مقایسه شهر”رشت”بابهشت +زندگینامه آیت الله کاشف الغطاء

مقایسه شهر
مقایسه شهر"رشت"بابهشت چیست؟
 
حدود۲۰۰سال پیش درزمان فتحعلی شاه قاجار-آیت الله شیخ جعفر کاشف الغطاء
(تابستان 1186شمسی)۱۲۲۲ق- ازعراق عازم سفر به ایران شد و از شهرهای  تهران، اصفهان، قزوین، یزد
، مشهد و رشت دیدار کرد و در همه‌جا از سوی مردم و علما به گرمی پذیرفته شد.
حضرت کاشف الغطا  وقتی وارد رشت می شود، مردم زیادی به استقبالش رفتند،هنگام نماز شد خواستند نمازظهر را به امامت این عالم بخوانندامامساجد  شهر  گنجایش انبوه جمعیت را نداشت بناچار در میدان شهرنمازجماعت برگزارشد.
بعد از نماز،مؤمنان رشتی از آن عالم درخواست سخنرانی کردند 
آیت الله کاشف الغطاگفت: من فارسی خوب بلدنیستم ،مردم اصرار کردند شیخ پذیرفت
ایشان بربالای منبری که برایش فراهم کرده بودند رفت وبعدازبسم الله وحمدگفت:ای مردم شما همه می‏‌میرید و شیخ هم  می میرد پس فکر روز قیامت باشید .
ای مردم!  شهر شما"رشت" مانند "بهشت" است
چون در بهشت قصرهای زیباست است، در شهر رشت خانه وساختمانهایی زیبا است-بهشت دارای بوستانهای زیبا هست ،دررشت نیز باغ ودرختان وانهار زیبایی وجوددارد-در بهشت حور العین هستند که در نهایت حسن و جمال است ،در رشت هم زنانی بمانند حوری هستند -در بهشت غلمان است در رشت نیزغلمان(پسران شیکپوش وزیبارو) هستند-در بهشت تکلیف برداشته شده،در"رشت نیز همینطور( نماز و رزوه و فرایض دیگرنیست) 
این تعریضی به این بود از شیخ بر اهل رشت در عدم انجام فرایض وارتکاب  معاصی .
 
به آیت الله کاشف الغطا گزارش  دادند که ائمه جماعت رشت نافله نمازها را نمی‏ خواندند
گفت: هر امام جماعتی که نافله نمازها را نخواند به او اقتدا نکنند.
 بعد از این جملات کوتاه نگاه کرد در پای منبر به یکی از ذاکرین  امرکرد تا ذکر مصیبت نماید.
ازفردا، امامان جماعت مساجد خودرا ملزم به اقامه  نافله‏ کردند.منبع:بااستفاده ازکتاب(فوائد الرضویه، شیخ عباس قمی)
 
زندگینامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء

 

جعفر بن خضر بن یحیی جناجی حلّی نجفی، ملقب به کاشف الغطاء
(در سال ۱۱۵۶ ق=۱۱۲۲شمسی) در نجف اشرف به دنیا آمد-وقتی که به ده سالگی رسید، به آموختن علوم عربی و ریاضیات و دروس دیگر آغاز کرد و در جوانی سطوح و اصول را به پایان برد 
شـیـخ جـعـفر کاشف الغطا, شاگرد وحید بهبهانى و سید مهدى بحرالعلوم بوده است کتاب معروف او در فقه به نام کشف الغطا است در نجف مى زیسته و شاگردان بسیارى تربیت کـرده اسـت سـیـد جواد صاحب مفتاح الکرامهه و شیخ محمد حسن صاحب جواهر الکلام از جمله شـاگـردان اویـند

کـاشـف الـغـطـا  انسانی فروتن , سخاوتمند, مجاهدبود ،از هر راهى که مى توانست براى فقرا پول جمع آورى مى کرد حتى نوشته اند که گاهى خود به پول جمع کردن مى پرداخت و در عباى خود پول جمع آورى و در همان مجلس بر فقرا و بیچارگان تقسیم مى نمود. 

در دل شب , براى عبادت و راز و نیاز بیدار مى شد، هنگام خوابیدن بـه مـحـاسـبه نفس خویش مى پرداخت ومى گفت : در کوچکى ترا جـعـیـفـر (جعفر کوچولو)مى گفتند, سپس جعفر شدى , و پس از آن شیخ جعفر, و سپس شیخ الاسلام ,پس تا کى خدا را معصیت مى کنى و این نعمت را سپاس نمى گویى ؟ 

هـمیشه مردم را به خواندن نماز جماعت سفارش مى کرد و بر این امر اهمیت فراوان قائل بود غالبا در مسجدى که مى رفت , نماز ظهر را با مردم مى خواند, سپس براى نماز عصر, یکى از مؤمنین را ـ که عدالتش ثابت بود ـ به عنوان امام جماعت برمى گزید و خود نیز به او اقتدا مى کرد. 
 

 یک ظهری، آیت الله کاشف الغطا-درمسجدی که همیشه امامت می کرد براى نماز ظهر تاخیر کرد  مردم که ازآمدن شیخ ناامید شدند, شروع کردند نـمـاز را فرادى خواندند چیزى نگذشته بود که شیخ وارد مسجد شد و با ناراحتى مردم را سرزنش کـرد کـه چـرا نـمـاز را فرادى مى خوانید؟ 

مگر یک نفر عادل بین شما نیست که به او اقتدا کنید؟ 

سـپس خودش به یکی ازافرادی که سروظاهری مناسب تری داشت و مشغول نماز بود اقتدا کرده وبـه نـماز ایستاد مردم که شیخ را دیدند به آن مؤمن اقتدا کرده , همه پشت سر اوایستادند و اقتدا کـردنـد آن مـؤمن به قدرى شرمنده شد که نمى دانست چگونه نماز راتمام کند پس از اداى نماز ظهر کنار رفته وو به شیخ عرض کرد: باید نماز عصر را خودجناب عالى امامت کنید شیخ خوددارى کرد او اصرار نمود, تا اینکه بالاخرهه شیخ ‌گفت : حال که اصرار مى کنى , اگر پولى بدهى که همین جـا بر فقرا تقسیم کنیم , از امامت تو صرف نظر مى کنیم آن مرد پذیرفت و "دویست شامى"  به شیخ پرداخت و شیخ جعفر قبل از شروع به نماز عصر, دستور داد فقرا را جمع کنند وهمانطور پولها را بر آنها تقسیم نمود سپس به نماز ایستاد. 

شـیـخ نـسـبت به مذهب خیلى تعصب داشت و در برابر دشمنان حق , بى پروامى ایستاد و مقاومت مـى کرد هنگامى که وهابیها به نجف یورش آوردند و به غارتگرى و جنایت دست زدند, شیخ جعفر بـزرگ بـا دسـت و زبان با آنان جهاد کرد واز مذهب دفاع نمود, تا آنجا که جبهه اى در مقابل آنان گـشـود و رزمـنـدگـانـى را بـراى دفـاع از دین آماده ساخت و خود همراه علما و بزرگان دین پیشاپیش آنان به راه افتادو پس از نبردى سهمگین آنان را تار و مار کرده , از نجف راند و رئیس آنها کـه سـعـود نـام داشـت  ناچار پا به فـرارگذاشته و براى انتقام جویى به کربلا حمله کرد, چون دیگر توان مقاومت در برابریاران شیخ جـعـفـر را نـداشـت و اهـل کـربلا با اینکه بیشتر از اهل نجف بودند, تاب مقاومت نیاورده , تسلیم سـتـمگران شدند پس از آن حادثه براى اینکه نجف اشرف ازهر گزندى مصون بماند, شیخ جعفر قـیـام بـه ساختن سور نجف (دیوارى بزرگ دراطراف نجف اشرف ) نمود و محمد حسن خان صدر اصفهانى به دستور آن بزرگوارکار ساختمانى این سور مهم را به عهده گرفت و بنا کرد. 

یـکى از کارهاى مهم شیخ جعفر را نیز مى توان مقابله با میرزا محمد اخبارى نام برد این شخص از بزرگترین دشمنان مراجع اصولى بود که تهمتهاى ناروا و زشت به علما مى زد و در گوشه و کنار فعالیت زیادى بر علیه آنان مى کرد شیخ جعفر براى کوبیدن او ناچار به رى سفر کرده و به تبلیغ بر عـلـیه آن فرد اخبارى مشغول شد و دراین زمینه , نامه ها و رساله هاى مفصلى در رد میرزا محمد اخـبارى و مذهب او نوشت و آن قدر کوشش کرد تا اینکه حرکت او را در نطفه خفه کرد و میرزاى اخبارى ازترس او پا به فرار گذاشت .
 

وی ۲بارتوفیق رفتن به حج راپیداکرد.

شـیـخ جعفر داراى سه فرزند مجتهد بود که هر سه از فقهاى بنام شیعه اند و بزرگترین آنها شیخ موسى است که پدر براى وى احترامى فوق العاده قائل بود و برخى از تالیفات این فرزند به خواهش پـدر بـوده اسـت شـیـخ ‌جـعـفر این فرزندش را بر تمام فقها, به استثناى شهید اول و محقق برتر مى دانست درحق او گفته شده است : کسى همانند شیخ موسى آگاه به قوانین فقه نبوده است دوفرزند دیگرش شیخ على و شیخ حسن مى باشند که هر دو مجتهد بوده اند. 

شـیـخ جعفر پنج داماد داشته است که همه  از فقهاى  شیعه مى باشند 

۱ ـ شیخ اسد اللّه تسترى کاظمى

۲ ـ شیخ محمد تقى رازى اصفهانى

۳ ـ سید صدر الدین موسوى عاملى 

۴ ـ آقا محمد على هزار جریبى 

۵ ـ شیخ محمد, پدر شیخ راضى 

نفوذدردربارپادشاهان 

کاشف الغطاء در نزد دولت‌های ایران و عثمانی از اعتبار فراوان برخوردار بود و از این‌رو در موارد لازم از نفوذ کلام او در رفع اختلافات دو کشور استفاده می‌شد.

در زمان سفر به ایران، که در اوج شهرت و اقتدار دینی و سیاسی بود، در تهران به دیدار فتحعلی‌شاه قاجار رفت و در این دیدار شخصاً کتاب کشف الغطاء را به شاه تقدیم کرد و برای جهاد با کافران و گردآوریی سربازان و ستاندن مالیات و زکات از مردم به منظور سامان دادن سپاه، اجازۀ رسمی به او داد.این فتوا در جریان جنگ اول ایران و روسیه (۱۲۱۸-۱۲۲۸ق) صادر شد.

علامه  کاشف الغطاء براثر"بدجنسی زنش" به مقاماتی رسید

 همسر آیت الله شیخ جعفرکاشف الغطا او را کتک مى‌‏زد. عده ای ازعلما به  او گفتندرا طلاق بده  وازشرش نجات پیداکن

گفت:این کاررانمیکنم، گفتند: چرا؟ گفت: این زن  براى من از اعظم نعمت‏‌هاى خداست، چون وقتى بیرون مى‏‌آیم و در صحن امیرالمؤمنین(ع) مى‏‌ایستم و تمام صحن، پشت سر من نماز مى‏‌خوانند، مردم در برابر من تعظیم مى‏‌کنند، گاهى در برابر این مقاماتى که خدا به من داده، یک ذرّه هوا مرا برمى‏‌دارد، همان وقت مى‏‌آیم در خانه کتک مى‏‌خورم، هوایم بیرون مى‏‌رود، این چوب الهى است، این باید باشد.

تالیفات

۱ ـ کشف الغطا- (در باب عبادات، جهاد و  وقف ) است، این کتاب را در سفر تالیف کرده است

۲ ـ شرح قواعد علا مه 

۳ ـ کتاب الطهاره 

۴ ـ بغیه الطالب , در طهارت و نماز

۵ ـ العقائد الجعفریه فی اصول الدین 

۶ ـ غایه المامول فی علم الاصول 

۷ ـ شرح الهدایه للطباطبائى

۸ـ الـحـق فـی تصویب المجتهدین و تخطئه الاخباریین 

۹ ـ رساله منهج الرشاد لمن اراد السداد

۱۰-دیوان شعرى از او برجای مانده است 

وفات

نیمه دوم رجب سال(تیر ۱۱۹۱شمسی) ۱۲۲۷ ق درسن هفتادسالگی (در محله عماره نجف"درحوزه علمیه ای که خودش بناکرده بود دفن شد)درگذشت

درباره نویسنده

1073مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما