ۱۳۸۹پارسینه

%d9%82%d8%a8%d8%b1%d9%85%d8%b9%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%872

                                                     ***

دیدگاه های رهبری(آیت الله خامنه ای) درمورد وحدت /شیعه وسنی

وحدت

 خیلی ها مدعیِ «از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن» هستند! و «ای رهبر آزاده، آماده ایم، آماده» از دهان شان نمی افتد. از یک طرف شنیدن این شعارها امید را در دلهای دلبستگان به انقلاب اسلامی زنده می کند و از طرف دیگر بر زمین ماندن مطالبات موکّد حضرت آقا، امید را در دلها می میراند. مشکل چیست؟ شعار که هست، پس عمل کجاست؟  

شاید به جرات بتوان ادعا کرد که پربسامدترین مفهومی که رهبری در دو سه سال اخیر بر آن تاکید کرده اند مفهوم وحدت اسلامی است و شاید بتوان گفت که کمترین توجه هم به همین امر شده است! تأکیدها و تکرارهای پیاپی و چندباره رهبر انقلاب نشان از آن است که مایی که مدعیِ تبعیت از ایشان هستیم، گوش شنوایی برای شنیدن این توصیه ها نداشتیم.  

القصه، نمونه هایی از توصیه هایی که ایشان در زمینه وحدت اسلامی به ما کرده اند را می آوریم. هر کسی با عنوان حقیقی یا حقوقی از خودش بپرسد که چقدر در این رابطه کار کرده است و فردای قیامت در مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله چه پاسخی خواهد داشت؟  

مقابله با هر عامل ضد وحدت 

مسلمانها باید با هر عامل مخالفِ وحدت و ضدّ وحدت مقابله بکنند؛ این یک تکلیف بزرگ برای همه ما است. ۲۹ /۱۰ / ۹۲ 

دامن نزدن به کینه ورزی ها 

در جلسات نباید کینه ورزى هاى مذهبى را زیاد کرد؛ این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کرده ایم؛ بعضى حاضر نیستند [گوش کنند]. ۳۱ / ۱ /۹۳ 

از بین بردن بدبینی ها 

حضور نیروهای تکفیری که امروز متأسفانه در برخی از نقاط منطقه فعالند، خطر بزرگشان این نیست که بی گناه هان را میکشند، آن هم جنایت است، بزرگ است؛ اما خطر بزرگ این است که دو گروه شیعه و سنی را نسبت به هم بدبین میکنند؛ این خیلی خطر بزرگی است؛ جلوی این بدبینی را باید بگیریم. نه از آن طرف شیعیان خیال کنند که یک گروه آنچنانی که با شیعه این جور رفتار میکند این جبهه ی اهل تسنن است که با اینها مقابله میکند، نه جبهه ی اهل سنت تحت تأثیر حرفهای آنها – آنچه آنها راجع به شیعه میگویند و تهمتهایی که میزنند و آتش افروزی هایی که میکنند – قرار بگیرند. ۱۵ / ۱۲ /۹۲ 

تاکید روی اشتراکات 

روی مشترکات باید تکیه کنند. تکلیف عمده هم در این مورد بر دوش نخبگان است؛ چه نخبگان سیاسی، چه نخبگان علمی و چه نخبگان دینی. علمای دنیای اسلام مردم را از تشدید اختلافات فرقه ای و مذهبی برحذر بدارند. دانشمندان دانشگاهی، دانشجویان را توجیه کنند و به آنها تفهیم کنند که امروز مهم ترین مسئله در دنیای اسلام وحدت است. ۲۹ /۱۰ / ۹۲ 

عدم اهانت به مقدسات یکدیگر 

هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلاف میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدّسات هر یک از گروه های مسلمان یا تکفیر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام و حرام شرعی است. ۲۲ / ۷ / ۹۲ 

ممنوعیت جدال و درشت گویی 

تقویت روح اخوّت و همدلی، درس بزرگ حج است. در اینجا حتّی جدال و درشت گویی با دیگران ممنوع است. ۲۲ / ۷ / ۹۲ 

ایجاد ارتباطات حسنه 

هرکس چه در محیط سنی و چه در محیط شیعه به همدلی و ارتباطات حسنه و دوستانه بین شیعه و سنی کمک کند. ۶ / ۱ /۷۹ 

کنار گذاشتن اختلافات گذشته



شیعه و سنی باید اختلافات دیرین خود را در تعامل روزمره خودشان کنار بگذارند. جنگ و دعوا را کنار بگذارند و مشترکات خود را بچسبند. ۶ / ۱ /۷۹ 

نباید بازیچه دشمن شد 

من بار دیگر برای صدمین بار، هزارمین بار، از زبان ملت ایران خطاب به همه برادران مسلمان در اکناف عالم عرض می کنم: اتحاد خودتان را حفظ کنید، مبادا بازیچه دست دشمنان مشترکی بشوید که به عنوان قومیت عرب و عجم، به عنوان مذهب شیعه و سنی، به عناوین گوناگون دیگر می خواهند بین شما اختلاف بیندازند. ۱۰ / ۷ / ۸۷ 

 نفوذی هاچه کسانیند؟ 

خیلی مراقب باشید که نفوذی های دشمن، پرچم های اختلاف را بلند نکنند. هر پرچم اختلافی که بلند شد، شما آن را متهم کنید که نفوذی دشمن است، هرچند خودش نداند. ۱۳ /۴ /۶۸ 

پرهیز از پرداختن به موارد اختلاف آفرین 

مسئولان فرهنگی، نویسندگان و علما باید از طرح مسائل اختلاف آفرین و تفرقه افکن بپرهیزند. هم سنی و هم شیعه، همه، باید روی این نقطه اتحاد تکیه کنند. و توقع از علما و زبدگان و نخبگان سیاسی است که خطورات زمان را بفهمند، اهمیت اتحاد مسلمانان را بفهمند و توطئه دشمنان را برای شکستن این اتحاد و همدلی بفهمند. ۲۷ /۱/ ۸۵ 

نگاه برادرانه نه دشمنانه 

حجّاج در عرصه حج و در میدان این فریضه ى بزرگ اسلامى، به معناى واقعى کلمه برادرانه با هم رفتار کنند؛ به چشم برادر به یکدیگر نگاه کنند، نه به چشم بیگانه، نه به چشم دشمن؛ به چشم کسانى به هم نگاه کنند که به سمت یک هدف در حال حرکتند؛ یک چیز را میجویند؛ بر گرد یک محور حرکت میکنند. ۲۰ /۶ / ۹۲ 

به نفع ابلیس کارنکنید

امروز هر حنجره اى که به وحدت دنیاى اسلام دعوت کند، حنجره ى الهى است، ناطق من اللّه است. هر حنجره اى و زبانى که ملتهاى مسلمان را، مذاهب اسلامى را، طوایف گوناگون اسلامى را به دشمنى با یکدیگر تحریک کند و عصبیتها را علیه یکدیگر تحریک کند، ناطق من الشیطان است… کسانى که امروز دنیاى اسلام را از اتحاد و یکپارچگى دور میکنند – در حالى که احتیاج به یکپارچگى، امروز بیشتر از همیشه است – اینها به نفع شیاطین کار میکنند، به نفع ابلیسها کار میکنند. ۱۸ /۳ /۹۲ 

وظیفه علماوروشنفکران درباره وحدت

اگر چنانچه {تندروی ها} به وسیله ى مسلمانها به طور کامل محکوم نشوند و بزرگان علمى و بزرگان روشنفکرى و بزرگان سیاسى وظیفه ى خودشان را در مقابل اینها انجام ندهند، این فتنه ها به اینجاها منحصر نمیماند؛ بلائى به جان جامعه ى اسلامى مى افتد و روزبه روز این آتش توسعه پیدا میکند. باید جلوى این فتنه ها را بگیرند؛ چه از طرق سیاسى، چه از طرق فتواهاى دینى، چه از طرق مقاله هاى روشنگرِ نویسندگان و روشنفکران و نخبگان فکرى و سیاسى در دنیا. ۱۶ / ۲ /۹۲ 

آگاهی دادن درباره مواردتفرقه

اگر دشمنان بتوانند آتش اختلافات فرقهاى را در یک جائى برافروزند، فرونشاندن آن جزو دشوارترین کارهاست. باید جلوى این کار را گرفت؛ این هم نمیشود، جز با ابتکار عمل و مجاهدت و اخلاص نخبگان در هر کشورى؛ علما، دانشگاهیان، سیاستمداران، کسانى که داراى نفوذ و تأثیرند؛ براى مردم تشریح کنند نقشهى دشمن را، و نگاه امیدوارانه ى دشمن را به ایجاد اختلاف بین مردم، بین کشورهاى اسلامى، بین جناحهاى اسلامى، بین سنى و شیعه، بین گرایشهاى مختلف در مذاهب مختلف اسلامى؛ مردم را آگاه کنند. ۱۰ / ۱۱ / ۹۱ 

دنبال شیعه کردن سنی هانباشید

ایران به دنبال ایرانى کردن اعراب یا شیعى کردن سایر مسلمین نیست؛ ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و احیاء امت اسلامى است. براى انقلاب اسلامى، کمک به مجاهدان اهل سنت سازمانهاى حماس و جهاد و مجاهدان شیعى حزب اللّه و امل، به یک اندازه واجب شرعى است و احساس تکلیف میکند. ۱۴ / ۱۱ /۹۰ 

دشمن را"ازاختلاف افکنی" ناامید کنید 

من اصرار دارم که در سراسر کشور، چه آن مناطقى که سنى و شیعه در کنار هم زندگى میکنند، چه آن مناطقى که فقط شیعه اند، یا آن مناطقى که فقط سنى هستند، همه جورى رفتار کنند که دشمن بفهمد در این کشور نمیتواند به بهانه ى اختلاف مذهب، میان مذاهب اسلامى اختلاف ایجاد کند؛ والّا اگر دشمن موفق شد، بدانید به این اکتفاء نمیکند؛ اگر خداى نکرده توانست بین شیعه و سنى جدائى بیندازد، بعد میرود سراغ سنى؛ اگر آنها هم یکپارچه باشند، بین آنها هم اختلاف بیندازد. ۲۵ / ۷ /۹۰ 

شعیه وسنی به همدیگرطعنه نزنند

مبلّغان شیعه و سنى هم همدیگر را آزرده نکنند. با هم همراهى کنید، همدلى کنید. در موارد اختصاصىِ خودشان، سنى کار خودش را بکند، شیعه کار خودش را بکند. یک موارد مشترکى هم وجود دارد، که با همدیگر کار کنند. این اگر شد، ان شاءاللَّه آن وقت روحانیت پیش خواهد رفت. ۲۰ / ۷ /۹۰ 

پرهیز از بگومگوهای بی مورد اختلافی

ما ملتهاى مسلمان باید هشیار باشیم. نخبگان کشورهاى اسلامى باید بیدار باشند؛ خودشان را سرگرم بگومگوهاى بى مورد و کم اهمیت نکنند؛ اختلافات مذهبى، اختلافات قومى، اختلافات سلیقه اى و بحثهاى حاشیه اى را وارد نکنند. آنچه که در این منطقه دارد اتفاق مى افتد، عظمتش بیش از این حرفهاست. ۹ / ۴ /۹۰ 

مثل ناموس ازوحدت دفاع کنید  

این انسجام و یکپارچگى اى که انقلاب به ما داد، باید مثل یک ناموس مقدسى حفظ شود، از آن پاسدارى شود. یکى از مهمترین کارهائى که در جنگ نرمِ دشمن وجود دارد – همیشه وجود داشته، امروز هم وجود دارد – این است که در این اتحاد یک تزلزلى ایجاد کنند، شکاف ایجاد کنند. ۱۹ / ۱۱ / ۸۹ 

این وحدت باسختی بدست آمده،آسان ازدست ندهید

این وحدت در ایران، گران به دست آمده است. این ندای وحدت در دنیا، گران جا افتاده است. این را آسان نشکنید! هرکه بشکند خیانت کرده است، هرکه می خواهد باشد. فرقی نمی کند سنی باشد یا شیعه باشد. ۱۴ / ۶ /۷۲ 

دفاع نابجاازشیعه خدمت به آمریکا است

این جور نباشد که کسی از یک گوشه ای خیال کند دارد از شیعه دفاع می کند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنی ضدشیعه و غیرشیعه را برانگیزد. این دفاع از شیعه نیست، این دفاع از ولایت نیست. اگر باطنش را بخواهید، دفاع از آمریکاست، دفاع از صهیونیست هاست. ۲۷ / ۹ / ۸۷ 

وحدت تاکتیکی و مصلحتی نیست"استراتژیک"است.

من از قدیم این اعتقاد و تفکر [وحدت اسلامی] را داشتم و دارم و آن را یک مسئله استراتژیک می دانم. یک مسئله تاکتیکی و مصلحتی هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاب می کند که با مسلمین غیرشیعه ارتباطات داشته باشیم… ما با این انگیزه صحیح مساله وحدت مسلمین را در جمهوری اسلامی یک مساله اساسی قرار داده ایم. ۲۶ / ۱ / ۶۹ 

بعضی ازکتابهادردفاع ازشیعه خدمت به امریکااست

پول نفت فلان کشوری که به نوکری آمریکا و غرب، در میان ملتهای مسلمان شناخته شده و روسیاه است و به استکبار وابستگی دارد، اگر صرف انتشار کتابی در رد تشیع شد، محض رضای خدا و علاقه به تسنن نیست و غرض خبیثی را دنبال می کند. عکس قضیه هم صادق است. اگر دیدیم عواملی در جامعه شیعی، مشغول تحریک و برانگیختن حساسیت نسبت به برادران اهل سنت یا مقدسات آنها هستند، اگر حمل بر کجی سلیقه و بدفهمی نکنیم، باید بدانیم که قطعا دست دشمن است. ۵ / ۷ / ۶۸ 

تحریک عواطف مذهبی اهل سنت گناه است 

بدانید تحریک عواطف مذهبی برادران اهل سنت کار بسیار خطا و گناه است. این را به عنوان یک اصل بپذیرید. یک نقطه اختلافی وجود دارد. تکیه بر روی این نقاط، شعله ور کردن آتش تعصبات در این نقاط اختلاف، این درست همان چیزی است که امروز سازمان های جاسوسی آمریکا و اسرائیل دنبالش هستند. ۲۳ /۸/ ۸۶ 

اهانت به مقدسات شیعه یا سنی ممنوع

ما به همه می گوییم که احترام یکدیگر را حفظ کنند و به عقاید و مقدسات هم اهانت نکنند… محبت طرفینی است. بایستی همه با هم کمک کنند تا محبت بوجود بیاید و دشمن نتواند سوءاستفاده کند. ۱۹/ ۷ /۶۸ 

خود را از گذشته قیچی کنیم (حوادث گذشته رافراموش کنید)

سالها پیش از انقلاب که با بعضی از برادران اهل سنت صحبت می کردم، به آن ها می گفتم که اگر ما بخواهیم وحدت اسلامی تحقق پیدا کند، باید خودمان را از گذشته جدا و قیچی کنیم… اگر به گذشته برگردیم، دعواست. این قدر بحث و تکذیب و تغلیط و درگیری و خونریزی و این طور چیزها اتفاق افتاده که اگر نگاهی به گذشته بکنیم، باز دعوا خواهد شد. ۵ / ۱۰ / ۶۸ 

پشت سر اهل سنت نماز بخوانید

این قدر ما روایت در ثواب شرکت در نماز جماعت اهل سنت در زمان ائمه «ع» داریم که روایت دارد که در مسجدالحرام پشت سر اینها نماز بخوانید، مثل اینکه پشت سر پیغمبر نماز خوانده اید… این نمایش وحدت است. عملا وحدت را نشان دهید. ۴/۸/ ۸۸ 

توضیح مدیرسایت-پیراسته فر:خبرگزاری مهر۲۱ مرداد ۱۳۹۴ -باکمی دخل وتصرف درانتخاب تیتر

وامابا توجه به این توصیه های رهبری"زیارت عاشورا"راچکنیم؟

 توضیحات بنگارنده(مدیرسایت-پیراسته فر)اینکه توصیه رهبری درمجامع عمومی براختلافات "شیعه وسنی"دامن نزنیم وبه آنها احترام بگذاریم وطعنه وکنایه وتوهین وسب ولعن نکنیم ولی دردلمان یک غصه ها ونجواهایی داریم که درددلی است با امام حسین(ع)واهل بیت…همانطورکه دریک خانواده موارداختلافی بین خواهروبرادرهاپیش می آید که ممکن خیلی آزاردهنده باشداما بخاطراهداف بلندتر"صله رحم"وتماشاندادن بدخواهان بایدآن ظلمهارافراموش "که نه"ولی خودمان را به فراموشی می زنیم ونگاهمان به نقاط مثبت واشراکات باشد،درموردمتن اصلی زیارت عاشورا به تحقیقات مرحوم عسکری مراجعه کنید.

 البته ماکه هنوز"ازدهه۶۰زیارت عاشورارا "روزانه"به همان روش قدیمی می خوانیم،هنوزتجدیدنظرنکرده ام .نتوانستم با ذعلامه عسکری هماهنگ باشیم -اما امر ولی امرمسلمین آیت الله خامنه ای را مطیع ایم.پایان توضیحات

***

***

تاراحتی اهل سنت ازجسارت به نمادهای اهل سنت ودرخواست محوقبرقاتل عمر

به گزارش شیعه آنلاین، این درخواست اسلامگرایان اردن طی پیامی توسط «حمزه منصور» دبیر کل حزب "جبهه عمل الإسلامی" که شاخه سیاسی جنبش اخوان المسلمین اردن به شمار می رود، مطرح شد.

در پیام اسلامگرایان خطاب به رهبر انقلاب اسلامی چنین آمده است: درخواست می کنیم دستور محو و از بین بردن مقام «أبو لؤلؤ» را صادر کنید تا وجود آن بهانه ای برای مورد احترام قرار دادن قاتل صحابه نباشد.

این عضو ارشد جنبش اخوان المسلمین اردن در ادامه پیام خود از رهبر معظم انقلاب اسلامی خواست تا به اهل سنت اجازه دهند در هر جای ایران که می خواهند، حتی تهران، مسجد بسازند.

در همین راستا تحلیل گران اردنی معتقدند این درخواست اسلامگرایان در واکنش به اظهارات شیخ «یاسر الحبیب» روحانی شیعه کویتی علیه «عایشه» که خشم شدید اهل سنت و برخی چهره های جهان تشیع را برانگیخت، مطرح شده است./۱۵ مهر ۱۳۸۹شفاف

درباره نویسنده

1133مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما