حوادث”معجزات” زمان تولدحضرت محمد+خرافات

معجزات الهی در هنگام ولادت حضرت محمد(ص)

 بیش از ۱۴۰۰ سال پیش در روز ۱۷ ربیع‌الاول، کودکی در شهر مکه چشم به جهان گشود نام مبارکش محمد بن عبدالله و در تورات و برخی کتب آسمانی"احمد" نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد(ص) پیش از نامگذاریِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وی را «احمد» نامیده بود کنیه حضرت محمد (ص)ابوالقاسم و ابوابراهیم است و القاب حضرت محمد (ص) رسول اللّه، نبی اللّه، مصطفی، محمود، امین، امّی، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، کریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذکّر، یس، طه‏ و…

حضرت محمد (ص)، آخرین پیامبر الهی، بنیان‏گذار حکومت اسلامی و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.

برابر رسم خانواده‌های بزرگ مکه "آمنه" پسر عزیزش، محمد را به دایه‌ای به نام حلیمه سپرد تا در بیابان گسترده و پاک و دور از آلودگی‌های شهر پرورش یابد. "حلیمه" زن پاک سرشت مهربانی بود. حضرت ۶ ساله بود که همراه مادر برای دیدار خویشان به یثرب (مدینه) رفت‌، اما آمنه نیز در بازگشت، بیمار شد و درگذشت و او را در ابواء نزدیک مدینه به خاک سپردند. محمد (ص) از این پس در کنف حمایت جدش عبدالمطلب قرار گرفت، اما او نیز در ۸ سالگی وی درگذشت و سرپرستی محمد (ص) بر عهده عمویش ابوطالب گذارده شد. ابوطالب در سرپرستی برادرزاده‌اش کوششی بلیغ می‌کرد. در سفری تجارتی به شام او را با خود همراه برد و هم در این سفر، راهبی بحیرا نام، نشانه‌های پیامبری را در او یافت و ابوطالب را از آن امر مطلع ساخت.

نخستین زنی که افتخار همسری حضرت محمد (ص)را یافت، خدیجه بنت خویلد بود. حضرت محمّد(ص) پیش از رسیدن به مقام رسالت، در سن ۲۵ سالگی با این بانوی بزرگوار ازدواج نمود و ثمره این ازدواج بانوی نخست خلقت حضرت زهرا (س) است.

به مناسبت ولادت حضرت به مختصر معجزاتی از زمان ولادت این خاتم پیامبران اشاره می‌کنیم:

معجزات زمان تولد پیامبر اکرم (ص) بیشتر و عجیب‌تر از اتفاقات رخ داده در زمان دیگر انبیا (ع) است تا اینکه مردم را با این معجزات و امور خارق‌العاده آماده پذیرش امانت مهم الهی کنند.

همزمان با تولد و کودکی هر پیامبری، معجزات و امور خارق‌العاده‌ای در جهان اتفاق می‌افتد که هدف از آن، آماده ساختن مردم برای پذیرش ادعای بعدی آن پیامبر است.

به عنوان مثال زمانی که حضرت موسی (ع) متولد شد خداوند متعال به مادرش وحی کرد که او را روی تخته‏‌ای بگذارد و به آب اندازد و او چنین کرد و خداوند، موسی (ع) را در حمایت فرعون که هزاران کودک را از ترس متولد شدن موسی (ع) کشته بود پرورش داد و این یک امر خارق العاده محسوب می‌شود.

یا مثلا حضرت عیسی (ع) بدون پدر متولد شد و در حالی که هنوز در گهواره بود با زبان فصیحی سخن گفت و از آینده خبر داد و این مساله معجزه ایشان در زمان نوزادی بود.

به این امور یعنی به معجزاتی که قبل و هنگام تولد هر پیغمبری اتفاق می‌افتد «اِرهاص» می‌گویند.

توضیح بیشتر اینکه «ارهاص» در لغت به معنای آماده ساختن و محکم کردن است، و در اصطلاح، وقوع کارهای خارق‌العاده‏‌ای است که قبل از تولد، هنگام تولد و پیش از ادعای نبوت از سوی پیامبر، انجام می‌گیرد.

چون پیامبر گرامی اسلام (ص) بزرگترین پیامبر خداوند است که بر بشریت نازل شده و شریعت آن حضرت، کامل‌ترین شریعت الهی است، و از طرفی دیگر این شریعت کامل خداوندی تا قیامت زنده و پویا خواهد ماند و آخرین و کامل‌ترین عقاید، اخلاق و احکام را به همراه دارد لذا معجزات و ارهاصات زمان تولد پیامبر اکرم (ص) بیشتر و عجیب‌تر از ارهاصات دیگر انبیا بوده تا اینکه مردم را با این معجزات و امور خارق العاده آماده پذیرش امانت مهم الهی کنند.

با این توضیح روشن شد که هدف مهم «اِرهاص» آماده کردن مردم برای پذیرش نبوت پیامبری است که قرار است متولد شود.

مهمترین ارهاصاتی که قبل از تولد و همچنین هنگام تولد پیامبر عظیم الشان اسلام  اتفاق افتاد – مطابق چند روایت نقل شده از حضرت امیرالمومنین علی و امام صادق (ع) چنین است:

از امام صادق (ع) روایت شده است که ابلیس تا هفت آسمان بالا می‌رفت و مسائل غیبی را گوش می‌داد و اخبار آسمان‌ها را می‌شنید، وقتی حضرت عیسی( ع) متولد شد او را از سه آسمان منع کردند و (بعد از آن) تا چهار آسمان بالا می‌رفت و چون حضرت رسول اکرم (ص) متولد شد او را از همه آسمان‌ها منع کردند و شیاطین را با تیرهای شهاب از درهای آسمان‌ها راندند.

صبح روزی که حضرت محمد  (ص) متولّد شد، همه بت‌های عالم به رو بر زمین افتادند.

در آن روز ایوان کسری یعنی پادشاه عجم لرزید و ۱۴ کنگره آن افتاد.

در آن روز دریاچه ساوه که سال‌ها آن را می‌پرستیدند فرو رفت و خشک شد.

وادی سماوه که سال‌ها کسی آب در آن ندیده بود آب در آن جاری شد.

آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش ‍ شد.

طاق کسری از میانش شکست و دو قطعه شد.

نوری در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد  تا اینکه به مشرق رسید.

در آن صبح، تخت همه پادشاهان وقت، سرنگون شده بود.

در آن روز، همه پادشاهان وقت، لال شده بودند و نمی‌توانستند سخن بگویند.

در آن روز، علم کاهنان از بین رفت و سِحر ساحران باطل شد

حضرت آمنه (ع) مادر گرامی حضرت رسول (ص) گفت: والله که چون پسرم متولد شد، دستهایش را بر زمین گذاشت و سر به سوی آسمان بلند کرد و به اطراف نظر کرد پس از او نوری ساطع شد که همه چیز را روشن کرد و به سبب آن نور، قصرهای شام را دیدم و در میان آن روشنی، صدائی شنیدم که می‌گفت: بهترین مردم را به دنیا آوردی، پس او را «محمّد» نام کن.

در روایت وارد شده که شیطان در میان فرزندان خود فریاد زد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تو را اینچنین پریشان کرده است؟ گفت: وای بر شما! از اوّل شب تا به حال احوال آسمان و زمین را متغیّر می‌یابم، حادثه عظیمی در زمین واقع شده است که از وقتی که عیسی (ع) به آسمان رفته، مثل آن واقع نشده است، بروید و بگردید و تفحّص کنید که چه امر غریب حادث شده است؛ پس متفرّق شدند و گردیدند و برگشتند و گفتند: چیزی نیافتیم. شیطان گفت که تحقیق این امر، کار من است. پس در دنیا جولان کرد تا به حرم (محدوده حرم در سرزمین وحی که بدون احرام نمی‌شود وارد آنجا شد) رسید، دید که ملائکه اطراف حرم را گرفته‌اند، چون خواست که داخل شود ملائکه بانگ بر او زدند پس برگشت و مانند گنجشکی کوچک شده و از جانب کوه حِرا داخل شد، جبرئیل گفت: برگرد ای ملعون! گفت: ای جبرئیل، سؤالی دارم، بگو امشب چه اتفاقی افتاده؟ جبرئیل گفت: محمّد (ص)، بهترین پیغمبران، امشب، متولّد شده است. پرسید که آیا مرا در او بهره‌ای هست؟ گفت: نه، پرسید که آیا در امّت او بهره دارم؟ گفت: بلی، ابلیس گفت: راضی شدم.

از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) روایت شده است که همه دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و کلوخ و درختی خندید و هر آنچه در آسمان‌ها و زمین بود خدا را تسبیح گفت.

برخی منابع:

فرهنگ معارف اسلامی، سید جعفر سجادی، ماده ارهاص                    کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، علامه حلی، ص ۵۹۳

تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج ۲۷، تفسیر سوره فیل              /منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، قسمت معجزات پیامبر 

تفسیر کوثر، یعقوب جعفری، ج ۳، ص ۲۹۹                     کتاب ولادت رسول خدا (ص) و شرح زندگانی آن حضرت تا ازدواج با خدیجه

کتاب دوران زندگی حضرت محمد صلی الله علیه و آله                                         28دیماه۹۲/ قدس آنلاین / کد خبر: ۱۸۳۴۷۲

                                                    *****

 

هنگام تولد پیامبر اکرم (ص) چه معجزاتی رخ داد؟

پیامبر اکرم حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ در هفدهم ربیع الاول[۱] و در سالی که اصحاب فیل برای خراب کردن کعبه معظّمه وارد مکّه شدند به دنیا آمد[۲] . 

 

از حضرت صادق ـ علیه السلام ـ روایت شده است که ابلیس به هفت آسمان می‌رفت و خبرهای سماویه را می‌شنید، وقتی که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ متولّد شد او را از سه آسمان منع کردند و چون پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ متولّد شد او را از همه آسمانها منع کردند و شیاطین را با تیرهای شهاب از درهای آسمان راندند، پس قریش گفتند: حتماً وقت تمام شدن دنیا و آمدن قیامت است که اهل کتاب (یهود و نصاری) ذکر می‌کردند و ما شنیدیم، عمرو بن امیه که داناترین اهل جاهلیت بود گفت: نگاه کنید به ستاره‌های معروف که مردم با آنها زمانهای زمستان و تابستان را می‌شناسند اگر یکی از آنها بیفتد، بدانید وقت آن است که همه خلایق هلاک شوند و اگر آنها به حال خود و ستاره‌های دیگر ظاهر شوند پس امر غریبی اتّفاق خواهد افتاد.[۳] 



وقتی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ متولّد شد، دیوها رانده شدند و مردم را زمین لرزه ای فرا گرفت که به همه جای دنیا رسید تا آنجا که کلیسا ها ویران گشت و چیزی که جز خدا پرستش می‌شد از جای خود کندهه شد و ستارگانی هویدا گشت که پیش از آن دیده نمی‌شد و کاهنان یهود از آن در شگفت ماندند.[۴] 

 

ایوان کسری بلرزید و چهار کنگره آن افتاد و آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد و داناترین علمای مجوس در آن شب در خواب دید که شترانی عربی اسبانی سرکش را می‌کشند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ایشان شدند،[۵] و طاق کسری از میانش شکست و دو حصّه شد و آب دجله شکافته شد و در قصر او جاری گردید و نوری در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید و پرواز کرد تا به مشرق رسید، هر بتی که در هر جای عالم بود بر رو افتادند و دریاچه ساوه کهه سالها آن را می‌پرستیدند فرو رفت و خشک شد و وادی سماوه که سال ها بود کسی آب در آن ندیده بود آب در آن جاری شد.[۶] 

 

 تخت هر پادشاهی در آن صبح سرنگون شده بود و جمیع پادشاهان در آن روز لال بودند و سخنن نمی‌توانستند بگویند و علم کاهنان ـ پیشگویان ـ برطرف شد و سحر ساحران باطل شد وهر کاهن و پیش گوئی که بود میان او و همزادی که داشت و خبر ها را به او می‌داد جدایی افتاد و قریش در میان عرب بزرگ شدند و ایشان را آل الله گفتند، چونکه آنان در خانه خدا بودند.[۷] و آمنه مادر پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ گفت: که چون پسرم بر زمین رسید دست ها را بر زمین گذاشت و سر به سوی آسمان بلند کرد و به اطراف نظر کرد پس از او نوری ساطع شد که همه چیز را روشن کرد و به سبب آن نور قصرهای شام را دیدم و درر میان آن روشنی صدایی شنیدم که قائلی ـ گوینده‌ای ـ می‌گفت: زاییدی بهترین مردم را، پس نام او را محمّدد بگذار.[۸] 



از حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ روایت شده است؛ که چون آن حضرت متولّد شد بت ها که بر کعبه گذاشته بودند همه بر رو افتادند و چون شام شد این ندا از آسمان رسید که: جاءَ الحق و زهق الباطل إنََّ الباطل کان زهوقا؛[۹] حق آمد و باطل نابود شد همانا باطل نابود شدنی است.[۱۰] و جمیع دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و کلوخی و درختی خندید و آنچه در آسمانها و زمین ها بود تسبیح خدا گفتند وو شیطان گریخت و می‌گفت: بهترین امّتها و بهترین خلایق و گرامی ترین بندگان و بزرگ ترین عالمیان محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ است.[۱۱] 

 

مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج از امام موسی ـ علیه السلام ـ روایت کرده است که چون پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مادر متولد شد، دست چپ را بر زمین گذاشت و دست راست را به سوی آسمان کرد و لبهای خود را به توحید به حرکت آورد و از دهان مبارکش نوری ساطع شد که اهل مکّه قصرهای بصری و اطراف آن را که از شام است دیدند و قصرهای سرخ یمن و نواحی آن را و قصرهای سفید اصطخر فارس و حوالی آن را دیدند و در شب ولادت آن حضرت دنیا روشن شد تا آن که جنّ و انس و شیاطین ترسیدند و گفتند در زمین امر غریبی رُخ داده است. 

 

ملائکه را دیدند که فرود می‌آمدند و بالا می‌رفتند و تسبیح و تقدیس خدا می‌کردند و ستاره ها به حرکت آمدند و در میان هوا می‌ریختند.[۱۲] و در آن وقت شیطان در میان اولاد خود فریاد کرد تا همه نزد او جمع شدند و گفتند: چه چیز تو را آشفته ساخته است ای سید ما، گفت: وای بر شما از اول شب تا حال احوال آسمان و زمین را متغیر می‌یابم و باید که حادثه عظیمی در زمین واقع شده باشد که تا عیسی به آسمان رفته است مثل آن واقع نشده است، پس بروید و جستجو کنید که چه امر غریبی حادث شده است، پس متفرّق شدند و گردیدند و برگشتند و گفتند چیزی نیافتیم، ابلیس بزرگ شیطانها گفت کهه دانستن این، کار من است، پس جستجو کرد در تمام دنیا تا به حرم رسید، دید ملائکه اطراف حرم را فرو گرفته اند، چون خواست که داخل شود ملائکه بر او بانگ زدند و او برگشت؛ پس کوچک شد مانند گنجشکی و از جانب کوه حری داخل شد، جبرئیل گفت: برگرد ای ملعون، گفت: ای جبرئیل یک سوال از تو می‌کنم، بگو امشب در زمین چه اتّفاقی افتاده است، جبرئیل گفت: محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ که بهترین پیغمبران است امشب متولّد شده است، پرسید که آیا مرا در او بهره ای هست؟ گفت: نه، پرسید آیا در امّت او بهره دارم؟ گفت: بلی، ابلیس گفت: راضی شدم.[۱۳] 

 

فردا/معرفی منابع، جهت مطالعه بیشتر: 

۱ـ منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، جلد ۱٫ 

۲ـ حیوه القلوب، تاریخ پیامبر اسلام، علّامه محمّد باقر مجلسی، جلد ۳٫ 

۳ـ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه دکتر آیتی. 



[۱] . شیخ کلینی، الکافی، تحقیق: علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۹، جلد ۱، صفحه ۴۳۹، و مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، الطبعه الثانیه، الوفاء، لبنان، بیروت، ۱۴۰۳ هجری، جلد ۱۵، صفحه ۳۴۸٫ 

[۲] . یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ترجمه: محمد ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ نهم، تهران، ۱۳۸۲، جلد ۱، صفحه ۳۵۸٫ 

[۳] . سروی مازندرانی، ابن شهرآشوب، مناقب، قم، انتشارات علامه، بی تا، جلد ۱، صفحه ۳۱؛ و مجلسی، علامه محمد باقر، پیشین، جلد ۱۵، صفحه ۲۵۷٫ 

[۴] . یعقوبی، احمد بن اسحاق، پیشین، جلد ۱، صفحه ۳۵۹٫ 

[۵] . ابن کثیر، ابوالفداء الحافظ، البدایه و النهایه، بیروت، مکتبه المعارف، ۱۴۱۰ هجری، جلد ۲، صفحه ۲۶۸؛ و مجلسی، علّامه محمّد باقر، پیشین، جلد ۱۵، صفحه ۲۵۷ ؛ و یعقوبی، احمد ابن اسحاق، پیشین، جلد ۱، صفحه ۳۵۹٫ 

[۶] . ابی کثیر، ابوالفداء الحافظ، پیشین، جلد ۲، صفحه ۲۶۸ و ۲۶۹؛ و مجلسی، علامه محمد باقر، پیشین، جلد ۱۵، صفحه ۲۵۷ و ۲۵۸٫ 

[۷] . سروی مازندرانی، ابن شهرآشوب، پیشین، جلد ۱، صفحه ۳۰٫ 

[۸] . ابن هشام، سیره النبویه، داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، جلد ۱، صفحه ۱۶۶٫ 

[۹] . سوره اسراء، آیه ۸۱٫ 

[۱۰] . سروی مازندرانی، ابن شهرآشوب، پیشین، جلد ۱، صفحه ۳۱، و علّامه محمد باقر مجلسی، پیشین، جلد ۱۵، صفحه ۲۷۴٫ 

[۱۱] . مجلسی، علّامه محمّد باقر، حیاه القلوب، تحقیق: سید علی امامیان ، چاپ چهارم، قم: انتشارات سرور، ۱۳۸۲، جلد ۳، صفحه ۱۴۱؛ و مجلسی، محمّد باقر، بحار الانوار، پیشین، جلد ۱۵، صفحه ۲۷۴٫ 

[۱۲] . مجلسی، علّامه محمّد باقر، پیشین، جلد ۱۵، صفحه ۲۷۵ و ۲۷۴٫ 

[۱۳] . راوندی، قطب الدین، الخرائج و الجرائح، التحقیق: مؤسسه الامام المهدی،قم، جلد ۱، صفحه ۶۹-۷۱٫ و مجلسی، محمّد باقر، بحارالانوار، پیشین، جلد ۱۵، صفحه ۲۵۷٫

 

 ***

نقد خرافات مشهور درباره میلاد پیامبر(ص) از زبان رجبی‌دوانی

محمدحسین رجبی‌دوانی استاد تاریخ اسلام خرافات مشهور درباره میلاد پیامبر(ص) از جمله داستان «شق‌الصدر»، سرنگونی‌ بت‌های کعبه، خشک‌ شدن دریاچه ساوه و ماجرای انتخاب حضرت توسط دایه‌اش را نقد کرد.

خبرگزاری فارس: نقد خرافات مشهور درباره میلاد پیامبر(ص) از زبان رجبی‌دوانی





خشک‌شدن دریاچه ساوه صحت ندارد 

محمدحسین رجبی‌دوانی استاد تاریخ اسلام به مناسبت فرا رسیدن هفدهم ربیع‌الاول ١۴٣۵ در گفت‌وگو با خبرنگار  فارس برخی خرافات منتسب به این ایام را برشمرد:

برخی نقل‌ها و منابع تاریخی حوادث عجیبی ـ از جمله خشک‌شدن دریاچه ساوه ـ را برای ولادت پیامبر بر شمرده‌اند. گذشته از اینکه بسیاری از محققان معاصر، برخی از راویان این نقل‌ها یا احادیث راا ضعیف و مشکوک دانسته‌اند، چنین مواردی را در سخن از ولادت رسول خدا مطرح نمی‌کنند، چرا که از نگاه آن‌ها اصل آن ماجراها زیر سؤال است. ولادت پیامبر(ص) رحمت است و نه نقمت که دریاچه ساوه را خشک کند. ضمن اینکه تاکنون کسی نیز بررسی نکرده است که آیا واقعاً در منطقه ساوه دریاچه‌ای بوده است که خشک شود یا خیر؟!

سرنگونی بت‌های مکه واقعیت ندارد

در برخی نقل‌ها آمده است که در شب میلاد حضرت، همه بت‌های مکه به رو افتاده و سرنگون شد. قاعدتاً نمی‌توان به این نقل‌ها اعتماد کرد، چون اگر این نقل واقعیت داشت، در میان مردم بت‌پرست متعصّب مکه، انعکاس وسیعی می‌یافت و به این سادگی از ذهن آنان پاک نمی‌شد.

مطالب کذب درباره دایه و دوران شیرخوارگی حضرت

در خصوص دوران شیرخوارگی پیامبر در بادیه نیز مطالبی مطرح می‌شود که اشتباه است.

محمد(ص) دو، سه یا هفت روز بیشتر از مادر شیر نخورد. شاید آمنه به سبب شوک ناشی از درگذشت ناگهانی عبدالله قادر به شیر دادن نبود. تا چند روز «ثویبه» کنیز ابولهب ـ که پیش از این حمزه را شیر داده بود ـ به محمد(ص) شیر می‌داد، تا اینکه طبق سنت آن زمان، زنانی از بادیه برای تحویل گرفتن نوزادان اهل مکه به این شهر آمدند.

مطابق روایات از ۱۰ زنی که از قبیله سعدیه آمده بودند، تنها حلیمه نتوانسته بود نوزادی را برای شیر دادن با خود ببرد. گفته می‌شود او ابتدا از بردن محمد(ص) به سبب آنکه یتیم و فقیر بود، امتناع کرد، اما چون نمی‌خواست دست خالی باز گردد به تشویق همسرش حاضر شد آن حضرت را با خود ببرد!

این مطلب با واقعیت مطابقت ندارد. سنت سپردن نوزادان به زنان شیرده، سنتی اشرافی و در خاندان‌های متموّل رایج بود که با دو انگیزه صورت می‌گرفت: یکی؛ پرورش آنها در فضای پاک و آزاد بادیه که از آلودگی و بیماری‌های شهر به دور بود و دیگری؛ آموختن زبان فصیح عربی.

بنابراین عمل‌کردن به سنت اشراف برای فقرا معنی ندارد! جد و قیّم محمد(ص) یعنی عبدالمطلب، از افراد شاخص مکه و ثروتمندان قریش بود و برای حلیمه یا هر زن دیگر، افتخار بزرگی بود که نوزاد سرور و بزرگ مکه را پرورش دهد.

دوره اقامت حضرت محمد(ص) در بادیه را با توجه به روایات موجود، دو، چهار و یا پنج سال ذکر می‌کنند که با توجه به شواهد و قرائن، قول پنج سال صحیح‌تر به نظر می‌رسد. در این مدت حلیمه دو یا سه بار آن حضرت را به مکه نزد مادر برد و سرانجام او را به مادر سپرد.

داستان مجعول شق‌الصدر هم یکی دیگر از خرافات مشهور درباره پیامبر(ص) است.

منبع:۲۹دیماه۱۳۹۲خبرگزاری فارس

 مجعول شق‌الصدرچیست؟

در منابع اهل تسنن و برخی منابع شیعه، نقل‌هایی حاکی از شکافتن سینه حضرت محمد (ص) ـ شق‌الصدر ـ هنگام اقامت در صحرا آمده که کاملاً بی‌اساس است. وی در خصوص جزئیات این افسانه گفت: به موجب این نقل‌های بی‌اساس، دو مرد سفیدپوش (یا جبرئیل) از آسمان به زمین آمده و در مقابل چشمان کودکانی که با آن حضرت بازی می‌کردند، سینه محمد (ص) را شکافته و قلب او را بیرون آورده و از آن لخته خونی را که سهم شیطان در قلب وی بوده است، خارج کرده و در طشتی پر از برف شست‌وشو داده و در جای خود می‌گذارند و پس از سخنانی به آسمان باز می‌گردند.

پس از این واقعه، حلیمه که بیم جان محمد را داشت، او را به مکه آورده و تحویل مادر می‌دهد. این استاد دانشگاه با بیان اینکه برخی داستان "شق‌الصدر" را در ذیل تفسیر آیه "ألم نشرح لک صدرک" برای توضیح انشراح صدر پیغمبر (ص) آورده‌اند، افزود: خود این نقل‌ها، دلیلی واضح برای بطلان آن است.

مگر ممکن است نوعی از پلیدی در قلب سرور خلایق خدا باشد که در هیچ کس دیگری ‌ـ حتی ابوسفیان و ابوجهل و ابولهب ـ نیست؟

وی ادامه داد: طبق فرموده پیغمبر اکرم (ص) نخستین چیزی که خدا آفرید، نور وجود مقدس آن حضرت بود. بنابراین چرا از ابتدا چنین آلودگی را در خلقت او قرار بدهد تا بعداً مجبور شود مقابل چشمان حیرت‌زده چند کودک، سینه او را بشکافند و آن آلودگی را برطرف کنند؟ ضمن اینکه چگونه این امر مادی در بدن پیغمبر آینده، می‌تواند از نظر معنوی مشکل‌ساز باشد؟ این پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام در پاسخ به این سئوال که شاید "شق‌الصدر" اقدامی سمبولیک بوده و به قصد آماده کردن پیامبر برای امر رسالت بوده است، گفت: اگر چنینن باشد، چرا این اقدام باید در سن خردسالی و آن هم به چنین شیوه‌ای انجام شود؟ رجبی با اشاره به آیه شریفه "إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ" تصریح کرد: آیا واقعاً خداوندی که با یک اراده هر آنچه بخواهد محقق می‌شود، نیازی به انجام اقدامی فیزیکی‌ برای رفع مشکل دارد و آیا پذیرفتنی است که افضل و اکمل و سرور پیامبران خدا با چنین عملی آماده رسالت شود؟ در این صورت چگونه بر دیگر انبیاء که مشکلی نداشتند، فضیلت و برتری خواهد داشت؟!/۸۸/۱۲/۱۲فارس

درباره نویسنده

1334مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما