علت فوت هاشمی رفسنجانی+پیام عجیب آیت الله امینی

علت فوت هاشمی رفسنجانی+پیام عجیب آیت الله امینی

خداحافظ رفیق بی‌بدیل روزهای سخت و بحرانی ایران

آیت‌الله امینی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پیامی درگذشت آیت‌الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را تسلیت گفت.

 آیت‌الله ابراهیم امینی با صدور پیامی درگذشت آیت‌الله علی اکبر  هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را تسلیت گفت.

متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون.

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

خبر درگذشت و فقدانت را به من دادند. خدا می‌داند آنچنان این مصیبت اندوه بار، جانکاه، ناگوار و دردآور بود که ساعت‌ها گریستم ؛ زیرا برادری بصیر، سنگ صبوری مدبر، هم‌سنگری صمیمی و یار و رفیقی شصت ساله را از دست داده‌ام.

گرچه متاسفانه ظاهراً جسم شما دیگر در کنار ما نیست، اما شما را همچون همیشه "زنده" می‌دانم ؛ چون انقلاب باید"زنده" بماند.

شما در هسته اصلی مبارزات قبل از انقلاب بودید، زندانی شدید، تبعید شدید، شکنجه شدید، ولی دست از همراهی امام عزیز و بزرگوارمان برنداشتید و پس از پیروزی انقلاب به عنوان یکی از استوانه‌های نظام درر سمت‌های مختلف ؛ از جمله فرماندهی جنگ، ریاست قوه مقننه، ریاست قوه مجریه در دوران پس از جنگ و عصرر سازندگی، ریاست مجلس خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، وفادارترین و دلسوزترین فرد به‌نظام، رهبری و مردم بودید.

علی رغم آنکه همه دنیایت را فدای انقلاب و نظام کردی، در این اواخر به شما بی‌مهری‌های فراوان شد، مظلوم‌تر از شهید بهشتی بودی و تحمل و صبر کرده و مکرراً در ناملایمات روزگار می‌فرمودید:" اگر صبر نکنم چه کنم؟! اصل نظام به خطر می‌افتد"، اما از شما در مقابل عوام‌فریبان و دشمنان حقیقی و پنهان انقلاب که طرفدار دین منهای روحانیت بودند، حمایت نکردند.

مصیبت بزرگ فقدان شما را به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، مراجع عظام تقلید و علمای اعلام، بیت شما ؛ به ویژه همسر و آقازادگان محترم و عموم علاقمندانتان تسلیت عرض می‌نمایم و از خداوند متعال علو درجات و صبر و اجر به بازماندگان مسئلت دارم.

خداحافظ رفیق بی بدیل روزهای سخت و بحرانی ایران!

سلام مرا به امام و رفقای شهیدمان برسان.

دور نیست آن زمان که من نیز به شما ملحق شوم.

ابراهیم امینی ۲۰دی‌ماه قم

***

پیام رهبر انقلاب در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی

فقدان این رفیق دیرین، همرزم و همکار نزدیک سخت و جانکاه است

بسم‌الله الرحمن الرحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون

با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین، و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی، و همکار نزدیک سالهای متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقای شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم.

فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ی همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواریها و تنگناها که در این دهها سال بر ما گذشت و چه همفکریها و همدلیها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید.

هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سالها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ی کسانی که با وی همکار بودند به ویژه برای اینجانب به شمار می‌آید.

اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در سال های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره برداری از این تفاوت های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.

او نمونه‌ی کم نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم شاهی و از رنج دیدگان این راه پر خطر و پر افتخار بود.

سال ها زندان و تحمل شکنجه های ساواک و مقاومت در برابر این همه و آن گاه مسئولیت های خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگ های درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.



با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی شناسم که تجربه ای مشترک و چنین دراز مدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ ساز به یاد داشته باشم
.

اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ی الهی با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد، و این سرنوشت همه‌ی ما مسئولان جمهوری اسلامی است.

غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا می‌کنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض میکنم.

غفرالله لنا و له

سید علی خامنه‌ای

 ۱۹ دیماه ۱۳۹۵

***

جزییات  علت فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی

 
معاون درمان وزیر بهداشت گفت: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پزشکان مورد اعتماد خود را داشتند، اما به هر دلیلی تیم پزشکی را به طور مستمر کنار خودشان نمی‌پذیرفتند.




دکتر محمد آقاجانی در نشستی خبری ضمن تسلیت ایام رحلت حضرت معصومه (س) و ارتحال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: دیروز بعدازظهر در حدود ساعت ۶ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به طور کاملا ناگهانیی دچار ایست کامل قلبی می‌شوند که به دنبال این اتفاق بلافاصله ایشان را به نزدیک‌ترین بیمارستان یعنی بیمارستان شهدای تجریش منتقل می‌کنند. در زمان ورود، ایشان علائم حیاتی نداشتند و دچار وقفه کامل قلبی و تنفسی بودند.



وی افزود: بر این اساس بلافاصله اقدامات لازم توسط متخصصان قلب، طب اورژانس، بیهوشی و اورژانس انجام شد و من نیز بنابر مسوولیتم در بیمارستان حضور یافتم و اقدامات درمانی مختلف شامل عملیات احیا، تنفس مصنوعی، ماساژ قلبی، تزریق انواع داروها و تعبیه دستگاه ضربان‌ساز مصنوعی قلب و همه اقدامات اعم از اکوکاردیوگرافی و… انجام شد تا شانسی به قلب بدهیم. این اقدامات در مدت ۹۰ دقیقه ادامه یافت، اما متاسفانه هیچ‌کدام موثر نبودند و در نهایت تاسف ایشان در ساعت ۱۹:۳۰ دار فانی را وداع گفتند.



معاون درمان وزارت بهداشت با بیان اینکه همه امکانات در اختیار بود و تیم تخصصی نیز کامل بودند، گفت: اما به دلیل اینکه اولین تظاهر این اتفاق وقفه کامل قلبی بود، اقدامات درمانی در این زمان علاج‌بخش نیست و حتی اگر این موضوع در یک مرکز درمانی هم رخ می‌داد، ممکن بود اقدامات درمانی تاثیری نداشته باشد.



آقاجانی درباره چرایی عدم حضور تیم پزشکی با ایشان گفت: ایشان فقط در سفرهای شهرستانی می‌پذیرفتند که تیم پزشکی همراه‌شان باشند و در سایر مواقع تیم پزشکی را نمی‌پذیرفتند و صرفا در سفرها تیم پزشکی با ایشان همراه بود.



وی ادامه داد: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی وضعیت جسمی خوبی داشتند و حتی ورزش می‌کردند و کارهای روزمره‌شان را انجام می‌دادند و از نظر جسمی و روحی وضعیت خوبی داشتند، اما در عین حال زمینه بیماری قلبی را هم داشتند و در سن ۸۲ سالگی با وجود بیماری زمینه‌ای قلبی، احتمال بروز سکته قلبی وجود دارد.



معاون درمان وزارت بهداشت ادامه داد: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سنوات گذشته برای بررسی‌های پزشکی به پزشکان مورد اعتمادشان مراجعه کرده بودند، اما مشکل جدی که در کارهایشان اختلال ایجاد کند، وجود نداشت. البته وضعیت جسمانی‌شان را باید از پزشکان‌شان سوال کرد. اما باید توجه کرد که ما به عنوان تیم پزشکی از زمانی که در جریان موضوع قرار گرفتیم و ایشان وارد بیمارستان شدند، همه اقدامات، امکانات، تجهیزات و تیم پزشکی حاضر بود و همه اقدامات ممکن انجام شد اما اقدامی بیش از این قابل انجام نبود.



آقاجانی مجددا درباره عدم حضور تیم پزشکی با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: ایشان پزشکان مورد اعتماد خود ر اداشتند، اما به هر دلیل تیم پزشکی را به طور مستمر در کنار خودشان نپذیرفته بودند و صرفا در سفرها تیم پزشکی همراه‌شان بود.
/دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵الف
***
 
 احمد مازنی، نماینده تهران  می‌گوید آیت‌الله هاشمی در استخری در مجموعه سعدآباد بوده و در حین شنا سکته کرده است؛ اما چون آیت‌الله هاشمی عادت داشته هنگام شنا همه را از استخر بیرون کند موقع بروز این اتفاق کسی در استخر نبوده تا سریع‌تر اقدامات لازم را انجام دهد. متن گفت‌وگو با نماینده تهران را در ادامه بخوانید.
 ماجرای فحاشی  مداح مشهور+رورایت مسروق ازرفتار2گانه حسنین(ع)
درباره نحوه درگذشت آیت‌الله هاشمی روایت‌های متفاوتی وجود دارد. مثلا برخی می‌گویند ایشان در خودرو وقتی در حال برگشت به منزل بوده دچار سکته قلبی شده و برخی می‌گویند ایشان درون استخر دچار حادثه شده است. شما روایت موثقی از این موضوع دارید؟
 
خبری که من از منابع موثق شنیدم این است که اتفاقی که برای آقای هاشمی افتاد در محل کارش بود.
 
‌ یعنی در همان سعدآباد؟
 
بله. مجمع تشخیص مصلحت نظام دفتری در مجموعه سعدآباد دارد که ایشان دو روز در هفته در آنجا مستقر می‌شدند و هم ملاقات‌ها و هم برخی جلسات خودشان را در آنجا برگزار می‌کردند. 
 
این تصمیم به این دلیل بود که با توجه به شرایط سنی که ایشان داشت به نوعی استراحتی داشته باشند. در همان ساختمان محل کار که متعلق به مجمع بود این امکان برای‌شان تدارک دیده شده بود. برای استفاده از امکانات ورزشی آنطور که برای من نقل شده ایشان همیشه تنها می‌رفتند و ورزش می‌کردند. 
 
موقع شنا همه را از استخر بیرون می‌کردند. آن روز هم به همین صورت رفتند داخل استخر. خودشان گفته بودند نزدیک اذان بیرون می‌آیند که برای نماز مغرب آماده شوند. همه محافظان هم بیرون استخر منتظر بودند تا طبق روال همیشگی همان موقعی که گفته‌اند خودشان بیرون بیایند. اما محافظین ایشان متوجه می‌شوند که تاخیری پیش آمده وقتی مراجعه کردند دیدند آن اتفاقی که نباید رخ داده است. ایشان متاسفانه سکته کرده بود
 
در حالی که همه فکر می‌کردند مثل همیشه باید در آب و مشغول شنا باشند. این اتفاق و همینطور کهولت سنی که ایشان داشته باعث بروز این حادثه شد./۲۷ دی ۱۳۹۵عصرایران بنقل ازاعتماد
آقای کرباسچی هم نظرآقای مازنی رادارد
از اطرافیان آقای‌ هاشمی و حاضران پیگیر فوت ناگهانی ایشان نشدید؟

از همه می‌پرسیدیم. از بعضی پاسدارها و محافظان ایشان از همه سؤال کردیم.

آقای‌ هاشمی در استخر تنها بودند؟

ظاهراً تنها بودند.

چطور متوجه می‌شوند اتفاقی افتاده؟

ظاهراً ایشان مایل نبودند وقتی برای شنا می‌روند، کسی همراه‌شان باشد. بنابراین تنها به استخر رفتند و نیم ساعت تا سه ربع شنا می‌کردند. آن طور که محافظان تعریف کردند، وقتی می‌بینند زمان شنای ایشان طولانی شده، داخل رفتند و دیدند  این حادثه برای ایشان رخ داده است.
تیم پزشکیایشان در زمان ریاست جمهوری همیشه یک تیم پزشکی داشتند. آقای دکتری همیشه در دفتر ریاست جمهوری و در مسافرت‌ها همراه آقای‌ هاشمی بود. براساس مصوبات شورای عالی امنیت ملی باید همراه شخصیت‌های رده نخست، یک تیم پزشکی همراه با آمبولانس باشد. اما این طور که آقای قاضی‌زاده‌ هاشمی و محافظان ایشان گفتند، ایشان غیر از مسافرت‌های خارج از شهر، حضور پزشک را منع کرده وو  گفته بودند ضرورتی ندارد افرادی به عنوان تیم پزشکی معطل من شوند.
قسمتی ازمصاحبه کرباسچی باروزنامه ایران
***
 دکتر سید حسن هاشمی "وزیربهداشت"عصر چهارشنبه(۲۹ دی ۱۳۹۵) در اولین همایش «نان سالم» که در فرهنگسرای بهمنبا اشاره به موضوع مرگ های ناگهانی به فوت حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت:ایشان ۱۶ سال قبل آنژیو کرده بودند و ۳ تا پلاک در رگ های ایشان ایجاد شده بود. همچنین آیت الله هاشمی ۲۰ سال دیابت داشتند و اخیرا از انسولین استفاده می کردند که اگر قبل از این پیشگیری می شد مرگگ ناگهانی اتفاق نمی افتاد/۲۹ دی ۱۳۹۵خبرگزارمهر

***
***

محمد هاشمی در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما گفت: علت فوت ایشان ایست قلبی بود. 
وی افزود: به محض اینکه مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی دچار ایست قلبی شد وی را به نزدیک ترین بیمارستان که بیمارستان شهدای تجریش بود رساندیم و تیم پزشکی تلاش کردند که ایشان را احیا کنند ولی موفق نشدند. 
برادر مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی خدمات بیمارستان شهدا را بسیار خوب عنوان کرد و گفت: به محض اینکه آن مرحوم را به نزدیک ترین بیمارستان رساندیم تیم قوی آمد و وزیر بهداشت هم آمد و سعی کردند ایشان را احیا کنند ولی موفق نشدند. /۲۰ دی ۱۳۹۵

 

 یک هفته بعداز فوت آیت الله هاشمی-مصاحبه"مجدد"خبرگزاری صدا و سیما:
پس از مطرح شدن شایعات متعدد و افزایش مباحث بی اساس و بدون سند در رابطه با علت و چگونگی درگذشت آیت الله هاشمی ،‌محمد هاشمی به صورت کامل پاسخ این سوالات و شایعات مطرح شده را داد. 
 
وی با تاکید بر این نکته اولین نفری بود که در کنار آیت الله هاشمی حاضر شد با تاکید بر تلاش تیم پزشکی در احیاء آیت الله هاشمی گفت :  به رغم تلاش های تیم پزشکی برای احیا متاسفانه موفق نشدند و این نشان می داد که آقای هاشمی قبل از انتقال به بیمارستان رحلت کردند و هیچ آثاری از خفگی ، کبودی و …. وجود نداشت.
محمد هاشمی با تاکید بر صحت اعلام تیم پزشکی مبنی بر ایست قلبی گفت: معاندان  سعی می کنند با طرح موضوعاتی، تفرقه و شبهه ایجاد کنند /۲۶ دی ۱۳۹۵عصرایران

***


محسن رضایی در پیامی نوشته است: هاشمی امروز در مجمع تشخیص مصلحت نظام با همه شوخی می‌کرد و سرحال بودند. ایشان اینقدر سرحال بودند و من به آقای واعظی گفتم آقای هاشمی امروز حال خوشیی دارند و من کمتر ایشان را اینگونه دیده ام/ ۱۹ دی ۱۳۹۵انتخاب
***

من آیت‌الله هاشمی را شهید می‌ دانم

 گزیده صحبت‌های حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی طباطبایی(درشب رحلت درتلویزیون) به شرح زیر است:

من آیت‌الله هاشمی را شهید می‌دانم، چون به دنبال حق بود.

– تا خبر درگذشت آیت الله هاشمی را شنیدم بی اختیار لرزه بر بدنم افتاد، گریه کردم، و فکر نمی کردم بتوانم اینجا صحبت کنم.

– آخوندی بود که پیش امام عزیزترین بود … من مطلع هستم و بی‌خود حرف نمی‌زنم.

– از هر کاری که احتمال می‌داد برای انقلاب ضرر داد خودداری می‌کرد … فحش می‌شنید، توهین می‌دید … بد توهین‌هایی به او کردند … اما او صبر داشت و می‌گفت نظام نباید لطمه بخورد.

– صداوسیمایی‌ها گله می‌کنند چرا بیننده تلویزیون کم شده و چرا مردم ماهواره می‌بینند. من وظیفه دارم بگویم الان اگر از هاشمی تجلیل نکنید بیننده‌تان کم می‌شود … افراد پخته و فهیم و باکمال و دلسوز جامعه توقع دارند صداوسیما در خصوص درگذشت آیت‌الله هاشمی مایه بگذارد.

– وقتی پیام رهبری را خواندم دلم برای آقای هاشمی و رهبری سوخت. الهی هیچکس مشاور دین‌دار و دلسوز خود را از دست ندهد. در ادامه پیام رهبری به اختلاف نظرهای آقای هاشمی با ایشان اشاره شده بود، همین امر نشان می‌دهد که هاشمی دقیقاً نظرات خود را می‌گفت اما مقید بود که در نهایت حرف رهبری را اجرا کند. ایشان به فکر انقلاب و نظام بود. خناس‌ها می‌خواستند ایشان را از رهبر دور کنند اما موفق نشدند زیرا علاقه این دو بدان حد بود که هیچ فرد یا گروهی نتوانستند در آن شبهه ایجاد کنند.

– به خداوندی خدا آنقدر هاشمی را دوست دارم که نمی‌توانم آرام بگیرم. به خودم فشار آوردم که گریه نکنم اما (گریه‌های بی‌امان سیدمهدی طباطبایی) … خدا نخواست ایشان بستری شود و ایشان قشنگ با حال خوب به مهمانی خدا رفت … برای من نقل کردند که با خوشی از همکارانش خداحافظی کرده است.

– همه پولش را به رفقایش داد و کمک کرد و به هرکسی که محبت کرد، بیشتر صدمه دید.

– چقدر با ایشان بدی کردند، حداقل از خدا بترسید … خیلی عادت به عفو داشت … برخی حمله به هاشمی را برای خود موفقیت می‌دیدند … هاشمی می‌گفت در حرم پیامبر دعا کرده بود «دوستانی که نادانسته یا عمداً به من جسارت کردند و فکر کردند به نظام خدمت می‌کنند، خدایا نه‌تنها بیامرزشان بلکه توفیق خدمت به آنها بده» … مخالفان نسبت‌های ناروایی می‌دادند، خدا اینها را ببخشد … ای عزیزان، ایشان زنده نیست که دیگر ببخشد و خدا هم دیگر نمی‌بخشد … ای بدگویان، دیگر ایشان نیست که شما را عفو کند و دیگر عفوی نخواهید دید، امیدوارم به عقل بیایید.

– من آیت‌الله هاشمی را شهید می‌دانم، شهید حتماً نباید با شمشیر کشته شود، کسی در که در طلب حق باشد، شهید است… ایشان را به اندازه چهار شهید می‌دانم.

– وقتی نمازجمعه آقای هاشمی را متوقف کردند، نمازجمعه تعطیل شد. آقایان چکار می‌کنند؟ وقتی نشود مردم از نمازجمعه بهره بگیرند یعنی نماز جمعه تعطیل است. چرا نماز جمعه اینقدر خلوت است؟ این چرا را باید آقایان جواب دهند.

– آقای هاشمی بهترین و قوی‌ترین کسی بود که حفظ نظام می‌کرد.

***
سردار قاسم سلیمانی :آقای هاشمی همان حالتی که از اول داشت تا آخر داشت گاهی اوقات  تاکتیک‌های متفاوتی داشت ولی هاشمی هم استکبار ستیز و هم دشمن ستیز بود. 
شبکه خبر در گزارشی که از مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تهران و نماز رهبر انقلاب بر پیکر رئیس فقید مجمع  مصلحت نظام، پخش می‌کرد، به سراغ چهره‌های سیاسی و نظامی حاضر در مراسم رفت تا توصیف آن‌ها از آیت الله هاشمی رفسنجانی را ثبت کندازجمله سردارسلیمانی


به گزارش فارس، سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه در حاشیه مراسم تشییع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: اولاً باید به آقا تسلیت گفت که بزرگ‌ترین مصیبت به ایشان وارد شد. خدا به ایشان صبر و طول‌عمر بدهد و ایشان را برای ما حفظ کند و ذخیره کند برای چیزهایی که از دست داده‌ایم.



سلیمانی تأکید کرد: آقای هاشمی همان‌طوری که از اول بود تا آخر بود و همان حالتی که از اول داشت تا آخر داشت، منتها آقای هاشمی برخی وقت‌ها تاکتیک‌هایی داشت همان‌طور که در دوره‌های گوناگونن داشت، وگرنه آقای هاشمی هم استکبارستیز بود، هم صهیونیسم‌ستیز./منبع:فرارو۲۱ دی ۱۳۹۵بنقل ازخبرگزاری فارس

***

 احمدتوکلی در این برنامه شب رحلت درتلویزیون: امروز نباید کسی از بیان خوبی ها و خدمات هاشمی خجالت بکشد.



وی ادامه داد: بنده با هاشمی از سال ۱۳۵۹ از نزدیک در مجلس با ایشان آشنا شدم. وی یکی از سیاستمداران مبارز کشور بود. چند رفتار ایشان در زندگی برجسته است.



ابتدا اینکه ایشان یک سیاستمدار با نشاط بود و سختی‌ها را خیلی راحت از سر می‌گذراند و جا نمیزد. شما شبی را به خاطر بیاورید که حزب منفجر شد و آقای بهشتی و ۷۲ تن دیگر در این انفجار به شهادت رسیدند و ایشان از نظر روحیه می‌گفتند که هیچ اتفاقی نیفتاده است.

 

وی تصریح کرد: بعد از چندماهی انفجار نخست وزیری رخ داد و آقای رجایی رفت، در آن زمان بنده هم در هیات رئیسه مجلس بودم و اینکه ایشان در این ضربه های هولناکی رفتارشان عوض نمی‌شد و خم به ابرو نمی‌آورد و انگار که همه چیز سرجای خودش است و برای ما که جوان تر بودیم، آموزنده بود.

 

توکلی ادامه داد: آقای رفیقدوست نقل می کردند که در قرارگاه به برخی از جوانانی که در اثر عصبانیت بی‌انصافی می‌کردند می گفت شماها باید بدانید که یکسری آدم‌ها لنگرند و کسی بی عیب نیست و تنها ائمه معصومین (ع) بی عیب هستند. من میگفتم زمانی که طوفانی می‌آید درخت‌های ریشه دار فقط برگ هایشان میریزد و خودشان سرپا می ایستند. اقای رفقیدوست عنوان می کرد که گاهی میشد ما در جنگ بسیار آسیب می دیدیم و اقای هاشمی عبایش را جمع کرده و وارد قرارگاه میشد و روحیه همه را عوض می کرد و حتی فرماندهان شجاع هم کم می آوردند، این صفت مردان بزرگ است.

 

وی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از صفات ایشان این است که در بزنگاه هایی که قدرت میتواند ادم را زمین بزند، ایشان را زمین نزد.



حضرت امام در آن زمان بیشتر توجه هایشان به آقای هاشمی در عالم سیاست بود تا دیگران. ولی زمانیکه در مجلس خبرگان بحث جانشین شد دوتا مسئله خیلی در آنجا برجسته شد که آقای مرحوم حاج احمدآقا و مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی و مرحوم آقای هاشمی شهادت دادند که امام خمینی به آقای خامنه ای نظر داشت. بنده خودم چون مزه قدرت را چشیده ام می دانم که چقدر این موقع ها سخت است، آدم باید قبلا روی خودش کار کرده باشد که به اینجا برسد.

 

توکلی افزود: اقای جوادی آملی میکوید که ما هر چقدر سر نماز تلاش می کنیم که فکرمان را به نماز نگه داریم نمی شود، اما اینجاها باید تمرین کرد که در سربزنگاه ادم خودش را نبازد و ایشان خودش را نباخت و از خط در نرفت.



جالب این است که ما میدانیم این دو رفیق بزگوار (رهبری انقلاب و آقای هاشمی) با اینکه باهم اختلاف نظر داشتند اما بسیار با هم سابقه داشته و صمیمی بودند و اینجا آقای هاشمی بسیار بزرگی خودش را نشان داد و آن طرف سکه بزرگی آقای خامنه ای بود که با رهبر شدن خود مخالفت کرد و وقتی به ایشان گفتند چرا محالفت می کنید در حالی که امام این نظر را داشت، فرمودند بزرگان، مجتهدان و فقهایی هستند که ممکن است بنده را نپذیرند. و این دوحالت که یکی در جلوی چشم مردم است و این احتمال وجود دارد که ایشان رهبر شود، می گوید من نه، ایشان.

وی اظهار داشت: آنهایی که مزه قدرت را نچشیده‌اند نمیتوانند ارزش برخی کارهای آقای هاشمی را بفهمند، می‌توان اختلاف نظر داشت اما زخم زبان نزد. قدردانی از این بزرگان وظیفه همه است.



 در نامه‌ای به آقای هاشمی نوشتم شناسنامه شما با انقلاب مهر خورده است و نقش شما قابل انکار نیست،نباید به این شناسنامه خدشه وارد شود.

توکلی تاکید کرد: خداوند به همسر، فرزندان و برادران ایشان صبر بدهد./ دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۵الف

***

آیت‌الله جوادی آملی، خطاب به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: خداوند عنایتی به شما کرده که چه بخواهید و چه نخواهید، از استوانه‌های این نظام هستید.



جوادی آملی بااشاره به آیه «استعینوا بالصبر والصلاه» گفت: خداوند وعده داده است که صابران را پیروز می‌کند.

وی با ابراز تأسف از تخریب‌هایی که صورت می‌گیرد، صبر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را ستود و گفت: تشکیل حکومت و زمینه‌سازی برای راهنمایی انسان‌ها، آرزوی همه انبیاست و این انقلاب، فرصتی برای ماست که مردم را راهنمایی کنیم و در این راه، از تلخی‌ها نرنجیم و باید صبر کنیم.

یکی از ویژگی‌های شما، صبر است که کیمیاست و خداوند هم به شما داده است./۰۸ شهریور ۱۳۹۵انتخاب

قسمتی ازپیام تسلیت آیت‌الله جوادی آملی: ارتحال استوانه انقلاب اسلامی، صحابی صالح، صابر و صادق امام راحل (قدس سره) و امین امت، حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را به محضر مبارک بقیه‌الله، رهبر ملت بزرگ ایران و خاندان شریف آن رحیل محبوب تسلیت عرض می‌کنیم. ۲۰ دی ۱۳۹۵

…آیت الله جوادی آملی از عدم تجلیل مناسب از آیت الله هاشمی در مراسم یادبود ایشان در قم ناراحت و دلخور شده است.

وی که پیش از اتمام مراسم، مسجد اعظم قم را ترک می کند، با اشاره به آیت الله هاشمی و با جمله «مظلوما حیا و میتا»(هاشمی چه در حیات و چه در زمانی که از دنیا رفته، مظلوم است) نارضایتی خود را ازز سخنران و مراسم اعلام کرده است./۲۵ دی ۱۳۹۵خبرآنلاین

***

 حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر ناطق نوری در برنامه این شب‌های شبکه یک سیما آزادگی، صریح اللهجه بودن و صبر و استقامت را از ویژگی‌های شخصیتی مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی دانست.



گزیده سخنان



* هاشمی جزء معدود افراد در کشور ما بود که ظرفیت بسیار بالایی داشت. گاهی خلقم از این ظرفیت زیاد تنگ می‌شد.



* هاشمی از ریا، دوچهرگی، تملق، شرک و نفاق بدش می‌آمد و از هر کس هم این خصلت را داشت متنفر بود.



آنچه را تشخیص می‌داد عمل می‌کرد و همان را می‌گفت و باکی هم نداشت که علیهش چیزی بگویند و کسی خوشش بیاید یا بدش بیاید. این یک دستور اسلامی است.



* مردم ما هنوز شوکه و داغ هستند. فقدان آقای هاشمی را هر چه بگذرد بیشتر احساس می‌کنند.



* یکی از خصوصیات مرحوم هاشمی این بود که صبور بود و استقامت داشت.



* آقای هاشمی هم نسبت به احکام مجتهد و مقید بود و هم نسبت به انقلاب و امام و رهبری متعبد بود.



* برخی نادان‌ها، کم‌ظرفیت‌ها یا مغرضان ذهن جمع کثیری از مردم را نسبت به مسئولان خراب کردند و این به سود مردم و نظام نیست. وقتی این گروه، آن گروه را زیر بار تهمت و اتهام و بد و بیراه بکشاند مردم بدبین می‌شوند. مردم به اجماع مرکب می‌رسند و به کل نظام و انقلاب و اسلام بی‌اعتماد می‌شوند.



* امام از دنیا رفت. همه مضطرب بودیم که اگر این اسطوره تاریخ از دنیا برود انقلاب و نظام چه می‌شود. خبرگان جمع شدند و آقای هاشمی به عنوان رئیس خبرگان ناگهان جمله‌ای می‌گوید. این خدمت و تدبیر کمی است از جانب این مرد فداکار و خداپرست؟ تا قیامت اگر نسبت به این نعمت شاکر باشیم و بر او رحمت بفرستیم کم است. خبرگان می‌رفت به سمت رهبری شورایی اما یک‌باره یادآوری می‌کنند جلسه‌ای را که خدمت امام رسیدند و از مرحوم حاج‌احمدآقا هم کد می‌آورند.



* ایشان روزی به ما گفت گاهی سحر که بیدار می‌شوم برای نماز، قدری روی تخت می‌نشینم. در همین چند لحظه فکر می‌کنم اگر خدای ناکرده خبر برسد که مقام معظم رهبری خوابید و بیدار نشد، انقلاب چه می‌شود؟ به محض اینکه این فکر به مغزم می‌رسد، به قدری مضطرب می‌شوم که بلند می‌شوم، فشارم می‌افتد و زمین می‌خورم زیرا مانند ایشان را نداریم. این عشق به رهبری شعار و تملق نیست.



* وقتی اخلاق از جامعه رخت بربندد، خدا کم شود و ایمان سست شود، همین می‌شود. ما مرده‌پرستیم. وقتی دیشب رفتم و چهره‌ آقای هاشمی را دیدم بی‌اختیار نتوانستم خودم را نگه دارم چون تمام بی‌مهری‌ها، توهین‌ها، تهمت‌ها و کژاندیشی‌ها را که گروهی نسبت به ایشان روا داشتند لحظه‌ای در ذهنم مرور شد. هم دیروز و هم امروز که رقتم جماران، منقلب شدم. منقلب شدنم از این نیست که ایشان درگذشت چون انسان‌ها به هر حال می‌میرند. جفا این است که هیچکس را به این اندازه اذیت نکردند. چرا؟ مگر ما مسلمان نیستیم؟



من واژه نفوذی را زیاد قبول ندارم. خودمانیم. چرا فرافکنی کنیم؟ با تنگ‌نظری نمی‌توانیم کشور را اداره کنیم.



*هاشمی تا بود این همه صحبت‌ها کردند، حالا تجلیل می‌کنیم. صدا و سیما در شش شبکه هم از هاشمی
بگوید بسیار خوب است اما او رفت. تا هستیم قدر هم را بدانیم.

ما مرده پرستیم! هاشمى رفت، حالا تلویزیون هر شب در ۵ شبکه هم براى اوبرنامه پخش کند، ولی او دیگر نیست.



* تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی / تا که رفتیم همه یار شدند، خفته‌ایم و همه بیدار شدند / قدر آیینه بدانیم چو هست، نه در آن وقت که افتاد و شکست.

به همراه گروه محدودی خدمت رهبری مشرف شدیم، یکی از دوستان از ایشان سوال کرد: «آقا یک نفر را معرفی کنید که  ما دیدگاههای شما رو از او بشنویم و بر اون اساس عمل کنیم». حضرت آقا در پاسخ فرمودند «دیدگاههای من را هم بدانید روز قیامت برای شما حجت نیست و هر کس باید بر اساس تشخیص خود باید عمل کند؛ مگر آنکه من حکم کنم».

وقتی دیشب بر پیکر مرحوم هاشمی حاضر شدم و چهره ایشان را دیدم، تمام بی‌مهری‌ها و تهمت‌هایی که نسبت به ایشان شد در ذهنم تداعی شد./ ۲۱ دی ۱۳۹۵تابناک والف

***
هیچکس برای من "هاشمی"نمی شود

 
«رفیق دیرین»، «همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی» و «همکار نزدیک سال‌های متمادی در عهد جمهوری اسلامی»؛ این آخرین تعابیری است که رهبر معظم انقلاب درباره آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به کار بردند؛ تعابیری که خلاصه‌ای از جایگاه هاشمی نزد رهبر انقلاب طی ۵۹ سال همرزمی و همگامی و همکاری است.



شاید یکی از چالشی‌ترین مباحث طی سال‌های اخیر در عرصه سیاست داخلی ایران، رابطه آیت‌الله هاشمی با رهبر معظم انقلاب بوده است؛ رابطه‌ای که همواره از سوی بسیاری مورد گمانه‌زنی و تحلیل‌های کارشناسی و کارناشناسی بوده و برخی هم همواره تلاش داشته‌اند این رابطه را آن‌گونه که مطلوبشان بوده، تفسیر کنند؛ همان خناسانی که به تعبیر رهبر انقلاب در سال‌های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره‌برداری از تفاوت‌های نظری میان ایشان و هاشمی بودند.



در ادامه، گزیده‌ای از بیانات و خاطرات مقام معظم رهبری درباره آیت‌الله هاشمی را از سال ۶۱ تا امروز مرور می‌کنیم:

مصاحبه‌ مطبوعاتی پیرامون هشت شهریور – ۱۳۶۱/۵/۲۶

یادم است در سال ۱۳۴۴ من از مشهد آمده بودم تهران. پرونده‌ای در مشهد داشتم که من را تعقیب می‌کردند، به خاطر آن مجبور بودم برنگردم مشهد و تهران بمانم. در همین حین که تهران آزادانه می‌گشتم و فکر می‌کردم که مسأله‌ای برای من اینجا وجود ندارد، به وسیله‌ آقای هاشمی رفسنجانی اطلاع پیدا کردم که به مناسبت پرونده‌ دیگری، من و آقای هاشمی و ۹ نفر دیگر از برادرانمان از روحانیون قم تحت تعقیب هستیم.

یک روز عصری من توی خیابان انقلاب کنونی می‌رفتم، آقای هاشمی رسید به من گفت من توی اتوبوس بودم تو را دیدم و فورا در اولین ایستگاه پیاده شدم. گفت: آمدم به تو بگویم که تو آزادانه داری راه می‌روی ولی تحت تعقیب هستی.

قرار ملاقاتی گذاشتیم با آقای هاشمی و دوستان. قرارمان کجا بود؟ قراری که آقای هاشمی با آنها گذاشته بود – چون جا که نداشتیم در تهران – اتاق انتظار دکتر واعظی در انتهای کوچه‌ی روحی. دکتر واعظی از دوستان آقای منتظری بود، مرد مؤمنی بود، علاقه‌مند به مبارزین بود و ما می‌دانستیم که توی اتاق انتظار او اگر برویم بفهمد ما را بیرون نخواهد کرد.

اما خب شما ببینید اتاق انتظار یک طبیب چقدر جای ناامنی است برای ملاقات، اما از بس جا نداشتیم در تهران مجبور شده بودیم که برویم آنجا. رفتیم توی اتاق انتظار آقای دکتر واعظی به عنوان مریض‌هایی که آمدند آنجا منتظر وقت و نوبت هستند نشستیم که حرف‌هایمان را بزنیم، بعد دیدیم یک زن آنجا نشسته، یک مرد آنجا نشسته و نمی‌شود اینجا صحبت کرد. ماندیم متحیر چه بکنیم، یک دفعه یکی از دوستان گفت برویم خانه‌ آقای باهنر. آقای باهنر آن وقت کوچه‌ شترداران آنجا میدان شاه سابق که اسمش امروز میدان قیام است. آنجا خانه‌اش بود و نزدیک بود به آن محلی که ما قرار داشتیم. گفتیم برویم خانه‌ آقای باهنر و همه خوشحال رفتیم طرف منزل ایشان. ایشان دو تا اطاق در یک منزلی طبقه‌ بالا اجاره کرده بود.

خوشبختانه خانم ایشان هم خانه نبود و ما توانستیم خود ایشان را هم از خانه بیرون کنیم و بنشینیم حرف‌هایمان را بزنیم و خاطره‌ چهره‌ نجیب این دوست قدیمی و عزیز ما – که می‌دید ما در حضور او داریم یک کاری، یک حرفی می‌خواهیم بزنیم که او می‌خواهیم نباشد و مطلقا نگران و ناراحت نمی‌شد، چون می‌فهمید مسأله‌ مهمی است – از یادم نمی‌رود. خیلی صریح به ایشان گفتیم که ما یک صحبتی داریم می‌خواهیم شما نباشید، آن هم با خوش‌رویی به نظرم چای و میوه و اینها برای ما فراهم کرد و خودش هم از خانه گذاشت رفت بیرون که ما حرف‌هایمان را آنجا بزنیم.

خبر شهادت آیت‌الله بهشتی – ۱۳۶۵/۴/۱

یک‌باره این خبر را به من ندادند. من تدریجا با ابعاد این قضیه آشنا شدم. یکی دو روز اول که به هوش آمده ‌بودم، کسی اجمالا از وقوع یک انفجاری در حزب به من خبر داد، لیکن من در شرایطی نبودم که درست درک ‌کنم که چی واقع شده؟ یعنی شاید حتی کاملا به‌هوش نبودم، لیکن یادم هست که چیزی به من گفته ‌شد بعد هم یادم رفت. چون غالبا در حال شبیه حالات بعد از بی‌هوشی بودم؛ چون عمل‌های متعددی ‌انجام می‌گرفت و درد و اینها هم شدید بود، من را در یک حال شبه بی‌هوشی نگه می‌داشتند، یعنی در ‌حال گیجی مخصوص بعد از عمل جراحی.

در هشتم نهم این حادثه بود ظاهرا یک هفته‌ یا هشت روزی گذشته بود. من اصرار می‌کردم که برای من ‌رادیو و روزنامه بیاورند و به بهانه‌های گوناگون نمی‌آوردند و مقصود این بود که من مطلع نشوم از حادثه چون ‌افرادی که دور و بر من بودند بالاخره نمی‌توانستند در مقابل اصرارهای پی‌ در پی من مقاومت کنند. مجبور ‌بودند قضیه را به من بگویند.

آن کسی که می‌توانست این قضیه را به من بگوید کسی غیر از آقای هاشمی نبود. یعنی می‌دانستند ‌به خاطر نحوه‌ ارتباط ما با هم طبعا ایشان می‌تواند به یک شکلی مسأله را به من ‌بگوید و همین کار را کردند. البته من توجه نداشتم، یک روز عصری آقای‌ هاشمی و آقای‌ حاج‌احمد آقا – فرزند ‌حضرت امام – آمدند پیش من و یکی از کسانی که دور و بر من بود با آنها مطرح کرد که فلانی رادیو ‌می‌خواهد و روزنامه می‌خواهد و ما مصلحت نمی‌دانیم شما نظرتان چیه، اگر شما می‌گویید، بدهیم. ‌اینجوری شروع کردند قضیه را.

آقای هاشمی با آن بیان شیرین خودشان که همیشه مطالب را نرم و آرام و هضم‌شدنی مطرح می‌کنند ‌آنجا گفتند: «نه به نظر من هیچ لزومی ندارد شما رادیو بیاورید. حالا خبرهای بیرون خیلی شیرین است، ‌خیلی مطلوب است که این هم روی تخت بیمارستان این خبرها را بشنود؟» من اجمالا فهمیدم که خبرهای ‌تلخی وجود دارد. گفتم چطور مگر؟ گفت: «خب همین دیگر، انفجار درست می‌کنند، بعضی‌ها شهید شدند، ‌بعضی‌ها مجروح شدند» و به این ترتیب ایشان من را وارد حادثه کرد. من پرسیدم کی‌ها مثلا شهید شدند، ‌کی‌ها مجروح شدند؟ ایشان گفت: «مثلا آقای بهشتی مجروح است». من خیلی نگران شدم. شدیدا از ‌شنیدن اینکه آقای بهشتی حادثه‌ای دیده و مجروح شده، ناراحت شدم.



پرسیدم که ایشان چیه وضعش؟ کجاست؟ چه جوری است؟ ایشان گفت که بیمارستان است و نه نگرانی ‌هم ندارد. گفتم آخر در چه حدی است؟ ایشان گفت خب مجروح است دیگر، ناراحت است. من گفتم که ‌در مقایسه‌ با من مثلا بدتر از من است یا بهتر از من است؟ می‌خواستم که ابعاد مسأله را بفهمم. ایشان ‌گفت همین‌جورهاست دیگر، حالا بیخود دنبال این قضایا تحقیق نمی‌خواهد بکنی، اجمالا خبرهای بیرون ‌خیلی شیرین نیست، خیلی جالب نیست، خب بله، بعضی‌ها هم شهید شدند و اینها.

ایشان من را در نگرانی گذاشت و رفت. من فهمیدم که یک حادثه‌ مهمی است که آقای بهشتی در آن ‌حادثه مجروح شده، به ایشان هم قبل از اینکه بروند گفتم خواهش می‌کنم هر چه ممکن هست مراقبت ‌به خرج داده بشود، تمام امکانات پزشکی کشور بسیج بشود تا آقای بهشتی را هر جور هست زودتر نجات ‌بدهید و نگذارید که ایشان خدای ناکرده برایش مسأله‌ای پیش بیاید.

بعد که ایشان رفتند افرادی که دور و بر من بودند نمی‌دانستند که من چقدر خبر دارم و من از آنها به طور ‌آرام آرام مسأله را گرفتم. یعنی به قول معروف زیر زبان آن بچه‌هایی که دور و بر من بودند خود من کشیدم و ‌فهمیدم که ایشان شهید شدند. طبعا برای من بسیار سخت بود با اینکه همه‌ ابعاد حادثه را و خصوصیات ‌حادثه را و کسانی را که شهید شده بودند نمی‌دانستم که چه‌ جوری است و تا چه حدودی هست. اما ‌نفس شهادت آقای بهشتی برای من یک ضربه‌ فوق‌العاده سنگینی بود. تا روزهای متمادی من دائما ‌ناراحت و منقلب بودم و اندک چیزی من را می‌برد تو بهر این حادثه‌ تلخ.

مراسم بیعت فرماندهان سپاه – ۱۳۶۸/۳/۱۷

خدا را شکر می‌کنیم که سپاه رشد کرد، قوی شد و رو به کمال رفت. امروز چیزهای زیادی در سپاه وجود دارد که همه‌ آنها مثبت است. در گذشته، این موفقیت‌ها و امکانات را سپاه نداشت. خوشبختانه بعد از آنکه امام عزیزمان (ره) جانشینی فرماندهی کل قوا را به برادر بسیار ارزشمند و ذیقیمتمان – جناب آقای هاشمی رفسنجانی – دادند، حقیقتا خیال ما از خیلی جهات راحت شد. ایشان برای این سمت، بهترین کس بودند؛ الان هم هستند و ان‌شاءاللّه بایستی همان مسئولیت را ادامه دهند.

مراسم بیعت رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی – ۱۳۶۸/۳/۲۴

مجلس دستگاهی است که حرکت و موضع‌گیری و سخن او در سطح جهان و سیاست‌های بین‌المللی، نشان‌دهنده‌ حرکت کلی نظام است و شما امروز تأثیری را که مجلس و رئیس عزیز و محترم آن در ترسیم و تبیین سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی در سطح جهانی دارند، می‌بینید. همین حرکت دیروز مجلس شورای اسلامی و رأی بالایی که به ریاست برادر عزیزمان جناب آقای هاشمی رفسنجانی داده شد، در دنیا انعکاس بسیار وسیعی داشت. این، نشان‌دهنده‌ حساسیت هرگونه حرکتی است که در مجلس انجام می‌گیرد.

… من به شدت امیدوار هستم که در سایه‌ مدیریت واحد، موفق به رفع بهتر نارسایی‌ها شویم. ان‌شاءاللّه با تصمیم قاطع برادر عزیز و عالیقدرمان جناب آقای هاشمی، برای پذیرش پست مدیریت قوه‌ مجریه – که واقعا مژده و شفایی برای دل‌های مردم است – این آرزو محقق شود.

ما منورتر و روشن‌تر و سابقه‌دارتر و شناخته‌شده‌تر و دردآشناتر و رمزآشناتر از ایشان با مسائل انقلاب، کس دیگری را سراغ نداشتیم. نمی‌شود گفت شما بهتر از من ایشان را می‌شناسید چون سوابق انس و ارادت و آشنایی من با آقای هاشمی، خیلی طولانی است اما شما درمدت کارتان با ایشان در مجلس شورای اسلامی، از نزدیک همه‌ این موارد را خوب احساس کرده‌اید. ملت ما بحمداللّه ایشان را می‌شناسند و این، آینده خوبی را نوید می‌دهد.

دیدار اعضای هیأت دولت – ۱۳۶۸/۶/۸

من باید به مردم عزیزمان تبریک عرض کنم چون رئیس جمهوری با این خصوصیات، حقیقتا برای ملت و انقلاب و کشور ما یک موهبت الهی است. وجود جناب آقای هاشمی و مسئولیتشان، هر دو برای مردم و بر ما نعمت است. من، قدر این نعمت را می‌دانم و مطمئنم که مردم هم قدر این نعمت را می‌دانند و این را در رأی خود و اعلام وفاداری‌شان نشان دادند و بعد از این هم، ان‌شاءاللّه نشان خواهند داد.

دیدار ائمه‌ جمعه‌ سراسر کشور – ۱۳۶۹/۳/۷

همان‌طور که امام (ره) مکرر می‌فرمودند، مثل اختلافات طلبگی باید عمل کرد. یعنی دو نفر طلبه و هم‌مباحثه، سر مسأله‌ای جنجال و بحث دارند ولی در حقیقت با هم دوستند و مشکلی با یکدیگر ندارند. دو نفر رفیق، از دوران طلبگی تا دوران اجتهادشان، سر مسأله‌ای بحث می‌کنند. این، در فلان مسأله‌ اصولی، عقیده‌ای پیدا می‌کند، او هم عقیده‌ دیگری پیدا می‌کند. فرض کنید در بحث ترتب، با هم مباحثه می‌کنند. این آقا، نظر «آخوند» را قبول کرده، آن یکی، نظر فلان شخص را قبول می‌کند. بزرگ هم که می‌شوند، هر دو نفر نظراتشان را دارند و با یکدیگر رفیق هم هستند. اختلاف نظرهای سیاسی، باید همین‌طور باشد.

آن چیزهایی که مشترک است، مسائل اصلی و حیاتی روز است که به خصوص به مسأله‌ حمایت و پشتیبانی از دولت اشاره کردم. اصلا به سرانجام رسیدن انقلاب، به این متوقف است. در مورد همه‌ دولت‌ها، این نکته صادق است و در مورد این دولت – که در رأسش، شخصیتی مثل آقای هاشمی رفسنجانی قرار گرفته است – نیز صادق است. انصافا وضع ایشان، اظهرمن‌الشّمس است و فایده‌ ایشان برای انقلاب و اسلام، برای همه واضح و روشن می‌باشد. حمایت از این دولت، مضاعفا واجب و لازم است. مبادا خدای نکرده ائمه‌ جمعه تحت تأثیر حرف این و آنی قرار بگیرند که گاهی چرندی، اتهام بی‌ربطی و یا مطلب واهی و بی‌اساسی را مطرح می‌کنند.

دیدار اعضای هیأت دولت – ۱۳۶۹/۶/۱

یکی از چیزهایی که ما همیشه به عنوان فضایل برجسته‌ جناب آقای هاشمی در ذهن داشتیم و مشاهده می‌کردیم، حضور فداکارانه و مدبرانه‌ ایشان در صحنه‌های جنگ تحمیلی بود و حقیقتا زبان قاصر است از اینکه آن زحمات و آن فداکاری‌ها را سپاسگزاری کند. من آن شب‌های دشوار، آن لحظات پُر هم‌ و غم و پُرمسئولیتی را که ایشان در مقابل چشم همه‌ ما گذراندند – که همیشه مورد تشکر امام بزرگوارمان (رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه) هم بود – فراموش نمی‌کنم. ما حالا می‌خواهیم این تشکر را به صورت یک حرکت سمبلیک مجسم کنیم و این نشان فتح را به سینه‌ جناب آقای هاشمی الصاق نماییم.

دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی – ۱۳۶۹/۹/۱۹

حضور جناب آقای هاشمی برای این شورا مغتنم است. البته ایشان شکسته‌نفسی می‌کنند اما واقعا این‌طور است … من همیشه به رفقا می‌گفتم که اگر آقای هاشمی یک بار در جلسه‌ ما شرکت می‌کنند، ما در آن جلسه یک عالم پیشرفت می‌کنیم. واقعا آن‌وقت این‌طور بود. ایشان، آن‌وقت‌ها به این شورا خیلی کم‌لطف بودند ولی من حالا گاهی هم که می‌بینم ایشان بحمداللّه مجبورند که هر هفته شرکت کنند، خیلی خوشحال می‌شوم که بالاخره هیچ چاره‌ای جز این ندارند! آن‌وقت، این‌طور نبود. گاهی مثلا شش ماه می‌شد که ایشان اصلا هیچ یادی هم از شورا نمی‌کردند! امروز این‌طور نیست و حضور ایشان واقعا یک برکت است. من هر وقت این نکته یادم می‌آید، خیلی خوشحال می‌شوم. آقایانی که در آن‌وقت تشریف داشتند، لابد یادشان است که مکرر می‌گفتم وقتی ایشان شرکت می‌کنند، جلسه حرکتی پیدا می‌کند و یک قدم به جلو برمی‌دارد. واقعا ایشان در جلسه خیلی مؤثر بودند، حالا هم که بحمداللّه مرتب شرکت می‌کنند.



دیدار وزیر و مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی – ۱۳۷۱/۹/۴

آقای هاشمی رفسنجانی، کتابی به نام «سرگذشت فلسطین» ترجمه کرد. از اولی که این کتاب درآمد – تقریبا اندکی پس از انتشار – تا پیروزی انقلاب، ممنوع شده بود. البته بارها چاپ شد اما مخفیانه. در این کتاب چه بود که در ده کتاب دیگر درباره‌ فلسطین نبود؟ درست توجه کنید! کتاب برای فلسطین که کم نبود. شما می‌دانید دیگر! لابد اغلب آقایان خوانده‌اید. بنده نیز همین‌طور دیده‌ام و خوانده‌ام. شاید ده عنوان کتاب درباره‌ فلسطین از این روشنفکران چپ و شبه چپ در جامعه وجود داشت اما چون آن کتاب صبغه‌ اسلامی داشت، چون یک روحانی آن را ترجمه کرده بود، چون یک مبارز دینی آن را نوشته بود، از اول تا آخر ممنوع بود!

دیدار جمعی از روحانیون – ۱۳۷۲/۳/۲۶

جای شکرگزاری از مردم و سپاس از خداوند است که این انتخابات، همچنان که شایسته آن بود، منتهی به انتخاب یک شخصیت و چهره محبوب شد که حقیقتا عنوان ریاست جمهوری، بر او چیزی نمی‌افزاید. رئیس‌جمهوری که شما مردم انتخاب کرده‌اید، یکی از ارکان انقلاب بزرگ ماست و در این سخن، هیچ مبالغه‌ای نیست. چهره‌ای که در طول بخش‌ عمده عمر خود، یکپارچه در خدمت انقلاب و اسلام و این مبارزه بزرگ بوده و جوانی خودش را یکسره در این راه به پای اسلام و انقلاب نثار کرده است. این برای یک ملت افتخار است که با یک انتخابات آزاد، در یک محیط کاملا روشن و بی‌غبار و در حالی که همگان می‌توانند آزادانه تصمیم‌گیری و انتخاب کنند – در این نوبت انتخابات، این معنا از همیشه واضح‌تر هم بود – علی‌رغم تبلیغات دشمن، مردم رشد و درک والای خود را نشان دادند و یک چهره بی‌غبار بی‌خدشه روشن افتخارآمیز را که سرگذشت او سرگذشت فداکاری است، برای ریاست جمهوری انتخاب کردند.

مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری – ۱۳۷۲/۵/۱۲

امروز، ان‌شاءاللّه برای ملت ایران روز مبارکی است؛ شروع یک دوره دیگر از مسئولیت و مدیریت رئیس‌جمهور عزیز و کارآمد و گرامی‌مان که حقیقتا با توجه به اوضاع و احوال جهانی و مطامع دشمنان و تلاشی که دشمن در این برهه مبذول کرد، یک نعمت بزرگ الهی است. البته بنده باید قبلا از مردم عزیزمان تشکر کنم. آنها بودند که با هوشیاری و احساس مسئولیتشان به صحنه آمدند، انتخابات را رونق بخشیدند و این انتخاب درست و صائب را انجام دادند.

… تکیه ما بر مسأله اجرا و اینکه ما این‌قدر از پروردگار عالم شکرگزاری می‌کنیم، برای این است که بحمداللّه، مدیریت کشور، در دست یک شخصیت موجه و آزموده و شناخته‌شده قرار گرفته که بنده از سال ۳۶ تا به حال، یعنی قریب چهل سال است، ایشان را از نزدیک می‌شناسم و در میدان‌های مختلف، با هم و در کنار هم بوده‌ایم؛ با هم کار و با هم فکر کرده‌ایم. یک آزمایش چهل ساله، برای ایجاد اعتماد در انسان، کافی است. من در همه این مدت، ایشان را در راه خدا، در راه حقیقت، در راه اعتلای کلمه دین و پیشبرد اهداف اسلامی مشاهده کردم و هرگز ایشان را از این راه، جدا و منحرف ندیدم.



دیدار اعضای هیأت دولت – ۱۳۷۲/۶/۳

بنده آقایان و به خصوص جناب آقای هاشمی را که واقعا این مسئولیت سنگین بر دوش ایشان است، دعا می‌کنم. ایشان هم حقیقتا جزو صلحای زمان ما هستند. خدا را شکر می‌کنیم که این مسئولیت به دست کسی مثل ایشان است. بنده به‌خصوص با نام و پیوسته، ایشان را و همچنین سایر مسئولین و دیگران را دعا می‌کنم.

دیدار جمعی از روحانیون – ۱۳۷۲/۱۱/۱۷

در صددند روحانیون مؤثر و مفید برای کشور و اسلام و مسلمین را حذف جسمانی کنند. آخرینش همین حادثه‌ای بود که می‌خواستند در روز دوازدهم در مرقد امام به‌ وجود آورند و یک شخصیت برجسته مفید فدایی برای اسلام و مسلمین و نظام جمهوری اسلامی را از ملت مسلمان بگیرند. این مردی که جوانی و عمر خودش را تا آنجایی که ما دیدیم و فهمیدیم و شناختیم – و کسانی هم که ایشان را می‌شناسند، می‌دانند – در این راه گذاشته است؛ یعنی رئیس‌جمهور محبوب ما را می‌خواستند از ما بگیرند که بحمداللّه، دست شکسته شیطان‌ها، در بسیاری از موارد، از جمله در این مورد ناکام ماند و ان‌شاءاللّه که همیشه در خیانت‌ها و خدعه‌هایشان ناکام خواهند ماند.



دیدار مدیران و مسئولان مطبوعات کشور – ۱۳۷۵/۲/۱۳

بدانید که امروز در دنیا هیچ رئیس جمهوری مثل آقای هاشمی، چنین ساده و بی‌تشریفات زندگی نمی‌کند. بنده در دوران ریاست جمهوری خود، بارها به کشورهایی که به اصطلاح کشورهای انقلابی بودند، مسافرت کردم. در فلان کشور، رئیس جمهوری که تا دیروز در چادر زندگی می‌کرده است – به طوری که خودش یا وزیر خارجه‌اش می‌گفت با تفنگ معمولی، هشت سال زیر چادر زندگی می‌کرده‌اند – در قصر امروزش که از ما در آن پذیرایی می‌نمود، چنان تشریفات و جبروتی حاکم بود و چنان تقلید و عکسبرداری دقیقی از حاکم پرتغالی که قبل از وی در آن کشور زندگی و حکومت می‌کرد، کرده بود که انسان در شگفت می‌ماند! مسئولین کشورهای دیگر، این طور زندگی می‌کنند!

دیدار مسئولان وزارت فرهنگ و آموزش عالی – ۱۳۷۵/۲/۲۹

اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی باید در جهت تقویت روند کار و فعالیت این شورا تلاش کنند و همت خود را فقط برای به انجام رساندن این وظیفه اساسی به کار گیرند. در راس شورای انقلاب فرهنگی، شخصیتی مانند آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان یک عنصر صد در صد فرهنگی قرار دارد که این شورا با اتکاء به آن می‌تواند منشاء تصمیمات و خدمات بزرگی برای مسائل فرهنگی کشور باشد.

دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) – ۱۳۷۵/۳/۲۰

ایران کشور جهاد فی سبیل الله است و در راس کشور عناصر مؤمن، مجاهد، آگاه و صمیمی قرار دارند و شخصیت مبارز و مجاهدی مانند آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور این کشور است که تمامی عمر خود را در جهاد گذرانده و اکنون نیز شب و روز در جهاد فی سبیل الله قرار دارد.

پس از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری – ۱۳۷۶/۳/۲

برای شخص من، هیچ کس آقای هاشمی رفسنجانی نخواهد شد.

آخرین دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت ششم – ۱۳۷۶/۵/۹

من فراموش نمی‌کنم، روزهای بعد از جنگ در آن جلسه‌ای که به دستور امام تشکیل شد، چند نفری برای طرح خطوط اصلی بازسازی کشور نشستیم؛ به نظر خودمان آرزوهای بزرگی را در آن نوشته‌ها آوردیم، بحث کردیم و تصور نمودیم که ان‌شاءاللّه در طول چندین سال انجام گیرد. آنچه در این هشت سال ریاست جمهوری شما اتفاق افتاده، از آنچه که آن روز ما آرزو داشتیم، بیشتر است و حقیقتا کشور بازسازی شد.

… لازم می‌دانم – به‌خصوص – نظر خودم را درباره بخشی از علل موفقیت این دولت ذکر کنم. هم اینها برای مردم نافع است، هم برای مسئولینی که در طول زمان – در آینده – حضور خواهند داشت، بلاشک نافع است.

بخش قابل توجهی از این، به خصوصیات شخص آقای هاشمی برمی‌گردد؛ یعنی واقعا برخی از خصوصیات در ایشان هست که تأثیر تام و تمامی در این موفقیت‌ها داشته؛ از قبیل برخورداری ایشان از روحیه کار، پرکاری، روحیه ابتکار و نوآوری و ورود در میدان‌های جدید و ناپیموده، همت بلند در امر سازندگی و نترسیدن از طرح‌های بزرگ و اقدام‌کردن شجاعانه در مورد کارهای بزرگ و شیوه مدیریت باز که در ایشان وجود داشت و این به همکاران ایشان امکان می‌داد که ابتکار و تلاش خودشان را به کار بیندازند و از آن استفاده کنند. ایمان عمیق به توانایی خود نیز نقش زیادی داشت. همچنین هوشمندی در شناخت مسائل و مضایق و پیدا کردن راه حل‌ها، بخشی از خصوصیاتی است که بلاشک مؤثر بود.

پیام به مناسبت حضور پر شور ملت ایران در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری – ۱۳۸۴/۴/۴

نقش مؤثر و تعیین‌کننده‌ نامزدهای ریاست جمهوری در خلق این حماسه‌ بزرگ ملی، انکارناپذیر و سپاس از آنان بر همگان لازم است. اینجانب تشکر وافر خود را به همه‌ آقایان به‌ویژه به جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای هاشمی‌ رفسنجانی که خود از ذخائر انقلاب و از چهره‌های برجسته‌ نظام جمهوری اسلامی ایرانند تقدیم می‌دارم و امیدوارم این برادر عزیز و همسنگر دیرین مانند همیشه در عرصه‌های مهم نظام اسلامی نقش‌آفرین باشند.

دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری – ۱۳۸۹/۱۲/۱۹

از همه‌ آقایان تشکر می‌کنیم، به‌خصوص از جناب آقای هاشمی رفسنجانی، برای اینکه در این اجلاس، انتظار خصمانه‌ای را که دشمنان داشتند، خنثی کردند. آنها انتظار داشتند که بین خبرگان امت اختلاف بیفتد، رقابت‌ها به صورت رقابت‌های متعارف دنیای مادی در بیاید و مسابقه‌ در خدمت، تبدیل بشود به رقابت منفی در تصرف مراکز و جایگاه‌ها که این بحمداللّه نشد. خب، از جناب آقای هاشمی انتظار هم همین بود؛ با توجه به سابقه‌ عقل و احساس مسئولیتی که در ایشان همیشه ما مشاهده کردیم.

خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران – ۱۳۸۸/۳/۲۹

آقای هاشمی را همه می‌شناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیت‌های بعد از انقلاب نیست؛ من از سال ۱۳۳۶ – یعنی ۵۲ سال قبل – ایشان را از نزدیک می‌شناسم. آقای هاشمی از اصلی‌ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیر قبل از انقلاب بود. بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیت‌های جمهوری اسلامی در کنار امام بود. بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب می‌کرد و به مبارزین می‌داد. اینها را جوان‌ها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیت‌های زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود، قبلش رئیس مجلس بود، بعد مسئولیت‌های دیگری داشت. در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب یک اندوخته‌ای درست کرده باشد. اینها یک حقایقی است، اینها را باید دانست. در حساس‌ترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده. من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف‌نظر داریم که طبیعی هم هست ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند.

پیام تسلیت – ۱۳۹۵/۱۰/۱۹

«بسم الله الرحمن الرحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون

با دریغ و تأسف خبر درگذشت ناگهانی رفیق دیرین و همسنگر و همگام دوران مبارزات نهضت اسلامی و همکار نزدیک سال‌های متمادی در عهد جمهوری اسلامی جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی را دریافت کردم. فقدان همرزم و همگامی که سابقه‌ همکاری و آغاز همدلی و همکاری با وی به پنجاه و نه سال تمام می‌رسد، سخت و جانکاه است. چه دشواری‌ها و تنگناها که در این ده‌ها سال بر ما گذشت و چه همفکری‌ها و همدلی‌ها که در برهه‌های زیادی ما را با یکدیگر در راهی مشترک به تلاش و تحمل و خطرپذیری کشانید. هوش وافر و صمیمیت کم‌نظیر او در آن سال‌ها، تکیه‌گاه مطمئنی برای همه‌ کسانی که با وی همکار بودند به‌ویژه برای اینجانب به شمار می‌آمد. اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هایی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ خناسانی که در سال‌های اخیر با شدت و جدیت در پی بهره‌برداری از این تفاوت‌های نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد. او نمونه‌ کم‌نظیری از نسل اول مبارزان ضد ستم‌شاهی و از رنج‌دیدگان این راه پرخطر و پرافتخار بود.

سال‌ها زندان و تحمل شکنجه‌های ساواک و مقاومت در برابر این همه و آنگاه مسئولیت‌های خطیر در دفاع مقدس و ریاست مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و غیره، برگ‌های درخشان زندگی پر فراز و نشیب این مبارز قدیمی است.

با فقدان هاشمی اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی‌شناسم که تجربه‌ای مشترک و چنین درازمدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ‌ساز به یاد داشته باشم.

اکنون این مبارز کهنسال در محضر محاسبه‌ الهی با پرونده‌ای مشحون از تلاش و فعالیت گوناگون قرار دارد و این سرنوشت همه‌ ما مسئولان جمهوری اسلامی است.

غفران و رحمت و عفو الهی را برای وی از صمیم قلب تمنا می‌کنم و به همسر گرامی و فرزندان و برادران و دیگر بازماندگان ایشان تسلیت عرض می‌کنم.

غفرالله لنا و له»

دعای بدرقه – ۱۳۹۵/۱۰/۲۱

اَلّلهُمَّ إِنَّ هَذَا عَبْدُکَ وَابْنُ عَبْدِکَ وَابْنُ أمَتِکَ نَزَلَ بِکَ وأَنْتَ خَیْرُ مَنْزُول بِه اَلّلهُمَّ إنَّا لاَ نَعْلَمُ مِنْهُ إلاَّ خَیْراً وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِه مِنَّا اَلّلهُمَّ إِنْ کَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فی إِحْسَانِه وَإنْ کَانَ مُسِیئاً فَتَجَاوَزْ عَنْه وَاغْفِرْ لَهُ. اَلّلهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَکَ فی أعْلی عِلِّیِّینَ وَاخْلُفْ عَلی أهْلِهِ فی الغَابِرِینَ وَارْحَمْهُ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین – خدایا همانا این بنده تو و فرزند بنده تو و فرزند کنیز تو است که بر تو درآمده و تو بهترین میزبانی. خدایا ما جز خوبی از او سراغ نداریم و تو داناتری به حال او از ما. خدایا اگر او نیکوکار است پس بیفزا در احسان او و اگر بدکار است پس از او درگذر و او را بیامرز. خدایا او را قرار ده در نزد خود در بالاترین جایگاه‌ها و جانشین او باش بر خاندانش در میان سایر زندگان و رحم کن بر او به رحمت خودت ای مهربان‌ترین مهربانان./تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۵الف
***

وقتی یاردیرینه امام ورهبری"ردصلاحیت"می شود!

توکلی افزود: یکی دیگر که برای من از همه مهم تر است ماجرای آخرین نامزدی ایشان برای ریاست جمهوری بود که در سال ۹۲ بود که من تلاش هایی کردم که ایشان منصرف شود و نگران کشور بودم اما موفقق نشدم. ساعتی تدبیر کردم که ایشان نرود و وقتی آمد تلاش کردم که رد نشود و این نگرانی اصلی من بود کهه تلاش ما تاثیر نکرد. شما به صحنه نگاه کنید. یکی مثل اکبر هاشمی رفسنجانی با آن رفاقت و نزدیکی با امام (ره) و آقای خامنه ای، یک چنین کسی در انتخابات ریاست جمهوری که ایشان در سازندگی کشور شرکت دارد، ببنید که چه افرادی تایید میشوند و چه کسانی رد میشوند و من دیدم این خیلی سخت است. نامه ای برای ایشان نوشتم و به ایشان گفتم که شناسنامه شما را با انقلاب مهر کرده اند مبادا این شناسنامه آسیب ببیند. بعد مثال الگور با بوش در دورد دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را زدم که تاکید هم کردم که به دست خودشان بدهند و به دست بچه ها ندهد ودر نامه نوشتم شما باید به قانون تمکین کنید حتی اگر قبول ندارید ایشان  درپاسخ  گفتند که من همین کار را می کنم که من شب دعا کردمم و برایشان نماز خواندم./احمد توکلی مهمان ویژه برنامه یاردیرین شبکه یک سیما-سه شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۵-بنقل ازالف

***

  

من خامنه‌ای‌ام، داماد آقای هاشمی!

سید علی خامنه‌ای با لهجه کرمانی اشاره به همسرش می‌کند و می‌گوید: «این خانم خواهر آقای هاشمی است که برای دیدار او آمده، من هم شوهر این خانم هستم.»
در کتاب خاطرات رهبرمعظم انقلاب "یادمان  زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها" روایت جالبی از ملاقات خود وهمسر مکرمه شان با آیت الله هاشمی رفسنجانی در زندان قزل قلعه نقل شده است.
 

در آن مقطع (اواخر سال ۱۳۵۰) آقای هاشمی نامه‌ای به امام خمینی نوشته و درخواست کرده بود کاری کنند که دستگیرشدگان سازمان مجاهدین خلق اعدام نشوند که افتادن این نامه به دست ساواک، باعث محکومیت هاشمی به ۷ ماه زندان می‌شود و وی به زندان داخل پادگان عشرت‌آباد منتقل می‌شود.

در اردیبهشت ۱۳۵۱، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه همسرشان راهی تهران می‌شوند تا با هاشمی دیدار کنند.

دیدار با زندانیان سیاسی شبیه ملاقات‌های معمول با زندانیان عادی نبود و مجبور بود ترفندی بزند. وقتی به در نگهبانی می‌رسند، ایشان با لهجه کرمانی اشاره به همسرش می‌کند و می‌گوید: «این خانم خواهر آقای هاشمی است که برای دیدار او آمده، من هم شوهر این خانم هستم.»

من خامنه‌ای‌ام، داماد آقای هاشمی!نگهبان‌ها به هم نگاه کردند و قرار شد از فرمانده بپرسند. فرمانده گفت فقط خواهرش می‌تواند وارد شود.«همسرم دل به خدا سپرد و وارد شد.من هم نگران و دلواپس، از این‌که راز آشکار شود که وی خواهر آقای هاشمی نیست، زیرا دیدار محارم با یکدیگر ویژگی خاصی دارداما ازآنجاکه آقای هاشمی فرد زیرکی بود، وقتی همسرم را از دور دید، متوجه موضوع شد… کنار یک جوی آب ایستاد، به‌طوری‌که همسر من در مقابل وی در طرف دیگر جوی قرار گرفت.»

ظاهراً آقای هاشمی سراغ دوستش را می‌گیرد و وقتی‌که متوجه می‌شود در نگهبانی است، از نگهبان‌ها می‌خواهد اجازه ورود شوهر خواهرش(!) را بدهند. «در این وقت یک نظامی دوان‌دوان به‌طرف من آمد و اجازه /ورود داد. من وارد شدم و آقای هاشمی از دیدار من بسیار شادمان شد.»/۲۱ دی ۱۳۹۵مشرق

***

"سردار! نوبت ما کی می رسد؟"

بسم الله الرحمن الرحیم

پرواز گوارایت فرمانده

بالاخره نوبت تو هم رسید چریک پیر!

پریدنی شدی همسنگر!

عادت به استقبالت داشتیم نه بدرقه، چون همیشه بودی، آنجا که سربازهای بی ادعا در کوچه پس کوچه های جهاد، کلید طلایی باغ آسمان را جستجو می کردند.

رفتنت هم چون بودنت شور و حماسه و استثناء بود و قاعده همدلی برای زنده نگهداشتن نهضت. چون همیشه گوشه ای در میان مردم در فرصتی که برای آخرین وداع با تو داشتم به گفتگو و درد و دل بی تکلف با هم میهنان نجیبی گذشت که محبت و قدر شناسی و عشق به ملک و مملکت را سوگمندانه فریاد می کردند وچه زیبا ما را به خودمان فرا می خواندند.

 می دانی که ما کهنه سربازها نسبتی با تملق و تکلف و چاپلوسی نداریم و این شرافت، گوهری استت که در دکان سیاست بازان خریداری ندارد.

راستی چقدر خنده دار است عیار اندکت را عده ای به امید شفقتی یا طمع در عنایتی، بسیار بخوانند و خنده دارتر که باور کنی و با آن تملق دروغ، خودت را گم کنی و وامصیبت.

پس نمی خواهم از امروز بگویم که مردانگی را باقیاس ادعا وزن می کنند. از خونروزهایی می گویم که مردانِ مرد از میان خیل مدعیان به عیار خطر پذیری و جنگ محک می خوردند.

 انگشت شمار بودند امثال شما، که عافیت دنیا را گذاشتند و بی بهانه، همراه با خیل یاران خود، لباس رزم بر تن و اسلحه بر دوش، سنگر به سنگر جبهه ها را هم نفس و هم پای جوانانی تازه بالیده، مشق عشق کردند و نبرد را نه در خانه های امن که از میان خاک و آتش و باروت وخون راهبری کردند.

عکسهای پادگانی برخی مدعیان که کیلومترها دورتر از گلستان خون و خطر برای روزهای مبادا با فلاشهای بی صداقتی و تکلیف گریزی پرنور می شد هنوز در لطیفه های فرهنگ جبهه پرخواننده است

تو می دانی ،برای آنان که شهادت را در لحظه های ناب شب عملیات درک کرده اند، رفتن و پرکشیدن عادتی قدیمی است اما نمی شود که دم پرواز را درک نکرده آرام بیابی!

وقتی یار و رفیق و همسنگر دیرینت در پیام وداع می گوید "هیچ کس برای ما هاشمی نمی شود"، چون منی چه می توانم بگویم؟

برای نسل ما این رزم شبانه پایانی ندارد سردار. نوبتمان کی می رسد ؟!

ترسم که گاه پریدن، نفسها به شماره افتاده باشد…

… این آخرین پرواز گوارایت مرد!

خدانگهدار همسنگر، خداحافظ همرزم، بدرود فرمانده پیر

 علی شمخانی/۲۵ دی ۱۳۹۵خبرآنلاین

علی شمخانی : هنگام گرفتن این عکس که در مناطق عملیاتی جنوب، گرفته شده، آفتاب بسیار تندی می تابید؛ بنابراین، چند عینک به آیت الله هاشمی داده می شود تا برای استفاده مقابل آفتاب، به چشم بزنند.

وی افزود: در نهایت پس از آنکه آن عینک ها متناسب با صورت ایشان نبود، علی شمخانی(که ناراحتی چشم وی از تابش آفتاب در عکس پیداست) عینک خود را به ایشان می دهد و در همین لحظات عکس مذکور گرفته می شود.

***

 پرویز کاظمی وزیر رفاه احمدی نژاد:

*به نظر من شخصیت آیت‌ا… هاشمی برخلاف برخی که عنوان می‌کنند پیچیده بوده است، بسیار ساده اما صریح و صادق بود.  بنده یک زمان خدمت ایشان رسیده بودم و یک جلسه دونفره با ایشان داشتم. جلسات بنده با ایشان معمولا ۴۵دقیقه تا یک ساعت طول می‌کشید و موضوع جلسه نیز مباحث مدیریتی بود. با این وجود هنگامی که صحبت ضعف اخلاقی در برخی از مدیران به میان آمد و پس از آن صحبت قیام امام حسین(ع) مطرح شد، به یک باره اشک از چشمان آیت‌ا… هاشمی جاری شد و ایشان با ذکر نام امام حسین(ع) به گریه افتادند. برای من جالب بود که برخلاف برخی که در تریبون‌های رسمی با ذکر نام ائمه گریه می‌کنند، ایشان در خفا و در یک جلسه دونفره نیز با به میان آمدن نام امام حسین(ع) به گریه افتاد.

*وقتیبه عنوان وزیر رفاه در کابینه حضور داشتم، قرار شد اعضای کابینه خدمت مقام ‌‌معظم رهبری برسیم. به همین دلیل همه وزرا و مسئولان در‌حیاط منتظر بودیم که آیت‌ا… هاشمی هم تشریف آوردند و رفتند روی یک نیمکت نشستند. پس از مدتی آقای احمدی‌نژاد وارد حیاط شدند و به دلیل اینکه جای دیگری برای نشستن نبود، مجبور شدند کنار آیت‌ا… هاشمی روی همان نیمکت بنشینند. با این وجود هنگامی که ایشان خواستند بنشینند، پشت خود را به آیت‌ا… هاشمی کردند و نشستند. در این زمان بسیاری از مسئولان دولت از این حرکت آقای احمدی‌نژاد ناراحت شدند، اما به روی خود نیاوردند.

*در جلسات دولت نام آیت‌ا… هاشمی را به زبان نمی‌آوردند و به جای آن عنوان می‌کردند: «این آقا». مشخص نبود احمدی‌نژاد چه کینه‌ای از آیت‌ا… هاشمی دارد و به چه دلیل این رفتارهای نامناسب را انجام می‌داد. مساله دیگری که تاکنون رسانه‌ای نشده است، این بود که آقای احمدی‌نژاد به صورت رسمی همه وزرا را از ارائه گزارش به مجمع تشخیص مصلحت نظام منع کرده بود و اجازه نمی‌داد هیچ کدام از وزرا به مجمع رفت‌و‌آمد کنند. وضعیت به شکلی شده بود که اگر مجمع تشخیص مصلحت نیز از وزرا برای ارائه گزارش دعوت می‌کرد، رئیس جمهور مانع می‌شدند و اجازه چنین کاری را نمی‌دادند.احمدی‌نژاد می‌خواست با «کل‌کل» کردن با آیت‌ا… هاشمی خود را بزرگ جلوه بدهد.

* پس از رحلت ایشان این سوال برای من پیش آمد که آیت‌ا… هاشمی یکشنبه شب(۱۹دی) با آیت‌ا… هاشمی دوشنبه شب چه تغییری کرده که برخی به سرعت مواضع خود را نسبت به ایشان تغییر دادند و به یک باره مرید ایشان شده بودند. برخی از افراد سخنانی را پس از رحلت ایشان به زبان می‌آوردند که گویا تا چند روز قبل از رحلت ایشان با آیت‌ا… هاشمی دوست و صمیمی بودند. این افراد همان کسانی بودند که انواع تمهت‌ها و افتراها را به آیت‌ا… هاشمی در طول حیاتشان نسبت می‌دادند، اما به یک‌باره تغییر موضع دادند و طرفدار آیت‌ا… هاشمی شدند.  برخی تا قبل از سال۹۲ برای اینکه آنها را از قطار انقلاب پیاده‌شده معرفی نکنند جرات نمی‌کردند به دیدار آیت‌ا… هاشمی بروند. همین افراد پس از درگذشت ایشان، در مدح انقلابیگری آیت‌ا… هاشمی سخن‌ها می‌گفتند و مصاحبه‌ها انجام می‌دادند. /۳ بهمن ۱۳۹۵oخبرآنلاین بنقل ازپرویز کاظمی وزیر رفاه دولت نهم در گفت وگو با روزنامه آرمان

 

درباره نویسنده

1160مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

تمام حقوق این سایت برای © 2017 pirastefar.ir. محفوظ است.
بهینه سازی وبسیما